توضیحات
فایل پاورپوینت کامل تأثیر اومانیسم بر نهضت اصلاح دینی؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر اومانیسم بر نهضت اصلاح دینی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر اومانیسم بر نهضت اصلاح دینی را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل تأثیر اومانیسم بر نهضت اصلاح دینی با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر اومانیسم بر نهضت اصلاح دینی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر اومانیسم بر نهضت اصلاح دینی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر اومانیسم بر نهضت اصلاح دینی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تأثیر اومانیسم بر نهضت اصلاح دینی :
مقدّمه
بیشک یکی از بنیانهای اصلی فرهنگ و تمدن غربی، اومانیسم (انسانمداری) است، چنانکه در بسیاری از نوشتهها و گفتارها به این مطلب اشاره شده و میشود؛ اما کمتر نوشته تحلیلیای وجود دارد که به این مسئله پرداخته و نشان داده باشد که چگونه اومانیسم بر شکلگیری فرهنگ و تمدن غربی تأثیرگذار بوده است. یکی از رویدادهای بسیار مهم پس از رنسانس در مغربزمین، نهضت اصلاح دینی یا همان نهضت پروتستان است. تأثیرات ژرف و گسترده این نهضت در فرهنگ دینی و تمدن مادی مغربزمین بر آشنایان با این تمدن پوشیده نیست. برایناساس تحلیل تأثیر اومانیسم بر شکلگیری این نهضت و اندیشههای مطرح در آن، برای فهم این نهضت و فهم جریانهای فرهنگی و دینی و حتی سیاسی غرب بسیار روشنگر خواهد بود. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی فایل پاورپوینت کامل تأثیر اومانیسم بر نهضت اصلاح دینی در مغربزمین است. در همین راستا تأثیر اومانیسم را بر زندگی شخصی و علمی بزرگان نهضت اصلاح دینی (لوتر، تسوینگلی و کالون) و اندیشههای ایشان بررسی میکنیم و سرانجام به تأثیر اومانیسم بر فراهم کردن مقدمات نهضت اصلاح دینی میپردازیم. گفتنی است که در این زمینه تاکنون پژوهش مستقلی انجام نشده است.
تعریف اومانیسم
تعریفهای گوناگونی از اومانیسم در آثار نویسندگان یافت میشود که مجالی برای پرداختن به آنها در این نوشتار نیست. اگر بخواهیم خلاصهای از معانی را که از قرن چهاردهم تا پایان قرن نوزدهم برای اومانیسم به کار گرفته شدهاند، مرور کنیم به این تعاریف برمیخوریم:
۱. برنامهای آموزشی که برآمده از آثار نویسندگان کلاسیک است و بر مطالعه گرامر، معانی بیان، تاریخ، شعر و فلسفه اخلاق تأکید میورزد؛
۲. التزام به مرکزیت، منافع و دیدگاههای انسان؛
۳. اعتقاد به اینکه عقل، شکاکیت و روش علمی، تنها وسایل مناسب برای کشف حقیقت جامعه انسانی و ساختن آن هستند؛
۴. اعتقاد به اینکه بنیادهای اخلاق و جامعه، در استقلال و تساوی اخلاقی یافت میشوند.
از پایان قرن بیستم نیز جنبههای ویژهای از اعتقادات اومانیستها چون بیهمتایی انسان، روش علمی و عقل و استدلال، در نظامهای فلسفیای همانند اگزیستانسیالیسم، مارکسیسم و پراگماتیسم بهکار گرفته شدهاند.۱ بهصورت بسیار کلی برای اومانیسم از رنسانس تا به امروز سه دوره میتوان در نظر گرفت:۱. اومانیسم رنسانسی، ۲. اومانیسم روشنگری و ۳. اومانیسم مدرن. اومانیسم مورد نظر در این مقاله، اومانیسم رنسانسی است. در اومانیسم رنسانسی، وجهه همت اومانیستها (Humanismu, huamista, studia humanitatis) ارائه برنامههای فرهنگی و آموزشی بود تا بهوسیله آن، هنر نوشتن و صحبت کردن را گسترش دهند و این امر را در مطالعه آثار متقدمان (یونان و روم باستان) میجستند.۲ این نوع اومانیسم از قرن چهاردهم آغاز شده و تا عصر روشنگری ادامه یافته است.
نهضت اصلاح دینی
در قرن شانزدهم، دوره بزرگ و تازهای در الهیات مسیحی غرب آغاز شد. الگوهای الهیات مسیحی که به قرون وسطا منسوب بودند، جای خود را به نمونههای تازهای دادند. مهمترین تحول عبارت بود از نهضت اصلاح دینی.۳ این جنبش در صدد بود تا نظام اعتقادی، اخلاق و ساختارهای کلیسای غرب را با اصولی که بیشتر مبتنی بر کتاب مقدساند، سازگار کند. این نهضت در آغاز موجبات تأسیس طیفی از کلیساها را فراهم آورد که بعدها مجموعه آنها به کلیسای پروتستان معروف شد. مسیحیت پروتستان یکی از سه شاخه اصلی کلیسای عام مسیحی است که همراه با کلیسای کاتولیک رومی و کلیساهای ارتدوکس، یکی از ادیان جهان را تشکیل میدهد. این واپسین تحول گسترده در مسیحیت است و تاریخی نسبتاً کوتاه، یعنی اندکی بیش از چهار قرن دارد. عوامل گوناگونی در شکلگیری این نهضت نقش داشتهاند که یکی از آنها میتواند اومانیسم باشد. درباره فایل پاورپوینت کامل تأثیر اومانیسم بر نهضت اصلاح دینی، نظرات گوناگون و متناقضی ابراز شده است. گروهی بر این باورند که رابطهای بین آن دو نیست و حتی اصلاح دینی را واکنشی از اذهان واپسگرایانه علیه رنسانس ایتالیا، که اومانیسم از عناصر اصلی آن است، میدانند.۴ در مقابل، برخی معتقدند که مهمترین عامل مؤثر بر نهضت اصلاح دینی، اومانیسم بوده است.۵ جالبتر از همه اینکه گاه طرفداران هر یک از این نظریات، به اموری برای اثبات دیدگاه خود تمسک میجویند که مخالفان آنها نیز برای اثبات دیدگاه خود به همان امور تمسک میکنند. برای نمونه بعضی اومانیسم را ذاتاً قرون وسطایی و ذاتاً مسیحی میدانند۶ و در مقابل، چنانکه گذشت گروهی اصلاح دینی را بازگشت به قرون وسطا و حرکتی علیه رنسانس، که از عناصر اصلی آن اومانیسم است، برمیشمرند.۷ در این مقاله برای روشن شدن فایل پاورپوینت کامل تأثیر اومانیسم بر نهضت اصلاح دینی، نخست تأثیر اومانیسم را بر بزرگان اصلاح دینی و آموزههایی که بیان کردهاند، پیگیری میکنیم و در ادامه تأثیری را که اومانیسم در جهت فراهم کردن مقدمات نهضت اصلاح دینی داشته است، بررسی میکنیم.
تأثیر اومانیسم بر رهبران نهضت اصلاح دینی
بیتردید لوتر، تسوینگلی و کالون از رهبران و پیشگامان اصلی نهضت اصلاح دینی (پروتستان) هستند. برایناساس به اندیشهها و ارتباط آنها با اومانیسم میپردازیم.
۱. مارتین لوتر
لوتر در دهم نوامبر سال ۱۴۸۳ در یکی از شهرهای آلمان به نام آیسلبن۸ دیده به جهان گشود. شاید نخستین آشنایی لوتر با اومانیستها در دانشگاه ارفوت۹ بود. او در سن هفده سالگی وارد دانشگاه ارفوت شد. این دانشگاه پررونقترین دانشگاه آلمان و کانون برخورد بین مدرسیها و اومانیستها در آن زمان بهشمار میرفت. در این زمان ارفوت تحت تأثیر اومانیستها در پیاعاده متون نخستین نویسندگان ارسطویی بوده است. برهمیناساس دانشجویان به جای اینکه باواسطه و غیرمستقیم با آن متون در ارتباط باشند، مستقیم با آنها آشنا میشدند.۱۰
منابع ادبی کلاسیک همچنانکه مورد علاقه اومانیستهای رنسانس بودند، برای لوتر نیز دوستداشتنی بودند. او آثار افرادی چون سیسرون،۱۱ وریگل۱۲ و دیگر نویسندگان ادبی کلاسیک را مطالعه کرد.۱۳ این علاقه و مطالعه آثار ادبی کلا سیک در شرایطی بود که حتی کتاب مقدس در اختیار مردم نبود و کلیسا تنها بخشهایی از آن را برای مردم قرائت میکرد. آنچه راهبان و کشیشان میآموختند نیز نه متن کتاب مقدس، بلکه نوشتههای بزرگان کلیسا مانند کتابهای آگوستین بود. لوتر وقتی برای نخستینبار بر حسب تصادف در کتابخانه ارفوت به نسخه کاملی از کتاب مقدس دست یافت۱۴ بسیار خوشحال شد و آنرا مسئله مهمی تلقی کرد. وی زمانه خود را چنین توصیف میکند: «ما در زمانی خطرناک زندگی میکنیم. کسی که یونانی و عبری بداند آدمی خوب و مسیحی باشعور به حساب نمیآید».۱۵ امکان مطالعه و پرداختن به آثار کلاسیک در چنین دورانی، مدیون تلاشها و فضایی است که اومانیستها فراهم کردهاند.
تأثیر مطالعه این منابع ماقبل مسیحی بر لوتر جوان را میتوان سالها بعد در سخنرانیها و آثار او یافت. برای نمونه لوتر از سال ۱۵۱۳ خطابههایی درباره مزامیر ارائه میکرد و خواهان کمک گرفتن از اشعار رزمی وریگل به منظور استخراج معانی کتاب مقدس بود. در همین حال او از دیگر کارهای وریگل در مشخص کردن بعضی از مناطق جغرافیایی عهد عتیق کمک گرفته است. او همچنین از دیگر نویسندگان عهد باستان چون پلینی و اسکیپو در جهت حمایت از حقیقت مسیحی و کتاب مقدسی استفاده کرده است. لوتر همانند اراسموس اومانیست که از افسانههای کلاسیک برای تقویت اعتقاد به مسیحیت کمک میگرفت، تناقضی بین منابع غیرمسیحی و منابع یهودی ـ مسیحی نمیدید.۱۶ وی در ارفورت به محفل آزاداندیشانی که پیرامون متیانوس رفیوز۱۷ انسانگرا گرد آمده بودند، پیوست. میگویند متیانوس بر او تأثیر فراوان داشته است. همچنین لوتر در ایام تحصیل در دانشکده تأثیر غیرنظاممندی از انسانگراها بهویژه از دوست بسیار محبوبش کرتوس ربونوس۱۸ پذیرفته است.۱۹
لوتر در ادامه به دانشگاه ویتنبرگ۲۰ منتقل شد. ویتنبرگ دانشگاهی است که در سال ۱۵۰۲ به ریاست اشتاوپیتس (استوپتیز) و توسط فردریک ساکسونی عضو شورای سلطنتی تأسیس شد.۲۱ در این دانشگاه علاوه بر طرح تفکرات مکاتب قرون وسطایی، نقد اومانیستها بر الهیات مدرسی نیز ارائه میشد. مارتین لوتر به هیئت علمی این دانشگاه پیوست. او با حمایت فیلیب ملانشتون اومانیست،۲۲ مطالعاتش را در ویتنبرگ ادامه داد.۲۳ اشتاوپیتس لوتر را برگزید تا جانشین وی در آموزش فلسفه شود و لوتر در ستیز بر سر اینکه ویتنبرگ به جای آنکه مرکز فلسفه مدرسی شود، باید مرکز اومانیسم باشد، نقش رهبری را بر عهده گرفت.۲۴ در این زمان لوتر با همقطاران اومانیست خود در پی تمرکز بر کتاب مقدس و پدران کلیسا به جای مطالعه ارسطو و الهیات مدرسی بود۲۵ و مبنای درسهایش را بر بررسی فقه اللغوی و انتقادی کسانی چون والا قرار دارد. برای نمونه او در سال ۱۵۳۷ بررسی والا درباره عطیه کنستانتین را به آلمانی ترجمه کرد.۲۶ در همین زمان او به نقد الهیات مدرسی را آغاز کرد.۲۷ در ادامه لوتر استاد کتاب مقدس در دانشگاه ویتنبرگ شد. او در این دانشگاه به یادگیری یونانی و عبری همت گماشت.۲۸ درباره کتاب مقدس به تحقیق و تفسیر پرداخت که همین رویکردش در نهایت موضع بسیار مهم و تأثیرگذار او را، یعنی شعار «فقط کتاب مقدس»۲۹ در پی آورد. این شعار لوتر هسته اصلی دیدگاه اصلاحی اوست.
ارتباط اومانیسم با شعارهای اصلی لوتر
نهضت اصلاحگرایی لوتری در آغاز نهضتی علمی و آکادمیک بود و بیشتر به اصلاح آموزش الهیات در دانشگاه ویتنبرگ توجه داشت.۳۰ لوتر معتقد بود که آموزهها و اعمال کلیسای کاتولیک رومی موانعی در اطراف دین قرار دادهاند؛ یعنی کلیسا به مثابه نهادی قدرتمند که راههای تجربه دینی را کنترل میکند، عمل میکرد. از نظر او کلیسا با تأکید بر اینکه تنها باید کتاب مقدس لاتینی را خواند و ترجمه آن به زبانهای محلی جایز نیست و کلیسا تنها مرجع کتاب مقدس است، کتاب مقدس را نیز کنترل میکند. همچنین عقاید را با پیچیدگیهای الهیاتی و آداب و رسوم روحانی، و فیض الهی را با مقید کردن آن به پذیرش آیینهای مقدس و انجام دادن اعمالی که شایستگی فراهم میآورد، در کنترل خود میگیرد. همه این امور با قدرت مقام کشیشی در ارتباط بودند؛ قدرتی که دارای سلسلهمراتبی از بالا به پایین از پاپ تا اسقفها و از اسقفها تا کشیشان بود.۳۱ لوتر با طرح شعار «فقط کتاب مقدس» پیام بشارت را از کنترل کلیسای روحانی خارج ساخت. او در این راستا کتاب مقدس را به زبان آلمانی ترجمه کرد و آن را در دسترس عموم قرار داد. از نظر لوتر، گوش سپردن به کتاب مقدس، نوعی آیین مقدس بود. او معتقد بود اگر مردم بتوانند کلام خدا را در کتاب مقدس به زبانی که برای آنها فهمپذیر است، بشنوند، تأثیری بسیار قوی خواهند پذیرفت. او استدلال میکرد که کتاب مقدس وحدت ویژه خود را پدید میآورد و مردم نیازی ندارند که مقید به تفاسیر رسمی کلسیا باشند و لازم نیست تفاسیر خود مردم از پیام بشارت به نحوی کنترل و تنظیم شود.
او در این راستا تأکید میکرد که کلیسا یک نهاد دارای سلسلهمراتب کلیسایی نیست؛ بلکه عبارت از «کشیشی همه مؤمنان» است.۳۲ همانگونه که ملاحظه میشود اساس انتقاد لوتر به کلیسای کاتولیک روم، درباره قدرت کشیشان است و هسته اصلاحی آن، کتاب مقدس است. او با طرح شعار «فقط کتاب مقدس» توانست همه عناصری را که قدرت کشیشها و اسقفان بر آنها استوار بود، متزلزل کند. بهتعبیردیگر آیین لوتر به فروپاشی مرجعیت کلسیا و اسقفان انجامید.
شعار معروف دیگر لوتر که «نجات فقط توسط ایمان» است، نیز پیامد همین مسئله است. وقتی قرار شد سلسلهمراتب کشیشان و اسقفان و مرجعیت آنها حذف شود و «کشیشی همه مؤمنان» مطرح باشد، دیگر معنا ندارد نجات بر آموزههای پیچیده یا نظامی از آیینهای مقدس و عفونامههایی که کشیشان آنها را توزیع میکنند، متکی باشد؛ بلکه تنها ایمان است که موجب نجات انسان میشود. بهتعبیردیگر شعار «نجات فقط توسط ایمان» بهتنهایی بیشتر نظام شعایر دینی را بهصورت تشکیلاتی غیرضرور درآورد و سلطه کلیسا بر فرد را درهم شکست.۳۳
برایناساس میتوان هسته اصلی تفکر لوتر را شعار «فقط کتاب مقدس» او دانست. از سویی دیگر او استاد کتاب مقدس در دانشگاه ویتنبرگ بود و تحقیقات او درباره کتاب مقدس تحت تأثیر اومانیستهای آلمان و دانشگاههای آلمان از جمله ویتنبرگ قرار داشت.۳۴ اومانیستهای آلمان علاقه فراوانی به احیای سنت لاتینی و یونانی داشتند، ولی تعلقات اولیه آنها دینی بود.۳۵ محققان دوره رنسانس آلمان، برخلاف امثال خود در ایتالیا که آثار اولیهشان ماهیتاً دینی نبود، علاقه خود به قدمت سنتی را صرف مطالعه کتاب مقدس میکردند و به موضوعات دینی توجه داشتند. این توانایی در ترکیب علایق الهیاتی با دانش و تحقیق انسانگرایانه موجب ایجاد علاقه به اصلاح، و بهویژه اصلاح کلیسا و جامعه شد.۳۶ نمونه بارز این محققان لوتر است. او با رهاورد پژوهشهای اومانیستها درباره عهد جدید که از هنگام تحصیل در دانشگاه ارفورت و در ادامه در دانشگاه ویتنبرگ با آن آشنا شده بود و خود نیز تحقیقاتی درباره کتاب مقدس انجام داده بود، در نهایت به طرح دیدگاه «فقط کتاب مقدس» رسید. فعالیتهای دیگر لوتر همانند ترجمه کتاب مقدس به آلمانی و مراجعه به اصل عبری کتاب مقدس و معتبر ندانستن ترجمه جروم از کتاب مقدس را میتوان در راستای علایق اومانیستی و شعار اومانیستها مبنی بر بازگشت به سرچشمهها ارزیابی کرد.
اختلاف لوتر با اومانیستها
آنچه بیان شد بدین معنا نیست که همه دیدگاههای لوتر همخوان با اندیشههای اومانیستهاست، بلکه تفاوتها و حتی تعارضهایی نیز درکار است. مراد از آنچه بیان شد این است که زمینههای شکلگیری افکار لوتر تحت تأثیر اومانیسم بوده است و همچنین اهداف او تا حدی اهداف اومانیستها همخوانی داشته است. به همین دلیل است که در آغاز کار لوتر، اومانیستهایی چون اراسموس از او حمایت میکردند، ولی بعدها با او دچار مشکل شدند.۳۷ از جمله این اختلافات، اختلاف بر سر فیض الهی بود. یکی از مسائل بسیار مهم و حیاتی در ایمان مسیحی مسئله «آمرزیدگی» است؛ یعنی اینکه چگونه انسان نزد خداوند عادل شمرده میشود. این مسئله در مسیحیت موجب اختلافاتی از قرون نخستین تا به امروز شده است. اوج این اختلافات با مطرح شدن نظرات پلاگیوس بوده است که البته کلیسا دیدگاه اگوستین را بر دیدگاه پلاگیوس ترجیح داد. پلاگیوس تأکید فراوانی بر نقش خود انسان در مسئله آمرزیدگی داشت، اما در مقابل اگوستین با تأکید بر فیض الهی، نقشی برای انسان در مسئله آمرزیدگی قایل نبود و آمرزیدگی را تابع لطف و عنایتی میدانست که از سوی خداوند به بشر عنایت میشود؛ بدون اینکه بشر شایسته و سزاوار آن باشد. این مسئله در مراحل گوناگونی از تاریخ مسیحیت و به جهات گوناگون کانون توجه قرار گرفت که از آن جمله، توسط اومانیستهاست. اومانیستها با تأکید بر آگاهی فردی و توجه نو به هویت بشری، دوباره آموزه آمرزیدگی را با این پرسش که «من به منزله یک فرد، چه باید بکنم تا رستگار شوم؟» در کانون توجه قرار دادند.۳۸ لوتر با مطرح کردن «رستگاری تنها از راه فیض»۳۹ و اینکه آمرزیدگی تنها بهوسیله ایمان بهدست میآید، تأکیدی دوباره بر دیدگاه اگوستینی داشت و دیدگاه قرون وسطایی را مبنی بر اینکه فیض جوهری فوق طبیعی است که خداوند آن را در روح بشر جای داده تا رهایی آسان شود،۴۰ رد کرد. لوتر احساس میکرد این دیدگاه گویی میخواهد بر این عقیده صحه بگذارد که فرد، خود (اگرچه بهوسیله کمک خداوند) میتواند به رستگاری دست یابد؛ به همین دلیل با آن مخالفت کرد. این نظر لوتر که یکی از دیدگاههای مهم اوست، با رویکرد اصلی اومانیستها درباره شأن و نقش انسانها اختلاف دارد. بر اساس دیدگاه اومانیستی انسان میبایست در فرایند نجات نقش مهمی داشته باشد؛ اما بر اساس دیدگاهی که لوتر مطرح میکرد، انسانها در فرایند نجات نقشی ندارند و نجات فیضی است که از جانب خدا به انسانها عطا میشود. بهتعبیردیگر خداوند هر آنچه را برای آمرزیدگی لازم است، فراهم میآورد و گناهکار، تنها باید آن را دریافت کند.۴۱ نجاتیافتگان نیز از پیش مشخصاند. این دیدگاه لوتر برآمده از نوع نگاه او به آموزه «گناه نخستین» است که جدایی و نقص جبرانناپذیری برای همه انسانها بهدنبال داشته است که ازآنجمله عدم امکان دسترس انسانها به نجات است.۴۲ البته این تنها یک روی سکه است و روی دیگر آن مخالفتی با روحیه اومانیستی و انسانمحوری ندارد. طرح دیدگاه «آمرزیدگی تنها بهوسیله فیض» توسط لوتر نخست متوجه مطلبی رمزی از تفسیر کتاب مقدس نبود، بلکه با سوءاستفاده از نظام قدیمی مربوط به نجات و دینداری ارتباط داشت. اعتراض مستقیم لوتر به یوهان تتزل۴۳ (۱۴۷۰-۱۵۱۹م) بود که قدرت بسیاری در «عفونامهفروشی» کلیسایی در شهر نزدیک وتینبرگ داشت. لوتر با تأکید بر ارتباط شخصی افراد با خدا و نوعی شادی و سرور باطنی، به مخالفت با این شیوه رفتار کلیسا کاتولیک پرداخت۴۴ و اعلام کرد «آنها که تعلیم میدهند کسانی که قصد تصفیه روحشان را خارج از برزخ یا قصد خرید امتیاز موعظه اعترافی دارند، ضروری نیست، نظریهای غیر مسیحی است».۴۵
لوتر با طرح این آموزه در صدد بود بیان کند که انسان تنها به واسطه ایمان به نجات میرسد. به نظر او کارهای نیک از جمله اساس الهیاتی۴۶ نظریه عفونامهفروشی، مطلقاً برای نجات آدمی بیفایده است. او خدا را پدری مهربان میدانست که بهرایگان عفو میکند. برایناساس او نجات را رابطهای میدانست که در آن گناهکاران «ایمان» دارند (مطلقاً بر فیض تکیه دارند) و خدا آنان را تبرئه میکند. ایمان کاری نیست که کسی آن را انجام دهد؛ بلکه عطیه ای از جانب خداست.۴۷ دراینصورت آموزه «آمرزیدگی تنها بهوسیله فیض»، تأکید فراوان بر ایمان شخصی تکتک افراد و اعتماد آنها به خدا دارد و این خود گونهای فردگرایی است؛ اما فردگرایی دینی.۴۸ این امر، کاملاً با فردگرایی و محوریت انسان که مد نظر اومانیستهاست، همخوانی دارد. یکی دیگر از اختلافهای لوتر با اومانیستها در تأکید بر مسئله اخلاق و زندگی کلیساست. بهتعبیردیگر اومانیستها به اصلاح زندگی و امور اخلاقی کلیسا میاندیشیدند؛ ولی لوتر معتقد بود چاره ای جز بررسی و تحقیق درباره آموزههای کلیسا نیست و باید این آموزهها را بر اساس کتاب مقدس اصلاح کرد.۴۹ از دیگر نشانههای اختلاف لوتر با اومانیستها، هجمه او به اراسموس، اومانیست معروف است. لوتر به اندیشه «آزادی اراده» اراسموس خرده گرفت و با انتشار کتاب «اسارت اراده» به مخالفت با او برخاست.۵۰
اختلاف لوتر با اراسموس اومانیست
با توجه به مطرح شدن اختلاف لوتر با راسموس بایسته است کمی درباره این اختلاف توضیح دهیم. درباره رابطه اراسموس و لوتر، دو استاد برجسته اصلاح دینی در آلمان، باید گفت میان آندو یک نسل فاصله بود و لوتر تقریباً پسر اراسموس بهشمار میآمد. او مانند بسیاری دیگر، کموبیش شاگرد اراسموس بود و برای فهم عهد جدید به آثار او روی آورده بود. بنابراین چاپ اراسموس از آثار جروم، امثال و حکم، در ستایش دیوانگی و نیز آثار ایمانی او را مطالعه کرد. لوتر و اراسموس درباره کلیسا علایق مشترکی داشتند، اما درباره جایگاه آثار کهن در آموزش با یکدیگر موافق نبودند. هر دو با برتری ارسطو و نظام اصحاب مدرسه مخالفت میورزیدند و کتاب مقدس را در کانون زندگی مسیحی جای میدادند؛ مخاطرات صورتگرایی مذهبی را مهم میشمردند؛ سوءاستفاده از اعطای آمرزش در کلیسا را محکوم میکردند و از شهریاران میخواستند اصلاح کلیسا را خود به دست گیرند؛ اما آن سوی این توافق ظاهری، شخصیت و منشهایی بس متفاوت نهفته بود. لوتر از سال ۱۵۱۶ اعلام کرده بود «در شرح کتاب مقدس من به همان اندازه که اراسموس جروم را بر اگوستین مقدم میدارد، اگوستین را بر جروم مقدم میشمارم». او کمکم از اراسموس فاصله گرفت و این مسئله در نامهای که یک سال بعد نگاشت بهخوبی پیداست: این روزها دارم اراسموس خودمان را میخوانم، اما فکرم هر بار بیشتر از او دور میشود… متأسفم که او چنانکه بایست فیض خدا و مسیح را در خارج نشناسانده است… او به انسان بیشتر میپردازد تا به خدا.۵۱ لوتر در جایی دیگر درباره او مینویسد: «امور انسانی برای او مهمتر از امور الهی بود»؛ برخلاف خود لوتر که برای او در جهان، امور مذهبی بالاترین و مهمترین مسئله بودند.۵۲ این فاصلهگیری تنها از جانب لوتر نبود؛ بلکه اراسموس نیز بهشدت نسبت به لوتر و کارهای لوتر نگران بود. اگرچه اراسموس پشتیبان ۹۵ اصلی بود که لوتر منتشر کرد و نسخههایی از این بیانیه را به همرا تأییدیهای برای تامس مور و کولت به انگلستان فرستاد؛ ولی او کسی نبود که انتقاد از کلیسا را به آنجا برساند که هر دو طرف درگیری خود را در موقعیتی بیابند که اجازه هیچ حرکتی به آنها داده نشود.۵۳ اراسموس مینویسد: «لوتر پیش من به چیزی نمیارزد؛ آنچه در دل دارم، جلال مسیح است».۵۴
دلیل این مخالفتها علاوه بر بعضی نظرات الهیاتی لوتر، روش و منش او در ایجاد اصلاحات و تغییرات بود که وی بهصورت بیپرده و متهورانه آنها را دنبال میکرد و در صدد بود که در این مسیر از همه مردم استفاده کند و به همین دلیل مباحث و انتقادات خود را به سطح عام جامعه کشاند. اراسموس، اگرچه خواهان تغییرات بود، این روش و منش لوتر را نمیپسندید. وی در نامهای که در اکتبر ۱۵۱۸ (که یکسال از نگارش اصلهای نودوپنجگانه میگذشت) به یکی از هوداران لوتر به نام جان لانگ مینویسد، عدم رضایتش را از رفتار لوتر چنین بیان میکند: من میفهمم که حکومت مطلقه پاپ در روم، به شکل کنونیاش بلای عالم مسیحیت است، ولی نمیدانم آیا صلاح هست که این زخم چرکین را علناً بشکافیم؟ این از وظایف شهریاران است؛ ولی از آن میهراسم که اینان برای بهرهبرداری از غنایم با پاپ همدست شوند.۵۵ … آه! ای کاش که این مرد یا خود را کنار میکشید، یا با احتیاط بیشتر به کار برمیخاست… زیرا میبینم که برخی از مردم تدارک معرکهای را میبینند که اگر برنده شوند، دیگر کاری نمیماند جز آنکه سوگنامه ختم آموزش انجیل را بنویسم. … در آنجا که خزانهدار دوراندیش در عرصه حقیقت صرفهجویی میکند… لوتر با سیلی از جزوههای خود تمامی آن را به یک دم بیرون ریخته است. هر چیز را به کوی و برزن کشانده و حتی پنبهدوزان را در مسائلی شراکت داده که اهل علم آنها را همچون اسراری ویژه خواص به شمار میآرند، اغلب شور و هیجانی خارج از اعتدال او را، دستکم به گمان من، به آن سوی مرزهای انصاف و عدالت کشانده است. اراسموس این روش لوتر را مخالف روش عیسی مسیح و بزرگان مسیحیت چون پطرس و پولس میدانست.۵۶ وی برخلاف لوتر، تأکید میکرد که مسیحیان تکتک از سروری مسیح فیض نمیبرند، بلکه همگان بر سر یک سفره از آن بهره میجویند و روح القدس ایشان را با هم یگانه کرده است. او به رغم اعتقاد راسخ به شایستگی تقرب غیرروحانیان، با فردگرایی افراطی آنان که مدعی صلاحیت اجتهاد همه مؤمنان بودند، مخالفت میکرد. اراسموس همواره بر هویت و مسئولیت واحد اجتماع کلیسا تأکید میورزید. مشیت پنهان خدا برای رستگاری، تنها در وفاق استوار آبای مقدس نهفته است. صلاحیت تعلیم با آن سلسلهمراتب مقدری پیوند دارد که باید از آنچه در فکر مؤمن میگذرد نیز آگاهی کامل داشته باشد.۵۷ در نتیجه بر اساس آنچه تاکنون بیان شد، میتوان درباره ارتباط لوتر و اومانیستها و تأثیرات ایشان بر او، گفت که لوتر در فضای اومانیستی رشد کرد و بالیدن گرفت و بعضی از دیدگاهای او کاملاً منطبق با دیدگاههای اومانیستهاست؛ اگرچه در بعضی از دیدگاهها و در بهکارگیری بعضی از روشها با آنها مخالف است.
۲. اولریش تسوینگلی۵۸
تسوینگلی در روز سال نو در سال ۱۴۸۴ در توگنبرگِ کانتون سنت گالن، در بخش شرقی سوئیس امروزی، دیده به جهان گشود.۵۹ عموی تسوینگلی که ریاست کلیسایی را در قریه مجاور روستای تسوینگلی بر عهده داشت، در تربیت او با پدر و مادرش همکاری کرد و وی را با اومانیسم آشنا ساخت. این نخستین گام آشنایی و رویارویی او با اومانیسم بود. چون تسوینگلی به سن ده سالگی رسید، وی را به یک مدرسه لاتینیزبان در بال فرستادند. در ۱۴ سالگی در برن به کالجی راه یافت که دانشمندی متبحر در ادبیات کهن یونان و روم آن را اداره میکرد.۶۰ او پس از پشتسر گذاشتن دوره آموزشی ابتدایی در برن، وارد دانشگاه وین ( ۱۴۹۸-۱۵۰۲) شد. در آن روزگار، وین یکی از پرشورترین دانشگاههای نزدیک سوئیس بود. این دانشگاه با هدایت اومانیستهای برجستهای چون کنراد سلتیس۶۱ پذیرای اصلاحات اومانیستی شد. تسوینگلی سپس در سالهای ۱۵۰۲-۱۵۰۶ در دانشگاه بال رحل اقامت افکند و در آنجا به تقویت موضع اومانیستی خود پرداخت.۶۲ وی در این سالهای به گروه اومانیستی معروف به «انجمنهای خیریه پیوست».۶۳ تسوینگلی در ۲۲ سالگی، پس از دریافت دانشنامه فوق لیسانس، به مقام کشیشی منصوب شد. او همراه با انجام وظایف کشیشی به تحصیل و مطالعات خود ادامه داد. برای اینکه متن اصلی عهد جدید را بخواند، زبان یونانی را فرا گرفت؛۶۴ با علاقه وافر آثار هومر، پینداروس، ذیمقراطیس، پلوتارک، سیسرون، قیصر، لیویوس، سنکا، پلینی کهین، و تاسیت را مطالعه کرد و بر آثار لوکیانوس، هجانویس شکاک تفسیری نوشت. تسوینگلی با پیکو دلامیراندولا و اراسموس مکاتبه داشت. وی اراسموس را «برجستهترین فیلسوف و عالم الهی» میخواند، و با احترام در سال ۱۵۱۵ میلادی با او دیدار کرد. او هرشب پیش از آنکه سر بر بالین نهد، قطعهای از آثار وی را میخواند. او همچون اراسموس با تکفیر فیلسوفان و شاعران هواخواه فرهنگ یونان و روم باستان، با ایشان به مبارزه برخاست. میگفت که برایش «پیوستن به سقراط و سنکا، در جهان ابدی، گواراتر از آن است که در مقدرات پاپها شریک شود».۶۵ ازاینرو اراسموس تأثیر عمیقی بر او داشته است.۶۶ برای نمونه شعر اراسموس با عنوان «سوگواری عیسی برای انسان» که در آن عیسی(ع) اعلام میکند که حامل نجات است و تنها تسلادهنده است، تسوینگلی را واداشت که اعتقاداتش را درباره شفاعت اولیا و بزرگان دین و میانجیگری آنها کنار گذارد.۶۷ بر اساس آنچه بیان شد به دست میآید که رشد عقلانی تسوینگلی بر اساس دانش و نظم و تربیت اومانیستی صورت گرفته است۶۸ و او مدیون آن تعلیمات است؛ تعلیماتی که او را آماده کرد تا با بزرگان اصلاح در سوئیس و جنوب آلمان و انگلیس ارتباط بر قرار کند.۶۹
اصلاحات تسوینگلی همگام با اومانیستها
از وقتی تسوینگلی به این نتیجه رسید که کلیسا نیازمند اصلاح است (سال ۱۵۱۶)، معتقد بود که این اصلاحات باید در چارچوبی باشد که اومانیستهای معتقد به کتاب مقدس، مانند اراسموس، پیشنهاد میکنند. او نسخه اراسموس از کتاب عهد جدید به زبان یونانی را خرید و همه نامههای پولس را به زبان اصلی حفظ کرد۷۰ و به مطالعه آثار نویسندگان دوره آبا به زبان یونانی و لاتین پرداخت.۷۱تأثیر و نفوذ اراسموس بر تسوینگلی را میتوان در این موارد خلاصه کرد:
۱. دین باید موضوعی معنوی و درونی تلقی شود. مسائل بیرونی را نمیتوان دارای اهمیت حیاتی دانست؛ بنابراین هدف اصلی دین این است که رشته ای از رفتارها و بینشهای درونی هماند تواضع و اطاعت مشتاقانه و اختیاری از خداوند را به مؤمنان القا کند؛
۲. تجدید حیات و اصلاح اخلاقی و معنوی دارای اهمیت فراوانی است. به عقیده بسیاری از محققان، اصلاً نهضت اصلاح دینی سوئیس در آغاز نهضت اصلاح اخلاقی بوده و بر ضرورت تجدید حیات فرد و جامعه، هر دو، تأکید میورزیده است؛
۳. ارتباط عیسی مسیح با مسیحیت در اصل بدان جهت است که او الگوی اخلاق بود. اراسموس اندیشه ایمان مسیحی را چنین معرفی میکرد: «اقتدا به مسیح» تسوینگلی نیز نظر او را پذیرفت؛
۴. بعضی از آبای اولیه کلیسا، شاخصتر از دیگران و دارای اهمیتی ویژهاند. اراسموس و تسوینگلی هر دو برای جروم و اوریگن ارزش خاصی قایل بودند؛ هرچند تسوینگلی پس از آن به اهمیت آگوستین پی برد؛
۵. توجه اصلی نهضت اصلاح دینی به زندگی و امور اخلاقی کلیسا بود، نه تعالیم و آموزههای آن. اراسموس در فلسفه مسیح به همین قانون زندگی میپردازد. تسوینگلی نیز در آغاز کارش، اصلاح امور را به آموزههای کلیسا تسری نمیداد. ازاینرو اقدامات اصلاحی اولیه او بیشتر متوجه آیینها و اعمال کلیسای زوریخ بود؛ مانند اینکه آیینهای مذهبی چگونه ترتیب داده شوند یا کلیسا چگونه تزیین شود.۷۲ تصمیم تسوینگلی در اطاعت از کتاب مقدس، به بازنگری او در مقررات و آیینهایی انجامید که از کتاب مقدس نشئت نمیگرفتند؛ اموری چون روزههایی که کلیسا توصیه میکرد یا موسیقی که در مراسم کلیسایی به کار میرفت و نیز تمثالها و نقاشیهایی که در کلیسا از بزرگان و اولیای دین وجود داشت. همه این امور آماج نقد و حمله تسوینگلی بودند.۷۳ اولریش با زهد، رهبانیت و تجرد کشیشان مخالف بود.۷۴ این امر برآمده از همان نگاه مثبتی است که همه اومانیستها به جهان داشتند و از رهبانیت و زهد بیزار بودند. در ۱۱ اکتبر سال ۱۵۳۱ میلادی جنگ میان کانتونهای پروتستان و کاتولیکمذهبان سوئیس درگرفت. قوای زوریخ به هزیمت افتاد و تسوینگلی در میدان جنگ به قتل رسید.۷۵تسوینگلی در سال ۱۵۱۹ میلادی در زوریخ برنامه اصلاحی خود را آغاز کرد که در اصل برنامهای اومانیستی بود. او از کتاب مقدس به شیوه اراسموس و اومانیستها استفاده میکرد؛ چنانکه شیوه وعظ و خطابه او نیز چنین بود. برای نمونه او در موعظهها و سخنرانیهایش از انجیل متی بهره میجست و بر اساس آن مواعظ و مطالبی را بیان میکرد؛ البته نه بدین صورت که تنها بخشهایی از آن را برگزیند و آنها را بیان و تفسیر کند، بلکه از اول انجیل متی آغاز میکرد و در تبیین و تفسیر، کل متن را در نظر میگرفت و بر اساس آن مجموع، مطالبی را توضیح میداد.۷۶ اینگونه فهمیدن متن، روش اومانیستها بود که تأکید میورزیدند نمیتوان یک متن را جدا از بخشهای دیگر همان متن و حوادث پیرامونی آن فهمید. اراسموس کل عهد جدید و عهد قدیم را چنین فهم میکرد. تسوینگلی اصلاحات را روندی تربیتی میدانست و ازاینرو بازتاباننده آرای اراسموس و انجمنهای اومانیستی سوئیس بود.۷۷ از دیگر نشانههای تأثیر اومانیسم بر اندیشههای تسوینگلی را میتوان در مسئله حضور واقعی مسیح در عشای ربانی مشاهده کرد. تسوینگلی معتقد به حضور واقعی مسیح در عشای ربانی و یا تبدیل واقعی نان و شراب به گوشت و خون مسیح نبود، بلکه آنها را تداعیکننده رخداد اساسی ایمان مسیحی میدانست. تسوینگلی در این اندیشه از کورنلیوس هوئن۷۸ متأثر بود که او نیز این اندیشه را از وسل گنسفرت۷۹ (۱۴۰۲-۱۴۸۹) اومانیسم معروف با کمی تعدیلات و تغییرات پذیرفته بود.۸۰ یکی دیگر از نشانههای تأثیرپذیری تسوینگلی از اومانیسم در مسئله تعمید کودکان است. تسوینگلی بهپیروی از اراسموس در پذیرش مفهوم گناه اولیه با مشکلاتی روبهرو بود و به این دیدگاه تمایل داشت که کودکان به هیچ گناه اولی و ذاتیای که نیازمند آمرزش باشد، آلوده نیستند. ازاینرو تعمید کودکان، امر بیهودهای
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.