توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تغییر اجتماعی در تجربه و اندیشه امام موسی صدر؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تغییر اجتماعی در تجربه و اندیشه امام موسی صدر انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تغییر اجتماعی در تجربه و اندیشه امام موسی صدر:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تغییر اجتماعی در تجربه و اندیشه امام موسی صدر آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل تغییر اجتماعی در تجربه و اندیشه امام موسی صدر با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تغییر اجتماعی در تجربه و اندیشه امام موسی صدر از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تغییر اجتماعی در تجربه و اندیشه امام موسی صدر، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تغییر اجتماعی در تجربه و اندیشه امام موسی صدر :
بیان مسئله
برای درک تصویر اسلام معاصر از مسئله تغییر، امام موسی صدر یک شخصیت مهم به شمار می رود: شخصیتی که در ساحت نظر در حوزه های مهم علوم اسلامی، همچون فقه، تفسیر، فلسفه و سیره صاحب نظر و آثاری است که اغلب شامل دیدگاه ها و استدلال های بدیع است. با این پشتوانه از بداعت و تضلع است که امام صدر عمیقاً به تغییر اجتماعی اندیشده؛ آن را «ضرورت حیات اجتماعی» می داند و به بسط استلزامات نظری و عملی این دیدگاه عمیقاً پایبند بوده است. در ساحتِ عملِ، رهبرِی یکی از فراگیرترین تغییرات اجتماعی معاصر را در جامعه ای پیچیده و متکثر بر عهده می گیرد و برای تحقق تغییرات مد نظر خود، حرکتی بی بدیل از جنبشی و مؤسسات اجتماعی را پایه گذاری می کند. برای کسانی که اندک شناختی از تجربه تغییر امام صدر در لبنان دارند، بازخوانی این تجربه شوق برانگیز خواهد بود. آنچه شگفت انگیز و البته تأسف آور به نظر می رسد، این است که این تجربه و اندیشه مبنای آن که طی قریب به نیم قرن از تکوین آن می گذرد، همچنان از نظرِ اهل تحقیق پنهان مانده است. امروز که جامعه ما و همه جوامع اسلامی در عطش تغییر به سر می برند، بازخوانی آن از جایگاه درخوری برخوردار است.
این مقاله می کوشد در دو گام، برای بررسی اندیشه امام موسی صدر درباره تغییر کوشش نماید: ابتدا با استناد به اسناد و نوشته های از سه روایت مختلف، ایده ها، عملکرد و تجربه امام موسی صدر در میدان عملیِ تغییر را مرور نماید. سپس، به سراغ نوشته ها و گفتارهای امام صدر رفته و پاسخِ پرسش های اصلی در زمینه تغییرات اجتماعی را در این آثار جست وجو نماید.
ادبیات تحقیق
اگر چه تاکنون مقاله مستقلی، مقوله تغییر در اندیشه امام موسی را بررسی نکرده است، اما در سال ۲۰۱۱ در بیروت، همایشی با عنوان «تغییرات اجتماعی و سیاسی از نگاه امام موسی صدر: بینش، روش، رسالت» برگزار شده که در حوزه بررسی این مقاله قرار دارد. اگر چه برای این همایش یک روزه، فراخوان مقاله ای انجام نپذیرفته، اما سخنرانان که اغلب از شخصیت های فکری و یا سیاسی جهان اسلام بوده اند، هر یک به فراخور بحث هایی را ارائه کرده اند. روشن است که هر چند این بحث ها، در جای خود مفید هستند، اما نمی توانند جایگزین یک پژوهش مستقل شوند. گو اینکه گفتارهای این همایش، به فارسی ترجمه نشده اند. علاوه بر آن، این مقاله نیز از دستاوردهای علمی برخی از سخنرانی ها استفاده می کند. کتاب التغییر ضروره حضاریه که در حاشیه این همایش منتشر شده، حاوی گفتارها و نوشته هایی از امام موسی صدر، با موضوع تغییر اجتماعی است. منبع دیگری به موضوع تغییر اجتماعی در اندیشه امام موسی صدر نپرداخته است. اما آثار متعددی بی واسطه گفتارها، نوشته ها یا تجربه امام موسی صدر را برای ما روایت کرده اند که برای استنباط و صورت بندی دیدگاه امام موسی صدر درباره تغییر اجتماعی، دست مایه تحلیل و بررسی این مقاله قرار می گیرند.
چارچوب مفهومی
ابتدا لازم است مفهوم تغییر اجتماعی و ابعاد مورد نظر آن در این تحقیق، تعریف و تدقیق گردد. از زمان تأسیس فلسفه اسلامی، تغییر اجتماعی از جمله مسائل مهم حکمت عملی بوده است. به عنوان نمونه، فارابی از درک تغییر اجتماعی به عنوان یک فضیلت فکری مهم یاد می کند (فارابی، ۱۳۸۲، ص ۱۰۴). اما پرداختن به تغییر اجتماعی در دوره معاصر، که تبدیل به مسئله شده و در کانون توجه جامعه شناسی قرار گرفته است.
جامعه شناسان کلاسیک، بیشتر به بررسی تحول اجتماعی گرایش داشته اند و تنها در دوره معاصر، پدیده تغییر اجتماعی مورد توجه جامعه شناسان واقع شده است (روشه، ۱۳۶۸، ص ۲۶). جامعه شناسی، به معنای شناخت مدرن از جامعه، اگرچه از منظر تاریخی و اجتماعی بر بستری از تغییرات اجتماعی شکل گرفته است (ریتزر، ۱۳۷۴، ص ۵-۷) اما از نظر معرفتی، این «تحول اجتماعی» بود که یکی از اولین و مهم ترین مقوله های دستور کار این علم را شکل داد. تحول اجتماعی، در آثار گوناگون جامعه شناسان اولیه مورد توجه بوده، به گونه ای که می توان توجه به تحول اجتماعی و پیدایش جامعه شناسی مدرن را همزاد دانست. اگوست کنت، با بحث پویایی و ایستایی جامعه، مسئله تحول را مطرح کرده و با قانون مراحل سه گانه یک تصویر عام از فرایند تحول جوامع بشری را ارائه می دهد (آرون، ۱۳۷۷، ص ۱۰۶). اسپنسر، با آنکه می کوشد موضعی به کلی متمایز از کنت اتخاذ کند (دیلینی، ۱۳۸۷، ص ۷۱)، اما با نظریه قانون بقاء اصلح و تکامل اجتماعی، چارچوب هایی برای تحول جوامع پیش می کشد (همان، ص ۷۳). میل توجه به تحول تا تورشتاین وبلن هم ادامه دارد (کوزر، ۱۳۷۳، ص ۳۶۶-۳۶۷). با این همه، در دوران معاصر این تغییر اجتماعی است که بیشتر توجه جامعه شناسان را به خود جلب کرده است. از پارسونز که بیشتر بر تعادل و تبادل و توازن و مناسبات کارکردی تأکید دارد و بیشتر اوقات، در مورد نظریه وی این تحلیل وجود دارد که نمی تواند «از تغییر و تضاد اجتماعی سر درآورد» (کرایب، ۱۳۷۸، ص ۶۷) گرفته، تا اندیشمندان تضادگرا، همگی به مقوله تغییرات اجتماعی توجه داشته اند. براین اساس، یکی از مهم ترین گام ها در تبیین چیستی تغییر اجتماعی، بیان تمایزهای آن با مقوله تحول اجتماعی است.
پس از تمایز فوق میان تغییر و تحول اجتماعی، تحلیل های معاصر به طور عمده حول شش پرسش، تغییر اجتماعی را توضیح می دهد: پرسش از چیستی، چگونگی، آهنگ، شرایط، عوامل و دست آخر پرسش از کارگزاران تغییرات اجتماعی.
مهم ترین و در عین حال، پیچیده ترین پرسش در زمینه تغییر اجتماعی، پرسش از چیستی «تغییر اجتماعی» است؛ زیرا همین پرسش است که راه را به سوی دیگر پرسش ها و مفاهیم بنیادین پیرامون تغییر اجتماعی می گشاید. برای به دست دادن یک پاسخ مناسب به این پرسش، می توان آن را در دو سطح سلبی و ایجابی دنبال کرد. در سطح سلبی، پرسش اصلی بر تمایز تغییر اجتماعی و سایر مفاهیم هم بود نهفته است که در واقع، از این بحث می کند که «تغییر اجتماعی چه چیزی نیست؟» در سطح ایجابی، درپی این پرسش هستیم که «تغییر چه هست؟». در پاسخ به این پرسش، بر مهم ترین موضوع در تغییر اجتماعی، یعنی متغیر تأکید می شود.
عمده ترین گام در پاسخ به پرسشِ سلبیِ پیرامون تغییر اجتماعی، تفکیک میان تغییر و تحول اجتماعی است. «تحول اجتماعی مجموعه ای از تغییرات می دانند که در طول یک دوره طولانی، طی یک و شاید چند نسل در جامعه رخ می دهد» (روشه، ۱۳۶۸، ص ۲۶). در مقابل، تغییر اجتماعی عبارت است از:
پدیده های قابل رؤیت و قابل بررسی در مدت زمانی کوتاه به صورتی که هر شخص معمولی نیز در طول زندگی خود یا در طول دوره کوتاهی از زندگیش می تواند یک تغییر را شخصاً تعقیب نماید، نتیجه قطعی اش را ببیند و نتیجه موقتی آن را دریابد. در کل سه شاخص کلان را برای تغییر اجتماعی بودن یک پدیده می توان در نظر گرفت که عبارتند از: جمعی بودن؛ ساختی بودن؛ و شناخته شدن در طول زمان (همان، ص ۲۹).
سطح دیگر از پرسش پیرامون چیستی تغییر، پرسش از متغیر است. «چه چیز تغییر می کند؟ زیرا تغییر ناگهانی یک جامعه، در تمام ابعادش امری استثنائی است. بنابراین، این مسئله مهم است که بخش هایی را که در آن تغییر انجام می گیرد، نشان دهیم. به عنوان مثال، بدانیم این تغییر در عناصر ساختی یا در فرهنگ است و یا در الگوها، ارزش ها یا ایدئولوژی هاست؟» (همان، ص ۳۷).
در تعریف تغییر اجتماعی و تفکیک آن از تحول اجتماعی، همان طورکه آمد، بر روی قابل شناسایی بودن آن تأکید شده است. با در نظر گرفتن این ویژگی در پدیده تغییر، چگونگی آن به یک پرسش قابل توجه تبدیل می شود. پرسش های مهم پیرامون چگونگی تغییر را می توان این گونه تعربف کرد: «تغییر چگونه انجام می گیرد؟ چه راهی را طی می کند؟ آیا به صورت منظم، ادامه می یابد؟ یا به صورت نامنظم، متناوب و غیرمداوم؟ آیا تغییرات، به مقاومت سختی هم برخورد می کند؟ اگر با مقاومتی برخورد، این مقاومت در کجا اتفاق می افتد و به چه شکلی می باشد؟» (همان).
پرسش مهم دیگر، پیرامون تغییر درباره آهنگِ وقوعِ تغییر است. در این زمینه، این پرسش مطرح است که «تغییر تحولی آرام و تدریجی است، یا دگرگونی هایی خشن و تغییراتی سریع است؟» (همان). در این زمینه، این پرسش مطرح است که چه زمینه های وقوع تغییر را آسان، یا دشوار می سازد؟ به عبارت دیگر، «شرایط تغییر، عناصری هستند مناسب یا نامناسب که اثر یا اثرات یک یا چند عامل تغییر را فعال تر یا کندتر، شدید تر یا ضعیف تر می کنند» (همان، ص ۳۴).
پرسش از عاملیت تغییر اجتماعی، پرسش دیگری است که پیرامون تغییر اجتماعی مطرح می شود. «عامل تغییر در واقع عنصری است از یک وضعیت معین که به علت موجودیتش یا به وسیله عملی که انجام می دهد، موجب تغییر می شود و یا به وجود می آورد» (همان). مسئله مهم در اینجا، تفکیک میان عامل و شرایط است؛ اگر چه عامل و شرایط تغییر مکمل یکدیگرند (همان، ص ۳۵).
پرسش از کارگزاران تغییر، به این نکته اشاره دارد که چه کسانی تغییر را به ساحت جهان اجتماعی وارد ساخته، آن را محقق می سازند. «کارگزاران تغییر عبارتند از: اشخاص، گروه ها و انجمن هایی که تغییر را وارد می کنند، از آن استقبال می کنند یا با آن به مخالفت می پردازند» (همان، ص ۳۳). بنابراین، در کارگزاران تغییر ما به دنبال «کارگزاران مثبت» و «کارگزران منفی» روند تغییر اجتماعی هستیم. «کارگزاران اشخاص و گروه هایی هستند که کنش اجتماعی آنها، از بعضی جهات شکل و خاصیت یک کنش تاریخی را به خود می گیرد» (همان، ص ۳۳).
روایت هایی از تجربه امام صدر در ایجاد تغییری فراگیر
هنگامی که از تحقق تغییرات اجتماعیِ ساختی و گسترده در جامعه لبنان، به ویژه جامعه شیعیان لبنان سخن به میان می آید که در طول کمتر از دو دهه؛ یعنی حد فاصل سال های ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۸روی داده است: به طور مشخص، راجع به تحقق چه سطحی از تغییرات تحقیق می کنیم؟ ایفای نقش امام موسی صدر، در ایجاد یک جنبش اجتماعی و رهبری آن، چگونه به جامعه لبنان، به ویژه جامعه شیعیان لبنان، امکان و نیروی لازم را برای دگرگونی اجتماعی می دهد؟
در اینجا لازم است پیش از بررسی این تجربه، تصویری روشن از این تغییرات ارائه دهیم. این مقاله این تصویر را از خلال سه روایت به دست می آورد. در روایت اول، شخصی است که تحقیقات اولیه و گزارش های امام موسی صدر را ارائه می دهد. در گام بعد، تصویری از یکی از مهم ترین کادرهای جنبش امام صدر، مصطفی چمران ارائه می کند. در ادامه، گزارش سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) از اقدامات امام صدر در لبنان است. هر سه این روایت ها تحلیل هایی ایرانی و بیرونی از جامعه لبنان، در شرایط پیش و پس از حضور امام موسی صدر است. طبیعی است ناظران بیرونی، بهتر و بیشتر از آحاد یک جامعه، می توانند وضعیت و تغییرات آن جامعه را روایت کنند.
شخص: امام صدر
یک منبع مهم برای روایت تغییرات جامعه لبنانی، پیش و پس از امام صدر، گزارشی است که ایشان از وضع شیعیان لبنان، در کنفرانسی مطبوعاتی مورخ ۱۵/۸/۱۹۶۶ ارائه کرده است. این گزارش که به نوعی می توان آن را نقطه عطفی در ارائه جمع بندی مطالعات امام صدر دانست، حاوی سه بخش عمده است: در بخش اول، اوضاع شیعیان لبنان مورد بررسی قرار گرفته است. محورهای سه گانه این بخش عبارتند از: ۱. [بررسی] مناطق سکونت شیعیان. امام صدر، این بررسی را در دو قسمت «جبل عامل» و «بعلبک و هرمل» انجام داده و گزارشی از وضعیت مناطق شیعه نشین در هشت زمینه «بهداشتی»، «تجهیزات بهداشتی»، «اقتصادی و فنی»، «رشد عمومی و برنامه ریزی»، «سکونت مسکن»، «مدارس»، «فرهنگی»، «اجتماعی» ارائه می کند. ایشان در این گزارش، به آمار کارشناسان لبنانی رجوع و اعتماد کرده اند که دو منطقه فوق را در تمامی محورهای فوق، دارای مراتب گوناگونی از عقب ماندگی (عقب ماندگی بغرنج، عقب ماندگی در حال رشد، عقب ماندگی در حال پیشرفت)، تشخیص داده اند. امام صدر در محور دوم، از بخش اول گزارش خود به «مظاهر عقب افتادگی مادی شیعیان» و در محور بعد، به مظاهر عقب افتادگی معنوی شیعیان پرداخته اند. بخش دوم گزارش، پیامدها این عقب افتادگی ها در ایجاد «گرایش های منفی در فرزندان شیعیان کشور لبنان» را بررسی کرده است. در بخش سوم، امام صدر به راه حل های خود برای حل این مشکلات، در دو سطح اصول کلی و برنامه ها اشاره کرده و در نهایت، گزارش اجمالی از برخی اقدامات انجام گرفته، ارائه می دهند (صدر، ۱۳۸۳، ص ۳۰۷-۳۱۶).
روایت یاران: چمران
مصطفی چمران، پس از تکمیل تحصیلات خود در آمریکا، به مصر رفته بود تا پایگاهی برای آموزش های چریکی ایجاد تا دانشمندی باشد در میان چریک ها. اما تقدیر این بود که چمران از پایگاهی نظامی در مصر، به مدرسه ای صنعتی در لبنان برود. او در سال ۱۳۵۰، به دعوت امام موسی صدر به لبنان رفت و تبدیل به چریکی در میان فقیران شد؛ حضور عاشقانه او در جنوب لبنان و بر گرد امام موسی صدر تا ۱۳۵۷ که به توصیه امام خمینی در ایران می ماند، به طول انجامید. او هشت سال مسئولیت مدرسه صنعتی جبل عامل را بر عهده داشت. این مدرسه، یکی از مهم ترین نهادهایی است که امام صدر ایجاد کرده بود. بعدها با همت شهید چمران، به پایگاهی مهم در کادرسازی حرکت های آتی لبنان تبدیل شد. با این همه، چمران علاوه بر کنشگری مؤثر، یک گزارشگر ناب از آن سال ها نیز هست و نزدیک به چهارصد صفحه، از دست نوشته های او منبع بی بدیل برای درک وضعیت لبنان و اهمیت و عظمت حرکت امام صدر است.
شهید چمران، علاوه بر هوشی سرشار در علم، دارای سر پر شور در عمل بود. به همین دلیل، پس از پایان تحصیلات، برای تربیت چریک به مصر می رود؛ با نقطه عطفی به نام دعوت امام موسی صدر مواجه می شود. برای پرورش انسان به لبنان می رود. با این همه، چمران در کنار این هوش سرشار و سر پرشور، چشمان نافذی هم دارد. خوب می بیند و خوب منعکس می کند. چمران، بخشی از این خوب دیدن های خود را به صحنه هنر های تجسمی برده و در عکس ها، نقاشی ها و مجسمه هایی از خود به یادگار گذاشته است. بخش مهم تر از نتایج این ویژگی، چمران را می توان در نوشته های خود جست وجو کرد. چمران، اگر چه کنشگری در میدان است، اما به دقتی به مراتب بیشتر از یک نویسنده یا یک روزنامه نگار، شرایط اجتماعی پیرامون خود را دیده و در یادداشت هایی که بیشتر جنبه شخصی داشته، این وقایع را گزارش کرده است. این یادداشت ها، بعدها در کتابی با عنوان لبنان منتشر شده است. روایتی که در ادامه می آید، بخشی از این گزارش است. چمران لبنان را این چنین توصیف می کند:
وضع شیعیان بسیار وخیم و ناراحت کننده بود. آنان شهروندان درجه سوم (بعد از مسیحیان و اهل تسنن) به حساب می آمدند، همه کارهای کم درآمد مانند حمالی و رفتگری به عهده شیعیان بود، مناطق آنان فقیرترین و محروم ترین قسمت های لبنان و سرنوشتشان سیاه ترین سرنوشت ها به شمار می رفت (چمران، ۱۳۶۲، ص ۳۰-۴۰).
این روایت در آنجا اوج می گیرد که چمران نشان می دهد که چگونه در لبنان آن روز به طعنه، حتی انسان بودن شیعیان هم انکار می شده است:
بر اثر کینه توزی ها و تعصب ورزی های ضدشیعه… شیعیان را رافضی و کافر و پست به شمار می آوردند و حتی آنان را حیوان دم دار (متاوله) می نامیدند. بازتاب این تحقیر و نفرت، یک احساس حقارت درونی عمیق در درون جامعه شیعه بود: شیعیان تازه به دوران رسیده نیز عقده حقارت داشته و حتی بعضی با مسیحیان و سنی ها ازدواج می کردند، تا پستی خود را جبران کنند. عده زیادی از آنان از لبنان مهاجرت کرده، یا در کشورهای دیگر بخصوص آفریقا به کار و کاسبی می پرداختند (همان).
استمرار این فقر و طرد اقتصادی اجتماعی در شیعیان لبنان، دلالت های فرهنگی و آموزشی خود را ایجاد کرده بود: «فرهنگ و امکانات رشد نیز برای شیعیان به صفر تقلیل یافته بود و روزگاری حتی یک مدرسه در جنوب لبنان نبود» (همان). در ادامه شهید چمران یک ماجرای مشهور را نقل می کند که به خوبی گویای این بُعد از فقر در جنوب لبنان است. «هنگامی که مردم از احمد اسعد، فئودال بزرگ، [اهل جنوب لبنان و به ظاهر شیعه مذهب]، پدر کامل اسعد رئیس وقت پارلمان لبنان، تقاضای تأسیس مدرسه کردند، گفته بود: وقتی کامل [اسعد] درس می خواند همه شما را کفایت می کند» (همان). در چنین شرایطی، زیرساخت های اقتصادی و درآمد سرانه شیعیان جنوب لبنان تقریباً هیچ است: «در آن زمان یک بیمارستان در جنوب وجود نداشت، راه آسفالت شده و برق نبود و درآمد سرانه شیعه در بعضی نقاط جنوب و بعلبک به حدود لیره در سال می رسید» (همان). در ادامه، چمران توضیح می دهد که چگونه فقر و طرد حادِ حاکم، جامعه شیعیان لبنان را تبدیل به جامعه ای خودخواه و بازیچه و منقاد کرده بود: «محیط فاسد لبنان نیز روح خودخواهی و مادیگری و انانیت را پرورش داده بود و در میان فقر و جهل و ترس و عدم امنیت و عقده حقارت، مردمی بی اراده و پست و آلتی دست فئودال ها و بازیچه احزاب سیاسی و راضی به قضا و قدر و قانع به قوت بخور و نمیر، زندگی می کردند» (همان).
این وضعیت، در ادامه زمینه لازم را برای نفی مذهب و رشد گروه های کمونیستی فراهم آورده بود:
این جوان شیعه بدبخت در لبنان دستش به هیچ جا بند نیست، حکومت او را می کوبد، فئودالیسم او را می کوبد، اسرائیل او را می کوبد، به دنبال کار می رود، کسی به او کار نمی دهد، حتی ارتش او را نمی پذیرد. این جوان شیعه سبب بدبختی خود را جست وجو می کند و دلیل را می یابد؛ دلیل بدبختی او شیعه بودن اوست! بدبخت است؛ زیرا در شناسنامه او عنوان شیعه نوشته شده است. بنابراین، بخواهد یا نخواهد، نسبت به تشیع و شیعه حقد و کینه پیدا می کند، که این اسم مرا بدبخت کرده است و مرا از حیات انداخته است. آنگاه، در چنین اجتماعی که از ظلم و ستم پر شده است، یکباره حزب کمونیست و احزاب مارکسیست دیگر شروع به بذرافشانی می کنند و این جوان آماده و مهیا است که برای جبران حقد و کینه احساس خود، یک زیربنای فلسفی بیابد (همان).
اما مسئله به پذیرش مارکسیسم ختم نمی شود. سطح اصلی تر مسئله، فراتر از پذیرش مارکسیسم در نفی و دشمنی با تشیع، دین و خدا است:
[جوان شیعه لبنان] مارکسیسم را می پذیرد، وارد حزب کمونیست می شود که نه تنها با تشیع، بلکه با خدا و با دین مبارزه می کند. بنابراین، سعی می کند که شیعه بودن و مسلمان بودن و همراه او، خدا و پیغمبر و دین، همه را بکوبد. بدین خاطر، در لبنان می بینید کسانی که به دین حمله می کنند، همین شیعیان بدبخت و محرومی هستند که این عقده ها و حقارت ها سبب شده که دست به دامان کمونیسم بزنند و فرهنگ و دین خودشان را با این شدت سبعانه بکوبند (همان).
در اینجا، سطح دیگری از مشکل خود را نشان می دهد: شیعیان لبنان که در فقر مطلق اقتصادی و فرهنگی به سر می برند، به نحو مطلق، توسط فرهنگ عمومی و قوانین اجتماعی طرد شده و به گروه های چپ گرا گرویده اند. حالا روی در روی هم قرار می گیرند:
حملاتی که از سوی مسیحیان به شیعیان شده، به مراتب کمتر از آن حملاتی است که شیعه های چپ به شیعه های مؤمن روا داشته اند. شیعیانی بودند که بر این عقده درونی و حس حقارت سیطره پیدا کردند و خود را آزاد کردند، ولی عده زیادی در این عقده حقارت باقی ماندند و راه نجات خویش را مبارزه با دین و محمد و علی و این رسالت یافته اند (همان).
در ادامه، چمران گزارش می دهد که چگونه روحانیت شیعه در لبنان که می بایست بخشی از راه حل باشد، بخشی از مشکل شده است:
در این دوران از معنویت و روحانیت و فداکاری در راه رسالت، خبری نبود. روحانیت وسیله ای بود در دست زور. علمای آنجا ابزاری تزویری بودند در دست زر و زور و به آنها کمک می کردند تا این مردم بدبخت را بهتر و بیشتر استثمار کنند. بنابراین، برای جوان شیعه در جنوب لبنان هیچ راه فراری نداشت جز حزب کمونیست و احزاب چپ متطرف که این طرف و آن طرف به وجود آمده بود. این نکته ای است عمیق و مهم که در ایران مطرح نیست و شاید دوستان ایرانی ما متوجه این نکته نباشند، ولی در کشورهای عربی و ترکیه و اندونزی و هند این مسئله اهمیت بسزایی دارد (همان).
درست در چنین وضع ناگواری از فقر، طرد، چپ گرایی، ازهم گسیختگی و نقش معکوس روحانیت، سیدموسی صدر، روحانیِ جوان سی و سه ساله، وارد جنوب لبنان می شود و با دو دهه فعالیت خود، لبنانی جدید می آفریند و دورانی تازه در زندگی شیعیان آغاز می شود.
روایت دیگران: ساواک
برای تکمیل تصویر مورد نیاز، از وضعیت جامعه شیعیان لبنان، پیش از هجرت امام صدر، منبع شایسته دیگر، گزارش ساواک درباره وضع شیعیان لبنان است. در این سند، گزارشگر ساواک که اولویت خدمت اجتماعی در رویکرد امام موسی صدر را مشاهده کرده، نشان می دهد چگونه این مسیر از خدمت اجتماعی آغاز و به کنشگری سیاسی و ایجاد مجلس اعلای شیعیان لبنان منتهی شده است:
سیدموسی صدر که نخست هدف وی خدمت اجتماعی بود، مشاهده نمود که پیروان مذاهب دیگر و بخصوص سنی ها نمی خواهند شیعیان از وضع ضعیف سیاسی کنونی خود بیرون بیایند و بدان جهت از هرگونه کمکی به پیشرفت آنها دریغ می ورزیدند؛ زیرا بیم دارند شیعیان که از نظر تعداد جمعیت بیشتری را تشکیل می دهند و اخیراً افراد تحصیل کرده بیشتری در بین آنها پیدا شده جانشینی سنی ها که اکنون بعد از مارونی ها در دولت مقام دوم دارند گردند و بدین منظور با بهترین حربه، یعنی تفرقه بین زعمای شیعه به مبارزه شیعیان درآمده اند.
از طرف دیگر، چون شیعیان در لبنان برخلاف مارونی ها، سنی ها، دروز و تمام طوایف دیگر «مجلس ملی» دارای مرکز و خانه ای می باشد و در نتیجه رهبر واحد و یا مقام برجسته ای که زعمای آنها وادار به همکاری بکند وجود ندارد. از این نظر سیدموسی فعالیت خود را متوجه تشکیل مجلس ملی برای شیعیان نموده و در سه سال اخیر با مشکلات زیادی مواجه و موفقیت هایی نصیب وی گردیده است.
نخست، زعمای سیاسی شیعیان با سیدموسی مخالفت کردند؛ زیرا در عرف لبنان چنین متداول است که رئیس مجلس و یا خانه هر طایفه را یکی از علمای مذهبی آن طایفه به عهده بگیرد و فی المثل کاردینال معوشی رئیس خانه مارونی ها و شیخ حسن خالد مفتی جمهوری لبنان و شیخ محمد ابوشقرا مفتی دروز، رئیس خانه دروزی هاست و به همین منوال. چنانچه برای شیعیان خانه ملی تشکیل گردد، ریاست آن با یکی از علمای مذهبی خواهد بود و کلیه زعمای سیاسی شیعیان ناچار به خاطر مصالح انتخاباتی خود از وی باید پیروی کنند و بدیهی است این موضوع برای زعمای سیاسی شیعیان که در حال حاضر هر کدام خود را رهبر کل شیعیان می دانند، ناگوار آمد. ولی با استقبالی که تمام طبقات شیعیان از پیشنهاد سیدموسی صدر نمودند، وزرا و نمایندگان شیعه نیز ناچار خود را پشتیبان آن اعلام کردند (موسی صدر، ۱۳۷۹، ج ۱، ص ۸۴ -۸۸).
اصالت تغییر: مروری بر اندیشه های امام صدر
امام موسی صدر، تغییر را «ضرورت» حیاتی و حضاری می دانند (صدر، ۲۰۱۱، ص ۲). وی توضیح می دهد که تغییر در جهان اجتماعی، مستلزم توحید در جهان هستی است. از سوی دیگر، تکامل انسان با تغییر ممکن گردیده، تغییرخواهی انسان از استلزامات استخلاف انسان است. بنابراین، تغییر برای حیات و تمدن انسانی ضرورت دارد (همان). این ضرورت را می توان در دو سطح انسان مردم، به مثابه کا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.