تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل تبیین جایگاه عظیم امامت در روایات رضوی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین جایگاه عظیم امامت در روایات رضوی شامل 58 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین جایگاه عظیم امامت در روایات رضوی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تبیین جایگاه عظیم امامت در روایات رضوی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تبیین جایگاه عظیم امامت در روایات رضوی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تبیین جایگاه عظیم امامت در روایات رضوی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین جایگاه عظیم امامت در روایات رضوی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تبیین جایگاه عظیم امامت در روایات رضوی :

نگاهی اجمالی به تفاوت معنایی دو واژه «خلافت» و «ولایت»

امامت و خلافت، دو عنوانی است که حاکی از دو مقام و منصب هستند. وقتی معنای لغوی خلافت و ولایت را در نظر بگیریم معلوم می شود که بین این دو لفظ تفاوت ها و اشتراکاتی وجود دارد.

خلافت به معنای جانشینی کسی یا چیزی از کسی یا چیز دیگری است. البته امامت هم این معنا را دارد و در آن جانشینی وجود دارد. ولی در کلمه امامت و امام مطالب بیشتری نسبت به خلافت وجود دارد. چراکه امامت به معنای پیشرو و کسی است که بر دیگران تقدم دارد. چنین شخصی که پیشرو است، رهبری و هدایت دارد و بار معنایی دیگری نسبت به خلافت دارد.آیت الله العظمی گلپایگانی در زیارت حرم امام هشتم(ع)

خلافت آن گونه که در میان اهل سنت مطرح است، یک شأن اجتماعی و سیاسی است و کسی که عهده دار اداره جامعه و شئون مردمی مردم است، خلافت دارد. درحالی که امامت در تشیع، معنایی ورای این دارد و مطلبی بالاتر از این منظور در نظر شیعه است و آن معنا این است که آن پیشوا و رهبری که نه تنها جامعه را اداره می کند و شئون اجتماعی مردم را عهده دار است، بلکه عهده دار شئون دینی مردم و هدایت مردم و رهبری معنوی مردم نیز هست.

به تعبیری، خلافت از جنبه ظاهری امام حکایت می کند و امامت بیش و پیش از آنکه نظر به جهات ظاهری داشته باشد، به جهات باطنی و معنوی و دینی و رهبری معنوی مردم نظر دارد. این یک حرف مهمی هست و ثمرات مهمی هم بر آن مترتب است و به تعبیری تفاوت بین دیدگاه تشیع و تسنن به یک معنا، بسیار است.

در موارد زیادی در نهج البلاغه خلافت مورد تحقیر قرارگرفته است و مثلاً در خطبه شقشقیه که حضرت امیر در آن رنج خود را بیان می کنند از کلمه خلافت استفاده می کنند، در حالی که ایشان در نهج البلاغه از کلمه امامت بسیار استفاده کرده و از آن به عظمت یادکرده اند، بخصوص جایی که مصادیق امام و امامت را بیان می کنند که همان ائمه هدی و خاندان رسالت هستند و اگر این مطلب را تحت عنوان امامت در نهج البلاغه تعقیب کنیم، مطلب بسیار زیبایی است بنابراین کلمه «امامت» نسبت به کلمه «خلافت» از قداست فوق العاده ای برخوردار است.

امام شناسی در کلمات و بیانات نورانی علی بن موسی الرضا علیه السلام

برای اینکه ورودی در این مسئله داشته باشیم، به آیه ۱۲۴ سوره شریفه بقره می شود اشاره کرد:

«وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیتی قالَ لا ینالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ»[۱]

که حضرت رضا (ع) هم به همین معنا اشاره دارند. مرحوم کلینی در قسم اصول کتاب شریف کافی بابی بسیار مغتنم در کتاب الحجه دارند بنام «بَابٌ نَادِرٌ جَامِعٌ فِی فَضْلِ الْإِمَامِ وَ صِفَاتِه » در این باب دو روایت نقل می کنند و روایت اولی از حضرت رضا (ع) است که بسیار قابل تأمل است.

آن گونه که حضرت رضا (ع) برکات و ثمرات امامت را بیان کردند بسیار حیرت انگیز و بسیار قابل تأمل است و ارزش دارد که انسان در اطراف هر جمله از این روایت ساعت ها تفکر کند چراکه راهگشای بسیاری از مسائل است حضرت در این حدیث به این آیه شریفه اشاره می کنند «وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ» هنگامی که خدای متعال ابراهیم را مبتلا کرد یعنی امتحان کرد «فَأَتَمَّهُنَّ» و بعدازاینکه جناب ابراهیم هم تمام این امتحانات را به نحو احسن انجام داد و روسفید شد خداوند فرمود: «إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً» من تو را امام قراردادم یعنی بعدازآنکه مرد این میدان بودی و از همه این امتحانات سربلند خارج شدی نتیجه این شد که تو را به مقام امامت رساندم، همان گونه که حضرت رضا (ع) می فرماید: بعدازاین «فَقَالَ الْخَلِیلُ ع سُرُوراً بِهَا»[۲]، درحالی که حضرت ابراهیم به این امامت و افتخار بسیار مسرور بود به پیشگاه الهی عرضه داشت «وَ مِنْ ذُرِّیتی» آیا ذریه من هم چنین مقام و موقعیتی پیدا می کنند؟ خدای متعال در جواب فرمود: «لا ینالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ»، عهد من یعنی عهد امامت به ظالمان نمی رسد.

برای روشن شدن اهمیت مطلب و اینکه این آیه چه میزان مقام و منزلت امام را بالابرده است، و اینکه هرکسی لایق دستیابی به مقام امامت نیست، نکاتی را به عنوان مقدمه در نظر می گیریم.

بر اساس این آیه جناب ابراهیم (ع) زمانی به مقام امامت می رسد که نبوت را کسب کرده است و از قرائن استفاده می شود که ماجرای این آیه و گفتگوی بین خدای متعال و حضرت ابراهیم در اواخر عمر ایشان بوده است، و همین جا در نظر بگیریم که این جمله را که حضرت ابراهیم می گوید «وَ مِنْ ذُرِّیتی» آیا امامت به ذریه من هم می رسد؟ در نظر بگیریم با توجه به این مطلب حضرت ابراهیم اولاد داشته است و این مطلب در اواخر عمر ایشان اتفاق افتاده است و اوایل زندگی ایشان نبوده که اولاد دار نمی شدند و خدای متعال به ایشان منت گذاشت و در اواخر عمر جناب اسماعیل و اسحاق را به ایشان عنایت فرمود. یعنی وقتی فرمودند «وَ مِنْ ذُرِّیتی» در حالی بود که ذری داشت و معقول نیست که بگوید «وَ مِنْ ذُرِّیتی» درحالی که ذریه نداشته باشد. نکته دیگر اینکه آیه که می فرماید: «فَأَتَمَّهُنَّ» ابراهیم (ع) ابتلاها و امتحانات را تکمیل کرد و درست از امتحان بیرون آمد و نوبت امامتش رسید.

اینکه در ادبیات گفته اند که اسم فاعل هنگامی عمل می کند که به معنای حال یا استقبال باشد، اگر اسم فاعل به معنای ماضی باشد عمل نمی کند تا مثلاً فاعلی بگیرد و مفعولی بگیرد، در این آیه شریفه می بینیم که «جاعل» که اسم فاعل است عمل کرده و مفعول اول خودش را «کاف» قرار داده است و مفعول دومش را «اماما» قرار داده است. «إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً» این «إِماماً» دوم که منصوب است به عنوان مفعول دوم برای جاعل است و کاشف است از اینکه اسم فاعل عمل کرده است و عمل کردن اسم فاعل کاشف است از اینکه به معنای حال و استقبال است، وقتی به معنای حال و استقبال باشد، مانند این است که خدای متعال می فرماید: من جاعل و قرار دهنده هستم تو را به صورت امام در حال و آینده و یک نحوه استمرار را می رساند؛ لذا معلوم می شود که امامت بعد از نبوت است و بالاتر از نبوت است، و باید کسی این گردنه های ابتلائات و آن مقامات معنوی را طی کند تا مقام امامت نصیب او بشود.

بیان علامه طباطبایی در ذیل آیه ۱۲۴ سوره مبارکه بقره

مرحوم علامه طباطبایی (ره) در تفسیر شریف المیزان، در ذیل آیه ۱۲۴ از سوره مبارکه بقره بیانی را از استادشان مرحوم سید حسین بادکوبه ای نقل می کنند.

شخصی از استاد بادکوبه ای پرسید: به چه بیانی آیه ۱۲۴ سوره مبارکه بقره دلالت بر عصمت امام دارد؟ او در جواب فرمود: مردم به حکم عقل از یکی از چهار قسم بیرون نیستند، و قسم پنجمی هم برای این تقسیم نیست، یا در تمامی عمر ظالم اند، و یا در تمامی عمر ظالم نیستند، یا در اول عمر ظالم و در آخر توبه کارند، و یا برعکس، در اول صالح، و در آخر ظالم اند، و ابراهیم ع شانش، اجل از این است که از خدای تعالی درخواست کند که مقام امامت را به دسته اول، و چهارم، از ذریه اش بدهد، پس به طورقطع دعای ابراهیم شامل حال این دودسته نیست.

باقی می ماند دوم و سوم، یعنی آن کسی که در تمامی عمرش ظلم نمی کند، و آن کسی که اگر در اول عمر ظلم کرده، در آخر توبه کرده است، از این دو قسم، قسم دوم را خدا نفی کرده، باقی می ماند یک قسم و آن کسی است که در تمامی عمرش هیچ ظلمی مرتکب نشده، پس از چهار قسم بالا دو قسمش را ابراهیم از خدا نخواست، و از دو قسمی که خواست یک قسمش مستجاب شد، و آن کسی است که در تمامی عمر معصوم باشد.[۳]

و این بیان بسیار قابل ملاحظه ای است که مرحوم علامه از استادشان مرحوم بادکوبه ای در المیزان نقل می کنند.

حضرت رضا (ع) در این روایت بیان بسیار شیرینی دارد که ترجمه آن را می خوانم البته باید در ترجمه هم دقت کنیم چراکه هر یک از این جملات ممکن است معانی مختلفی در ابعاد مختلفی داشته باشد حضرت رضا (ع) در مقام امام چنین فرمودند: «آن ها که در امر امامت اختلاف کردند و گمان کردند امامت امری انتخابی است نادانی کردند مگر مردم مقام و منزلت امامت در میان امت را می دانند تا روا باشد که به اختیار و انتخاب ایشان واگذار شود».

از همین بیان معلوم شد که این امر چیزی نیست که در دسترس و اختیار مردم باشد و مردم بتوانند آن را انتخاب کنند و نظر بدهند «همانا امامت قدر و شأنش بالاتر و منزلتش عالی تر و مکانش رفیع تر و عمقش ژرف تر از آن است که مردم باعقل خود به آن برسند یا با آراء خود آن را دریابند»[۴]

تفاوت اصلی بین نظر جایگاه امامت در تشیع و خلافت در اهل سنت در همین است که مردم از کجا برایشان ممکن است که مقام معنوی و مقام روحی و مقام علمی و مقام عصمت و فضائلی که در امام لازم است را بتوانند تشخیص بدهند.

حضرت در ادامه این ر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *