تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل جستارى بر انواع تمثیل در مَثَل ها و قصّه هاى قرآن کریم!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل جستارى بر انواع تمثیل در مَثَل ها و قصّه هاى قرآن کریم بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل جستارى بر انواع تمثیل در مَثَل ها و قصّه هاى قرآن کریم از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل جستارى بر انواع تمثیل در مَثَل ها و قصّه هاى قرآن کریم شامل 116 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل جستارى بر انواع تمثیل در مَثَل ها و قصّه هاى قرآن کریم استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل جستارى بر انواع تمثیل در مَثَل ها و قصّه هاى قرآن کریم با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل جستارى بر انواع تمثیل در مَثَل ها و قصّه هاى قرآن کریم قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل جستارى بر انواع تمثیل در مَثَل ها و قصّه هاى قرآن کریم حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل جستارى بر انواع تمثیل در مَثَل ها و قصّه هاى قرآن کریم به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جستارى بر انواع تمثیل در مَثَل ها و قصّه هاى قرآن کریم :

مقدّمه

قرآن از شیوه هاى متفاوت بیانى براى تعلیم و آموزش انسان بهره گرفته است. در اینجا این سؤال مطرح است که شیوه بیانى قرآن چه ویژگى هایى دارد که سبب موفقیت و ماندگارى این کتاب شده است؟ به نظر مى رسد مى توان به کاربرد تمثیل به عنوان یکى از تمهیدات بنیادین در قرآن اشاره نمود که در قالب مَثَل و قصّه بیان مى شود. در این کتاب آسمانى به کارگیرى مَثَل و قصّه براى بیان بهتر آموزه هاى اخلاقى و معنوى است. به عبارت دیگر، هدف از کاربرد تمثیل در قرآن را باید تأثیر عمیق تر آموزه هاى این کتاب دانست تا هر کس با هر میزانى از درک و فهم، آنها را دریابد و به کار گیرد.

تمثیل یکى از روش هاى تصویرسازى و مجسم کردن موضوع است و مخاطب را به تخیل وامى دارد. فتوحى معتقد است: سه دیدگاه کلى در خصوص تمثیل وجود دارد. وى در دیدگاه نخست، تمثیل را مترادف تشبیه مى شمارد و در توضیح دیدگاه دوم، تمثیل را استعاره تمثیلیه به علاقه مشابهت مى داند. در دیدگاه سوم نیز، تمثیل، داستانى است که پیامى در خود نهفته دارد و به مفهوم «مثال داستانى»۱ است. در این دیدگاه، تمثیل بر دو گونه است: یکى، بازگویى وقایع تاریخى [قصّه] و دیگرى، بیان حقایق در قالب مثال [مَثَل].۲ بنابراین، در دیدگاه سوم، مَثَل و قصّه خود نوعى تمثیل محسوب مى شوند.

تمثیل «ابهامى هنرى دارد و نیازمند تأویل است. ابهام تمثیل، آگاهانه و عمدى است. گوینده، اندیشه یا پیام خود را گاه به سبب ترس از بیان مستقیم در لفافه قصّه مى پیچد و گاه براى ایجاد تأثیر و ماندگارى معنى، آن را غیرمستقیم و در قالب حکایت بیان مى کند؛ روشى که واعظان بیش از دیگران آن را به کار برده اند، و گاه براى واداشتن شنونده به تفکر و برانگیختن تخیل، لباس تمثیل به آن مى پوشانند.»۳ یکى از روش هاى انتقال مفاهیم در قرآن «قصّه گویى» است. با تکیه بر دیدگاه سوم در تعریف تمثیل، داستان هاى قرآن در عین واقعى بودن، از نوع قصّه هاى تمثیلى بوده و هر یک به طور غیرمستقیم حامل پیام و نکته اى مى باشند.

در واقع، افزون بر «قصّه گویى»، در قرآن از مَثَل نیز استفاده شده است. مَثَل هاى قرآن بر خلاف قصّه ها به طور مستقیم و موجز به نکته اى اخلاقى اشاره دارند. براى نمونه، خداوند براى عبرت کسانى که با داشتن دانش و حکمت و برخوردارى از الطاف الهى به دنبال مادیات و هواپرستى مى روند و در تله شیطان مى افتند با بیانى ادبى و در قالب مَثَل مى فرماید: «حکایت کسى را که آیه هاى خویش به او تعلیم دادیم و از آن به در شد و شیطان به دنبال او افتاد و از گمراهان شد براى آنها بخوان؛ اگر مى خواستیم وى را به وسیله آن آیه ها بلندش مى کردیم، ولى به زمین گرایید (پستى طلبید و به دنیا میل کرد) و هوس خویش را پیروى کرد. حکایت وى، حکایت سگ است که اگر بر او هجوم برى پارس مى کند و اگر او را واگذارى پارس مى کند. این حکایت قومى است که آیه هاى ما را تکذیب کرده اند. پس این خبر را بخوان شاید آنها اندیشه کنند.» (اعراف: ۱۷۵ـ۱۷۶)

بخش اعظم پژوهش هاى قرآنى در باب نکات اخلاقى و تربیتى است، اما تحقیق در زمینه انواع تمثیل در قصّه ها و مَثَل هاى قرآنى از دیدگاه ساختار و محتوا بسیار اندک است. در واقع، غالب پژوهش هاى انجام شده در باب تمثیلات قرآن بر دیدگاه اول و دوم در تعریف تمثیل۴ تکیه دارند. به دیگر سخن، در این پژوهش ها تمثیل با تکیه بر مفهوم تشبیه، تشبیه تمثیل، استعاره، استعاره تمثیلیه، مجاز و… بررسى شده است. از این رو، در مقاله حاضر به منظور درک عمیق تر کتاب آسمانى قرآن و ارائه پژوهشى نو، به بررسى تمثیلات قرآن (قصّه ها و مَثَل هاى قرآنى) با تکیه بر دیدگاه سوم در تعریف «تمثیل» خواهیم پرداخت.

در زمینه پیشینه تحقیق در باب تمثیلات قرآن، مى توان به کتاب هاى مثال هاى زیباى قرآن،۵ تصویر فنى نمایش هنرى در قرآن،۶ مثل هاى آموزنده قرآن در تبیین پنجاه و هفت مثل قرآنى،۷ امثال قرآن،۸ تفسیر امثال القرآن،۹ تمثیلات قرآن (ویژگى ها، اهداف و آثار تربیتى آن)،۱۰ سبک شناسى اعجاز بلاغى قرآن،۱۱ تمثیلات و تشبیهات قرآن کریم،۱۲ اشاره نمود. در تمام پژوهش هاى ذکرشده، به معنا و مفهوم عام مَثَل، بررسى و تفسیر مثل هاى قرآنى، ویژگى ها، اهداف و نکات تربیتى آنها، ویژگى هاى فنى و هنرى مثل ها، ارکان تشبیه در مثل هاى قرآنى و ذکر اشعار متناسب با معنا و مفهوم مَثَل پرداخته شده است. تعداد مَثَل هاى قرآنى ذکرشده در منابع مذکور مورد اختلاف است، ولى به طور تقریب، روى تعداد ۶۰ مثل اتفاق نظر وجود دارد. آیت اللّه مکارم شیرازى علت این اختلاف را چنین بیان نموده است: «اینکه در بعضى از کتاب هاى «امثال قرآن» مثل هاى قرآن را تا ۱۳۰ مثل شمرده اند، ظاهرا صحیح نمى باشد؛ زیرا در آنها ضرب المثل هاى قرآن نیز مثل محسوب شده اند. مثلاً، آیه ۶۴ سوره «انعام» و آیه ۳۹ سوره «نجم» ضرب المثل هستند؛ زیرا در آنها تشبیهى بیان نشده است.۱۳

قصه در قرآن

در لغت نامه دهخدا براى واژه «قصّه» معانى متنوعى همچون حال، خبر، داستانى که نوشته شود و حدیث، ذکر شده است و در مقابلِ کلمه «داستان» نیز معانى حکایت، نقل، قصّه، سَمر، سرگذشت، حدیث، افسانه، ماوقع، حکایت تمثیلى، واقعه و حکایت گذشتگان آورده شده است.«قصّه» در قرآن به معناى روایت و نقل سرگذشت واقعى پیشینیان است که خداوند آنها را با علم خود و با هدف و پیامى مشخص در قالب قصّه بیان کرده است. به عبارت دیگر، قرآن از «قصّه گویى» براى آموزش غیرمستقیم تعالیم تربیتى بهره جسته است. از میان قصّه هاى این کتاب آسمانى، داستان حضرت یوسف (ع) به عنوان «اَحسَن القَصَص» به معناى «بهترین قصّه» بیان شده است. قصّه هاى قرآن شامل داستان بلند (حضرت موسى (ع)) و داستان کوتاه (اصحاب فیل) بوده که هیچ یک از آنها از نوع داستان هاى تخیلى نمى باشند. وقتى سخن از قصّه به میان مى آید، ترکیبى از امور واقعى و غیرواقعى به ذهن متبادر مى شود، اما این موضوع در مورد قصّه هاى قرآن صدق نمى کند؛ چراکه آنها حقیقت محض هستند.

در قرآن هر جا که لفظ قصّه منظور نظر بوده، از واژه «قَصَص» استفاده شده و لفظ قصّه و قِصَص به کار نرفته است. «قَصَص» با «قِصَص» تفاوت دارد. اولى به معناى قصّه۱۴ و دومى جمع قصّه است؛ مانند آیه ۶۲ سوره «آل عمران»: «إِنَّ هَـذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَـهٍ إِلاَّ اللّهُ وَإِنَّ اللّهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»؛ این همان سرگذشت واقعى (مسیح) است (و ادعاهایى همچون الوهیت او یا فرزند خدا بودنش بى اساس است.) و هیچ معبودى، جز خداوند یگانه نیست و خداوند توانا و حکیم است.

کلمه «قَصَص» شش بار در متن آیات قرآن ذکر شده است. این واژه به صورت اسم در معناى داستان، حکایت، خبر و سرگذشت در آیات ۶۲ «آل عمران»، ۱۷۶ «اعراف»، ۳و۱۱۱ «یوسف» و ۲۵ «قصص» به کار رفته و در آیه ۶۴ سوره «کهف» «قَالَ ذَلِکَ مَا کُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصا»؛ ((موسى) گفت: این همان است که ما مى خواستیم، و آنها از همان راه بازگشتند، در حالى که پى جویى مى کردند) به صورت مصدر و به معنى پى جویى و دنبال کردن اثر آمده است.

بخش اعظم آیات قرآن کریم را داستان هاى لطیف و آموزنده اى تشکیل مى دهد. در واقع، قرآن از روش هاى متعدد و انواع هنر و ادب براى انتقال مفاهیم مختلف و قابل فهم کردن ساده مطالب استفاده کرده که یکى از آنها قصّه گویى است. درک قصّه و داستان براى همگان امکان پذیر است. به دیگر سخن، قرآن از ادبیات داستانى به عنوان ابزارى براى بیان پیام تعلیمى و تربیتى خود بهره گرفته است. افزون بر آنها، قرآن کتابى جهانى بوده و به منظور بهره مندى انسان ها باید شیوه اى را براى بیان امور معقول و آموزشى خود اتخاذ نماید که براى همه قابل استفاده باشد. در این زمینه، الکوّاز معتقد است: قرآن یک دعوت دینى است و قصّه یکى از ابزارهاى ابلاغ و پایدار کردن این دعوت و به حقیقت رساندن غرض هاى دینى است.۱۵

آثار ماندگار و بزرگى همچون گلستان سعدى، شاهنامه فردوسى، خمسه نظامى و مثنوى معنوى و همچنین آثار ویکتور هوگو، شکسپیر و گوته که به صورت داستان تقریر شده، نشان از اهمیت و نقش بسزاى داستان در آموزش وماندگارى پیام دارد.

پروینى نیز معتقد است: «اگر نقل حوادث و وقایع تاریخى جنبه هنرى به خود گیرد و به صورت داستان تاریخى درآید تأثیر تربیتى مضاعفى خواهد داشت. اینجاست که به نقش والاى قرآن کریم در نقل و ارائه نمونه هاى واقعى از سرگذشت و سرنوشت اقوام و افراد مختلف پى مى بریم که چگونه حوادث و سرگذشت هاى واقعى را در قالب قَصَص و قصّه نقل کرده است و با اسلوب بدیع و بى بدیل خود، خواننده و شنونده را وادار به پیگیرى روند داستان مى کند.»۱۶

مَثَل در قرآن

نزد ملل و اقوام مختلف و زبان هاى زنده دنیا از گذشته تاکنون عبارات حکیمانه، جملات پرمغز و حکایت هاى کوتاهى براى پند و اندرز وجود داشته که براى تمام اقشار، آشنا و قابل درک است و حاکى از حکمت، ذوق، فرهنگ، آیین، تفکر و نحوه زندگى آن ملت ها مى باشد. این سخنان کوتاه، حکیمانه و گفتارهاى موجز، «مَثَل» نامیده مى شوند. آیت اللّه سبحانى معتقد است: «گاهى مَثَل را مثال نیز مى نامند و مثال در لغت به معنى نمونه است. مضمون مَثَل، نمونه اى است از یک مفهوم کلى که بر همه موارد منطبق است.»۱۷

به طور معمول، مردم براى بیان سریع مقصود خود و تأثیرپذیرى بیشتر آن، از مَثَل استفاده مى کنند. ایجاز، روشنى و وضوح، تأثیر عمیق و سریع بر مخاطب، شیرین و دلنشین بودن از ویژگى هاى مَثَل است. شکراللهى در این زمینه مى نویسد: «مَثَل به سخنانى کوتاه به نثر یا نظم اطلاق مى شود که بیانگر مفاهیم اخلاقى، اجتماعى، اندرز و دستورهاى زندگى است. به کار بردن مَثَل در سخن را “ضرب المثل” یا “داستان زد” مى گویند. […] مَثَل، ساختارى محکم، عبارتى روان، معنایى کنایى و کاربردى عام دارد.»۱۸ «قفل بر در آسمان زده» (رابطه اش با خدا خوب نیست) و «صبر تلخ است ولیکن بَر شیرین دارد» از ضرب المثل هاى فارسى مى باشند. لازم به ذکر است که مثل هاى قرآنى متفاوت از مثل هاى رایج بین مردم است. بنا به باور آیت اللّه سبحانى، مثل هاى قرآنى از مقوله مثل هاى مردمى نمى باشند؛ زیرا مثل هاى قرآنى جزو سخنان حکیمانه اى نیست که به مرور زمان رایج شده باشد. در واقع، مثل هاى قرآنى تمثیل هستند و اساس آنها را تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه تشکیل مى دهد.۱۹ به اعتقاد آیت اللّه مکارم شیرازى نیز مثل یعنى: تشبیه حقایق عقلى به امور حسى و قابل لمس. و فلسفه مثل هاى قرآنى، تنزل مسائل بلندوعمیق و بیان آنها در افق فکر مردم است.۲۰ مراد از مَثَل در قرآن، بیان سرگذشت پیشینیان به منظور عبرت است. ذکر مَثَل اشاره به واقعه اى دارد که قرآن با اشاره و بدون تفصیل، شنونده و خواننده خود را مخاطب قرار داده و از آن براى پند و عبرت استفاده مى کند.

آیات قرآن، مَثل را بهترین وسیله براى تفکر، تعقل و ارشاد انسان ها ذکر کرده اند:

ـ «وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِی هَذَا الْقُرْآنِ مِن کُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ.» (زمر: ۲۷)

ـ «لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعا مُتَصَدِّعا مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ.»(حشر:۲۱)

نمونه هایى از امثال قرآن به شرح زیر است:

ـ «أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَیَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» (ابراهیم: ۲۴و۲۵)؛ مگر ندیدى خدا چگونه مثالى زد و سخن نیک را به درخت پاکیزه اى تشبیه کرد که ریشه اش (در زمین) ثابت و شاخه آن در آسمان است؟! همیشه به اذن پروردگارش میوه خود را مى دهد، خدا این مثل ها را براى مردم مى زند، شاید متذکر شوند.

ـ «مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ» (جمعه: ۵)؛ وصف حال آنان که تحمل (علم) تورات کرده و خلاف آن عمل نمودند، در مثل به حمارى ماند که بار کتاب ها بر پشت کشد (و از آن هیچ نفهمد و بهره نبرد.) آرى، قومى که مثل حالشان این است که آیات خدا را تکذیب کردند، بسیار مردم بدى هستند و خدا هرگز (به راه سعادت) ستمکاران را رهبرى نخواهد کرد.

ـ «أَفَمَن یَمْشِی مُکِبّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن یَمْشِی سَوِیّا عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ» (ملک: ۲۲)؛ پس آیا کسى که با صورت روى زمین مى خزد هدایت یافته تر است و یا آن کس که استوار و راست قامت در صراط مستقیم گام برمى دارد؟

تمثیل و انواع آن

تمثیل از ریشه «مَثَل» به معناى نمونه آوردن است. با نظر به گفته هاى پیشین، تمثیل در دیدگاه سوم به مفهوم نمونه داستانى است. اگر مثال داستانى واقعه اى تاریخى را بیان نماید، تمثیل، «قصّه» است و اگر مفهومى را به صورت مثال و نمونه بازگو نماید، تمثیل، «مَثَل» است. در واقع، مَثَل خود شکلى از تمثیل است. به دیگر سخن، تمثیل یا به صورت قصّه بیان مى شود و موضوعى اخلاقى را غیرمستقیم گوشزد مى کند و یا در قالب مثال و نمونه نکته اى اخلاقى را به طور مستقیم مطرح مى نماید. فتوحى در دانشنامه زبان و ادب فارسى تمثیل را اصطلاحى در علم بیان۲۱ ذکر کرده و مى نویسد: «تمثیل در اصطلاح به حوزه گسترده اى شامل استدلال، تشبیه مرکب، استعاره مرکب، ضرب المثل، اسلوب معادله، حکایت اخلاقى، قصّه حیوانات، قصّه رمزى اطلاق مى شود.»۲۲ با مطمح نظر قرار دادن تعاریف ذکرشده در باب تمثیل،۲۳ مى توان گفت که قصّه ها و مَثَل هاى قرآنى در حوزه و گستره معنایى تمثیل قرار گرفته و شکلى از تمثیل محسوب مى شوند. تمثیل از نظر ساختار شامل سه نوع اسلوب معادله، حکایت حیوانات و حکایت انسانى است.۲۴ نوع تمثیل اسلوب معادله، بیتى است که در یک مصراع آن، اصلى اخلاقى یا رفتارى شرح داده شده و در مصرع دوم، یک جمله کوتاه معنى دار که جنبه ضرب المثل دارد، ذکر مى شود؛ مانند: از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو زجو

با توجه به تعریف، قرآن فاقد نوع تمثیل اسلوب معادله مى باشد، لیکن نوع حکایت انسانى در تمثیلات قرآن با شخصیت انسانى دیده مى شود و نوع حکایت حیوانات در مواردى که حیوانات شخصیت قصّه هستند، وجود دارد و مثل ها فاقد نوع تمثیل حکایت حیوانات هستند.

تمثیل از جنبه «محتوا» شامل پنج نوع مختلف است.۲۵ نخستین و رایج ترین نوع آن «تمثیل ساده اخلاقى» است. روایت داستانى این نوع تمثیل بسیار ساده و قابل فهم است و حاوى نکته اخلاقى متعارفى است. در واقع، تمثیل ساده اخلاقى، حکایتى است که در آن درون مایه بر صورت غلبه دارد. حکایات اخلاقى در بوستان و گلستان نمونه هایى از این نوع تمثیل مى باشد. «تمثیل سیاسى ـ تاریخى» شکل دیگرى از تمثیل است که در آن، واقعه اى تاریخى نشان داده مى شود. قصّه «موش و گربه» عبید زاکانى بیانگر اوضاع سیاسى قرن هشتم هجرى و «مزرعه حیوانات» جورج اورول۲۶ تمثیلى از دوران سوسیالیسم درشوروى است.

در سومین نوع تمثیل، اندیشه اى خاص در قالب قصّه به خواننده منتقل شده و «تمثیل اندیشه» نامیده مى شود. در این نوع تمثیل، صورت عینا با درون مایه منطبق است و درون مایه، نکته اى فکرى، مذهبى یا فلسفى را بیان مى کند که از راه قیاس با صورت قصّه کشف مى شود؛ چراکه گوینده میان صورت و درون مایه، مقایسه و موازنه اى برقرار کرده است. تمثیل هاى فلسفى و مذهبى در آثار سنایى، عطار، مولوى و سهروردى از این نوع به شمار مى آیند.

«تمثیل رمزى» عقیده یا موضوعى رمزآمیز است که در قالب داستانى غیرواقعى بیان مى شود و از آن رو که در صورت داستان هیچ نشانه اى از محتوا وجود ندارد، پى بردن به معناى آن جز با آگاهى از افکار و اندیشه گوینده میسر نیست. این داستان با حوادث و قوانین معمولى و آشناى جهان واقعى منطبق نبوده و مکان در این نوع تمثیل رؤیاگونه و معمولاً غیرواقعى است. داستان هایى همچون «منطق الطیر» عطار، «ناکجاآباد» و «کوه قاف» تمثیل رمزى به شمار مى آیند.

آخرین نوع تمثیل از نظر محتوا، «تمثیل رؤیا» نامیده مى شود که در آن، گوینده از تجربه هاى خود در عالم رؤیا و خواب سخن مى گوید. گاهى در تمثیل رؤیا، راوى در سفرى خیالى و با کمک یک راهنما مراحلى را طى مى کند. «سیرالعباد الى المعاد» سنایى و «کمدى الهى» دانته نمونه هایى از تمثیل رؤیا محسوب مى شوند.

تمثیل در قرآن

قرآن به منظور هدایت بشر و تأمین سعادت او برخى از دستورات راه گشاى خود را با زبان تمثیل و در قالب مَثَل و قصّه (تمثیلات قرآن) بیان نموده تا همگان بتوانند آن را درک نمایند. به عبارت بهتر، از آن رو که انسان در عالم ماده و محسوسات زندگى مى کند و درک امور حسى ساده تر از مفاهیم عقلى است، خداوند براى بیان معارف الهى از مثال ها و قصّه هاى تمثیلى استفاده کرده است. در واقع، در این کتاب آسمانى امور معنوى براى فهم همه انسان ها به امور ملموس و حسى تنزل داده شده است.

قصّه تمثیلى در قرآن، قصّه اى است که با زبان تمثیل بیان شده و به دنبال انتقال مفهومى تربیتى و اخلاقى است و برخلاف ادبیات داستانى، رویداد و حوادث آن در عالم واقع اتفاق افتاده و هدف آن، بیان حکمت و پندى با زبان تمثیل است نه صرفا بازگویى واقعه اى در گذشته. لازم به ذکر است که تمثیل هم مى تواند واقعى باشد و هم غیرواقعى. تمثیلى بودن دلیلى بر غیرواقعى بودن نیست. افزون بر این، در تعریف تمثیل سخنى از حقیقى یا غیرحقیقى بودن آن نشده است.

داستان آفرینش حضرت آدم (ع)، فریب او و همسرش توسط شیطان و در پى آن، هبوط آدم و حوّا به زمین، مطابق آیات قرآن، حقیقتى محض است. علّامه طباطبائى با اعتقاد به این موضوع، به تمثیلى بودن این داستان نیز معتقد است. ایشان بر این

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *