توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل تحریری نو از نظریه شهرت در اصول متلقات آیه الله بروجردی – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل تحریری نو از نظریه شهرت در اصول متلقات آیه الله بروجردی شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل تحریری نو از نظریه شهرت در اصول متلقات آیه الله بروجردی گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحریری نو از نظریه شهرت در اصول متلقات آیه الله بروجردی با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحریری نو از نظریه شهرت در اصول متلقات آیه الله بروجردی از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تحریری نو از نظریه شهرت در اصول متلقات آیه الله بروجردی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تحریری نو از نظریه شهرت در اصول متلقات آیه الله بروجردی را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحریری نو از نظریه شهرت در اصول متلقات آیه الله بروجردی :
در استنباط به فاصله هر چند قدم اگر اجماعی به چشم نیاید، دست کم شهرتی رخ می
نماید. مسیر استنباط را شهرت ها و اجماع ها پرکرده اند و همچون علائم راه،جهت های
مسیر را مشخص می کنند.
درگذشته، غالب فقیهان بیشتر اجماع ها و شهرت ها را به چشم علائم راه و جهت های مسیر
نگاه می کردند و دراین عصر، برخی از فقیهان بی اعتنا از کنار آنها می گذرند.
پذیرش افرطی اجماع وشهرت در دیروز، فقه را در دو زمینه تفسیر نصوص و تعیین حکم
درموارد غیر منصوص، از هوای آزاد عقلانیت تاحدودی بازداشت وکم توجهی به اجماع و
شهرت در امروز، فقه را باخطر جدا شدن و دور افتادن از برخی اصول وریشه ها مواجه
کرده است. بریدن دیروز از بخشی از عقلانیت اصولی، و گسستن امروز از بخشی از ریشه ها
و چارچوبه های فقه تفریعی دو روی یک سکه راتشکیل می دهند.
چرا فقیهان دیروز و امروز به رغم مطالعات اصولی پیرامون اجماع وشهرت به موضعگیری
های مطلق نگرانه فروغلطیده اند؟ ریشه این مطلق گرایی کجاست؟
در پاسخ باید گفت: ریشه درنارسایی مطالعات اصولی است. بررسی های اصولی کم دامنه و
سریع، توانایی فرونشاندن دغدغه ها و نیازهای استنباط را درخود ندارند.
گاه یک موضوع اصلی چنان با تاریخ پیوند خورده است که فهم منسجم از آن تنها باغور
کردن درتاریخ میسر است. نظریه پردازی در حوزه برخی از مسائل اصولی ماهیتی پیوسته با
تاریخ دارد. رویکرد تاریخی،شاکله های ناگفته ذهن و اندیشه اصولی را شکل می بخشد و
پنجره نظریه پردازی او را به روی واقعیت ها می گشاید.
این نیاز به ویژه درنظریه پردازی پیرامون اجماع و شهرت که فهم پیشینه شکل گیری آنها
با چند و چون حجیت آنها درآمیخته است دو چندان می نماید. عدم رویکردتاریخی و نبود
پیگیری تطور وار وزنجیره ای تاریخ فقه، سبب شده تا به اجماع و شهرتهای شکل گرفته
درامتداد زمان و نیز منشا و نحوه شکل گیری آنها بی توجهی شود و درنهایت، توانایی
تعبیه مطالعات ناظر به تبیین قلمرو اجماع وشهرت معتبر به دست نیاید.
آنچه بیان شد سرگذشت فهم اصولی به روایت معمولی و تکراری حوزه هاست.
دراین میان آیه الله بروجردی درزمینه اجماع و شهرت راهی دیگر را پیش کشید که هم به
پیراسته شدن دقت عقلی درمکتب او انجامید و هم به ادا شدن حق تاریخ دراین مکتب.
نظریه آیه الله بروجردی بر پایه نگاه به دو عنصر، ملاک حجیت اجماع و شهرت، وقلمرو
اجماع و شهرت معتبر شکل گرفته است. این نظریه که می توان نظریه اجماع و شهرت دراصول
متلقات نامید دیدگاهی شفاف و روشنگر را پیش روی فقیهان قرارمی دهد که تطبیق آن در
عرصه استنباط از افراط و تفریط نسبت به موارد اجماع و شهرت جلوگیری می کند و کمتر
با ابهام روبه رو می شود.
آیه الله بروجردی درنظریه خود پیش از آن که سایه دیدگاه های کلیشه ای و آموخته شده
در درس ها را بر سر تاریخ بیفکند به تطور ناب و فرایند شکل دهنده تاریخ فقه درقرن
چهارم و پنجم نظر می افکند و درپس تحلیل تطور و دگرگونگی تاریخی به نتایجی مهم دست
می یابد.
وی بر خلاف بسیاری به جای آن که از تاریخ مستنداتی برای اندیشه خود بیابد، اندیشه
را به دست تاریخ می سپرد تا با دست یابی به نتایج تاریخی دقت و توانایی اش در فهم
واقعی تر و دقیق تر موضوع اجماع و شهرت افزایش یابد. البته پیش از او عالمانی جوهره
نظریه اصول متلقات را ارائه کرده بودند. بعدا دراین باره بیشتر توضیح خواهیم داد.
دریغا که این نظریه به رغم برخورداری از ویژگی هایی همچون اتقان علمی،واقع نگری
تاریخی و کاربری شفاف درعرصه استنباط درسطحی شایسته، بحث انگیز نبوده و به صورت
بایسته نقد وابرام های اصولیان را بر نینگیخته است.
این عدم واکنش علمی وسریع در برابر نظریه هایی نو ازاین دست، بیانگرضعف نهفته در
سیستم عصبی حوزه های علمیه است.
گویا این نظریه نیزبه سرنوشتی همانند ابتکارهای علمی پیشینیان که گاه پس ازگذشت یک
قرن یا بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند دچار خواهد شد.
انتظار است که صاحبان اندیشه، آنچنان حساس ودقیق گردند که به محض ارئه شدن مبادی
ومقدمات یک نظریه، به عمق آن پی ببرند وفرصت هایحوزه را به توجه وتحلیل آن مصروف
دارند ودر کوتاه مدت نتایج آن را در صورت درست بودن به جامعه علمی ارزانی بدارند.
نظریه آیه الله بروجردی با همه نیروی نهفته ای که درخود برای به چالش کشیدن دیدگاه
های مرسوم دارد، عملا درکوران بحث و مطالعه قرارنگرفته است. البته اندیشمندانی به
چشم می آیند که به این نظریه،توجه و رویکرد داشته اند و دامنه مطالعات خود را تا
ارائه ارزیابی و تحلیلی نسبت به آن، امتداد بخشیده اند. امام خمینی از آن جمله است.
وی جایگاهی ویژه را به آن اختصاص داده است. چه آن که نکاتی رابه نظریه افزوده که
لحاظ آن، نظریه آیه الله بروجردی را غنای بیشتر می بخشد.
نوشتار حاضر ضمن توجه به اجماع، تلاش خود را بیشتر بر معرفی شهرت در اصول متلقات
گذاشته است. می کوشیم ضمن بیان دیدگاه های آیه الله بروجردی، دیدگاه های امام خمینی
را نیز مرور کنیم.
بحث را دردو محور پی می گیریم: یکی پیشینه نظریه اصول متلقات و دیگری بررسی و تحلیل
آن.
1- پیشینه نظریه اصول متلقات
مراحل زیر سیر تطور دیدگاهی را مشخص می کند که به نظریه اصول متلقات انجامید:
مرحله اول: طرح مساله تلقی:
برای نخستین بار سید مرتضی از واژه تلقی وجایگاه محوری
آن در شکل گیری احکام و دیدگاه های اصحاب امامان(ع) سخن گفت:
معلوم ضروره ان شیوخ الامامیه و سلفهم فی تلک الازمان کانوا بطانه للصادق و الکاظم
و الباقر علیهم السلام و ملازمین لهم و متمسکین بهم و مظهرین ان کل شیء یعتقدونه و
ینتحلونه و یصححونه او یبطلونه فعنهم تلقوه و منهم اخذوه فلولم یکونوا عنهم بذلک
راضین و علیه مقرین لابوا علیهم نسبه تلک المذاهب الیهم (S3S)،
آشکار است که بزرگان امامیه و پیشینیان آنها درآن زمانها، اطرافیان و همراهان امام
صادق و امام کاظم و امام باقر(ع)، و تمسک جویان به آنان بودند. آنان این حقیقت را
اظهار می کردند که هرچه را معتقدند و مذهب خویش قرارداده اند، و هرچه را درست می
انگارند یا ابطال می کنند از امامان(ع)تلقی کرده و از او دریافت نموده اند. اگر
امامان(ع) به آنچه اصحاب در اختیار داشتند راضی و مقر نبودند، از منتسب شدن
اعتقادات و احکام موجود نزد اصحاب به خود جلوگیری می کردند…
سید مرتضی درعبارت خود صرفا به این نکته که اصحاب در احکام و عقاید، رابطه ای مبتنی
بر تلقی با امامان(ع) داشته اند، پرداخته است اما از این نکته که این تلقی، تداوم
یافته و در نسل های بعدی راه خود راامتداد بخشیده است به این صورت که نسل بعد از
اصحاب، تلقی احکام را از آنان پی گرفته اند و نسل بعد از آن نسل نیز به تلقی احکام
از نسل قبل خود دست زده اند نپرداخته است. به همین جهت،موضوع تلقی از زبان سید
مرتضی صرفا به عنوان گزارشی از وضعیت اصحاب امامان(ع) ارائه شده و مورد استفاده و
مصرف برای نظریه پردازی او پیرامون اجماع نشده است.
مرحله دوم: طرح تداوم فرایند تلقی تازمان قدما
اگر چه در کلمات برخی از قدما مانند شیخ طوسی به این موضوع که برخی ازفتاوی به صورت
دریافت از شیوخ به دست آمده، اشاره شده است، ولی به صورت مستقل و نگاهی از بیرون،
تداوم یافتن روندتلقی از زمان امامان(ع) تا قدما مورد اشاره قرار نگرفته است. آنچه
هست طرح نقل روایت از شیوخ است.
شاید برای اولین بار شهید ثانی به این تداوم توجه نشان داد. او با طرح این نکته:
(تنزل فتاویهم منزله روایتهم، (S3S) فتاوای قدما به منزله روایت کردن آنان به
شمار می رفت) تا حدودی به فضای اندیشه تداوم یابی روند تلقی از دوره امامان تا
دوران قدما نزدیک شد.
مرحله سوم: نظریه پردازی پیرامون اجماع بر پایه اندیشه تلقی:
استرآبادی موسس اخباریگری به مساله افتای قدما توجه نشان می دهد و اجماع آنان
برفتوا را کاشف از دلیل می شمرد. از سخن او استفاده می شود که جمعی همین عقیده را
داشته اند. وی با اشاره به اتفاق صدوقین و کلینی و شیخ طوسی بریک فتوا این اجماع را
معتبر می شمرد و می گوید:
زیرا این اجماع بررسیدن نص به آنان یک دلالت قطعی و از نوع عادی دارد. هر اندیشمند
آگاه برحال قدما، به اجماع آنان، به این نکته قطع پیدا می کند. (S3S)
پیداست که استرآبادی هرچند از شهید ثانی گامی جلوتر نهاده و به فضای اندیشه تلقی
نزدیک تر شده است، با این وصف او نیز به صراحت از حقیقتی به نام تلقی وتداوم روند
آن از اصحاب تا قدما سخن نگفته است.
اهمیت سخن او بیشتر دراین نهفته است که از اتفاق قدما بریک فتوی و کاشف بودن آن از
یک نص سخن می گوید.
مرحله چهارم: طرح شفاف تر نظریه اجماع در چارچوب احکام متلقات
سبزواری درکتاب خود، درقالب طرح یک اشکال به صورت «ان قلت» به گونه ای شفاف به
مساله تلقی واعتبار اجماع قدما برپایه آن اشاره می کند. هرچند که بعد در پاسخ گویی
به ان قلت آن را رد می کند.عبارت او چنین است:
راویان حدیث و ناقلان اخبار و حافظان آثار، علم و روایت را از اصحاب امامان(ع)
دریافت کردند. پس از آنان دیگران آمدند و این علم را از آنها دریافت کردند و
بدینسان در پی نسل پیشین نسل پسین و درپی گذشتگان، آیندگانی آمدند و این روند را تا
زمان بزرگانی که بعد از آنان آمدند ادامه دادند آنها که به تدوین علم وضبط اقوال و
تمییز بین موارد اختلاف و اتفاق دست زدند. از این رو هیچ یک از اقوال آنان خارج از
اقوال امامان(ع) نبوده است به ویژه آن گاه که برحکم اتفاق کرده باشند. البته اگر از
آنان قول نادری برخیزد که از نظر مشهور آنان رد شده باشد، پذیرفتنی نیست. بلکه می
توان گفت: عمل دو یا سه نفر ازمتقدمان، نقش اجماع آنان را ایفا می کند و اعتبار
دارد. (S3S)
مرحله پنجم:
باز تولید اندیشه اصول متلقات و ارائه آن در قالب نظریه ای جامع
الاطراف.
پر رنگ ساختن ابعاد مساله تلقی و ارائه یک نظریه جامع الاطراف براساس آن، پیرامون
اجماع و شهرت تحولی است که به دست آیه الله بروجردی انجام گرفت. به واقع این قضیه
اصولی دیدگاهی را که قبلاعالمان ارائه کرده بودند، باز تولید کرد و درقالب یک
نظریه، پایه های آن را مستحکم ساخت، که در ادامه بحث، ارائه خواهیم داد.
2- بررسی و تحلیل نظریه اصول متلقات نظریه
اصول متلقات در شهرت را از دو زاویه بررسی می کنیم: یکی از زاویه دید عقلانی تاریخی
آیه الله بروجردی که با صرف نظر از نص شرعی، شکل گرفته است ودیگری از زوایه تمسک
این شخصیت و نیز امام خمینی به مقبوله عمر بن حنظله که یکی از نصوص وارد شده در
شهرت است.
یکم. شهرت دراصول متلقات برپایه نگاهی عقلانی- تاریخی
موفقیت نظریه پردازی درزمینه شهرت به عبور از چهار مرحله نیازمند است نظریه ای که
این فرایند را طی نکند با ابهامات یا اشکالاتی گاه بزرگ برخواهد خورد. چهار مرحله
عبارتند از:
تعیین ملاک اعتبار شهرت،
تقسیم شهرت،
تعیین شهرت معتبر،
قیود و شروط.
(الف) تعیین ملاک اعتبار شهرت
این مرحله تنها مرحله ای است که نظریه پردازان به آن توجه کافی و کامل کرده اند.
چکیده مباحث اصولیان را می توان چنین ارائه کرد: شیعه برای اجماع بر خلاف اهل سنت
اعتبار و حجیت مستقل، قائل نیست.
اعتبار و حجیت آن را ناشی از حجیت سنت می داند بدان لحاظ که راهی به سوی سنت و کاشف
از آن است. (S3S) عالمان شیعه از آغاز تاکنون در این مساله اتفاق نظر داشته و
مناط اعتبار اجماع را کشف از رای معصوم(ع) دانسته اند، اما این که مناط خود کشف
چیست؟ و به عبارت دیگر فرایند کشف، چگونه و بر چه اساسی شکل می گیرد؟ به مساله ای
اختلافی بدل شده است. متقدمان به مناط هایی همچون لطف ، تقریر (S4S)، بودن معصوم
(S4S) در میان (S3S) اجماع کنندگان و معتقد بودند و می گفتند: اجماع از آن جهت
رای معصوم را کشف می کند که لطف یا عدم تقریر باطل، بر امام ضروری است یا این که
امام(ع) درمیان امت است و بنابراین اگر اجماع رخ داد به دست می آید رای معصوم(ع)
همان رای اجماع کنندگان است. در حالی که متاخران، اساس و مناط جریان کشف در اجماع
را هیچ یک ازامور فوق به حساب نمی آورند. از دیدگاه اینان، تراکم ظنون و منتهی شدن
آن به اطمینان و به سخن دیگر، حدس، عامل شکل دهنده جریان کشف است. (S4S)
در این مقال، توضیح بیشتری دراین زمینه که مبحثی اصولی است نمی دهیم و تنها به
دیدگاه آیه الله بروجردی اشاره می کنیم. وی مانند همه علمای شیعه مناط اعتبار اجماع
را کاشفیت از رای معصوم(ع)می داند اما دراین که مناط این کاشفیت، مانند سایر
متاخران اندیشیده است یعنی ملاک هایی همچون لطف، تقریر و را عامل کشف نمی داند و از
عنصر حدس سخن به میان می آورد. (S4S)
اگر ملاکهایی همچون لطف و تقریر را پذیرفتیم باید بدانیم که دراین صورت، تحقق جریان
کاشفیت تنها درگرو اجماع است و بس! یعنی با شهرت، این جریان صورت نمی گیرد به این
دلیل که براساس قاعده لطف این تنها پنهان ماندن حق به صورت کامل است که خلاف لطف
تلقی می شود اما اگرحق به صورت غیر کامل پنهان ماند خلاف لطف واجب نیست و بدیهی است
که تنها اگر همه بر باطل اتفاق کنند، خفای کامل حق انجام می گیرد اما اگر شهرت بر
باطل انجام گرفت، حق به طور کامل مخفی و پنهان نمی ماندو دخالت معصوم(ع) برای برهم
زدن شهرت، ضروری و مصداق لطف واجب نیست.(S4S)
براساس تقریر نیز دخالت امام برای برهم زدن تنها هنگامی است که همه برباطل اجماع
کنند چه آن که عدم دخالت دراین صورت به معنای تقریر باطل است.
بدینسان شهرت براساس قاعده لطف و تقریر از عنصر کشف برخوردار نیست اما براساس
دیدگاهی که جریان کشف را ناشی از «دخول معصوم (ع) در امت» می داند شهرت می
تواندکاشف از رای معصوم(ع) باشد، البته به شرط این که مخالفان نظر مشهور معلوم
النسب باشند و آنها را بشناسیم.(S4S)
این شرط از آن جهت است که درصورت معلوم النسب بودن ما می دانیم که امام(ع) در زمره
مخالفان نیست پس به ناگزیر درمیان مشهور قرار دارد.
برپایه حدس و تراکم ظنون نیز شهرت می تواند کاشف باشد هر چند جریان کشف بر پایه آن
به قوت و سرعت جریان آن بر پایه اجماع نیست.
آیهالله بروجردی از آن جا که به حدس و تراکم ظنون می اندیشید، کاشفیت را در انحصار
اجماع نمی دید و برای شهرت نیز اعتبار قائل بود:
مشهور بودن حکم مساله نزد قدما از وجود دلیل معتبر برآن حکم کشف می کند. (S4S)
امام خمینی نیز همانند بروجردی می اندیشد: در شهرت قدما مناط اجماع وجود دارد بلکه
اجماع چیزی جز آن نیست.(S4S)
(ب) تقسیم شهرت
مقصود از تقسیم شهرت، تقسیم معروف روایی، عملی و فتوایی نیست بلکه تقسیم هایی است
که پیرامون شهرت فتوایی و نیز عملی از آن جهت که بعد فتوایی داردانجام گرفته است.
این تقسیم ها نقشی مهم درشناخت شهرتی که برخوردار از ملاک حجیت است، دارند.
باید دید فقیهان به چه تقسیمی روی آورده اند و چگونه این تقسیم بندی، آنان را در
دست یابی به شهرت معتبر یاری رسانده است. تقسیمی که میان فقیهان رواج داردو از دیر
باز به تکرار آن پرداخته اند تقسیم شهرت به شهرت های شکل گرفته در عصر بعد از شیخ
طوسی و شهرت های قبل از شیخ یا شکل گرفته در زمان اوست.
شهرت های بعد از شیخ را غیر معتبر شمرده اند به این دلیل که عالمان بعد از او تا یک
قرن راه تقلید از فتاوای وی را در پیش گرفتند و در نتیجه شهرت ها بلکه اجماع هایی
را به وجود آوردند که اساسی جزتقلید و تبعیت نداشتند.
این تقسیم بندی اگر چه واقعی، مفید و عالمانه است اما کاربری لازم را برای شناخت
شهرت معتبر و قلمرو آن ندارد و تنها می تواند بخشی از شهرت های غیر معتبر را در
اختیار نهد یعنی شهرت هایی که بعد ازشیخ شکل گرفته اند اما به یقین برخی شهرت ها
قبل از شیخ، نمی توانند بار کشف را بر دوش کشند.
آیه الله بروجردی تقسیمی دیگر را برای شهرت ارائه می دهد که می تواند دقیق تر شهرت
معتبر را مشخص کند. وی فتاوای متقدمان را به دو دسته تقسیم می کند:
دسته اول:
فتاوایی که اصول بر گرفته از امامان(ع) است. این اصول پس از دریافت و
تلقی از امامان(ع) از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و تا علمای متقدم همچون صدوقین،
مفید، طوسی و پیش رفته است. این علما اصول یاد شده را در کتابهایی که برای همین امر
اختصاص داده بودند، به عنوان فتوای خود ذکر کرده اند کتابهایی همچون مقنع، هدایه،
فقیه، مقنعه، نهایه، کافی، مراسم و…
دسته دوم:
فتاوایی که عالمان براساس مبانی اجتهادی از اصول متلقات استخراج کرده
اند.(S4S)
از دسته اول با تعابیری همچون «اصول اصلی» (S4S)، «اصول متلقات» (S5S)، «فتاوای
متلقات» (S5S) یاد شده است و از دسته دوم به «فتاوای تفریعی» (S5S) تعبیرشده
است.
از دیدگاه آیه الله بروجردی دسته اول (فتاوای متلقات) خود به دو دسته تقسیم می
شوند:
الف) فتواهای روشن و بی نیاز از توضیح
ب) فتواهای نیازمند به توضیح.
اگر چه بعد از آیه الله بروجردی، عالمان به اصل اندیشه وی درتقسیم فتواها به اصول
متلقات و فتواهای تفریعی تاحدودی توجه کرده اند، اما به اندیشه وی درتقسیم بندی
دسته اول (اصول متلقات) به دو دسته «الف» و «ب» بی توجهی کرده اند با آن که نظریه
آیه الله بروجردی بدون توجه به این بخش از اندیشه هایش ناقص می نماید.
به لحاظ اهمیت این بخش پنهان مانده، به نص عبارت دو کتاب تقریرات آیه الله بروجردی
در این زمینه می پردازیم تابهتر بتوانیم داوری کنیم. در یکی از تقریرات، تقسیم اصول
متلقات را به دو دسته، چنین می بینیم:
الاصول المتلقاه عن الائمه المعصومین(ع) بحیث عبر فیها بعین ما نقل عنهم(ع)
بلازیاده و لانقصان.
المسائل التوضیحیه بمعنی ان ما صدر عنهم(ع) کان مجملا فیحتاج الی توضیح معناه و
بیان موضوعه، (S5S)
اصول تلقی شده از امامان معصوم(ع) اصولی که در بیان آنها از عین الفاظ ی که از آنان
بدون کم و زیاد نقل شده، استفاده شده است.
مسائل توضیحی، به این معنا که آنچه را صادر کرده اند، مجمل بوده است ودرنتیجه معنا
و موضوع آن به توضیح نیازمند است.
دریکی دیگر از تقریرات می خوانیم:
الفتاوی المتلقاه بنفسها من المعصوم(ع) التی لایعمل فی معرفتها استنباط ولایتوسط
النظر فی فهم ما ارید منها.
الفتاوی المتلقاه من المعصوم(ع) التی لابد من اعمال النظر و الاستنباط فی معرفتها
لمکان اجمال وابهام فیها، (S5S)
فتواهایی که ازمعصوم(ع) عینا دریافت شده و شناخت آنها منوط به استنباط نیست و فهم
مراد از آنها غیر نیازمند به نظر است.
فتواهایی که از معصوم(ع) دریافت شده و شناخت آنها به لحاظ اجمال و ابهامی که دارند
نیازمند اعمال نظر و استنباط می باشند.
همان گونه که از عبارات دو کتاب تقریرات، به دست می آید برخی از اصول متلقات دریکی
از دو زمینه موضوع حکم و معنا دچار اجمال و ابهام هستند. نقش توجه به این ابهام و
اجمال را در ادامه بحث بازگوخواهیم کرد:
دیدگاه آیه الله بروجردی درتقسیم بندی کلی فتاوی به دو دسته متلقات وتفریعیات، مورد
توجه امام خمینی قرار گرفته است. وی دربرخی از کتاب های فقهی و اصولی خود به این
تقسیم بندی توجه نشان داده واز آن بهره گرفته است. دریک مورد می گوید:
نقل روایت درمقام فتوا نزد قدمای اصحاب مرسوم و متعارف بوده و متون روایات، فتاوای
آنها را تشکیل می داده است. (S5S)
در جای دیگر می گوید: بنای قدما بر ذکر اصولی بوده که هر نسل از نسل قبلی دریافت می
کرده است نه پرداختن به تفریع های اجتهادی. (S5S)
از امام خمینی سخنی در تصریح به تقسیم بندی اصول متلقات به دو دسته متلقات واضح و
متلقات غیر واضح که درکلام آیه الله بروجردی آمده است مشاهده نمی شود اما نکاتی
درمورد کتب قدما ارائه داده است که با این تقسیم بندی سازگار است و در جای خود به
مناسبت خواهد آمد. نکاتی که توجه به آنها برای کسانی که می خواهند ابعاد نظریه شهرت
دراصول متلقات را هرچه بیشتر بکاوند، ضروری است.
ج) تعیین شهرت معتبر و تحدید قلمرو آن
آیه الله بروجردی براین عقیده است که شهرت، تنها زمانی معتبر است که در محدوده
«مسائل متلقات از نوع واضح آن» شکل گرفته باشد، اما شهرت در مسائل متلقات غیر واضح
که اعمال نظر در آنها راه یافته است و نیز در مسائل تفریعی، اعتبار ندارد. (S5S)
آیه الله بروجردی دلیل حجیت شهرت درمسائل متلقات واضح را دخالت نداشتن دو اجتهاد
توضیحی و تفریعی دراین مسائل معرفی می کند و علت عدم حجیت شهرت در مسائل متلقات غیر
واضح را دخالت داشتن اجتهاد توضیحی درآن و علت عدم حجیت شهرت در مسائل تفریعی را
دخالت داشتن اجتهاد تفریعی دراین دسته برمی شمرد. (S5S)
نقد:
مقصود از این نقد، نقدتمامت و کلیت نگاه و تقسیم آیه الله بروجردی که به حق
ابتکاری و درست است نیست، بلکه نقدی جانبی است.
دیدگاه آیه الله بروجردی درنامعتبر شمردن شهرت در مسائل متلقات غیر واضح بااین
ملاحظه مواجه است که مقصود از ادعای دخالت اجتهاد توضیحی دراین مسائل چیست؟ آیا
مقصود این است که استفاده ازاین مسائل چون درگروه اجتهاد است نامعتبرمی باشد یا این
که مقصود ارائه ا ین نکته است که چون طرح این مسائل توسط قدما به صورت ناب و بدون
پیرایه اجتهاد شکل نگرفته بلکه همراه با اجتهاد انجام گرفته است، نامعتبر شمرده می
شوند یعنی از آنجا که آنها با تکیه براجتهاد خود،موضوع یا معنایی برای این مسائل
درنظر می گرفته و فتوای متلقات را طبق نتیجه این اجتهاد عرضه می کرده اند،
فتاوایشان اعتبار ندارد. به عبارت دیگر مقصود ازدخالت اجتهاد، اجتهاد ما به عنوان
مصرف کنندگان فتواست یا اجتهاد آنها به عنوان عرضه کنندگان فتوا. درصورت اول، اشکال
این است که چرا آیه الله بروجردی شهرت را دراین دسته حجت نشمرده است؟! علت این عدم
حجیت چیست؟ اگر فرض کنیم علت آن، دخالت اجتهاد است که آن، توسط استفاده کنندگان کتب
قدما و مصرف کنندگان فتواهایشان انجام می گیرد و قدما طبق فرض آخود در آن اجتهاد
نکرده اند و اگراین فرض را بپذیریم باید قبول کنیم شهرت دراین دسته نیز مانند دسته
اول حجیت پیدا می کند و معنای حجت داشتن آن، درستی کلیت فتوا و حکم به تلقی شدن این
کلیت ازامامان(ع) است هرچند که برای رسیدن به معنای آن باید اجتهاد کنیم. درصورت
دوم یعنی فرض دخالت داشتن اجتهاد قدما در طرح مساله اشکال این است که:
اولا،
همیشه ابهام و اجمال درآنچه روح فتوا را تشکیل می دهد تصور نمی شود بلکه گاه
این ابهام واجمال درجنبه اطلاق داشتن یا نداشتن آن وجود دارد. دراین صورت، آنچه را
باید وانهاد اطلاق فتوای مشهوراست نه اصل آن.
ثانیا،
اگر شهرت دراین دسته اعتبار ندارد آن گونه که آیه الله بروجردی می گوید چرا
وی این دسته را به مخزن دربسته ای تشبیه کرده است که به همان صورت دربسته به ما
رسیده است و ما با گشودن در آن باید به استفاده از آن دست بزنیم.
آیا این به معنای حجت بودن آنچه به ما به صورت کلی رسیده، نیست؟ اگر چنین است چرا
حکم به عدم حجیت می شود؟ به عبارت دیگر حکم به عدم حجیت شهرت دراین دسته با حکم به
ضرورت گشودن در مخزن این فتواها ناسازگار است.
چگونه بین این دو قول را باید جمع کرد؟ اگر قول به عدم حجیت را مطرح کنیم این، تنها
با فرض دوم که اجتهاد قدما را در طرح مسائل دخالت می دهد سازگار است. آن وقت سوال
می شود که چرا با وصف عدم حجیت، حکم به امکان استفاده از این فتاوی به عنوان مخازن
در بسته شده است و اگر قول به امکان استفاده از مخازن این فتاوی را مطرح کنیم این،
تنها با فرض اول که اجتهاد قدما را در طرح مسائل دخالت نمی دهد سازگار است ولی سوال
این است که چرا با وصف امکان استفاده از آنها، حکم به عدم حجیت شهرت در این دسته
شده است.
امام خمینی شهرت را در دایره اصول متلقات بدون تفکیک این اصول به واضح یا غیر واضح،
معتبر می شمرد:
شهرت های قدمای اصحاب که بنای آنها برذکر اصول متلقات نسل به نسل بوده و به تفریعات
اجتهادی تعرضی نکرده اند حجت است. (S5S)
همان طور که گفتیم از امام خمینی سخنی در توجه به تقسیم فتاوای متلقات به فتاوای
واضح و غیر واضح دردست نیست. تنها این نکته درکلمات وی مشاهده می شود که شهرت تنها
درآنجا که اجتهاد راه ندارد،حجت است:
شهرت در مساله ای که راهی به اجتهاد درآن مشاهده نمی شود، حجت قطعی است. (S6S)
با توجه به این نکته می توان گفت: از دیدگاه امام خمینی اگر درفتوای متلقات جنبه ای
اجتهاد پذیر مشاهده شود، هر چند فتوا در کلیت آن پذیرفته می شود، اما جنبه یاد شده
که اجتهاد درآن راه یافته یا احتمال آن می رود پذیرفته نمی شود. براین اساس امام
خمینی همان طور که بعدا خواهد آمد به اطلاقات شهرت های فتوایی قدما وقعی نمی نهند
زیرا امری اجتهادی هستند.
چرا شهرت درغیر اصول متلقات اعتبار ندارد؟
مروری بردیدگاه های مرحوم بروجردی و امام خمینی نشان می دهد این دو، کاشفیت از رای
معصوم(ع) را منحصر در شهرتی می دانند که در حوزه مسائل متلقات شکل گرفته باشد. اما
فلسفه این انحصارچیست؟
در نظر این دو فقیه بزرگ، انحصار کاشفیت در شهرت شکل گرفته درمسائل متلقات، بر آمده
از خصوصیتی است که در این نوع از شهرت وجود دارد. این شهرت از فتواهایی شکل گرفته
که براساس اخذ یعنی برگرفتن حکم از فقیهان پیشین و نه اجتهاد صادر شده است. با این
بیان که مسائل متلقات، رودرروی مسائل اجتهادی قرارمی گیرد.
فلسفه عدم کاشفیت درمسائل اجتهادی آشکار است. فتواهایی که درحوزه مسائل اجتهادی
صادر می شود اگر از چیزی کشف کند، از نوع و کیفیت اجتهاد مفتی حکایت می کند نه از
رای معصوم(ع) درحالی که فتواها درحوزه مسائل متلقات نشانگر این است که این فتاوی
درطبقه پیش از طبقه مفتی وجود داشته است و اگر فرض کنیم که آن طبقه نیز دراین مسائل
اجتهاد را دخالت نداده اند، آشکار می شود که مسائل را ازطبقه بالاتر خود دریافت
کرده اند. این تسلسل اگر پیوستگی خود را حفظ کند، سرانجام به عصر معصومان(ع) می رسد
و درستی مدعا (دریافت شدن مسائل از معصوم (ع) آشکار می گردد.
چرا پایین تراز شهرت کفایت نمی کند؟
اگر فرض بر این است که قدما در حوزه مسائل ملتقات بر اساس اخذ وتلقی نه اجتهاد و
تبنی فتوا داده اند، دیگر چه نیازی به تحقق شهرت است بلکه فتوای یکی از آنها نیز می
تواند کفایت کند، زیرا مطابق فرض، افتای هر یک از آنها بر اساس تلقی بوده است و از
آنجا که فرض این است که سلسله اخذ بدون انقطاع تا معصوم (ع) پیش می رود، در نهایت
فتوای او سر از حکم معصوم (ع) در می آورد، با این حساب چه جایی برای اصرار و
پافشاری بر ضرورت تحقق شهرت است؟
پاسخ:
نیاز ما احراز مشهور بودن فتوا در زمان معصوم (ع) است. روشن است راه دست یابی
به این هدف، مشاهده تحقیق شهرت در میان قدماست وکمتر از آن مقصود را برنمی آورد.
شهرت در هرطبقه کاشف از وقوع شهرت در طبقه بالاتر است و این سلسله تا عصر معصوم به
پیش می رود و از وجود شهرت درمساله در آن عصر حکایت می کند.
نمی توان گفت: نیازی نیست مساله درزمان امامان(ع) به سرحد شهرت رسیده باشد وتنها
لازم است اثبات شود فتوا از امامان(ع) توسط یک یا دو نفر اخذ شده است و برای رسیدن
به این هدف فتوای یک یا دونفر از قدما که فرض این است درمحدوده متلقات فتوا داده
اند کافی است.
نادرستی این پندار از آن جهت است که اگر شهرت فتوایی میان قدما به وقوع نپیوندد و
تنها فتوای یک یا دو نفر را از آنان مشاهده کنیم دراین صورت هر چند بپذیریم این
مقدار از فتوا حدس به تلقی شدن مساله از معصوم(ع) را سبب می شود،اما صرف تلقی شدن
مساله از معصوم(ع) کافی نیست. چه بسا امام(ع) از باب تقیه حکم را ارائه کرده است.
توضیح:
ممکن است شخص مفتی روایتی را دست به دست تلقی کرده است که مورد توجه سایر
قدما قرار نگرفته است. همین عدم توجه سایران برای زیر سوال بردن و مخدوش کردن
اعتبار فتوای شخص وروایتی که مضمون آن را به افتا درآورده، کافی است زیرا بعید نیست
ریشه عدم اعتنای سایر فقیهان به طبقات گذشته که سلسله آنها به عصر معصومان(ع) می
رسد به این معنا برگردد که آنان از باب این که صدور روایت ازروی تقیه بوده، خدشه
وارد کرده و به مضمون آن فتوا نداده اند.
گذشته از این، می توان اصل این ادعا را که فتوای یکی از قد
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل وظائف منتظران
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.