تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل حیطه حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده «قسمت دوم» – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل حیطه حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده «قسمت دوم» شامل 84 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل حیطه حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده «قسمت دوم»:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل حیطه حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده «قسمت دوم» به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حیطه حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده «قسمت دوم» به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حیطه حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده «قسمت دوم» با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل حیطه حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده «قسمت دوم» با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حیطه حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده «قسمت دوم» با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل حیطه حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده «قسمت دوم» را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حیطه حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده «قسمت دوم» :

همانگونه که قبلاً بیان شد در شرع مقدس اسلام کانون خانواده از قداست، حرمت و استقلال خاصی برخوردار است. به طوری که غیر از اعضای خانواده، دیگران اجازه ورود و دخالت در امور آن را ندارند، لذا هر یک از زوجین به عنوان رکن خانواده موظفند فارغ از سایر قوانین عمومی، تمام تلاش خود را در ساماندهی این کانون خصوصی بکار گیرند. اما ممکن است در بعضی محافل خانوادگی به لحاظ برخی مطامع و سودجوئیها، رعایت قانونگرایی و انقیاد در برابر احکام حاصل نگردد و همین موضوع زمینه را برای برخی معضلات و مشکلات در خانواده به وجود آورد که عمدتاً در اینگونه موارد افرادی که از نظر جسمی ضعیف تر و روحیات حساس تری دارند، بیشتر مورد آسیب قرار می گیرند. این معضل در قوانین اسلامی به بهترین صورت پاسخ داده شده و در موارد خاص عرصه ای برای ورود حاکمان الهی به حریم خانواده بازگردیده است که به مواردی از قبیل: حضور حاکمان دولتی در عرصه خانواده، تأسیس اصل و دیدگاه بنیادین شریعت در استقلال خانواده، اهرم های اصولی (مانند: مشاوره، تقسیم کار به تناسب توانمندیها) در گردانندگی کانون خانواده، عوامل بازدارنده اعمال حاکمیت دولتمردان در قوانین خانواده (ولایت ولی، قیمومت، حضانت، صلح) حکمیت در شقاق، حدود و دخالت حاکم در عرصه خصوصی، عرصه حضور حاکم درمنازعات حقوقی خانواده، طلاق قضائی، قرآن و مصادیق حضور حاکم در عرصه خانواده، اشاره شد.

اینک بررسی حیطه حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده را در مباحث نفقه، نشوز، لعان، نسب و. . . پی می گیریم.

سنت و مصادیق حضور حاکم در عرصه خانواده

در کتب تاریخی و روایی، مصادیق فراوانی از حل و فصل مسائل خانوادگی به دست پیامبر اسلام، ائمه معصومین و یا قضاتی که از طرف ایشان وکیل در رفع مرافعات مردم بودند، دیده می شود. بنابراین، این حضور یا به صورت مستقیم بوده و خود، احکام مربوطه را به جریان می انداختند و یا به صورت غیر مستقیم و توسط قضات آنچه لازم برای حل مشکلاتی از این دست بوده را مطرح می ساختند.

شایان ذکر است که در دوران ۲۵ ساله حکومت خلفاء نیز، مردم مسائل خود را به خلیفه ارجاع می دادند، چرا که تلقی همگان در سطح عرف جامعه این بود که منصب خلافت، منصبی است که دارای سلطه قضایی نیز می باشد. بر این اساس در تاریخ موارد فراوانی از دخالت حاکمان در عرصه خصوصی به چشم می خورد، که البته در بسیاری از آنها گره کار به دست پرتوان حضرت امیر(ع) حل گردیده است. چرا که حضرت به عنوان یک مستشار امین که امر کارشناسی دین را به عهده داشت در کنار دستگاه خلافت، آن هم به وقت لزوم حضور می یافت.

در روایات و احادیثی که قول یا سیره معصومین(ع) را در رابطه با مسائل خانوادگی بیان کرده و نحوه دخالت آنها را مطرح ساخته تقریباً تمام عناوین مربوط به حریم خانواده به چشم می خورد. عناوینی مانند: انتخاب همسر، مهریه و اختلافاتی که به طریق مختلف در این رابطه پیش می آید، از قبیل: نفقه، نشوز، ظهار، ایلاء، لعان، حق زناشویی، خلع، نسب، تعدد زوجات، رضاع و غیره که در مباحث آینده به مواردی از آن اشاره می شود.

نفقه

از جمله حقوق اقتصادی زن که بر عهده مرد است، مخارج لازم زندگی او از قبیل: خوراک، پوشاک و مسکن است که احکام مربوط به آن در کتب فقهی به طور مفصل ذکر شده است. حال اگر مرد از ادای این حق واجب سرباز زند و زن را در سختی و گرفتاری معیشتی قرار دهد، زن می تواند به حاکم رجوع کرده و حاکم خود در این رابطه شخصاً وارد عمل شود. نحوه دخالت حاکم در این رابطه طبق آنچه در کتب فقهی آمده به این صورت است که در مرتبه اول، حاکم مرد را وادار به پرداخت نفقه می کند و در صورت خودداری و عدم امکان اجبار وی، زن می تواند به قدر نفقه خود از مال شوهر بردارد. کما اینکه با اجازه حاکم می تواند نفقه دیگران را نیز از مال او استخراج نماید. در صورتی که این هم ممکن نباشد و زن با ادامه زندگی در عسر و حرج قرار گیرد، حاکم مرد را وادار به طلاق زن، ولو از طریق حبس یا تعزیر می نماید.

در این مرحله نیز، اگر مرد به هیچ عنوان حاضر به طلاق زن نشد، ولی شرعی یعنی پدر یا جد پدری مرد صیغه طلاق را به دستور حاکم اجرا می کند. اگر این نیز ممکن نشد حاکم خود در آخرین مرحله اقدام به اجرای طلاق قضایی می نماید.

دو روایت ذیل به کاربرد عملی این حکم اشاره دارد.

از امام باقر(ع) روایت شده است: «من کانت عنده امره فلم یکسها مایواری عورتها و یطعمها ما یقیم صلبها کان حقاً علی الامام ان یفرق بینهما» اگر مردی حداقل خوراک و لباس همسرش را تهیه نکند بر امام سزاوار است که بین آن دو جدایی اندازد.

روشن است که استنباط احکام مبتنی بر یک یا دو روایت نیست بلکه فقیه در هر مسئله تمام ادّله موجود را جستجو می کند و با انضمام آنها به یکدیگر احکام لازم، شرایط و موانع هر یک را بدست می آورد. در اینجا نیز از ضمیمه این روایت به روایات دیگر در باب نفقه چنین استنباط می شود که دخالت حاکم یعنی امر به جدایی و طلاق بین زن و مرد یکی از مراحل اجرای حکم می باشد.

امام باقر(ع) در این روایت با تعبیر «حقاً علی الامام ان یفرق بینهما» بیان داشتند که دخالت در چنین فرضی بر امام لازم است آنهم به این کیفیت که به طلاق و جدایی زن و مرد حکم نماید بدیهی است این فرض طلاق در صورتی لازم می گردد که تمام راههای دیگر برای حل مشکل بسته و زن در عسر و حرج قرار گرفته باشد، و در اینصورت: «فان استجروا فالسلطان ولی من لا ولی له».

پس از فتح مکه و استیلای پیغمبر بر سرزمین وحی، مردم مکه نیز برای حل مسائل مختلف زندگی فردی و اجتماعی نزد پیامبر خدا(ص) حاکم بلامنازع شبه جزیره، می آمدند. از آن جمله می توان به «هند» همسر ابوسفیان اشاره کرد که نزد پیامبر آمد و گفت: «یا رسول الله ان اباسفیان رجل ممسک فهل علی جناح ان انفق علی عیاله من ماله بغیر اذنه؟ فقال النبی لاحرج علیک ان تنفقی علیهم بالمعروف» ای رسول خدا بدرستی که ابوسفیان مرد خسیسی است آیا می توانم بدون اذن او در مالش تصرف کرده و بر خانواده اش انفاق نمایم؟! (یعنی نفقه و مخارج خانواده اش را بدون اذن او از اموالش بردارد)؟

پیامبر(ص) فرمودند: «مانعی ندارد که چنان کنی ولی «به معروف»، یعنی از مقدار لازم تجاوز نکنی». در بعضی نقل ها وارد شده که پیامبر فرمودند: «خذی ما یکفیک و بنیک بالمعروف»به قدر سهمی که خود و فرزندانت را کفایت کند به روشی نیکو و صحیح از اموالش بردار.

با توجه به شرایط آن روزگار و شناختی که پیامبر(ص) از ابوسفیان داشت قطعاً می دانست که اجبار او بر پرداخت نفقه ممکن نخواهد بود. چرا که وی با آنهمه ثروت و تمکن مالی نسبت به همسر و خانواده اش بخیل بود. در هر صورت اجبار کسی که ایمان سطحی، اعتقاد ظاهری، غرور و نخوت او، مانع از همکاریش با رسول خداست، امری دشوار می باشد، لذا پیامبر(ص) به «هند»، همسر وی اجازه میدهد که نفقه لازم دیگر خویشاوندان را هم از اموال او، بدون اجازه اش بردارد.

نشوز

در آیات قرآن کریم به یک معضل خانوادگی به نام نشوز اشاره شده است. نشوز به معنای سرباز زدن هر یک از زن و مرد در انجام وظیفه و ادای حق واجب طرف مقابل است.

اگر مردی نشوز کند زن می تواند با مرد صلح نماید. یعنی در ازای آنکه مرد نفقه وی را نمی دهد او نیز از مرد بخواهد که از حق تمکین خود در گذرد و این صلحی است که بین آن دو واقع می شود. اما اگر زن نمی خواهد صلح کند، می تواند به حاکم مراجعه نماید. حاکم نیز پس از نصیحت مرد و احراز عدم تأثیر آن، می تواند مرد را تعزیر کرده و یا حقوق زن را از مال وی استیفاء نماید.

ممکن است نشوز از جانب زن واقع شود، یعنی وی از انجام وظیفه تمکین خودداری نماید، در اینجا نیز مراحلی را قرآن برای درمان مشکل مطرح می سازد، تا در درون خانواده مشکل برطرف شود. آن مراحل عبارتند از: الف)«موعظه»، ب)«هجر» رو برگرداندن مرد از زن در بستر ج)«ضرب» که همان زدن زن است.

پیغمبر خدا(ص) به عنوان مفسر آیات قرآن و با توجه به شرایط آن عصر به طور مداوم آیات قرآن را شرح و تفصیل می دادند. از جمله آیاتی که پیرامون آن به کرات توضیح دادند، مسئله زدن همسر بود. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «ما انبیاء همسران خود را آزار نمی دهیم و بدانید بجز آدم پست و فرومایه کسی همسر خود را کتک نمی زند» و نیز می فرمود: «کنیزان خدا را نزنید». به دنبال این امر برخی از زنان گستاخی می نمودند، بدخلقی را پیشه خود ساخته و دیگر حقوق واجب خود را اداء نمی نمودند. مردان به پیامبر خدا(ص) شکایت کردند. پیامبر(ص) فرمودند؛ «دیگر زدن آنان رواست، چون از حد الهی فراتر رفته اند ».

فردای آن روز ۷۰ زن برای شکایت نزد پیامبر آمدند که همسرانشان آنها را کتک زده و از حد شرعی تجاوز کرده بودند. پیامبر خدا(ص) مردم را جمع کردند، خطبه مفصلی خوانده و فرمودند: «مردانی که زنان خود را می زنند بهترین مردان نیستند. بعد هر یک از مردان و زنان را به وظایف خود متذکر ساخته و روابط فیمابین آنها را آشکارا مورد انتقاد قرار داده و به صلاح و سداد دعوت نمودند».

گاهی نیز زنانی خدمت حضرت امیر(ع) آمده و از عدم توانایی همسرانشان در امر زناشویی شکایت می کردند. حضرت علی(ع) مدتی به شوهر فرصت می داد، اگر او بر مشکل خود فایق نمی آمد بین زن و شوهر جدایی می انداخت.

تمام این موارد نشان می دهد که دین و احکام شریف آن گرچه اولویت خود را در رابطه با حریم خصوصی خانواده، به عدم حضور بیگانه در این صحنه قرار داده، ولی در شرایط خاصی که مصادیق فراوانی هم دارد، حاکم را به عنوان اولین مرجع ذی صلاح در اجتماع، قادر بر رفع معضلات خانوادگی قرار می دهد. دخالت حاکم نیز از قواعدی تبعیت می کند که در مباحث قبل به آنها اشاره شد.

در تمام این مصادیق آنچه مهم است نگاه جامع نگر دین به امر حضور حاکمان در عرصه خصوصی خانواده است. به عبارت روشنتر، سیره معصومین(ع) نشان می دهد که این بزرگان، به حقوق هر یک از زن و مرد توجه داشته و برای هر کدام به قدر استحقاقشان تکلیف تعیین می کردند. سیاست گام به گام و سیر از حداقل به حداکثر روشی بود که در تمام قضاوتهای ایشان به چشم می خورد. کما اینکه اگر فرزندانی در بین بود، حقوق آنها نیز ملحوظ می شد. وجود فرزندان گاهی قضاوت آنها را از حالتی که فرزندی وجود نداشت، متفاوت می کرد از آن جمله می توان به قضیه ذیل اشاره نمود که مردی از اخلاق بد همسرش به پیامبر خدا(ص) شکایت نمود و به گونه ای سخن گفت که پیغمبر(ص) فرمودند: «طلقها» یعنی او را طلاق بده. مرد گفت: از او فرزندانی دارم و او مدتی با من زندگی کرده است. پیامبر(ص) فرمودند: در این صورت او را نگهدار و به او مهلت بده و اصلاحش کن، اگر در او خیر نباشد آنگاه طلاقش بده ولی (مراقب باش و از حد در نگذر) و او را مانند کنیزانت کتک مزن.

همراه و یاور زندگی و مادر فرزندان آدمی هر قدر هم که مقصر باشد، به قدر تقصیرش باید مجازات گردد. کتک زدن و روشهای خشونت آمیز در محدوده خانواده که جایگاه انس، محبت و تربیت فرزندان است، ابداً مورد تجویز دین قرار نگرفته است.

جلوگیری از بارداری زن و مسئله نفی نسب

در فقه اسلامی مسئله جلوگیری از باردار شدن زن به عنوان روشی که مردان به کار می بسته اند مطرح و تأیید شده است، مشروط به آنکه همسر ایشان به این قضیه راضی باشد. گاهی در زمان حضرت امیر(ع) مردان یا زنانی به ایشان مراجعه می نمودند که به نوعی در این رابطه شکایاتی داشتند.

مثلاً گاهی مرد ادعای عزل می کرد و در نتیجه فرزندی را که در شکم همسرش وجود داشت انکار می کرد. گاهی این ادعاها به دلیل عدم آگاهی از شرایطی که می تواند به تولید مثل ختم شود و گاهی بر اثر شیطنت و رها شدن از زن و فرزند و مخارجی که به عهده وی جهت تأمین معاش آنهاست، صورت می گرفت. در این موارد نیز تدبیر آگاهانه حضرت علی(ع) به عنوان حاکم جامعه اسلامی، حافظ سلامت جامعه و پاسدار نظم اجتماع، مسئله را حل می کرد. از جمله می توان به این جریان اشاره نمود که روزی مردی نزد حضرت امیر(ع) آمد و گفت: «من با اینکه عزل می نمودم همسرم کودکی زائیده است. امیرالمؤمنین(ع) پرسیدند: آیا پیش از آنکه استبراء نمایی دومرتبه به او نزدیک شده ای؟ مرد پاسخ داد: آری، حضرت فرمودند: پس کودک مال توست».

شواهد بسیاری در تاریخ نقل شده است که حضرت امیر(ع) به شدت راه را بر اینگونه جهالت ها می بستند و با دخالت به موقع خود، از یک معضل بزرگ اجتماعی یعنی حضور افرادی بی هویت و فرزندانی که داغ عدم مشروعیت بر پیشانیشان زده شود، با جدیت جلوگیری می نمودند.

جهل و نادانی اگر به تعصب یا بی مسئولیتی ضمیمه شود منشأ پیدایش مشکلات فراوان اجتماعی و بحرانهای غیر قابل جبران است.

تاریخ آن برهه نشان می دهد که این مسئله می رفت تا ابعادی بزرگ به خود گیرد و جامعه با زنان تنها و تهمت خورده و فرزندان بی ریشه مواجه گردد که هر یک به تنهایی برای یک جامعه، سخت خطر ساز است. اما قضاوت های فراوان حضرت علی(ع) و حتی خطابه های ایشان در این زمینه، راه را بر نفی نسب و خویشاوندی اینگونه کودکان می بست و کانون خانواده را مجدداً بر پا می نمود. قطعاً اینها نیز از آثار مثبت درایت و دخالت به موقع حاکم جامعه اسلامی بوده است.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *