تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تحلیل استنادهای قرآنی امام سجاد (ع) در مناظرات شهر شام؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تحلیل استنادهای قرآنی امام سجاد (ع) در مناظرات شهر شام، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تحلیل استنادهای قرآنی امام سجاد (ع) در مناظرات شهر شام با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تحلیل استنادهای قرآنی امام سجاد (ع) در مناظرات شهر شام آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تحلیل استنادهای قرآنی امام سجاد (ع) در مناظرات شهر شام به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل تحلیل استنادهای قرآنی امام سجاد (ع) در مناظرات شهر شام ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تحلیل استنادهای قرآنی امام سجاد (ع) در مناظرات شهر شام، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل استنادهای قرآنی امام سجاد (ع) در مناظرات شهر شام را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل استنادهای قرآنی امام سجاد (ع) در مناظرات شهر شام :

مقدّمه

پس از واقعه عاشورا و با اقدامات تبلیغاتی یزید و ابن زیاد، بیم آن می رفت که واقعه کربلا به فراموشی سپرده شود و یا پیام راستین آن تحریف گردد. آن چه ضروری تر می نمود، تبیین حقیقتی بود که بیش از همه در دوران حکومت معاویه و کارگزاران او از چشم مردم پوشانده نگه داشته شد و مورد تحریف و تضییع واقع گردید و این حقیقت چیزی به جز شأن و منزلت واقعی اهل بیت(ع) و حقوق فراموش شده ایشان نبود. در چنین شرایطی حضرت زین العابدین(ع) در کنار عمّه بزرگوارش حضرت زینب(ع) از دوران اسارت به عنوان فرصتی طلایی برای ابلاغ پیام عاشورا و احیای دین رسول خدا(ص) و شناساندن جایگاه اهل بیت ایشان استفاده نمود.

از آن جایی که روایات صحیح و سیره راستین رسول خدا(ص) به علت جعل و تحریفات فراوان و منع نقل احادیث در دوران معاویه در دسترس مردم قرار نداشت، این بزرگواران برای نیل بدین منظور، در اکثر موارد به آیات قرآن استناد می جستند و با استمداد از مقبولات مخاطبان خویش، حقیقت را برایشان آشکار می ساختند. این افشاگری ها و خطبه های آتشین، وجدان های خواب زده مردم را بیدار و حقایق را آشکار نمود.

در این پژوهش، پنج آیه از آیات مورد استناد امام سجاد(ع) از منابع متقدّم استخراج شده است. در مرحله بعد کوشیده ایم این آیات را در تفاسیر معتبر شیعه و بعضاً اهل سنت مورد بررسی قرار داده و سپس با نگاهی تاریخی به شرایط شهر شام، وجه استناد امام را به این آیات تبیین نماییم. گفتنی است آیات مورد استنادامام سجاد(ع) در خطبه دربار یزید نیامده اند؛ زیرا تحلیل آیات قرآنی این خطبه، خود مقاله و نوشتاری مستقل می طلبد.

۱. مناظره و گفت وگوی حضرت زین العابدین(ع) با پیرمرد شامی

این مناظره در مصادر کهن با اختلافات جزئی و با مضمون واحد ذکر شده است. ابن اعثم در الفتوح نقل می کند که وقتی اسیران خاندان اهل بیت را از یکی از ابواب شهر دمشق به نام باب توَماء وارد نمودند، ایشان را بر پله های ورودی مسجد شهر نگاه داشتند.در آن هنگام پیرمردی شامی جلو آمد و شروع به دشنام گویی خاندان اهل بیت(ع) نمود. پس از آن حضرت زین العابدین(ع) این گونه به وی پاسخ داد:

وإذَا الشَّیخُ قَد أقبَلَ حَتّی دَنا مِنهُم، وقالَ: «الحمدُ للّه الَّذی قَتَلَکُم و أهلَکَکُم و أراحَ الرِّجالَ مِن سَطوَتِکُم، و أمکَنَ أمیرَ المُؤمِنینَ مِنکُم». فَقالَ لَهُ عَلِیُّ بنُ الحسَینِ(ع): «یا شَیخُ! هَل قَرَأتَ القُرآنَ؟» فَقالَ: «نَعَم قَد قَرَأتُهُ». قالَ: «فَعَرَفتَ هذِهِ الآیَهَ: «قلْ لا أَسئَلُکُمْ علَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی»[۱]؟» قالَ الشَّیخُ: «قَد قَرَأتُ ذلِکَ». قالَ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ(: «فَنَحنُ القربی یا شیخُ!» قالَ: «فَهَل قَرَأتَ فی سورَهِ بَنی إسرائیلَ: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ»[۲]؟ قالَ الشیخُ: «قد قَرَأتُ ذلِکَ». فَقالَ عَلِیٌّ(: «نَحنُ القُربی یا شَیخُ! ولکِن هَل قَرَأتَ هذِهِ الآیَهَ: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غنِمْتُمْ منْ شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی»[۳]؟ قالَ الشَّیخُ: «قَد قَرَأتُ ذلِک». قالَ عَلِیٌّ(: «فَنَحنُ ذُو القُربی یا شَیخُ! ولکِن هل قرَأتَ هذِهِ الآیَهَ: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجسَ أَهلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»[۴]؟» قالَ الشَّیخُ: «قَد قَرَأتُ ذلِکَ». قالَ عَلِیٌّ (ع): «فَنَحنُ أهلُ البیتِ الَّذینَ خُصِّصنا بِآیَهِ الطَّهارَهِ». قالَ: فبَقِیَ الشیخُ ساعَهً ساکِتا نادِما علی ما تَکَلَّمَهُ، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ إلَی السماءِ، وقالَ: «اللّهُمَّ إنّی تائِبٌ إلَیکَ مِمّا تَکَلَّمتُهُ ومِن بُغضِ هؤُلاءِ القَومِ، اللّهُمَّ إنی أبرَأُ إلَیکَ مِن عَدُوِّ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ منَ الجِنِّ وَالإِنسِ»؛ (ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۵/۱۲۹)

پیرمردی جلو آمد و به آنان نزدیک شد و گفت: «ستایش، ویژه خدایی است که شما را کشت و هلاکتان ساخت و مردان را از آزار شما آسوده کرد و شما را در اختیار امیر مؤمنان نهاد!» زین العابدین(ع) به او فرمود: «ای پیرمرد! آیا قرآن خوانده ای؟» گفت: «آری. آن را خوانده ام». فرمود: «پس این آیه را می دانی: “بگو: بر آن [رسالت]، اجری از شما نمی طلبم، جز مهرورزی با نزدیکانم”.» پیرمرد گفت:

«آن را خوانده ام». زین العابدین(ع) فرمود: «ای پیرمرد! آن نزدیکان، ما هستیم. آیا در سوره بنی اسرائیل خوانده ای: “و حق نزدیکان را به آنها بده”؟». پیرمرد گفت: «آن را خوانده ام». زین العابدین(ع) فرمود: «ای پیرمرد! آن نزدیکان ما هستیم. آیا این آیه را خوانده ای: “و بدانید که یک پنجم آن چه به دست می آوید، برای خداوند و پیامبر و نزدیکان است». پیرمرد گفت: «آن را خوانده ام». زین العابدین(ع) فرمود: «ای پیرمرد! آن نزدیکان، ما هستیم.

آیا این آیه را خوانده ای: “خداوند، اراده آن دارد که آلودگی را تنها از شما اهل بیت بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند؟». پیرمرد گفت: «آن را خوانده ام». فرمود: «ما آن اهل بیتی هستیم و خداوند، آیه طهارت را مخصوص ما کرده است». پیرمرد، لختی خاموش گشت و از گفته خویش، پشیمان شد. سپس سرش را به سوی آسمان، بالا برد و گفت: «خدایا! من از آن چه گفتم و از دشمنی با این اهل بیت، توبه می کنم. خدایا! من از دشمن محمّد و خاندان محمّد جن باشد یا انسان به درگاه تو بیزاری می جویم».

شیخ صدوق در أمالی این گفت وگو را به نقل از دربان عبیدالله بن زیاد نقل کرده است که جز اندک تفاوتی در برخی الفاظ، مشابه روایت کتاب الفتوح است؛ امّا آیه خمس در این نقل نیامده است (صدوق، ۱۳۷۶: ۱۶۶). همچنین مرحوم طبرسی نیز در کتاب الاحتجاج ماجرا را از قول فردی به نام دیلم بن عمر نقل نموده است. در این کتاب گفت وگو قدری مفصل تر آمده است (طبرسی،۱۴۰۳: ۲/۳۰۶).

۱-۱. تفسیر آیات مورد استناد امام زین العابدین(ع)

الف) آیه مودّت

نخستین آیه که به بررسی آن می پردازیم، آیه ۲۳ سوره شوری است که به آیه مودّت مشهور است. پیامبر(ص) در این آیه، اجر و پاداش رسالت خود را مودت قربی بیان می دارد. در باب معنا و مقصود پیامبر از این مودّت و این که مصداق قربی چه چیزی یا چه کسانی هستند، اقوال مختلفی در میان مفسّران وجود دارد.علامه طباطبایی در المیزان این اقوال را در چهار دسته تقسیم کرده است که به اجمال به آنها می پردازیم.[۵]

تفاسیر مختلف تعبیر «مَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی»

تفسیر اول: بعضی از مفسّران می گویند: این آیه خطاب به قریش است و چون حضرت محمد(ص) به خدایان قریش متعرّض می شد. خدای تعالی به پیامبرش دستور داد که از ایشان بخواهد اگر ایمان نمی آورند، حداقل به دلیل قرابت و خویشاوندی پیامبر با آنها با او دشمنی نکنند.

تفسیر دوم: برخی این آیه را خطاب به انصار دانسته اند که مالی را برای شخص پیامبر(ص) آوردند و حضرت آن مال را رد کرد و در جواب فرمود: من از شما مزدی نمی خواهم، تنها مزدم این باشد که با خویشاوندانم که در بین شمایند (از جهت مادرش آمنه) موّدت کنید.

تفسیر سوم: برخی مخاطب این آیه را قریش یا به تعبیری عموم مردم دانسته و معنای آن را مودّت و دوستی با خویشاوندان – به معنای صله رحم – دانسته اند.

تفسیر چهارم: بعضی دیگر گفته اند قربی در این جا مصدر و به معنای تقرب به خداست و مودت به قربی، مودت به خدا از راه تقرّب جستن به وسیله اطاعت کردن است. در این صورت پیامبر به مخاطبان خویش می گوید که از شما اجری نمی خواهم، مگر این که به وسیله تقرّب جستن به خدا، به او مودّت کنید.

علامه طباطبایی، دلایل متقن و منطقی در ردّ هر یک از این چهار تفسیر بیان نموده اند و بر اساس ادّله متعدّد معتقدند که مراد از «القربی» اهل بیت(ع) که مصداق های بارز آن حضرت علی، حضرت فاطمه، امام حسن، امام حسین و نُه امام پس از ایشان(ع) هستند (طباطبایی، بی تا: ۱۸/۴۸).

علاوه بر روایات فراوانی که از راویان شیعه نقل شده و ائمه بزرگوار ذیل تفسیر این آیه، مودّت قربی را به معنای دوستی اهل بیت پیامبر(ص) معنا نموده اند، علمای اهل سنت نیز خود روایاتی از پیامبر اکرم در تفسیر این آیه بیان کرده اند که بیانگر صحت همین موضوع است و در واقع اکثر علمای اهل سنت نیز بر تطبیق این آیه بر اهل بیت(ع) اجماع دارند. در این جا برای نمونه به چند مورد از روایات مطرح شده از بزرگان اهل سنت اشاره می کنیم:

زمخشری در تفسیر این آیه به روایت زیر از پیامبر اکرم اشاره می کند: و روی أنها لما نزلت قیل: یا رسول اللّه، من قرابتک هؤلاء الذین وجبت علینا مودّتهم؟ قال: علیّ و فاطمه و ابناهما؛ (زمخشری، بی تا: ۴/۲۱۹) وقتی این آیه نازل شد، شخصی عرض کرد: ای رسول خدا! مودّت و دوستی کدام یک از نزدیکان شما بر ما واجب شده است؟ حضرت فرمود: علی(ع)، فاطمه(ع) و پسران آن دو.

خلاص کلام آن که با توجه به دلایل نقلی بسیار و همین طور بر اساس معنای خود آیه به این نتیجه می رسیم که تنها احتمال عقلایی درباره مراد پیامبر از مودت قربی، ولایت و تابعیت اهل بیت ایشان است و احتمالات دیگر با مضمون این آیه همخوانی ندارد. پیامبر(ص) اجر و مزدی که به نفع خود پیامبر باشد از مردم نمی طلبد، بلکه محبت و ولایت اهل بیت(ع) در واقع تداوم رسالت ایشان و مایه نجات امت پیامبر از گمراهی بعد از ایشان است.

ب) آیه ۲۶ سوره اسراء

واژه «قربی» در اشکال مختلف در حدود ده بار در قرآن به کار رفته است که شش مرتبه، از جمله در همین آیه به صورت ترکیب «ذی القربی» استعمال شده است. این ترکیب به معنای صاحب خویشاوندی رحمی و نسبی است و در واقع به معنای خویشاوندی رحمی و نسبی کسی است که در آیه یا آیات قبل ذکری از او آمده است.

در این که این تعبیر در آیه «وَآتِ ذَا الْقرْبَی حقَّهُ» در معنای عام به کار رفته یا منظور، خویشاوندان نسبی شخص پیامبر اکرم(ص) هستند، میان مفسّران اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند مخاطب این آیه همه مسلمانان هستند و منظور، ادای حقوق خویشاوندان به معنای عام کلمه است. گروه دوم معتقدند مخاطب این آیه، پیامبر اکرم و منظور اعطای حقوق بستگان پیامبر، همچون خمس و… بدیشان است.

در تأیید تفسیر دوم، آیت الله مکارم شیرازی و مرحوم طبرسی هر دو به همین روایت امام سجاد(ع) در گفت وگو با پیرمرد شامی اشاره نمود ه اند که خودشان را مراد آیه از «ذی القربی» معرفی می کنند. همچنین در هر دو تفسیر به روایتی از منابع اهل تسنن منقول از ابوسعید خدری، صحابه معروف پیامبر(ص) ارجاع داده می شود که این آیه را با ماجرای بخشیدن فدک به حضرت زهرا(ع) مرتبط می سازد (طبرسی،۱۴۰۸: ۱۴/۱۲۵؛ مکارم شیرازی، ۱۳۸۰: ۱۲/۹۴).

طبرسی تنها تفسیر دوم را برای آیه بیان نموده، اما آیت الله مکارم شیرازی هر دو تفسیر فوق را قابل جمع دانسته و دومی را مصداق خاص اولی برمی شمرد: این دو تفسیر با هم منافات ندارد؛ همه موظفند حق ذی القربی را بپردازند. پیامبر(ص) هم که رهبر جامعه اسلامی است موظف است به این وظیفه بزرگ الهی عمل کند؛ در حقیقت اهل بیت پیامبر(ص) از روشن ترین مصداق های ذی القربی و شخص پیامبر(ص) از روشن ترین افراد مخاطب به این آیه است. (همو)

البته زمخشری تنها وجه اول را ذکر نموده و ذی القربی را به معنای خویشاوندان به غیر از پدر و مادر دانسته و فخر رازی نیز با بیان هر دو وجه، آیه پیشین را دلیل بر عمومیت معنای آیه دانسته است (زمخشری، بی تا: ۲/۶۶۱؛ فخر رازی، بی تا: ۲۰/۳۲۸). با این وجود، چنان که گفته شد، بیان حضرت زین العابدین(ع) در این گفت وگو، ما را به تفسیر درست رهنمون می کند و اشاره خداوند در این آیه به حقوق اهل بیت پیامبر(ص) بیانگر جایگاه ایشان نزد خداوند متعال است.

ج) آیه خمس

امام زین العابدین(ع) در این مناظره به آیه ۴۱ سوره انفال که در فقه اسلامی به آیه خمس شهرت یافته است، اشاره می کند و خود را مصداق ذی القربی که در این آیه خمس بدیشان تعلق گرفته است می داند. بحث از سایر واژگان و مفاهیم این آیه بسیار مفصّل و خارج از موضوع بحث ماست. از این رو تنها به بیان مفهوم و مصداق واژه ذی القربی در این آیه می پردازیم.

اشاره حضرت زین العابدین(ع) روشنگر مفهوم ذی القربی برای ما در آیه مذکور است؛ اما میان مفسّران در مورد مصداق این واژه در آیه نیز همچون آیات پیشین اختلاف نظر وجود دارد. به اتفاق دانشمندان شیعه، مراد از ذی القربی در آیه، اهل بیت(ع) است؛ ولی مفسّران و دیگر دانشمندان اهل سنّت در این مورد نیز اختلاف نظر دارند. به طور خلاصه دیدگاه های مختلف در این زمینه را می توان به سه گروه تقسیم بندی کرد.

طبقه بندی دیدگاه های مختلف در تفسیر آیه خمس

یکم. امام معصوم و زمان هر عصر: تعداد کثیری از علمای مکتب اهل بیت(ع) این نگرش را پذیرفته اند. شیخ طوسی، شیخ مفید، سید مرتضی علم الهدی و محقق ثانی از آن جمله اند.

دوم. فرزندان هاشم: برخی از دانشمندان اهل سنت و شیعه این قول را پسندیده اند.

سوم. فرزندان هاشم و عبدالمطلب: اکثر اهل سنت از جمله شافعی مذهب ها به طرف این دیدگاه رفته اند. زمخشری و فخر رازی در کتب تفسیری خود این قول را پذیرفته و در تأیید آن تنها به نقل یک حدیث استناد نموده اند:

روی عن عثمان و جبیر بن مطعم أنهما قالا لرسول اللّه(ص): هؤلاء إخوتک بنو هاشم لا ینکر فضلهم لکونک منهم أرأیت إخواننا بنی المطلب أعطیتهم و حرمتنا، إنما نحن و هم بمنزله واحده،فقال(: إنهم لم یفارقونا فی جاهلیه و لا إسلام إنما بنو هاشم و بنو المطلب شیء واحد و شبک بین أصابعه. (فخررازی، بی تا: ۱۵ /۴۸۶)

این روایت در هیچ یک از منابع معتبر شیعی یافت نشد؛ اما در مورد اختصاص این واژه به اهل بیت پیامبر(ص) احادیث متواتری در منابع حدیثی نقل شده که یک نمونه آن، همین روایت امام سجاد است.[۶] طبرسی روایتی از امیرالمؤمنین(ع) در این باب نقل کرده است که می فرماید:

«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غنِمْتُمْ منْ شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ» وَ ذَلِکَ لَنَا خَاصَّهً «إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ» نَحْنُ وَ اللَّهِ غَنِیٌّ بِذَوِی الْقُرْبَی الَّذِینَ قرَنَهُمُ اللَّهُ بنَفْسِهِ وَ نَبِیِّهِ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَنَا فِی الصَّدَقَهِ نَصِیباً أَکْرَمَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی نَبِیَّهُ وَ أَکْرَمَنَا أَنْ یُطْعِمَنَا أَوْسَاخَ أَیدِی النَّاس؛ (طبرسی، ۱۴۰۸: ۱/۲۶۸)

خداوند فرموده است: «و [ای مؤمنان] بدانید که هر چه غنیمت و فایده برید خمس آن خاص خدا و رسول و خویشان او و یتیمان و فقیران و در راه سفر ماندگان [از خاندان او] است» که آن متعلّق است به ما و مخصوص ماست، «اگر به خدا و به آنچه بر بنده خود [محمّد] در روز فرقان ایمان آورده اید». و اللَّه به ذات حضرت قادر عالم مرا قسم است که ذوی القربی که واجب تعالی در فرقان ذکر نمود و نزدیک به نفس مقدّس خود و نبیّ أقدس مذکور گردانید، همین عترت اهل بیت آن حضرت است و حضرت ایزد مجیب ما را در صدقه نصیب نداد آن محض اکرام و احترام ماست که واهب علّام نخواست که ما را اطعام از أوساخ و چرک دست ها مردم آب و نان دهد، لهذا سهم ذوی القربی به واسطه ما معیّن و مهیّا گردانید.

آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به کسانی که ذی القربی را به معنای عموم خویشاوندان پیامبر از بنی هاشم و بنی عبدالمطلب قلمداد می کنند، به این نکته اشاره می کند که اختصاص این امتیاز به وابستگان پیامبر با روح اسلام و تأکید پیامبر بر نفی تعصبات نژادی و قبیله ای منافات در تعارض است؛ اما اختصاص آن به امامان اهل بیت(ع) از جهت رهبری حکومت اسلامی است و نه از باب خویشاوندی با پیامبر؛ و این دارایی در حقیقت در جهت نیازهای مردم و جامعه مصرف خواهد شد (مکارم شیرازی، ۱۳۸۰: ۷/۱۷۴).

د) آیه تطهیر

آیه۳۳ سوره احزاب مشهور به آیه تطهیر که گویای فضیلتی بزرگ برای اهل بیت پیامبر(ص) است همواره موضوع مناقشات کلامی فراوان قرار دارد. از یک سو متکلمان شیعه با استناد بدین آیه و شأن نزول آن به اثبات کلامی اصول شیعه همچون امامت و عصمت پراخته اند و امامان شیعه نیز در احتجاجات خود در موارد بسیاری از این آیه برای بیان افضلیت خویش و معرفی شخصیت حقوقی خویش بهره جسته اند. از سوی دیگر اهل سنت کوشیده اند با تغییر تفسیر شیعی، این آیه و منزلت بزرگ صاحبان آن را بی اثر نمایند.

استناد امام سجاد(ع) به این آیه در بیان فضیلت خویش، خود روشن ترین گواه در دستیابی به تفسیر صحیح این آیه به شمار می رود.با نگاه به منابع تفسیری و حدیثی فریقین، خواهیم دید تعداد قابل توجهی از روایات مربوط به آی تطهیر، دربار اختصاص آیه به اصحاب کساء است و هیچ کس در این فضیلت با آنان مشارکت ندارد.

این روایات بسیار زیاد و بیش از هفتاد حدیث است که بیشتر آنها از طرق اهل سنت اند (طباطبایی، بی تا: ۱۶/۳۱۱). اهل سنت، آنها را تقریباً از چهل طریق نقل کرده اند و شیعه آن را از بیش از سی طریق روایت کرده است.

یک دسته از این روایات، به شأن نزول آیه تطهیر اشاره می کنند. این روایات در منابع شیعی بسیار فراوان اند (برای نمونه نک: مجلسی، ۱۴۰۴: ۳۵/۲۱۱). اما در این جا به حدیثی از منابع اهل سنت در باب شأن نزول این آیه اشاره می کنیم. طبری در جامع البیان به نقل از ابوسعید خدری نقل می کند:

عن أم سلمه،قالت: لما نزلت هذه الآیه: «إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» دعا رسول الله(ص) علیاً و فاطمه و حسناً و حسیناً، فجلل علیهم کساء خیبریا، فقال: اللهم هؤلاء أهل بیتی،اللهم أذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا. قالت أم سلمه: أ لست منهم؟ قال: أنت إلی خیر. (طبری،بی تا: ۲۲/۶)

ام سلمه گفت: هنگامی آی «إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» نازل شد، رسول خدا علی و فاطمه و حسن و حسین را فراخواند و کساء خیبری را بر ایشان افکند و فرمود: خدایا، اینان اهل بیت و خواص من هستند؛ پلیدی را از آنان دور کن و آنها را کاملاً پاک گردان. ام سلمه گفت: ای پیامبر خدا! آیا من نیز با آنها هستم؟ حضرت(ص) فرمود: تو عاقبت به خیر هستی.گفتنی است در کتب بسیار دیگری از منابع معروف اهل سنت، تقریباً همین مضمون درباره شأن نزول آی تطهیر و اختصاص آن به پنج تن آل عبا(ع) موجود است.

این روایت و سایر روایات مربوط به شأن نزول، به این شبهه که چون این عبارت در ادام آیات مربوط به همسران پیامبر آمده در نتیجه شامل همسران ایشان نیز می گردد پاسخ می دهد؛ زیرا اشاره می کند که آیه مورد بحث، به تنهایی در یک واقعه جداگانه نازل شده و حتی در بین این هفتاد روایت، یک روایت هم وجود ندارد که بگوید آیه شریفه به دنبال آیات مربوط به همسران رسول خدا نازل شده است (طباطبایی، بی تا: ۱۴/۴۵).

علاوه بر روایت مورد بحث از امام زین العابدین(ع)، دیگر معصومان نیز بارها در سخنان خود به این آیه احتجاج نموده اند. در ادامه به چند نمونه از استنادات ائمه اطهار(ع) اشاره می کنیم: قَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ(ع): إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جلَّ فضَّلَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ کذَلِکَ وَ اللَّه عزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فی کتَابِهِ «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطْهِیراً» فَقَدْ طَهَّرَنَا اللَّهُ مِنَ الْفَوَاحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بطَنَ فَنَحْنُ عَلَی مِنْهَاجِ الْحَق؛ (مجلسی، ۱۴۰۴: ۲۵/۲۱۳)

علی(ع) فرمود: همانا خداو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *