تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تاریخ وصّاف و دو الگوی پیشنهادی برای چاپ آن؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ وصّاف و دو الگوی پیشنهادی برای چاپ آن با 77 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ وصّاف و دو الگوی پیشنهادی برای چاپ آن:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ وصّاف و دو الگوی پیشنهادی برای چاپ آن به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ وصّاف و دو الگوی پیشنهادی برای چاپ آن با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ وصّاف و دو الگوی پیشنهادی برای چاپ آن تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ وصّاف و دو الگوی پیشنهادی برای چاپ آن را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاریخ وصّاف و دو الگوی پیشنهادی برای چاپ آن :

چکیده

تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار، معروف به تاریخ وصّاف تألیف شهاب الدین عبداللّه، مشهور به وصّاف الحضره (۶۶۳ ۷۳۰ ه . ق) وی از دیوانیان شیراز در عهد حکومت ایلخان مغول بود. تاریخ وصّاف به سال ۱۲۹۶ ه . ق در بمبئی به چاپ سنگی رسیده و در سال ۱۳۳۸ ش در تهران به صورت افست، طبع یافته است، و نویسنده مقاله حاضر، پس از ذکر اهمیّت این کتاب و تبیین دیدگاههای وصّاف الحضره در تاریخ نگاری، اهمیّت تصحیح انتقادی آن را تذکّر داده و چند پیشنهاد در چاپ مجدّد و منقح آنها ارائه نموده است. به نظر نویسنده مقاله، تاریخ نگاری وصّاف، وقایع نگاری نیست، بلکه او هستی را در کلیتّی به هم بافته و مستند به فلسفه ای خاص، تعبیر و تفسیر کرده است. از نگاه او تاریخ، مجموعه ای است از اندوخته ها و تجربه های بشری. نویسنده بر آن است که توصیف نثر تاریخ وصّاف با عباراتی چون «سخافت انشاء»، «پیچیدگی عبادات و تکلّف»، بی انصافی در حق وصّاف الحضره است و باید تاریخ وصّاف را به دیده تأمّل و تعمّق نگریست ومزایای آن را نیز از نظر دور نداشت. از آنجا که وصّاف الحضره در تألیف تاریخ وصّاف از علوم متعدّدی بهره برده است، لذا به نظر نویسنده مقاله، در تصحیح انتقادی آن باید افراد مختلف با تخصصهای متعدّد، اشتراک داشته باشند.

مقدمه

بی شک کمتر کسی در حوزه تاریخ وادبیات فارسی یافت می شود که نام تاریخ وصاف را نشنیده باشد. چنین آوازه ای بیشتر مدیون زبان دشوار و دیرآشنای این اثر است تا نتیجه مطالعه و بهره مندی از محتوی آن. دشواری یاد شده اگر نگوییم ترس که رمیدگی و وازدگی دامنه دار و دیرپای را در ذهن ها سبب شده است چنان که بسیاری بی آنکه حتی آن را دیده باشند، اینگونه می اندیشند. از این رو ناگزیر از خود می پرسیم: آیا چنین ذهنیتی درست است؟ آیا تاریخ وصاف چنان دشوار است که ترسناک باشد؟ و سرانجام اینکه واقعیت تاریخ وصاف چیست؟

باید بپذیریم که درک تاریخ وصاف در سنجش با دیگر بخش های میراث برجای مانده از پیشینیان دشوارتر است و همواره نیز برای چیرگی بر این دشواری تلاشهایی صورت گرفته است. آثاری چون: حل مشکلات تاریخ وصاف، شرح شواهد تجزیه الامصار، شرح ترکی تاریخ وصاف، تحریر تاریخ وصاف و گزیده های آن۱ نمونه هایی یاد کردنی از این گونه تلاشها است، ولی این همه هرگز بدان معنی نیست که چنین ذهنیتی را درست بپنداریم. این ذهنیت همچون نگاه ما به بسیاری از دیگر پدیده ها، بیشتر توهمی است ساخته دیگران و نتیجه تلقین آنها نه حاصل درک ما از واقعیت موجود. راستی هر چیزی آدابی دارد و به مقدماتی نیازمند است اگر چنین نبود ابوریحان هرگز التفهیم را برای ریحانه دختر حسین خوارزمی که پرسنده نجوم بود، نمی نوشت۲. برقراری ارتباط با تاریخ وصاف نیز نیازمند زمینه هایی است. باید آنها را فراهم ساخت تا آن را شناخت. از این رو باید گفت وازدگی از اثر وصاف تنها گناه دشواری آن نیست بلکه برخورد نادرست ما نیز مؤثر بوده است. «سخافت انشاء» از جمله توصیف هایی است که در کنار «پیچیدگی عبارات و تکلف» به هنگام یاد کردن از این اثر بکار رفته است۳ که بی گمان اتهامی سنگین و بی انصافی بزرگی است و بیش از هر چیز نشان ناآگاهی ما و ناتوانیمان از درک درست عالم مقال و فضای ذهنی وصاف است.

تاریخ نگاری وصاف

شهاب الدین عبدالله فرزند عزالدین فضل الله (۶۶۳ ۷۳۰ ه) از دیوانیان شیراز در روزگار فرمانروایی ایلخان مغول است. گویا نخستین نردبان ترقی او خواجه صدرالدین زنجانی نایب الحکومه فارس بود و سپس خواجه رشیدالدین فضل همدانی مُعرّف وی در نزد پادشاهانی چون غازان خان و اولجایتو گردید۴. تاریخ وصاف بهتر از هر اثر دیگری می تواند نویسنده اش را معرفی کند. آنچه مسلم است وصاف پرورده محیط شیراز سده های هفتم و هشتم هجری است. در مکتب های این شهر درس خوانده و در همانجا وارد امور دیوانی گردیده است و بتدریج توانسته است به دربار مغول راه یابد. شیراز آن روزگار اوضاع فرهنگی پر رونقی داشت و در آنجا همچون عربستان روزگار ظهور پیامبر اسلام(ص)، کلام و سخنوری از ارزش والایی برخوردار بود، وجود سعدی و حافظ به عنوان نقطه های اوج فرهنگی این دو سده، خود گویای همه چیز است. وصاف در چنین روزگاری رشد کرد؛ در فاصله زمانی میان روزگار سعدی و حافظ. او نیز تحت تاثیر آموزه ها و ارزشهای روزگارش بود و به دنبال معجزه ای کلامی می گشت و کوشید تا الگویی تازه برپایه صنایع ادبی رایج که بطور عمده از دقایق زبان عربی گرفته شده بود، ارائه دهد و نثر فارسی را که به ویژه در تاریخ نگاری به ساده نویسی و نزدیکی به زبان عامیانه گرایش پیدا کرده بود، شیوه ای نو بنیاد نهد.

وی از زمانه خویش ناخشنود است و می نویسد:

امروز فضل فضول و بدایع بدعت و هنر محض بی هنریست. … درین عهد هنر دشمن، در این ایام نادانی [و[ وقاحت که عین فضاحتست، فصاحت نام می نهند و سخافت رای [را] طبع سخاوت زای. نمّامی [را] از تمامی کفایت شمرده اند و سعایت [را] عمده مساعی تصور کرده.۵

درد و نگرانی او از آگاهی و دانستن است. از چیرگی بر هنر لطایف و دقایق و رموز ادبی است و از اینکه دیگران بی آنکه چنین توانایی و تسلطی داشته باشند، پا بدین عرصه نهاده و از عواید آن بهره مند شده اند. از این رو می نویسد:

کدام فاضل اصیل که جز اشک شفقگون از گردش سپهر بی شفقت راتبه خدّ و وصال دارد و کدام جاهل لئیم که در غبوق و صبوح جام کام از راح فتوح مالامال ندارد.۶

پس بیهوده نیست اگر بپنداریم وصاف در واکنش به چنین بی هنریها و هنرنمایی های دروغینی بود که نه تنها تجزیه الامصار را نوشت، بلکه کوشید شیوه ای دست نیافتنی ارائه دهد تا راه را بر گندم نمایان جو فروش بربندد.

او نه یک مورخ و ادیب که دانشمندی آگاه به همه علوم پیشینیان است. به جرأت می توان گفت همه میراث گذشتگان را چه پارسی و چه تازی در بردارد. آن همه رایکایک خوانده و هضم کرده است. اشاراتی که در دیباچه جلد نخست۷ به آثار بزرگان ایرانی و عرب نموده اند، گویای این واقعیت است. فلسفه، منطق، ریاضیات، نجوم، تاریخ و ادبیات از بارزترین دانشهایی است که وصاف در آنها صاحب نظر بوده یا دست داشته است. توصیف هایی که از ذات خدای سبحان در تمام دیباچه های اثرش به چشم می خورد، چیرگی او بر فلسفه و الهیات اسلامی به ویژه با رویکرد مشّائی و نیز منطق صوری را نشان می دهد: «واجب الوجودی که جوهر بسیط معلول اول را از خزانه کنت کنزا مخفیا… برون آورد»، «عقل فیاض کل»، «نفس کل»، «جواهر مجردات»، «نفوس مفارقات»، «سلسله امکان»، «اجرام علویات» و…، نمونه هایی از بکارگیری مفاهیم فلسفی در نوشته های وصاف هستند۸. عنوانهایی مانند «بی وفایی دنیا»، «پند و حکمت از بزرگمهر»، «درپند و نصیحت سلاطین» و «شرح قران یا صورت زایچه و احکام و آثار قران»، «رساله گوی و چوگان»، «اصول علم بیان»۹ و… که در اثر او به چشم می خورند، نشانی از تسلط یاد شده هستند و اینکه تاریخ نگاری وصاف، وقایع نگاری نیست بلکه او هستی را در کلیتی به هم بافته و مستند به فلسفه ای خاص تعبیر و تفسیر می کند. اطناب جمله های وصاف گرچه به سبب بهره گیری از ادبیات عرب و نیز کمی زیاده روی مانع از درک درست مفاهیم و محتوی نوشته هایش شده است، ولی اگر به ضرورت وجودی آنها و نیز بار معنایی شان نیک بنگریم، می بینیم که این همه نه برای مدح که بخش چشمگیریشان برای تعبیر، تفسیر و توجیه وقایع بکار رفته اند. چنانکه برمی آید بر آن است تا تاریخ مغول در ایران را به کمک میراث حکیمانه و شاعرانه ای که تا به روزگارش رسیده تفسیر کند یا اینکه وقایع تاریخ را به عنوان مصداقی برای فرائد و گفت آوردهای ادبی فلسفی ارائه دهد.

وصاف نسبت به تاریخ نیز دیدگاه و تحلیل ویژه خود را دارد. از نگاه او تاریخ مجموعه ای از اندوخته ها و تجربیات بشر است و خردمندان باید از آن پند گیرند:

فائده علم تاریخ و تجربه احوال گذشتگان آن است که زیرک خردمند بدان پندگیرد و از موجبات شر اجتناب نماید۱۰.

چون عمر انسان کوتاه است و همه چیز قابل تجربه نیست پس با مطالعه تاریخ می توان به این تجربه دست یافت زیرا تاریخ علم تجربه است۱۱. از این رو می نویسد:

صاحب دولت عالی همت آن بود که زمان دیگران دیده باشد و از آن انتفاع گیرد و تجربت حال گذشتگان را صیقل آئینه رای خود سازد.۱۲

در نتیجه چنین نگاهی به تاریخ است که در مورد انسان و کارکرد او در این جهان با دریغ یاد می کند و افسوس می خورد که چرا آدمی زاد «به واسطه تحصیل حطام پنج روزه» نفس خود را به گرفتاری و بدنامی دو جهان مبتلا می سازد.۱۳

وصاف به معجزه کلامی باور دارد و در میدان مباهله بر آن است تا با سلاح زبان و هنرنماییِ قلم همالان را چیره شود. ادبیات عرب و صنایع لفظی و معنوی را که اعجاز کلام آسمانی است، به نیکی می داند و پارسی را خوب می شناسد. اگر چه تجربه اش در درآمیختن فارسی و عربی و مغولی با وجود همه پیروان و مقلدانی که داشت۱۴ ناکام ماند ولی به روشنی توانایی های وی را در زمینه ادبیات و زبان عربی و فارسی می بینیم. البته این توانایی اگر در سره نویسی هر یک از دو زبان پارسی و تازی بکار گرفته می شد می توانست نتیجه ای مطلوبتر بدست دهد. به سخن دیگر وصاف با چنین چیرگی و توانایی که داشت اگر تنها به هر یک از این دو زبان می نوشت، می توانست در سنجش با نوشته های برجای مانده از همروزگارانش شاهکاری ستودنی بر جای بگذارد. به عنوان نمونه در جایی که به ضرورت پاسخ به یکی از نقادان اثرش درباره کلیله و دمنه سخن می راند و نیز در مکتوبی که به ضرورت عرضه کتاب زیر نام «مکتوب فارسی» آورده است، همچنین در بخشها و قطعه هایی از اثرش که عربی خالص است۱۵، به خوبی هنر خویش را به نمایش گذاشته است و این توانایی و تجربه را اثبات کرده است.

بر پایه آنچه اشاره شد وصاف نه تنها آگاهانه دست به چنین کاری زده است که مدعی نیز هست و در پی بنیاد نهادن مکتب نوینی در تاریخ نویسی ایرانی است که در آن شیوه بیان بر محتوی آن برتری دارد۱۶. خود در این باره چنین می نویسد:

معلوم رای بلاغت آرای ارباب حقایق باشد که محرر و منشی را غرض از تسوید این بیاض مجرد تقیید اخبار و آثار و تنسیق روایات و حکایات نیست… خلاصه آنچه این اوراق به ذکر آن استفراق یافت، در موجزترین عباراتی… و مختصرترین اشارتی… بی زواید شواهد و امثال محرر شدی. اما نظر بر آن است که این کتاب مجموعه صنایع علوم و فهرست بدایع فضایل و دستور اسالیب و قانون قوالیب براعت باشد. و اخبار و احوال که موضوع علم تاریخ است، در مضامین آن بالعرض معلوم گردد چنانکه فضلاء صاحب طبع نکته یاب که روی سخن در ایشان است، بعد از تأمل شافی انصاف دهند که در رشاقت لفظ و سیاقت معنی و حسن مواقع تضمین و لطف مراتع تحسین و تزیین برین نمط در عرب و عجم مسبوق به غیری نیست بل اگر با دگر کتب معارضه کنند از آنجا آبی بروی کار بازآید.۱۷

پس ناگزیریم تاریخ وصاف را به عنوان واقعیتی در خور بررسی بپذیریم که بر پایه آن هم خود اثر و هم نویسنده آن پیامی فراتر از تصور و توقع معمول دارند: اثرش مظهر یک مکتب تاریخ نویسی است و شخصیت علمیش الگویی مناسب برای یک مورخ کامل و همه آگاه است. آشنایی با تاریخ وصاف و توانایی نویسنده آن پیش از هر چیز این پرسش را در پیش رویمان قرار می دهد که آیا تفسیر نمادین چنین اثر پر از ظرافت و رمز و رازی این نیست که هر مورخ باید به همه دانشها، رویدادها و جریانهای فرهنگی تاریخی روزگار خویش آگاه باشد و تاریخ نگاری چیزی فراتر از یادداشت وقایع است؟!

تاریخ وصاف

نام آن تجزیه الامصار و تزجیه الاعصار است، ولی بیشتر به تاریخ وصاف آوازه دارد. هدف اصلی نویسنده نشان دادن ارادت خویش به شیوه نگارش عطاملک جوینی نویسنده تاریخ جهانگشا بوده و کوشیده است تا ذیلی بر آن فراهم سازد. در پایان شعبان ۶۹۹ ه نگارش اثرش را آغاز کرده است۱۸ و در ۱۳ رجب ۷۰۲ ه در منزل «عانه» به هنگام اردوکشی غازان به شام، به یاری خواجه رش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *