تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تفاوتهای زن و مرد در اسلام، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوتهای زن و مرد در اسلام شامل 76 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوتهای زن و مرد در اسلام:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل تفاوتهای زن و مرد در اسلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تفاوتهای زن و مرد در اسلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تفاوتهای زن و مرد در اسلام را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تفاوتهای زن و مرد در اسلام :

آفرینش انسان

از دیدگاه قرآن، انسان که یکی از جهانیان و عضو شاخص جهان می باشد، به همین منوال بوده و به زیباترین صورت آفریده شده و آنچه که لازمه وجودی او بوده است خدای متعال به او داده و ارزانی داشته است: «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم» (۱) (در حقیقت ما انسان را در نیکوترین شکل آفریده ایم).

خدای متعال انسان را چه زن و چه مرد به زیباترین و بهترین صورت به تصویر کشیده است و نقصی در آفرینش آنها نیست. «و صوّرکم فأحسن صورکم» (۲)بنابراین صحبت از تساوی و تفاوت زن و مرد، صحبتی است نا آگاهانه و مقایسه این دو حاکی از عدم درک صحیح از جهان آفرینش و نظام خلقت است که آنچه را که خدای جمیل آفریده است، زیبائی است و جمال، و تساوی تفاوت لازمه آفرینش آنها و هر دو زیبا هستند.

زیبائی و تکامل به تفاوتها بستگی دارد:

شکوفه، گل و شاخه را در نظر بگیرید. شاخه جمسی نسبتا خشن و ستبر دارد ولی گل و شکوفه از ظرافت و نرمش ویژه ای برخوردار است. زیبائی، خود آرائی و خودنمائی گل چشمگیر و استحکام و توانمندی شاخه غیر قابل انکار است، اگر شاخه چنین نباشد، گل پشتوانه محکوم و جایگاه مستحکمی برای خودنمائی نخواهد داشت و اگر گل چنان نمی بود، شاخه قادر به ابراز وجود و امید به آینده و میوه و ثمر نداشت، گل نشانگر زندگی و حیات درخت و شاخه است و شاخه و درخت پشتیبان و نگهدارنده گل.

در اینجا صحبت از تساوی یا تفاوت بی معنی است و اینکه بکوشیم شاخه و گل را مساوی معرفی کنیم، غیر علاقلانه است؛ زیبائی شاخه و گل و همین است که هستند و نظام خلقت به بهترین وجه آنها را تنظیم نموده است.

اصولا همیشه مساوات، مساوی با حق و عدل نیست و تفاوت نیز همواره ظلم و ستم نمی باشد. در اینجا اگر شاخه و گل یکسان و مساوی بودند، خلاف عدالت بود و اگر تفاوت نداشتند بی عدالتی می بود.

نظام حکیمانه طبیعت برای گیاهان کوهستان، کرکهای خاص و ضخامت ویژه ای را قرار داده است تا بتواند از کمی آب و باران استفاده نموده با زندگی سخت و خشن کوهستان بسازند ولی مقابل نور خورشید و باد و طوفان کم مقاومت هستند، اکنون اگر بخواهیم طبق قانون مساوات بگوئیم چرا گیاهان لب جوی بیش از گیاهان کوه از آب برخوردار شوند، ما اینها را نیز به کوهستان ببریم و در کنار گیاهان کوه بنشانیم تا مساوات اجرا گردد یا برعکس، سخنی است غیر عادلانه و غیر عاقلانه و اینجا مساوات نشانگر عدالت و حق نیست، بلکه قطعا ظلم و تجاوز به آنها خواهد بود.

پیرامون زن و مرد، در نظام خلقت نیز چنین است. اصرار ورزیدن که اینان را مساوی مساوی یا متفاوت بدانیم، کاری است بر خلاف طبیعت قدم براشتن، و اگر یک صورت آن را درست و به صلاح زن و دیگر را نادرست و به زیان او تلقی کنیم، از روی غرور و جهالت سخن گفتن است.

بی تردید، زن و مرد، در بسیاری از جهات مانند جنبه های وجودی و حیات تدبیر امور و شئون زندگی و آنچه که عامل قوام حیات انسانی است مساویند و هیچگونه تفاوتی ندارند و قرآن مجید می فرماید: «. . . انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر أو انثی، بعضکم من بعض» ‍(۳)(من کار و عمل هیچ کار کننده و عاملی از شما چه زن و چه مرد را ضایع نمی سازم که برخی از شما از برخی دیگر هستند (تفاوتی در سنخ وجود ندارید. )

و خطاب به انسان می فرماید: «الذی خلقک فسوّیک فعدلک» (۴)(خدائی که تو را آفرید و به بهترین وجه کمال بیار است و معتدل و موزونت ساخت.

این خطاب به نوع انسان است و در نوع انسان بودن هم در فرهنگ قرآن، زن و مرد یکی هستند و این آفرینش و خلقت هر دو را، آفرینشی زیبا و موزون و معتدل معرفی کرده است.

زن و مرد یکسان نیستند

فرهنگهای مادی که استعمار نیز همراه مبلغ آن بوده و هست بر اثر دفاعهای غیر منطقی و خلاف طبیعت، کار را به جائی رساندند که گاهی زن آرزو کرد مرد باشد و گاهی مرد خویشتن را به شکل زن در آورد، یا گاهی مردها گفتند خدا را شکر که زن نیستیم و. . . .

این سخن بدان می ماند که در مثال بالا، شکوفه ها و گلها آرزو کنند که کاش شاخه می بودند و یا شاخه به زیبائی گل حسرت می خورد و آرزو داشت که همچون او ظرافت و زیبا می بود.

و یا به نوعی دیگر، شاخه غرورآمیز، ستبری و خشونت خود را به رخ گل می کشید و گل به درشتی او می خندید و لطافت خود را به نمایش ‍می گذاشت که هیچ کدام چنین نکرده و نمی کنند، این انسان مغرور است که هرگاه از مسیر حق خارج شده، از همه موجودات پست تر می گردد تا آنجا که بر خلاف آفرینش و طبیعت سخن می گوید و با دید محدود خود به هر حقی تجاوز می نماید. زن و مرد از جهات بسیاری مساوی اند، اما مانند هم نیستند و در بسیاری از امور، تفاوتهای فراوانی دارند و این تساوی و تفاوت، زمینه اختصاص حقوق ویژه ای را برای هر کدام فراهم می کند.

قرآن مجید می فرماید: «ولا تتمنّوا ما فضّل الله به بعضکم علی بعضی للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن واسئلوا الله من فضله ان الله کان بکلّ شیء علیما» (۵)

(و آنچه را که خدا بواسطه آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری و فضیلت داده است، آرزو مکنید (که) برای مردان نصیب و بهره از چیزی است که خود کوشیده و به دست آورده اند و برای زنان نصیب و بهره از آن است که خود با سعی و کوشش به دست آورده اند).

یعنی اقتضای وجودی هر کدام از زن و مرد، در نظام حکیمانه آفرینش و خلقت نوعی خاص و دارای ویژگیهائی است و ساختمان وجودی هر کدام عملکرد وظیفه، مسئولیت و زیبائی خاص را قضا می کند تا هر دو جای خویشتن را در واحد جهان به نحو احسن پر کنند و (نظام احسن) جهان عرضه و ارائه شود.

بدیهی است که زن و مرد از جهات بسیاری مساوی اند، اما مانند هم نیستند و در بسیاری از امور، تفاوتهای فراوانی دارند و این تساوی و تفاوت، زمینه اختصاص حقوق ویژه ای را برای هر کدام فراهم می کند و هر کدام وظیفه ای متناسب با شرایط وجودی و ساختمان جسمی و خصایص روحی خود را دارا خواهند بود.

تفاوتهای زیبا و متناسب

از آنجا که بحث پیرامون برخی از تکالیف، وظایف و مسئولیتها و حقوق زن و مرد، بستگی به این دارد که چگونگی تساوی و تفاوتهای آنها را بدون افراط و تفریط در نگرش و با واقع بینی، در نظر بگیریم، و ساختمان وجودی آنان را آنطور که هست بشناسیم. به همین جهت به برخی از ظرافتهای طبیعی و ریزه کاریهای آفرینش اشاره می کنیم.

تفاوتهای جسمی

به همان تناسب و زیبائی تفاوت در برگ گل و شاخه درخت، اندام و پیکره زن و مرد با یکدیگر تفاوت بسیاری دارند:

۱- مردها به طور نسبی، معمولا بلندقدتر و زنان کوتاه ترند.

۲- رشد عضلانی مرد بیشتر از زنان است و طبعا مردها دارای عضلاتی نیرومند و برجسته هستند و در این مورد نیز، زنان از ظرافت، لطافت و نرمش خاصی برخوردارند.

۳- جسم و اندم مرد، دارای خشونت ویژه ای است که از سر و رویش مشخص است و آفرینش در رویش مو، در صورت مرد و درشتی عضلات، به خوبی این حقیقت را ارائه داده است، در صورتی که زن چنین نیست و همان ظرافت و لطافت مخصوصی به خود را دارا می باشد.

۴- صدای مرد متناسب خود، کلفت و خشن و از زن نازک و ظریف می باشد.

۵- در آغاز، رشد بدنی زن سریعتر از مرد است و دختران از پسران، زودتر رشد می کنند.

۶- بدن مردان دارای توان و نیروی بیشتر از بدن زنها است.

۷- زنان در برابر بسیاری از بیماریها و مصائب، از مردان مقاوم ترند.

۸- زن زودتر از مرد به بلوغ می رسد و از جهت تولید مثل نیز زودتر از مرد از کار می افتد.

۹- دختران، معمولا زودتر از پسران به سخن می آیند.

۱۰- مغز متوسط مرد از مغز متوسط زن بزرگتر است.

۱۱- قدرت تنفس در ریه مردها بیش از ریه زنها است.

۱۲- سرعت ضربان و تپش قلب در زنها زیادتر از مردها است.

اینها مختصری از تفاوتهای جسمی زن و مرد بود، اکنون بیندیشیم که آیا این تساویها و تفاوتها را می توان دلیل خوبی یا بدی کسی دانست؟ و اگر این تفاوتها نبود، زیبائی معنی داشت؟ بلکه همه این زیبائیها نشانگر آن است که آفرینش جهان، با تدبیر، حکمت، نظم، عقل و اراده خلل ناپذیری انجام گرفته و لازمه وجودی و تکامل هر چیز را به آن عطا کرده است و بالاخره همه اینها زیبائی و زیبائی است و زن باید چنین باشد که هست.

تفاوتهای روانی

تفاوتها، رمز نازها و نیازها هستند. این تفاوتهای زیبا است که نتایجی زیبا به بار می آورد و عامل جذبه ها، کشش ها و کوشش ها می گردد. اگر تفاوت های متناسب میان زن و مرد نبود، تنوع و جذب و انجذاب در زندگی این دو مفهومی نداشت و به یک زندگی سرد و بی روح مبدل می گشت.

ویژگیها و تفاوتهای این این دو موجب گشته است که هر دو مطلوب و طالب و معشوق و عاشق یکدیگر باشند و هر کدام به شیوه مخصوص به خود، در مقام جذب دیگری و آرامش جوئی از او برآیند. برای هر محققی مسلم است که این جذب و انجذاب تنها از طریق غریزه جنسی و اقناع آن نیست، که بالاتر از آن و با شکوه تر از آن می باشد.

۱- مرد، پناهگاه است و زن آرامش بخش

زن و مرد از تفاوتهای لطیف و زیبای روحی برخوردارند که اگر اینها نبودند این دو موجود نمی توانستند کامل گردند زیرا آنان مکمل یکدیگرند و هر کدام بدون دیگری ناقص است.

زن علاوه بر ویژگیهای خود و علاوه بر غرائز گوناگون، آرزو دارد که در پناه مردی قرار گیرد و آن مرد هم مخصوص به او باشد. به همین جهت از هنر دلبری برخوردار است و در صدد صید قلب مرد برمی آید و اگر دارای این خصیصه روحی و هنر نبود نمی توانست دل مرد را شکار کند و تسخیر نماید، این خصیصه یک ویژگی زنانه است و از او زیبا.

مرد علاوه بر غرائز مختلف، دوست می دارد که قهرمان باشد و او را به این جهت بپذیرند، و نیز مرد در طوفان های زندگی، به آرامش دل و نیروئی که او را راحتی جان ببخشد، نیازمند است که این هر دو نیاز، به وسیله زن، رفع می گردد و آفرینش با حکمت و تدبیر، همه این تفاوت ها نبود و اگر مرد حالت زنانه داشت، نمی توانست قهرمان زندگی زن باشد و اگر زن همچون مردان بود هرگز قادر به تسخیر دل مرد نمی گشت.

این جهت را قرآن مجید تصریح کرده و می فرماید: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودّه و رحمه» (۶)(. . . و از آیات و نشانه های او این است که برای شما از نفس و جان خودتان زوج آفریده است تا آرامش دل بجوئید و در میان شما مودت و رحمت قرار داده است. )

این مودت و رحمت، همان حالت روحی است که زن و مرد، نسبت به یکدیگر دارند و بدیهی است که غیر از غریزه استخدام و غریزه جنسی و سایر غرائز می باشد، تا آنجا که در مقابل هم و برای هم ایثار و فداکاری می کنند و حتی برای حفظ هم دفاع از یکدیگر از همه منافع شخصی گذشته، از جان نیز می گذرند.

همه احساسات و عواطفی که زنی را به مرد می پیوندد از دواعی جسمی بر نمی خیزد، بلکه از غرایز انقیاد و تسلیم (تحت حمایت مرد قرار گرفتن ) سر می زند و این غرایز برای انطباق با اوضاع به وجود آمده است.

ویل دورانت می گوید: طبیعب زن بیشتر پناه جوئی است.

خانم کلیودالسون می گوید: به عنوان یک زن روانشناس، بزرگترین علاقه ام روحیه مردها است، چندی بیش به من مأموریت داده شد که تحقیقاتی درباره روانی زن و مرد به عمل آورم و به این نتیجه رسیده ام که:

۱- تمام زن ها علاقمندند که تحت نظر شخصی دیگری کار کنند و به طور خلاصه از مرئوس بودن و تحت نظر رئیس کار کردن، بیشتر خوششان می آید.

۲- تمام زنها می خواهند احساس کنند که وجودشان مؤ ثر و مورد نیاز است.

۲- دلیری و دلبری

همچنانکه این مصرع معروف، یکی از مثل های رایج و زیبا گشته و یک حقیقت قطعی را بیان می دارد که: «از شیر حمله خوش بود و از غزال رم»، تفاوت زیبا میان زن و مرد نیز به همین گونه است، زن دارای هنر دلبری و مرد واجد خاصیت دلیری است و هردو ویژگی، از هر دو زیبا و پسندیده است و به گفته ویل دورانت: دلیری و توانائی، دلهای نرم را به تپش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *