تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل جستاری بر مولفه های شناختی عصر بعثت و بازشناسی آنها در دنیای امروز با تاکید بر آموزه های نهج البلاغه؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری بر مولفه های شناختی عصر بعثت و بازشناسی آنها در دنیای امروز با تاکید بر آموزه های نهج البلاغه شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری بر مولفه های شناختی عصر بعثت و بازشناسی آنها در دنیای امروز با تاکید بر آموزه های نهج البلاغه را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل جستاری بر مولفه های شناختی عصر بعثت و بازشناسی آنها در دنیای امروز با تاکید بر آموزه های نهج البلاغه با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری بر مولفه های شناختی عصر بعثت و بازشناسی آنها در دنیای امروز با تاکید بر آموزه های نهج البلاغه با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری بر مولفه های شناختی عصر بعثت و بازشناسی آنها در دنیای امروز با تاکید بر آموزه های نهج البلاغه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری بر مولفه های شناختی عصر بعثت و بازشناسی آنها در دنیای امروز با تاکید بر آموزه های نهج البلاغه را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جستاری بر مولفه های شناختی عصر بعثت و بازشناسی آنها در دنیای امروز با تاکید بر آموزه های نهج البلاغه :

۱. مقدمه

بعثت پیامبر اعظم حضرت محمد(ص)، نقطه عطفی در تاریخ بشر بوده و توجه پژوهش گران، در حوزه های مختلف را، به خود جلب کرده است. برخی اهمیت و جایگاه تاریخی آن را و برخی محتوای آن رویداد بی نظیر و گروهی شخصیت ایجادکننده آن انقلاب تکاملی را، مورد کنکاش قرار داده اند. یکی از زمینه های پژوهش در این خصوص، بررسی وضعیت جهان در عصر بعثت و کشف پیام های بنیادی آن برای هدایت بشر بوده است. این پژوهش مسئله بعثت را از نگاهی متفاوت به عنوان یک مسئله، مورد بررسی قرار داده است.

۱-۱. بیان مسئله

برخی را عقیده بر آن است که بعثت پیامبر اسلام(ص) و پیام های آن، در عصر جدید با پیشرفت های شگفت انگیزش، جایگاهی ندارد؛ انسان خود را شناخته است؛ جایگاهش را می داند؛ جهان را می شناسد؛ همه چیز را در پرتو دانش، به استخدام خود در آورده است؛ رفاه و آسایش را به دست آورده و در اندیشه ایجاد دهکده جهانی، و جهانی شدن است. گردونه پیشرفت با سرعت در حال گردش است و بشر از جاهلیت رهاشده و دیگر نیازی به پیام های بعثت احساس نمی شود. اما واقعیت چیست؟ آیا شاخص های معرفتی جاهلیت، در قالب ها و شکل های جدید، اندیشه و عمل بشر معاصر را فرانگرفته است؟

فرضیه اولیه نویسندگان این است که عصر جدید، به جاهلیتی نو مبتلا شده و بسیاری از افراد و جوامع و به خصوص سردمداران زر و زور و تزویر، گرچه وانمود می کنند که همه چیز خوب است و بر وفق مراد! اما واقعیت چیز دیگری است. برای اثبات این ادعا در گام اول لازم است مولفه های شناختی عصر بعثت معرفتی شناخته شود؛ آن گاه با بررسی وضعیت موجود، معلوم شود که آیا همان مولفه ها در لباس و قالب جدید یافت می شود یا خیر؟ شاخص های جاهلیت در عصر بعثت، در سه حیطه: شناختی، عاطفی و رفتاری قابل مطالعه است. اما در این مقاله به شاخص های معرفتی پرداخته خواهد شد. سؤال اصلی این است که: مولفه های بنیادی- شناختی عصر بعثت، برپایه نهج البلاغه کدامند؟

هدف این نوشتار، معرفی شاخص های «شناختی» جاهلیت دیروز (اولی) با تکیه بر منابع اسلامی به ویژه نهج البلاغه است؛ منظور از واژه «شناختی»، رویکرد مردم و افکار عمومی در عصر بعثت نسبت به جهان، انسان، زندگی، خدا و رستاخیز است. مخاطب می تواند با آگاهی از آن ها، به همانندیابی و تطبیق آن ها با قالب های جدید آن در دنیای امروز بپردازد و خود به داوری بنشیند که آیا همان شاخص ها و مولفه ها، اصولا در دنیای معاصر قابل بازشناسی است یا خیر و احیانا در چه قالب های جدیدی جلوه کرده است و راه برون رفت از آن ها چیست.

۱-۲. پیشینه پژوهش

جعفر سبحانی در کتاب فروغ ابدیت، در جلد اول، جهان در عصر بعثت را در سه منطقه ایران باستان، امپراطوری روم و جزیره العرب به مطالعه پرداخته و تصویر قابل قبولی از وضعیت جهان ارائه کرده است. نویسنده کتاب جهان در عصر بعثت، سید محمد حسینی بهشتی، نیز این موضوع را مورد بررسی قرار داده است؛ محمد شعبان پور و زهرا بشارتی در مقاله: مولفه های قرآنی فرهنگ جاهلیت در قرآن و مصادیق آن در جوامع مدرن، را شامل پندارهای باطل نسبت به خداوند، احکام جاهلانه، تعصب و تبرج جاهلانه دانسته و مصادیق امروزی آن را عبارت از تبعیض نژادی، سکولاریزم، قوانین و احکام قضایی ناعادلانه، تفاخر و آشکار ساختن زینت ها در انظار عمومی دانسته اند (شعبان پور، ۱۳۹۴ ش: صص۷-۲۸). نویسنده کتاب سیمای عرب جاهلی از زبان قرآن و روایات، شش رویکرد جاهلیت عرب را مورد کنکاش قرار داده است که عبارتند از: سیمای طبیعی عرب جاهلی، تاریخی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و دینی؛ تنها در بخش ششم کتاب، جهان بینی و معرفت شناسی جاهلیت و ادیان موجود در جزیره العرب را مورد بررسی قرار داده و به برخی مبانی معرفتی آن دوران مانند: شرک و بت پرستی، دنیاپرستی، ستاره پرستی، توتمیسم، انکار قیامت و دهری گرایی پرداخته است (فائز، ۱۳۹۰ش: صص ۲۰-۷۰).

از جمله ویژگی های اختصاصی این مقاله، تأکید بر آموزه های نهج البلاغه، تفکیک شاخص های معرفتی، عاطفی، و رفتاری از یک دیگر و برجسته ساختن مبانی معرفتی و فکری عصر بعثت است؛ چه این که حتی سایر حیطه ها، ریشه در جهان بینی و رویکرد معرفتی هر جامعه دارد. فکر و مبانی معرفتی زیربناست و جلوه های عاطفی و رفتاری اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روبنا تلقی می شوند. در این مقاله زیربناها مورد عنایت جدی قرار گرفته اند.

۱-۳. ضرورت و روش پژوهش

آگاهی از مولفه های شناختی-معرفتی جهان در عصر بعثت، می تواند تمهیدی در راستای شناخت جایگاه انقلاب تکاملی اسلام و پیام های بعثت باشد. تا زمانی که باورها، فرهنگ، تمدن، آداب و رسوم عصر بعثت شناخته نشود، میزان تأثیر آن آیین جدید آشکار نمی گردد. مهم تر آن که شناخت آن مولفه ها، می تواند در شناخت دنیای کنونی مفید و مؤثر باشد؛ زیرا جاهلیت نوین مجموعه ای فشرده از جاهلیت قدیم به اضافه انحرافات تازه در قالب های مدرن است و تنها با بازگشت به پیام بعثت قابل درمان است. جاهلیت دیروز و امروز حتما مشترکاتی دارند که شناخت آن ها شرط لازم و نه کافی، در راستای پیش گیری و درمان آن هاست.

این پژوهش از نوع مطالعات پژوهشی تحلیل محتوا است. ابتدا با مراجعه به منابع معتبر به ویژه نهج البلاغه، داده های مرتبط با سؤال اصلی تحقیق، جمع آوری و آن گاه در راستای هدف پژوهش، مورد تجزیه و تحلیل و تدوین منطقی قرار گرفته اند. در قالب این راهبرد، در آغاز به مفهوم شناسی اصطلاح جاهلیت پرداخته شد، آن گاه در بخش یافته ها و بحث، مولفه های شناختی جاهلیت بر پایه آموزه های نهج البلاغه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در پایان، همان مولفه ها در قالب جاهلیت مدرن، مورد واکاوی قرار گرفته و راه برون رفت از آن ارائه گردید.

۲. یافته ها و بحث

۲-۱. مفهوم شناسی جاهلیت

برخی جاهلیت را از ریشه «جهل» دانسته و آن را در مقابل «علم» قرار داده اند و به معنی نادانی گرفته و معتقدند که جهل به معنای خیره سری، بی خردی، پرخاشگری و شرارت به کار رفته است و در مقابل علم و رفتار برخاسته از علم و دین به کار رفته است، قرآن کریم دوران پیش از ظهور اسلام را از آن جهت که علم و دین حاکمیت نداشته، عصر جاهلی نامیده است (ن.ک: شوقی، ۱۳۶۴ش: ص۴۷).

گولدزیهر با استناد به شواهدی، «جهالت» را در برابر «حلم» تلقی نموده و برخی دیگر جاهلیت را در برابر «اسلام» قرار داده اند؛ با این مبنا، مقصود از جاهلیت در قرآن، عصری است که با تمام موازین و ارزش های اخلاقی و دینی و فرهنگی آن، درست در مقابل اسلام بوده است (ن.ک: خرمشاهی، بی تا، ج۵، ص۲۸۱). از منظر امیرالمؤمنین علی(ع) معنای واقعی «جاهلیت» نه به معنای نقیض علم و نه در مقابل حلم، بلکه درمقابل «عقل» قرار دارد. آن حضرت می فرمایند: «و لا تکونوا کجفاه الجاهلیه لا فی الدین یتفقهون و لا عن الله یعقلون؛ چونان ستم پیشگان جاهلیت نباشید که نه از دین آگاهی داشتند و نه در مورد خداوند اندیشه می کردند (تعقل نمی کردند)» (خطبه/۱۶۶). این معنا را می توان از روایات دیگر آن حضرت به دست آورد مانند این که فرمود: «هیچ ثروتی چون عقل نیست و هیچ فقری چون نادانی (و جهل) نیست» (حکمت/۵۴).

امیرالمؤمنین علی(ع) در برخی از تعابیر، جاهلیت را با صفت «الجَهلاء» یاد می کند: «… وَ اسْتَخَفتْهُمُ الْجَاهِلِیه الْجَهْلَاءُ…؛… و نادانی های جاهلیت، پست و خارشان کرده…» (خطبه/۹۵)؛ و نشان می دهد «جاهلیت» را به معنای جهالت و نادانی به کار برده اند. البته غالبا این صفت برای تأکید مضاعف می آورند مانند: لیله لَیلاء که به معنی شب بسیار تاریک است. و جاهلیت لفظا به معنی نادانی و از نظر لغت، مصدر جعلی می باشد (جعفری، ۱۳۶۷ش: ص۴۹۹). عواملی که موجب شد حضرت تعبیر «جهالت جهلاء» استفاده کنند، مولفه هایی بود که همگی ریشه در جهل بشر در آن دوران داشته است.

تعبیر کتاب «عقل و جهل» در اصول کافی و «سپاه عقل و جهل» در روایات می تواند شواهدی بر این ادعا باشد که لااقل از لحاظ لغوی «جهل»، در برابر عقل قرار دارد. حتی پیامبر اکرم (ص) در توصیه های خود به شمعون بن لاوی بن یهودا از حواریون حضرت عیسی(ع) در توصیف عقل، آن را در برابر جهل به کار برده اند:

«شمعون پرسید: مرا خبر ده که عقل چیست…؛ حضرت فرمود: عقل عقال و پای بندی بر جهل است…» (ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴ ق: ص۱۵). بعد از برشمردن شاخه های عقل و ویژگی عاقلان، شمعون در مقابل از حضرت درخواست کرد تا جاهلان را نیز توصیف فرماید: «قَالَ شمْعُونُ فأَخْبِرْنِی عنْ أَعْلَامِ الْجَاهِلِ…» (همان، ص۱۸۸).

جاهلیت در اصطلاح، دوران پیش از بعثت نبی اکرم(ص) را گویند که مولفه هایی در عرصه اعتقادی، اجتماعی و اخلاقی داشته است. در واقع جاهلیت روحیه ای است که در هر دوره ای قابل تکرار و در هر فردی و جامعه ای امکان ظهور و بروز دارد. قرآن کریم روزگار «عرب قبل از اسلام و متصل به ظهور اسلام» را روزگار جاهلیت نامیده و این نام گذاری علتی جز این نداشته است که اشاره کند به این که در زندگی عرب آن روز، تنها و تنها جهل حاکم بوده است نه علم و در تمامی امورشان باطل و سفاهت بر آنان مسلط بوده است نه حق و استدلال (طباطبایی، ۱۳۷۴ش: ج۴، ص۲۴۰). منظور از جاهلیت اولی در آیه ۳۳ احزاب، همان جاهلیت قبل از اسلام است (آل عمران /۱۴۳؛ مائده/۵۰؛ فتح/۲۶). و جاهلیت ثانیه، جاهلیتی است که بعدا پیدا خواهد شد (هم چون عصر ما) (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ ش: ج۱۷، ص۲۹۱).

۲-۲. قرآن و عصر بعثت در یک نگاه

در قرآن کریم وضعیت جهان و محل نزول وحی، یعنی جزیره العرب در آستانه بعثت، با سه کلید واژه معرفی شده است:

۲-۲-۱. گمراهی آشکار: قرآن، مخاطبان عصر پیامبر اسلام(ص) را دچار «گمراهی آشکار» معرفی کرده است: «خداوند بر مؤمنان منت نهاد [نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آن ها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آن ها بخواند، و آن ها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند»(آل عمران /۱۶۴).

یا در وصف کافران در همه اعصار می فرماید: «الذینَ یسْتَحِبونَ الْحَیاه الدنْیا عَلَی الْاخِرَه وَ یصُدونَ عنْ سبیلِ اللهِ وَ یبْغُونَها عِوَجاً أُولئِک فی ضَلالٍ بَعیدٍ؛ همان ها که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند؛ و (مردم را) از راه خدا باز می دارند؛ و می خواهند راه حق را منحرف سازند؛ آن ها در گمراهی دوری هستند!»(ابراهیم/۳).

و هم چنین فرمود: «و [خداوند] کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن ها می خواند و آن ها را تزکیه می کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!»(جمعه/۲).

۲-۲-۲. لبه پرتگاه آتش: قرآن کریم، وضعیت کلی جامعه جاهلی را به تصویر کشانده و جمعیت عرب را در لبه پرتگاه آتش معرفی کرده است:

«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَقُوا وَاذْکرُوا نِعْمَتَ اللَهِ عَلَیکمْ إِذْ کنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَفَ بینَ قلُوبِکمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکنْتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَه مِنَ النَارِ فَأَنْقَذَکمْ مِنْهَا کذَلِک یبینُ اللَه لَکمْ ایاتِهِ لَعَلَکمْ تَهْتَدُونَ؛ و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هر گونه وسیله وحدت ]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یک دیگر بودید، و او میان دل های شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفره ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید» (آل عمران /۱۰۳).

۲-۲-۳. جاهلیت: که شامل ظن جاهلی (آل عمران/۱۵۴)؛ حکم جاهلی (مائده/۵)؛ تبرج و خودنمایی جاهلی (احزاب/۳۳) و حمیت جاهلی (فتح/۲۶) می شود.اما از آن جا که هدف اصلی این پژوهش، بررسی شاخص های شناختی عصر بعثت، با تأکید بر کلید واژه جاهلیت است اینک این مولفه ها بر پایه نهج البلاغه مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت.

۲-۳. مولفه های شناختی عصر بعثت

کشف مولفه های شناختی جهان در عصر بعثت، که با واژه جاهلیت گره خورده است و ترسیم تصویری از آن دوران، تنها با مراجعه به کتاب و سنت و منابع تاریخی امکان پذیر است. کلمه جاهلیت ریشه در قرآن دارد و مشتقات اسمی و فعلی آن به صورت های: جاهل، جاهلون، جاهلین، جهاله، یجهلون، تجهلون و جهول به کار رفته است. ولی کاربرد بیش تر این واژه به صورت جهل است که معانی متفاوتی دارد. با بررسی آیاتی که مشتقات واژه «جهل» در آن ها آمده، معنا و مفهوم جهل و به تبع آن جاهلیت در قرآن مورد بررسی قرار می گیرد. در قرآن به چند ویژگی حیات جاهلی تصریح شده است.

الف. جهل در برابر عقل به کار برده شده نه علم: «وَإِذْ قَالَ مُوسَی لِقَوْمِهِ إِنَ اللَهَ یأْمُرُکمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَهً قَالُوا أَتَتَخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَهِ أَنْ أَکونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ؛ و هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: خدا به شما دستور می دهد که ماده گاوی را سر ببرید، گفتند: آیا ما را به تمسخر می گیری؟ گفت: به خدا پناه می برم از این که از نادانان باشم»(بقره/۶۷). مسخره کردن دیگران، نشانه بی خردی و از مصادیق جهل است که حضرت موسی(ع) از آن به خدا پناه می برد.

ب. گزینش لذت زودگذر شهوانی و چشم پوشی از رضایت حق تعالی: این معنا از آیه زیر استنباط می شود: «یوسف گفت: پروردگارا؛ زندان برای من از آن چه مرا به سوی آن می خوانند محبوب تر است و اگر حیله را از من باز نگردانی من به سوی آن ها تمایل می کنم و از جاهلان می گردم» (ن.ک: قرائتی، ۱۳۷۵ ش: ج۶، ص۵۶).

ج. غلبه هوس ها بر عقل: «قالَ هلْ عَلِمْتُمْ مَا فَعَلْتُمْ بِیوسُفَ وَأَخیهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ؛ [یوسف] گفت: آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید آن گاه که شما نادان بودید»(یوسف /۸۹). بنابراین جهل تنها به معنای ندانستن نیست، بلکه غلبه هوس ها نوعی بی توجهی و جهل است. انسان گناه کار هر چند عالم باشد، جاهل است. چون توجه ندارد و آتش دوزخ را برای خود می خرد (م.ک: قرائتی، همان، ص۱۱۴).

د. اعتماد به اخبار فاسقان به عنوان نشانه جهل: «یَا أَیهَا الذِینَ امَنُوا إِن جاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَینُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَه فَتُصْبِحُوا عَلَی مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ؛ ای کسانی که ایمان آوردید اگر فاسقی خبری برای شما آورد پس جست وجو کنید، مبادا که در اثر تفحص نکردن به قومی آزار رسانید و بر کرده خود سخت پشیمان شوید»(حجرات /۶).

عصر پیش از بعثت، نمونه ای از عصر جاهلیت است که مولفه های خاصی در حیطه اعتقادات، رفتار اجتماعی و اخلاق دارد که مهم ترین آن ها عبارت است از: فاصله گرفتن از توحید؛ منحصر دانستن حیات به زندگی دنیا و انکار قیامت، هوس مداری به جای عقل مداری و به جای رضای خدا؛ خیانت در امانت؛ تعصب ناروا؛ گمان های باطل نسبت به خدا؛ خودآرایی زنان؛ کبر و خودخواهی، داوری به غیر حکم الاهی، زنده به گورکردن دختران، امیرالمؤمنین علی(ع) در نهج البلاغه مولفه ها و شاخص های شناختی و اعتقادی دوران جاهلیت را در چند شاخص بنیادی، ترسیم فرموده است. آشفتگی و انحراف بنیادی در اضلاع سه گانه جهان بینی (خدا، جهان و انسان) و به تبع آن ها در عرصه ایمان، زندگی حقیقی، حیات پس از مرگ و مانند آن در عصر بعثت، در موارد زیر انعکاس یافته است:

۲-۳-۱. تعصب و حمیت ناصواب: در قرآن کریم در این باره آمده است: «إِذْ جَعَلَ الذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیه حَمِیه الْجَاهِلِیه؛ آن گاه که کافران در دل های خود، تعصب (آن هم) تعصب جاهلیت ورزند»(فتح /۲۶).حمیت از ماده «حمی» به معنای حرارتی است که از آتش یا خورشید و یا بدن انسان و مانند آن به وجود می آید و به همین دلیل به حالت تب، «حمی» گفته می شود. از این جهت به حالت خشم، نخوت و تعصب خشم آلود نیز حمیت می گویند و این حالتی است که بر اثر جهل و کوتاهی فکر و انحطاط فرهنگی، مخصوصا در میان «اقوام جاهلی» فراوان بوده است و سرچشمه بسیاری از جنگ ها و خونریزی های می گردید.

سپس می افزاید: در مقابل آن، خداوند حالت سکینه و آرامش را بر رسول خود (ص) و مؤمنان نازل فرمود: «فَأَنْزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ»؛ آری فرهنگ جاهلیت، به «حمیت» و «تعصب» و «خشم جاهلی» دعوت می کند، ولی فرهنگ اسلام به سکینه و آرامش و تسلط بر نفس (ن.ک: مکارم، همان، ج۲۲، صص۹۶و۹۷).

یکی از مهم ترین ویژگی های عرب جاهلی، یاری کردن خویشان در هر فرصت و شرایطی بود (ن.ک: نیکلسون، ۱۳۸۰ش: ص۷۹). به طوری که در ضرب المثل آن ها آمده است: «برادرت را یاری کن چه ظالم باشد، چه مظلوم». علی(ع) می فرماید: «شراره های تعصب و کینه های جاهلیت را که در دل های شما پنهان شده است، خاموش سازید؛ زیرا که این تعصب [ناروا] در مسلمانان از القائات و کبر و نخوت و فریب ها و وسوسه های شیطان است» (خطبه/۲۳۳).

به هر حال، شک نیست که وجود چنین حالتی در فرد یا جامعه، باعث مایه ماندگی و سقوط آن جامعه است، پرده های سنگینی بر عقل و فکر انسان می افکند و او را از درک صحیح و تشخیص سالم باز می دارد، و گاه تمام مصالح او را به باد فنا می دهد. اصولا انتقال سنت های غلط از قومی به قوم دیگر، در سایه شوم همین «حمیت جاهلیت» صورت می گیرد و پافشاری اقوام منحرف در برابر انبیاء و رهبران الاهی نیز غالبا از همین رهگذر است (ن.ک: مکارم، همان، ص۱۰۱).

امام سجاد(ع) درپاسخ به پرسشی درباره عصبیت فرمود: «تعصبی که موجب گناه است این است که انسان بدان قوم خود را از نیکان قوم دیگر برتر بشمرد ولی دوست داشتن قوم خود تعصب نیست، تعصب آن است که آن ها را در ظلم و ستم یاری کند» (عروسی حویزی، ۱۴۱۵ق: ج۵، ص۷۳).قرآن مجید داروی این درد را ایمان معرفی کرده است؛ زیرا در نقطه مقابل آن، از مؤمنانی سخن گفته است که دارای سکینه و روح تقوا هستند، آن جا که ایمان و سکینه و تقوا باشد، حمیت جاهلیت نیست و آن جا که حمیت جاهلیت باشد ایمان و سکینه و تقوی حضور ندارد!.

۲-۳-۲. نشناختن حق الاهی: نخستین حقی که از جانب خدای سبحان بر گردن انسان گذاشته شده، حق شناخت و معرفت خداوند سبحان است. امام سجاد (ع) می فرماید: «پس حق خداوند که بزرگ ترین حق است؛ بر گردن تو آن است که فقط بنده او باشی و در عبادت و بندگی شرک نورزی» (صحیفه سجادیه، ۱۳۹۴ ش). این حق به عنوان بزرگ ترین حق، در عصر جاهلیت، زیر غبار غفلت و شرک پنهان مانده بود. فَجَهِلُوا حَقهُ… (خطبه/۱)؛ «حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدایان دروغین روی آوردند…». در ذیل نشاختن حق الاهی در عصر جاهلیت، به انحرافات شناختی زیر می توان اشاره داشت:

الف. نادیده گرفتن پیمان الاهی از سوی اکثریت مردم: «خدا پیمان وحی را از پیامبران گرفت تا امانت رسالت را به مردم برسانند، آن گاه که در عصر جاهلیت ها بیش تر مردم، پیمان خدا را نادیده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدایان دروغین روی آوردند، و شیطان مردم را از معرفت خدا باز داشت و از پرستش او جدا کرد،…» (خطبه/۱).

ب. اتخاذ بت پرستی و شرک به جای توحید: «در آن روزگار… گروهی خدا را تشبیه به مخلوق کرده، عده ای در نام او از حق منحرف بوده و برخی غیر او را عبادت می نمودند» (همان). در سوره زمر نیز شرک و بت پرستی به عنوان نشانه جهل معرفی شده است: «قُلْ أَفَغَیرَ اللَهِ تأْمُرُونِی أَعبُدُ أَیهَا الْجاهِلُونَ؛ آیا به من دستور می دهید که غیر خدا را عبادت کنم ای جاهلان»(زمر/۶۴).

مبعث، عید برانگیختگی و روز رجوع به فطرت الاهی و زندگی همراه با عقلانیت، آزادگی، عدالت و بندگی خدا است و وظیفه پیامبران الاهی هدایت انسان ها به سوی این فطرت پاک و اندیشه ورزی در چارچوب دستورات خداوند متعال و توحید است (ن.ک: خامنه ای، ۱۳۹۵ش: سخنرانی۱۶-۲-۹۵). رهبر معظم انقلاب، با تأکید بر این که شهوت، غضب و نفسانیات، شاخصه های اصلی جریان جاهلیت است، خاطرنشان کردند: نتیجه عملکرد جبهه جاهلیت همواره رنج، محنت و تحقیر بشریت و کشتار میلیون ها انسان و غارت منابع ملت ها و فساد بوده که نمونه بارز آن دو جنگ بین الملل است (همان).

ج. گمان نادرست نسبت به خدا: «و گروهی در فکر جان خود بودند و درباره خدا، گمان های ناروا هم چون گمان های جاهلیت می بردند»(آل عمران/۱۵۴).

در این آیه، هر پنداری نسبت به خداوند که با باورهای اسلامی سازگار نباشد، پندار جاهلی خوانده شده است. چون این مردم نسبت به خداوند، قدرت و تحقق وعده های او پندار نادرستی داشتند که غیر مطابق با واقع بوده، اوصافی که مردم زمان جاهلیت، خدا را به آن وصف می کردند. در المیزان در این خصوص آمده است: معلوم می شود این طایفه چنین می پنداشتند که دین حق هرگز شکست نمی خورد و متدین به چنین دینی، هرگز مغلوب دشمنش واقع نمی شود، چون یاری این دین و این متدین به عهده خدا است و برای این پندار خود هیچ شرط و قیدی هم قائل نبودند؛ زیرا خیال می کردند که خدای تعالی در وعده نصرت خود هیچ قیدی را شرط نکرده است و اشتباه شان هم همین جا بوده و ظن جاهلیت همین است، چون بت پرستان عصر جاهلیت معتقد بودند که برای هر صنف از اصناف حوادث، از قبیل: رزق، حیات، موت، عشق، جنگ و امثال آن و هم چنین برای هر نوع از انواع موجودات عالم از قبیل: انسان، زمین، دریاها و غیر این ها، رب و مدبری جداگانه است که امور هر یک از آن ها را رب آن ها اداره می کند و این ارباب و خدایان در اراده خود شکست ناپذیرند.

بت پرستان، این خدایان را می پرستند تا آن چه را که می خواهند به وسیله آنان به سوی خود سرازیر سازند و سعادت را برای خویش فراهم نمایند، و نیز شرها و بلاها را از خود دفع کنند و خدای سبحان را رب آن ارباب، و به منزله پادشاهی عظیم می دانستند، که هر صنف از اصناف رعیت خود را به یکی از بزرگان رعیت خود سپرده، و اختیار تام به او داده، و او در حوزه حکمرانی و منطقه نفوذ خود هر کاری بخواهد می کند و این فرد مشرک، وقتی مسلمان شد در مورد اسلام نیز خیال کرد که دین حق در تقدم و پیشرفت ظاهری هم هرگز شکست نمی خورد و هم چنین پیامبر(ص)- که اولین کسی است که مسئولیت ابلاغ این دین از جانب پروردگارش به دوش او نهاده شده، و سنگینی آن را تحمل کرده- در ظاهر، دعوتش مقهور نمی شود و یا حداقل کشته نمی شود و نمی میرد؛ در حقیقت ظنی جاهلی به خود راه داده و درباره خدا به ظنی غیر حق مبتلا شدند، چرا که برای خدا همتا و امثالی گرفته که یکی از آن ها پیامبر(ص) است و او را ربی پنداشته که خدای تعالی امر پیروزی بر دشمن و غنیمت گرفتن از او را به خود آن جناب وا گذاشته است! درحالی که خدای سبحان واحد است و شریکی ندارد و تمامی امور به دست خود او است و احدی از خلائق اختیار هیچ امری را ندارد (ن.ک: طباطبایی، همان، صص ۷۳ و۷۴).

د. انحراف از توحید: از دیگر نشانه های انحراف شناختی فاصله گرفتن از توحید ناب است. «… و شیطان، مردم را از معرفت خدا باز داشت و از پرستش او جدا کرد…» (خطبه/۱).

۲-۳-۳. خلا دین داری و ایمان: در عصر جاهلیت، بدترین دین در میان مردم حاکمیت داشت: «خداوند، پیامبر اسلام، حضرت محمد(ص) را هشداردهنده جهانیان مبعوث فرمود…، آن گاه که شما ملت عرب، بدترین دین را داشته،… بت ها میان شما پرستش می شد و مفاسد و گناهان، شما را فرا گرفته بود» (خطبه/۲۶). از جمله نشانه های خلا دین داری و ایمان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف. از هم گسیختگی در دین و دین داری: «… تا این که خدای سبحان،… حضرت محمد(ص) را مبعوث کرد،… در روزگاری که مردم روی زمین دارای مذاهب پراکنده، خواسته های گوناگون و روش های متفاوت بودند…» (همان).

ب. ناپایداری و تزلزل در ایمان: «… خدا پیامبر اسلام (ص) را زمانی فرستاد که مردم در فتنه ها گرفتار شده، رشته های دین پاره شده و ستون های ایمان و یقین ناپایدار بود. در اصول دین اختلاف داشتند و امور مردم پراکنده بود، راه رهایی دشوار و پناه گاهی وجود نداشت…» (خطبه /۲).

ج. باورهای نادرست در باره رستاخیز و جاودانگی انسان (مرگ به مثابه پایان حیات): مردم نسبت به زندگی پس از مرگ اعتقادی نداشتند و «معاد» و زنده شدن بدن های از بین رفته و استخوان های پوسیده را «بعید» می شمردند و می گفتند: «جز زندگی دنیای ما [زندگی دیگری] نیست و برانگیخته نخواهیم شد» (مؤمنون/۳۷؛ جاثیه/۲۴).

د. محرومیت از امامان نور و هدایت: «… آب حیات فروخشکیده و نشانه های هدایت کهنه و ویران شده بود» (خطبه/۸۹).بشر برای شناخت راه زندگی، همواره نیازمند پیشوایان الاهی است و جامعه محروم از این نعمت، به بیراهه خواهد افتاد. بر اساس روایات اسلامی، کسی که امام و پیشوای زمانه اش را نشناسد حیات جاهلیت دارد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناخته باشد، در واقع به مرگ جاهلیت مرده است» (حر عاملی، ۱۳۸۷ش: ج۱۶، ص۲۴۶). منظور از جاهلیت، سیطره روح جاهلی در هر عصر و دوره ای است:

«حارث ابن مغیره می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم آیا رسول الله(ص) فرموده اند: هرکس بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است؟ امام(ع) فرمود: بله، گفتم: منظور از جاهلیت، جاهلیت قبل از اسلام است و یا جاهلیت نشناختن امام؟ حضرت فرمودند: جاهلیت کفار و منافقین

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *