تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تجلی قرآن در سیره امام حسن مجتبی (ع)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل تجلی قرآن در سیره امام حسن مجتبی (ع) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تجلی قرآن در سیره امام حسن مجتبی (ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل تجلی قرآن در سیره امام حسن مجتبی (ع) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تجلی قرآن در سیره امام حسن مجتبی (ع) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تجلی قرآن در سیره امام حسن مجتبی (ع) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تجلی قرآن در سیره امام حسن مجتبی (ع) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تجلی قرآن در سیره امام حسن مجتبی (ع) :

مقدمه

منشأ اصلی جاذبه اخلاقی و شخصیتی رسول اکرم(ص) و جانشینان حقیقی آن حضرت یعنی ائمه معصومین(ع)، آیات قرآن کریم بود. یعنی آیات قرآن در مرتبه ای بسیار متعالی در اخلاق و رفتار وبطور کلی شخصیت آسمانی حجت های پروردگار تجلی یافته بود و منشأ کرامت ها و قدرت ها و بزرگواری های اختصاصی آنها شده بود.

در این مقاله بنا داریم به جلوه هایی از آیات قرآن در سخنان و رفتارهای امام حسن مجتبی(ع) اشاراتی کرده و آنها را با توضیحات فشرده ای همراه کنیم. ابتدا تذکر این نکته را لازم می دانیم که شخصیت حقیقی و عظمت های خاص هر یک از ائمه معصومین(ع) عمدتا در دوره امامت آنها تجلی کرده است، اگرچه قبل از زمان امامت نیز زمینه های شخصیت خاص آنها و بعضی از مراتب فضائل اخلاقی ورفتاری تجلیاتی کرده و مورد توجه انسانهای معاصر آنها قرار گرفته است.

در قرآن کریم هم غالبا داستان های پیامبران خدا از حلقه بعثت(شروع نبوت و رسالت) بیان شده است. و فقط به مناسبتی درمورد حضرت عیسی(ع) داستان، ازحلقه تولد شروع شده واشاره ای هم به موضوع تولد حضرت موسی(ع) دارد.اولین خطابه به امام حسن(ع) درمقام امامت، روز اول بعد از شهادت امام امیرالمؤمنین علی(ع) خطاب به مردم، در کتابهای سیره شریف آن حضرت درج شده است و ما این خطابه را از کتاب ارشاد شیخ مفید(ره) نقل می کنیم:

خطب الحسن بن علی(ع) فی صبیحه اللیله التی قبض فیها امیرالمؤمنین(ع) فحمد الله واثنی علیه و صلی علی رسول الله(ص) ثم قال: قبض فی هذه اللیله رجل یسبقه الاولون بعمل و لایدرکه الآخرون بعمل لقد کان یجاهد مع رسول الله فیقیه بنفسه، و کان رسول الله(ص) یوجهه برایته فیکنفه جبرئیل عن یمینه ومیکائیل عن شماله، و لایرجع حتی یفتح الله علی یدیه و لقد توفی علیه السلام فی اللیله التی عرج فیها بعیسی بن مریم، و فیها قبض یوشع بن نون وصی موسی(ع) و ما خلف صفراء و لابیضاء….

ثم قال: انا ابن البشیر، انا ابن النذیر، انا ابن الداعی الی الله باذنه، انا ابن السراج المنیر، انا من اهل بیت اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا، انا من اهل بیت فرض الله مودتهم فی کتابه فقال تعالی: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ اَلْمَوَدَّهَ فِی اَلْقُرْبى وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً»، فالحسنه مودتنا اهل بیت ثم جلس؛[۱]

در صبح روزی که شب قبل آن امیرالمومنین علی(ع) از دنیا رفت، امام حسن(ع)[در اجتماع مردم در مسجد] خطابه ای خواند که مشتمل بر حمد و ثنای پروردگار و صلوات وسلام بر رسول الله (ص) بود و بعد فرمود: در شبی که گذشت مردی از دنیا رفت که پیشینیان در عمل به او سبقت نگرفتند و آیندگان هم به موقعیت او نخواهند رسید. او همراه رسول الله (ص) جهاد می کرد و با جان خود از او دفاع می کرد. و رسول خدا(ص) او را به جنگها می فرستاد، پس جبرئیل از سمت راست و میکائیل از سمت چپ، او را درمیان می گرفتند[و او را یاری و حمایت می کردند]و از جنگ بر نمی گشت مگر با فتحی که خداوند به دست او ایجاد می کرد.

او در شبی از دنیا رفت که رفعت عیسی به آسمان در چنان شبی انجام یافت و در چنان شبی یوشع بن نون وصی حضرت موسی(ع) از دنیا رفت و او دینار و درهمی از خود باقی نگذاشت….[امام مجتبی(ع) وقتی به اینجا رسید حالت گریه گلوی مبارکش را گرفت و گریه کرد و مردم هم با او گریه کردند.]

سپس فرمود: من فرزند «بشیر» هستم، من فرزند«نذیر» هستم. من فرزند دعوت کننده به سوی خدا با اذن او، من هستم فرزند «سراج منیر» من از خاندانی هستم که خداوند رجس را از آنها دور کرد و آنها را [به نحوی خاص] تطهیر فرمود. من از اهل بیتی هستم که خداوند در کتابش «مودت» آنها را فریضه قرار داد و فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ اَلْمَوَدَّهَ فِی اَلْقُرْبى وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً»(شوری، ۴۲/۲۳) پس «حسنه» مودت ما اهل البیت است.

این خطابه کوتاه بخوبی مبین نحوه و میزان توجه امام علی(ع) به قرآن کریم و معارف آن می باشد، آیات متعددی در عبارات خطبه شریف چه به صورت اقتباس و چه به صورت تلمیح مورد توجه قرار گرفته است که موارد عمده آن را ذیلا مورد بحث قرار می دهیم:

۱- خطبه با حمد پروردگار عالمیان و ثنای ذات اقدس او و صلوات بر رسول خدا شروع شده است، و این نشانه رعایت ادب جمیل توحیدی است که از آن بزرگوار تجلی کرده است. حمد پروردگار عالم بخشی از اساسی ترین مباحث و معارف قرآن مجید است به طوری که تعدادی از سوره های قرآن با حمد شروع شده و آنها عبارتند از سوره های: حمد، انعام، کهف، سبأ و فاطر که در این سوره ها محور مباحث، موضوع حمد پروردگار و بطور کلی توحید می باشد و در ده ها آیه دیگر ذکری از این موضوع به میان آمده است. این ادب جمیل توحیدی مورد توجه مستمر وجود مبارک رسول خدا(ص) قرار داشت و حمد پروردگار بطور مکرر حتی در حال سختی ها ومشقت ها ومصیبت ها از رفتار و سخنان آن حضرت ظاهر می شد.

در سیر شریف امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا(س) هم، حمد پروردگار جایگاه رفیعی داشت و آنها در همه حوادث زندگی، حمد او را بجای می آورند و در حوادث سخت زندگی و در زمان بروز مصائب به این پناهگاه محکم و امن الهی پناه می بردند.صلوات فرستادن بر رسول خدا (ص) جلوه دیگری از توحید خداوند واجرای فرمان های او است، به طوری که ذکر اوصاف شریف رسول خدا(ص) در آیات متعددی در قرآن مجید آمده و علاوه بر آن خداوند دستور صریحی مبنی بر فرستادن صلوات و سلام بر رسولش را به مؤمنان صادر فرموده است: «إِنَّ اَللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِیِّ یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً» (احزاب، ۳۳/ ۵۶)

۲- بعد از حمد پرودگار وثنای او و صلوات و سلام بر رسول خدا(ص)، امام حسن(ع) اشاره ای به موقعیت امیرالمؤمنین و رفتارهای او در جهت تقویت دین توحیدی و انتشار معارف آن و حمایت از رسول خدا(ص) و حفاظت از وجود شریف او در صحنه های جهاد کرده و این جهات از سیره شریف امیرالمؤمنین علی(ع) را در رأس فضائل او بیان فرمود.

تجلیل امیرالمومنین علی(ع) و بیان فضائل آن بزرگوار یکی از موضوعات بسیار مهم مطرح شده در قرآن می باشد و آیات متعددی در آن کتاب در این زمینه آمده است و ما در این قسمت به اشاره ای کوتاه از بیان متفکر بزرگ معاصر مرحوم استاد محمد تقی جعفری در کتاب«ترجمه و تفسیر نهج البلاغه» اکتفا می کنیم. ایشان در فصلی از این کتاب تحت عنوان«علی(ع) از دیدگاه توصیف خداوندی» آورده است.[۲]

آیات قرآنی در توصیف علی بن ابیطالب(ع)

خطیب بغدادی(ابوبکر احمد بن علی) از اسماعیل بن جعفر[راوی موثق]… از ابن عباس نقل کرده است که: در قرآن سیصد آیه درباره علی بن ابیطالب(ع) نازل شده است،[۳] برخی از قدما مانند طبری و ابونعیم، رساله هایی بنام«مانزل من القرآن فی علی(ع)» تألیف نموده اند.

همچنین ابن حجر[۴] و شبلنجی[۵] از ابن عساکر از ابن عباس موضوع سیصد آیه را درباره علی(ع) نقل کرده اند.مرحوم محمد تقی جعفری بعد از این مقدمه به ذکر چند آیه قناعت کرده و آنها عبارتند از:

یک) – فَتَلَقّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ[۶] (بقره، ۲/ ۳۷)؛ آدم ابوالبشر کلماتی را از پروردگارش دریافت. مقصود از این کلمات«محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین(ع)» است.

دو) إِنَّما یُرِیدُ اَللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ اَلرِّجْسَ أَهْلَ اَلْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً (احزاب، ۳۳/۳۳)؛ جز این نیست که خداوند اراده کرده است پلیدی را از شما اهل بیت ببرد و شما را پاکیزه گرداند. مقصود از اهل بیت، علی و فاطمه وحسن و حسین(ع) است.

سه) فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ اَلْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اَللّهِ عَلَى اَلْکاذِبِینَ (آل عمران، ۳/ ۶۱)؛ پس از آنکه در ماهیت عیسی بن مریم علم پیدا کردی، اگر کسی در این موضوع، با تو جدل و احتجاج بورزد بگو، بیایید ما و شما فرزندان و زنها و نفس خود را بیاوریم و سپس همدیگر را لعنت کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار بدهیم. در این آیه نفس علی (ع) بمنزله نفس پیامبر(ص) آمده است.

چهار) إِنَّما وَلِیُّکُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا اَلَّذِینَ یُقِیمُونَ اَلصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ اَلزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ (مائده، ۵/ ۵۵) جز این نیست که ولی شما خدا است و رسول او و کسانی که ایمان آورده اند و کسانی که نماز را بر پا می دارند و زکات می دهند در حال رکوع. کسی که در حال رکوع زکات داده، علی(ع) است.مرحوم محمد تقی جعفری بعد از نقل آیات فوق استدلال هایی هم در پاورقی آورده است.

۳- امام حسن مجتبی (ع) سپس به یکی دیگر از فضائل امیرالمؤمنین اشاره کرده و آن موضوع نصرت ملائک مقرب خداوند در جنگها به آن حضرت می باشد. موضوع امداد ملائکه نسبت به مؤمنان در آیاتی از قرآن مجید ذکر شده است، که ذیلا خواهد آمد. نصرت و امداد در شرایط خاصی نسبت به مؤمنان تحقق می یابد. موقعیت امیرالمؤمنین(ع) در جنگها شرایط نزول نصرت خداوند را موجب می شد. علاوه بر نقش عمومی مؤمنان در جنگ های زمان رسول خدا(ص)، نقش خاص امیرالمؤمنین(ع) به تنهایی مشهود بود و ای بسا عامل استقامت مؤمنان در مقابل کفار که موجب نزول نصرت خداوند می شد، استقامت و قدرت روحی و ایمان متعالی و شجاعت و صلابت بی نظیر شخص امیرالمؤمنین(ع) بود.

به طوری که در جنگ بدر که نفرات دشمن تقریبا سه برابر مسلمین بود و آنها با تمام تجهیزات جنگی و به قصد جنگ آمده بودند و مسلمین سلاح و تجهیزات اندکی داشتند، بیش از نصف کشته شده های دشمن مهاجم فقط به دست شخص امیرالمؤمنین به قتل رسیدند و نصف دیگر به دست تمامی سپاه مسلمین![۷] درجنگ بدر، به تصریح قرآن مجید، ملائکه جهت نصرت مسلمین نازل شدند، که در ادامه بحث به آیات قرآن در این زمینه اشاره ای خواهد شد.

در جنگ اُحد امیرالمؤمنین علی(ع) به تنهایی عامل شکست و فرار دشمن در ساعت اول شروع جنگ شد، به طوری که آن حضرت با چند حمله برق آسا هر نه دسته سپاه دشمن را شکافت و فرماندهان آنها را کشت و در نتیجه دشمن رو به فرار گذاشت و بعد در اثر اهمال و بی توجهی گروهی از مسلمین، دشمن در حال فرار از نقطه ای در کوه که مدافعان سپاه اسلام آنجا را ترک کرده و به میدان جنگ رفته بودند چون جنگ را تمام یافته پنداشته بودند دوباره به میدان برگشت و از پشت به مسلمین حمله کردند، در این مرحله از جنگ سپاه مسلمین غافلگیر شده و ضربات سختی خوردند و دشمن به قصد کشتن حضرت رسول(ص) از همه طرف دسته دسته به سوی او حمله می کردند.

مسلمین با شنیدن شایعه کشته شدن پیامبر (ص) فرار کردند و پراکنده شدند و آن حضرت تنها ماند، در مرحله ای از جنگ تنها یک نفر کنار رسول خدا(ص) ماند و او امیرالمؤمنین علی (ع) بود ، که به تنهایی از وجود مبارک رسول خدا(ص) دفاع می کرد.استقامت بی نظیر امیرالمؤمنین علی(ع) در جنگ احد و نحوه دفاع او از وجود مبارک رسول خدا (ص)، ملائکه آسمان ها را شگفت زده کرد به طوری که نقل شده جبرئیل (ع) به حضور رسول خدا(ص) نازل شد و عرض کرد یا رسول الله ملائکه از حسن مواسات علی(ع) با شما به جان خویش شگفت زده شده اند و ما هم شگفت زده شده ایم، رسول خدا(ص) فرمود: چه چیز او را از این رفتار باز دارد، در حالی که او از منست و من از او هستم، و جبرئیل(ع) گفت: یا رسول الله و من هم از شما دو تا هستم.[۸]

در آن روز مسلمین ندایی از آسمان شنیدند که می گفت: «لاسیف إلا ذوالفقار ولا فتی إلا علی». از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که گوینده این سخن جبرئیل بود.[۹] جریان فداکاری امیرالمؤمنین علی(ع) در جنگ احد و نزول جبرئیل درمنابع متعددی از کتب تاریخ و سیره ذکر شده است و ما خوانندگان گرامی را به آنها ارجاع می دهیم.[۱۰]

شرح فداکاری امام علی(ع) از زبان امام حسن(ع)

۱- قسمتی از کلام امام حسن مجتبی(ع)، ناظر به موضوع نزول ملائکه جهت نصرت مؤمنان در جنگهای زمان پیامبر اکرم (ص) بود و این موضوع در آیاتی از قرآن مجید ذکر شده است، اما در کلام امام حسن (ع) توجه اصلی معطوف به نقش و موقعیت امیرالمؤمنین علی(ع) در موضوع نزول ملائکه می باشد.

خداوند عالم به موضوع نزول ملائکه جهت نصرت مؤمنان در آیاتی از قرآن مجید اشاره کرده، از جمله می فرماید: «وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اَللّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّهٌ فَاتَّقُوا اَللّهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ. إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَ لَنْ یَکْفِیَکُمْ أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَهِ آلافٍ مِنَ اَلْمَلائِکَهِ مُنْزَلِینَ. بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَهِ آلافٍ مِنَ اَلْمَلائِکَهِ مُسَوِّمِینَ» (آل عمران، ۳/۱۲۳-۱۲۵)؛ خداوند شما را در بدر یاری کرد در حالی که [نسبت به آنها از نظر نفرات و تجهیزات جنگی] ناتوان بودید، پس ملتزم تقوای خداوند باشید تا شکر او را به جای آورید در آن هنگام که به مؤمنان می گفتی، آیا کفایت نمی کند شما را که پروردگارتان شما را یاری کند با سه هزار از ملائکه نازل شده [به زمین]، بلی اگر استقامت و تقوا پیشه کنید و دشمن با سرعت به شما حمله کند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یاری می کند.

آیات فوق مشتمل بر موضوع نزول ملائکه در جنگ بدر برای نصرت مؤمنان و موضوع کلی امداد مؤمنان بوسیله گروه هایی از ملائکه و شرائط نزول این نوع امداد می باشد. استقامت و التزام به تقوی و مورد هجوم سریع دشمن قرار گرفتن، موجب نزول نصرت آسمانی و یا نوعی و مرحله ای از آن می شود. در کلام امام حسن(ع) رفتارهای قهرمانانه بی نظیر امیرالمؤمنین و شجاعت و استقامت خاص آن حضرت موجبات نزول ملائکه و نصرت آسمانی تلقی شده است.

۲- امام حسن(ع) بعد از اشاره ای به بعضی از فضائل امیرالمؤمنین(ع)، به معرفی موقعیت خود به عنوان جانشین رسول خدا(ص) پرداخته، می فرماید: انا ابن البشیر انا ابن النذیر، انا ابن الداعی الی الله باذنه، انا ابن السراج المنیر….

امام حسن(ع)در این قسمت از کلام خود آیاتی از قرآن کریم را مورد توجه قرار داده اند: یا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ إِنّا أَرْسَلْناکَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً. وَ داعِیاً إِلَى اَللّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِیراً (احزاب، ۳۳/۴۵-۴۶)؛ ای پیامبر ما تو را شاهد و بشارت دهنده و هشدار دهنده ای فرستادیم. و دعوت کننده بسوی الله به اذن او و چراغی روشنی بخش [فرستادیم] فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ اَلْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اَللّهِ عَلَى اَلْکاذِبِینَ (آل عمران، ۳/۶۱).

امام حسن(ع) به لحاظ آی دوم که مشهور به آیه مباهله است خود را فرزند رسول خدا (ص) خوانده و این رفتار در حقیقت توجه به یکی از فرمان های خداوند و عمل به آن است. طبق نقل مفسران قرآن و تاریخ نویسان، حضرت رسول اکرم (ص) بعد از نزول این آیه و آماده شدن برای مباهله با گروهی از مسیحیان و اجرای فرمان خداوند که این آیه مشتمل بر آن است، دو فرزند خود یعنی حسن و حسین(ع) را به عنوان مصداق «ابناءنا» و از بانوان فقط حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) و از مردان فقط امیرالمؤمنین علی (ع) را به عنوان مصداق «انفسنا» با خود آوردند. یعنی طبق مدلول این آیه حسن و حسین(ع) فرزندان رسول خدا (ص) محسوب می شوند، و پدر بزرگوارشان حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در مسیر رعایت ادب توحیدی، آن دو را فرزندان رسول الله (ص) می خواندند و احترام خاصی به آن دو اظهار می کردند.

امام حسن (ع) در این قسمت از کلام خود به این موضوع توجهی کرده و موقعیت خود را به عنوان فرزند رسول خدا(ص) به مردم گوشزد فرموده است. در جهت دیگر امام(ع)، به اوصاف شریف رسول الله (ص) که در آیاتی از قرآن مجید ذکر شده، توجهی فرموده و آن اوصاف را در کلام خود آورده است. یعنی اینکه مؤمنان باید به اوصاف رسول خدا (ص) که در کلام خداوند ذکر شده توجه کنند و نقش کاربردی آنها را در نظر بگیرند، آن رسول پروردگار عالمیان، بشارت و هشدار دهنده و شاهدی بر اعمال انسانها و دعوت کننده بسوی خداوند بود، با قدرتی که از او دریافت می کرد و چراغی که نور شخصیتش تمامی عالم و عرص تاریخ را روشن می کند.

هم ذکر اوصاف شریف رسول خدا (ص) از آیاتی از قرآن و هم اشاره به موقعیت خود نسبت به رسول خدا (ص)، جنبه ارشادی نسبت به مردم و کمک به آنها داشت و نه جنبه احساسی و عاطفی!در کلام امام حسن(ع) چند موضوع متصل به هم بطور صریح و ضمنی در مجموع مورد توجه قرار گرفته و آن بزرگوار به عنوان رهبری و ارشاد، انسان ها در مسیر زندگی دینی آنها را ذکر فرموده است.

الف) ایجاد توجه در انسانها به موقعیت رسول خدا(ص) و اوصاف شریف او و نوع فعالیت آن بزرگوار و استفاد انسانها از موقعیت او.

ب) اعلام اینکه اولین جانشین رسول خدا(ص) و تربیت یافته خاص او و امام موحدان و امیرمومنان از دنیا رفته است، و او کسی بود که نه در گذشته کسی به مقامی در حد او رسیده، و نه در آینده به مرحله رفیع کمالات او خواهد رسید و اینکه نقش او در برقراری دین توحیدی و استحکام آن و انتشار معارف آن و حفاظت از وجود شریف رسول خدا (ص) استثنائی و منحصر به فرد است.

ج) اما بعد از رحلت جانشین رسول خدا(ص)، جانشین دیگر او باید شناخته شود. مردم به این نوع معرفی احتیاج دارند، موضوع جنبه فردی و شخصی ندارد و یک وظیفه الهی است که امام حسن(ع) مثل پدر بزرگوارش و هر دو به تأسی از رسول خدا(ص) باید آن را به عهده بگیرند.

امام حسن(ع) در جهت معرفی خود مثل طبیبی ماهر و دلسوز خود را به نیازمندان معرفی کرده. یک طبیب عاقل و حکیم وقتی انسانها به شناسائی علم و مهارت اواحتیاج دارند، نمی تواند نسبت به این موضوع مهم و حیاتی بی اعتنا بماند. بالخصوص که فتنه هایی در جامعه بوجود آمده و نیاز انسانها به نور چراغی که خداوند آن را برافروخته جهت پیدا کردن راه زندگی در تاریکیهای این فتنه ها بیشتر از سایر زمانها است. آن فتنه هایی که باعث شده عده ای از انسانها حتی مقابل مدار باطل بایستند و با او بجنگندد و مانع فعالیت های او شوند و اسم عمل خود را عبادت بگذارند.

۳- امام حسن(ع) در ادامه کلام شریف خود به موقعیت خود به لحاظ«آیه تطهیر» اشاره کرد و می فرماید: من از اهل بیتی هستم که خداوند رجس را از آنها دور کرده و آنها را به نوعی خاص تطهیر فرموده است. خداوند عالم در کلام خود فرمود: إِنَّما یُرِیدُ اَللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ اَلرِّجْسَ أَهْلَ اَلْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً (احزاب/ ۳۳)؛ جز این نیست که خداوند اراده می کند که رجس را از شما اهل بیت ببرد و شما را به نوعی خاص پاکیزه گرداند.

آیه تطهیر طبق مدلول بیش از هفتاد حدیث، در مورد پیامبر اکرم(ص) و علی و فاطمه زهرا و حسن و حسین(ع) نازل شده است. علامه طباطبائی(ره) در تفسیر این آیه می فرماید: طبق آنچه که گفته شد تأیید می شود آنچه در سبب نزول آیه وارد شده که این آیه نازل شده در شأن پیامبر اکرم(ص) و علی و فاطمه و حسنین(ع) است و أحدی با آنها در آن مشارکت ندارد.

و آنها روایات فراوانی هستند که بالغ بر هفتاد روایت می شوند، و آنچه از طریق اهل سنت نقل شده بیشتر از آن است که از طریق شیعه نقل شده. اهل سنت این روایات را از طریق ام سلمه، عایشه و ابی سعید خدری، و سعد، و وائله بن الاسقع، و ابی الحمراء، و ابن عباس، و ثوبان غلام رسول خدا(ص) و عبدالله بن جعفر، و علی و حسن بن علی(ع) از قریب چهل طریق نقل کرده اند و شیعه آن را از[امام] علی و [امام] سجاد و [امام] باقر و [امام] صادق و [امام] رضا(ع) و امّ سلمه، و ابی ذر، و ابی لیلی، و ابی الأسود دوئلی، و عمرو بن میمون و سعد بن ابی وقاص از سی و چند طریق نقل کرده اند.[۱۱]

از این آیه، عصمت اهل بیت(ع) اثبات می شود. علامه طباطبائی در این زمینه می فرماید: پس متعین است اینکه از بین بردن رجس باید حمل به عصمت شود، و مراد از تطهیر در قول خداوند: «و یطهرکم تطهیرا» که با مصدر هم تاکید شده است، زائل ساختن اثر رجس باوارد کردن آنچه مقابل آنست بعد از برطرف کردن اصل آن، و آنچه معلوم است اینکه مقابل اعتقاد باطل همنان اعتقاد حق است و تطهیر آنها همان مجهز کردن آنها به ادراک حق در اعتقاد و عمل است. و مراد از اراده، غیر از اراده تشریعی می باشد. چون اراده تشریعی که همان توجیه تکالیف به مکلفان می باشد با مقام تناسبی ندارد.

پس معنای آیه عبارت است از اینکه خداوند سبحان بطور مستمر اراده می کند که شما اهل البیت را به موهبت عصمت مخصوص گرداند، با از بین اعتقاد باطل و اثر عمل سیئه و اعطاء آنچه زایل می کند اثر آن را بر شما، و آن عبارت از عصمت است.[۱۲] تفسیر این آیه مشتمل بر نکات بسیار دقیق تفسیری و کلامی و ادبی و روائی است و ما نتیجه آن مباحث راذکر کردیم و طالبان صورت کامل این مباحث می توانند به تفسیر دقیق و مفصل آن در المیزان مراجعه فرمایند.

امام حسن(ع) در آخرین قسمت از این خطبه کوتاه می فرماید: من از اهل بیتی هستم که خداوند«مودت» آنها را در کتابش واجب کرده و می فرماید: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ اَلْمَوَدَّهَ فِی اَلْقُرْبى وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَهً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً (شوری، ۴۲/ ۲۳). این آیه به«آیه مودت» مشهور شده و در آن خداوند عالم به پیامبر اکرم دستور می دهد که به مسلمین بفرماید من اجری و پاداشی برای امر رسالت و آموزش معارف دینی از شما نمی خواهم جز مودت نسبت به نزدیکان یعنی اهل بیتم.

در چند آیه از قرآن موضوع عدم درخواست اجر رسالت رسول خدا(ص) ذکر شده مثل قسمت اول همین آیه مورد بحث، الا اینکه در این آیه استثنائی در این موضوع ذکر شده و به نوعی مزد اشاره شده و آن مودت اهل بیت رسول خدا(ص) می باشد. و این نوع مزد منافاتی با عدم درخواست مزد ندارد و در حقیقت مزد خواستن نیست! بطوری که خداوند عالم در آیه دیگری فرمود: قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّ عَلَى اَللّهِ وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ (سبأ، ۳۴/ ۴۷)؛ آن اجری که خواستم برای خود شما است و اجر من فقط به عهده خداوند است.

در آیه دیگری فرمود: قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاّ مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِیلاً (فرقان، ۲۵/ ۵۷)؛ بگو من اجری از شما برا ی آن[یعنی قرآن و آموزش آن و در مجموع جهت رسالت] نمی خواهم مگر کسی که بخواهد راهی بسوی پروردگارش اتخاذ کند.

با درنظر گرفتن روابط موجود بین این آیات، روشن می شود که«مودّت» اهل بیت رسول الله(ص) راهی است بسوی خداوند و آن تنها راه حقیقی اتصال به حقیقت دین توحیدی و آثار وبرکات آن است.

امام حسن(ع) در این قسمت از کلام خود اشاره ای به موقعیت خاص اهل البیت(ع) کرده و اینکه خود وجود شریفش یکی از آنها است. و اینکه شناختن اهل بیت عصمت و طهارت و مقام اختصاصی آنها نزد خداوند و مودّت آنها و پیروی از آنها درمقام علم و عمل از ضروریات دین توحیدی است.

لازم به ذکر است که مسلمین زمان رسول خدا (ص) هم از «آیه مودّت» وجوب مودّت اهل بیت آن حضرت را در نظر داشتند و این موضوع هم از توجه آنها به محتوای آیه و تصریح رسول خدا(ص) درمورد مصادیق آیه کریمه بود. در این زمینه به استنادی از نظر مفسر مشهور اهل سنت، از تفسیر کشّاف اکتفا می کنیم:

زمخشری، در تفسیر آیه مورد بحث آورده است: وقتی این آیه نازل شده، به رسول خدا گفته: نزدیکان شما که مودت آنها بر ما واجب شد چه کسانی هستند [آن حضرت] فرمود آنها عبارتند از: «علی و فاطمه و دو فرزند آنها» [حسن و حسین(ع)].[۱۳]

امام حسن(ع)این خطبه را در اولین روز اعلام موضوع خلافت خود، در یک مجلس رسمی و در مقام یک حاکم دینی نه در مقام یک موعظه صرف و یا آموزش عادی، القا فرمود. در خطبه شریف اساس بحث را توجه به قرآن کریم و معارف آن تشکیل می دهد. آن حضرت درکلام کوتاه خود مجموع کلام خداوند و آیات زیادی از آن را مورد توجه قرار داده و به تأثیر پذیری از تعدادی از آنها تصریح فرموده است. هم در مقدمه خطبه یعنی حمد و ثنای پروردگار و صلوات بر رسول خدا(ص) و هم در ذکر فضائل امیرالمؤمنین علی(ع) و هم درمعرفی خود، جلب توجه مردم به کلام ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *