تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جهت قضیه و جهان های ممکن(۱)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل جهت قضیه و جهان های ممکن(۱) شامل 87 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل جهت قضیه و جهان های ممکن(۱) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل جهت قضیه و جهان های ممکن(۱) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل جهت قضیه و جهان های ممکن(۱) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل جهت قضیه و جهان های ممکن(۱) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل جهت قضیه و جهان های ممکن(۱) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جهت قضیه و جهان های ممکن(۱) :

اشاره

پرفسور آلوین پلانتینگا یکی از برجسته ترین و بحث انگیزترین فیلسوفان دینی معاصر می باشد. وی در سال ۱۹۳۲ متولد شد و پس از اخذ دکترای فلسفه در سال ۱۹۵۸ در بسیاری از دانشگاه های معتبر امریکا به تدریس و تحقیق پرداخت. از وی تاکنون متجاوز از ده کتاب و یک صد مقاله منتشر شده است.

وی یک فیلسوف متألّه است که با طرح آرای جدیدی همچون معرفت شناسی اصلاح شده درصدد دفاع از آموزه های دین مسیحی برآمده است. در پاییز امسال پلانتینگا سفری به ایران داشته و طی آن چند سخنرانی علمی ارائه داد. آنچه در پی می آید متن پیاده شده سخنرانی ایشان در انجمن فیزیک نظری می باشد. موضوع مورد بحث از مباحث فلسفی است که ارتباط زیادی با برخی مباحث فلسفه دین همچون مسأله شر و جبر و اختیار دارد. جهت رعایت امانت سعی شده است که تنها به تغییرات ویرایشی ضروری در متن پیاده شده، اکتفا شود.

علاقه مندم همان گونه که چند بار دیگر نیز اظهار نموده ام خوش وقتی خودم را از حضور در این کشور باستانی ابراز دارم. من و همسرم هرگز این فرصت را نداشتیم که در خاورمیانه حضور داشته باشیم. این جا، جای خوب و جالبی برای آغاز است. بنابراین، دوست دارم از کسانی که مسؤول دعوت بوده اند، از این که مرا دعوت کرده اند، تشکر و قدردانی کنم.

مطلب دوم درباره موضوع بحث است؛ یعنی جهت قضیه و جهان های ممکن. امیدوارم که همه نسخه ای از یادداشت بحث را در اختیار داشته باشند. این کار را آسان تر خواهد کرد. این موضوعی است که من به آن بسیار علاقه داشته ام؛ همان گونه که در مقدّمه ذکر شد، و هنوز نیز به آن بسیار علاقه دارم، ولی برای مدت زمان مدیدی موضوع اصلی کار من نبوده است. کتاب من، ماهیت ضرورت،(۲) در ۱۹۷۴ منتشر گشت. پس از آن نیز چند مقاله دیگر مرتبط با این موضوع منتشر شدند؛ مانند «فعلیت گرایی و جهان های ممکن»(۳) و چند مقاله درباره ذاتیت گروی و مانند آن. اما اساسا پس از دهه هفتاد یا در اوایل دهه هشتاد توجه من بیش تر از متافیزیک و بحث در مورد جهات، به معرفت شناسی معطوف شده است. پس اکنون این موضوع، موضوع اساسی در مطالعات من نیست و امیدوارم با مشارکت شما، من هم بتوانم از شما چیزی یاد بگیرم؛ همان گونه که احتمالاً شما از من چیزی یاد خواهید گرفت.

مفهوم «قضیه»

مطلب دیگر این است که بحث من در این جا منطق صوری نیست، بلکه منطق فلسفی است. من می خواهم بعضی از نکات مهم مربوط به قلمرو عام منطق را مورد بررسی قرار دهم و بحث را با مفهوم «قضیه»(۴) آغاز کنم. به نظر من، قضایا آن چیزهایی هستند که این خاصیت را دارند که می توانند صادق یا کاذب باشند؛ می توانند رابطه منطقی با یکدیگر داشته باشند، و می توانند مورد باور یا عدم باور انسان ها و یا هر موجود عاقل احتمالی دیگر قرار گیرند. من میان قضایا و جملات(۵) تفاوت قایل می شوم.

قضایا به نظر من، مربوط به هیچ زبان خاصی نیستند، بلکه با جملات گوناگون قابل بیان هستند. گاهی قضایای یکسان و یا تقریبا یکسان با جملات متعدد از زبان های گوناگون و یا حتی جملات متعدد در یک زبان بیان می شوند. همین طور یک جمله در یک زبان نیز امکان دارد که احتمالاً براساس مناسبت های گوناگون استعمالش، چند قضیه متفاوت را بیان کند. بنابراین مثلاً جملاتی از نوع «من خوشحال هستم» در استعمال من، یعنی: آلوین پلانتینگا خوشحال است و در استعمال شما، یعنی: شما خوشحال هستید، و اگر کسی دیگر استعمال کند، یعنی او خوشحال است. پس این جمله می تواند طیف متنوعی از قضایا را بیان و ابراز نماید. جملاتی که مثلاً با اسم اشاره آغاز می شوند مانند «آن آبی است»، می توانند تعدادی نامتناهی از قضایا را بیان کنند؛ زیرا می توانند حاکی از بی نهایت چیز باشند.

پس، قضایا چیزهایی هستند که در درجه اول می توانند صادق یا کاذب باشند، پذیرفته شوند یا پذیرفته نشوند و می توانند رابطه منطقی با یکدیگر داشته باشند. ما می توانیم قضایا را به دو گروه عمده تقسیم کنیم: قضایای ضروری(۶) و قضایای امکانی.(۷) تاریخچه این تفکیک دست کم به ارسطو باز می گردد. بدون شک، پیش از ارسطو نیز وجود داشته است، ولی در یادداشت من، به ارسطو برمی گردد.

قضایای ضروری یا ضرورتا صادق قضایایی هستند که ممکن نیست کاذب باشند، ممکن نیست که صادق نباشند. البته، این تعریف آن ها نیست؛ زیرا در تعریف «ممکن» نیز به مفهوم «ضرورت» نیاز است. این فقط برای توصیف آن است که ما درباره به چه نوع قضیه ای سخن می گوییم. مسلّما مفهوم «ضروری» و «ممکن» ذاتا به یکدیگر مرتبطند. قضیه ضروری است، یعنی ممکن نیست و ممکن است، یعنی ضروری نیست.

مثال های اصلی قضایای ضروری، قضایای منطقی متعارف است؛ قضایای منطق در درجه اول، منطق قیاسی ارسطو، منطق قضیه ای، منطق کمی. این ها مثال های اصلی قضایای ضروری هستند. پس قضایای منطقی ضروری هستند، ولی این تنها آغاز است. قضایای ریاضی و برخی قضایای هندسی نیز ضروری هستند. بنابراین، برخی قضایا ضروری هستند، گرچه حقایق منطقی نیستند. علاوه بر مجموعه قضایای ضروری که ذکر شد، مجموعه کاملی از قضایای ضروری وجود دارند که تحت نظام خاصی در نمی آیند؛ مانند آنچه در ورقه آمده است:

قرمز یک رنگ است.

هیچ کس از خودش بلندتر نیست.

هیچ عددی انسان نیست.

هیچ نخست وزیری، عدد اول نیست.

این مجموعه مانند قضایای ضروری قبل، در هیچ شرایطی نیست که کاذب باشد یا صادق نباشد. تعداد بسیاری از مثال ها برای ضرورت نیز نامزد شده اند که مورد مناقشه اند و در واقع، فلسفه پر از این نامزدهابرای ضرورت است. در این جا چند تا از این مثال ها ذکر می شوند:

هر شخص انسان دارای بدن است.

بعضی معتقدند که این قضیه ضروری است. بعضی فکر می کنند شخص انسان همان بدن است. نام «مادی گرایی مسیحی» را شنیده ایم. یکی از همکاران من در دانشگاه «نتردام» یک مادیگرای مسیحی است. او تصور می کند انسان یک شخص مادی است یا روحی است که با بدن ترکیب شده است، بلکه او متعقد است که انسان همان اندام های جسمانی است. پس این قضیه ای است که درباره آن مناقشه زیادی وجود دارد. علاوه بر این، ویگن معتقد است: قضیه: «انسان بدن است»، به نحو امکانی صادق نیست، بلکه ضرورتا صادق است. این بخش عبارت از همان ماهیت انسان است که اعضای جسمانی می باشد.

مثال دیگر برای قضایای ضروری که مورد مناقشه اند، این است: «هیچ زمانی نبوده که در آن اشیای مادی وجود نداشته اند.» بعضی این را درست می دانند: هیچ زمانی نبوده است و نمی توانسته باشد که در آن اشیای مادی وجود نداشته باشند. اگر چیزی به عنوان زمان وجود داشته باشد، ضروری است که چیزهایی به عنوان ماده در آن وجود داشته باشند. دیگران تصور می کنند که خیر، این یک حقیقت ضروری نیست. اگر اصلاً صحیح باشد، به نحو امکانی صادق است.

پس این ها نمونه هایی است که برای حقایق ضروری نامزد شده اند، ولی مورد مناقشه اند و همان گونه که قبلاً گفتم، فلسفه پر از اموری است که برای ضرورت نامزد شده اند. با وجود این ما فکر می کنیم که بالفعل چیزهایی کلی(۸) وجود دارند. واقع گرایان(۹) مدعی اند که چیزهایی کلی وجود دارند، و ما معمولاً این گونه تصور می کنیم که این ضرورتا صادق است و نه به نحو امکانی. این قضیه که «قضایا وجود دارند» به نظر من یک حقیت ضروری است، اما به نظر برخی از افراد دیگر به نحو امکانی درست می باشد.

این قضیه که «قضیه ای همچون (سقراط حکیم است) وجود دارد»، به نظر من حقیقت ضروری است، ولی احتمالاً به نظر برخی از افراد دیگر که فکر می کنند بعضی قضایا ضرورتا موجودند، این قضیه یکی از آن ها نیست و تنها به نحو امکانی صادق است. زیرا اگر خود سقراط وجود نمی داشت، این قضیه نیز وجود نمی داشت.

جهت

اولین مطلب در ورقه پس از تفکیک میان قضایای ضروری و قضایای امکانی، تفکیک میان جهت ناظر به جمله(۱۰) و جهت ناظر به شی ءاست.(۱۱) من تصور می کنم این تفکیک نیز دست کم به ارسطو برمی گردد. ارسطو چنین می گوید: «گاهی اتفاق می افتد که نتیجه قیاس ضروری است، در حالی که تنها یک مقدّمه آن ضروری است. البته نه هریک از دو مقدّمه به طور تصادفی، بلکه فقط کبری.»

من تصور می کنم ارسطو می خواهد استنتاج هایی نظیر این را تأیید کند:

۱. هر انسانی ضرورتا عاقل است.

۲. هرحیوانی دراین اتاق انسان است.

بنابراین، ۳. هر حیوانی در این اتاق ضرورتا عاقل است.

تصور می کنم ارسطو می خواهد چنین استنتاج هایی را تصدیق کند. او چنین استنتاجی را معتبر می داند. اگر این مقدّمات صادق باشند، نتیجه نیز باید صادق باشد. اگر چنین است، پس منظور ارسطو این نیست که قضیه شماره (۳) یعنی هر حیوانی در این اتاق ضرورتا عاقل است، ضرورتا صادق است. قضیه شماره (۳) را نمی توان به این معنا گرفت که «ضرورتا هر حیوانی در این اتاق عاقل است.» حتی اگر هر حیوانی در این اتاق عاقل باشد، این غلط است که «ضرورتا هر حیوانی در این اتاق عاقل است.» می توان این طور تصور کرد که در این اتاق حیوان غیر عاقل نیز وجود داشته باشد. پس قضیه (۳) که «ضرورتا هر حیوانی در این اطاق عاقل است» نه تنها خطاست، بلکه به نظر من ضرورتا خطاست.

پس اگر دو مقدّمه معتبر داشته باشیم، نمی توان قضیه (۳) را نتیجه گرفت، بلکه همان گونه که به نظر من مراد خود ارسطو نیز بوده، قضیه (۳) درست است؛ یعنی هر حیوانی در این اتاق صفت عاقل بودن را ذاتا واجد است، پس این ادعایی درباره قضایا نیست، بلکه ادعا این است که هر حیوانی در این اتاق صفتی دارد و آن صفت را نیز به نحو خاص دارد؛ یعنی آن وصف را ذاتا دارد. منظور این است که آن چیز نمی تواند این صفت را نداشته باشد؛ یعنی آن چیز می تواند اصلاً وجود نداشته باشد، ولی اگر وجودداشته باشد، حتما این صفت را دارد. پس استنتاج مزبور در حقیقت، چنین است:

۱. هر انسانی ذاتا عاقل است.

۲. هرحیوانی دراین اتاق انسان است.

بنابراین، ۳. هر حیوانی در این اتاق ذاتا عاقل است.

از این رو، ما مقدّمه (۱) و نتیجه (۳) را نباید بیانگر جهت ناظر به جمله بدانیم، نباید آن را به عنوان قضیه ای که بیانگر ضرورت یا امکان یا استحاله قضیه دیگری است، بدانیم. آن دو قضیه بیانی درباره قضیه ای دیگر نیستند، بلکه درباره چیزی هستند؛ مثل حیوانات در این اتاق.

آن دو به جای این که قضیه ای را ضروری بدانند، بیانگر این هستند که چیزی وصفی را ذاتا دارا می باشد؛ یعنی بدون آن وصف مورد نظر نمی توانست وجود داشته باشد.

پس قضیه مربوط به جهت ناظر جمله، قضیه ای است که جهت قضیه دیگری را بیان می کند. پس این قضیه که «ضرورتا قرمز رنگ است»، یک قضیه مربوط به جهت ناظر به جمله است؛ یعنی بیانگر این است که قضیه «قرمز رنگ است» ضرورتا صادق است. قضایایی که مربوط به این هستند که چیزی وصفی را ذاتا یا بالعرض دارا می باشد، قضایای مربوط به جهت ناظر به شی ء هستند. پس ما جهت ناظر به جمله داریم، در مقابل جهت ناظر به شی ء.

واقعیت این است که ارتباط نزدیکی میان این دو وجود دارد. جهت ناظر به جمله را می توان مورد خاصی از جهت ناظر به شی ء دانست و این در صورتی است که شی ء را یک قضیه در نظر بگیریم و وصفی را که ضرورتا داراست، صدق در نظر بگیریم.

در ورقه داریم که × ذاتا واجد Pاست، اگر نتواند بدون آن وجود داشته باشد. عدد ۹ چند وصف را ذاتا داراست؛ مانند فرد بودن، مرکّب بودن (غیر اول) و بزرگ تر از هفت بودن؛ عدد ۹ بالعرض این وصف را دارد که تعداد سیارات منظومه شمسی است یا عددی است که مورد علاقه آقای سام است. این وصف را ذاتا دارا نیست، بلکه بالعرض دارا می باشد.

برخی قضایا در انگلیس دارای ابهامند که آیا از نظر جهت ناظر به جمله اند. برای جهت ناظر به شی ء بودن، اگر به برخی از نوشته های کوآین مراجعه کنید، مثال های زیادی را می یابید.

قضیه (۴) «تعداد سیارات ضرورتا بیش از هفت می باشد»، مبهم است. این قضیه می تواند قضیه ای درست ناظر به شی ء باشد ویاقضیه ای کاذب ناظربه جمله.

قضیه (۵) «هرچه که نشسته دیده می شود، ضرورتا نشسته است»، مبهم است میان قضیه درست ناظر به جمله و قضیه کاذب به شی ء.

توماس آکویناس در برخی جاها یکی از استدلال های جبر را چنین ذکر می کند: فرض کنید سقراط دیده شده که نشسته است. مقدّمه دوم این که هرچه دیده شده که نشسته است، ضرورتا نشسته است، در این صورت، نتیجه این می شود که سقراط ضرورتا نشسته است. اگر سقراط ضرورتا نشسته است، پس او نمی توانسته در آن زمان ننشیند. این یک نوع استدلال برای جبر است. آکویناس با تفکیک میان ضرورت ناظر به جمله و ضرورت ناظر به شی ء این استدلال را می کند. این قضیه که «سقراط دیده شده که نشسته است» و «قضیه هرچه دیده شده که نشسته است، ضرورتا نشسته است» نتیجه نمی دهد که «سقراط ضرورتا نشسته است»، بلکه نتیجه می دهد که «سقراط نشسته است.»

بنابراین، اگر قضیه (۵) را بیانگر صدق در نظر بگیرید، استدلال برای جبر را که آکویناس مورد ملاحظه قرار می دهد، غیر معتبر است. از سوی دیگر، می توان قضیه (۵) را مربوط به جهت ناظر به شی ء در نظر گرفت که معنایش این می شود که هر چه دیده می شود که نشسته است، وصف نشستن را ذاتا داراست. این اظهار جهت ناظر به شی ء می باشد. آکویناس می گوید: این قضیه با مقدّمه اول که «سقراط دیده شده که نشسته است»، نتیجه می دهد که «سقراط وصف نشستن را ذاتا داراست». ولی آکویناس می

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *