تعداد بازدید
4 بازدید
ریال101.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تصدی امور و کارگزاری امام مجتبی(ع) در دوران امام علی(ع)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل تصدی امور و کارگزاری امام مجتبی(ع) در دوران امام علی(ع) شامل 102 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل تصدی امور و کارگزاری امام مجتبی(ع) در دوران امام علی(ع) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل تصدی امور و کارگزاری امام مجتبی(ع) در دوران امام علی(ع) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل تصدی امور و کارگزاری امام مجتبی(ع) در دوران امام علی(ع) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تصدی امور و کارگزاری امام مجتبی(ع) در دوران امام علی(ع) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تصدی امور و کارگزاری امام مجتبی(ع) در دوران امام علی(ع) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تصدی امور و کارگزاری امام مجتبی(ع) در دوران امام علی(ع) :

. نمایندگی امام علی(ع) در بدرق ابوذر(ره) به تبعیدگاه

ابوذر غفاری (ره) صحابی بزرگوار رسول خدا(ص) و چهارمین مسلمان[۱]، در راه تبلیغ اسلام سختی ها و مرارت های زیادی تا به جان خرید.[۲] او فردی زاهد بود که رسول خدا(ص) دربار او فرموده بود: «مَا اَظَلَّتِ الخضرَاءُ وَ لا اَقلَّتِ الغبرَاءُ عَلَی ذِی لَهجَهٍ اَصدَقُ مِن اَبی ذَرٍّ، من سرَّهُ اَن یَنظُرَ اِلَی زُهدِ عِیسی بنَ مَریَمٍ فَلیَنظُر اِلَی اَبِی ذَرٍّ؛[۳] آسمان سایه نیفکنده و زمین بر خود نگرفته شخصی را که راستگوتر از ابوذر باشد. هر کس دوست دارد به زهد عیسی بن مریم(ع) بنگرد، به ابوذر نگاه کند.»

و نیز فرمود: «اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ اَمَرَنِی بِحُبِّ اَربَعَهٍ وَ اَخبَرَنِی اَنَّهُ یُحِبَّهُم: عَلیٍّ وَ اَبُوذَرٍّ وَ المِقدَاد وَ سَلمَان؛[۴] خدا مرا به دوستی چهار تن مأمور ساخته و به من خبر داده که او نیز آن ها را دوست می دارد: علی(، ابوذر، مقداد و سلمان.» و نیز می فرماید: «اَلجَنَّهُ تَشتَاقُ اِلَی ثَلاثَهٍ: عَلیٌّ وَ عَمَّارٌ وَ اَبوذَرٍّ؛[۵] بهشت مشتاق سه نفر است: علی(ع) و عمار و ابوذر».

پیامبر(ص) سرنوشت ابوذر(ره) را پیشگویی کرده و فرموده بود: «رَحِمَ الله اَباذَرَّ! یَمشی وَحدَه وَ یَمُوتُ وَحدَهُ وَ یُبعَثُ وَحدَهُ؛[۶] خدا ابوذر را رحمت کند که تنها می رود و تنها می میرد و تنها محشور می شود.» همین گونه هم شد. ابوذر (ره) به دلیل حقگویی و اعتراض به ظلم ها و بذل و بخشش های عثمان و خیانت او در بیت المال، توسط وی ابتدا به شام و سپس به منطق خشک و سوزان ربذه تبعید شد. هنگامی که می خواستند او را به ربذه تبعید کنند، عثمان برای تحقیر او، دستور داد هیچ کس از مردم مدینه و مسلمانان حق ندارد به بدرقه اش برود؛ اما امیرالمؤمنین (ع) برخی از خاندانش را به رهبری امام حسن(ع) برای بدرق ابوذر فرستاد. مروان به امام حسن(ع) گفت: مگر نمی دانی که عثمان گفتگو [و بدرق] این مرد را ممنوع ساخته؟ امیرالمؤمنین(ع) تازیانه ای به مرکب مروان زد و فرمود: دور شو!.[۷]

امام حسن(ع) به ابوذر فرمود: «یا عمَّاهْ لَوْ لَا أَنَّهُ لَا ینْبَغِی لِلْمُوَدِّعِ أَنْ یسْکتَ وَ لِلْمُشَیعِ أَن ینصَرِفَ لَقَصُرَ الْکلَامُ وَ إِنْ طَالَ الْأَسَفُ وَ قَدْ أَتَی الْقَوْمُ إِلَیک مَا تَرَی فَضَعْ عَنْک الدُّنیا بتَذَکرِ فِرَاقِهَا وَ شِدَّهَ مَا اشْتَدَّ منْهَا برَجَاءِ مَا بعْدَهَا وَ اصبِرْ حتَّی تَلْقَی نَبِیک ص وَ هُوَ عَنْک رَاضٍ؛[۸] عموجان! اگر نبود که برای وداع کننده، شایسته است که سکوت کند و بدرقه کننده خوب است که بازگردد، سخن کوتاه خواهد بود، اگرچه تأسف طولانی و دراز است و این مردم با تو آنگونه رفتار کردند که خودت مشاهده می کنی، پس دنیا را با یادآوری جدایی از آن، از خود واگذار و سختی دشواری ها و ناکامی های آن را به امید روزهای پس از آن [و نعمت های آخرت] بر خود هموار کن و صبر و شکیبایی پیشه ساز تا وقتی که پیامبر(ص) را دیدار کنی که وی از تو خشنود و راضی باشد».

ابوذر گفت: «ای خاندان رحمت! خدا شما را رحمت کند که هرگاه شما را می بینم، به یاد رسول خدا(ص) می افتم. من در مدینه خاندان و محبوبی جز شما ندارم. من در سرزمین حجاز برای عثمان سنگین بودم، همان گونه که در شام برای معاویه ثقیل و سنگین بودم و خوش نداشت من مجاور برادر و دایی زاده اش در دو شهر دیگر باشم، مبادا مردم را بر آن دو بشورانم، پس به همین منظور مرا به سرزمینی تبعید کرد که در آن جا یاور و مدافعی جز خدای یکتا نداشته باشم و من هم جز خداوند صاحب و مددکاری ندارم و با وجود خداوند، مرا وحشتی نیست».[۹]

امام حسن(ع) و همراهانش، ابوذر غفاری(ره) را به ربذه بردند و او در آن روستای خشک و خشن بیمار شد و در غربت از دنیا رفت و به خاک سپرده شد.[۱۰]

. آب رسانی به خان محاصره شد عثمان

ظلم و تبعیض های عثمان و بذل و بخشش های بیجای او از بیت المال، موجب نارضایتی مردم و شورش علیه او و در نهایت، قتل او شد. عایشه، طلحه، زبیر و عمرو عاص مردم را علیه عثمان بسیج کرده، او را واجب القتل دانستند، حتی عایشه می گفت: «اُقتُلوا نَعثَلاً، قَتَلَ اللهُ نَعثَلاً»[۱۱] عایشه این نام را برای عثمان به کار می برد «نَعْثَل» مردی یهودی از اهل مصر در مدینه بود که ریش بلندی داشت و شبیه عثمان بوده است.[۱۲] روزی محمد بن ابی بکر(ره) بر عثمان وارد شد، ریشش را گرفت و گفت: «ای نعثل!»[۱۳] و همیشه در مدینه برای شتم، عثمان را نعثل صدا می زدند.[۱۴] هرچند عرب به «کفتار نر پُر مو» هم نعثل می گوید و عثمان نیز سر و سینه ای پر مو داشت و او را از این جهت به کفتار تشبیه می کردند.[۱۵]

طلحه در روز یورش به خان عثمان، راه پشت بام خانه اش را به مردم نشان داد و مانع شد که برای او آب ببرند و پس از قتل او نیز تا سه روز مانع از دفن او شد و نگذاشت او را در بقیع دفن کنند.[۱۶] زبیر می گفت: عثمان را بکشید که دین و آیین شما را تغییر داده. هنگامی که به او گفتند: پسرت عبدالله بر درب خان عثمان ایستاده و از او دفاع می کند، پاسخ داد: راضی هستم عثمان کشته شود، اگرچه پسرم عبدالله نیز با او کشته شود.[۱۷]

عمرو بن عاص نیز خواهر عثمان را که همسرش بود، طلاق داد و مردم را علیه عثمان تحریک می کرد؛[۱۸] اما امیرالمؤمنین(ع) قتل او را خوش نداشت و می فرمود: «لَوْ أَمَرْتُ بِهِ لَکنْتُ قَاتِلًا أَوْ نَهَیتُ عَنْهُ لَکنْتُ نَاصِراً غَیرَ أَنَّ منْ نَصَرَهُ لَا یسْتَطِیعُ أَنْ یقُولَ خَذَلَهُ مَنْ أَنَا خَیرٌ مِنْهُ وَ مَنْ خَذَلَهُ لَا یسْتَطِیعُ أَن یقُولَ نَصَرَهُ مَنْ هوَ خیرٌ مِنِّی وَ أَنَا جَامِعٌ لَکمْ أَمْرَهُ اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الْأَثَرَهَ وَ جَزِعْتُمْ فَأَسَأْتُمُ الْجَزَعَ وَ لِلَّهِ حُکمٌ وَاقِعٌ فِی الْمُسْتَأْثِرِ وَ الْجَازِعِ؛[۱۹] اگر بدان امر می کردم، قاتل بودم و اگر از آن جلوگیری می کردم، یاور بودم، جز آن که هر کس او را یاری داد، نمی تواند بگوید: خوار کرد او را کسی که من بهتر از اویم! و کسی که او را یاری نکرد، نمی تواند بگوید: یاری نمود او را کسی که از من بهتر است! و من وضع کار او را این گونه برای شما خلاصه می کنم که وی کاری را انتخاب کرد؛ ولی در انجام آن استبداد به خرج داد و بد عمل کرد و شما هم بی تابی کردید و بد بی تابی کردید و خدای را حکم ثابتی است در مورد انتخاب کننده (عثمان) و بی تاب (کُشندگان)».

و فرمود: «… وَ اللَّه لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتَّی خَشِیتُ أَنْ أَکونَ آثِماً؛[۲۰] به خدا سوگند! من آن قدر از او دفاع کردم که ترسیدم گناهکار شناخته شوم.» و نیز فرمود: «ما اَحبَبتُ قتلَه و لا کَرهتُه، و لا اَمرتُ به و لا نهیتُ عنه؛ من کشتن او را نه خوش داشتم و نه ناخوش و نه بدان دستور دادم و نه از آن جلوگیری کردم».[۲۱]

نخستین کسی که از ممانعت آب به روی عثمان اظهار ناراحتی کرد و به شدت طلحه را نکوهش نمود، امیرالمؤمنین(ع) بود. این اقدام پس از آن بود که عثمان به امیرالمؤمنین(ع) پیام فرستاد که: «اینان آب را بر من بسته اند. اگر می توانی، آبی برسان!»؛[۲۲] اما طلحه محاصره را تنگ تر کرد و نگذاشت آب به او برسد. امام از این اقدام طلحه به شدت خشمگین شد و سرانجام به او آب رساند.[۲۳]

امیرالمؤمنین(ع) به ممانعت آب و طعام از عثمان اعتراض کرده، فرمود: «این کار درستی نیست که زن و بچه های عثمان به جرم او تشنه هلاک شوند.»[۲۴] ایشان امام حسن(ع) را برای رساندن مشک آب به عثمان مأمور کرد.[۲۵]

۳. بسیج سازی مردم در جنگ جمل

ناتوانی شدید عثمان در حاکمیت، تبعیض ها، قومیت گرایی ها، بخشش های بی حساب و کتاب از بیت المال و ده ها مشکل دیگر، سبب شد تا جبهه ای معترض و عدالت خواه از مردم مدینه در برابر او صف آرایی کنند. عثمان به تحریک شماری از عناصر سودجو و فرصت طلب مانند طلحه، زبیر و عمروعاص کشته شد و خلافت به امام علی(ع) رسید. حضرت با وجود این که عثمان را حاکمی عادل نمی دانست، ولی از فتن قتل او نیز ناخشنود بود؛ زیرا می دانست این آشوب، آشوب های دیگری در پی خواهد داشت. امام در ماجرای قتل عثمان به مردم گوشزد می کرد که هر کس در زمان خلافت عثمان به او چیزی بخشیده شده، باید آن را به بیت المال بازگرداند[۲۶] و عملکرد او را به شدت زیر سؤال می برد.[۲۷]

این که امام در ماجرای قتل عثمان موضعی شفاف از خود نشان نداد، برای عناصر سودجو دستاویزی شد تا بهانه ای برای قدرت طلبی بیابند. امام علی(ع) حکومت خود را با عدالت پیش می برد و آنان که به زراندوزی های زمان عثمان خو کرده بودند و مردم را به قتل او تشویق می کردند، پس از مدتی که اوضاع را به فراخور حال خود ندیدند، پیراهن خونین عثمان را دستاویز مقاصد پلید خود ساختند و در بصره به اخلال و آشوب دست زدند. امیرالمؤمنین(، امام حسن(ع) را برای جلب مشارکت مردم در ستیز با پیمان شکنان به کوفه فرستاد.[۲۸] وقتی مردم او را دیدند که می خواهد برای آنان سخنرانی کند، زیر لب می گفتند: خدایا! زبانِ زاد دختر پیامبرمان را گویا گردان! امام مجتبی(ع) به سبب بیماریی که داشت، به ستونی تکیه کرد و سخنان بسیار شیوا و رسایی ایراد فرمود، آن حضرت پس از سپاس و ستایش به درگاه خداوند، فرمودند:

«ایّها الناسُ! أُجیبُوا دَعوَهَ أمیرِکُم وَ سیروا إلی إخوانِکم… فَأُجیبُوا دَعوَتَنا وَ أَعینُونا علَی ما ابتَلینا و ابتَلیتُم و أن أمیرَالمؤمنین یقُولُ: قَد خَرجتُ مَخرَجی هَذا ظالماً أو مظلوماً و أَنّی أَذکرُ اللهَ رجلاً رَعَی حَقَّ اللهِ إلاّ نَفَرٌ فإنْ کنتُ مظلوماً أعانَنی و إن کنتُ ظالماً أخذ. واللهِ إنّ طلحهَ و الزُّبیرَ لَأولُّ مَن بَایَعَنی وَ أولُّ من غدَرَا؛[۲۹] ای مردم! دعوت پیشوای تان را اجابت و به سوی برادران خویش حرکت کنید. پس دعوت ما را پاسخ گویید و مرا در آنچه بدان گرفتار شده ایم و گرفتار شده اید، یاری رسانید! امیرالمؤمنین(ع) فرموده: من از منزلگاه خویش خارج شده ام، حال یا ظالمم یا مظلوم. [بدانید] من به سان مردی هستم که حق خدا را [حتی] اگر تنها بماند، رعایت خواهد کرد، پس اگر مظلوم بودم، یاری ام کنید و اگر ظالم هستم، تسلیم [شما]. به خدا [قسم]! طلحه و زبیر اول کسی بودند که با من بیعت کردند و اول کسی بودند که دغل کردند [و پیمان شکستند]…».

امام مجتبی(ع) با کلامی آتشین با مردم سخن گفت و مردم پس از شنیدن سخنان (ایشان، خود را برای شرکت در جنگ و یاری امیرالمؤمنین(ع) اعلام کردند. امام مجتبی(ع) توانست سپاه انبوهی را برای جنگ در رکاب امیرالمؤمنین(ع) گرد آورد.

۴. سخنگوی دولت امیرالمؤمنین(ع)

در «صحیح بخاری» آمده که به سند خود از «عبدالله بن زیاد اسدی» روایت کرده که: وقتی طلحه و زبیر و عایشه به بصره آمدند، علی(ع) عمار و حسن بن علی(ع) را نزد ما فرستاد و آن دو پیش ما آمده و به منبر رفتند و حسن بن علی(ع) بالای منبر قرار گرفت و عمار پایین تر از او و ما نزد آن دو اجتماع کردیم و…[۳۰] و ادامه می دهد: از عمار شنیده است که می گفت: عایشه به بصره رفته است؛ ولی خدای تبارک و تعالی شما را آزمایش کرده تا معلوم سازد که آیا از او اطاعت و پیروی می کنید یا از عایشه![۳۱]

۵. شرکت در جنگ جمل

ناکثین، جمعی از مردم بی گناه بصره را کشتند. امیرالمؤمنین(ع) به جنگ ایشان آمد و پس از گفتگوها و اتمام حجت، جنگ آغاز شد و به فاصل کمی پیمان شکنان شکست خورده، طلحه و زبیر کشته شدند؛ اما مردمی که اطراف شتر عایشه را گرفته بودند، به سختی از هودج عایشه دفاع می کردند و هر دسته که کشته می شدند، دسته ای دیگر جای آن ها را گرفته، سرسختانه مقاومت می کردند. امیرالمؤمنین (ع) متوجه شد تا آن شتر سر پاست، این نادانان و فریب خوردگان از مقاومت خویش دست بر نمی دارند و آتش فتنه خاموش نمی شود، پس در صدد بر آمد تا هرچه زودتر آن شتر را از پای درآورد، بنابراین، ابتدا پسرش محمد حنفیه را طلبید و نیز خود را به او داده، فرمود: شتر عایشه را هدف این نیزه قرار ده و آن را از پای درآور. محمد نیزه را گرفته و حمله کرد؛ ولی «بنو ضبه» که اطراف شتر عایشه بودند و به سختی از آن حمایت می کردند، مانع پیشرفت او شدند و او را از رسیدن به شتر بازداشتند. محمد ناچار نزد پدر بازگشت.

در این وقت امام حسن(ع) رفت و نیزه را از او گرفته، به سوی شتر حمله کرد و خود را بدان رسانده، نیزه را به او زد و بازگشت، در حالی که خون آن شتر بر نیزه بود. محمد که این منظره را دید، رنگش دگرگون شد و خجالت کشید. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: « لَا تَأْنَفْ فَإِنَّهُ ابْنُ النَّبِیِّ وَ أَنْتَ ابنُ علِیٍّ؛[۳۲] ناراحت مشو؛ چراکه او فرزند پیغمبر(ص) است و تو فرزند علی(ع) هستی!».

امام مجتبی(ع) شتر عایشه را از پای در آورد و جنگ جمل به نفع لشکر حق به پایان رسید و پس از آن، حدود یک ماه امیرالمؤمنین(ع) در بصره سکونت فرمود، سپس به کوفه آمد و آن جا را مقرّ حکومت خود قرار داد.

۶. جانشین امیرالمؤمنین(ع) در کوفه

با پایان گرفتن جنگ جمل، امیرالمؤمنین(ع) در یک ماه توقف خود در بصره، امام حسن(ع) را جانشین خود در کوفه نمود،[۳۳] سپس عبدالله بن عباس را در بصره به جای خود گماشت و خود به سوی کوفه حرکت کرد و وارد شهر گردید. جمعی از مردم کوفه دربار امام حسن(ع) طعن زده، گفتند: وی از سخن گفتن و احتجاج عاجز و ناتوان است. این خبر به گوش امیرالمؤمنین (ع) رسید، پس ایشان امام حسن(ع) را خواسته، سخن مردم را به اطلاعش رساند. امام حسن(ع) عرض کرد: من در حضور شما نمی توانم سخن بگویم! حضرت فرمودند: من از نظر تو دور می شوم و تو مردم را دعوت کن و برای ایشان سخن بگو! امام حسن(ع) مردم را دعوت کرد و چون جمع شدند، سخنرانی بلیغی ایراد کرد، به طوری که صدای گری مردم بلند شد، آن گاه فرمود: ای مردم! به پروردگار خود خُرده مگیرید که به راستی خدای عزّوجلّ آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران (ع) را بر جهانیان برگزید، نژادی که بعض آن ها از بعض دیگرند و خدا شنوا و داناست. ماییم از نژاد آدم و خاندان نوح و برگزیده از ابراهیم و دودمان اسماعیل و خانواد محمد(ص). ما میان شما همانند آسمان بلند و زمین گسترده و خورشید تابنده و شجر زیتونه ایم که نه شرقی است و نه غربی و زیتون، آن درخت مبارک گشته است که پیغمبر(ص) ریش آن و علی(ع) شاخ آن و ما -به خدا سوگند – میو آن درخت هستیم که هر کس به شاخه ای از شاخه های آن چنگ زند، نجات یابد و هر کس از آن تخلف ورزد، به سوی دوزخ در افتد.» سپس امیرالمؤمنین(ع) در حالی که ردایش به زمین کشیده می شد، از پشت مردم جلو آمد و بر فراز منبر رفت و پیشانی امام حسن(ع) را بوسید، سپس فرمود: «یا ابْنَ رَسُولِ اللَّه أَثبَتَّ علَی الْقَوْمِ حُجَّتَک وَ أَوْجَبْتَ عَلَیهِمْ طَاعَتَک فَوَیلٌ لِمَنْ خَالَفَک؛[۳۴] ای پسر رسول خدا! حجت خود را بر این مردم ثابت و محکم کردی و فرمانبرداری و اطاعت خود را بر ایشان واجب ساختی، پس وای بر آن کس که با تو به مخالفت برخیزد».

۷. تشجیع مردم برای شرکت در جنگ صفین

پس از چند ماه توقف امیرالمؤمنین(ع) در کوفه، معاویه خونخواهی عثمان را بهانه کرده، با نیرنگ توانست مردم شام را که عموماً شناختی نسبت به امام نداشتند، با خود همراه و برای جنگ با آن حضرت بسیج کند. امیرالمؤمنین(ع) با یاران خود به مشورت پرداخت و افرادی چون: امام حسن(ع)، عمار بن یاسر، سهل بن حنیف، مالک اشتر، قیس بن سعد، عدی بن حاتم و دیگران برخاسته و در تأیید گفتار امیرالمؤمنین(ع) سخنان گرم و پرشوری ایراد کردند. امام حسن(ع) در سخنرانی خود، پس از حمد الهی فرمود:

«ستایش خدای را که معبودی جز او نیست، یکتایی که شریک ندارد و ثنایش گویم، بدان گونه که وی شایست آن است. به راستی که از آن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *