تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل تأثیر انقلاب اسلامی بر هندسه قدرت مقاومت اسلامی در غرب آسیا – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر انقلاب اسلامی بر هندسه قدرت مقاومت اسلامی در غرب آسیا شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر انقلاب اسلامی بر هندسه قدرت مقاومت اسلامی در غرب آسیا:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر انقلاب اسلامی بر هندسه قدرت مقاومت اسلامی در غرب آسیا به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تأثیر انقلاب اسلامی بر هندسه قدرت مقاومت اسلامی در غرب آسیا به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تأثیر انقلاب اسلامی بر هندسه قدرت مقاومت اسلامی در غرب آسیا با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر انقلاب اسلامی بر هندسه قدرت مقاومت اسلامی در غرب آسیا با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تأثیر انقلاب اسلامی بر هندسه قدرت مقاومت اسلامی در غرب آسیا با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر انقلاب اسلامی بر هندسه قدرت مقاومت اسلامی در غرب آسیا را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تأثیر انقلاب اسلامی بر هندسه قدرت مقاومت اسلامی در غرب آسیا :

۱. مقدمه

پس از جنگ دوم جهانی ایالاتمتحده امریکا جایگزین انگلستان در منطقه غرب آسیا و شمال افریقا شد. استراتژی امریکا تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بر اساس سیاست دو ستونی بود.

در این استراتژی که از سوی نیکسون مطرح شد، ایران پایه نظامی و عربستان ستون مالی و اقتصادی برنامه های امریکا برای پرکردن خلأ قدرت در منطقه بود.

با پیروزی انقلاب در ایران، ایالاتمتحده مجبور شد برای جلوگیری از نفوذ و قدرت بیش ازپیش انقلاب اسلامی، در مسائل منطقه (ژئواستراتژیک ترین منطقه جهان) درگیر شود. ازاین رو، مسلمانان ایران از سوی امریکا به عنوان سرکش، یاغی و اعراب به دلیل چرخش به سمت غرب و سازش با اسرائیل، مسلمان خوب دانسته شدند، زیرا اسلام سیاسی تحت تأثیر انقلاب اسلامی، هژمونی آمریکا، موجودیت اسرائیل و بقای رژیم های محافظه کار منطقه را به مبارزه طلبید و به معضل امنیتی برای غرب، رژیم های عربی و اسرائیل تبدیل شد.

انقلاب اسلامی ایران، ساختار سیاسی، نحوه توزیع قدرت و بازیگران روابط بین الملل را تحت تأثیر قرار داد و باعث تقویت و ظهور بازیگران جدید غیردولتی (جنبش ها و ملت ها) [بالأخص در غرب آسیا] شد. (رضاپور، ۱۳۹۳: ۱۴۱) به طوریکه پس از وقایع سال ۲۰۱۱، روزنامه النهار در گزارشی به نقل از یک کارشناس امریکایی مینویسد: «… ایران امروز بر بغداد و تقریبا نیمی از جغرافیای عراق تسلط کامل دارد… بر پایتخت سوریه، دمشق و حکومت رئیس جمهور بشار اسد و نیمی از اراضی سوریه نیز به طور کامل مسلط است… [و] به واسطه حزبالله و هم پیمانانش بر لبنان تسلط دارد… از مدتی نه چندان طولانی بر پایتخت یمن، صنعا و نیمی از جغرافیای آن مسلط است… کاملا روشن است که این نفوذ منطقه ای ایران به طور جدی امریکا و برخی از کشورها را نگران کرده است. این نشان میدهد که توانایی ایران برای بستن تنگه های حیاتی جهان یعنی «هرمز» و «باب المندب» تا چه اندازه بالاست.» (خبرگزاری آنا، ۱۳۹۳/۱۱/۱۷)

با عنایت به مفروضات فوق، این سؤالات مطرح هستند که آیا نفوذ و قدرت استراتژیک و نظامی ایران در غرب آسیا تهاجمی است؟ یا اینکه ریشه در گفتمان و جهانبینی تدافعیای دارد که به آن مشروعیت میبخشد؟ در وهله بعد این گفتمان در واکنش به چه نظمی ارائه شده است ؟ و پایه های نگه دارنده آن چگونه هندسه قدرت و مقاومت در منطقه غرب آسیا را متحول ساخته اند؟ پاسخ به سؤالات مزبور از دو بعد سلبی و ایجابی حائز اهمیت است. ضرورت سلبی انجام پژوهش پیش رو از این حیث است که شناخت و تجزیه وتحلیل تغییر هندسه قدرت مقاومت در غرب آسیا، از تحریف و کمرنگ کردن نقش انقلاب اسلامی در این راستا جلوگیری به عمل میآورد و قاعدتا از نظر ایجابی میتواند مقدمه تحقیقات بیشتری در این زمینه باشد. جست وجو در تحقیقاتی که در ارتباط با «مقاومت اسلامی» انجام پذیرفته است این ضرورت را دوچندان میکند.

جدول ۱. پیشینه تحقیق

بررسی پیشینه تحقیق نشان میدهد که تحقیقی جامع ومانع در ارتباط با تأثیر انقلاب اسلامی بر هندسه قدرت مقاومت اسلامی بالأخص در غرب آسیا انجام نشده است. در مقابل نویسنده با بررسی این مهم، در این مقاله معتقد است: انقلاب اسلامی به علت قدرت مادی، نهادی و عقیدتی خود پایه ها و مبانی قدرت «مقاومت اسلامی» را مستحکم کرده است. مهم ترین سازوکاری که در تحقق این مهم نقش بسزایی داشته است، راهبرد جمهوری اسلامی در مبارزه با نظام نومحافظه کاری بوده است.

برای تشریح این گزاره که ستون اصلی نوشتار حاضر خواهد بود لازم است در بدو امر مختصات گفتمانهای مقاومت در نظام نومحافظه کار در سطح بین المللی را بررسی کرد. پس از آن شایسته است راهبرد نظام نومحافظه کاری را در قبال مقاومت اسلامی در منطقه غرب آسیا تشریح کرد.

سپس تحلیل مبانی نسل های قدرت و نفوذ انقلاب اسلامی این مزیت را در بر خواهد داشت که تأثیرات سه گانه انقلاب را بر تغییر هندسه مقاومت اسلامی در غرب آسیا به تفصیل بررسی کند.

۲.مبانی نظری

۱-۲. نظریه های مقاومت در روابط بین الملل

برخی از تحلیلگران بر این باور هستند که نظریه های کلان روابط بین الملل رو به اتمام هستند، ویژگی علمی بودن خود را در تبیین وقایع جدید روابط بین الملل از دست دادهاند، زیرا در اکثر آثار علمی در رشته روابط بین الملل تئوریپردازی به حداقل ممکن رسیده، مباحثات نظری بیشتر دون پارادایمی هستند و استفاده از تئوری اغلب جهت آزمایش فرضیه است. ازاین رو، بیشتر پس از مناظره سوم و چهارم، چون مبنای مشخصی برای نظریه پردازی ایجاد نشد؛ شاهد تکثر و تنوع در مفاهیم، نظریات و روشهای موجود در روابط بین الملل هستیم. Dunne and) (425-2013405,Others سیلوستر مینویسد: در دنیای جهانی شده (بعد از جنگ سرد) روابط بین الملل با حوزههای متفاوتی از موضوعات متمایز تئوریک، جغرافیایی، فلسفی، متدلوژیک و … در مقایسه با رهیافت دولت محور روبه رو شده است. آیا این به این معناست که نظریه در روابط بین الملل به سرانجام رسیده یا اینکه نظریات روابط بین الملل زیستی دوباره آغاز کردهاند؟ قطعا بسیاری از موضوعات قدیمی روابط بین الملل مثل جنگ و صلح در دوران جدید در مظاهر گوناگونی عینیت مییابند. (۶۲۶-۲۰۱۳۶۰۹,Sylvester)

باری بوزان در مقاله ای تحت عنوان «چرا نظریه ای غیر غربی در روابط بین الملل وجود ندارد؟»، معتقد است دو دلیل اصلی برای سیطره نظریه های غربی بر این دیسیپلین را میتوان ذکر کرد: اولا، نظریه های جریان اصلی روابط بین الملل در فلسفه و نظریه های سیاسی غرب ریشه دارند؛ ثانیا، تاریخ جهان، اروپا محور است. به عبارتی، اروپا مرکز ثقل تاریخ جهان [معاصر] است؛ بنابراین، بر کسی پوشیده نیست که نظریه های غربی در روابط بین الملل تسلط کامل دارند. (Buzan ,2009: 6)

استانلی هافمن نیز روابط بین الملل را اساسا یکی از علوم اجتماعی میداند که در ایالاتمتحده امریکا متولد شده و در آنجا رشد کرده است. دانشوران روابط بین الملل دو دلیل اساسی برای نارضایتی از این وضعیت میتوانند داشته باشند: اول وضعیت قدرت در دنیا (امریکا به عنوان یکی از قدرتهای اصلی) و دوم شرایط دیسیپلین روابط بین الملل (سیطره امریکا بر روابط بین الملل).

تا زمانی که این دو دلیل با یکدیگر همراهی کنند نارضایتی ادامه خواهد داشت. (۱۹۷۷۵۹,Hoffmann) طبیعی است که برخی از نظریه ها در مقابل وضعیت نظریه پردازی (محافظه کاری) در روابط بین الملل مقاومت نشان داده و میدهند. در زیر به سه نمونه از مهم ترین آنها اشاره میشود.

۱-۱-۲. نظریه های پساساختارگرا

در این فضا، پساساختارگرایی به مثابه یکی از رهیافت های دگرگونه، با اشاره به نقش نظریه در ساختن و شکل دادن به موضوع دارای اهمیت تحلیل، امکان یک علم روابط بین الملل بیطرف را زیر سؤال میبرد و حتی ادعا میکند که نظریه روابط بین الملل با تأکید بر آنچه ذاتا طرفدارانه و مبتنی بر مواضع سیاسی است و چنین نظریه ای بر آن استوار میشود، در جرم بازتولید روابط قدرت موجود و تولید روابط قدرت جدید- معمولا به نام پیشرفت، آزادی یا رهایی شریک میشود. پس همه نظریه ها متعصبانه هستند. (عسگرخانی و دیگران، ۱۳۸۸: ۲۹۹) بنابراین، امروزه برای مسائل جهانی نمیتوان پاسخ های ساده و فراگیر [در قالب یک نظریه ] ارائه داد و باید از جزمیات سنتی درگذشت. رشته روابط بین الملل تاکنون بر اثر نگرش مدرن، با رویکردی عینیت گرا، ذاتگرا به شناخت و واقعیت مینگرد و همه چیز را به پدیدههای دوگانه ای مانند عین، واقعیت، / ارزش، هست ، / داخلی، دیگری،/ بین المللی، واقع گرا،/ ساده کرده است. این نظریه است که به عمل جهت میدهد و به جهان شکل میبخشد. (بزرگی، ۱۳۷۷: ۱۴۵)

۲-۱-۲. نظریه های انتقادی

همچنین در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، جریان مهمی از تفکر در جوامع غربی آغاز شد که به نظریه انتقادی شهرت یافته است. این جریان به ویژه متصل به مشربی است که به نام «مکتب فرانکفورت» معروف شده است. اصطلاح «نظریه انتقادی» ناظر به این معناست که این جریان فکری تلاش میکند برای کشف ساختارهای زیرین جامعه و نقد آن؛ پایگاهی نظری تدارک بیند. نظریه نقدی که در حال حاضر یورگن هابرماس(rgen HabermasJu) نماینده اصلی آن است نسل هایی چند از مارکسیست ها را از هورکهایمر (Max Horkheimer) و آدورنو (Theodor Ludwig Wiesengrund Adorno) تا مارکوزه (Herbert Marcuse)و هابرماس را در بر میگیرد. (پولادی، ۱۳۸۸: ۳۹-

۳۸) رویکردهای هنجاری بر این امر تأکید دارند که باید نظریه روابط بین الملل را در زمینه مناسب و مطلوب اجتماعی به کار بست. در این راستا باید در فرایند نظریه پردازی روابط بین الملل، مفاهیم را به نحوی صحیح مفصل بندی کرد، به گونه ای که برای رهاسازی باشد. (قوام، ۱۳۹۳: ۱۹۸-۱۹۷)

۳-۱-۲- نظریه های اسلامی

اسلام، برای انسان این هویت را قائل شده است تا صحنه روابط بین الملل را بدون هیچ گونه تأثیر و تأثر از ملاحظات قدرت بشناسد و منابع شناخت از عقل گرفته تا وحی و فقه را در راستای تأمین عدالت و سعادت انسان و جامعه معرفی کند. بر پایه ماهیت دوگانه انسان و جامعه داخلی مبنی بر ستیز نیروهای خیر و شر و حق و باطل، روابط بین الملل، به عنوان عرصه تعامل جوامع مختلف انسانی با یکدیگر، مناقشه آمیز و ستیزشی است، زیرا روابط بین الملل صحنه تقابل و مبارزه جوامع حق و حق طلب با جوامع باطل و منحط است که نهایتا به پیروزی جبهه حق بر باطل میانجامد. پس سیاست بین الملل، مانند انواع دیگر سیاست، مبارزه و کشمکش برای تأمین عدالت و سعادت انسان و جامعه بشری است. هدف در روابط بین الملل کسب حداکثر قدرت، امنیت و رفاه مادی صرف نیست، بلکه غایت اصلی تأمین عدالت، سعادت و تعالی در راه رسیدن به حق تعالی است. (دهقانی فیروزآبادی، ۱۳۹۰)

لازمه رسیدن به چنین هدفی از یک سو، همزیستی مسالمت آمیز[۱] در صحنه روابط بین الملل است. (اسلامی، ۱۳۹۲: ۶۲۲) از طرفی، در آیات قرآن کریم ، به آیاتی چون «حرب»، «جهاد» و «قتال»[۲] اشاره شده است و تمامی آنها به معنی جنگ است. قرآن کریم تنها «جهاد فی سبیل الله» یا «قتال فی سبیل الله» را جنگ مشروع میداند. شریعت مقدس جنگ را به عنوان یک ضرورت و آخرین راه چاره پذیرفته و جواز جنگ از دیدگاه اسلام چیزی نیست جز همان دفاع مشروعی که در منشور سازمان ملل بر آن تأکید شده است. (موسوی، ۱۳۸۴: ۹۳)

نظریه مقاومت به عنوان یک نظریه رهاییبخش در قالب پارادایم برخورد با سلطه و مبتنی بر قدرت، روایت (Narrative Power) انقلاب اسلامی از اسلام ناب محمدی (ص) و نظام بین الملل است. بدون شک چنین مقاومتی – مقاومت پویای برخاسته از انقلاب اسلامی و نه مقاومت منفعلانه – برگرفته از متن قرآن و سنت رسولالله (ص) است. ازاین رو شاید مهم ترین پیامد انقلاب اسلامی ایران را بتوان همین چالش در برابر هژمونیک گرایی و سلطه جهان غرب بر مناطق پیرامونی دانست. ریشه های نظام سلطه را باید در عقلانیت ابزاری جهان غرب به همراه انگیزه راهبردی برای غلبه بر منابع اصلی قدرت دانست. از قرن۱۹به بعد، الگوی نظام سلطه با تغییراتی روبه رو و فرایند کنش مبتنی بر استعمار از درون جهان غرب با انتقاد روبه رو شد. در این دوران، سازوکارهای اقتصادی جدیدی در نظام سرمایه داری غرب شکل گرفت. مقاومت و جابه جایی در قدرت شکل گیری چنین وضعیتی، بیانگر آن است که هژمونیک گرایی ایالاتمتحده و خشونت در نظام سلطه، میتواند نتایجی از جمله بیثباتی ژئوپلیتیکی را در حوزههای جغرافیایی ایجاد کند. (کنگاوری، ۱۳۹۲: ۱۹۱-۲۴۸) بنابراین، مناسبت دارد که راهبرد ایالاتمتحده و هم پیمانانش در قبال جریان مقاومت اسلامی بررسی شود.

۳. راهبرد نظام نومحافظه کاری در قبال جریان مقاومت در منطقه غرب آسیا

در حیطه اندیشه سیاسی هسته مرکزی تفکر محافظه کاری اعتقاد به نابرابری انسانها است و اینکه اقلیتی باید نقش هدایت جامعه را بر عهده داشته باشند و اکثریت از نبوغ این اقلیت برخوردار شود، اما این اقلیت چه کسانی هستند؟ در پاسخ باید گفت ، محافظه کاران اشرافمنش و محافظه کاران بورژوامنش. دسته اول به نوعی «اشرافیت طبیعی» اعتقاد داشتند؛ ازاین رو کسانی که به «اشرافیت طبیعی» تعلق دارند از دانش، فضیلت و عقل لازم برای رهبری امور عمومی برخوردارند، اما محافظه کاران بورژوامنش ستایشگر افرادی استثنائی هستند که با شایستگیهای فردی خلق ثروت میکنند و از صفات نادری چون بصیرت، بلندپروازی و رهبری برخوردارند.

آنچه گاهی به نام تاچریسم خوانده میشود به این طیف از محافظه کاران تعلق دارد. درنهایت محافظه کاران جدید از الفاظی چون بازار آزاد و ابتکار فردی برای دفاع از نظام سرمایه داری و برای توجیه نابرابریهای شدید اقتصادی و اجتماعی در عرصه جامعه استفاده میکنند. (پولادی، ۱۳۸۳: ۲۰۸-۲۰۹).

در حوزه جامعه شناسی سیاسی، ایدئولوژی نومحافظه کاری سه دوره اصلی داشته است: نخست، محافظه کاری لیبرال که در دوران اوج لیبرالیسم رفته رفته از اثرش بر مالکیت زمین و پدرسالاری سیاسی و اجتماعی کاست و اصول لیبرالیسم را پذیرفت. دوم، محافظه کاری پدرسالارانه که با پیدایش دولت های مداخله گرا و بروز بحران در اقتصاد بازاری، بار دیگر به اصول پدرسالاری پیشین بازگشت و از دولت فراگیر پشتیبانی کرد. سوم، نومحافظه کاری که به اصول اقتصاد آزاد باز بازگشته و در چهارچوب لیبرالیسم آموزهای به نام «راست نو» را پدید آورده است. (موسی نژاد و حسین پور، ۱۳۸۷: ۴۰) و از سویی نومحافظه کاران در عرصه سیاست بین الملل معتقدند که دمکراسیها باید بتوانند با اقتدار کامل دشمنان خود را حتی با توسل به زور و قوه قهریه سرکوب کنند. به این ترتیب استفاده از زور برای ایجاد و گسترش دمکراسی نه تنها جایز، بلکه ضروری است. آنها همچنین بر این باورند که هر رژیم سیاسی ناگزیر است برای ایجاد اتحاد ملی یک دشمن بیرونی برای خود ترسیم کند. (موسوی شفایی، ۱۳۸۸: ۱۳۵-۱۳۴)

از حیث مباحث ژئوپلیتیکی با اشغال فلسطین ، غرب آسیا اهمیت بیشتری یافت و به یکی از حوزههای مهم قدرتهای بزرگ تبدیل شد. کشورهای منطقه ، طی این شش دهه در تعامل با بازیگران بین المللی، ائتلافهای متعدد رسمی و غیررسمی در منطقه ایجاد کردهاند. این ائتلافها یا علیه رژیم صهیونیستی و حامیان آن بوده است یا به نفع آن. (هینبوش و احتشامی، ۱۳۸۲: ۵۰) بنابراین، اسرائیل با بهرهبرداری از حمایت مستقیم و غیرمستقیم برخی از کشورهای محافظه کار منطقه ای (عربستان سعودی) و فرامنطقه ای (ایالاتمتحده امریکا، انگلستان، فرانسه و…) همواره سعی کرده است از اقدامات جریانهای تروریستی فعال در خاورمیانه، منافع ملی خود را به حداکثر برساند. یکی از سیاست های دائمی اسرائیل در این ارتباط این بوده که از بحرانهای موجود در منطقه برای تثبیت موقعیت خود استفاده کند.

ایالاتمتحده امریکا به عنوان اصلیترین سردمدار نظام نومحافظه کاری با توجه به علایقی چون دسترسی به منابع نفت و گاز، جلوگیری از اشاعه سلاحهای کشتارجمعی، تحت کنترل نگه داشتن تروریسم، ممانعت از ایجاد قدرت منطقه ای غیرقابل کنترل و برقراری ثبات در کشورهای همسو دلبستگی خاصی به منطقه غرب آسیا برای حفظ منافع خود دارد. (دهشیری، ۱۳۸۳: ۱۱۵) به طورکلی پس از وقایع ۱۱ سپتامبر ایالاتمتحده و هم پیمانان به بهانه مبارزه با افراطگرایی، زمینه حضور نظامی خود را در افغانستان و عراق فراهم کردند. (واعظی، ۱۳۸۹: ۲۱-۲۳) نومحافظه کاری سعی دارد تا در کشورهای غرب آسیا به تقویت گرایش های گریز از مرکز با دامن زدن به بحرانهای اجتماعی و قومی مبادرت ورزد، تا از این رهگذر پروژه بالکانیزه کردن کشورهایی چون ایران، عراق و عربستان را در بلندمدت عملی سازد. این مهم برای برهم زدن توازن قدرت منطقه ای به نفع رژیم صهیونیستی و زمینه سازی برای تحقق پروژه «اسرائیل بزرگ» است. در مورد کشورهای مخالف اصلاحات، نومحافظه کاران خواهان تضمین اجرای اصلاحات دیکته شده از خارج و از بین بردن هویت و نسخ فرهنگ این کشورهاست. (دهشیری، ۱۳۸۳: ۱۲۴-۱۲۵) اما با آغاز «بیداری اسلامی» تلاش نومحافظه کاران بی نتیجه ماند.

«بیداری اسلامی» موجی بود که توانست ظرف مدت کوتاهی فضای غیر دمکراتیک منطقه را تغییر دهد و دولت های همسو با کشورهای محافظه کار منطقه را به دست مردم ساقط کند، اما باز هم تحولات به گونه ای پیش رفت که در عراق گروههای تندرو بار دیگر تشکیل شود و در سوریه هم تکفیریها برای از بین بردن قدرت بشار اسد گرد هم آیند. جنگ داخلی به واسطه تلاش محافظه کاران در سوریه باعث شد که کشورهای حاشیه خلیج فارس نظیر عربستان گروههای تکفیری را نظیر جبهه النصره و القاعده پاکستان را از نظر مالی و نظامی تقویت کرده و آنها را راهی سوریه کنند. باقیمانده این گروهک ها اکنون تحت نام «داعش» در عراق مشغول کشتار نظامیان و غیرنظامیان هستند. (خبرنامه تحلیلی امریکا، ۱۳۹۳: ۱۱-۲)

راهبردهای گروه افراطی داعش برای اهداف غرب بالأخص ایالاتمتحده امریکا و اسرائیل، قابل تفسیر است. اقدامات داعش اسلامهراسی، به معنای واقعی کلمه را بیش ازپیش توسعه و ترویج داده است. در اثر نفوذ داعش در کشورهای اسلامی، حوزه نفوذ اسرائیل از لحاظ سیاسی و امنیتی در جهان اسلام افزایش پیدا کرده است. عملیات این گروه افراطی، به مبارزه تاکتیکی ایالات متحده علیه آن، اعتبار جهانی میبخشد و درنهایت برای روسیه رقیب استراتژیک غرب مشکلاتی را به وجود آورده است؛ بنابراین، میتوان برای افشاگری پیمانکار سابق آژانس امنیت ملی امریکا پایه ای منطقی در نظر داشت. وی اظهار کرده است که سازمانهای اطلاعاتی امریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در شکل گیری گروه موسوم به دولت اسلامی در عراق و شام «داعش» نقش داشتند و در عملیاتی با نام «لانه زنبور» گروه داعش را تشکیل دادند. (خبرگزاری صداوسیما،۱۳۹۳ /۰۳/۱۳)

ادوارد اسنودن افزود: گروه داعش برای حمایت از اسرائیل تشکیل شده است و هدف عملیات «لانه زنبور» تشکیل گروهی با شعارهای اسلامی است که تندروها را از سراسر جهان جذب کند و بر اساس اندیشه های تکفیری، سلاح خود را به سوی کشورهای مخالف موجودیت اسرائیل نشانه بگیرد. اسنودن همچنین اذعان کرد که سرکرده داعش دوره فشردهای را به مدت یک سال زیر نظر عوامل موساد پشت سر گذاشته است. (خبرگزاری صداوسیما، ۱۳۹۳/۰۳/۱۳) هیلاری کلینتون نیز در کتاب خاطرات خود اذعان دارد که «ما داعش را برای تقسیم خاورمیانه ایجاد کردیم.» (خبرگزاری فارس، ۱۳۹۳/۰۶/۱۹)

با این تفاسیر، نظریه اسلامی مقاومت که مبانی فلسفی و نظری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مصداقی عینی آن محسوب میشود، یکی از کاربردیترین نظریه هایی است که میتواند تغییر در هندسه قدرت مقاومت اسلامی را به تصویر کشاند. نظریه اسلامی و ایرانی مقاومت با الهام از آوردههای انقلاب اسلامی، نظم موجود حاکم بر روابط بین الملل را نظمی مبتنی بر روابط سلطه ارزیابی کرده و سردمداران این نظم را سلطه گر میشناسد. بر این اساس، روابطی که قدرتهای بزرگ با دیگر کشورها خارج از حیطه نظام سلطه (نومحافظه کاری) دارند، برای منافع، ارزشها و قدرت آنها در سیاست بین الملل است.

به همین شکل نظریه مقاومت اسلامی، روش و نوع برخورد با قدرت نظام سلطه را مشخص کرده است. حمایت مادی و معنوی از جنبش های اسلامی مقاومت، برخورد و مبارزه با افراطگرایی اسلامی و نهادینه کردن مناسبات قدرت کشورهای مقاومت از روشهایی است که به واسطه نظریه اسلامی مقاومت ارائه شده است ؛ بنابراین ، شناخت از روابط قدرت در نظام سلطه به انضمام به کارگیری روشهای مشروع و مقبول برای بازیگران خارج از این نظام، زمینه هایی را فراهم آورده تا هندسه قدرت در منطقه غرب آسیا بعد از انقلاب ۱۳۵۷، متحول شود. ازاین رو در ادامه به مهم ترین نمود این تحولات پرداخته خواهد شد.

۴. مبانی قدرت در انقلاب اسلامی؛ زمینه های رشد و نضج مقاومت در برابر نظم نومحافظه کارانه در غرب آسیا

در ادامه به تأثیرات مبانی مادی، نهادی و مولد انقلاب اسلامی در اعتلا و ارتقای مقاومت اسلامی در برابر نظم نومحافظه کارانه در غرب آسیا خواهیم پرداخت.

۱-۴. تأثیرات مبانی مادی انقلاب بر قدرت جریان مقاومت در غرب آسیا

از نظر برنسکوتور هسته ی نگه دارنده جهان، قدرت است و رئالیسم تنها مکتبی است که در ساخت و پرداخت قدرت، در بین سایر مکاتب دست برتر را داشته است. با درنظرداشت این دو پرسش اساسی نگارنده سه نسل متفاوت از قدرت را مدنظر قرار میدهد. نسل اول قدرت در قالب مکتب شیکاگو ارائه شد. قدرت از دید اعضای مکتب همچون دال، کاپلان و لاسول رابطه ای اجتماعی است که یک طرف این رابطه به طور نیت مند بر طرف دیگر درون یک الگوی ارزشی مشترک، تأثیر میگذارد. کاپلان و لاسول مرزهای بین قدرت و نفوذ را مشخص ساختند؛ عامل زور که در قدرت مطرح است در نفوذ موضوعیت ندارد[۳] و به اعتقاد آنها قدرت زیرمجموعه نفوذ است. در این نسل از قدرت، سنجش و اندازهگیری قدرت[۴] در پروسه تصمیم سازی و برنده شدن در منازعه بسیار مهم ارزیابی میشود. در اینجا با افزایش قدرت، امنیت افزایش مییابد. این نسل عموما به واسطه رجوع به افکار رئالیست ها تدوین گشته است. (۱۰-۲۰۰۷۱,Berenskoetter) در نوع رئالیستی روابط خاص قدرت، عموما بین سوژه و ابژه، رابطه فوری، محسوس و سازنده برقرار است

منظور از مبانی مادی قدرت انقلاب اسلامی بررسی تأثیر اقدامات انقلابی مستقیم و جهت گیریهای عملی سیاست خارجی بر گفتمان مقاومت در منطقه غرب آسیا است. غرب آسیا از سه دهه پیش تاکنون شاهد حضور دو جریان و ائتلاف بزرگ منطقه ای بوده است؛ که همواره در تقابل با یکدیگر تعریف شدهاند. موفقیت یکی در منطقه به معنی کاهش نفوذ دیگری بوده و برعکس. این دو محور عبارتاند از محور سازش به رهبری ریاض و قاهره که حمایت از منافع غرب و حفظ وضعیت کنونی در حمایت از دیکتاتورهای موجود را سرلوحه عمل خویش قرار داده است؛ و محور مقاومت با حضور تهران، دمشق، حزبالله و حماس که دفاع از آرمان فلسطین و مقابله با نظام سلطه (نومحافظه کاری) را در دستور کار خود داشته اند. این جبهه با محوریت جمهوری اسلامی و عضویت سوریه، [عراق] حزبالله لبنان و گروههای مبارز فلسطینی و…،

آرایش سیاسی بازیگران منطقه ی غرب آسیا را تغییر داده است. (آدمی و کشاورز مقدم، ۱۳۹۴: ۷-۱۹)

یکی از نشانه های دیگر بارز مقاومت اسلامی ناشی از انقلاب ایران را میتوان در دوران جنگ تحمیلی مورد ملاحظه قرار داد. در این فرایند ایران توانست در برابر فشارهای بین المللی و همچنین حمایت های بیدریغ کشورهای قدرتمند جهان از عراق، به موازنه استراتژیک دست یابد.

ابزار اصلی صدام حسین در جنگ علیه ایران، بهرهگیری از ابزارهای قدرت مادی بود، اما کنش فرهنگی – ایدئولوژیک جامعه ایرانی بهرهگیری از نیروهایی بود که مفاهیم عقیدتی را با قالب های سازمانی برای انجام اقدامات نظامی در دفاع از حوزه سازمانی، سرزمینی، ایدئولوژیک پیوند دادند. این نیروها توانستند جلوههایی از «مقاومت نامتقارن» را در فرایند دفاع در برابر نیروهای تهدیدکننده منطقه ای و بین المللی به وجود آورند. (پوستین چی و متقی، ۱۳۹۰: ۹۷-۱۲۹) به خوبی میتوان تأثیر مقاومت نامتقارن را بر تشکیل و ترویج الحشد الشعبی مشاهده کرد.

الحشد الشعبی در سال ۲۰۱۴ و پس از افتادن موصل در ۲۱ خرداد ۱۳۹۳ (۵ تا ۱۳ ژوئن ۲۰۱۴ میلادی) به دست نیروهای داعش در واکنش به فتوای جهاد آیت الله سیستانی، تشکیل شد. هدف این نیروها کمک به ارتش و نیروهای امنیتی عراق برای پاسداری از مکانهای مذهبی و نیز مقابله با تهاجم است. نوری مالکی نیز که هنگام سقوط موصل نخست وزیر عراق بود تصریح کرد که ما در ساختار بسیج عراق از بسیج ایران الگو گرفتیم. عمدتا ساختار و بدنه نظامی حشد الشعبی را شیعیان عراق تشکیل میدهند، اما بعدها برخی عشایر سنی عراق از استان صلاحالدین و استان نینوا و استان انبار و نیز افراد فیلی و مسیحیان عراقی نیز به آن ملحق شدند. (پایگاه تحلیلی خبری پیراسته، ۱۳۹۴/۱۱/۲۲)

۲-۴. تأثیر مبانی نهادی انقلاب اسلامی بر قدرت جریان مقاومت در غرب آسیا

نسل دوم قدرت را لیبرالها ارائه کردند. دانشورانی همچون کوهن و نای با مطرح کردن مباحثی نظیر اقتصاد نامتقارن[۵] و متعاقبا تحدید حاکمیت دول، منابع نفوذ متفاوتی را نسبت به طراحان نسل اول، معرفی کردند. ازاین رو هویدا شد که تصمیمات همیشه توسط دولت ها اخذ نمیگردند و خود دولت ها نیز در اثر پیچیدگی فرایندهای قدرت در سیاست بین الملل و ورود بازیگران غیردولتی تحت سلطه رژیم های بین المللی هستند. درنتیجه به نقل از کراسنر توانایی ساخت و تغییر این رژیم ها بدیلی برای شناخت دیگر منابع قدرت همچون قدرت نرم شدند. (۱۰-۲۰۰۷۱,Berenskoetter) با توجه به اهداف و اصول انقلاب اسلامی میتوان اذعان کرد که جهت گیری بنیادی جمهوری اسلامی ایران عدم تعهد به نظام سلطه (نومحافظه کاری) و درعین حال، تلاش جهت تشکیل ائتلاف و اتحاد علیه این نظام و هر نوع سلطه گری و سلطه پذیری و دارای نقش های ملی مستقل، الهامبخش و حامی نهضت های آزادیبخش (چه اسلامی و چه غیر اسلامی) است. به طوریکه؛ در وضعیت نظام دوقطبی حاکم بر سیاست بین الملل ایران از جمله کشورهای بود که به هیچ قطبی گرایش نداشت و خواهان بیطرفی بود.

ایران در دوره بعد از انقلاب در جنبش غیر متعهدها توجه زیادی کرده و در آن حضور فعالی داشته است. به دلیل نفی امپریالیسم در قوانین اساسی جمهوری اسلامی ایران این سازمان همیشه ایران را در صدر اعضا قرار داده و همین هم باعث شده که روابط ایران با این سازمان محکم باشد. ایران یکی از هفت دولت بنیانگذار سازمان کنفرانس اسلامی بود و در طول نخستین دهه حیات آن یکی از شرکت کنندگان منظم در نشست هایش بود. جمهوری اسلامی ایران همچنین عضو سازمان منع تسلیحات

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *