توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل جنبش جنگل از پیامدهای انقلاب مشروطه!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل جنبش جنگل از پیامدهای انقلاب مشروطه بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل جنبش جنگل از پیامدهای انقلاب مشروطه از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل جنبش جنگل از پیامدهای انقلاب مشروطه شامل 118 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل جنبش جنگل از پیامدهای انقلاب مشروطه استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل جنبش جنگل از پیامدهای انقلاب مشروطه با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل جنبش جنگل از پیامدهای انقلاب مشروطه قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل جنبش جنگل از پیامدهای انقلاب مشروطه حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل جنبش جنگل از پیامدهای انقلاب مشروطه به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جنبش جنگل از پیامدهای انقلاب مشروطه :
چکیده
گیلانیان در برپایی و استمرار انقلاب مشروطیت نقشی بسزایی بازی کردند. آنان در آغاز جنبش های اعتراضی در برابر حکومت قاجار تا فتح تهران و مخالفت آشکار و گسترده با محمد علی شاه و دخالت های روسیه و انگلستان، حماسه های پرشور آفریدند. گیلانیان در آن دوران، گذشته از انتشار جراید آزادیخواه و مشروطه طلب و برپا کردن کمیته ها و انجمن های مردمی، کوشیدند در کنار همداستانی با دیگر مردمان ایران، به ادار کارهای گیلان به شیوه فدرال بپردازند. اعتراض های گسترد آنان، از گیلک و طالش، شهری و روستایی، در چارچوب مبارزات دهقانی، اعتصاب های کارگری و صنفی، برگ های زرینی به تاریخ افتخارآمیز مردمان این سرزمین افزوده است. اهمیت ایران در دوران قاجار بعنوان پلی میان ایران و اروپا و همسایگی این سرزمین با مناطق ماورای ارس که در واپسین سال های سد نوزدهم و نخستین سال های ده بیستم میلادی کانون اعتراض ها و جنبش ها به شمار می رفت، مای روشن شدن افکار عمومی و زمینه ساز خیزش ها در گیلان بوده است. تاریخ مشروطیت، بی شناخت درست نقش آفرینی گیلانیان و حضور پیوسته و کارساز آنان در پهن انقلاب، نارسا خواهد بود.
درآمد
جنبش مشروطه خواهی ایران، هرچند نقط عطفی در تاریخ مبارزات ملّی ایران به شمار می آید، ولی این رستاخیز ملّی به علت های گوناگون نتوانست آنچه را در شعارها وعده داده بود، تحقق بخشد. هدف این نوشتار، بررسی علل ناکامی و ناکارآمدی نظام برآمده از آن جنبش نیست، بلکه برآنیم تا نشان دهیم که پیامدهای ناگوار و نومیدکنند آن، مای خیزش های ملّی و مردمی(سردار جنگل در گیلان، خیابانی در آذربایجان و کلنل محمد تقی خان پسیان در خراسان) شده است. در فراهم آوری این نوشتار، منابع تاریخی و ادبی دوران مورد بحث بررسی و کوشیده شده است پیوند منطقی میان پیامدهای جنبش مشروطه خواهی و هدف ها و مرامنام مبارزان و مجاهدان نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک خان، روشن شود. برخلاف پندارشماری از تاریخ نگاران که به پاره ای از جنبش های ملّی، بویژه نهضت جنگل، انگ تجزیه طلبی زده اند، در این نوشتار نشان داده خواهد شد که هدف جنبش جنگل و مبارزات و جانفشانی های جنگلیان، برآوردن آرمان ها و خواسته های مشروطه خواهان بوده است.
۱- اوضاع اقتصادی- اجتماعی ایران از دوران مشروطه تا استقرار سلطنت پهلوی
سرنوشت نظام مشروطه به دست کسانی افتاده بود که مصالح و منافع خود را در رژیم فرسود استبدادی جستجو می کردند؛ یعنی همان طبق حاکم پیشین که با چهره ای دیگر، در دوران پس از مشروطه نیز زمام قدرت را در دست گرفته بودند و راه را بر هرگونه دگرگونی بنیادی شرایط زندگی اجتماعی و اقتصادی لایه های محروم و زحمتکش جامعه می بستند. آنان برخلاف انتظار کسانی که در راه برپایی حکومت مشروطه فداکاری کرده بودند، از امتیازات طبقاتی خود همچون گذشته بهره می گرفتند و در سای انتساب به حکومت آزاد و تظاهر به آزادیخواهی و پشتیبانی از ارکان مشروطه، بر وجه ملّی و نفوذ اجتماعی خویش می افزودند. ایران در زیر بار وام های کمرشکن و قیود سیاسی و اقتصادی دولت های استعمارگر به زانو درآمد بود و در آن روزها تنها یک حکومت مقتدر ملّی و متکی به افکار عمومی می توانست گذشته از اصلاح امور داخلی، به سیاست خارجی ایران سروسامانی دهد و بندهای سیاسی و اقتصادی را از دست و پای ایرانیان بردارد، ولی کسانی که بر سر خوان مرده ریگ مشروطه نشسته بودند، نمی توانستند از پس چنین اصلاحاتی برآیند.
جان فوران سیمای روشن و شفّافی از اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران در آن دوران ترسیم کرده است: «در سال ۱۹۱۴ م/ ۱۲۹۳ ش، شمال ایران بخشی از امپراطوری روسیه محسوب می شد و در اشغال قوای روسیه بود و کنسول های روسی به جای حکومت، امور آن قسمت را اداره می کردند، در جنوب نیز انگلیسی ها با شیخ خزعل حکمران عرب خوزستان همکاری داشتند تا در زمین اعمال کنترل بر میادین نفتی تضمینی داشته باشند. دولت ایران در این دوره بسیار ضعیف بود. رؤساس قبایل و بزرگ مالکان، در مناطق خویش حاکم مطلق شدند. ایران در جنگ جهانی اول اعلام بیطرفی کرد اما به رغم این بیطرفی صحنه درگیری های قوای روسیه، عثمانی و بریتانیا شد. جنگ تأثیر مستقیم و ویرانگری بر اقتصاد ایران داشت. ارتش های متخاصم، محصولات کشاورزی، دامی و خود دام ها را مصادره می کردند. شبک آبیاری ویران شد. دهقانان را به زور به جاده سازی و سایر بیگاری های نظامی وا می داشتند و روستاها از سکنه خالی گردید. ایران حتی تا سال ۱۳۰۴ شمسی، به سطح تولید کشاورزی قبل جنگ برنگشت. توسع صنعتی دستخوش وقفه شد اما داد و ستد و پیشه وری در سطح محلی باقی ماند. شهرهای کشور با تورم دست به گریبان بودند. واردات بر صادرات پیشی گرفت. در شمال نیز جابجائی تجارت وضعیت بدی به وجود آورده بود. اوج مشکلات، زمستان ۱۲۹۷ شمسی بود که قحطی جابجائی تجارت وضعیت بدی به وجود آورده بود. اوج مشکلات، زمستان ۱۲۹۷ شمسی بود که قحطی شدیدی بروز کرد. علت آن پایان یافتن مازاد بر اثر جنگ و مشکلات و توزیع و احتکار محلی بود. بنابر برآوردها، تلفات انسانی ناشی از قطحی بین یکصد هزار نفر تا دو میلیون نفر بوده است. بالفور رایزن مالی بریتانیا در تهران، منطقه ای را دیده بود که تقریبا جمعیت کشاورز آن بر اثر قحطی مرده بودند، یعنی مردم ایران برای جنگی که خود نقشی در به راه انداختن نداشتند بهائی این چنین سنگین می پرداختند؛ جنگی که قدرت های بزرگ مسلط بر کشورشان به راه انداخته بودند. دولت مرکزی در زمان سلطنت احمد شاه قاجار، وضعیت نومیدکننده داشت و بین سال های ۱۲۸۸- ۱۳۰۰ شمسی بیش از ۵۰ بار کابینه تغییر کرد.»[۱]
۲- نقش دولت های استعمارگر و کارگزاران حکومت در انحراف و انحطاط مشروطیت
سرنوشت انقلاب مشروطه، می بایست در کشاکش رویدادها و کشمکش های قدرت طلبانه امیرپالیست ها تعیین شود. برجسته ترین رویدادها و کشمکش هایی که توانست بر روند طبیعی مشروطه اثر منفی گذارد و آنرا از مسیر طبیعی خود منحرف کند، عبارت بود از: ۱- پیمان ۱۹۰۷ میلادی روسیه و انگلستان؛ ۲- عزل مورگان شوشتر آمریکایی و کنار گذاشته شدن اصلاحات مالی در ایران؛ ۳- اشغال نظامی ایران به دست نیروهای روسی و انگلیسی؛ ۴- گشایش مجلس دوم شورای ملّی با اکثریت برخاسته از میان بزرگ مالکان، مخالفان نوگرایی و آزادی های سیاسی؛ ۵- راه افتادن جنگ جهانی یکم.
ادوارد براون رایزن فرهنگی سفارت بریتانیا در ایران که در بیشتر موارد دربار مسائل سیاسی- اجتماعی ایران دیدگاهی صائب و منطقی داشته، نقش دولت های استعمارگر را در انحراف مشروطه کارساز دانسته و نوشته است: «… ایرانی قادر است که بنیاد زندگی خو را در مسیر مشروطه گری بریزد ولی من تصور نمی کنم که هیچ پژوهشگر با انصاف تاریخ ده – یازده ساله اخیر ایران بر این باور باشد که بیگانگان هرگز به مشروط ایران فرصت پیشرفت و موفقیت داده اند.»[۲]
روسیه و انگلستان، به دست نظامیان اشغالگر و از راه سفارتخانه های خود در تهران از هر کاری در به انحراف کشاندن مشروطیت پروا نداشتند. بسیاری از نوشته های پژوهشگران در زمین تاریخ معاصر، گواه این واقعیت است. یحیی دولت آبادی به هنگام بازگشت از اروپا به ایران، نوشت: «… چون روان تهران می گردم در قزوین و اطراف آن عساکر روس را که می بینم که مانند قشون فاتحی در مملکت مفتوح رفتار می کنند، بر تاثرات قلبی ام افزوده می شود. زحمات چندین سال وطن خواهان و دادن جان و مال و عرض خود در راه استقلال وطن و کوتاه کردن دست بیگانگان در برابر چشم مجسم شده بیش از پیش به زمامداران امور ملکت که این طور وطن خود را دستخوش بازی اجانب قرار دادند هزاران لعنت می فرستم.»[۳]
پژوهشگران ایرانی در کنار رفتار ویرانگر روسیه و انگلستان، نقش عوامل داخلی را هم در ناکارآمدی دولت و مجلس مؤثّر دانسته اند. گذشته از یحیی دولت آبادی، گروهی دیگر از تاریخ نگاران صاحب نام نیز این نکته را یادآور شده اند. شاپور رواسانی در تأیید دیدگاه دولت آبادی می نویسد: «حکومت مشروطه تحت نفوذ مستقیم خان ها، ارتجاعیون و وابستگان به سیاست استعماری انگلستان قرار داشت.»[۴]
سپهدار محمّد ولی خان تنکابنی که در دوران مشروطه، از برجستگان در پهن سیاست ایران بوده است، در یادداشت هایش بارها بر نقش عوامل داخلی و کارگزاران حکومت در این زمینه انگشت گذاتشه است: «حالت ایران با نهایت بی غیرتی به این روز افتاده و الاّ ما حالا بایستی استفاده ها برده باشیم و کارهای خود را سر و صورتی داده الان با کمال فقر و فلاکت و ذلت هرج و مرج و مفلسی و کیسه های خالی نه لشکر، نه عسکر، نه خزینه، نه رعیت مطیع، نه علمای هواخواه سلطنت. باری به طوری به بی شرفی وقت می گذرانیم که خداوند نصیب هیچ دولت و ملتی نکند. اسم آزادی و مشروطه را ملوث کرده ایم و ننگ هم روی زمین شده ایم این است حال وزرای ما، پادشاه ما، رعیت و لشکری و…. همه یاغی، طاغی، دزد و غارتگر هستند. مردم ایران در بلایای همه قسم مصائب دچار هستند و این دولتیان و نظامیان به حدی فشار به رعیت وارد آورده اند که دیگر امید عافیتی نیست. در این روزها مخاطرات زیادی در نظر است، روابط خارجه به کلی مسدود و تجارت و صادرات بهیچوجه نیست. همه جای ایران نکبت، فقر، فلاکت، بی چیزی، گدائی و خسر الدنیا و الاخره است. چند نفر مغرض نادان که پول از خارج می گیرند و به ظاهر اسم مشروطه خواهی و دموکراسی بر خود گذارده و می خواهند این مملکت را به دست روس و انگلیس بدهند. الان در تمام ایران قتل و غارت و یاغیگری است، همه جا هم گرانی… رعیت پریشان… جمعی مغرض و نمی فهمند چه کار کنند. من هم تماشا می کنم و از عراق، لرستان، بروجرد، مازندران چپاول می شود و اردوی طرفین غارت و خراب می گردد. این وکلای علیه ما علیه هم هنوز در مجلس که از دو سال هم گذشته است به خلاف قانون نشسته اند و مشغول خرابی مملکت و بیشرفی و بی دینی هستند ایران را به باد داده اند و دست هم نمی کشند این حضرت سرداری های ما هر جا رفتند شکستی دادند در مقابل تهاجم نیروهای محمد علی شاه و سالار الدوله- بعد مشغول غارت و چاپیدن فقرا شدند و آن حضرات رفتند و نانی جمع آوری نموده و مشغول غارت، یفرم و ارمنی هم آنچه از وزن سبک و از قیمت سنگین است می گیرند و زود مراجعت می کنند تهران مشغول سلطنت و تاخت و تاز بشوند.»[۵]
محمد تقی بهار در کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، با دیگر کسانی که معتقدند مشروطه در راه تحقّق بخشیدن به هدف ها و خواسته های متعالی اش ناکام مانده همداستان شده و در مجلدات اول و دوم این کتاب، از ناکامی مشروطیت سخن به میان آورده است. وی نخست از رفتار رجال به ظاهر مشروطه خواه با یکی از نمادها و پدیده های مشروطیت یعنی انتخابات آزاد سخن گفته و سپس از خودکامگی رضا خان سردار سپه به هنگام سرپرستی وزارت جنگ در دوران مشروطه پرده برداشته است. دیدگاه های محمد تقی بهار در تأیید نوشته های دیگر پژوهشگران، خواندنی است: «انتخابات به واسط روی کار آمدن دولت هائی که مایل به حکومت اعیانی قدیم بودند و با احزاب شوخی می کردند و آنها را فریب می دادند مانند مرحوم مستوفی، علاء السلطنه و صمصام السلطنه متوقف ماند.»[۶]
بهار دربار حکومت و ادار کشور پس از مشروطه و در دوران وزارت جنگ رضا خان سردار سپه نوشته است: «ثروت و خزاین سیصد سال اقبال السلطنه ماکوئی یکسره ضبط شد و خانواده اش منقرض و هرچه داشتند تصرف و به مرکز فرستاده شد و از آن ثروت دیناری به خزان دولت تحویل داده نشده بود و معلوم نشد گناه او چه بود و ما یملک او چه شد؟ دو پسر اسماعیل خان امیر موید سوادکوهی را در مازندران بدون محاکمه و تعیین تقصییر به قتل آوردند و سبب آن را کسی ندانست، بودجه وزارت جنگ بدون تفتیش و نظارت مستشار آمریکائی دکتر میلیسپو خرج می شد و… این حرکات در حکومت مشروطه که قانون و مجلس و وکیل و روزنامه دارد همه مستحق مجازات و در خور انتقاد شدید است و هیچکدام هم جواب ندارد.»[۷]
۳- بازتاب پیامدهای مشروطیت در ادبیات سیاسی
سید اشرف الدین حسینی قزوینی، از شاعران ارزند آن دوران، دربار ناکامی مشروطه و برآورده نشدن هدف ها و خواسته های مشروطه خواهان، سروده های شیوایی دارد. برای نمونه:
مجلس فاتح برپا سازید
قاری خوب مهیا سازید
از عسل شربت و حلوا سازید
این سخن را همه انشا سازید
(رحمه الله علی مشروطه)
لوطیان خوب به ما حقه زدند
طرز مرغوب به ما حقه زدند
عکس مطلوب به ما حقه زدند
درد ز آشوب به ماحقه زدند
(رحمه الله علی مشروطه)
بود اگر گردن مشروطه کلفت
پس چرا زود به یک تیر بخفت
نعمتی بود ز کف رفت به مفت
واعظی بر سر منبر می گفت
(رحمه الله علی مشروطه)
اهل تهران چه نشان ها دادند
اهل تبریز چه جان ها دادند
اهل گیلان چه جوان ها دادند
آخر این شعر به آن ها دادند
(رحمه الله علی مشروطه)
***
بارها شکر نمودیم که ممتاز شدیم
همه از خلعت مشروطه سرافراز شدیم
جمله یکرنگ و هماهنگ و هم آواز شدیم
ای دریغا که فزون گشت دو صد علت ما
***
باز هستند گروهی که ستمکارانند
مستبد فطرت و بدطینت و غدّارانند
ظاهرا آدم و باطن همه خونخوارانند
رفت بر باد از این قوم دغل عزت ما
***
این همان سعی و تلاش است که در سابق بود
این همان جنس و قماش است که در سابق بود
این همان کاسه و آش است که در سابق بود
هیچ تغییر نکرده، صفت و حالت ما
***
افسوس حق زارع، امروز پایمال است
حاصل از این ادارات، فریاد و قیل و قال است
گویا که خون ملت بر مالکین حلال است
ای خواج توانگر، بزن بلا نبینی[۸]
سروده های او نشان می دهد که هدف های جنبش مشروطیت یعنی اصلاحات در زمین زمین داری، اصلاحات اداری، بهتر شدن زندگی روستاییان، از میان رفتن مشکلات و نارسایی های اجتماعی، برقراری عدالت اجتماعی و بر سر کار آمدن کارگزاران لایق و کاردان و… تحقق نیافته بوده است.
عارف قزوینی از دیگر سرایندگان بلندآوازه نیز دربار اوضاع نابسامان کشور پس از مشروطه سخن گفته است. از سروده های عارف و سید اشرف الدین به آسانی می توان دریافت که نظام مشروطه، برخلاف شعارها و وعده ها، نتوانسته اوضاع سیاسی- اجتماعی جامعه را دگرگون کند و بر سلط فرمانروایان نالایق و ستمگر نقطه پایان بگذارد. عارف گفته است:
هم امیران، غلام اجنبی اند
هم وزیران، غلام اجنبی اند
شاه را اجنبی نگهبان است
و آشکار است این، نه پنهان است
رشت و قزوین و مرکز و زنجان
به لب مردمانش آمده جان
فقر و خلق و جهالت افراد
چه بگویم؟ که می کند بیداد
کوشش و جنبشی کن ای ملت
خویشتن را رهان از این ذلت
کآن وکیل و وزیر اجنبی اند
هیچیک اهل این دیار نی اند
***
وطن دوستان، قامت افراختند
به مشروطه، جان را فدا ساختند
ببستند، نک بار خود بارها
خیانت گران و تبهکارها[۹]
ملک الشعرای بهار نیز به نقش دولتمردان در انحطاط مشروطیت و خروج از آن مسیر طبیعی اش پرداخته و دربار روزگار آشفت پس از مشروطه، خطاب به یک هموطن نمادین گفته است:
هیچ دانی که چه کردیم به مادر من و تو
یا چه کردیم به هم، جان برادر من و تو
سعی کردیم به ویرانی کشور من و تو
رو که اف بر تو و من باشد و تف بر من و تو
هرچه تو نقش زدی، بنده زدم وارویش
هرچه مقصود تو شد، بنده دویدم سویش
تو رخ مام وطن کندی و من گیسویش
چشم او به نشده، گشت خراب ابرویش
من به عنوان وکالت، تو به عنوان دگر
جلب کردیم بسی فایده زین مردم خر
نشد از ما و تو حاصل به کسی غیر ضرر
بلکه گشت ایران، از روز نخستین بدتر
***
غنچه انقلاب نشکفته
شد دچار نسیم آزاری
فکرهای بدیع ناگفته
شد ز زنگار مفسده تاری
لب مردم ز تشنگی تفته
رشوه چون سیل هر طرف جاری
دزد با دزد، راز دل گفته
دیو با دیو کرده همکاری
***
طرفه عهدیست که هر گوشه کنی روی فراز
گله دزدان بینی همه با عشوه و ناز
نه ادارات مبراست، نه محراب نماز
هر که دزد است، به هر جای بود محرم راز[۱۰]
فرخی یزدی، در دیوانش، اوضاع سیاسی- اجتماعی ایران پس از مشروطیت را بازتاب داده و سروده است:
ز آزادی جهان آباد و چرخ کشور دارا
پس از مشروطه با افزار استبداد می گردد
وی نقش عوامل داخلی و کارگزاران حکومت را در برپائی دوبار استبداد و خرابی کشور کارساز داشته است:
بدبختی ما تنها از خارجه چون نبود
هر شکوه که ما داریم از داخله باید کرد
با جام مستحفظ، در قافله دزدانند
این راهزنان را طرد، از قافله باید کرد
فرخی از روش زمامداری، آزادی مطبوعات، کارهای مجلس و… چهر پسندیده ای ترسیم نمی کند. ناکارآمدی کابینه ها، اوضاع نابسامان اجتماعی، استبداد مطلق، غارت بیت المال و… از نکته هایی است که در سروده هایش بر آنها انگشت گذاشته شده است:
می کند در مملکت غارتگری مامور جزء
جزء آری در عمل، تقلید از کل می کند
کی شود آباد آن ویرانه کز هر گوشه اش
یک ستمکاری تعدی یا تطاول می کند
کشور جم سر به سر پامال شد، از دست رفت
پور سیروس، ای خدا تا کی تحمل می کند؟
***
مجلس ما را هر آن که دید به دل گفت
ملت جم، حسن انتخاب ندارد
خانه خدا، یا به فکر خان خود نیست
یا خبر از خان خراب ندارد
خواجه پی جمع مال و تود بدبخت
هیچ بجز فکر نان و آب ندارد
***
آزادی است و مجلس و هر روزنامه را
هر روز بی محاکمه توقیف می کنند
گویند لب ببند چو بینی خطا ز ما
راهی است ناصواب که تکلیف می کنند
***
کابینه ها عموم سیاه است ز آنکه هیچ
کابین سفید ندیدیمت ما هنوز
با آن که گشت قبطی گیتی غریق نیل
در مصر ما فراغنه فرمانروا هنوز
دردا که خون پاک شهیدان راه عشق
یک جو در این دیار ندارد بها هنوز
***
غارت غارتگران شد، مال بیت المال ما
با چنین غارتگرانی، وای بر احوال ما
حال ما یک چند دیگر، گر بدین سان بگ
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.