تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دوم خرداد، جنبش مذهبی و ضدآمریکایی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل دوم خرداد، جنبش مذهبی و ضدآمریکایی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 64 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل دوم خرداد، جنبش مذهبی و ضدآمریکایی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل دوم خرداد، جنبش مذهبی و ضدآمریکایی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل دوم خرداد، جنبش مذهبی و ضدآمریکایی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل دوم خرداد، جنبش مذهبی و ضدآمریکایی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل دوم خرداد، جنبش مذهبی و ضدآمریکایی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دوم خرداد، جنبش مذهبی و ضدآمریکایی :

گفت وگو با حمیدرضا جلایی پور

انتخاب، ۱۱ و ۱۲/۳/۸۲

چکیده:

در این گفت وگو، آقای جلایی پور از تحلیل جنبش دوم خرداد آغاز می کنند و به اقتضای گفت وگو، مسائل مختلفی را در باب انقلاب، حکومت اسلامی و … بیان می کنند .

شما جنبش دوم خرداد را ادامه جنبش «مردمی – مذهبی و ضد آمریکایی » پس از انقلاب اسلامی دانسته اید . اما از سوی دیگر، در جنبش های نه گانه خردی که به عنوان محتوای لایه فرهنگی اجتماعی جنبش دوم خرداد معرفی کرده اید، گروه هایی مثل «ایرانیان خارج از کشور» و «محذوفان لائیک » را قرار داده اید که از لحاظ تاثیرگذاری هم آنها را مهم دانسته اید . پرسش این است که چگونه از یک سو، دوم خرداد تداوم جنبش مردمی – مذهبی ضد آمریکایی است و از سوی دیگر، محتوای فرهنگی آن را گروه هایی شکل داده اند که در شکاف اجتماعی جنبش مردمی – مذهبی ضدآمریکایی، در نقطه مقابل این جنبش قرار داشتند؟

حرف من در آنجا این است که ما در جامعه خودمان چند جنبش اجتماعی را داریم: جنبش مردمی – مذهبی که ریشه در انقلاب اسلامی دارد; جنبش دوم خرداد و ۹ جنبش خرد که در واقع جنبش نیستند، اما فراتر از سازماندهی های بوروکراتیک هستند . اینها را ذیل جنبش دوم خرداد آورده ام; چون جنبش دوم خرداد در واقع نان اینها را هم می خورد و اینها نیز به نحوی به جنبش دوم خرداد امید بسته بودند . ما یک جنبش مردمی – مذهبی در جریان انقلاب داشته ایم که پس از انقلاب، جنبه ضدآمریکایی به خود گرفت . این جنبش تا آخر جنگ برپا بود، ولی به دلایلی چند این جنبش مردمی ضدآمریکایی افول کرده است و به نظر من الان به اندازه یک فرقه است .

اگر چنانکه خودتان هم اشاره کرده اید جنبش دوم خرداد را تداوم جنبش مردمی مذهبی ضد آمریکایی بدانیم، آن گاه به جای صحبت از افول باید صحبت از تغییر توجهات کنیم .

یکی از علت هایی که این جنبش مردمی – مذهبی این طور تخلیه شده، این است که اصلا انقلاب اسلامی داعیه های مهمی داشت که یکی از آنها آزادی خواهی بود . تا زمان جنگ این موضوع نمودار نشد; ولی بعد از جنگ، آزادی خواهی به تقاضا تبدیل شد و خود را در جنبش دوم خرداد نشان داد; یعنی در همان پروژه توسعه سیاسی آقای خاتمی، مردم سالاری و دموکراسی خواهی، به رغم تنوع تفسیرهایی که دارد . از وقتی که این جنبش این گونه به راه افتاد، جنبش قبلی به حاشیه رفت . اگر آن جنبش، همان شعارهای دموکراسی خواهی و مردم سالاری را بدهد، دوباره جان می گیرد; چون اصلا مربوط به مسائل کشور است .

فکر نمی کنید که این اتفاق به نوعی افتاده است؟ یعنی آیا نمی توانیم شعار مردم سالاری دینی را در این راستا ارزیابی کنیم؟

دموکراسی که ما می گوییم، آن دموکراسی نیست که نسبت به احکام دینی بی طرف باشد . برای مثال، من مسلمان هستم و به ارزش های دینی اعتقاد دارم ودوست دارم ارزش های دینی در کشور پیاده شود . دوست ندارم در مجلس علیه اینها قانون تصویب شود . اما ممکن است کسی بگوید که درست است که شما به این ارزش ها اعتقاد دارید، ولی چگونه می توانید آنها را در جامعه پیاده کنید؟ آیا دوست دارید دولت را به دست بگیرید یا سایر قوای سیاسی را و بعد به مردم زور بگویید تا به این ارزش ها پای بند باشند؟ یا اینکه نه دموکرات هستید؟ ما می گوییم دموکرات هستیم . اگر مردم رای دهند این کار را انجام می دهیم .

بحث بر سر شیوه نظریه پردازی شما و محتوای نظر شماست . منتقدان می گویند شما هیچ قیدی برای دموکراسی نمی گذارید .

ما دو معنا از دموکراسی دینی داریم: یک معنا این است که دموکراسی دینی به معنای رعایت مقتضیات همین دموکراسی رایج، که مبتنی بر تجربیات بشری است می باشد . به علاوه اگر مردم به ما رای بدهند، هر چیزی را تصویب نمی کنیم; چون مسلمانیم . اما اگر به مخالف ما رای دادند، خوب دیگر نمی شود به مردم زور گفت و به آنها گفت که بیخود کرده اید به لائیک ها رای دادید، باید به ما رای بدهید! اما یک معنای دیگر از دموکراسی دینی می گوید دموکراسی دینی یعنی اینکه تنها حق دارید به کسانی که ما دینشان را خوب چک کرده ایم، رای بدهید .

اتفاقی که در کشور ما افتاده این است که خواسته ایم این ارزش ها را تحمیل کنیم و در نتیجه شاهد واکنش بوده ایم . در ترکیه هم مشابه وضعیت ما، البته در جهت معکوس، وجود دارد; یعنی آنجا به زور خواسته اند مردم را لائیک کنند، ولی مردم برعکس اسلام گرا شده اند .

در حال حاضر می بینیم که نوع نظریه پردازی شما به سمت ایجاد یک گسست میان جمهوریت و اسلامیت منحرف شده است و اصلا معلوم نیست که قید اسلامیت در ترکیب جمهوری اسلامی چه جایی دارد؟

آرزوی بچه های انقلاب این بود که حکومت را دینی و اخلاقی کنند . البته آن موقع هنوز صحبت از نظریه ولایت فقیه در میان نبود . فکر می کردیم برای این کار باید حکومت را به دست گرفت و با نیروی حکومت، جامعه را اسلامی کرد; اما حالا پس از دو دهه تجربه، به این نتیجه رسیده ایم که با حکومت هر کاری را نمی شود کرد .

با نهاد دولت می توان امنیت و عدالت را برقرار کرد; اما خیلی چیزهای دیگر را نمی توانید با این نهاد به دست آورید . اتفاقا اگر می خواهید جامعه دینی باشد باید بدانید که نهادهای مدنی باید تقویت شوند . از قضا این در جامعه دینی ما سابقه هم داشته است . ضربه بزرگی که زده ایم این است که همین نهادهای مدنی دینی سنتی را هم آسیب پذیر کرده ایم .

منتقدان می گویند ما این نهادهای مدنی سنتی را مثلا در بازار داشته ایم; اما شما در چالش های سیاسی تان درست همان ها را تضعیف کرده اید …

اینجا چندین نکته وجود دارد . آیا نهاد بازار و روحانیت می تواند به تقاضاهای جدید شهری پاسخ گوید؟ خودشان هم معتقدند که مشکلاتی هست . در کنار این گاهی هم می بینیم که نهاد بازار یا مثلا مؤتلفه می گوید اساسا اندیشه ای را که من مطرح می کنم، حق مطلق است و اگر پیغمبر هم زنده بود، همین کاری را که ما انجام می دهیم، انجام می داد . پس دلیل انتقاد این است; نه اینکه آنها سنتی هستند .

سخن شما در این زمینه درست است . اما بحث ما بر سر نوع نظریه پردازی شما و همفکرانتان است . منتقدان می گویند نظریه پردازی شما درباره سیاست و اجتماع به سمت یک نگاه کاملا عرفی گرایش پیدا کرده است . اگر واقعا این طور است، دیگر چه اصراری بر استفاده از جمهوری «اسلامی » است؟

موضوع این است که «جمهوری اسلامی » که مطرح شد، بخش عمده آن، به دلیل افراطگرایی های دوران پهلوی بود که باعث شد در برابر آن، بر واژه «اسلامی » تاکید شود; مثل حالا که عده ای از استفاده این کلمه پرهیز دارند یا آن را به این دلیل که مدام تحت لوای آن سوء استفاده می شود، کنار گذشته اند; نه اینکه در اسلامشان ضعف وجود داشته باشد .

فکر می کنم کمی از موضوع اصلی پرسش دور شدیم . پرسش این بود که به نظر می رسد گفتمان شما و هم فکرانتان علی رغم تاکید شما بر تداوم پروژه انقلاب اسلامی، از لحاظ نظری، دچار گسست از پروژه انقلاب اسلامی شده است; تا حدی که این اواخر دیگر صراحتا از ایده سکولاریسم دفاع می کنید .

وجه مثبت و ضمنی حرف شما این است که جامعه ما هنوز نیازمند بحث های مربوط به دین و نواندیشی در دین و آسیب شناسی دین است . بنده واقعا به این نکته معتقدم . اما شما خودتان قضاوت کنید که آیا طرح مباحث و اندیشه ورزی آسیب شناسانه در مورد دین واقعا زمینه امن و بی خطری در جامعه فعلی ما دارد؟ اصلا انقلاب ما به دلیل همین نواندیشی دینی بود که پیروز شد . اما ببینید پس از انقلاب چه اتفاقی افتاد؟ در انقلابی که محصول همین طرز تفکر نواندیشانه دینی بود، این محدودیت ها ایجاد شده است . دلیل این اتفاق این است که جریانی پس از انقلاب پدید آمد که تفسیر خاص خودش را از اسلام دارد . پس از انقلاب متاسفانه به علت زیاد شدن بودجه مراکز دینی، دائم سفارش بحث های دینی داده می شود . این به نظر من اصلا جا نمی افتد; چون نه با سنت حوزه تناسب دارد و نه با رویه نواندیشی دینی . این بحث ها همیشه مبتنی بر «علاقه » بوده است . این نکته را باید تقویت کرد . تقویت این امر هم خود مستلزم ایجاد فضای باز و آزادی است .

نکته دیگر حرف شما راجع به موضوع سکولاریسم بود . من معتقدم ما در جهان جدید دو نوع سکولاریسم داریم: یکی ابژکتیوسکولاریسم است و دیگری سوبژکتیوسکولاریسم . در اولی بحث از این است که نهادها یا ابعاد بیرونی دین و سیاست باید از هم جدا باشند; اما در دومی سخن از این است که فرهنگ و معانی یا ابعاد درونی انسان هاست که سکولار یا غیردینی می شود . به قول پیتربرگر، که این تقسیم بندی از اوست، جامعه شناسان کلاسیک اولیه مثل مارکس و دورکیم و … فکر می کردند سرنوشت محتوم بشر در جامعه جدید، هم سکولاریسم عینی و هم سکولاریسم ذهنی است; یعنی هم عالم درونی و فرهنگ و معانی سکولار می شود و هم نهادهای بیرونی . اما ظاهرا دو سه دهه اخیر نشان داد که چنین نیست . بیشتر اصلاح طلبان، به زعم بنده، به تفکیک نهادی یا ابژکتیو دین از سیاست اعتقاد دارند; یعنی همان سکولاریسم ابژکتیو . این نوع سکولاریسم حتی عملا در کشور ما شکل گرفته و جاری است .

اگر این طور باشد که مطالبات شما تحصیل حاصل است .

حرف من این است که دوستان ما به دنبال سکولار کردن فرهنگی نیستند .

آقای دکتر، حتما می پذیرید که از لحاظ جامعه شناسی، معنای «نهاد» غیر از مؤسسات و ابعاد بیرونی است . وقتی می گوییم «نهاد» ، منظور همان الگوهای نسبتا پایدار در طول زمان است که برآورنده نیازهای اصلی انسان هستند . نکته اینجاست که حداقل در دین اسلام از لحاظ «نهادی » ، یعنی از لحاظ الگوهای پایدار پذیرفته شده و تجویزشده ای که در دین اسلام وجود دارد، نمی توانیم بین ابعاد سیاسی یا اجتماعی و ابعاد عبادی تفکیک قائل شویم . در دین اسلام هر دوی این ابعاد به همدیگر اشاره می کنند .

این حرف را همه قبول دارند که نهاد دین بر نهاد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *