توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل خیرین و کمک به جوانان و محرومان – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل خیرین و کمک به جوانان و محرومان شامل 33 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل خیرین و کمک به جوانان و محرومان:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل خیرین و کمک به جوانان و محرومان به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خیرین و کمک به جوانان و محرومان به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خیرین و کمک به جوانان و محرومان با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل خیرین و کمک به جوانان و محرومان با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل خیرین و کمک به جوانان و محرومان با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل خیرین و کمک به جوانان و محرومان را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خیرین و کمک به جوانان و محرومان :
از وقتی به یاد داشت وضعیت مالی مناسبی نداشتند و فاطمه هر کاری می کرد تا فشار مالی به پدر کارگرش وارد نشود، دختری با زیبایی و کمالات تمام که از پیش از پایان تحصیلات متوسطه خواستگارهای زیادی در خانه آنها را می زد ولی چون از ناتوانی هزینه جهیزیه و عروسی توسط پدر می ترسید، بر روی هر یک ایرادی می گذاشت و خواستگارها را یکی پس از دیگری رد می کرد، مادر نداشت که از کودکی به فکرش باشد و شروع به خرید لوازمی برای دخترکش باشد و درآمد پدر به زور شکم او و برادرانش را سیر می کرد.
اما این یکی فرق داشت، همسایه آنها، پسری مومن و متدین بود که محله همیشه پر بود از تعریف و تمجید خوبی های او و همسر ایده آل خیلی از دختران، ولی فاطمه باز به فکر رد کردن این خواستگار بود که چه بگوید و چه کند که این خواستگاری بی حرف و حدیث و بی احترامی تمام شود.
عمه طبق معمول برای مراسم خودش را رساند، فاطمه در اتاق زانوی غم بغل کرده بود که وارد اتاق شد و گفت «چی شده دختر جان چرا به این حالی؟» اما فاطمه جوابی نداد در واقع جوابی نداشت، پس لبخندی زد و بلند شد و به آشپزخانه رفت تا خودش را برای آوردن چای آماده کند، مراسم شکل جدی تری به خود گرفته بود اما فاطمه در دنیای دیگری بود، گیر کرده بود بین خواستن و نخواستن و شرایط…
شنیدن جواب نه از دهان فاطمه همه را شوکه کرد، هر چه عمه از کمالات خانواده گفت و پدر از محاسن خواستگار، فاطمه پای خود را در یک کفش کرد و گفت نه که نه. شب وقتی همه در خواب بودند، پدر وارد اتاق فاطمه شد، او هم خوابش نمی آمد، سر به زیر انداخت «شرمنده ات شدم می دونم چرا اینهمه بهانه تراشی می کنی بابا، دلت با هر پسری بود باهاش ازدواج کن، با قرض و بدهی هم شده از این خونه دست خالی به خونه بخت نمی فرستمت». از دانشگاه خارج و با پای پیاده به سمت خانه راهی شده بود و فکر و خیال او را محاصره کرده بود، صدای اذان او را به خود آورد و خود را مقابل درب یک مسجد دید، وقت کافی برای خواندن نماز و رفتن به خانه را داشت پس وارد شد و وضو گرفت و مشغول خواندن نماز شد تا شاید دلش آرام شود. وقت خروج از مسجد در حیاط با روحانی مسجد روبه رو شد که در حال صحبت با چند جوان بود، چند دقیقه ای منتظر ماند تا آنها بروند و بعد وارد صحبت با وی شد، از شرایط خود گفت و پرسید با توجه به این شرایط چه باید بکند.
روحانی اما نه موعظه کرد و نه راه چاره پیش پای او گذاشت، چند دقیقه ای سکوت کرد و گفت: «تا حالا مگر خدا روزی شما را نداده است، پس به او اعتماد کن، نیت کن و اگر فردی مومن و مناسب پیدا کردی قبول کن، ازدواج امر خدا و سنت پیامبر است، دل به حکمت او بده تا او تو را یاری کند»، دل فاطمه روشن بود و انگار این ها حرف دل او بود فقط می خواست کسی به او بازگو کند، در راه خروج مردی را دید که گوشه ای نشسته و در سکوت گریه می کند و از خدا راه چاره می خواهد از لباسش می شد تشخیص داد کارگر است و شرایط مناسب ندارد، فاطمه کیفش را باز کرد و مقداری پول درآورد و نزدیک او شد مرد از این کار یکه خورد و سریع گفت «من گدا نیستم، فقط آمده بودم از خدا کمک بگیرم»، این حرف را با چنان تحکمی گفت که فاطمه جا خورد اما او هم خود را جمع کرد و سریع جواب داد «خب منم بنده خدا».
برداشت دوم:
وقتی اعلام شد این شرکت هم قرار است تعدیل نیرو کند، باورش نمی شد او هم در لیست تعلیقی ها باشد ولی بود، کار برای علی عار نبود ولی شرایط اشتغال سخت شده بود و به زور این کار را دست و پا کرده بود، زنش تازه صاحب فرزند شده بود و حالا باید بیشتر کار می کرد که اینجوری شد، به زنش نگفته بود بیکار شده روزها سر وقت از خانه خارج می شد و در به در دنبال کار می گشت اما نبود که نبود، همه شرکت ها یا زمان دیگری را اعلام می کردند یا خود در حال تعدیل نیرو بودند، دیگر کم آورده بود و نمی دانست چه کند، کم کم به دنبال کارهای پیش پا افتاده افتاد، نباید دست خالی به خانه برمی گشت، دیگر در خانه غذای چندانی برای خوردن و پولی هم برای خریدن شیرخشک را نداشت.
گشت و گذار در خیابان های شهر برای پیدا کردن یک کار او را حسابی خسته و کوفته کرده بود، داخل اولین مسجد شد و نماز خواند، خیلی وقت بود که با نداری زندگی می گذراند اما این روزها دیگر به تنگ آمده بود، نماز که می خواند تلفنش زنگ خورد، دیدن نام همسرش روی گوشی او را غمگین کرد و اشک ریخت روحانی مسجد با دیدن او جلو آمد، «چی شده برادر» آرام گفت «بریدم، نمی دونم چه کنم»،
«تو که زیر سقف خدایی نگو، توکل کن»
پس از اتمام کارش با همسرش تماس گرفت، گفت شیر خشک بخرد، بچه بی تابی می کرد، زنش اهل شکایت نبود پس حسابی شرایط برایش سخت بود که این وقت روز تماس گرفته بود، نای پوشیدن کفش هایش را نداشت، چند قدم برداشت و نشست لب باغچه کوچک مسجد، خدا را صدا می زد، مستاصل شده بود و نمی دانست چه بگوید و چه کار کند که حضور یک خانم با چادر را کنار خود احساس کرد، آن خانم مقداری پول را با دست به سوی او دراز کرده بود ولی او که حرفی نزده بود، پس خود را سریع جمع ک
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.