توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق بشر، حقوق دینی در ترازوی عقل، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق بشر، حقوق دینی در ترازوی عقل شامل 84 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق بشر، حقوق دینی در ترازوی عقل در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل حقوق بشر، حقوق دینی در ترازوی عقل با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق بشر، حقوق دینی در ترازوی عقل نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل حقوق بشر، حقوق دینی در ترازوی عقل هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل حقوق بشر، حقوق دینی در ترازوی عقل اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حقوق بشر، حقوق دینی در ترازوی عقل :
جهان اندیشه، ش ۹
چکیده: آقای همتی در این مقاله به نقد دیدگاه های سیدحسن امین در موضوع حقوق بشر، پرداخته است . در نظر ایشان پنج محور اصلی در سخنان آقای امین وجود دارد که تعارض حقوق بشر دنیوی را با حقوق بشر اسلامی می شناساند . آقای همتی در این مقاله به تعریف و تمجید و مدح و ستایش از حقوق بشر می پردازد و شمشیر تیز می کند تا بر گردن مخالفان آن بکشد .
اخیرا پست مدرنیست ها و متفکران سنتی که کتب مقدس دینی را چیزی چون کتاب حقوق مدنی می انگارند، با اعلامیه جهانی حقوق بشر – به دلایل عدیده – به مخالفت پرداخته اند . سید حسن امین در مطلب ارائه شده در همایش بررسی مسائل حقوق بشر در دانشگاه علامه طباطبایی (۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۱) با عنوان «حقوق بشر: جهان شمولی یا نسبیت دینی – فرهنگی؟» (۱) چاپ شده در شماره آذر ماهنامه جهان اندیشه، اعلامیه جهانی حقوق بشر را نقد و حقوق بشرالاهی – اسلامی را جای گزین آن می کند . دلایل ایشان را می توان در پنج بند خلاصه کرد:
۱ . ایشان در بحث اول خود می گوید: «حقوق بین المللی بشر، مبتنی بر اندیشه های بشری، این جهانی، خردورزانه و فردمحورانه است » سپس در رد آن تحت عنوان «تقابل دین با حقوق بشر جهانی » می گوید: «تفاوت حقوق بشر اسلامی با حقوق بشر جهانی در چیست؟ گفتیم که حقوق بشر جهانی، بر انسان مداری، تعقل و خردورزی مبتنی است … بر عکس، در فرهنگ دینی و سنتی شرق، از جمله در الاهیات اسلامی، عقل بشری را ناقص می دانند و انسان را از تدوین قانونی که مصالح عام بشر و نجات نهایی او را تضمین کند، ناتوان می انگارند و به همین دلیل، به قاعده لطف، ارسال رسل و انزال کتب را بر خدا واجب می شمارند .»
در اینکه حقوق بشر، خردورزانه و محصول عقل خودبنیاد است، شکی نیست . در دنیای سنتی گذشته که بشر پیشرفت نکرده بود و با توانایی های علمی حاصل شده موفق به دخل و تصرف در طبیعت نشده بود و به نقادی معرفت خود دست نیافته بود و فقط از عقل ابزاری – به قول نویسنده محترم – تنها در مقام استنباط احکام استفاده می کرد، خود را نیازمند به هدایت از آسمانی می دانست و دارای بینش شهودی بود . اما با پیشرفت علم و کشفیات علمی و روش شناسی و معرفت شناسی جدید، عقل نه تنها ابزار معرفت، که داور و نقاد و معیار سنجش آن نیز شد . لذا یگانه داوری که می توان کلیه معارف بشر – در همه رشته های علوم طبیعی و انسانی و دینی – را با آن سنجش و نقادی کرد، عقل است . هیچ داور و قاضی و معیار سنجشی خارج از عقل برای نقادی و داوری وجود ندارد . این است معنای خودبنیادی عقل نقاد .
ادله آقای امین مستلزم پیش فرض هایی است که درون دینی نیستند، بلکه هر معرفت دینی ای بر آن متکی است و بدون این پیش فرض های برون دینی، نمی توان وارد متن دین شد; پیش فرض هایی مانند: ۱. ناقص بودن عقل بشری; ۲. نیاز انسان به دین برای هدایت و حتی قانونگذاری; ۳. قاعده لطف و وجوب ارسال رسل و به تعبیری تعیین تکلیف برای خداوند; ۴. ابزار بودن عقل فقط در حد استنباط احکام شرعیه از کتاب و سنت; ۵. ناتوانی عقل از تعیین و تدوین حقوق بشر; ۶. تعریف عقل به «عقل استقرایی » ; ۷. ابدی و ازلی پنداشتن حقوق و قوانین دینی; ۸. قائل بودن به ماموریت انبیا برای تدوین و تشریح حقوق بشر جهانی، و بسیاری پیش فرض های دیگر که حداقل یک موضوع را اثبات می کند و آن، این است که پس دین هم برای فهمیده شدن نیازمند عقل و معارف بشری، و متکی به آن است و … حتی عقل می تواند آن معارف دینی را به عنوان بخشی از معرفت بشری به نقد بکشد . ایشان به وسیله عقل می خواهند ثابت کنند که عقل ناقص است و نیازمند متکایی به نام دین است . با زور و قدرت حکومت نمی توان عقلانیت و نقادی و حتی شکاکیت را در هیچ موردی – چه معارف علمی (طبیعی و انسانی) و چه معارف دینی – تعطیل کرد . عقلانیت یک پروژه کامل و تمام عیار «همه یا هیچ » است . خط قرمز یعنی نفی عقلانیت . ابزاربودن عقل صرفا در مقام استنباط احکام شرعیه در کتاب و سنت، به معنای نفی عقلانیت است; چون عقلانیت در عصر جدید فقط با ارتقای آن، نه تنها به عنوان ابزار شناخت، که در مقام معیار و داور و نقاد است که معنا و مفهوم مدرن خود را می یابد . جوهر مدرنیته نیز چیزی جز عقل خودبنیاد و عقل نقاد نیست . نفی این مقام عقل، نفی پروژه عقلانیت است . با نفی عقل چگونه می توان پیش فرض های برون دینی را که نویسنده محترم آورده اند، اثبات کرد؟ این، یعنی نفی عقل به کمک عقل; یعنی پارادوکس و تناقض، و بر نویسنده است که این تناقض را حل نماید .
در پرتو عقلانیت مدرن بود که پس از سخت کیشی قرون وسطایی مسیحی و جنگ های خونین مذهبی و جنگ های سی ساله کاتولیک ها و پروتستان ها در اروپا و جنگ جهانی دوم با میلیون ها کشته و زخمی، فکر تنظیم حقوق بشر به قصد ختم نزاع ها و جنگ های خونین نژادی و سیاسی و احقاق حقوق انسان ها و حرمت نهادن به انسان – به صرف انسان بودن – در اذهان خطور کرد . حقوق بشر که حاصل عقلانیت انتقادی و مدرن بشر است، عقلانیت را به جای خشونت می نشاند .
اینکه نویسنده محترم دین را در مقابل حقوق بشر قرار می دهد، به این دلیل است که ایشان به خدای قانونگذار معتقد است; در صورتی که هدف بعثت انبیا نه وضع قوانین اعتباری، که کشف حقایق جاودانی است; حقایقی که به واسطه عقول و ادراک بشر قابل کشف و شناخت نیست . دستگاه های اعتقادات دینی، پارادایم هایی برای چگونگی تصعید حیات معنوی و سلوک دینی و پاسخ گویی به نیاز معنوی و عرفانی انسان است; نه ساختن و وضع قوانین اعتباری برای حکومت گروه و قشری خاص یا مجازات انسان ها و یا حتی مجازات مجرمان . اگر عقل بشر قادر به شناخت شرایط و نیازهای خود نباشد و نتواند برای معضلات خود قانون وضع کند، قادر نخواهد بود که قدم از قدم بردارد و دین را هم که نیازی متعالی تر و پیچیده تر است، هرگز نخواهد شناخت . شناخت انسان اگر معتبر است، هم در حوزه دین شناسی اعتبار دارد و هم در حوزه های علمی و هم در شناخت نیازها و شرایط خود . پس یگانه ابزار و یگانه داور و معیار سنجش و قضاوت در همه حوزه ها همین عقل قاصر و مقصر است .
۲ . حقوق بشر، دنیوی و این جهانی است، و این با حقوق بشر اسلامی که به منظور سعادت اخروی تدوین شده است، تناقض دارد . پروفسور سید حسن امین می گوید: «در حقوق بین الملل بشر، تضمین آزادی های بشر برای دست یافتن او به سعادت این جهانی است و انسان مختار است که دین داشته باشد یا نداشته باشد . در حقوق اسلامی به منطوق قرآن که «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون » غرض و غایت از خلقت بشر، خداپرستی و خداشناسی است . این تعارض جدی را بین جهان بینی حقوق بشر جهانی، از یک سوی، و حقوق بشر اسلامی، از سوی دیگر، از جهت کلامی و فلسفی نمی توان انکار کرد» . چه تعارضی دارد که انبیا به منظور سعادت اخروی بشر مبعوث شده باشند و بشر هم در انتخاب دین و عقیده آزاد باشد؟ بنا بر کدام دلیل، پذیرش دین اجبار و اکراه بردار است؟ چه مانعی دارد که فلسفه خلقت انسان، بنا بر عقیده ما مسلمانان، عبادت و پرستش خداوند یکتا باشد و در عین حال، انسان ها دارای حقوق برابر باشند؟ حقوق بشر نمی گوید که انسان ها باید دین داشته باشند یا نداشته باشند، یا فلان دین حق است و بهمان دین باطل است، بلکه موضع آن نسبت به فرهنگ ها و جهان بینی ها و مذاهب بی طرفی مطلق است; اما بنا بر دیدگاه نویسنده محترم، انسان ها نباید در انتخاب یا رد دین آزاد و مختار باشند .
حقیقت این است که آزادی، پایه و مایه و مادر همه ارزش های دینی و غیردینی و اخلاقی و زیبایی شناختی و هنری است و ارزش همه ارزش ها، از جمله ارزش های دینی، منوط و مشروط به وجود آزادی است; اما ارزش آزادی منوط به سایر ارزش ها نیست . آزادی ارزشی خودبنیاد است; در حالی که سایر ارزش ها بر بنیاد آزادی استوارند . حقوق و قوانین دینی یک تناقض است; زیرا وقتی امری یا حتی ارزشی دینی به صورت قانونی درآمد که تخلف از آن جرم محسوب شود، دیگر آن قانون امری دنیوی و عرفی و سکولار می شود که هر شهروند دین دار و بی دین به یکسان مجبور به تابعیت از آن است و اجرای آن، به دین و ایمان و مسلمانی چیزی نمی افزاید و به رابطه انسان و خدا ربطی ندارد .
هدف بعثت انبیا یکتاپرستی و تزکیه نفس و عمل صالح و در نتیجه، رستگاری اخروی است و تدوین حقوق بشر هم ماهیتا امری غیردینی و عقلایی است .
۳ . انسان مکلف است و وقتی که به سن تکلیف رسید، باید تکالیف خود را انجام دهد، ولی در حقوق بشر انسان محق است . سیدحسن امین در این مورد می گوید: «در نظام فکری اسلام، انسان با بلوغ به «سن تکلیف » می رسد و علی الاصل، بشر، موجودی موظف و مکلف است » . غالب نواندیشان دینی بر این نظرند که در جهان بینی سنتی، انسان مکلف است و در دوران مدرن، انسان محق است .
انسان در مقابل خداوند مکلف است و در مقابل حکومت و سایر انسان ها محق است و حقوق برابر دارد . بین این دو قضیه هیچ تناقضی نیست; یعنی انسان در مقابل سایر انسان ها محق است و دارای حقوق انسانی یکسان است و در عین حال، اگر اعتقاد دینی دارد، می تواند خود را نیز در مقابل خداوند مکلف بداند . حقوق بشر در رابطه انسان و خدا نیست، بلکه در رابطه انسان با سایر انسان ها است . احساس وظیفه دینی و مکلف بودن انسان در مقابل خداوند، با محق بودن انسان در حقوق بشر – بر خلاف پندار نویسنده محترم – هیچگونه تعارض و تباینی ندارد، مگر اینکه ایشان قدرت سیاسی را نماینده و مجری اوامر و نواهی الاهی بداند که در این صورت، استبداد لباس تقوا و تقدس می پوشد و فاجعه قرون وسطا را بوجود می آورد .
۴ . احکام فقهی، جاودانه و جهان شمول است، در حالی که قوانین بشر ثابت و جاودان و جهان شمول نیست . آقای سید حسن امین در این مورد می گوید: «از جهت تاریخی هم حقوق بشر جهانی امروز، در حوزه تمدنی غرب رشد کرد … و امروز حمایت از جهان شمولی حقوق بشر و نیز اصل کثرت گرایی و حمایت از اقلیت ها از پارامترهای نظم نوین جهانی تلقی می شود . از جهت فلسفی هم، همه بحث در همین «جهان شمولی » یعنی یونیورسال بودن حقوق بشر است . بعضی ملل، در حقوق بشر به تنوع و نسبیت قائل اند و یک سلسله حقوق یونیورسال را حاکم بر سراسر جهان و جهانیان نمی خواهند . برای مثال، کشورهایی مثل چین و کامبوج با صحبت از حقوق بشر آسیایی، جهانی بودن و جهان شمول بودن حقوق بشر را زیر سؤال برده اند» . نویسنده محترم برای نقد و رد جهانی بودن حقوق بشر به دلایل پست مدرنیست ها متوسل شده و بر تنوع و نسبیت حقوق بشر انگشت می گذارد و از حقوق بشر اسلامی و آسیایی و … سخن می گویند . این در حالی است که وی کثرت گرایی و تنوع فرهنگی را که اعلامیه جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته است، رد می نماید . نسبیت حقوق بشر با در نظر گرفتن تنوعات، و تراشیدن حقوق بشر آسیایی و اروپایی و چینی و دینی و اسلامی و مسیحی و زرتشتی و … یادآور تقسیمات مارکسیست های روسی است که از علم بورژوازی و علم کارگری و ژنتیک ارتجاعی و ژنتیک کارگری سخن می گفتند . همان طور که علم، علم است و شرق و غرب و دینی و غیردینی و مارکسیستی و کارگری و غیرمارکسیستی و بورژوازی ندارد، همان طور هم حقوق بشر، اسلامی و زرتشتی و مسیحی و چینی و اروپایی ندارد و حقوق بشر زمانی معنا و مفهوم دارد که عمومی باشد و کلیت داشته باشد .
نسبیت دینی و فرهنگی با نفی پلورالیسم و حقانیت دین واحد نیز تناقض آشکار دارد . آقای … می گوید: انسان تکوینا آزاد است، اما تشریعا آزاد نیست . این دیدگاه کل عقاید و برداشت های ممکن و حتی واقعی از دین را که با عقیده رسمی و حاکم متفاوت است، باطل اعلام می کند و براساس توحید خاص خود، یعنی قانون فقط «من » جلوی آزادی عقیده و بیان را می گیرد . حقوق بشر ربطی و نسبتی با جهان بینی ها و فرهنگ ها و مذاهب ندارد و وارد ماهیت جهان بینی ها و مذاهب و عقاید و فرهنگ ها نمی شود تا هر مذهبی و فرهنگی و ملتی بنا بر جهان بینی و فلسفه و فرهنگ و مذهب خود، حقوق بشر جداگانه ای را وضع نماید .
۵ . حقوق بشر، کثرت گرایی و پلورالیسم و تنوع فرهنگی و دینی را به رسمیت می شناسد و این امر حقانیت دین واحد را زیر لامت سؤال می برد . آقای سید حسن امین در این رابطه می گوید: «از منظر حقوق بین الملل بشر، نوع اعتقادات دینی و علایق مذهبی یا حتی بی دینی، مسکوت و مغفول عنه می ماند، بلکه کثرت گرایی دینی بالضروره حقانیت کامل دین واحد را زیر سؤال می برد» . مقدمه سخن درست است; اعلامیه جهانی حقوق بشر وارد ماهیت اعتقادات دینی و حقیقت و بطلان آنها نمی شود; اما نتیجه گیری ایشان نادرست است . وقتی که حقوق بشر راجع به دین داری یا بی دینی ساکت است و وارد ماهیت دین نمی شود، پس حقانیت هیچ دینی را هم زیر علامت سؤال نمی برد . پلورالیسم حقوق بشر از این واقعیت ناشی می شود که اولا، تنوع دینی و فرهنگی و حتی بی دینی، یک واقعیت غیرقابل انکار و غیرقابل تخفیف و تقلیل است; ثان
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.