تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تحلیل مناسبتی آیه مباهله با دیگر آیات فضایل اهل بیت (ع)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل مناسبتی آیه مباهله با دیگر آیات فضایل اهل بیت (ع) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل مناسبتی آیه مباهله با دیگر آیات فضایل اهل بیت (ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل تحلیل مناسبتی آیه مباهله با دیگر آیات فضایل اهل بیت (ع) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل مناسبتی آیه مباهله با دیگر آیات فضایل اهل بیت (ع) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل مناسبتی آیه مباهله با دیگر آیات فضایل اهل بیت (ع) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل مناسبتی آیه مباهله با دیگر آیات فضایل اهل بیت (ع) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل مناسبتی آیه مباهله با دیگر آیات فضایل اهل بیت (ع) :

۱. مقدمه

یکی از مباحث برجسته علوم قرآنی، مسئله تناسب و ارتباط آیات با یکدیگر است. چه بسا هرخوانند متفکری با قرائت آیات یک سوره به نظم و ارتباط شگفت انگیز بین آنها پی می برد؛ در تفسیر ترتیبی اغلب دانشمندان و مفسران به ارتباط آیات یک سوره باتوجه به سیاق آن آیات و شأن نزول آنها دقت داشته اند. منظور از تناسب آیات در کتب الاتقان و البرهان که هریک بخشی را به «معرفه المناسبات بین الآیات» اختصاص داده اند نیز همین است. مؤلفان این کتب پس از آنکه معنای لغوی «مناسبت» را ذکر کرده اند، تناسب بین آیات را به وجود ارتباط عقلی، حسی، خیالی یا انواع دیگر علاقه ها بین آیات تعریف می کنند و درباره فاید چنین ارتباطی (تناسب) چنین می نگارند: اجزای سخن گردن یکدیگر را می گیرند و بدین ترتیب ارتباط قوت می یابد و کلام مانند ساختمان محکمی می شود که قسمت های مختلف آن باهم سازگار هستند (سیوطی، ۱۴۲۱ ق، ج۲، ص۲۱۸). سپس، به بیان انواع ارتباط های ظاهری و غیرظاهری بین آیات و اسباب آنها می پردازند (زرکشی، ۱۴۱۰ ق، ج۱، ص۱۳۱). محتوای آی مباهله ««فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبناءَنا وَ أَبناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَی الْکاذِبِین» (آل عمران: ۶۱)؛ در طول قرن های متمادی، موردتوجه ویژه دانشمندان و مفسران جهان اسلام قرارگرفته است و دربار آن بحث و گفت وگو کرده اند. یکی از جنبه هایی که به آن پرداخته نشده است، ارتباط مناسبتی آی مباهله با عمده ترین آیات فضایل در زمینه امامت و ولایت اهل بیت علیهم السلام است. ازاین رو، این پژوهش درصدد است تا ارتباط مناسبتی درون قرآنی آی مباهله را با عمده ترین آیات فضایل در زمینه امامت و ولایت اهل بیت علیهم السلام آیات موردی، اولوالأمر (نساء: ۵۹)، ولایت (مائده: ۵۵)، عهد (بقره: ۱۲۴)، آیه مودت (شوری: ۲۳)، آیه تبلیغ (مائده: ۶۷) را مورد تحلیل و تدقیق قرار داده و ازاین رهگذر به پرسش های اساسی زیر پاسخ دهد:

چه تناسب درون قرآنی بین آی مباهله با عمده ترین آیات فضایل در زمینه امامت و ولایت اهل بیت علیهم السلام وجود دارد؟ قواعد ارتباط دهنده بین این آیات از چه نوع قواعدی است؟

برای نیل به این مقصود، کوشیده شده است که نخست به دلالت آیات امامت، ولایت و فضایل اهل بیت علیهم السلام پرداخته شود و ازرهگذر این دلالت، براساس نظری علم المناسبه، انواع ارتباط های موجود بین آیه مباهله با دیگر آیات مورد بحث، بررسی شود. پیش فرض این مسئله بر وجود رابطه درون قرآنی بین آیات موردنظر است؛ بدین معناکه آیات به اشکال و روابط گوناگون با یکدیگر مرتبط هستند. روش این پژوهش در گردآوری داده ها، کتابخانه ای و در استناد به داده ها، اسنادی و در تجزیه وتحلیل، شیوه تحلیل محتوای کیفی (از نوع توصیفی تحلیلی) است.

پیشینه تحقیق: بیشتر تلاش های مفسران، متکلمان و محققان شیعه در مورد اثبات ولایت و امامت اهل بیت علیهم السلام یا فضایل اهل بیت علیهم السلام با استناد به یکایک این آیات نگاشته شده است که با تلاش های طاقت فرسا با استناد به دلایل درون قرآنی (از راه واکاوی واژه و سیاق آیات) و برون قرآنی (از طریق روایات شأن نزول) انجام داده اند. اما در نگارش های شیعه ارتباط درون قرآنی و برون قرآنی این آیات به صورت سیستمی، کمتر دیده می شود. برای نمونه، تفسیر المیزان در ذیل بعضی از آیات وارده؛ ازجمله آی ۲۳ سوره شوری (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۱۸، ص۴۷) و آی ۱۲۴ سوره بقره (همان، ج۱، ص۲۷۴) به ارتباط آیات پرداخته است. نیز، کتاب «بررسی تطبیقی تفسیر آیات ولایت» از آقای دکتر نجارزادگان، تنها به کلیت این مطلب اشاره ای دارد و وجه ارتباطی بین آیات مذکور را تبیین نکرده است (نجارزادگان، ۱۳۸۸ش، ص۱۶۳۱۷۳). همچنین، در مقال «اهل بیت در آیه تطهیر»، نویسنده جهت مشخص کردن کیستی مصداق اهل بیت به آیه مباهله اشاره کرده و آیه مباهله را به عنوان تعیین مصداق اهل بیت در یک پاراگراف بیان نموده است (تاج بخش، ۱۳۹۱، ص۷۱). بدین سان، ملاحظه می گردد که تحقیق مستقل و گسترده ای در رابطه با ارتباط و پیوستگی این آیات باهم صورت نگرفته است.

در مورد خود آی مباهله می توان به مقال تفسیر آیه «مباهله» از دیدگاه اهل بیت علیهم السلام و اهل سنت، نگاشته ایلقار اسماعیل زاده، اشاره کرد که در آن به اثبات دلالت آیه بر فضیلت اهل بیت علیهم السلام و بررسی دیدگاه های اهل تسن پرداخته است. در ضمن، مقاله بررسی دیدگاه آلوسی در آی مباهله از منظر مفسران شیعه، نگاشت محسن رفیعی و معصومه شریفی، دیدگاه آلوسی را مورد نقد و بررسی قرار داده است. مقال بررسی تطبیقی آی مباهله با رویکرد تبیین فضایل اهل بیت علیهم السلام از حسین ساجدی و محمدرضا سازمند نیز به تبیین و تفسیر این آیه پرداخته است. مقالات و کتاب هایی در این موضوع نگاشته شده است و همگی دلالت بر اهمیت این آیه است؛ اما هیچ اثری به تحلیل مناسبتی آیه مباهله با دیگر آیات فضایل در زمینه امامت و ولایت اهل بیت علیهم السلام نپرداخته است که این جستار به این مسئله می پردازد.

واژه «فضایل» در لغت و اصطلاح: فضایل جمع واژه «الفَضْلُ» در اصل به معنی افزون است (مصطفوی، ۱۴۳۰، ج۹، ص۱۱۶)، چه در کم یا درگذشتن از حد اعتدال در کاری یا چیزی است. راغب در مفردات «فضل» را در دو معنای متضاد بیان داشته است. یکی به معنای برتری در علم و بردباری که پسندیده است و دیگری، به معنای مذموم و ناپسند مثل برتری یا زیادتی خشم و غضب؛ حتی بر چیزی که خشم بر آن واجب است (راغب اصفهانی، ۱۳۷۴، ص۶۳۹). به کار بردن فَضْل در موضوع پسندیده بیشتر است و واژ فُضُول برخلاف آن. عموماً فضایل در اصطلاح به مجموع صفت های پسندیده اطلاق می گردد که موجب وجه تمایز و برتری از جهت شخصیت بر کسی و دیگری است (همان). درواقع، این مجموع فضایل موجب برتری و افضلیت شخص بر دیگری می شود. باتوجه به این تعریف، از ویژگی ها و صفاتی که امام می بایست دارا باشد «افضلیت» است. افضلیت این است که امام باید در تمام صفات نفسانی حسنه، دانش ها و کمال ها بر دیگران برتری مطلق داشته باشد و در میان امّت افضل از او در هیچ موردی و امری نمی بایست وجود داشته باشد (شوشتری، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۲۲). شیعه در مباحث مربوط به «افضلیت امام»، به آیاتی که دربردارنده فضایل اهل بیت علیهم السلام چه در صفات نفسانی و چه در دانش و کمال است، در اثبات جانشینی بلافصل امام علیعلیه السلام و ائمه اطهارعلیه السلام استناد و استدلال کرده اند؛ ازجمله آیه لیله المبیت (بقره:۲۰۷)؛ آیه مباهله(آل عمران: ۶۱)؛ آیه برائت (توبه:۳)؛ آیه انفاق (بقره: ۲۷۴)؛ آیه تطهیر (احزاب: ۳۳)؛ آیه صادقین (توبه:۱۱۹)؛ آیه محبت (مائده:۵۴) و دیگر آیاتی که در شأن اهل بیت علیهم السلام نازل شده است، دلالت بر فضایل و افضلیت آنان دارد (طوسی، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۱۹۹).

واژه «حقوق» در لغت و اصطلاح: معنای لغوی «حقوق» که از واژه «حق» گرفته شده است (جوهری، ۱۳۹۹ق، ج۴، ص۱۴۶۰) که این واژه؛ یعنی «حق» در لغت در معان گوناگون به کار رفته است. برخ از معان لغوی ان واژه، به شرح زر است: راست، عدالت، ثابت و قن که در آن جای تردد و انکار نباشد، شاسته و سزاوار، راست در گفتار، مال، ملک و سلطنت، بهره و نصب، امر صورت پذرفته، باریتعال، قرآن، امر مقض و انجام شده، دوراندش، مرگ، واقع (جبران مسعود، ۱۳۹۴، ج۱، ص۶۸۹). قطع، پابرجا، صحت (دریایی، بی تا، ص۳۳۲). الواجب الموجود، قن بعد از شک (شیخ احمدرضا، سال۱۳۷۷، ج۲، ص۱۳۳). موجود ثابت، گفتار حق و مطابق با واقع (ابراهیم مصطفی و دیگران، سال۱۹۸۹ ۱۸۷). نقض باطل (فراهیدی، ۱۴۰۹، ج۳، ص۶). امر، نبی، صفت خدا، رؤا (ابن منظور، ۱۴۱۴، ص۲۵۵۲۵۷). روشن است از نظر لغت، معان متعددی برای واژ «حق» به کار رفته است؛ اما از مان معان فوق، معان مطابق با واقع بودن، سلطنت، ثبوت و همچنن ثابت که معنای وصف دارد، ظهور و نمود بشتری دارد.

حق (حقوق)، در علوم گوناگون استعمال م شود. گاه معنای آن در ک اصطح، با معنای آن در اصطح دگر متفاوت است. حق در اصطح قرآن کریم به معان مختلف به کار رفته است. در قرآن کرم ۷۴۲ بار واژ «حق» به کار رفته است. حدود ده درصد از آنها، مربوط به حق به مفهوم حقوقی مباشد. در موارد دگر، معان دگری از آن اراده شده است. گاه حق در قرآن، به مثاب صفت برای خدای متعال به کار رفته است. برای مثال: «این بدان سبب است که خدا حق است» (حج:۶۲). در قرآن این واژه به معنای «فعل حکیمانه» (روم:۸)؛ «حقیقیت و واقعیت خارجی» (یوسف:۵۱)؛ «حق به معنی هدایت در مقابل گمراهی» (یونس: ۳۲) و دیگر معانی به کار رفته است. (علی رمضانی، ۱۳۹۰، ص۸۹-۱۱۱).

در مقاله حاضر، معنای ثبوتی «حقوق» مدنظر است که در سه واژه «امتیاز، اختصاص و سلطنت» وجود دارد و جامع همه معنای مذکور است؛ حقوق فضایل اهل بیت علیهم السلام به معنای امتیازات یا آیاتی که مختص به اهل بیت علیهم السلام نازل شده است، می باشد.

۲. مبانی نظری

۲-۱. تناسب محتوایی آیات

در مورد این علم، بسیاری از دانشمندان به عظمت آن معترف هستند و علم داشتن نسبت به آن را موجب رسیدن به غایت کلام وحی دانسته اند. دراین زمینه «ابن عربی» در کتاب سراج المریدین می نویسد: «ارتباط آیات قرآن با یکدیگر به حدی است که همچون یک کلمه، معانی آن منسجم و مبانی آن منتظم و علم بسیار ارزنده ای است که خداوند به روی ما راهی بدان گشود، چون برای آن اهلی نیافتیم، ناگزیر بر آن مُهر زده و بین خود و خدا قرار داده و به وی برگرداندیم» (سیوطی، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۲۱۷). یا «امام فخر رازی» در مورد سور بقره گفته است: «هرکس در لطایف نظم و بدایع ترتیب این سوره تأمل کند، خواهد دانست که قرآن همان طور که از جهت فصاحت الفاظ و شرافت معانی اش معجزه است، به سبب نظم و ترتیب آیاتش هم اعجاز دارد» (فخررازی، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۱۰۷).

سید قطب برای ترسیم وحدت جامع و روح کلی هرسوره از تعبیر دقیق تری استفاده کرده است. او می گوید: «ازجمله هماهنگی های هنری در قرآن، تسلسل معنوی موجود بین اغراض و سیاق آیات و تناسب آنها در امر انتقال از غرض به غرض دیگر است» (سید بن قطب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۳۵).

از متأخرین، «علامه طباطبایی» بر این نکته اصرار دارد که هر سوره صرفاً مجموعه ای از آیات پراکنده و بدون جامع واحدی نمی باشد؛ بلکه یک وحدت فراگیر بر هرسوره حاکم است که پیوستگی آیات را نشان می دهد و می گوید: «اینکه خداوند هردسته از آیاتی را جدا از دسته دیگر قرار داده و نام سوره بر هریک نهاده، شاهد بر این است که یک گونه انسجام و پیوستگی در هر مجموعه وجود دارد که در قسمتی از یک مجموعه و یا میان هرسوره و سوره دیگر، آن پیوستگی خاص وجود ندارد. ازاین درمی یابیم که اهداف و مقاصد موردنظر در هرسوره با سوره های دیگر تفاوت دارد. هر سوره برای بیان هدف و مقصد خاصی عرضه شده است که سوره جز با پایان یافتن آن هدف و رسیدن به آن مقصد پایان نمی یابد» (طباطبایی، ۱۴۱۷ ق، ج۱، ص۱۴).

گفتنی است، در این مسئله وجود ارتباط بین آیات کل یک سوره بین دانشمندان و مفسران اختلاف نظر است که در مجموع به چهار گروه تقسیم می شوند (خامه گر، ۱۳۸۶، ص۱۴۱۹). گروه اول، تناسب را فقط بین آیاتی می دانند که در یک مرحله نازل شده است: شهید دکتر محمدحسین بهشتی در کتاب روش برداشت از قرآن باعنوان «درک ارتباط ارگانیک آیات قرآن» این نظریه را مطرح کرده است (حسینی بهشتی، بی تا، ص۱۲). گروه دوم، تناسب آیات را تنها در آیات هم جوار با یکدیگر دانسته اند. به اعتقاد این گروه، بین کلیه آیات هم جوار در یک سوره ارتباط و مناسبت وجود دارد و وظیفه مفسر کشف این ارتباط شگفت انگیز است (سیوطی، ۱۴۲۱ق، ج۲، ص۳۴۲). گروه سوم، هر سوره را مشتمل بر چند موضوع جداگانه دانسته است. برخی از مفسران که به ارتباط آیات هم جوار اعتقاد دارند، اما ساختار هندسی سور را نپذیرفته اند، با دسته بندی و عنوان گذاری هرمجموعه از آیات سعی کرده اند، انتقال مفاهیم و پیا م های سوره را برای خواننده آسان نمایند. این گروه عملاً پذیرفته اند که هرسوره دارای موضوعات متنوعی است و هر موضوع بخشی از آیات را به خود اختصاص می دهد. ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه این روش را برگزیده است. وی در ابتدای هر سوره، محتوای آن را به چندبخش تقسیم کرده و در هربخش عنوان کلی و آیات مربوط به آن را نوشته است (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۳؛ مکارم شیرازی، ۱۳۶۲، ج۲۴، ص۳۱۲). گروه چهارم، هر سوره را دارای یک جامعیت واحد دانسته اند که در انسجام و به هم پیوستگی آیات نقش دارد. برخی از آنان از این حد جامع به عنوان «جان و روح سوره» یاد کرده اند (محمد مدنی، ۱۹۹۱ م، ص۵؛ عبدالله شحاته، ۱۳۶۹ ش، ص۲۷). همانگونه که بیان شد، اکثر دانشمندان به ارتباط درونی آیات یک سوره واقف هستند؛ امّا در دایره و محدود ارتباط آیات با یکدیگر اختلاف دارند. آنان جهت ارتباط برقرار کردن آیات یک سوره باتوجه به سیاق و شأن نزول آیات، تلاش کرده اند که یک گونه انسجام و پیوستگی در هر سوره چه در کل یک سوره یا بعضی آیات هم جوار و دسته بندی کردن آن موضوعات را نشان دهند. درواقع، این توجه در تفسیر ترتیبی است که مفسران و دانشمندان همت خود را بر این داشته اند که بین آیات یک سوره وجه ارتباطی و مناسبتی را نشان دهند؛ امّا در مورد تفسیر موضوعی آن گونه که باید تلاش صورت نگرفته و در مورد آن قاعده ای شکل داده نشده است. ازجمله کسانی که در ارتباط موضوعی آیات قرآن تلاش طاقت فرسایی داشته است، علامه طباطبایی در تفسیر المیزان است. وی در ذیل آیات، علاوه بر نشان دادن ارتباط آیات یک سوره با یکدیگر، تلاش کرده است تا آیاتی که در یک موضوع هستند و یک وحدت معنایی بین آنها حاکم است را نشان دهد. درواقع، روش تفسیر قرآن به قرآن وی حاکی از این دیدگاه است. همانگونه که بیان شد، در تفسیر ترتیبی مفسران در ارتباط دهی بین آیات یک سوره به غرض و هدف کلی سوره دقت داشته اند و قایل به این هستند که تمامی آیات یک سوره جهت رسیدن به یک هدف کلی در آن سوره زنجیروار در کنار یکدیگر قرار گرفته اند؛ اما مسئله ای که بدان کمتر دقت شده است، آیاتی است که در قرآن در یک موضوع بیان شده است. همانگونه که اشاره شد، طباطبایی در ذیل تفسیر آیات با روش قرآن به قرآن، به تفسیر و تبیین آیاتی را که در یک موضوع است همت گماشته است؛ امّا برای این روش به ابزار و قواعدی که بین آیات هم موضوع ارتباط برقرار می کند، اشاره نکرده است. با این توضیح، مقاله حاضر درصدد است تا با توجه به ارتباط یک موضوع، آن قواعد را به شکل دقیق بیان کند و به کار گیرد.

باتوجه به مطالب پیشین، به نظر می رسد باید یک دیدگاه دیگر به دیدگاه های پیشین اضافه کرد و آن ارتباط درون قرآنی بین آیات موضوعی است؛ دیدگاهی که صاحب نظران تفسیر موضوعی تنها به وحدت موضوعی آن آیات دقت داشته اند و در نحوه و روش این ارتباط تلاش جدی صورت نداده اند. در ادامه سعی شده است، قواعد و روش ارتباط دهی بین آیات دارای موضوع واحد را برشمرده و در مسئله مقاله؛ یعنی ارتباط درون قرآنی آیات امامت، ولایت و فضایل اهل بیت علیهم السلام به کار گرفته شود.

۲-۲- انواع تناسب[۱] ارتباطی آیات هم موضوع

قواعد تناسبات ارتباطی آیات هم موضوع که ابزار ارتباط دهنده محسوب می شوند در دو قاعده و قرینیت نهفته شده است که عبارت اند از: روابط لفظی؛ روابط عقلی. قرینه بودن یک چیز برای چیز دیگر از این دو مقوله خارج نیست که هرکدام دارای زیرمجموعه و فروعی است.

روابط لفظی: لفظ، نماینده و نشان معنی است و تصورات، تصدیقات، تفکرات و استدلالات به وسیل آن بر دیگران معلوم می شود(شیرازی، ۱۳۶۵ش، ج۲، ص۳۰۶؛ خوانساری، ۱۳۹۲، ص۷۰). ازسوی دیگر، لفظ، دلالتِ بر معنی دارد؛ دلالت بودن شیء است به نحوی که از علم به آن علم به چیز دیگر حاصل می شود؛ مانند دلالت دود بر آتش (دود=دالّ یعنی دلالت کننده؛ آتش= مدلول؛ یعنی دلالت شده) که خود به سه قسم تقسیم می شود: دلالت عقلی، دلالت طبعی و دلالت وضعی.

روابط عقلی: یکی دیگر از انواع روابط بین دو آیه توجه به قرائن عقلیه است که به موارد ذیل می توان اشاره کرد.

زمینه ساز (تمهید): یک آیه زمینه ساز آیه ای دیگر است که به شش قسم تقسیم می شود: یا سبب است یا علت است و یا شرط. و مشروط است یا شرط وجود است یا مقتضی است یا غایت و مغیا است یا عدم مانع است.

سبب و مسبب: یعنی اینکه رابطه بین دو آیه از طریق سبب و مسبب است. درواقع، در یک آیه سبب بیان شده است و در آیه ای دیگر که در یک وحدت موضوعی است مسبب. به عبارت دیگر، شیئی وجودش متقدم بر شیء دیگر است (فرید جبر، سمیح دغیم، رفیق العجم، جیرار جهامی، ۱۹۹۶م، النص، ص۴۱۲) و یا، «هو ما یلزم من وجوده الوجود» آنچه از وجودش، وجود ملزم و پدید می گردد.(عاملی، ۱۴۱۶ ق، ص۳۸)

علت: یعنی رابطه بین دو آیه هم موضوع، رابطه علت و معلولی است. یک آیه علت و دیگری معلول آن علت محسوب می شود که این علت یا علت نزدیک است و یا علت معد(دور) (جرجانی، ۱۴۱۲ق، ص۶۷۶۸).

شرط و مشروط: بین دو آیه یک قضیه شرطیه حاکم است که یکی شرط و دیگری مشروط شمرده می شود (همان). این شرط یا وجود است یا مقتضی (سجادی، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۳۳۵).

غایت و مغیا: یک آیه نسبت به آیه ای دیگر بیانگر هدف و غایت دلالت آن آیه محسوب می شود: «ان کان (وجود) ما لأجله الشی ء فهو (العلّه) الغائیه» (فرید جبر، سمیح دغیم، رفیق العجم، جیرار جهامی، ۱۹۹۶م، النص، ۵۵۳). در اصول فقه غایت و مغیی زیرمجموعه «سبب و مسبب» است (عاملی، ۱۴۱۶ق، ص۱۰۴). روابطی دیگر وجود دارد که در ادامه این پژوهش در نحوه ارتباط ها بیان خواهد شد.

۳. بحث و بررسی

۳-۱- مفاد آی مباهله از دیدگاه مفسران

«فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ منْ بعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثمَّ نبْتَهِلْ فنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَی الْکاذِبِین» (آل عمران، ۶۱). موضوع آی مباهله تمییز بین حق و باطل است و این زاویه دید، اولین استدلالی است که مفسران شیعه بدان استناد کرده اند. سیاق آیات پیشین آیه مباهله با دو بیان اثباتی و سلبی، پیامبرصلی الله علیه وآله را ازهرجهت بر حق دانسته و بدین وسیله وی را خرسند و بر محاجّه با هیئت مسیحیان نجران ترغیب کرده است. در این آیه نیز در ارتباط با همان داستان، ضمن تثبیت پیروزی آن حضرت(ص)، وی را مأمور دعوت به مباهله فرمود (طوسی، بی تا، ج۲، ص۴۶۸؛ طبرسی، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۷۶۴؛ طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۳، ص۲۲۴؛ جوادی آملی، ۱۳۸۸ ش، ج۱۴، ص۴۵۱). نکته ای که مفسران شیعه جهت استدلال در اثبات حقانیت خلافت و ولایت امام علیعلیه السلام و حسنینعلیه السلام بیان داشته اند، دقت در این است که آن کسانی که برای مباهله حاضر می شوند، باید در نزد خدا ازجهت باطنی صحیح ترین عقیده را داشته باشند و پیامبرصلی الله علیه وآله کسانی را باید با خود ببرد که مؤید عندالله باشند. بنابراین، اشخاصی که برای این هدف بزرگ به کار گرفته می شوند، باید از مقام بالایی برخودار باشند که بر دیگران ترجیح داده شوند. زاویه ای دیگری که مفسران شیعه آن را درنظر گرفته اند، توجه به معنا و مصداق واژگان «ابناءنا، نساءنا، انفسنا» است. آنها والاترین افراد زمان رسول اکرم(ص) هستند که خداوند تأیید خود را ازجهت صحت عقیده و فضیلت آنان بر سایر صحابه و خانواده پیامبرصلی الله علیه وآله، در این آی شریفه بیان داشته است. در آی شریفه، به استناد روایات شأن نزول که از احادیث قطعی و متواتر است بزرگان شیعه (عروسی حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۶۵۱؛ بحرانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۳۴؛ حسینی شیرازی، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۶۶۸؛ حسینی استرآبادی، ۱۴۰۹ق، ص۱۱۷؛ بانو امین اصفهانی، ۱۳۶۱ ش، ج۳، ص۱۲۲) و سنی (آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۳۰۱؛ بیضاوی، ۱۴۱۸ ق، ج۲، ص۴۷؛ زمخشری، ۱۹۷۹م، ج۱، ص۳۶۲؛ فخررازی، ۱۴۰۱ق، ج۳، ص۲۴۷)، به اتفاق معتقدند که در شأن اصحاب کساءعلیه السلام نازل شده است، مفسران در این مسئله اتفاق نظر دارند که «ابناءنا» در آی فوق، اشاره به حسن و حسینعلیه السلام و «نساءنا» اشاره به فاطمهعلیه السلام و «انفسنا» اشاره به علیعلیه السلام است (همان). به مقتضای آی شریفه، علیعلیه السلام نفس رسول خدا(ص) است. همچنین، حمل آیه بر معنای حقیقی محال است؛ چون حقیقتاً حضرت علی نمی تواند نفس حضرت رسول باشد. اما مراد، مساوات و مماثلت با آن حضرت است و ازآن جهت که پیامبرصلی الله علیه وآله افضل و اولی به تصرف در همه امور و شئون مسلمانان است، کسی که مساوی و مانند ایشان است نیز اولی به تصرف است (طوسی، بی تا، ج۲، ص۴۶۸؛ طبرسی، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۷۶۴؛ طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۳، ص۲۲۴؛ جوادی آملی، ۱۳۸۸ ش، ج۱۴، ص۴۵۱). آیه شریفه از برتری حتمی علیعلیه السلام بر دیگر صحابه پرده برمی دارد؛ چراکه او همان «نفس» پیامبرصلی الله علیه وآله است. بنابراین، بر امت ضروری است آن گونه با علیعلیه السلام رفتار کنند که با پیامبر رفتار می کردند.

داشمندان و مفسران بعد از تبیین ظاهر آی مباهله، احادیث مرتبط به آن را نقل می کنند و اشاره به روایاتی با این مضمون می کنند که: در سال دهم هجرت، مسیحیان نجران برای تحقیق درباره اسلام، نمایندگانی را به مدینه فرستاند و وقتی برای شرفیابی حضور رسول خدا(ص) حرکت کردند، سه نفر از بزرگان آنان به نام های «اهتم، عاقب و سید» آنها را همراهی می کردند. این جماعت در مسجد رسول آمدند و چون آنها دست از الوهیت مسیح برنداشتند، به وحی الهی، رسول(ص) از آنها خواست که درباره یکدیگر نفرین کنند. چون آن وعده به فردای آن روز قرار شد، اسقف مسیحیان شب به آنها گفت: اگر با خانواده خود بیاید، بدانید که او به کار خود مطمئن می باشد؛ حاضر نشوید و اگر با اصحاب آمد حاضر گردید با وی مباهله کنید. مسیحیان صبح روز بعد به سوی رسول خدا(ص) روانه شدند. آنها دیدند که پیامبرصلی الله علیه وآله و علی بن ابی طالب، فاطمه، حسن و حسینعلیه السلام برای مباهله آمده اند. مسیحیان پرسیدند: اینان چه کسانی هستند؟ به آنها گفته شد: این مرد پسر عمّ، وصی و داماد اوست و این زن دخترش فاطمهعلیه السلام است و این دو کودک فرزندان فاطمه علیها السلام حسن و حسین علیه السلام هستند (قمی، ۱،۱۰۴؛ عروسی حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۱، صص۴۳ ۵۳؛ بحرانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، صص۴۳ ۵۳؛ ابولفتوح رازی، ۱۴۰۸ ق، ج۴، صص ۳۶۰ ۳۶۳).

۳-۲- ارتباط آی مباهله با آی مودّت

متن حاضر: آی مباهله.

متن غایب: آی «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی» (شوری:۲۳)، بر فضیلت اهل بیت علیهم السلام و موقعیت ویژه آنان دلالت دارد. برخی (علامه حلی، ۱۹۸۲م، ص۱۷۵) این آیه را یکی از ادله امامت امام علیعلیه السلام به شمار آورده اند. مودت به معنای دوستی و تمایل شدید معنا شده است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ ق، ۸۶۰). براساس روایات بسیاری که از طرق اهل سنت و شیعه وارد شده است، مراد از «مودت فی القربی» دوستی خویشاوندان رسول خدا(ص)؛ یعنی عترت او است (طبرسی، ۱۳۷۲ ش، ج۹، ص۲۸؛ زمخشری، ۱۴۰۷ ق، ج۴، ص۲۲۰؛ نخجوانی، ۱۹۹۹ق، ج۲، ص۲۹۰). مفسران شیعه در ذیل آیه، دو نوع استدلال و تقریر بیان داشته اند. دلالت نخست، مودّت مردم به اهل بیت علیهم السلام، مستلزم مرجعیت علمی آنان است (طباطبایی، ۱۴۱۷ ق، ج۱۸، ص۴۷؛ فضل الله، ۱۴۱۹ق، ج۲۰، ص۱۷۱؛ صادقی تهرانی، ۱۳۶۵ش، ج۲۶، ص۱۶۱؛ طیب، ۱۳۷۸ش، ج۱۱، ص۴۸۱) و دلالت دوم، مودّت مردم به اهل بیت علیهم السلام، مستلزم وجوب اطاعت از آنان (علامه حلی، ۱۷۵). به دیگر سخن، منظور از واجب کردن مودت اهل بیت بر مردم و اجر رسالت قرار گرفتن، تنها این بوده که این محبت وسیله ای باشد برای اینکه مردم به ایشان ارجاع داده شوند، فهم و تفسیر معصومانه را از آنان دریافت کنند و آنان مرجع علمی مردم قرار گیرند و مرجعیت دینی چیزی فرای از اطاعت و تبعیت نیست.

رابط مناسبتی (قواعد ارتباط دهنده) انواع ارتباطی که بین دو آیه مذکور وجود دارد، عبارت است از:

۱. آی مباهله مبین مصداق مشخص «فی القربی»: اولین وجه ارتباطی بین دو آی مباهله و مودّت در مصادیق آن درمی یابیم؛ در آی مباهله خداوند در مقابل مسیحیان نجران اشاره به کسانی می کند که باید در نزد خدا ازجهت باطنی صحیح ترین عقیده را داشته باشند و صادق باشند. این واژه در مفهوم مخالف کاذبین قرار دارد (لَعْنَتَ الله عَلَی الْکاذِبِینَ). صادق اطلاق بر کسی است که صفت صدق هم ابعاد وجودی او را در برگرفته است و نیت، قول و فعل او همگون و هماهنگ، مطابق با حق باشد و این یعنی همان عصمت. اگر این گونه نباشد همراهی آنان با پیامبرصلی الله علیه وآله معنی و ملازمتی ندارد. پس، ملازمان پیامبرصلی الله علیه وآله باید معصوم باشند. در این مسئله، شیعه (عروسی حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۶۵۱؛ بحرانی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۳۴؛ حسینی شیرازی، ۱۴۲۴ ق، ج۱، ص۶۶۸؛ حسینی استرآبادی، ۱۴۰۹ق، ص۱۱۷؛ بانو امین اصفهانی، ۱۳۶۱ش، ج۳، ص۱۲۲) و سنی (آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۳۰۱؛ بیضاوی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۷؛ زمخشری، ۱۹۷۹م، ج۱، ص۳۶۲؛ فخررازی، ۱۴۰۱ق، ج۳، ص۲۴۷) بر مصداق معین آن اتفاق نظر دارند. در طرف وجه ارتباطی دیگر، مفسران اهل سنت اقوال متعددی را در مصداق «قربی» بیان داشته اند؛ ازجمله کفار قریش، انصار، تودد ناس به یکدیگر، خویشاوندان مادر پیامبرصلی الله علیه وآله و.. (آلوسی، ۱۳،۱۳). این اختلاف مصداق موجب خلط در معنای آیه گشته است. از یک سو، با قرار دادن مفاد آی مباهله در کنار آی مودت مصداق مودت فی القربی مشخص می شود که خود احتجاجی است در مقابل دیدگاه اهل تسنن و ازسوی دیگر، هدف نزول هر دو آیه بیش ازپیش روشن تر می شود.

در آی مباهله تبیین شد که لفظ صادق، اطلاق بر کسی است که صفت صدق هم ابعاد وجودی او را در برگرفته است و نیت، قول و فعل او همگون و هماهنگ، مطابق با حق باشد و این یعنی همان عصمت و آیه اجرِ رسالت که بر مرجعیت و تبعیت از فی القربی دلالت دارد. درواقع، اجر رسالت درصورتی درست است که آنان معصوم باشند، چون پیروی و تبعیت از مرجعی که عاصی است، ازسوی خدا و رسول اکرم(ص) نهی شده است.۱ درنتیجه، این قربی که مرجعیت علمی مردم را بر مباهله دارند، کسانی هستند که عصمت آنان تأیید شده است.

نقطه مشترک این دو آیه، عصمت «ابناءنا، نساءنا و انفسنا» در آی مباهله و عصمت مرجعیت علمی قربی در آیه مودّت است. خطاب قرآن اشاره به اشخاصی می کند که در

«إِن اللَّه لا یأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ»(اعراف: ۲۸)؛ «لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق» (ابن بابویه، ۲/ ۶۲۱).

عصر نزول زندگی می کردند؛ درنتیجه، مصداق آن شناخته شده بوده است. مصادیق معصوم آیه مباهله که شیعه و سنی، در خصوص آن اتفاق نظر دارند، مشخص و مبین است؛ امّا دربار مصداق معصوم «قربی» نسبت به آیه مباهله، دیدگاه های متفاوتی بیان شده است. باتوجه به اینکه یکی از مصادیق قربی را اهل کساء نقل کرده اند و اثبات شد که قربی باید اشخاصی باشند که دارای مقام عصمت باشند و آیه مباهله نیز بر عصمت اهل کساء دلالت دارد؛ نسبت ارتباطی بین دو آیه این است که آی مباهله بیانگر مصداق مشخص آی مودّت است.

در کنار آن باید دقت داشت که هیچ نقلی دالّ بر اینکه صحابی را معصوم بیان کند وجود ندارد و هیچ کدام از مفسران به عصمت آنان قایل نبوده و تنها بر عدالت آنان تکیه و استناد می کنند. جان کلام آنکه، مصادیق آی مباهله؛ یعنی اهل کساء، مبین و مصداق مشخص فی القربی در آی مودّت است؛ چراکه قربی اشخاصی صاحب عصمت هستند و تنها معصومِ زمان نزول، به گواه آی مباهله امام علیعلیه السلام، حسنینعلیه السلام و حضرت زهرا(ع) از خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله هستند.

۲. رابطه تساوی بین دو آی مباهله و مودّت: ازجهت ارتباط مصداقی دو آیه، نسبت تساوی حاکم است. شرط تساوی بین دو آیه، مشترک بودن در تمامی مصادیق است؛ یعنی هرآنچه بر آیه مودّت صدق کند، بر آی مباهله نیز صدق کند و بازگشت تساوی بین دو آیه، قضی موجبه کلیه است؛ یعنی هر فردی از آیه مودّت مصداق آیه مباهله است و هر فردی از آی مباهله مصداق آی مودّت است. این رابطه تساوی بین دو آیه در ارتباط مفاد آیه قابل اثبات است. بیان شد که در آی مباهله مفهوم مخالف کاذب، صادق است و بر کسی که صفت صدق هم ابعاد وجودی او را دربرگرفته باشد، اطلاق می کند و نیت، قول و فعل او همگون و هماهنگ، مطابق با حق باشد و این یعنی همان عصمت و آی اجرِ رسالت بر مرجعیت و تبعیت از فی القربی دلالت دارد. درواقع، اجر رسالت واقع شدن مودت به قربی درصورتی درست است که آنان معصوم باشند. پس، مصادیق هر دو آیه معصوم اند و مشخص شد که آی مباهله بیانگر مصداق مشخص آی مودّت است. این وجه ربطی مفهومی در ارتباط مصادیق دو آیه دخیل است و نسبت دو آیه را در وجه مصداق تساوی و مشترک جلوه می دهد.

۳-۳- ارتباط آی مباهله با آی ولایت

متن حاضر: آیه مباهله

متن غایب: آیه «إِنَّما وَلِیکُمُ اللَّه وَ رَسولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُون» (مائده: ۵۵) را شیعه جهت اثبات ولایت و امامت ائمه علیه السلام به ویژه امامت علیعلیه السلام استدلال و استناد کرده اند. این آیه ولایت بر مسلمانان را محدود به سه نفر بیان کرده است: «خدا، رسول(ص)، الذین آمنوا». باید توجه داشت که منظور آیه از واژ «ولایت» به معنای «سرپرستی» است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ ق، ۵۳۳)؛ یعنی اینکه کسی نسبت به کس دیگر از نسبت و رابطه نزدیکی برخوردار می شود که بتواند در امور او تصرف کرده و به نوعی در تدبیر امور او نقش ایفاد کند. سیاق نشان می دهد که سنخ ولایت رسول و آن جماعت خاص اهل ایمان، از همان سنخ ولایت الهی است؛ به ویژه آنکه واژه «ولی» یک بار بیشتر نیامده و رسول و «الّذین آمنوا» به «الله» عطف شده اند (طباطبایی، ۱۴۱۷: ج۶، ص۱۴). طبعاً ولایت خدا به معنای مطلق آن همه شئون ولایی را در برگرفته و اختیارداری مطلق و حق تصرف عام او را نشان می دهد و «الّذین آمنوا» مؤمنان مخلصی هستند که سرپرستی دیگر مؤمنان تنها منحصر آنان است، و مفرد بیان شدن «ولی» به جای «اولیاء» گویای انطباق کامل ولایت پیامبرصلی الله علیه وآله و ولایت «الِذین آمنوا» بر ولایت خداست. به عبارت دیگر، ولایت الهی از مجرای ولایت پیامبرصلی الله علیه وآله و ولایت «الّذین آمنوا» جاری است که توسط آنها بر مؤمنان تحقق می یابد.

رابط مناسبتی (قواعد ارتباط دهنده): انواع ارتباطی که بین دو آیه مذکور وجود دارد عبارت است از:

آیه مباهله مبین مصداق مشخص «الذین آمنوا»: اولین وجه ارتباطی بین دو آیه ولایت و مباهله را در مصادیق آن درمی یابیم؛ در آیه مباهله خداوند در مقابل مسیحیان نجران اشاره به کسانی می کند که باید در نزد خدا ازجهت باطنی صحیح ترین عقیده را داشته باشند و صادق باشند. این واژه در مفهوم مخالف کاذبین قرار دارد لَعْنَتَ الله عَلَی الْکاذِبِینَ صادق اطلاق بر کسی است که صفت صدق هم ابعاد وجودی او را در برگرفته است و نیت، قول و فعل او همگون و هماهنگ، مطابق با حق باشد و این یعنی همان عصمت. اگر این گونه نباشد همراهی آنان با پیامبرصلی الله علیه وآله معنی و ملازمتی ندارد. پس، ملازمان پیامبرصلی الله علیه وآله باید معصوم باشند. در این مسئله شیعه و سنی، بر مصداق معین آن اتفاق نظر دارند. در طرف وجه ارتباطی دیگر، در سیاق آیه ولایت، از رسول خدا و جماعت خاص اهل ایمان به عنوان ولی توده اهل ایمان به لسان حصر و اختصاص یاد شده است. این سیاق نشان می دهد که سنخ ولایت رسول و آن جماعت خاص اهل ایمان، از همان سنخ ولایت الهی است؛ به ویژه آنکه واژه «ولی» یک بار بیشتر نیامده و رسول و «الّذین آمنوا» به «الله» عطف شده اند (طباطبایی، ۱۴۱۷: ج۶، ص۱۴). طبعاً ولایت خدا به معنای مطلق آن، هم شئون ولایی را در برگرفته و اختیارداری مطلق و حق تصرف عام او را نشان می دهد و «الّذین آمنوا»، مؤمنان مخلصی هستند که سرپرستی دیگر مؤمنان تنها منحصر آنان است، و مفرد بیان شدن «ولی» به جای «اولیاء» گویای انطباق کامل ولایت پیامبرصلی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *