تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل حضرت فاطمه (س) در نگاه رسول خدا(ص) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت فاطمه (س) در نگاه رسول خدا(ص) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت فاطمه (س) در نگاه رسول خدا(ص):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت فاطمه (س) در نگاه رسول خدا(ص) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حضرت فاطمه (س) در نگاه رسول خدا(ص) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حضرت فاطمه (س) در نگاه رسول خدا(ص) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت فاطمه (س) در نگاه رسول خدا(ص) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حضرت فاطمه (س) در نگاه رسول خدا(ص) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت فاطمه (س) در نگاه رسول خدا(ص) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حضرت فاطمه (س) در نگاه رسول خدا(ص) :

القاب حضرت فاطمه (س)

زهرا درآسمان منصوره و در زمین فاطمه

قال رسول الله صلی الله علیه وآله:

«قُلْتُ حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ وَ لِمَ سُمِّیتْ فِی السَّمَاءِ الْمَنْصُورَهَ وَ فِی الْأَرْضِ فَاطِمَهَ قَالَ سُمِّیتْ فِی الْأَرْضِ فَاطِمَهَ لِأَنَّهَا فَطَمَتْ شِیعَتَهَا مِنَ النَّارِ وَ فُطِمَ أَعْدَاؤُهَا عَنْ حُبِّهَا وَ هِی فِی السَّمَاءِ الْمَنْصُورَهُ وَ ذَلِک قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «یوْمَئِذٍ یفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ ینْصُرُ مَنْ یشاءُ» یعْنِی نَصْرَ فَاطِمَهَ لِمُحِبِّیهَا».[۱]

در حدیث معراج آمده است که پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:

«گفتم: ای حبیب من جبرئیل، چرا [او] در آسمان «منصوره» و در زمین «فاطمه» است؟

گفت: بدین سبب در زمین «فاطمه» نامیده شده که شیعیان خود را از جهنم رهایی می بخشد، و دشمنانش از محبت وی بی بهره خواهند بود، و در آسمان بدین جهت «منصوره» است که خداوند فرموده:

«در آن روز (قیامت) مؤمنان به جهت یاری خدا که هر فردی را بخواهد یاری دهد خرسند می شوند»؛

منظور از این یاری همان نصرتی است که فاطمه به دوستان خویش خواهد کرد».

این کلام روشن است نیاز به توضیح ندارد اما این که زهرای مرضیه سلام الله علیها علاوه بر نصرت نوادگان و شیعیان خود به محبان خود هم کمک کند امر مهمی است. چون محب به کسی گویند که دین و آئین حضرت زهرا سلام الله علیها را قبول ندارد اما خود حضرت زهرا سلام الله علیها را دوست دارد که لطف عمومی آن بانوی بزرگوار حتی شامل اینها هم می شود.

لقب بتول برای فاطمه

«اِنّما سُمِّیتْ فاطمهُ البتولَ لانّها تُبْتَلَتْ مِنْ الحیضِ و النفاسِ».[۲]

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«همانا فاطمه بتول نامیده شد، چرا که او از حیض و نفاس دور گردیده است».

می توان گفت که حضرت صدیقه طاهره با توجه به این که سرشت حور العینی دارد و از سویی حور العینی از آلودگی حیض و نفاس پاک اند او هم که از چنین سرشتی برخوردار است از چنین آلودگی منزه باشد.

چرا نام فاطمه(س)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«إِنِّی سَمَّیتُ ابنَتِی فَاطِمَهَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَطَمَهَا وَ فَطَمَ مَن أَحَبَّهَا مِنَ النَّار».[۳]

«من نام دخترم را فاطمه علیها السلام گذاشتم; زیرا خدای عزوجل فاطمه علیها السلام و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است».

البته در جای خود توضیح داده شد فاطمه زهرا سلام الله علیها را به خاطر امور زیر «فاطمه» گفته اند:

۱- بریده و جدا شده از عیب.

۲- بریده از آتش جهنم.

۳- بریده شدن دشمنان از محبت به او.

۴- بریده شدن نوادگان و شیعیان و محبان او از آتش جهنم.

سیده النسا العالمین

«أمّا ابنَتی فاطمهُ فإنّها سیدهُ نِساءِ العالَمینَ مِن الأوّلِینَ و الآخِرِینَ».[۴]

رسول خدا(ص)فرمود:

«فاطمه دختر من برترین زنان از اوّلین تا آخرین آنهاست».

انسان ها همه از مراتب برخوردارند و هرکدام مرتبه ای دارد که دیگری از آن برخوردار نیست چه مرد و چه زن.در میان مرد ها برگزیده و برترین مشخص اند و در میان زن ها چهار زن هستند که نسبت به بقیه برترند و در میان این چهار زن حضرت زهرا سلام الله علیها برتر است. بنابراین این بزرگوار بر همه زنها چه برگزیده ها و چه غیر برگزیده ها برتری دارند و نه تنها در دنیا بر که در آخرت و بهشت هم بر سایر زن ها برتری دارند.

فاطمه عذرا

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

«اعطانی الله فاطمه العذراء ترجع کل لیله بکرا و لم تعط احدا ذلک من النبیین و الحسن علیه السلام و الحسین علیه السلام و لم یعط احدا مثلهما و اعطانی صهرا مثلی و اعطانی الحوض و قسمه الجنه و النار و لم یعط الملائکه و جعل شیعته فی الجنه و اعطانی اخا مثلی و لیس لاحد اخ مثلی».[۵]

پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

«خداوند سبحان فاطمه عذرا را به من مرحمت و عطا کرد که هر شب باکره است و این عطاء را به احدی نفرمود. از پیغمبران حسن و حسین را به من عطا کرد مانند ایشان را به احدی نداد و دامادی مثل من به من مرحمت فرموده که به احدی نداده و به من حوض و قسمت بهشت و دوزخ را عطاء کرد. مانند آن به ملائکه مرحمت نکرد و شیعه علی را به بهشت می برد و برادری مثل من به من مرحمت فرمود به احدی مرحمت نکرد».

حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ضمن برشماری ویژگی های خانواده خود مبنی بر اینکه هیچ پیامبری مثل دختر من دختر ندارد و نواده ای مثل حسن و حسین علیه السلام ندارند، و دامادی مثل داماد من ندارند. ویژگی خاصی از زهرای أطهر علیه السلام را هم اشاره کرد و آن اینکه زهرای مرضیه سلام الله علیها «عذرا» است، یعنی همیشه باکره. چراکه آن بانو چون سرشت حورالعینی دارند و حورالعین دائماً با کره اند او هم باکره خواهد بود.

المریم الکبری

جناب اقدس نبوی مکرر با قسم مؤکد فرمود درباره فاطمه زهرا سلام الله علیها:

«وَ اللَّهِ مَرْیمُ الْکبْرَی».[۶]

«به خدا قسم! فاطمه(علیها السلام) همان (مریم کبری) است».

موضوع مریم و حضرت فاطمه از موضوعاتی است که مکررا مطرح شد و حاکی از آن است که این دو بزرگوار عدل و همتراز هم اند. و به همین جهت از القاب حضرت زهرا «عدیله» یعنی عدل مریم و از القاب او «شقیقه المریم» یعنی همتای مریم و یا اینکه هر دو بزرگوار در ردیف زن های برگزیده آمده اند. از لقب «المریم الکبری» استفاده خواهد شد که حضرت فاطمه سلام الله علیها همان مریم است البته بزرگتر از او و با مزیت بیشتری.

خدا وحضرت فاطمه (س)

خشم فاطمه(س) خشم خدا

قال رسول الله(ص): «یا فاطمهُ إنّ اللهَ یَغضِبُ لِغَضَبِکِ ویَرضی لِرضاکِ».[۷]

پیغمبر خدا(ص) (به حضرت فاطمه(ع)) فرمود:

«همانا خدا برای غضب و خشم تو غضب و خشم می کند، و به رضایت تو خشنود و راضی می گردد».

این جمله از جملاتی است که هرچه توضیح داده شود باز نمی توان به عمق معنای آن دست یافت.

گویا فاطمه زهرا سلام الله علیها جلوه ای از جلوه های خداست و سیمایی از سیمای خداوند متعال است که با نگاه به حضرت زهرا سلام الله علیها جلوه خداوند متعال دیده خواهد شد.

یعنی هرگاه فاطمه از موضوعی خشمگین شود باید در همان لحظه خشم خدا را نسبت به آن موضوع را دید و اگر حضرت زهرا نسبت به امری شاد و راضی گردد در همان لحظه رضایت و خشنودی خداوند متعال را از آن امر مشاهده نمود. پس خشم او خشم خداوند و خشنودی او خشنودی خداوند است چراکه او و چه الّه و جلوه ای از خداوند متعال است.

فاطمه(س) برگزیده خداوند

فرمود: همان شب که مرا به آسمان بردند دیدم که بر درب بهشت چنین نوشته بود:

«لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، علیٌّ حبیبُ اللَّهُ، وَ الْحَسَنُ وَ الحسینُ صَفْوَهُ اللَّهِ، فَاطِمَهُ خِیرَهُ اللَّهِ وَ علیٌ باغِضِهم لَعْنَهُ اللَّهِ».[۸]

«خداوندی جز خدای یگانه نیست، محمد رسول خدا، و علی محبوب پروردگار است، حسن و حسین برگزیدگان خدایند، و فاطمه منتخب خداوند است، بر دشمنان آن ها لعنت خدا باد».

فاطمه(س)، حجّت خداوند

«أَنَا وَ علیٌّ وَ فَاطِمَهُ وَ الْحَسَنُ وَ الحسین وَ تِسْعَهٌ مِنْ وُلْدِ الحسین حُجَجُ اللَّهِ علی خَلْقِهِ أَعْدَاءُنَا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ أولیاؤُنا أولیاءُ اللَّهِ».[۹]

«من و علی و فاطمه(س) و حسن و حسین و نه فرزند از فرزندان حسین حجّت های خداوند بر بندگان او هستیم، دشمنان ما دشمنان خدا و دوستان ما دوستان خدا هستند».

فاطمه حجت خداوند است یعنی فاطمه سلام الله علیها دلیل خداوند است که خداوند توسط فاطمه سلام الله علیها احتجاج می کند.

و به عبارتی حرف او حرف خدا ست، امر او امر خدا و نهی او نهی خدا است. اگر حضرت فاطمه کسی را امر کرد و یا اگر کسی را نهی کرد باید قبول کند و باید آن را امر و نهی خدا بداند و اگر قبول نکند خداوند در روز قیامت او را مؤاخذه می کند.

پس اگر بپرسد چرا مرا موعظه می کنی در حالی که به من امر و نهی نکردی خداوند متعال خواهد فرمود که من گفتم چون حضرت فاطمه سلام الله علیها به شما گفت، گفت او گفته من است. پس اگر سخن او را گوش نکردی گویا سخن مرا گوش نکردی و این معنای «فاطمه حجت خداوند» است.

پیوند آسمانی فاطمه

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«مَا زَوْجَهُ فَاطِمَهَ إِلَّا لِمَا أَمَرَنِی اللَّهُ بِتَزْوِیجِهَا».[۱۰]

«من فاطمه علیه السلام را به ازدواج در نیاوردم، مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد».

فاطمه سلام الله علیها و پیش از آن که موضوع ازدواجش در دنیا مطرح شود در عالم ملکوت مطرح شد و خداوند متعال با تصمیم خود او را برای حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام منظور نموده تا به امر مبارک خداوند عقدشان در عالم ملکوت خوانده شد که در جایی مفصل توضیح داده شد.

نور فاطمه(س) از نور خداست

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «نُورُ ابْنَتِی فَاطِمَهَ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ ابْنَتِی فَاطِمَهُ أَفْضَلُ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ…».[۱۱]

«نور دخترم فاطمه علیها السلام از نور خداست، و دخترم فاطمه علیها السلام برتر از آسمان ها و زمین است».

حضرت فاطمه سلام الله علیها دارای دو خلقت و آفرینش است. خلقت جسمانی و خلقت نوری یعنی در یک زمانی نور او خلق شد و در زمانی دیگر جسم او. گفته شد که نور او قبل از خلقت حضرت آدم آفریده شده و آنگاه که خداوند متعال خواست نور او را خلق کند او را از نور خود خلق کرد.

محافظان فاطمه(س) از سوی خدا

«إِنَّ اللَّهَ قَدْ وَکَّلَ بِهَا رَعِیلاً مِنَ الْمَلائِکَهِ یَحْفَظُونَهَا مِنْ بَیْنِ یَدَیْهَا وَ مِنْ خَلْفِهَا وَ عَنْ یَمِینِهَا وَ عَنْ شِمَالِهَا وَ هُمْ مَعَهَا فِی حَیَاتِهَا وَ عِنْدَ قَبْرِهَا وَ عِنْدَ مَوْتِهَا یُکْثِرُونَ الصَلاهَ عَلَیْهَا وَ عَلَی أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِیهَا.

فَمَنْ زَارَنِی بَعْدَ وَفَاتِی فَکَأَنَّمَا زَارَنِی فِی حَیَاتِی وَ مَنْ زَارَ فَاطِمَهَ فَکَأَنَّمَا زَارَنِی وَ مَنْ زَارَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ فَکَأَنَّمَا زَارَ فَاطِمَهَ وَ مَنْ زَارَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ فَکَأَنَّمَا زَارَ عَلِیّاً وَ مَنْ زَارَ ذُرِّیَّتَهُمَا فَکَأَنَّمَا زَارَهُمَا…».[۱۲]

«همانا خدای تعالی یک دسته از فرشتگان را برای محافظت فاطمه گماشته است، تا از چهار طرف نگهبان او باشند؛ و این ملائک در حال حیات، و هنگام مرگ او، و کنار قبرش پیوسته در خدمت او هستند، و کارشان صلوات فرستادن بر فاطمه و پدرش و همسر و فرزندان اوست.

(یعنی در منطق ملائک و لسان فرشتگان صلوات بر پیامبر اکرم و علی و حسنین همواره باید با صلوات بر فاطمه علیهاالسلام توام باشد، و در این منقبت نیز آن حضرت برابر و هم ردیف آن چهار وجود مقدس دیگر می باشد».

از جمله الطاف خداوند به حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها گماردن فرشتگان برای حفاظت از اوست.

یعنی خداوند متعال طبق این حدیث محافظانی از جنس فرشتگان با عنوان خاص بر او گمارد تا او را در دنیا و در آخرت حفاظت نماید و بر او صلوات و درود هم بفرستند.

تمنای فاطمه(س) و اجابت خدا

«یَا فَاطِمَهْ سَلِینِی أُعْطِکِ وَ تَمَنِّی عَلَیَ أُرْضِکِ فَتَقُولُ إِلَهِی أَنْتَ الْمُنَی وَ فَوْقَ الْمُنَی أَسْأَلُکَ أَنْ لَا تُعَذِّبَ مُحِبِّی وَ مُحِبَّ عِتْرَتِی بِالنَّارِ فَیُوحِی اللَّهُ إِلَیْهَا یَا فَاطِمَهًُْ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ ارْتِفَاعِ مَکَانِی لَقَدْ آلَیْتُ عَلَی نَفْسِی مِنْ قَبْلِ أَنْ أَخْلُقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ بِأَلْفَیْ عَام. ان لا اعذب محبیک و محبی عترتک بالنار».[۱۳]

خداوند به فاطمه وحی فرمود:

«ای فاطمه از من بخواه تا به تو عطا کنم. از من تمنا کن تا من راضیت کنم. فاطمه گفت:

خداوندا! تو تمنایی و آرزویی و برتر از تمنا و آرزویی. از تو درخواست می کنم که دوست دار من و دوست دار عترت مرا با آتش عذاب نکنی».

خداوند به او وحی کرد: «ای فاطمه به عزت و جلالم و بلندای شانم سوگند دو هزار سال پیش از آن که آسمان ها و زمین را بیافرینم با خود عهد کرده ام که دوست دار توو دوست دار عترت تو را با آتش عذاب نکنم».

این نشان از لطف ویژه خداوند به حضرت زهرا سلام الله علیها است و نشان از ارتباط نزدیک بین بنده و مولا است. اراده نافذ الهی بر این تعلق گرفت که فاطمه(س) را راضی و خوشنود کند و با اجابت آرزو و استدعایش وی را خشنود سازد.

فاطمه(س) محبوترین فرد در نزد من

شادی فاطمه(س)، شادی رسول خدا

قال رسول اللّه(صلی الله علیه وآله): «فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی یسُرُّنِی ما یسُرُّها».[۱۴]

«فاطمه پاره تن من است ، هر چه او را خوش حال کند مرا خوش حال میکند».

هر چند از فرزند تعبیر به «پاره تن» یا «نور چشم» یا «گوش جگر» و امثال آن شده اما به نظر می رسد که منظور از «پاره تن» در اینجا پاره تن خانوادگی نباشد بلکه پاره تن ایمانی است. یعنی جنس و هویت پاره تن بودن متفاوت است.

مثلا مؤمنین پاره تن یکدیگرند و یا به تعبیر شاعر پارسی گوی ایرانی فردوسی «بنی آدم اعضای یک یک پیکرند» منظور این است. این پار تن هویت وجوه جدا دارد که همان جوهره گوهر ایمانی است.

هم مؤمنین اگرچه پیکر جسمانی شان متفاوت است اما پیکر ایمانی شان واحد است. در روایات ما هم ایمان به اندام که دارای سر، دست، پا، چشم و گوش و امثال آن است تشبیه شد.

و این معنا حاکی از آن است که انسان ها علاوه بر هویت و پیکر خانوادگی و انسانی پیکر ایمانی هم دارند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می خواهدبفرماید که جوهره ایمانی و حضرت زهرا(س) یکی است و حسّ ایمانی هر کدام از یک مقوله است.

بنابراین هر آنچه را که ذات ایمانی حضرت زهرا سرور و شاد نماید ذات ایمانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم شاد می گردد، و به عکس اگر چیزی وجود ایمانی حضرت زهرا(س) را ناراحت کند وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ناراحت نموده است.

به عبارتی دیگر حسّ دینی حضرت صدیقه کبری(س) نسبت به امری شاد باشد همان حس پیامبر(ص) را شاد خواهد نمود و اگر غمگین نمود پیامبر(ص) را ناراحت نموده است.

آزار فاطمه(س)، آزار رسول خدا

الف. قال رسول اللّه(ص): «فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی مَنْ آْذاهَا فَقَدْ آذانِی».[۱۵]

«فاطمه پاره تن من است، هر که او را بیازارد مرا آزرده است».

ب. «فَاطِمَهُ شَعْرَهٌ مِنّی؛ فَمَنْ آذی شَعْرَهً منّی، فَقَدْ آذانی وَ مَنْ آذانی فَقَدْ آذَی اللَّهَ وَ مَنْ آذی اللَّهَ لَعَنَهُ اللَّهُ مِن السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ».[۱۶]

«فاطمه(س) تار موی من است و هر که به تاری از موهای من آزار برساند مرا آزار رسانده و هر که مرا آزار رساند خدا را آزار رسانده است و هر که به خدا آزار برساند، خداوند به اندازه آسمان ها و زمین او را لعنت خواهد کرد».

با توضیحی که درموضوع قبل دادیم (شادی فاطمه(س) شادی رسول خدا(ص)) این موضوع هم روشن خواهد شد و نیاز به توضیح ندارد.

فاطمه(س) پاره تن پیامبر(ص)

الف. «فاطمهُ شِجْنَهٌ مِنّی یَقْبِضُنی ما یَقْبِضُها و یَبْسطُنی ما یَبْسطُها».[۱۷]

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«فاطمه شاخه ای از من است هر آنچه او را غمگین سازد، مرا غمگین می کند و هر آنچه او را خوشحال سازد، مرا خوشحال می کند».

ب. فیی [المناقب لابن شهرآشوب ]:

«سَعْدُ بْنُ أَبِی وَقَّاصٍ سَمِعْتُ النَّبِی ص یقُولُ: فَاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی مَنْ سَرَّهَا فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ سَاءَهَا فَقَدْ سَاءَنِی فَاطِمَهُ أَعَزُّ الْبَرِیهِ عَلَی».[۱۸]

در مناقب ابن شهر آشوب است:

«سعد ابن ابی وقاص گوید که از رسول اکرم(ص) شنیدم می فرمود: فاطمه(ع) پاره ای از تن من است هرکس او را مسرور کند مرا مسرور کرده و هرکه او را بد حال کند مرا بد حال ساخته، فاطمه(ع) گرامی ترین مردم در نزد من است».

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در موارد مختلف تعابیر گوناگونی از حضرت زهرا سلام الله علیها داشتند مانند «پار تن»، «نور چشم»، «میوه دل»، «شادی دل»، «شاخه ای از من»، «یک خال از موی من» و امثال آن که حاکی از توفیقات مهر، دلبستگی و محبت فوق العاده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به او است.

ولی باید بدانیم این تعابیر و حتی این دلدادگی فراتر از مهر و محبت خانوادگی و پدر فرزندی است بلکه ناشی از مهر و محبت ایما نی است و این پار ه تن با پاره تن خانوادگی متفاوت است. یعنی جنس و هویت پاره تن بودن ها با هم فرق می کند مثلا مؤمنین….

فاطمه(س) عزیز ترین فرد نزد پیامبر(ص)

«فاطِمهُ اَعَزُّ الناسِ عَلَی».[۱۹]

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «فاطمه(س) عزیزترین و محبوب ترین مردم برای من است».

عزت و محبت اگرچه ممکن است از یک خانواده باشند اما بین شان تفاوت است. محبت که به معنای دوستی، علاقه و عشق است از صرف عاطفه برمی خیزد، اما عزت از روی تکریم، شکوه و عظمت ناشی می شود.

به عبارتی دیگر اگر کسی، کسی را دوست می شمارد این دوستی ناشی از عاطفه زیاد به آن کس است، اما اگر کسی کسی را عزیز می شمارد ناشی از احترام، عظمت، اُبُهَّت و شکوهی است که برای اوقائل است.

و آن چون پیش این بزرگ و محترم است پس پیش او عزیز است و از عزت و شکوه برخوردار است.

پس صدیقه کبری(س) نزد پیامبر(ص) هم عزیز است و هم محبوب، هم عزیزترین است و هم محبوب ترین. بدیهی است عزت حضرت پیش پیامبر عظیم الشأن تنها در انتساب فرزند خلاصه نمی شود بلکه حضرت صدیقه سلام الله علیها فضائل و برجستگی های نزد پیامبر(ص) دارد که او را نسبت به سایر فرزندان و حتی دیگران ممتاز می کند و باعث آن می شود که او پیش حضرت عزیز بلکه «أعّز» باشد.

به همین مناسبت است محبوبیت یعنی محبوبیت حضرت زهرا سلام الله علیها در نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فراتر از پدر فرزندی است بلکه حضرت زهرا سلام الله علیها جاذبه های معنوی ویژه ای دارد که سایر فرزندان و یا حتی دیگران فاقد آن هستند و به همین خاطر او نزد پیامبر محبوب بلکه اُحبّ می گردد.

فاطمه (س) محبوب ترین عضو خانواده نزد پیامبر (ص)

الف. «احبُّ اهلی الیَّ فاطمهُ».[۲۰]

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«محبوب ترین فرد خانواده ام برای من، فاطمه است».

ب. «کان النبی(ص)یعظم شأنها ویرفع مکانها کان یکنیها بأم أبیها ویحلها من محبته محلا لایقاربها فیه أحد و لایوازیها. سأله علی ع یوما فقال یا رسول الله أناأحب إلیک أم فاطمه فقال أنت عندی أعز منها وهی أحب منک».[۲۱]

«رسول خدا(ص): شخصیت و شأن حضرت فاطمه(ع) را بزرگ می شمرد، و مقام او را رفیع و والا می داشت، و او را به ام ابیها (مادر پدرش) مکنّی می فرمود، و از دوستی و محبت خویش برای او محلی مقرر می داشت که هیچکس با او در آن مقام نزدیک نمی شد و برابر نمی گردید، امیر المومنین علی(ع) روزی از رسول خدا(ص) پرسید و عرض کرد:

یا رسول الله! من در نزد تو محبوب ترم یا فاطمه؟

رسول خدا(ص) فرمود: (یا علی!) تو در نزد من از او عزیز تری و او بنزد من از تو محبوب تر است»! با توضیحی که در موضوعات پیشین داده شد یعنی فاطمه عزیزترین این موضوع هم روشن خواهد شد و نیاز به توضیح مجدد ندارد.

فاطمه(س) نور چشم پیامبر(ص)

«یا علیّ! إِنَّ فَاطِمَهَ بَضْعَهُ مِنّی وَ هی نُورُ عینی وَ ثَمَرَهُ فؤادی».[۲۲]

«علی جان! فاطمه(س) پارتن من و نور چشم و میودلم می باشد».

فاطمه(س) مایه سُرور پیامبر(ص)

« فَاطِمَهُ بَهْجَهُ قلبی وَ إبناها ثَمَرَهُ فُؤادی وَ بَعْلُها نُورُ بَصَری».[۲۳]

«فاطمه(س) مایه سُرور و خوشحالی من می باشد، همچنین دو فرزندش میوه دلم و همسرش نور چشمم می باشد».

فاطمه از من و من از اوهستم

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «یا فَاطِمَهُ… أَنْتِ مِنِّی وَ أَنَا مِنْک …».[۲۴]

«ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم».

فاطمه زهرا سلام الله علیها از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم است روشن است و نیاز به توضیح ندارد چون پیامبر(ص) پدر اوست و اگر پیامبر نبود قطعاً او هم نبود چرا که فرزندان وجودشان را مرهون پدران شان هستند.

اما این که پیامبر از فاطمه باشد یعنی شخصیت ثانوی پیامبر و آن بعد نبوّت و پیامبری او از فاطمه هست. شخصیت نبوت اگرچه در پیدایش منوط به وجود پیامبر بود اما ادامه و امتداد آن منوط و مرهون وجود فاطمه است.

یعنی اگر فاطمه و فرزندان فاطمه نبودند نبوت پیامبر تمام می شود و فراموش می گردید و در واقع «کأن لم یکن» می گردید.

فاطمه و فرزندان فاطمه به ویژه امام زمان(عج) امتداد بخش نبوت بودند و دین و آیین پیامبر را با بیان، قلم، همت و حتی با خون خود امتداد بخشیدند.

پس شخصیت ثانویه پیامبر که همان نبوت و پیامبری پیامبر باشد وابسته به حضرت فاطمه و منوط به آن وجود مبارک بود که اگر نبودند فاطمه و فرزندان معصوم او پیامبر هم خاتمه می یافت و تمام می شد پس باید گفت: «پیامبر از فاطمه» است. حاصل آنکه شخصیت وجودی فاطمه(س) از پیامبر و شخصیت الهی و پیامبر پیامبر از فاطمه است.

پدر به قربان فاطمه گردد

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… فِدَاک أَبُوک یا فَاطِمَهُ».[۲۵]

«پدرت به قربان تو باد ای فاطمه علیها السلام».

این کنایه از اوج احساس و اوج عطوفت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت زهرا سلام الله علیها است، و حتی فراتر از پدر فرزندی است یعنی کارهای فوق العاده و فداکاری برجسته و حتی خصایل و فضائل نفسانی ویژه حضرت زهرا سلام الله علیها که در احساس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خود نمائی می کرد.

پیامبر در اوج عشق و عطوفت قرار می گرفت و فاطمه زهرا سلام الله علیها را مورد مهر و احساس خود قرار می داد و می فرمود: «فداها ابوها».

فاطمه شمیم بهشتی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«فَفَاطِمَهُ حَوْرَاءُ إِنْسِیهٌ فَکلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَی رَائِحَهِ الْجَنَّهِ شَمِمْتُ رَائِحَهَ ابْنَتِی فَاطِمَهَ».[۲۶]

«فاطمه علیها السلام حوریه ای است به صورت انسان که من هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه علیها السلام را می بویم».

از اینکه صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها دارای بوی بهشت بود تردیدی نیست چرا که او حوریه است و ساختار اولیه اش از بهشت می باشد کسی که خمیرمایه و ساختار اصلی اش بهشت باشد باید بوی بهشت بدهد.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با آنکه خود می توانست با بهشت در ارتباط باشد و از بوی آن بهره بگیرد اما راه را نزدیک می کرد و شوق خود به بهشت را از این طریق اشباع می نمود. پس می توان گفت که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در حالی که در دنیا بود، خود بهشتی بود و از برکات بهشتی اش از جمله شمیم مورد استفاده پیامبر قرار می گرفت.

رضایت فاطمه(س) رضایت من

الف. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):

«مِنْ ارضی فَاطِمَهَ فَقَدْ ارضانی وَ مَنْ أَسْخَطَ فَاطِمَهَ فَقَدْ اسخطنی».[۲۷]

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هرکس فاطمه را راضی کند، مرا راضی نموده و هر کس فاطمه را خشمگین کند، مرا خشمگین نموده است».

ب. قال رسول اللّه صلی الله علیه وآله: «ما رَضِیْتُ حَتّی رَضِیَتْ فاطِمَه».[۲۸]

«هیج گاه راضی نشدم تا فاطمه راضی می شد».

حضرت فاطمه سلام الله علیها هم چنانکه جلوه الهی داشت، جلوه پیامبری هم داشت یعنی همانطور که خود جلوه ای از خدا بود و می شد خشم و خشنودی خدا را در چهره او مشاهده نمود.

و هر گاه او خشمگین و خشنود می شد، می شد حکم نمود که خداوند در این لحظه خشمگین و خوشنود است.

همینطور جلوه ای از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم بود که می شد با خشم و خوشنودی او خشم و خوشنودی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را هم احساس نمود.

یعنی هرگاه حضرت صدیقه طاهره نسبت به کار یا شخصی خوشنود بود می شد حکم کرد که در این لحظه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به این کار یا شخص خوشنود است.

و اگر خشمگین می شد، می شد حکم کرد که خشم او جلوه ای از خشم به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و در این لحظه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خشمگین است و حتی می شد حکم کرد که با وجود او گویا پیامبر هم چنان وجود دارد، و همچون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حجت خدا بر خلق است.

غم فاطمه(س) غم پیامبر(ص)

قال النبی(ص): «فاطمهُ شِجْنَهٌ مِنّی یَقْبِضُنی ما یَقْبِضُها و یَبْسطْنی ما یَبْسطُها».[۲۹]

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «فاطمه شاخه ای از من است هر آنچه او را غمگین سازد، مرا غمگین می کند و هر آنچه او را خوشحال سازد، مرا خوشحال می کند».

اولین همراه پیامبر(ص)

قال النبی(ص):

«اِنَّها اوّلُ مَنْ یَلْحَقُنی مِنْ اهلِ بَیْتی».[۳۰]

پیامبراکرم(ص) فرمود: «همانا او، فاطمه(س) اول کسی از اهل بیت من است که به من ملحق می گردد».

بودن با پیامبر صلی الله علیه و سلم در زندگی آخرتی امتیاز بزرگی است که افتخار از این بهتر و بالاتر که انسان در پس زندگی این عالم و ورود به زندگی به عالم آخرت به پیامبر ملحق شود و با او و همراه او زندگی کند.

چرا که قطعا پیامبر در عالم آخرت بهترین و زیباترین زندگی را خواهد داشت و هر کس با او باشد از بهترین و زیباترین برخوردار خواهد بود.

و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این نوید را به حضرت زهرا سلام الله علیها که او اولین کسی است که به او ملحق می شود و زندگی آخرت را با آن بزرگوار شروع خواهد کرد.

و به همین خاطر بود که حضرت زهرا سلام الله علیها با شنیدن چنین نوید و بشارتی خوشحال شد و تبسم و رضا بر لب او نشست.

احترام فاطمه(س) احترام من

«یا عَلِی هَذِهِ بِنْتِی فَمَنْ أَکرَمَهَا فَقَدْ أَکرَمَنِی وَ مَنْ أَهَانَهَا فَقَدْ أَهَانَنِی».[۳۱]

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

«ای علی این دختر من است؛ هر کس به او احترام بگذارد، مرا گرامی داشته است و هرکه به او اهانت کند به من اهانت کرده است».

وقتی اثبات شد که صدیقه طاهره پارتن پیامبر و شاخه ای از بدن او و نیز نور چشم او، میوه قلب او، شادی دل او و حتی تاری از موی اوست اثبات می شود که فاطمه زهرا سلام الله علیها وجودش همان وجود رسول خدا است.

پس از هر آنچه را که او را خشنود کند او را خشنود و هر آنچه او را خشمگین می کند او را خشمگین و همچنین هر آنچه باعث تکریم پیامبر شود باعث تکریم او. بنابراین تکریم فاطمه سلام الله علیها تکریم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حتی توهین فاطمه سلام الله علیها توهین به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. چرا که هر دو عزیز یک وجودند در دو بدن و یک حقیقت اندر دو شاکله.

حکمت بوسیدن فاطمه(س)توسط پیامبر(ص)

عَنْ عَائِشَهَ، قَالَتْ: «قُلْتُ: یا رَسُولَ اللَّهِ، مَالَک إِذَا قَبَّلْتَ فَاطِمَهَ جَعَلْتَ لِسَانَک فِی فَمِهَا کأَنَّک تَلْعَقُها فِی اُلْعَسَلِ»؟ فَقالَ اُلنَّبِی صلی اللّه علیه و سلم: «یا عائِشَهُ لَیلَهٌ أُسْرِی بی إلی السماء فأدخلنی جبرئیل علیه السلام الجنّه و ناولنی تفاحه فأخذتها فأکلتها فصارت نطفه و نورا فی صلبی فنزلت فواقعت خدیجه ففاطمه منها، فکلما اشتقت[إلی]الجنّه قبّلتها. یا عائشه! [فاطمه] حوراء انسیه».[۳۲]

عایشه گوید: «به پیغمبر خدا(ص) عرض کردم: یا رسول الله! چرا هنگامی که فاطمه(ع) را می بوسی زبان در دهان او می گذاری که گوئی آنرا مانند عسل می لیسی»؟

فرمود:

«ای عائشه شبی که مرا به آسمان بردند جبرئیل(ع) مرا به بهشت وارد کرد و سیبی به من داد، من آنرا گرفتم و خوردم و آن در صلب من نطفه و نور گشت. چون به زمین آمدم و با خدیجه(ع) همبستر شدم، فاطمه(ع) از آن پدید آمد پس هر وقت اشتیاق بهشت کنم، فاطمه(ع) را می بوسم. ای عائشه فاطمه(ع) حوریّه ای است انسان سرشت».

پدر و مادر از سر عطوفت و مهر و از سر عشق و علاقه زیاد فرزند خود را می بوسند و این کاری پسندیده است چرا که از نظر تربیتی برای فرزند خوب است و نیاز عاطفی او از این طریق اشباع می شود و به همین خاطر در روایات سفارش شده که فرزند خود را ببوسید.

اما بوسیدن فاطمه سلام الله علیها توسط پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم موضوعی فراتر از احساس و عاطفه پدر فرزندی است بلکه حکمت آن بهشتی بودن فاطمه سلام الله علیها و برخورداری اش از بوی بهشت است.

که پیامبر صلی الله علیه و سلم بر آن است تا از طریق بوسیدن حضرت فاطمه از بوی بهشتی استفاده کند و خود عایشه هم احساس کرده که این بوسیدن متفاوت از بوسیدنی است که اصولا پدر فرزندی خود را می بوسد و به همین خاطر می پرسد که این بوسیدن فوق العاده و بوسیدن آمیخته با مکیدن و بوسیدن همراه با اوج هیجان به خاطر چیست

سفارش تربیتی من به زهرا(س)

الف. «لَیسَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ مَنْ لَمْ یأْمَنْ جَارُهُ بَوَائِقَهُ، وَ مَنْ کانَ یؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْیوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ یؤْذِی جَارَهُ، وَ مَنْ کانَ یؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْیوْمِ اَلْآخِرِ فَلْیقُلْ خَیراً أَوْ یسْکتْ. إِنَّ اَللَّهَ یحِبُّ اَلْخَیرَ اَلْحَلِیمَ اَلْمُتَعَفِّفَ، وَ یبْغِضُ اَلْفَاحِشَ اَلضَّنِینَ اَلسَّئَّالَ اَلْمُلْحِفَ. إِنَّ اَلْحَیاءَ مِنَ اَلْإِیمَانِ وَ اَلْإِیمَانُ فِی اَلْجَنَّهِ، وَ إِنَّ اَلْفُحْشَ مِنَ اَلْبَذَاءِ، وَ اَلْبَذَاءُ فِی اَلنَّارِ».[۳۳]

پیامبر فرمود: «کسی که همسایه اش از شر او در امان نیست از مؤمنین نخواهد بود. و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد همسایخویش را آزار نمی دهد. و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید که یا سخن خوب بگوید وگرنه ساکت باشد. خداوند انسان خیرمند بردبار عفیف را دوست دارد و بدگوی بخیل بسیار درخواست کنندمصرّ را دشمن می دارد. حیاء از ایمان و ایمان جایش در بهشت است و فحش از زشتگویی است و زشتگویی جایش در آتش است».

ب. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): «لِفاطِمَهَ(ع): یا فاطِمَهُ تَجَرَّعِی مَرارَهَ الدُّنْیا لِحَلاوَهِ الاخِرَهَ».[۳۴]

رسول خدا(ص) به فاطمه(ع) فرمود:

«ای فاطمه! تلخی دنیا را برای شیرینی آخرت جرعه جرعه بنوش».

حقیقت این است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تربیت حضرت فاطمه از هیچ تلاش و اقدامی فروگذار نکرد چه قبل از تولدحضرت چه بعد از تولد.

از جریان کناره گیری چهل شبانه روز و قیام شب و صیام روز در این ایام و استفاده از میوه بهشتی در قبل از تولد تا تغذیه و تربیت پس از تولد. در این میان که پیامبر از همه امکانات تربیتی بهره برده و حتی از مواعظ و سخنان تربیتی به او هم دریغ ندارد؛

یعنی یکی از اقدامات تربیتی حضرت همین موعظه ها و سفارش های کلامی است که مدام حضرت به او داشته که اگر جمع آوری شود خود یک کتاب مستقل خواهد شد که اینجا فقط به دو کلام نورانی اکتفا خواهد شد، که رفتار اجتماعی را متذکر می شود و هم عکس العمل شان نسبت به مصائب، سختی ها و گرفتاری هایی که در زندگی با آن مواجه می گردد.

حکمت خلقت حسین(ع) فرزند فاطمه

«مُحَمَّدُ بْنُ یحْیی عَنْ عَلِی بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو اَلزَّیاتِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ جَبْرَئِیلَ عَلَیهِ اَلسَّلاَمُ نَزَلَ عَلَی مُحَمَّدٍ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لَهُ یا مُحَمَّدُ إِنَّ اَللَّهَ یبَشِّرُک بِمَوْلُودٍ یولَدُ مِنْ فَاطِمَهَ تَقْتُلُهُ أُمَّتُک مِنْ بَعْدِک فَقَالَ یا جَبْرَئِیلُ وَ عَلَی رَبِّی اَلسَّلاَمُ لاَ حَاجَهَ لِی فِی مَوْلُودٍ یولَدُ مِنْ فَاطِمَهَ تَقْتُلُهُ أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی فَعَرَجَ ثُمَّ هَبَطَ عَلَیهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِکفَقَالَ یا جَبْرَئِیلُ وَ عَلَی رَبِّی اَلسَّلاَمُ لاَ حَاجَهَ لِی فِی مَوْلُودٍ تَقْتُلُهُ أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی فَعَرَجَ جَبْرَئِیلُ عَلَیهِ اَلسَّلاَمُ إِلَی اَلسَّمَاءِ ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ یا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّک یقْرِئُک اَلسَّلاَمَ وَ یبَشِّرُک بِأَنَّهُ جَاعِلٌ فِی ذُرِّیتِهِ اَلْإِمَامَهَ وَ اَلْوَلاَیهَ وَ اَلْوَصِیهَ فَقَالَ قَدْ رَضِیتُ ثُمَّ أَرْسَلَ إِلَی فَاطِمَهَ أَنَّ اَللَّهَ یبَشِّرُنِی بِمَوْلُودٍ یولَدُ لَک تَقْتُلُهُ أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی فَأَرْسَلَتْ إِلَیهِ لاَ حَاجَهَ لِی فِی مَوْلُودٍ مِنِّی تَقْتُلُهُ أُمَّتُک مِنْ بَعْدِک فَأَرْسَلَ إِلَیهَا أَنَّ اَللَّهَ قَدْ جَعَلَ فِی ذُرِّیتِهِ اَلْإِمَامَهَ وَ اَلْوَلاَیهَ وَ اَلْوَصِیهَ فَأَرْسَلَتْ إِلَیهِ أَنِّی قَدْ رَضِیتُ».[۳۵]

امام صادق علیه السلام فرمود:

«جبرئیل علیه السلام بر محمد صلی اللّه علیه و آله نازل شد و گفت: ای محمد! خدا ترا مژده میدهد بمولودی که از فاطمه متولد شود و امت تو او را بعد از تو میکشند.

فرمود:

ای جبرئیل! سلام بپروردگارم، مرا بمولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست، جبرئیل بآسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و همان سخن را گفت، پیغمبر فرمود:

ای جبرئیل! سلام بپروردگارم مرا بمولودی که از فاطمه متولد شود و امتم او را بکشند نیازی نیست، جبرئیل بآسمان بالا رفت و سپس فرود آمد و گفت:

ای محمد! پروردگارت بتو سلام میرساند و ترا مژده میدهد که امامت و ولایت و وصیت را در ذریه آن مولود قرار میدهد، فرمود:

راضی گشتم، سپس نزد فاطمه فرستاد که خدا مرا بمولودی مژده میدهد که از تو متولد می شود و پس از من امتم او را میکشند،

فاطمه پیغام داد که مرا بمولودی که امت تو او را پس از تو بکشند نیازی نیست، پیغمبر پیغام داد که خدا امامت و ولایت و وصیت را در ذریه او قرار داده، او هم پیغام داد که من راضی گشتم».

امام حسین علیه السلام در خانواده پیامبر یک نطقه عطف و یک نقطه برجسته بود؛ زیرا حماسه تاریخی کربلا که دوام دین و رسالت به آن بستگی داشت، همچنین این سلسله امامت به وجود نازنین و مبارکه ایشان وابسته بود، از این رو ولادت ایشان مهم بود؛

زیرا ولادتی که به شهادت می شود چه حکمتی می تواند داشته باشد. اینجا بود که پیامبر(ص) و هم صدیقه کبری(سل) آن حکت را جویا می شوند که دوام امامت و حتی دوام رسالت و دین به این ولادت پیوند می خورد.

دغدغه پیامبر (ص) نسبت به زهرا(س)

«رَوَی جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِی قَالَ: دَخَلَتْ فَاطِمَهُ عَلَیهَا السَّلاَمُ عَلَی رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ فِی سَکرَاتِ اَلْمَوْتِفَانْکبَّتْ عَلَیهِ تَبْکی فَفَتَحَ عَینَهُ وَ أَفَاقَ ثُمَّ قَالَ یا بُنَیهُ أَنْتِ اَلْمَظْلُومَهُ بَعْدِی وَ أَنْتِ اَلْمُسْتَضْعَفَهُ بَعْدِی فَمَنْ آذَاک فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ غَاظَک فَقَدْ غَاظَنِی وَ مَنْ سَرَّک فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ بَرَّک فَقَدْ بَرَّنِی وَ مَنْ جَفَاک فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ وَصَلَک فَقَدْوَصَلَنِی وَ مَنْ قَطَعَک فَقَدْ قَطَعَنِی وَ مَنْ أَنْصَفَک فَقَدْ أَنْصَفَنِی وَ مَنْ ظَلَمَکفَقَدْ ظَلَمَنِی لِأَنَّک مِنِّی وَ أَنَا مِنْک وَ أَنْتِ بَضْعَهٌ مِنِّی وَ رُوحِی اَلَّتِی بَینَ جَنْبَی ثُمَّ قَالَ عَلَیهِ السَّلاَمُ إِلَی اَللَّهِ أَشْکو ظَالِمِیک مِنْ أُمَّتِی».[۳۶]

جابر بن عبدالله انصاری(رض) گفت: «فاطمه(س) وقتی بر رسول خدا(ص) وارد گردید که حضرت در حال جان دادن بود فاطمه(س) خود را بر روی حضرت افکند و گریست حضرت چشم مبارک گشود و به خود آمد و فرمود:

ای دختر جانم پس از من به تو ظلم می شود، پس از من تو را ضعیف می شمرند، هرکس تو را بیازرد مرا آزرده، و هر که تو را به خشم آورد مرا به خشم آورده، و هرکس تو را مسرور سازد مرا مسرور ساخته، و هرکس به تو نیکی کند به من نیکی کرده، و هرکس به تو ستم کند به من ستم کرده، و هر که به تو بپیوندد به من پیوسته و هر که از تو ببرد از من بریده،

و هرکه به تو انصاف ورزد به من انصاف ورزیده، و هرکس به تو ظلم کند به من ظلم کرده است زیرا تو از من هستی و من از تو می باشم، و تو پاره ای از تن من و روح من هستی که در میان دو پهلوی من قرار داری سپس فرمود: از ظالمان امتم که به تو ستم می کنند به خدا شکایت می برم».

در این کلام نورانی دو نکته حائز اهمیت است یکی اوج دلبستگی و پیوستگی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت زهرا سلام الله علیها است؛

به گونه ای که غم او را غم خود، شادی او را شادی خود، آزار او را آزار خود، غیظ او را غیظ خود، نیکی به او را نیکی به خود، جفای او جفای به خود، قطع و وصل او را قطع و وصل خود، انصاف به او را انصاف به خود، ظلم او را ظلم به خود و امثال آن می شمارد و او را پاره تن خود می داند و دیگری ستمکاری کار بد رفتاری که به او پس از پیامبر می شود.

پیامبر تصریح می کند که پس از او به فاطمه ظلم می شود، مورد استنصاف قرار می گیرد و چنان نسبت به این موضوع ناراحت و غمگین است و چنان دغدغه دارد که عزم شکایت به پروردگار می کند و با آن که پیامبر رحمت است اما ظلم به حضرت زهرا در نظر او چنان بزرگ است که باید شکایت شود آن شکایت به پروردگار عالم.

انتظار من از اُمّتم نسبت به زهرا (س)

حضرت فاطمه(س) را بشناسند

وَ رُوِی عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ: «خَرَجَ النَّبِی ص وَ هُوَ آخِذٌ بِیدِ فَاطِمَهَ عَلَیهَا السَّلَامُ فَقَالَ مَنْ عَرَفَ هَذِهِ فَقَدْ عَرَفَهَا وَ مَنْ لَمْ یعْرِفْهَا فَهِی فَاطِمَهُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ هِی بَضْعَهٌ مِنِّی وَ هِی قَلْبِی وَ رُوحِی الَّتِی بَینَ جَنْبَی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَی اللَّه».[۳۷]

از مجاهد روایت شد که گفت:

«رسول خدا (ص) بیرون آمد در حالی که دست حضرت فاطمه (ع) را گرفته بود فرمود:

هر کس این «دخترم» را می شناسد که شناخته و هرکه نشناخته بداند که این فاطمه(ع) دختر محمد(ص) است و او پاره تن من، و روح من می باشد که در میان دو پهلوی من قرار دارد هرکه او را بیازارد مرا آزرده و هرکه مرا بیازارد خدای را آزرده است».

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با این کلام نورانی، موضوع “معرفت فاطمه سلام الله علیها” را مطرح می کند و به نحوی یادآور می شود

که فاطمه سلام الله علیها را باید شناخت و تا شناخته نشود نمی شود الگوی زندگی مطرح گردد و حتی خود پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم در صدد معرفی بر می آید.

از حضرت فاطمه(س) اطاعت کنند

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «یا عَلَیُّ أنْفِذْ لِما اَمَرَتْکَ بِهِ فاطِمَهُ فَقَدْ اَمَرْتُها بِأَشْیاءَ أَمَرَ بِها جَبْرَئیلُ علیه السلام…».[۳۸]

«ای علی! آنچه را فاطمه علیها السلام بدان امر می کند، انجام ده؛ زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السلام به آنها امر کرده است…».

وقتی فاطمه زهرا سلام الله علیها حجت خدا است و حتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت امیرالمومنین علیه السلام دستور اطاعت از ایشان می دهد بدیهی است مومنین باید از او اطاعت کنند و سیره و سخن او را نصب العین خود قرار دهند به ویژه که معصوم است و عاری از گناه و اشتباه که همین هم حجت دیگری است بر اطاعت.

فاطمه(س) را تکریم نمایند

الف. قَالَ [رسول الله صلی الله علیه وآله]: «یا عَلِی هَذِهِ بِنْتِی فَمَنْ أَکرَمَهَا فَقَدْ أَکرَمَنِی وَ مَنْ أَهَانَهَا فَقَدْ أَهَانَنِی ».[۳۹]

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

«ای علی این دختر من است؛ هر کس به او احترام بگذارد، مرا گرامی داشته است و هرکه به او اهانت کند به من اهانت کرده است».

ب. قَالَ رَسُولَ اللَّهِ(ص): «یا عَلِی هَذِهِ بِنْتِی فَمَنْ أَکرَمَهَا فَقَدْ أَکرَمَنِی وَ مَنْ أَهَانَهَا فَقَدْ أَهَانَنِی- اللَّهُمَّ بَارِک لَهُمَا وَ بَارِک عَلَیهِمَا وَ اجْعَلْ لَهُمَا ذُرِّیهً طَیبَهً إِنَّک سَمِیعُ الدُّعاءِ».[۴۰]

رسول اکرم(ص) فرمود:

«یا علی این «فاطمه» دختر من است هرکس او را اکرام کند محققاً مرا اکرام کرده و هرکه او را اهانت کند به من اهانت کرده است، بارالها مبارک گردان برایشان « علی و زهرا » و قرار ده برای آنان نسل پاک همانا تو شنونده دعائی».

با این کلمات نورانی، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از امت می خواهد، تا حرمت فاطمه سلام الله علیها را نگهدارند مقام و منزلت او را بزرگ به شمارند و از توهین و اهانت بر حذر باشند. باید نام حضرت، یاد حضرت، مقام و منزلت حضرت، عمل و رفتار حضرت در جامعه بزرگ داشته شود و مورد اکرام و احترام باشد.

به فاطمه(س) محبت کنید

الف. «مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَهَ ابْنَتِی فَهُوَ فِی الْجَنَّهِ مَعِی وَ مَنْ أَبْغَضَهَا فَهُوَ فِی النَّار».[۴۱]

«هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است».

ب. انْ سَلْمَانَ الْفَارِسِی قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ:

«یا سَلْمَانُ مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَهَ ابْنَتِی فَهُوَ فِی الْجَنَّهِ مَعِی وَ مَنْ أَبْغَضَهَا فَهُوَ فِی النَّارِ یا سَلْمَانُ حُبُّ فَاطِمَهَ ینْفَعُ فِی مِائَهِ مَوْطِنٍ أَیسَرُ تِلْک الْمَوَاطِنِ الْمَوْتُ وَ الْقَبْرُ وَ الْمِیزَانُ وَ الْمَحْشَرُ وَ الصِّرَاطُ وَ الْمُحَاسَبَهُ فَمَنْ رَضِیتْ عَنْهُ ابْنَتِی فَاطِمَهُ رَضِیتُ عَنْهُ وَ مَنْ رَضِیتُ عَنْهُ رَضِی اللَّهُ عَنْهُ وَ مَنْ غَضِبَتْ عَلَیهِ فَاطِمَهُ غَضِبْتُ عَلَیهِ وَ مَنْ غَضِبْتُ عَلَیهِ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِ یا سَلْمَانُ وَیلٌ لِمَنْ یظْلِمُهَا وَ یظْلِمُ ذُرِّیتَهَا وَ شِیعَتَهَا».[۴۲]

سلمان می گوید:

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

«ای سلمان هرکه دخترم فاطمه را دوست بدارد در بهشت در کنار من خواهد بود، و هرکه او را دشمن بدارد در آتش جهنم خواهد بود.

ای سلمان دوستی فاطمه در صد جایگاه به حال انسان سودمند است که راحت ترین آنها عبارت اند از:

مرگ، قبر، میزان، سنجش، محشر، و پل صراط و حساب کشی؛ پس دخترم فاطمه از هر کس راضی باشد، من از او خشنود می شوم و هر کس من از او راضی شوم خدا از او خرسند خواهد بود.

و هر کس فاطمه از او خشمگین باشد، من بر او خشم می کنم و هر کس من بر او خشم کنم، خداوند بر او غضب می کند.

ای سلمان وای بر کسی که به فاطمه و به فرزندان و شیعیانش ظلم و ستم کند».

ج. «مِنْ مُسْنَدِ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ رَحِمَهُ اَللَّهُ وَ قَدْ تَقَدَّمَ: أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ أَخَذَ بِیدِ حَسَنٍ وَ حُسَینٍ وَ قَالَ مَنْ أَحَبَّنِی وَ أَحَبَّ هَذَینِ وَ أَبَاهُمَا وَ أُمَّهُمَا کانَ مَعِی فِی دَرَجَتِی فِی اَلْجَنَّهِ یوْمَ اَلْقِیامَهِ».[۴۳]

در کتاب مسند احمد بن حنبل آمده است که:

(در باره حضرت فاطمه(ع) ) قبلا یاد آوری شده است که: رسول خدا(ص) دست امام حسن و دست امام حسین(ع) را گرفت و فرمود:

«هرکس مرا دوست بدارد، و این دو ( حسن و حسین(ع) ) و پدر و مادرشان را دوست بدارد؛

روز قیامت در مقام و درجه من در بهشت با من خواهد بود».

البته محبت و دوستی فاطمه سلام الله علیها پیش از آنکه برای آن بزرگوار مفید باشد برای محبین مهم است چرا که این محبت هم در دنیا مفید است و هم در آخرت. هم در جان محب موثر است و هم در زندگی اش. هم در فرد اثر نیکو دارد و هم در جامعه… در حقیقت محبت و مودت به حضرت زهرا در تربیت انسان و اصلاح رفتار و کردار انسان تاثیر گذار است و انسان از این محبت هم در دنیا بهره می برد و هم در آخرت.

بر فاطمه(س) صلوات بفرستید

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم):

«یا فاطِمَهُ، مَنْ صَلّی عَلَیک، غَفَرَ اللّهُ لَهُ، وَأَلْحَقَهُ بی حَیثُ کنْتُ مِنَ الْجَنَّهِ».[۴۴]

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

«ای فاطمه، هرکس بر تو صلوات فرستد، خداوند او را آمرزیده و در بهشت، هر کجا باشم، به من ملحق خواهد کرد».

صلوات بر حضرت زهرا سلام الله علیها هم سفارشی دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای امت است.

صلوات بندگان که نوعی دعا هم هست هم برای اهل صلوات موثر و مفید است و هم برای زهرای أطهر سلام الله علیها منشأ اثر.

بی شک صلوات بر آن حضرت موجب افزایش درجات او در عالم آخرت می شود چنانکه صلوات در دنیا باعث آمرزش در عالم آخرت باعث قرب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواهد شد کیفیت صلوات بدین شرح است:

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَهَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ».

فاطمه(س) زیارت کنید

الف. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«… مَنْ زَارَ فَاطِمَهَ فَکأَنَّمَا زَارَنِی».[۴۵]

«هر کس فاطمه علیها السلام را زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کرده است».

زیارت حضرت یعنی اینکه به او سلام شود چه از دور و چه از نزدیک. چه در قالب زیارت نامه یا غیر زیارت نامه. چه عرض حاجت بشود و یا نشود. مهم در زیارت آن ارتباط و اتصال است.

پس اگر این ارتباط در قالب سلام و زیارت حاصل شود آن نتیجه دلخواه حاصل شد.

و این زیارت تاثیر مثبت خود را خواهد گذاشت؛

یعنی زیارت علاوه بر پاداشی که برای زائر خواهد شد نوعی صفای باطن و نورانیت قلب هم ایجاد خواهد کرد؛

یعنی زائر با زیارت خود زنگار قلب را می زداید، آلودگی گناه را از بین می برد و به خاطر قرب به مقام عصمت جان او جلا می یابد و امور باطنی اش صفا و صیقل خواهد یافت.

شاید به همین خاطر باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها را به مشابه زیارت خود می شمارد.

از بد رفتاری با فاطمه(س) بپرهیزید

الف. پرهیز از دشمنی

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا فَاطِمَهُ! لَوْ انَّ کلّ نبیّه بَعَثَهُ اللَّهُ وکل مَلَکٍ قَرّبهُ شَفَعُوا فی کلّ مُبْغِضٍ لَکَ غَاصِبٍ لک مَا أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ أَبَداً». [۴۶]«ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد».

بغض و کینه که از امور باطنی است آن قدر قبیح، زشت و شفاعت ناپذیر است که اگر همین بغض از درون به برون راه پیدا کند و از دل به جوارح و اعضا انتقال یابد و هویت خارجی پیدا کند و به دشمنی عملی تبدیل گردد، به مر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *