تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل حکومت و سیاست در سیره امام صادق (ع) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت و سیاست در سیره امام صادق (ع) شامل 37 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت و سیاست در سیره امام صادق (ع):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت و سیاست در سیره امام صادق (ع) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حکومت و سیاست در سیره امام صادق (ع) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حکومت و سیاست در سیره امام صادق (ع) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت و سیاست در سیره امام صادق (ع) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حکومت و سیاست در سیره امام صادق (ع) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل حکومت و سیاست در سیره امام صادق (ع) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حکومت و سیاست در سیره امام صادق (ع) :

با مطالعه تاریخ امام صادق(ع) چنین برداشت می شود که گویا حضرت صادق(ع) در صدد این نبوده است که آن زمان حکومت را به دست بگیرد. سؤال این است که آیا حضرت(ع) خود را مخیر می داند که یا زمام حکومت را به دست بگیرد و یا نه به دنبال نشر معارف و حکمت و علوم بپردازد؟ و آن حضرت(ع) گزینه دوم را برگزیده اند و اصولا آیا زمام حکومت را به دست گرفتن جزء وظایف امام معصوم(ع) به شمار می رود؟

در زمان امام صادق (ع) شدیدترین فشارها بر شیعیان اعمال می شد، بطوری که توان هرگونه ابراز وجود از آن ها سلب شده بود، تا آن جا که مشایخ شیعه مجال نقل احادیث ائمه (ع) را نداشتند، و اصحاب امام صادق (ع) به منظور صیانت خود از گزند منصور، مجبور بودند به طور کامل تقیه نموده و مواظب باشند که کوچکترین بی احتیاطی از آنان سر نزند، و تأکیدهای مکرر امام (ع) بر تقیه، خود دلیل آشکاری بر وجود چنین فشار سیاسی بود، خطر هجوم بر شیعیان چنان نزدیک بود که امام برای حفظ آنان، ترک تقیه را مساوی با ترک نماز اعلام فرمود.

به معلی ابن خنیس که بدست حاکمان زمان خود کشته شد، فرمود: «یا معلی اکتم امرنا ولا تذعه فان من کتم امرنا و لا یذیعه اعزه الله فی الدنیا؛ ای معلّی کار ما را پنهان بدار و افشاء مکن، کسی که کار ما را افشاء نکند و پنهان بدارد، خداوند او را در دنیا عزیز می دارد».

روایاتی وجود دارد حاکی از آن که شدت فشار به قدری بود که حتی شیعیان، بدون اعتنا به همدیگر از کنار هم رد می شدند.

منصور در مدینه جاسوسانی داشت که تجسس می کردند، و هر که را می شناختند از پیروان جعفر ابن محمد (ص ) است گردن می زدند.

محمد اسقنطوری گوید: «روزی بر منصور دوانقی وارد شدم، دیدم که در فکر عمیق فرو رفته است، پرسیدم برای چه؟ گفت: از ذریه ی فاطمه هزار نفر بلکه بیشتر از آن را کشتم، ولی سید و آقایشان را زنده نگه داشته ام، گفتم: کیست آن؟ گفت: می دانم تو به امامت او معتقد هستی، و او امام من و امام تو و امام همه ی مردم است، لکن مرا چاره ی جز کشتن او نیست».

امام صادق (ع) شدیداً تحت مراقبت منصور بود، با آن که از قبل به امر هشام در شام جلب شده بود، بار دیگر به امر منصور در شام جلب شد، و مدتی امام (ع) تحت نظر ماند و عزم کشتن آن حضرت را کردند، و هتک ها نمودند و بالاخره اجازه مهاجرت را دادند، حضرت به مدینه مراجعت کرد و بقیه عمر را در حال تقیه در مدینه ماند. منصور آزارها و کشتارهای بی رحمانه در حق سادات علویین روا داشت که به دستور وی آنان را دسته دسته می گرفتند و در قعر زندان های تاریک، با شکنجه و آزار به زندگیشان خاتمه می دادند، جمعی را گردن می زدند و گروهی را زنده زیر خاک پنهان می کردند، و جمعی را در پی ساختمان ها یا میان دیوارها گذاشته و رویشان دیوارها را بالا می بردند.

منصور پس از آن که خبر شهادت امام ششم (ع) را شنید، به والی مدینه نوشت که وصی او را گردن بزند، اما وقتی وصیتنامه آن حضرت را خواندند، دیدند که امام (ع) پنج نفر ار وصی خود تعیین کرده است: ابی جعفر منصور، محمد ابن سلیمان، عبدالله ابن جعفر، موسی ابن جعفر و حمیده زوجه اش، موضوع را به منصور خبر دادند، و او گفت: مرا به قتل این ها راهی نیست.

محمد ابن ربیع، دربان مخصوص منصور گوید: زمانی که امام صادق (ع) را از مدینه به پایتخت خلافت آورده بودند، روزی منصور در کاخ خود نشسته بود تا شب شد و قسمت زیادی از شب گذشت، سپس منصور به من گفت که: محمد می دانی که نسبت به من چه اندازه قرب و منزلت داری؟ و اسراری را از من می دانی که حتی نزدیکترین کس به من یعنی مادر فرزندانم نمی داند. گفتم: این از لطف خدا و امیرالمؤمنین است. گفت: همین الآن برو به خانه ی جعفر ابن محمد (ص ) و بی خبرانه داخل خانه شو، و او را به هر وضعی که می بینی بدون آن که تغییر وضع کند، بیاور. محمد گوید: پیش خود گفتم: به خدا قسم این هلاکت است، او را اگر بیاورم دین و آخرت خود را از دست داده ام، اگر نیاورم باید به کشته شدن خود و خاندان گردن نهم، همچنان بین دنیا و آخرت مردد شدم، تا آن که نفس من مرا به طرف دنیا کشاند. آمدم در نزدیک خانه جعفر ابن محمد (ع) و از پشت سر خانه نردبانی گذاشتم و بالای بام خانه او بالا رفتم، و از آن جا پایین شدم و بی خبرانه وارد خانه اش شدم، و دیدم که در حال نماز است و خود را به پیراهن و ازاری پیچیده است، وقتی سلام نماز را داد، گفتم: بفرمایید برویم پیش امیرالمؤمنین، گفت بگذار لباسم را دربرنمایم. گفتم: اجازه ندارم، گفت: می خواهم وضو بگیرم. گفتم: نمی شود و او را به همان حال پیش منصور آوردم.

در چنین جو اختناق آمیز سیاسی که هر نفسی درسینه حبس می شود، امام صادق (ع) شبکه ی وسیعی را که کار آن، اشاعه ی امامت آل علی (ع) و تبیین درست مسئله ی امامت بود، رهبری می کرد شبکه ی که در بسیاری از نقاط دور دست کشور مسلمان، بویژه در نقاط عراق عرب و خراسان، فعالیت های چشمگیر و ثمربخشی را درباره ی مسئله ی امامت عهده دار بود.

آنچه از بعضی نصوص و احادیث مفهوم می گردد، این است که امام صادق (ع) چون پدرش و جدش قیام مسلحانه و غلبه ی با شمشیر را برای استحکام پایه های حکومت خود کافی نمی دانستند، بلکه قبل از هر چیز تربیت یک ارتش اعتقادی را که به رهبری و عصمت امام معتقد باشند، ضروری می دانستند، ارتشی که اهداف عظیم امامان را زنده نگه دارند و مصالح و منافع را که برای امت تشخیص داده اند، حفاظت نمایند.

شخصی از خراسان خدمت امام صادق (ع) رسید و گفت: ما حاضریم که در رکاب تو با دستگاه حاکم بجنگیم چرا حرکت نمی کنی؟ امام به او دستور داد داخل آتش شود ولی او امتناع ورزید، و فی الحال ابوبصیر رسید، حضرت به او دستور داد که داخل آتش شود، او فی الفور داخل آت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *