تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حج بانوان؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل حج بانوان با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل حج بانوان:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل حج بانوان به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل حج بانوان با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل حج بانوان تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل حج بانوان را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حج بانوان :

ادای حج یا عمره توسط زنان و دختران

بر پایه فقه اسلامی، حج بر زنان -همانند مردان- واجب است و شرایط استطاعت و وجوب حج برای زنان همان شرایط حج مردان است؛ البته برخی فقها شرایط دیگری برای وجوب حج بر زنان افزوده اند. (¬استطاعت بانوان) بانوان، به سبب ویژگی ها و شرایط خاصی که دارند، در برخی احکام حج با مردان تفاوت دارند. (¬احکام فایل پاورپوینت کامل حج بانوان) از این رو، دانستن احکام ویژه بانوان در حج، خصوصاً برای زنان، اهمیت و ضرورت دارد. در این مقاله، احکام اختصاصی فایل پاورپوینت کامل حج بانوان مورد بحث قرار می گیرد و به مباحث عمومی و کلی فایل پاورپوینت کامل حج بانوان که مشترک با مردان است، پرداخته نمی شود.

در منابع فقهی، مباحث مربوط به فایل پاورپوینت کامل حج بانوان، بیشتر در مبحث حج و گاه در مباحثی چون طهارت ذکر شده است. برخی فقیهان نیز بابی جداگانه از مبحث حج را به احکام بانوان اختصاص داده و در آن، ضمن تأکید بر برخی احکام مشترک میان زن و مرد (مانند اصل وجوب حج)، مهم ترین احکام اختصاصی حج و عمره زنان را گرد آورده اند. [۱] همچنین در این زمینه، می توان به کتاب احکام النساء شیخ مفید اشاره کرد که بابی از آن، به احکام حج و عمره بانوان اختصاص داده شده است. از تک نگاری های مربوط به این موضوع نیز می توان از دو کتاب مناسک حج (ویژه بانوان) و مناسک عمره مفرده (ویژه بانوان) نوشته محمدحسین فلاح زاده یاد کرد.

وجوب حج بر بانوان: از منظر فقه اسلامی، تکلیف به حج به طور یکسان متوجه زنان و مردان است[۲]؛ زیرا حج یکی از پایه ها و ارکان دین اسلام است و قرآن، تعبیر عام «الناس» را برای بیان مخاطبان وجوب حج به کار برده است: (و للهِ عَلَی الناسِ حجُّ البیتِ مَنِ استطاعَ الیه سبیلاً) (آل عمران/۳، ۹۷). از این رو بر هر کسی که توانایی انجام آن را داشته باشد-اعم از زن و مرد-واجب می شود. [۳]

در احادیث نیز، ادای حج و عمره برای زن، به منزله جهاد در راه خدا دانسته شده است. [۴] در واقع، وجوب حج بر زنان موجب پدید آمدن فرصتی یکسان برای زنان و مردان است تا همگی، به یکی از بارزترین نمودهای بندگی و پرستش خداوند بپردازند. در حج و مناسک مختلف آن، به ویژه در هنگام طواف، همان گونه که نژادها و سرزمین ها، همه رنگ می بازد، زن بودن و مرد بودن نیز به رغم مرزهای شرعی و حقوقی خویش، به جز حدّ واجب حجاب، از میان می رود و حتی تقدّم و تأخّرهایی که در دیگر عبادات رخ می نماید، در حج کم رنگ می شود؛ تا جایی که اساساً یکی از وجوه نامگذاری مکه به «بکه» که در قرآن نیز به همین نام از آن یاد شده(آل عمران/۳، ۹۶) ناشی از همین ویژگی شمرده شده است. [۵]

فقیهان امامی[۶] و اهل سنت [۷]، به استناد آیات، احادیث و اجماع[۸]، قائلند که هر کس شرایط وجوب را داشته باشد، چه زن، چه مرد و چه خنثا، حج بر او واجب می شود و احکام اختصاصی و متفاوت هر یک از زن و مرد در برخی مسائل، به عنوان استثناء مطرح شده است. این احکام اختصاصی را می توان در دو بخش کلی دسته بندی کرد: بخشی که مربوط به پیش از حج و شرایط مستطیع شدن زن است و بخشی که مربوط به اعمال و مناسک حج است.

استطاعت بانوان: به طور کلی،شرایط استطاعت و وجوب حج برای بانوان همان شرایط وجوب و استطاعت برای مردان است. [۹] با این حال، زنان در این زمینه احکام ویژه ای دارند. مهم ترین این احکام عبارتند از:

هزینه حج: بنا بر نظر فقیهان، هزینه سفر حج زن بر عهده خود اوست و زنی که خودش هزینه حج را دارد یا با کسب می تواند هزینه خویش را به دست آورد، مستطیع محسوب می شود و باید در نخستین فرصت حج را به جا آورد. حتی اگر به سبب حج رفتنِ این زن، شوهر او برای مخارج زندگی به زحمت می افتد، در صورتی که به زحمت افتادن شوهره موجب اختلال در زندگی زن نباشد، مستطیع است و باید به حج برود و به زحمت افتادن شوهر، مانع استطاعت زن نمی شود. [۱۰] ولی زنی که خودش هزینه حج (یا بخشی از آن) را ندارد، اما شوهر یا پدر او یا شخص دیگر هزینه حج او (یا کمبود آن) را متقبل شود یا او را به حج ببرد و هزینه او را هم بپردازد، چنانچه به گفته او اطمینان داشته باشد، واجب است قبول کند و به حج برود و این حج مجزی از حَجّه الاسلام خواهد بود. [۱۱] (¬ حج بذلی)

نفقه زن: هر چند هزینه سفر حج زن- چه واجب و چه مستحب- بر عهده شوهر نیست، ولی فقها تصریح کرده اند در مدتی که زن در سفر حج است، چه واجب-حتی اگر اجازه نگرفته باشد- و چه مستحب- اگر با اذن شوهر باشد- معادل نفقه او، اگر در مسافرت نبود، بر عهده شوهر است. [۱۲] در واقع تنها به اندازه تفاوت هزینه سفر و حَضَر بر عهده خود زن است و اگر تفاوت نداشته باشد، همه بر عهده شوهر است. از این رو به تصریح فقها گاه ممکن است زن بدون این که خود سرمایه ای داشته باشد، مستطیع گردد. [۱۳]

مهریه: به نظر فقیهان، زنی که مهریه او به مقدار هزینه حج یا بیشتر از آن است یا هزینه حج او را کامل می کند، در صورتی که شوهرش توانایی پرداخت مهریه را ندارد، زن حق مطالبه مهریه را ندارد و مستطیع به شمار نمی رود. ولی اگر شوهر توانایی پرداخت مهریه را دارد و تقاضای مهر از شوهر، موجب بروز ناراحتی و مشکلات در زندگی نشود و او حاضر به پرداخت آن باشد، مستطیع محسوب می شود و مطالبه مهر، نه تنها مانعی ندارد، بلکه لازم است. ولی اگر تقاضای مهریه برای زن موجب مشکلاتی در زندگی شود، مطالبه آن لازم نیست و استطاعت حاصل نمی شود. همچنین اگر مردی، به هر علتی، مهریه همسرش را نپردازد، حج بر زن واجب نمی شود و با ترک آن، حج بر او مستقرّ نمی شود. ولی اگر مرد، حاضر به پرداخت بوده و زن مطالبه نکرده باشد، حج بر عهده زن مستقر می گردد. [۱۴]

وعده ضمن عقد: بنا بر نظر فقها، اگر مردی ضمن عقد ازدواج، به همسرش وعده سفر حج داده باشد، صرف وعده، موجب استطاعت زن نمی شود. ولی بر شوهرش لازم است به وعده اش وفا کند و حکم مطالبه آن، با فرض این که استحقاق مطالبه کردن ثابت شده باشد، مانند مهریه است. [۱۵]

رجوع به کفایت: به نظر فقیهان، در مورد بانوان شوهردار که تحت تکفّل شوهر خود هستند و هزینه زندگی آنان بر عهده شوهر است، داشتن راه درآمد شرط نیست و «رجوع به کفایت» (یعنی این که پس از بازگشت از حج، راه درآمدی داشته باشد، به گونه ای که برای زندگانی به سختی و حرج نیفتد) برای آنان محقّق است و به بیش از آن نیازی نیست. [۱۶] ولی زنی که افرادی را تحت تکفّل دارد و هزینه زندگی آن ها بر عهده اوست، مثل زنی که همسرش از دنیا رفته و او مخارج فرزندانش را عهده دار است، در صورتی مستطیع است که علاوه بر هزینه حج و احتیاجات زندگی، مخارج افراد تحت تکفل خود را، تا برگشت از حج، داشته باشد. همچنین زنی که شوهرش از دنیا رفته و اموالی از ارث به او رسیده که به مقدار هزینه حج است، در صورتی مستطیع است که راه درآمدی پس از بازگشت از سفر حج داشته باشد. البته اگر به سبب حج رفتن از غنا به فقر می افتد، حج بر او واجب نیست. [۱۷]

اذن شوهر: به نظر فقیهان امامی[۱۸] و شماری از فقیهان اهل سنت[۱۹]، به استناد احادیث[۲۰]، حج واجب، مشروط به اذن کسی از جمله شوهر نیست و حتی اگر شوهر اذن ندهد، زن باید به حج برود و شوهر نیز حق ندارد زن را از انجام حجِ واجب، منع کند. البته در صورت وسعت وقت، می تواند رفتن او را تا آخرین کاروان به تأخیر بیندازد. همچنین ادای حجی که به سبب نذر بر زن واجب شده باشد، منوط به اذن شوهر نیست. البته در صورتی که شرایط وجوب نذر حاصل باشد. [۲۱] درباره شرایط نذر برای زن، بیشتر فقها بر آنند که زن شوهردار، باید برای نذر، از شوهر خود اجازه بگیرد و بدون اذن، نذر او صحیح نیست. [۲۲] اما برخی دیگر گفته اند که اگر نذر زن، مزاحم حق شوهر نباشد، اجازه لازم نیست. بر این اساس، زن می تواند برای ادای حج واجب (حجه الاسلام یا حج نذری)، بر خلاف رضایت شوهر، سفر کند؛ با این حال برای زن مستحب است از همسر خود اجازه بگیرد و رضایت او را جلب کند. [۲۳]

به اجماع فقهای امامی[۲۴] و اهل سنت[۲۵]، به دلیل احادیث[۲۶] و تقدم حق واجب شوهر بر کار مستحب زن[۲۷]، ادای حج استحبابی توسط زن، مشروط به اذن شوهر اوست و اگر شوهرش اجازه ندهد و او به حج برود، معصیت کرده و باید نمازهایش را تمام بخواند و استحقاق نفقه را هم ندارد. [۲۸] برخی فقها منظور از حق واجب شوهر را اعم از حق بهره مندی جنسی دانسته اند. بنابر این تنها محدود به جایی نمی شود که عملاً این حق شوهر فوت شود، بلکه حتی اگر به دلیل بیماری یا مُحرم بودن یا در سفر بودن، شوهر امکان بهره مندی عملی از آن را نداشته باشد، باز می تواند مانع حج استحبابی زن شود. [۲۹] هرچند برخی در این نظر مناقشه کرده اند. [۳۰]

به نظر فقیهان، به استناد احادیث، در تمامی احکام مذکور، زنی که در طلاق رِجعی است و عدّه اش تمام نشده، مانند زن شوهردار است؛ زیرا در طلاق رجعی، مرد حق بازگشت و بهره مندی از زن را دارد و حج، مانع این حق است. [۳۱] ولی در عده طلاق بائن و نیز عده وفات، به حج رفتن -خواه واجب و خواه مستحب- برای زن جایز است و نیازی به اجازه نیست. [۳۲]

وجود مَحرم: به نظر فقیهان امامی[۳۳]، شافعی[۳۴] و مالکی[۳۵]، وجود «مَحرم» و امکان همراه داشتن او در سفر حج، شرط استطاعت و وجوب حج برای زن نیست؛ چه زن پیر باشد چه جوان، و چه ازدواج کرده باشد یا نکرده باشد[۳۶]؛ زیرا شرایط وجوب حج برای زن و مرد یکسان است و آنچه در سفر حج ملاک اصلی است، داشتن امنیت و اطمینان به سلامت در سفر است. [۳۷] از این رو اگر زن بتواند به تنهایی به حج برود و بر خود نترسد، شرط نیست که مَحرمی همراه او باشد. اگر زن امنیت نداشته باشد و نتواند تنها به حج برود و نیازمند همراهی مَحرم باشد، واجب است یکی از محارم یا فرد مورد اطمینانی را همراه خود ببرد و اگر مَحرمی همراه او نشود، حج بر او واجب نخواهد بود؛ زیرا بدون مَحرم، توان سفر حج را ندارد. بر این اساس، وجود مَحرم تنها در صورت نیاز، شرط استطاعت و وجوب حج خواهد بود. [۳۸]

در مقابل، فقیهان حنبلی[۳۹] و حنفی[۴۰]، وجود مَحرم را به طور مطلق (به نظر حنبلیان) یا در صورتی که فاصله زن تا مکه به اندازه سه روز باشد (به نظر حنفیان)، شرط استطاعت شمرده و تصریح کرده اند که از جمله شرایط وجوب حج بر زن، آن است که زن-هرچند پیر باشد-با خود، مرد مَحرمی همراه داشته باشد؛ مانند پدر، برادر، شوهر، عمو و دایی و اگر واجد آنان نباشد، حج برای او واجب و حتی جایز نخواهد بود. [۴۱] این فقیهان، برای حکم یادشده، به احادیثی از پیامبر(صلی الله علیه و آله) استناد کرده اند که زنان را از رفتن به حج یا هر سفر دیگری، بدون حضور محرم، باز داشته است. همچنین آنان برای مَحرم شرایطی ذکر کرده اند؛ از جمله این که مَحرم باید مسلمان، بالغ و عاقل باشد.استناد فقهای امامی برای عدم وجوب همراهی محرم برای زن، عبارت است از: [۴۲]

الف) ظاهر آیه استطاعت (آل عمران/۳، ۹۷) که بر وجوب به مجرد استطاعت دلالت دارد و این که در احادیث، استطاعت به توشه و مرکب سفر تفسیر شده است.

ب) عموم روایاتی که بر وجوب حج و ترغیب به آن و هشدار نسبت به ترک آن دلالت دارد و وجوب حج را بر زنان مشروط به وجود مَحرم نکرده است. [۴۳]

ج) برخی احادیث خاص که حج رفتن زن را به تنهایی یا همراه با افراد ثقه و مورد اطمینان جایز دانسته است. [۴۴]

با این حال، برخی فقیهان امامی، به استناد برخی احادیث دیگر[۴۵]، این احتمال را نیز مطرح کرده اند که اگر زن، خود مورد اطمینان نباشد و نسبت به هتک حرمت او نیز نگرانی وجود داشته باشد، همراهی مَحرم برای او شرط باشد؛ زیرا حفظ ناموس و آبرو واجب است. به نظر فقیهان، در مواردی که همراهی مَحرم لازم است، بر زن واجب است که مَحرمی همراه خود ببرد؛ هرچند مستلزم هزینه اضافی باشد و هزینه همراهی نیز جزء مخارج حج و در مجموعه شرایط استطاعت به شمار می رود[۴۶] و اگر زن قدرت بر پرداخت هزینه سفرِ مَحرم را ندارد، حج بر او واجب نمی شود. [۴۷] همچنین، به نظر فقیهان، همراهی زن بر مَحارم او واجب نیست[۴۸]، اما مستحب است شوهر، برای کمک به زن، او را در سفر حج همراهی کند. [۴۹] نیز برخی فقها، به دست آوردن مَحرم (مثلاً با ازدواج کردن) را بر زن غیر واجب و برخی واجب دانسته اند. [۵۰] همچنین در مواردی که وجود مَحرم لازم باشد، شوهر مجاز است تا پیدا شدن و همراهی محرم، مانع سفر زن شود. [۵۱] اما در صورتی که شوهر مدّعی ناامنی در سفر همسرش باشد و همراهی مَحرم را لازم بداند، ولی زن آن را انکار کند، باید به بینه یا قرائن موجود عمل کرد و در صورت فقدان، حرف زن مقدم است. [۵۲] همچنین اگر زن، به رغم ناامنی سفر و نیاز به همراهی مَحرم، بدون مَحرم به حج برود، فقها حج او را صحیح و مجزی دانسته اند. [۵۳]

احکام فایل پاورپوینت کامل حج بانوان: احکام اختصاصی مربوط به مناسک فایل پاورپوینت کامل حج بانوان را می توان به دو بخش کلی تقسیم کرد: بیشتر این احکام، احکامی عمومی است که مربوط به تمامی بانوان در شرایط مختلف است و پاره ای از آنها، مسائلی است که تنها در مواقع اضطراری و موقعیت های استثنایی و برای گروهی از زنان (مانند زنان دارای عذر در ایام عادت ماهانه) رخ می دهد؛ از جمله احکام مربوط به محل احرام، نیت و طواف. مهم ترین احکام ویژه بانوان در حج و عمره عبارتند از:

احرام: احکام و شرایط احرام بانوان همان شرایط و احکام احرام مردان است؛ جز در برخی موارد که تفاوت هایی میان آنان وجود دارد؛ از جمله:

محل احرام: به نظر برخی فقیهان امامی، حج گزارانی که از مدینه به مکه می روند، باید داخل مسجد شجره مُحرم شوند و احرام در خارج مسجد، هرچند نزدیک آن باشد، صحیح نیست. اما از آن جا که ورود به مسجد، برای بانوان دارای عذر (شامل زن حائض، یعنی زنی که در ایام عادت ماهانه است و زن نَفْساء یعنی زنی که پس از زایمان خون می بیند) جایز نیست، آنان یا باید با نذر پیش از میقات (مثلاً در مدینه) محرم شوند یا اگر با نذر محرم نشده اند، باید درحال عبور از مسجد محرم شوند. ولی نباید در مسجد توقف کنند. البته اگر نتوانند در حال عبور از مسجد شجره محرم شوند و نمی توانند تا وقت پاک شدن صبر کنند، احتیاط آن است که نزدیک مسجد مُحرم شوند و در جُحفه یا مُحاذی آن احرام را تجدید کنند.

اگر زنِ دارای عذر، به گمان این که احرام بستن برای او ممنوع است، بدون احرام از میقات عبور کند، باید در صورت امکان برگردد و از میقات احرام ببندد و در غیر این صورت، اگر وارد حرم نشده، از همان محل و اگر وارد حرم شده، باید به بیرون از حرم بازگردد و اگر این هم برای او امکان ندارد، از همان جا مُحرم شود. [۵۴] زن مستحاضه هم باید داخل مسجد شجره محرم شود و رفتن او به مسجد جایز است. غسل مستحبی زن حائض، نفساء و مستحاضه قبل از ورود به مسجد صحیح است[۵۵]؛ حتی برخی این استحباب را برای این زنان بیشتر از دیگران دانسته اند. [۵۶]

نیت احرام: در صورتی که زن، در میقات حائض باشد و بداند که تا پایان وقت عمره تمتّع پاک نمی شود، به نظر برخی فقیهان، باید به نیت حج افراد محرم شود؛ یعنی با همان احرام به عرفات برود و وقوف به عرفات و مشعر و اعمال منا را انجام دهد و پس از پاک شدن، طواف و نماز و سعی و طواف نساء و نماز آن را به جا آورد. سپس برای انجام عمره مفرده به خارج حرم (مثلاً تنعیم) برود و در آن جا محرم شود و اعمال عمره مفرده را به جا آورد. ولی برخی دیگر گفته اند که چون این یقین، بر حسب عادت است و امکان دارد بر خلاف عادت پاک شود، احتیاط آن است که در وقت احرام قصد کند: «محرم می شوم به احرامی که بر من واجب است از عمره تمتّع یا حج افراد». پس اگر پیش از گذشتن وقت عمره پاک شد، اعمال عمره را تمام کند و مُحِلّ شود و بعد اعمال حج را به جا آورد و حج تمتّع او صحیح است و اگر پاک نشد، به همان احرام، اعمال حج افراد را به جا آورد و بعد عمره مفرده به جا آورده و حج افراد او صحیح است. [۵۷]

لباس احرام: به نظر فقیهان[۵۸] و به دلیل احادیث[۵۹]، بر بانوان پوشیدن لباس خاصی به عنوان لباس احرام-چنان که بر مردان واجب است- لازم نیست و زنان می توانند در همان لباسی که بر تن دارند، در صورتی که دارای شرایط باشد، مُحرم شوند. برخی نیز پوشیدن لباس احرام را برای زنان مستحب دانسته اند. [۶۰] افزون بر اینها، برخی بر آنند که لباس احرام زن نباید از حریر خالص باشد. نیز پوشیدن لباس رنگی برای زن احرام گزار مکروه و انتخاب رنگ سفید برای لباس احرام او بهتر است. [۶۱]

تلبیه: از واجبات احرام، تلبیه (لبیک گفتن) است و از مستحبّات تلبیه، به نظر فقیهان امامی[۶۲] و اهل سنت[۶۳]، به استناد احادیث[۶۴]، بلند کردن صدا هنگام لبیک گفتن است؛ حتی معدودی از فقیهان، قائل به وجوب آن شده اند. [۶۵] (¬ تلبیه) اما استحباب بلند گفتنِ تلبیه اختصاص به مردان دارد و فقهای امامی[۶۶] و اهل سنت[۶۷]، به استناد احادیث[۶۸]، زنان را مشمول آن ندانسته اند. بلکه حتی آهسته گفتنِ تلبیه را برای آنان مستحب شمرده اند[۶۹]؛ زیرا آهسته گفتن، با اصل پوشیدگی درباره زنان متناسب تر است. [۷۰] از این رو برخی فقیهان اهل سنت گفته اند که بلند گفتن تلبیه برای زن، به اندازه ای که تنها خودش بشنود،جایز است. [۷۱] همچنین از مستحبات تلبیه، تکرار آن در حال احرام است. به تصریح فقیهان، تکرار تلبیه برای زن حائض و نفساء نیز مستحب است. [۷۲]

محرّمات احرام: بیشتر محرّمات احرام، برای زنان و مردان، مشترک است. برخی از آنها ویژه مردان است و برای زنان جایز شمرده شده است[۷۳]؛ مانند پوشیدن لباس دوخته[۷۴]، پوشیدن لباس ابریشمی[۷۵]، پوشاندن سر[۷۶]، پوشاندن پا[۷۷] و زیر سایه رفتن (استظلال). [۷۸] از این رو زن احرام گزار می تواند با وسیله نقلیه سقف دار یا با قرار دادن چتری بر سر، به طرف مکه رود، اما این کار برای مرد جایز نیست. البته برخی فقیهان خودداری زنان از استظلال را مستحب شمرده اند. [۷۹] همچنین برخی فقها پوشیدن لباس ابریشمی را برای زن ممنوع[۸۰] و برخی مکروه دانسته اند. [۸۱] حتی پاره ای از محرّماتِ ویژه مردان، گاه برای زنان واجب است؛ مانند پوشاندن سر و پوشاندن پا در برابر نامحرم. [۸۲] البته شماری از فقها[۸۳]، با استناد به اطلاقِ احادیث[۸۴] و نیز قاعده اشتراک زن و مرد در احکام[۸۵]، بر آنند که پوشاندن پا بر زن احرام گزار نیز حرام است. ولی فقیهان دیگر، احادیث دالّ بر حرمت پوشاندن پا را مختص به احرام گزار مرد دانسته و قائل به تقییدِ این احادیث به احادیث دیگری[۸۶] که احرام زن را در هر لباسی جایز شمرده، هستند. [۸۷] ( پوشاندن پا)مواردی از محرّمات احرام نیز ویژه بانوان است؛ از جمله:

پوشاندن صورت: به اتفاق فقیهان امامی[۸۸] و اهل سنت[۸۹]، به استناد احادیث[۹۰]، برای زن پوشاندن صورت در حال احرام حرام است. در حالی که برای مرد پوشاندن سر حرمت دارد. بنابر این زن احرام گزار نباید صورت خود را با نقاب یا روبند و مانند اینها بپوشاند و صورت او باید به مقداری که در وضو شسته می شود، باز باشد. [۹۱]

به نظر برخی فقها، پوشاندن بخشی از صورت نیز حکم تمام صورت را دارد و زن در حال احرام، نباید آن را بپوشاند. ولی به نظر برخی دیگر، پوشاندن بخشی از صورت، به طوری که به آن نقاب و برقع نگویند، جایز است. [۹۲] به نظر بیشتر فقیهان، پوشاندن صورت توسط زن احرام گزار، موجب کفاره نیست. ولی برخی فقیهان آن را مستلزم وجوب کفاره (قربانی کردن گوسفند) دانسته اند. [۹۳]

همچنین فقهای امامی[۹۴] و اهل سنت[۹۵]، به استناد احادیث، چند مورد را از حکم کلی پوشاندن صورت استثناء کرده اند و جایز شمرده اند: «گذاشتن صورت روی بالش برای خوابیدن؛ گذاشتن دستها بر روی صورت، پایین انداختن چادر یا جامه ای که بر سر افکنده تا مقابل چانه، برای حفظ پوشش در مقابل نامحرم». (پوشاندن صورت)

پوشاندن دست: به نظر فقیهان امامی[۹۶]، مالکی[۹۷]، حنبلی[۹۸] و شافعی[۹۹] پوشاندن دست با دستکش در حال احرام، به استناد احادیث[۱۰۰]، برای زنان جایز نیست و اگر زنی قبل از احرام دستکش به دست داشته باشد، هنگام احرام باید آنها را از دست درآورد. در مقابل، فقیهان حنفی، به استناد حدیث نبوی[۱۰۱] و عمل صحابه[۱۰۲]، پوشاندن دست را با دستکش حرام نشمرده اند. [۱۰۳] البته پوشیدن دستکش برای مردان نیز از این نظر که پوشیدن لباس دوخته به شمار می رود، حرام است. [۱۰۴] در واقع، آنچه بر احرام گزار مرد حرمت دارد، پوشاندنی است که مصداق پوشیدن لباس دوخته به شمار رود. در حالی که پوشاندن دست با دستکش برای زنان، مستقلاً از محرّمات احرام شمرده شده است. فقیهان اهل سنت[۱۰۵] و برخی فقیهان امامی[۱۰۶]، پوشیدن دستکش را برای زن مستلزم وجوب کفاره دانسته اند. به نظر فقها، پوشاندن دست با پوشش دیگری جز دستکش حرام نیست. [۱۰۷] ( پوشاندن دست)

از دیگر محرّمات احرام، انگشتر به دست کردن و کاربرد زیورآلات برای زینت است. البته انگشتر و زیورهایی که زن قبلاً استفاده می کرده، لازم نیست برای احرام از تن بیرون آورد. ولی به تصریح فقیهان نباید آنها را به مرد نشان دهد؛ حتّی به شوهر خودش یا سایر مردانی که با او محرم اند. [۱۰۸]

طواف و نماز آن: از آن جا که میان اعمال حج و عمره، تنها طواف و نماز طواف است که نیاز به طهارت دارد، زنانی که در ایام حج دچار حیض یا نفاس می شوند، هر چند در سایر اعمال مانند احرام، سعی، وقوف، قربانی، تقصیر و رمی محدودیتی ندارند، اما برای انجام طواف و نماز آن، باید تا پس از پاک شدن از حیض یا نفاس صبر کنند. [۱۰۹] امر، با توجه به محدودیت زمانی اعمال حج، باعث شده آنان در برخی موارد احکام متفاوتی با مردان داشته باشند؛ مانند تبدیل حج تمتّع به حج افراد، در صورتی که حیض یا نفاس، مانع خروج از احرام عمره و احرام بستن دوباره برای حج باشد. [۱۱۰] ( تبدّل حج/ عمره)

وظیفه حائض و نفساء: هر گاه زنی که حج تمتّع انجام می دهد، پیش از طواف عمره تمتّع حائض شود، باید تا زمان خروج برای عرفات صبر کند؛ اگر تا آن زمان عذر او برطرف نشود و طواف از وی فوت گردد، به نظر فقیهان به استناد احادیث[۱۱۱]، باید به حج افراد عدول کند؛ یعنی نیت خود را از عمره تمتّع-که مستلزم ورود به مسجد در آغاز عمل است-به حجّ افراد برگرداند و پیش از طواف، به عرفات و مشعر و منا برود و طواف حج را تا بعد از پاک شدن از حیض، به تأخیر اندازد و پس از پایان حج، به جای عمره تمتّع، عمره مفرده به جا آورد و همین عمل، برای زن حائض، مجزی از حج تمتّع است. [۱۱۲] به نظر فقها حکم مذکور (وجوب انتظار) برای حالتی است که زن بداند پیش از وقوف به عرفات از خون پاک می شود. ولی اگر بداند تا آخر وقت پاک نمی شود یا ترس آن داشته باشد که پاک نشود، می تواند از همان ابتدا به حج افراد عدول کند. [۱۱۳]

همچنین اگر زن در اثنای طواف، حائض شود، باید فوراً از مسجدالحرام خارج شود و به نظر فقها به استناد احادیث[۱۱۴]، در صورتی که بیش از نصف طواف را به جا آورده باشد، باید بقیه طواف را رها نماید (و پس از پاک شدن آن را به اتمام برساند). سپس سعی و تقصیر را به جا آورد و در این صورت، عمره تمتّع وی کامل است. اما اگر کمتر از نصف، طواف کرده باشد، چنانچه پیش از تمام شدن وقت عمره تمتّع پاک شود، باید پس از غسل، طواف را اعاده کند و بقیه اعمال را به جا آورد و چنانچه تا آخر وقت پاک نشود، باید حج تمتّع را به حج افراد تبدیل کند و پس از پاک شدن، ابتدا طواف ناقص عمره را تکمیل نموده، نماز بخواند و بعد بقیه طواف ها را به جا آورد. [۱۱۵] البته برخی فقیهان گفته اند که در این فرض، زن مخیر است بین این که به حج افراد عدول کند و بین این که اعمال عمره تمتّع را بدون طواف و نمازش به جا آورد، سپس برای حج، احرام بسته و به حج برود و پس از فراغت از حج و بازگشت به مکه، قضای طواف عمره را پیش از طواف حج به جا آورد. برخی فقها نیز اساساً تفاوتی میان ادای طواف کمتر یا بیشتر از نصف قائل نشده و بر آنند که در هر صورت، حج تمتّع تبدیل به افراد می شود. [۱۱۶]

نیز در صورتی که زن پس از پایان طواف و پیش از اقامه نماز طواف یا در بین نماز حائض شود، عمره وی صحیح است و باید پس از حصول طهارت و پیش از طواف حج، نماز طواف را قضا کند. [۱۱۷] زنی که بعد از عمره تمتّع و پیش از احرام حج، حیض ببیند، تغییری در وظیفه او پیش نمی آید و باید برای حج تمتّع محرم شود و به عرفات برود. [۱۱۸] به تصریح فقها، در تمامی احکام مذکور، حکم زن نفساء همانند حکم زن حائض است؛ زیرا زنان نفساء و زنان حائض، در اعمالی که بر آنان واجب است یا کارهایی که از گردن آنان ساقط می شود، برابر هستند. [۱۱۹]

وظیفه مستحاضه: به نظر فقیهان، به استناد احادیث[۱۲۰]، زن مستحاضه، در صورتی که به وظایف استحاضه عمل نماید (یعنی همان وظایفی که برای نماز دارد)، می تواند طواف کند و در مقام ابراهیم(علیه السلام) نماز طواف را به جا آورد؛ زیرا استحاضه مانع از صحت طواف نیست. [۱۲۱] مستحاضه کثیره باید تمام وظایفی را که برای نمازهای روزانه لازم است، برای طواف واجب و نماز آن نیز جداگانه انجام دهد. مگر این که از وقت غسل برای طواف، تا آخر نماز طواف، به نحوی پاک باشد که در باطن نیز آلودگی نباشد. [۱۲۲]

نگرانی از حیض و نفاس: حج گزار باید پنج عمل طواف، نماز طواف، سعی، طواف نساء و نماز آن را پس از اعمال منا به جا آورد و نمی تواند آنها را پیش از وقوف به عرفات ادا کند. اما به نظر مشهور، برخی بانوان می توانند این اعمال را پیش از اعمال منا به جا آورند: بانوانی که نگران اند پس از مناسک منا دچار حیض یا نفاس گردند. [۱۲۳] ولی اگر آنها را مقدم نکرد و حائض شد، باید پس از مناسک منا منتظر بماند تا عذر او برطرف شود. [۱۲۴] ولی اگر نتواند تا وقت پاک شدن در مکه بماند، باید برای طواف حج و نماز آن و طواف نساء و نماز آن، نایب بگیرد و سعی را خودش به جا آورد. البته در انجام این اعمال باید ترتیب رعایت شود؛ یعنی ابتدا نایب او طواف حج و نماز آن را به جا آورد، پس از آن، زن سعی را انجام دهد و سپس نایب وی، طواف نساء و نماز آن را به جا آورد. برخی فقیهان، اساساً مقدم کردن اعمال در صورت ترس از حیض را نپذیرفته و تأکید کرده اند که اعمال حج، باید به ترتیب و در جای خود به جا آورده شود. [۱۲۵]

همچنین مقدم داشتن طواف نساء و نماز آن بر سعی، در حال اختیار، جایز نیست؛ ولی زنی که خوف آن دارد حائض شود و نتواند تا وقت پاک شدن صبر کند، می تواند پس از طواف حج و نماز آن، طواف نساء و نماز آن را به جا آورد و سپس سعی را به جا آورد. اگر تنها طواف نساء زن، باقیمانده باشد و حائض گردد، در حالی که نیمی از آن را پیش تر انجام داده باشد، فقها حج او را تمام دانسته و خروج از مکه را برای او جایز دانسته اند. [۱۲۶] به نظر فقهای اهل سنت نیز زنی که پس از طواف افاضه حائض شود و تنها طواف وداع او باقی مانده باشد، لازم نیست برای طواف وداع صبر کند و می تواند از مکه خارج شود. [۱۲۷]

پوشش در طواف: به نظر فقیهان، بانوان باید در طواف، به جز صورت، به مقداری که در وضو شسته می شود و دست ها تا مچ، پوشش شرعی را رعایت کنند. بر این اساس، تفاوت پوشش در طواف با نماز این است که پوشاندن پاها در نماز، در صورت نبودن نامحرم، واجب نیست. ولی در طواف، پوشاندن پاها نیز مانند سایر قسمت های بدن، لازم است. البته به نظر برخی پوشش از نامحرم، هرچند واجب است، ولی شرط صحت طواف نیست. همچنین بیرون آوردن کتف و بازوی دست راست از لباس احرام (اضطباع) که به نظر فقیهان اهل سنت (جز مالکیان)[۱۲۸] برای مردها در طواف مستحب است، برای زنان جایز نیست[۱۲۹]؛ زیرا آشکار ساختن اعضای بدن، با اصل پوشش بدن زنان، ناسازگار است. [۱۳۰]

رَمَل: فقیهان اهل سنّت در طواف، «رَمَل» (تند راه رفتن همراه با نزدیک بودنِ گام ها به یکدیگر[۱۳۱] یا به حرکت در آوردن کتف ها هنگام راه رفتن، مانند مبارزان در عرصه نبرد)[۱۳۲] را به دلیل حدیث پیامبر[۱۳۳](صلی الله علیه و آله) برای مردان مستحب شمرده [۱۳۴] ولی برای بانوان مستحب ندانسته اند. [۱۳۵] ولی بیشتر فقهای امامی، رمَل را برای مرد و زن مستحب ندانسته اند. [۱۳۶]

زمان طواف: به نظر برخی فقیهان اهل سنت، مستحب است بانوان شب ها طواف کنند؛ زیرا طواف در شب، با پوشیدگی آنان مناسب تر است و همچنین در شب، ازدحام جمعیت کمتر است و برای زنان امکان نزدیک شدن به کعبه و استلام حجرالاسود وجود دارد. [۱۳۷]

استلام: استلام حجرالاسود (دست کشیدن بر حجرالاسود) و نیز بوسیدن آن، هر چند امری مستحب است، اما به نظر فقیهان امامی[۱۳۸] و اهل سنت[۱۳۹]، به استناد احادیث[۱۴۰] از زنان برداشته شده است؛ زیرا این کار هم برای بانوان زحمت دارد و هم برای دیگران. [۱۴۱] به نظر برخی فقیهان اهل سنت، استلام در وقت خلوت بودن اطراف کعبه و شب هنگام برای زنان استحباب دارد. [۱۴۲] برخی فقهای امامی نیز استلام زنان را، در صورت ازدحام جمعیت، جایز نمی دانند. [۱۴۳]

ورود به کعبه: فقهیان، به استناد احادیث[۱۴۴]، قائلند ورود به خانه کعبه یکی از مستحبات مورد تأکید برای مردان است. ولی برای بانوان تأکید ندارد، بلکه تنها استحباب و فضیلت دارد. [۱۴۵] برخی فقیهان افزوده اند که اگر زن بخواهد وارد کعبه شود، باید در غیر اوقات شلوغی و ازدحام وارد شود. [۱۴۶] به نظر برخی فقها به استناد برخی احادیث، ورود زن مستحاضه به کعبه، در هیچ حالتی جایز نیست[۱۴۷] و به نظر برخی دیگر، مراد از این احادیث، شدت کراهت است، نه حرمت؛ زیرا استحاضه در حکم طهارت است. [۱۴۸]

سعی: از مستحبات سعی میان صفا و مروه، «هَرْوَله» (یعنی تندرفتن بدون دویدن) در بخشی از سعی و بالا رفتن بر کوه صفاست. ولی این استحباب، بنا بر نظر فقیهان امامی[۱۴۹] و اهل سنت[۱۵۰]، ویژه مردان است و شامل بانوان نمی شود. البته برخی فقیهان گفته اند که اگر محل سعی برای بانوان خلوت باشد، هروله کرد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *