تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت پنجم»!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت پنجم» بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت پنجم» از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت پنجم» شامل 114 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت پنجم» استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت پنجم» با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت پنجم» قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت پنجم» حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت پنجم» به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خانواده، معروف، مساوات «قسمت پنجم» :

مقدمه:

در شماره پیشین، مراد از اصلاح و کیفیت رجوع در طلاق رجعی را تبیین نموده و منظور از «معروف» در آیه مورد نظر را بیان داشتیم. در این شماره ضمن توضیح در مورد دفعات رجوع مجاز مرد به زن در دوران عده طلاق، معانی عبارات امساک به معروف، تسریح به احسان، سراح جمیل و سرح به معروف و فرق عمل به معروف در مورد حقوقی که مرد باید برای بازگشت به زندگی زناشویی و یا ترک آن زندگی نسبت به زن رعایت کند مورد بررسی قرار خواهیم داد.

«الطلاق مرتان، فامساک بمعروف او تسریح باحسان و لایحل لکم ان تاخذوا مما اتیتموهن شیئاً الاّ ان یخافا الا یقیما حدود الله فان خفتم الا یقیما حدود الله فلا جناح علیهما فیما افتدت به تلک حدود الله فلا تعتدوها و من یتعد حدود الله فاولئک هم الظالمون»

آیه به نکته ای در خصوص رجوع مرد در طلاق رجعی اشاره دارد و آن اینکه:

مرد بعد از اجرای صیغه طلاق، در طول مدت عده نمی تواند بیش از دوبار به همسر خود رجوع کند، اگر چه قصد اصلاح هم داشته باشد. زیرا وقتی مرد بطور مکرر از طلاق همسر خود پشیمان می شود و رجوع می کند، سپس مجدداً او را طلاق می دهد، نوعی عدم ثبات در تصمیم او تلقی شده و موجبات اذیت و آزار همسر را در پی دارد. آیه با عبارت «الطلاق مرتان» بیان می دارد که مرد پس از طلاق سوم دیگر نمی تواند به زن رجوع کند مگر اینکه مطابق شرایطی که شریعت مقرر نموده است عمل نماید. یعنی بعد از سومین طلاق، زن با مرد دیگری ازدواج کند و در صورت جدایی از همسر بعدی، شوهر اول می تواند دوباره با صیغه ازدواج، زندگی را با همسر قبلی تجدید نماید.

«در شأن نزول این آیه، از عایشه نقل شده که زنی نزد او آمد و از شوهرش شکایت کرد که برای ضرر زدن به او پیوسته طلاقش می دهد و باز رجوع می نماید، این عمل مطابق رسمی بود که در زمان جاهلیت، مردان زنهای خود را طلاق می دادند و قبل از تمام شدن زمان عده، رجوع می کردند و این رجوعات حدی نداشت و ممکن بود بارها وبارها تکرار شود. عایشه شکایت این زن را به رسول اکرم (ص) عرضه داشت. در پی آن، آیه فوق نازل شد وبا جمله «الطلاق مرتان» بازگشت مرد در دو نوبت تجویز و با عبارت «فان طلقها…» حکم طلاق سوم بیان گردید».

آیه در ادامه با عبارتی کوتاه اما پر معنا به اصول اساسی در زندگی زناشویی اشاره می کند که همه مردان باید آن را رعایت کنند. ۱ – امساک به معروف ۲ – تسریح باحسان. که هریک از این دو، دارای ویژگیهایی است که رعایت آنها، تضمین کننده سلامت زندگی ایشان است.

میثاق غلیظ

این وظیفه مرد در قبال زن، – امساک بمعروف او تسریح باحسان – در هر ازدواجی به عنوان «میثاق غلیظ» نام برده شده است.

میثاقی که قرآن در رابطه بین بنده و خدا بکار می برد و در عقد ازدواج به عنوان یک عهد مؤکد است. با وجودی که قراردادی بین زن و شوهر است اما یک قرارداد مالی نیست. زیرا صرفاً مبادله نیست که با پشیمانی از قرارداد، با برگرداندن کالا و پول از طرف مشتری و خریدار به یکدیگر و یا جبران خسارت مادی، بتوان آن را تأمین کرد، زیرا تبادل مال بمال نیست. در عقد ازدواج، پیوند دو جسم و دو روح است و «در حقیقت مبادله دو روح است». بنابراین همانطور که در برقراری این پیمان، کمالات دنیوی نهفته است، در از دست دادن چنین عقدی، علاوه بر خسارات مادی، ضررهای معنوی هم قابل پیش بینی است و برای از بین بردن چنین ضررهایی، شرع مقدس اسلام، علاوه بر تعیین وظایف شرعی برای مرد در زمان طلاق، پای بندی های شوهر را با رعایت مسائل اخلاقی نسبت به زن توصیه نموده و آن را لازم شمرده است. عبارات متعددی که در قرآن کریم وجود دارد، بیانگر تفاوت برخورد مرد با همسر خود در هنگام جدایی و قبل از آغاز زندگی مشترک، بعد از طلاق می باشد.

نکته دیگری که در این نوع از میثاق وجود دارد، نزدیکی و ارتباط منحصر به فردی است که با عقد ازدواج ایجاد می شود زیرا با علقه و ارتباطی که حاصل می شود مودت و دوستی از هر دو طرف آغاز و انگیزه ای برای ادامه زندگی زناشویی ایشان می گردد. و این نوع از علاقه، نه تنها با هر بهانه ای قابل گسستن نیست، بلکه اقتضای چنین میثاقی پیمان وفاداری است حتی در صورت صلاحدید مفارقت این دو از یکدیگر ایجاب می کند که تا مرد با خوشی از همسر خویش جدا شود. یعنی همانگونه که زندگی مشترک میان زوجین باید روی اصول صحیح و انسانی باشد جدایی آنا ن هم باید از روی صلح و صفا و توأم با تفاهم باشد. قرآن کریم نیز به آن اشاره نموده است که همان «امساک بمعروف او تسریح باحسان» است.

امساک به معروف

امساک به معروف و جدایی به معروف معنای وسیعی دارد که هر گونه شرایط واجب، مستحب و برنامه های اخلاقی را در برمی گیرد و مجموعه ای از آداب اسلامی و اخلاقی را در ذهن مجسم می کند.

امساک به معنای پیوستن بعد از گسستن و بازگشت بعد از جدایی است. در تمام مواردی که قرآن کریم از بازگشت مرد به زندگی زناشویی سخن می گوید از دو لفظ «امساک و معروف» استفاده می کند. گاه با عبارت «امساک بمعروف» و زمانی با کلام «فامسکوهن بمعروف».

اشکال رجوع

رجوعی که مرد در زمان عده به زن خود می کند به دو شکل متصور است:

۱ – بازگشتی که قصد اصلاح در آن وجود ندارد و مرد بدون هیچ تغییری می خواهد به زن رجوع کند که مورد قبول نیست.

۲ – بازگشتی که قصد اصلاح دارد. در این صورت به مرد اجازه داده شده که در مدت عده به زن رجوع کند ولیکن برای استمرار و تداوم بخشیدن به این بازگشت، لازم است که شوهر نکاتی را رعایت کند که این نوع رجوع خود دو شکل دارد:

الف – رجوع ناپایدار

ب – رجوع پایدار

رجوع ناپایدار مرد

چنانچه مردی بدون هیچ تجدید نظر در اصلاح رفتار خود در ایجاد مودت به زندگی قبلی اش بازگردد، نمی تواند این بازگشت را تداوم بخشد زیرا:

۱- این نوع رجعت مانند سرابی است که تنها زن و شوهر برای خود از دورترین مکان، وعده های خوش و نیکو تصور کرده و در زندگی مشترک حاضر می شوند و سپس مانند شکوفه گل قبل از باز شدن و به ثمر نشستن پراکنده می گردند. زیرا بازگشت آن به مودتی است که از روی نادانی شکل گرفته باشد.

۲ – مودتی که مرد از روی جهالت و بدون تعقل انجام می دهد موجب تناقص در رفتار او و خنثی شدن اعمال شایسته او در این نوع از رفتارها می گردد.

مردی که بعد از طلاق، بدون برنامه ریزی در نحوه برخورد و شیوه صحیح عمل خویش در استمرار بخشیدن به زندگی زناشویی، تنها به صرف مجاز بودن در رجوع، به زن مراجعه می کند، دور اندیش نبوده و به این واسطه تنها برای مدتی خانواده را معطل امیال خویش نگاه می دارد. چنین شخصی ثبات در عمل ندارد و اگر در مرتبه ای مطابق ذوق و علاقه زن خویش کاری انجام داده در حرکتی دیگر عملی انجام می دهد که شیرینی و حلاوت عمل قبلی او را از بین می برد زیرا تمهیدات موقت او برای ادامه زندگی زناشویی ناقص است و فایده ای نخواهد داشت. و بهتر است قانونگذار برای چنین اشخاصی، راه بازگشت را میسر نکند تا خانواده ای مدتها در بلا تکلیفی باقی نماند.

رجوع پایدار مرد

بازگشتی است که مرد در آن قصد اصلاح دارد. در این صورت به مرد اجازه داده شده که در مدت عده به زن رجوع کند ولیکن برای استمرار و تداوم بخشیدن به این بازگشت، لازم است که نکاتی از جانب مرد رعایت گردد، که به تشریح آن خواهیم پرداخت:

سکون نفس، رمز رجوع مرد

توجه به شرایط روحی هر یک از زوجین در زندگی پس از طلاق ضرورت دارد زیرا تلخیهای گذشته که ناشی از ناسازگاری زن و شوهر بوده باعث تضعیف کانون گرم خانواده گردیده و موجب می شود که زوجین توانایی و روحیه استمرار زندگی مشترک را از دست بدهند و به دنبال آن کانون مودت و انسی که مایه آرامش زندگی بوده و هدف زندگی زناشویی را تأمین می کرده خدشه دار گردیده و موجبات جدایی را فراهم می آورد.

نکته ای که مرد در رجوع به زن باید مراعات کند این است که رجوعش به نحو معروف وشایسته باشد. به این معنا که نه تنها مرد موظف است وظایف متقابل زوجین را رعایت بنماید، بلکه علاوه بر آن باید شرایطی مهیا کند که سکون نفس و انس بین خود و همسرش، که غرض خداوند متعال در خلقت هر یک از ایشان بوده، به زندگی مشترک آنان بازگردد. بنابراین برای خانواده ای که بعد از دوران سخت طلاق بخواهند در زیر یک سقف زندگی کنند، شرط اول آن است که اخلاق و خلقیات مرد به گونه ای باشد که سکینه خاطر زن و اعضاء خانواده را فراهم آورد. زن و شوهری که برای مدتی زندگی مشترک خود را ترک گفته اند، تنها وظایف مشخص آنها که در قالب تکلیف برایشان قرار داده شده، نمی تواند زندگی زناشویی آنان را بازسازی کند. زیرا آنچه در زندگی این دو فراموش شده آرامش و سکون نفس است که آن هم در سایه مودت و با فراهم ساختن یک خلق و خوی نیکو از جانب مرد قابل اعاده است و در اینجا صرفاً «احکام فقهی که به منزله اسکلت ساختمان است نمی تواند زندگی قابل تحملی را فراهم آورد»و نیازمند دستور العمل اخلاقی است.

بنابراین، نه تنها بعد از طلاق، بلکه حتی اگر زنی به دلیل آزار و اذیت شوهر، ماندن در خانه برای او غیر قابل تحمل شده و به اجبار خانه را ترک گفته است و حالا مرد تصمیم گرفته او را به خانه بازگرداند، صرفاً با حکم تمکین دادگاه نمی توان موجب بازگشت او شد، بلکه نیازمند ابراز عنایت و محبتی ویژه از جانب مرد که بیان کننده تغییر شرایط زندگی است می باشد. و تا زمانی که چنین حرکتی از مرد به عنوان اعلام وفاداری او نسبت به پیمان مقدس ازدواج صورت نپذیرد، آرامش خاطر خانواده فراهم نخواهد شد. بهرحال، چه در زمانی که مرد همسرش را به تشخیص خود طلاق داده باشد و چه زمانی که شرایط زندگی را برای او غیر قابل تحمل و دشوار نموده تا حدی که خانواده را ترک کند، رجوع او به زن، تنها با رعایت مسائل اخلاقی منطبق با عرف پسندیده است که با ایجاد مودت، شرایط بازگشت زن به خانه شوهر را فراهم آورد.

مودت

«مودت همان محبتی است که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد و نسبت آن با محبت، نسبت خشوع است به خضوع. خضوع آن خشوعی است که در مقام عمل اثرش هویدا شود، برخلاف خشوع که به معنای نوعی تأثر نفسانی است».

«مودت و رحمتی که خداوند میان زن و مرد قرار داده، رقت و عطوفتی است که وقتی از جانب هر یک از زوجین نسبت به دیگری انجام شود برای او سرور و شادمانی قلبی می آورد». و با مشاهده این اظهار علاقه است که برای زن رغبت ورود مجدد به زندگی قبلی ایجاد می شود. این نوع علاقه عملی، که باید ضامن احیا و تداوم زندگی زناشویی بعد از رجوع مرد به زن باشد، نیازمند بصیرت و رشد شوهر در مراجعه به زندگی پیشین است. بنابراین تا زمانی که درک این مهم برای او حاصل نشده ترغیب او به این زندگی، شایسته نیست. عمل نیکوی مرد در برخورد بعد از طلاق در مدت عده معمولاً از کیاست و مدیریت او در ادامه زندگی ناشی می شود. مردی که بعد از طلاق قصد رجوع به زن و بازگشت زن و فرزندان را به کانون خانواده دارد، سعی می کند که با ایجاد میل قلبی، انس و محبت آنان را نسبت به خود افزایش دهد، از منافع آنان دفاع کند و دائماً مراقب باشد که ضرری متوجه ایشان نشود و بدین وسیله از فرو ریختن بنیان خانواده جلوگیری کند. این نوع مهربانی از عقل و تدبیر او ناشی می شود. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: « التودد نصف العقل».

عمل مودت آمیز مرد نسبت به زن و خانواده با دو انگیزه رضای خدا، و سپس رضایت خاطر زن تثبیت می شود و عمل او را معنادار می نماید. عمل محبت آمیز یک عاقل، ضامن امنیت خانواده و مهربانی یک جاهل، تشویش خاطر آنان را فراهم می کند.

ویژگیهای مودت:

آنچه مکتب اهل بیت (ع) در بوجود آوردن چنین محبتی توصیه می کنند دارای ویژگیهایی به شرح ذیل است:

۱ – مودت و اظهار علاقه مرد باید برای رضای خدا نسبت به زن انجام گیرد.

«کل موده مبنیه عل غیر ذات الله ضلال و الاعتماد علیه محال»

همانطور که قبلاً در معنای معروف بیان شد، معروف عملی است که رنگ خدایی دارد و گذشتی که در معنای آن نهفته است حکایت از نوعی از خودگذشتگی و به خدا پیوستگی دارد. بنابراین مردی که صلاح خویش را در ادامه زندگی همسر قبلی خود بداند و بخواهد به او رجوع کند و اعتماد زن را برای این نوع زندگی حاصل کند، لازم است که برای رضای خدا باشد و تأثر نفسانی مثبت، او را مجبور به عمل و اخلاق نیکو با زن نموده باشد. تا این محبت مانند ابر و یا سراببا کوچکترین عارضه ای از بین نرود و در صورت بوجود آمدنش پایدار و ضمانت آور باشد.

۲ – مودت و ابراز تمایلات قلبی مرد باید طوری باشد که در نزد همسر او پسندیده باشد و آن را عملی زشت و منکر نپندارد.

در حدیثی از امام جعفر صادق (ع) نقل شده که فرمودند:

«رحم الله عبداً اجتر موده الناس الی نفسه، فحدثهم بما یعرفون و ترک ماینکرون»

موقعیت شناسی و عمل مناسب مرد در زمان تصمیم گیری تأمین کننده نقص و کمبودی می باشد که قبلاً در زندگی زناشویی ایشان وجود داشته و موجب شده که این دو از یکدیگر جدا بشوند. بنابراین دقت و ظرافت توجه مرد به خصوصیات و ویژگیهای اخلاقی زن، تمیز خواسته های به حق زن از نیازهای غیر واقعی او، شناخت عملی که موجب عکس العمل مثبت زن خواهد شد و پیمان وفاداری زن را تقویت خواهد نمود و . . . از نکاتی است که از ضایع شدن و هدر رفتن عملی که مرد نسبت به زن در مراجعه به خانواده دارد جلوگیری می کند و موجبات آرامش خاطر زن را فراهم می نماید.

معروف در امساک

آمیختگی حقوق و اخلاق در زندگی خانوادگی امری غیر قابل اجتناب بوده و مرتبه اخلاق، مقدم بر حقوق می باشد. رابطه مودت آمیز میان زن و شوهر علاوه بر وظایف و تکالیف آنان نسبت به یکدیگر ناظر به انجام خلق و خویی محبت آمیز است که بنای ایجاد شده خانواده را مستحکم نموده و دوام می بخشد. بنابراین لازمه ایجاد بنای خانواده رعایت حقوق متقابل زوجین نسبت به یکدیگر است، لکن استمرار پایدار آن نیازمند پایه گذاری صفات و اخلاق نیکو از جانب ایشان است.

طبق تعریفی که تاکنون نسبت به معروف بیان شد، معروف به وظایفی والاتر از حد قانونی و شرعی تعیین شده نظر دارد. هر زن و مردی که پیمان زناشویی می بندند، مکلف به انجام وظایفی می شوند. زن به تمکین از شوهر و مرد به پرداخت معاش زندگی زن و رعایت حقوق او در زندگی زناشویی موظف می گردند و این حداقل کاری است که این دو نفر برای زندگی خویش نیاز دارند، اما پیراستن این خانه و شادابی گلهای روییده شده در آن به تدبیری دیگر نیازمند است و بدون آن روابط خانواده به سردی می گراید و کانون محبت بسان آشیانه سرد و بی روحی می شود که با اندک حادثه ای فرو می ریزد و خسارات مادی و معنوی به همراه می آورد. تشکیل آشیانه ای که از اوان جوانی زن و مرد شروع می شود و تا اتمام عمر آنان ادامه دارد و یکی از انتخابهای سرنوشت ساز زندگی ایشان است، با عقل و درایت همراه با عطوفت آغاز و با از خود گذشتگی ادامه می یابد. و آنچه که برای استحکام بخشیدن به آن مورد نیاز است، به مراتب سخت تر و شیرین تر از بنای آن است و این آراستنها، باعث می شود استعدادهای نهفته، بیدار شده و تلاشها صرف سلامت بخشیدن به روح و روان زن و شوهر و فرزندان شود و استعدادهای بالقوه به تدریج به فعلیت رسیده و از محیط کوچک خانه فراتر رفته و جامعه را هم سیراب نماید. بنابراین، این قبیل وظایفی که شوهر در مقابل زن دارد (وظایف غیرالزامی)، ضروری ترین مسئله در حفظ و استحکام خانواده و تداوم بخش زندگی مشترک است که از آن می توان به حسن معاشرت تعبیر نمود.

اهمیت حسن معاشرت در زندگی زناشویی

«حسن معاشرت» که نتیجه سلامت روابط زوجین نسبت به یکدیگر است از لوازم غیرقابل انفکاک رفتار زن و شوهر در هر خانه است. که خود پیوند طبیعت دو روح است که در معنا به هم اتصال می یابند و در عالم مادیات پاسخگوی نیاز مادی یکدیگری می شوند. لذا رفتار متعادل آنها با یکدیگر از روح معنوی آنها شکل گرفته و در عالم واقع بروز عینی پیدا می کند و به همین جهت است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

هرگاه ایمان بنده ای زیاد شود، محبتش نسبت به همسرش زیاد می شود.

و یا در بیان دیگر از امام جعفر صادق علیه السلام آمده است:

«دوست داشتن زن از خلق و خوی پیامبران است».

همچنین قانون مدنی نیز حسن معاشرت را از وظایف مشترک بین زوجین محسوب نموده است. و لکن تنها نکته ای که قانون آن را مسکوت گذارده تبیین «حسن معاشرت» است که نیازمند شاخصهایی است که :

اولاً) قابلیت تعمیم به شرایط و موقعیت مشمولین قانون در همه نقاط کشور را داشته باشد.

ثانیاً) قاضی بتوانددر هنگام مراجعه زوجین به دادگاه عدم حسن معاشرت از طرف ایشان را به سهولت تشخیص بدهد.

ثالثاً) وضوح و شفافیت شاخصها به اندازه ای باشد که بتوان ضمانت اجرای آن را تعیین نمود.

بنابراین ضرورت وجود حسن معاشرت برکسی پوشیده نیست زیرا خانه ای که به حسن خلق آراسته شد، طبق موازین اسلامی تواضع را ملاک عمل، عفت را ملاک زیبایی خویش و مهربانی را ملاک شرافت خود قرار داده است و در نتیجه سرعت حرکت برای تأمین احتیاجات طرفین در آن افزایش یافته و کارها هموار می گردد. و به سهولت طریق سعادت را می پیمایند.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *