تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه حکومت جهانی در سیر تاریخی انبیاء، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه حکومت جهانی در سیر تاریخی انبیاء شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه حکومت جهانی در سیر تاریخی انبیاء در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل جایگاه حکومت جهانی در سیر تاریخی انبیاء با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه حکومت جهانی در سیر تاریخی انبیاء نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه حکومت جهانی در سیر تاریخی انبیاء هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل جایگاه حکومت جهانی در سیر تاریخی انبیاء اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه حکومت جهانی در سیر تاریخی انبیاء :

مقدمه

خداوند متعال فلسفه آفرینش را عبودیت بیان فرموده است «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» [الذاریات/۵۶]. و بر این عبودت از همگان عهد و پیمان گرفته است: «الم اعهد الیکم یا بنی آدم… و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم» [یس: ۶۱ ـ ۶۰]. و این عبودت است که همان راه درست و استوار می باشد. «هذا صراط مستقیم. روش و آیین استوار آن است که غیر از ولایت و حکومت خداوند را برنتابی و به غیر از عبودیت الهی روی نیاوری: «ان الحکم الاّ الله و امر الاّ تعبدوا اِلاّ ایّاه ذلک الدین القیّم» [یوسف/۴۰].

آن چه که عبودیت را محقق می سازد تنها و تنها ولایت محمد و آل محمد علیهم السلام می باشد. هم چنان که امام باقر علیه السلام فرموده اند:بنا عبدالله و بنا عرف الله. [کافی ۱/۱۴۵ ح ۱۰]

از همین روست که خداوند از تمامی مخلوقاتش و از انبیاء بر ولایت محمد و آل محمد عهد و میثاق می گیرد و قوام نبوّت انبیاء بر آن استوار می گردد و برای اقامه ولایت و حاکمیت آن خاندان، عهد و میثاق گرفته می شود. و بر همین محور اساس نبوتشان شکل یافته و جهت گیری می گردد و حرکت تمامی انبیاء ادامه می یابد؛ تا زمینه های تحقق ولایت و حکومت جهانی در «میثاق الله» و «وعد الله» تجلّی بیابد: «السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه و وکّده السلام علیک یا وعدالله الذی ضمنه» [آل یاسین، مفاتیح]. و این همان طرح جامع خالق هستی است که با اخذ و گرفتن سه عهد و پیمان از تمام مخلوقاتش به نمایش گذارده می شود: ۱. عهد و پیمان بر ربوبیت ۲. عهد و پیمان بر عبودیت. ۳. عهد و پیمان بر ولایت محمد و آل محمد علیهم السلام و او تنها راه تحقق عبودیتش را در پذیرش و تحقق ولایت و حکومت محمد و آل محمد قرارداده است.

انبیاء در جهت گیری تاریخی خود برآنند که گامی چند در راستای راه اندازی جامعه عبودیت محور و صالح محور بردارند و زمینه های تحقق آن را فراهم سازند. زیرا در زبور بعد از ذکر و تورات بر ایشان نوشته اند که «اَنّ الارض یرثها عبادی الصالحون»؛ وراثت بر زمین و حکومت جهانی در گرو شکل گیری «عبادی الصالحون» می باشد و این همان جهت گیری تاریخی انبیاء و برنامه ریزی ایشان است جهت فراهم سازی زمینه های حکومت جهانی.

ولایت و عهد و پیمان بر آن هدف خلقت و بعثت

از روایات چنین برمی آید که خلقت و بعثت هدفی منحصر داشته است که همان ولایت محمد و آل محمد است و اخذ عهد بر آن می باشد. «اِنّ وَلایهَ محمد [و آل محمد] هی الغرضُ الأقصی و المرادُ الأفضَلُ، ما خَلَقَ اللهُ احداً مِن خَلقِهِ وَ لا بَعَثَ اَحَداً مِن رُسُلِهِ الّا لِیَدعُوهم إلی ولایه محمد و علی و خلفائه و یاخذ به علیهم العهد لیقیموا علیه و لیعمل به سائر عوام الامم. [تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام ذیل آیه ۸۷ بقره] ولایت محمد و آل محمد هدف نهایی و برترین مقصود الهی از آفرینش است و کسی را نیافریده و پیامبری را مبعوث ننموده مگر برای اینکه آنان را به ولایت آن بزرگواران دعوت نموده و از آنان پیمان بگیرد که خود بر عهد، پایداری نموده و همه توده امت ها و عامه مردم بدان پایبند باشند و عمل کنند. یا اینکه رسل مردم را به آن برانگیزند. در بعضی از نسخه ها آمده: لیعلموا به سائر عوام الأمم؛ و آن را به عامه مردم [که با ولایت آشنا نیستند]، تعلیم دهند.

البته شاید جمله «و یأخذ به علیهم العهد…» را به گونه دیگر معنا کنیم؛ و ضمیر علیهم را به رسل برگردانیم. در این صورت خداوند خلق و رسل را به ولایت دعوت کرده است و به این دعوت از رسل عهد گرفته است تا اینکه این عهد بر ولایت را اقامه کنند و همه توده امت ها بر آن عهد عمل کنند.

بنابراین ولایت محمد و آل محمد علیهم السلام و اخذ عهد بر آن هدف خلقت و بعثت انبیاء می باشد. و از قبیل این روایات در منابع ما فراوان است که از جمله حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که می فرماید: یا علی لو لا نحن ماخلق الله آدم ولا حوّاء، و لا الجنه و لا النار و لا السّماءَ و لا الارض؛ [کمال الدین، ج ۱، بب ۲۳، ح ۴] یا علی اگر ما نبودیم خداوند آدم و حوا و بهشت و جهنم و آسمان و زمین را نمی آفرید. بر اساس حدیث امام حسن عسکری علیه السلام تمامی مخلوق و رسل دعوت به ولایت محمد و آل محمد علیهم السلام شده اند و از رسولان عهد بر ولایت گرفته اند؛ تا عهد بر ولایت را اقامه کنند و همه توده مردم هم به آن عمل کنند و پای بند باشند و اگر نسخه «لیعلّموا به سائر عوام الامم» درست باشد؛ این گونه می شود: خداوند از رسولان عهد بر ولایت گرفته است تا آنان عهد بر ولایت را اقامه کنند و به همه توده امت ها هم آن را تعلیم و آموزش بدهند. با توجه به این که واژه سایر به معنای همه و بقیه می باشد در اینجا بهتر آن است به معنای همه گرفته شود.

در این صورت چه بسا بدین معنا باشد که رسولان نه تنها باید فرهنگ عهد بر ولایت را اقامه کنند و در میان امت خویش به یک گفتمان مسلط و فرهنگ جاری، درآورند بلکه برای امّت های آینده هم زمینه های درک و فهم و آموزش آن را فراهم سازند.

جایگاه ولایت در بینش سیاسی شیعه

روشن می شود که خداوند متعال خلقت و آفرینش را به پا کرده است هدفمند، و در همین راستا جهت تبیین و پیشبرد هدفش انبیاء را مبعوث کرده و برانگیخته است؛ که در واقع همان دعوت به ولایت محمد و آل محمد علیهم السلام و اخذ عهد بر آن می باشد. زیرا ولایت و حاکمیت ایشان همان ولایت و حاکمیت خداوند متعال است. امام باقر علیه السلام می فرماید:ولاتینا ولایت الله التی لم یبعث نبیاً قطّ الاّ بها؛ [الامالی مفید: ۱۴۲ ح ۹]ولایت و حاکمیت ما همان ولایت و حاکمیت خداوند است که پیامبری را هرگز مبعوث نکرد مگر با ولایت ما.

این ولایت از جایگاه ویژه ای برخوردار است تا آن جا که در حدیث معراج پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این گونه انبیاء را خطاب کرده و می پرسند: «علی ما بعثتم؟ فقالوا علی نبوّتک و ولایه علی بن أبی طالبٍ و الائمه منکما» بر چه پایه و اساسی شما مبعوث شده اید؟ انبیاء در جواب می گویند: برپایه و اساس نبوّت تو و ولایت علی بن ابی طالب و امامان از فرزندان شما مبعوث شده ایم. [کنز الفوائد، ج ۲، ص: ۱۳۹].

باید تحلیل روشنی به دست آورد که این ولایت و حاکمیت به چه معنا است و از چه جایگاهی برخوردار می باشد که در منابع ما از آن گسترده سخن به میان آورده است.

امامت و ولایت طرح سیاسی و نگرش سیاسی را تبیین می کند که نسبت به انسان و جهان و استمرار و ارتباط این ها نظری بنیادی دارد و آدمی را در این اندازه ی حقیر و محدود نمی گذارد و برای هفتاد سال نمی شمارد. آن چه طرح بینش سیاسی شیعی را مشخص می سازد، همان قدر، استمرار و ارتباط انسان با خویش با اشیاء و جهان و با افراد جامعه است. و همان نارسایی و ناتمامی غریزه و تجربه و علم و عقل و عرفان است. [ر. ک: وارثان عاشورا] در نگاه شیعی امامت و ولایت از ویژگی ها و خصوصیت های حق ولایت برخوردار می باشد. «لهم خصائص حق الولایه» [نهج البلاغه] که همان آگاهی به تمامی قدر و اندازه ها، استمرار و روابط انسان می باشد. و آزادی از تمامی کشش ها و جاذبه است و ترکیب آگاهی و آزادی، همان عصمتی است که در فرهنگ سیاسی شیعه مطرح است و عصمت ملاک انتخاب حاکمی است که مردم به آن راه ندارند. چون نه از دل ها آگاهند و نه بر فردا مسلط هستند. ویژگی سوم امامت که برای او حق ولایت را می آورد؛ عشق و محبت به انسان ها است. امام معصوم عاشق انسان هاست و هدایت و فرقان را برای آن ها می خواهد. عشق امام غریزی و عاطفی نیست بلکه ریشه در رحمت الهی دارد و از رحمت واسعه الهی ناشی شده است. خصوصیات و ویژگی های: ۱. آگاهی ۲. آزادی ۳. عشق به انسان ها، حق ولایت و اولویت و سزاواری و سرپرستی را برای ایشان به ارمغان می آورد. [ر.ک. شبهات حکومت دینی، صفایی ـ علی]

در نگاه و بینش سیاسی شیعه از دو راه به ضرورت حجت و امامت و حاکمیت ولایت معصوم دست می یابیم:

۱.هدف حکومت ۲. قلمرو حکومت.

الف) هدف حکومت

حکومت هایی که می خواهند پاسدار امنیت باشند و پرستار رفاه و آزادی و خدمات باشند، می توانند با شورا و انتخاب ملت مشخص شوند. اما حکومت هایی که می خواهند به انسان بیاموزند که چگونه با حواس، با احساس، با فکر و عقل و قلب و وهم و خیال خود برخورد کند و می خواهند به او هدایت و فرقان و میزان ببخشند، و او را برای تمامی رابطه های محتمل و یا مظنون و یا متیقن، آماده سازند، باید به آگاهی و آزادی رسیده باشند. آگاهی از تمام اندازه ها و اقدار و از راه و استمرار آن و از روابط پیچیده انسان و آزادی از تمامی کشش ها و جاذبه ها.

ب) قلمرو حکومت

قلمرو حکومت در بینش سیاسی شیعه فراتر از خانه، جامعه و هفتاد سال دنیا می باشد. بنابراین حاکمی می خواهد که بر این مجموعه آگاه و مسلط باشد.

با این نگاه اگر به قدر و استمرار و ارتباط انسان توجه نشود و اگر به اهداف حکومت ها و قلمرو حکومت ها ملاحظه نگردد، می توان به همین حکومت متداول دلخوش بود. مادام که تلقی مردم به قدر، استمرار و ارتباط انسان دگرگون نشود تحمّل حکومت الهی و علوی را نخواهند داشت. چون هدف امنیّت، رفاه و آزادی و قلمرو محدود هفتاد سال دنیا به این ولایت صعب و مستصعب و سخت و سختی آفرین نیاز ندارد: «انّ امرنا صعب مستصعب لا یحتمله الا ملک مقرب او نبی مرسل او مؤمن امتحن الله قلبه للایمان»، تحمّل امر و حکومت معصوم، به شهود تمام و یا دل عاشق و مبتلا و ساخته شده نیاز دارد. [ر.ک. وارثان عاشورا، صفایی ـ علی]خداوند مردم را خلق کرده است تا آنان را به ولایت و حاکمیت پاکان هستی دعوت کند و مردم خواسته است که این افق را چشم انداز خویش قرار دهند و به این سمت و سو جهت گیری و برنامه ریزی نمایند و زمینه های تحمل آن را فراهم سازند. این یک دعوت و فراخوان خالق هستی است از همه مردم و مخلوق خود.

از طرف دیگر خداوند رسولان را مبعوث کرده تا آن ها را به ولایت و حاکمیت محمد و آل محمد دعوت کند و از آنان خواسته است که این افق را چشم انداز خویش قرار دهند و بدان سو جهت گیری و برنامه ریزی نمایند. و در پرتو دعوتش از انبیاء عهد و پیمان گرفته است که فرهنگ عهد بر ولایت را اقام کنند و مردم و امت ها را برای پذیرش این افق از ولایت و حاکمیّت آماده سازند.

بلندای قامت ولایت و امامت فراتر از اهداف متداول حکومت است و هم چنان فراتر از قلمرو هفتاد سال دنیا می باشد و تمامی نسل ها و عوالم را شامل می گردد. این چنین حکومتی سخت و سختی آفرین است و باید در سیر تاریخی و حرکت تاریخی توسط انبیاء امت ها را با این افق و تراز حکومت تعلیم و آموزش دهند و زمینه های تحمل آن را فراهم سازند و مردم پس از گذار تاریخی از امتحان و با عبور از گردنه های تمحیص، تمییز و غربال به قلوب ممتحن و دل های عاشق برسند و از توان تحمل پایه های حکومت جهانی حجت خدا برخوردار شوند و در سایه تحقق چنین حکومت جهانی است که عبودیت الهی شکل می یابد.

گستره مفهومی دین و نسبت آن با ولایت

شَرَع لکم من الدّین ما وصّی به نوحاً و الذی اوحینا الیک و ما وصیناً به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الدّین و لا تتفرقوا فیه. [شوری: ۱۳]آئینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود و آن چه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش نمودیم که دین را بر پا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید.

از این که خداوند فرموده «شرع لکم من الدین… » روشن می شود که یک هماهنگی خاصی در تمامی شرایع آسمانی حاکم است. این هماهنگی در توحید و اصول اعتقادات محدود نمی شود. بلکه در مجموعه دین الهی این هماهنگی وجود دارد به گونه ای است که پیامبران مردم را به آن دین آسمانی دعوت می نمودند که در اساس و ریشه هیچ تفاوتی در میانشان وجود نداشت و اصول کلی عقاید و قوانین و وظایف موجود در دعوتشان یکسان بود. در این آیه به عنوان یک دستور کلی به همه پیامبران اولوالعزم فرموده است: «ان اقیموا الدین و لا تتفرقوا فیه»؛ به همه آنها توصیه کردیم که، دین را بر پا دارید، و در آن تفرقه ایجاد نکنید.

آیه به دو امر اساسی سفارش کرده: ۱. اقامه دین ۲. پرهیز از تفرقه.

علی بن ابراهیم روایتی را از امام صادق علیه السلام در ذیل این آیه این گونه آورده است: مخاطب در جمله «أن اقیموا الدین» امام است، و جمله لا تتفرّفوا فیه» کنایه از امیرمؤمنان علی علیه السلام است. بنابراین معلوم می شود که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام از ارکان دین در نزد انبیاء اولوالعزم بوده است و آنان همگی مأموریت داشته اند که ولایت حضرت را اقامه کنند. علی بن ابراهیم حدثنی ابی عن علی بن مهزیار عن بعض اصحابنا عن ابی عبدالله علیه السلام فی قول الله تعالی «أن اقیموا الدین» قال: الامام. «و لا تتفرّقوا فیه» کنایه عن امیرالمؤمنین علیه السلام. ثمّ قال: «کبرُ علی المشرکین ما تدعوهم الیه» من ولایه علی علیه السلام. «الله یجتبی الیه من یشاء» کنایه علی علیه السلام. [تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۵۶۷. تفسیر برهان، ج ۸، ص ۱۲۵] بر اساس روایات، انبیاء نه تنها خاندان عصمت و طهارت را می شناختند بلکه موظف و مکلّف به اقامه دین و ولایت آنان بودند. هم چنان که این معنا را امام صادق به خوبی بیان فرمودند: عن زیدٍ الشّحّام قال: «سألتُ أباعبدالله علیه السلام هل کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یعرف الأئمه علیهم السلام: قال: قد کان نوح یعرفهم، الشاهد علی ذلک قول الله عزوجل «شَرَعَ لکم من الدّین ما وصّی به نوحاً والذّی اَوحینا الیک و ما وصیّنا به ابراهیم و موسی و عیسی». قال: شرع لکم من الدّین یا معشر الشیعه ما وصّی به نوحاً». [البرهان، ج ۴، ص ۸۱۱] زید شحّام گوید: از امام جعفر صادق علیه السلام پرسیدم آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم امامان علیهم السلام را می شناخت؟ فرمود: نوح علیه السلام آنان را می شناخت، گواهش، فرمایش خدای عزّوجلّ است که: «خداوند دینی را برای شما تشریع کرده که نوح را بدان سفارش فرموده و به تو نیز همان را وحی کردیم و ابراهیم و موسی و عیسی را نیز بدان سفارش کردیم». آن حضرت اضافه فرمود: برای شما ای گروه شیعه دینی تشریع کرده که آن را به نوح سفارش نموده است.

باید توجه داشت که دین روش و سلوک درست و صحیح می باشد. و تحقق تام دین و روش صحیح به وسیله ولایت و تحمل آن شکل می گیرد و اقامه دین و تحقق روش صحیح تنها از طریق ولایت و حاکمیت حجت الهی جریان می یابد. چون تنها ولی خداست که اگاه به تمام راه و آزاد از همه کشش ها و عاشق انسان ها می باشد. و از همین جهت است که حق ولایت و اولویت و سزاواری بر ما می یابد. و از همین جهت است به امام معصوم عرضه می داریم: السلام علیک یا دین المأثور…براساس آیات و روایات هدف از آفرینش عبودیّت می باشد در ( ما خلقت الجنّ و الانس الا لیعبدون ). امّا آن چه بسیار مهم می باشد این است که این عبودیت در فرد، جامعه و تاریخ چگونه شکل می گیرد و انبیاء که پیوسته از عبودیت الهی داد سخن می گفتند چگونه به این مهم دست یافتند و پرداختند. از آیات به دست می آید تنها از طریق عبودیت خداوند است که می توان تحت ولایت و حاکمیّت الهی قرار گرفت و به بیان دیگر پذیرش ولایت و حاکمیت الهی به عبودیت الهی می انجامد و این همان دین قیّم و راه و روش و آیین درست و استوار می باشد. «ان الحکم الا لله اَمَرَ ألاّ تعبدوا الاّ ایّاه ذلک الدین القیّم»روش و آیین استوار آن است که غیر از ولایت و حکومت خداوند را برنتابی و به غیر از عبودیت الهی رو نکنی. اما سخن آن است که چگونه می توان به عبودیت الهی رهنمون شد و به این روش و دین و آیین دست یافت. در روایات ما آمده است که: «ربنا عبدالله» تنها از طریق ما است که می توان به عبودیت الهی راه یافت. [الکافی ۱/۱۴۵ ح ۱]. بنابراین «أن اقیموا الدین» و… حکایت از همان روش و آیین استوار و راه دستیابی به عبودیت می کند. و تنها این آیین و روش که اساس آن امام و ولایت است می تواند انسان را در مسیر درست و استوار و عبودیت قرار بدهد، هم چنان که خداوند همین آیین و روش را برای انبیاء اولوالعزم تشریع کرده است و عبودیت که فلسفه آفرینش است و انبیاء برای تحقق آن در تلاش بوده اند، از همین آیین و روش استوار که اقامه ولایت باشد اقدام کرده اند. یعنی حرکت تاریخی انبیاء در جهت تحقق ولایت و حاکمیت محمد و آل محمد و تنها راه تحقق عبودیت بوده است.

اقامه تورات و انجیل و اقامه ولایت

عن محمّد بن مسلم، عن أبی جعفر علیه السلام: فی قولِ اللهِ تبارک و تعالی: «ولو أنَّهم أقاموا التواره و الانجیل و ما انزل الیهم من ربهم» قال: الولایه؛ [مائده/۶۶، الکافی ۱/۴۱۳ ح ۶؛ تفسیر العیاشی ۱/۳۳۰ ح ۱۴۹؛ تاویل الآیات ۱/۱۶۰؛ بحار ۲۴/۳۸۷ ح ۱۱۰؛ تفسیر نورالثقلین ۱/۶۵۰ ح ۲۸۵]محمد بن مسلم می گوید: امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه شریفه: «و اگر آنان، تورات و انجیل و آن چه را از سوی پروردگارشان بر آن ها نازل شده برپا دارند»، فرمود: [آن چه نازل شده] ولایت است. عن حُمرانٍ، عن ابی جعفر علیه السلام: فی قول الله تعالی: «یا اهل الکتاب لستم علی شیءٍ حتی تقیموا التوراه و الأنجیل و ما انزل الیکم من ربکم و لیزیدن کثیراً منهم ما انزل الیک من ربک طغیاناً و کفرا»، قال: هی ولایه امیرالمؤمنین؛ [مائده/۶۸ ـ بحار بحار۳۶/۹۵ ح ۳۰]حُمران بن اعین گوید: امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه شریفه «ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر این که تورات و انجیل و آن چه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آن چه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیداری آن ها نمی گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آن ها می افزاید»، فرمود: آن [که بر آن ها نازل شده است]، ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است. قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: ما قبض الله بنیّاً حتی امره أن یوصی إلی عشیرته من عصبته و أمرنی أن اُصی. فقلت: إلی من یا ربّ؟ فقال: أوص یا محمد إلی ابن عمّک علیّ بن أبی طالب فأنیّ قد أثبته فی الکتب السالفه، و کتبت فیها أنّه وصیّک، و علی ذلک أخذت میثاق الخلائق و مواثیق أنبیائی و رسلی، أخذت مواثیقهم لی بالربوبیّه، و لک یا محمد بالنبّوه، و لعلیّ بن أبی طالب بالولایه؛ [بحارالانوار: ج ۲۶، ص: ۲۷۲، ح ۱۱، به نقل از امالی طوسی: ۶۳ و ۶۴]رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: خداوند هیچ پیامبری را قبض روح نکرد مگر این که به او امر کرد تا به قومش نسبت به یکی از بستگانش وصیّت کند. و خداوند مرا نیز امر کرد که وصیت کنم. پس گفتم پروردگارا به چه کسی وصیت کنم؟ پروردگار فرمود: ای محمد به پسرعمویمت علی بن ابی طالب وصیّت کن، که همانا نام او را در کتب پیشین ثبت کرده و آورده ام. و در کتاب های پیشین این گونه نوشته ام که او وصیّ تو می باشد. و بر همین وصیّت از همه خلایق و پیامبرانم و رسولانم عهد و میثاق گرفتم. از ایشان عهد و پیمانی بر ربوبیّت خود و بر نبوّت تو ای محمد و بر ولایت علی بن ابی طالب گرفتم.

در این روایت اشاره دارد که:

۱.نام علی بن ابی طالب و جریان امر کردن به وصایت او در کتاب های پیشین آمده است.

۲.در آن کتاب ها خداوند نوشته است که علی بن ابی طالب علیه السلام وصی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.

۳.بر همین وصیّت از تمامی خلایق و انبیاء و رسولانش عهد و پیمان گرفت.

۴.به طور روشن بیان می کند که بر چه چیزی میثاق گرفته است:

الف) عهد و پیمان بر ربوبیّت خودش.

ب) عهد و پیمان بر نبوّت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم.

ج) عهد و پیمان بر ولایت علی بن ابی طالب.

د) عهد و پیمان انبیاء بر ولایت در جهت اقامه آن و ایجاد زمینه های تاریخی تحقق ولایت و حاکمیت محمد و آل محمد است. عن ابی محمد، قال: قلتُ لِأبی جعفر علیه السلام: أخبر نی عن الولایه أنزل بها جبرئیل من عند رب العالمین یوم الغدیر فقال: «نزل به الروح الأمین علی قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربی مبین و إنه لفی زُبُر الأولین». قال: هِی الولایه لأمیرالمؤمنین؛ [شعرا/ ۱۹۳ تا ۱۹۶ ـ بحار ۳۶/۹۵ ح ۲۹ ـ بصائر الدرجات، ج ۱، باب ۷ ح ۶]ابومحمد گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: مرا خبر ده از ولایتی که جبرئیل روز غدیر خم از جانب خداوند نازل کرد که: «جبرئیل قرآن را به زبان عربی واضح بر دل تو فرود آورد، تا از بیم دهندگان باشی و توصیف آن در کتاب های پیشینیان نیز آمده است»، حضرت فرمود: آن [که توصیفش در کتب پیشینیان آمده] ولایت برای امیرمؤمنان است. امام صادق علیه السلام فرمودند:ان الله جعل ولایتنا اهل البیت قطب القران و قطب جمیع الکتب؛ [تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۵]خدای منّان ولایت ما اهل بیت علیهم السلام را به عنوان میله آهنین مرکزی (آسیاب) در قرآن و همه کتاب های آسمانی قرار داده است.

موطن میثاق

خداشناسی و خداگرایی ویژگی روح انسان است. این ویژگی که همان الهام فجور و تقواست: «و نفسٍ و ماسَوّها ـ فالهمها فجورها و تقوها» و از آن به فطرت تعبیر می شود و همانند سایر امور فطری همگانی است و همه انسان ها وجودشان با این ویژگی سرشته است: «فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله».

تطبیق آیه میثاق بر این آیه فطرت و سرشت انسان، بدین معناست که انسان ها به گونه ای آفریده شده اند که ربوبیت خدای متعال را مشاهده می کنند و بدان اقرار دارند، از این رو هر گاه میدان داوری برای او باز باشد و رئیس این محکمه شود و گرفتار هواهای نفسانی نگردد، به آسانی آن را مشاده می کند و همه حتی فرعون هم از دایره این سرشت بیرون نیست. بنابراین موطن پیمان سپاری بنی آدم همان موطن الهام فجور و تقوا یا موطن فطرت است. در این صورت آیه میثاق (۱۷۲ اعراف) با آیه فطرت (۳۰ روم) که در آن سخن از «دین» است (نه شریعت و مزاج): «فاقم وجهک للدّین حنیفاً» هماهنگ خواهد بود. چنان که بعید نیست جمله لیستأدوهم میثاق فطرته (نهج البلاغه، خ ۱) که بیانگر هدف بعثت انبیاء است، نیز به آیه سوره اعراف نظر داشته باشد. [ر. ک. جوادی آملی، ادب فنای مقربان، ج ۵، ص ۴۰۰ ـ ۴۰۳] «میثاق» معنای مصدری دارد و از ریشه «وثق» می باشد که به معنای بستن و محکم کردن و پیمان محکم است. [مقاییس اللغه، ج ۶، ص ۸۵، «و ث ق»]آیه میثاق به روشنی دلالت می کند که خدا با فرد فرد انسان ها یک رویارویی داشته و به آن ها گفته است آیا من خدای شما نیستم؟ و آنها گفته اند: آری. این گفتگو به گونه ای واقع شد که جای عذر و ادعای خطا در تطبیق را باقی نگذاشته است و از این رو در روز قیامت نمی تواند بگوید که با ربوبیّت الهی آشنا نبوده است، و یا نمی تواند پیروی از پدران و پیشینیان را بهانه ی شرک و کجروی قرار دهد. [ر. ک. مصباح، معارف قرآن (۳ـ ۱) ص: ۳۸ ـ ۳۹]

آیات میثاق دلالت بر عهد و میثاق تکوینی می کند نه اعتباری. براساس این آیات خداوند از بشر پیمان گرفته و بشر به خدا میثاق سپرده تا موحّد بوده و مطیع خدا باشد و غیر خدا را پرستش نکرده و شیطان را عبادت نکند و یکی از آیاتی که مسئله توحید فطری را بیان کرده و دلالت می کند بر این که انسان در موطنی خاص شاهد وحدانیّت حق بوده و ربوبیّت خدا و عبودیّت خود را مشاهده نموده است همین آیه میثاق «و اذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهور هم ذرّیتهم و اشهدهم علی انفسهم ألست بربکم قالوا بلی» می باشد. [جوادی آملی، فطرت در قرآن، ص ۱۱۹].

تحلیل آیه میثاق

در آیه میثاق تنها به ارائه ربوبیّت الهی و به تبع آن ارائه عبودیت انسان و سپس اقرار گرفتن بر این ربوبیت تصریح شده است و از رسالت و ولایت سخن نرفته است؛ لیکن اقرار بر این دو نیز از تحلیل آیه به دست می آید: رب کسی است که مربوب را به سوی کمالش سوق می دهد و این، به صورت وصفی ثابت برای او درمی آید. یکی از لوازم این سوق دادن فراهم کردن اسباب و مقدمات آن است و چون کمال انسان، در سیر الی الله است: «و ان الی ربک المنتهی» [نجم: ۴۲] ربّ انسان باید مقدمات این سیر را که ارسال رسولان و انزال شریعت یکی از آن هاست فراهم کند. پس میثاق بر ربوبیّت، میثاق بر رسالت را دارا است. هم چنان امامت نیز از لوازم ربوبیّت است، زیرا ادامه رسالت است: به همان دلیلی که «ربّ» باید پیامبر بفرستد در عصر عدم حضور او باید برایش جانشین تعیین کند و تصدیق وصیّ منصوص همانند نبیّ مبعوث لازم است. از سوی دیگر تصدیق پیامبر آینده و بعدی لازم است. بر این اساس، معتقد راستین به رسالت هر پیامبری باید جانشینان او را تصدیق کند و به انبیای پس او ایمان بیاورد، در نتیجه با دو بیان (سفارش پیامبران به تصدیق جانشینان شان و ادامه رسالت بودن امامت) می توان اثبات کرد که میثاق گرفتن بر نبوت، اخذ میثاق بر امامت را نیز در پی دارد. [همان، ص: ۴۰۵ ـ ۴۰۶]. مرحوم سید اشرف الدین عاملی هم در رساله «فلسفه المیثاق و الولایه» که در شرح همین آیه نوشته شده، می نویسد: هم توحید خداوند و هم ولایت اهل بیت علیهم السلام در موطن تعهد به عنوان میثاق مطرح شده است. [فلسفه المیثاق و الولایه، ص ۳].

ثبات عزیمت انبیاء اولوالعزم بر مهدی علیه السلام

عن حمران، عن أبی جعفر علیه السلام قال: إن الله تبارک و تعالی حیث خلق ماء عذبا و ماء مالحا اُجاجا، فامتزج الماء ان فاخذ طینا من أدیم الارض فعرکه عرکا شدیدا، فقال لاصحاب الیمین: و هم کالذر یدبون إلی الجنه بسلام، و قال لاصحاب الشّمال: یدبون إلی النّار و لا أبالی، ثُم قال: «ألست برّبکم قالوا بلی شهدنا أن تقولوا یوم القیمه إنا کنّا عن هذا غافلین» [الاعراف: ۱۷۲]قال: ثمّ أخذ المیثاق علی النبیین فقال: ألست بربکم ثمّ قال: و أن هذا محمد رسول الله و أن هذا علی أمیرالمؤمنین؟ قالوا: بلی، فثبت لهم النبوه و أخذ المیثاق علی اولی العزم أنی ربکم و محمد رسول الله و علی امیرالمؤمنین و أوصیاؤه من بعده ولاه اَمری، و خزّان علمی، و أن المهدی أنتصر به لدینی، و أُظهر به دولتی، و أنتقم به من أعدائی، و أعبد به طوعا و کرها. قالوا: أقررنا و شهدنا یا ربّ، و لم یجحد آدم و لم یقر فثبتت العزیمه لهولاء الخمسه فی المهدی و لم یکن لآدم عزم علی الاقرار به و هو قوله عزّوجّل: «و لقد عهدنا إلی آدم من قبل فنسی و لم نجد له عزما»، قال: انما یعنی فترک. [طه: ۱۱۵] ثمّ أمر نارا فتاحجت فقال لأصحاب الشّمال: اُدخلوها فهابوها، و قال لأصحاب الیمین: أدخلوها فدخلوها فکانت علیهم برداً و سلاماً، فقال أصحاب الشّمال: یا ربّ! أقلنا، فقال: قد أقلتکم اذهبوا فادخلوها، فهابوها فثم ثبتت الطّاعه و المعصیه و الولایه. [الکافی ۲/۸ ح ۱؛ المحتضر: ۱۵۴؛ مختصر بصائر الدرجات: ۱۵۴؛ اثبات الهداه ۱/۴۶ ح ۸۹؛ الفصول المهمه ۱/۴۲۰ ح ۵۷۵ حمران بن اعین گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: همانا خدای تبارک و تعالی چون خواست مخلوق را بیافریند، نخست آبی گوارا و آبی شور و تلخ آفرید، و آن دو آب به هم آمیختند، سپس خاکی از صفحه ی زمین برگرفت و آن را به شدّت مالش داد، آن گاه به اصحاب یمین که مانند مورچه می جنبیدند، فرمود: بروید با سلامت به سوی بهشت. و به اصحاب شمال فرمود: بروید به سوی دوزخ و باکی هم ندارم، آن گاه فرمود: «مگر من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا گواهی دهیم، تا در روز قیامت نگویند: ما از این بی خبر بودیم». آن گاه از پیغمبران پیمان گرفت و فرمود: مگر من پروردگار شما نیستم؟ و این محمّد رسول من نیست و این علی امیرمؤمنان نمی باشد؟ گفتند: چرا پس نبوّت آن ها پابرجا شد، و از پیغمبران اولوالعزم پیمان گرفت که من پروردگار شمایم و محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسولم و علی علیه السلام امیرمؤمنان و اوصیاء بعد از او، والیان امر من و خزانه داران علم من و این که مهدی کسی است که به وسیله ی او دینم را نصرت دهم و دولتم را آشکار کنم و از دشمنانم انتقام گیرم و به وسیله ی او خواهی نخواهی عبادت شوم.

گفتند: پروردگارا! اقرار کردیم و گواهی دادیم، ولی آدم علیه السلام نه انکار کرد و نه اقرار نمود، پس مقام اولوالعزمی برای آن پنج تن از

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *