تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رابطه دوسویه بعثت و مکارم اخلاق؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه دوسویه بعثت و مکارم اخلاق با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه دوسویه بعثت و مکارم اخلاق:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه دوسویه بعثت و مکارم اخلاق به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه دوسویه بعثت و مکارم اخلاق با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه دوسویه بعثت و مکارم اخلاق تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه دوسویه بعثت و مکارم اخلاق را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رابطه دوسویه بعثت و مکارم اخلاق :

مقدمه

حیات معنوی جامعه منوط به اخلاق است. عدم شناخت جایگاه و اهمیت اخلاق در تعالیم آسمانی، منجر به محرومیت از تخلق به اخلاق کریمه شده و رسیدن به سعادت به عنوان هدف خلقت ناممکن خواهد شد. علی رغم اشاره قرآن به اهداف متعدد بعثت، پیامبر اسلام(ص) در حدیث مکارم که مورد قبول فریقین است، تکمیل مکارم اخلاقی را هدف بعثت معرفی فرموده اند. نقل حدیث با کلمه حصر «انما بُعِثْتُ لِأتَمّمَ مَکارِمَ الْاَخلاقِ» و انحصار بعثت در یک هدف، مورد قبول همگان واقع نشده و برخی از اندیشمندان شیعه آن را متعارض با دیدگاه قرآن دانسته و اعتبار این حدیث را زیر سؤال برده اند.

مسئله اساسی پژوهش حاضر این است که آیا انحصار هدف بعثت در تکمیل مکارم اخلاقی، با اهداف متعدد اشاره شده در قرآن تعارض واقعی داشته و اعتبار حدیث را مخدوش می کند و یا می توان با رد تعارض، از صحت حدیث و اعتبار آن دفاع کرد؟ آیا همان طور که بعثت برای مکارم اخلاقی است، مکارم اخلاقی نیز در تحقق خود وابسته به بعثت بوده و بدون آن قابل تحقق نیست؟ در پاسخ به این مسائل ضمن تبیین و اثبات صحت حصر هدف بعثت در اتمام مکارم اخلاقی سعی شده است با دلایل متعددی عدم امکان تحقق مکارم اخلاقی بدون بعثت نیز به اثبات رسد.

در منابع حدیثی اهل تسنن، حدیث مکارم همراه با کلمه حصر بیان شده ولی در منابع شیعی تا زمان طبرسی به این شکل به آن اشاره نشده بود. در مجمع البیان این حدیث به شیوه مرسل نقل گردیده و دیگر علمای شیعه نیز از وی اخذ کردند که به احتمال قوی نقل مرحوم طبرسی مأخوذ از اهل سنت بوده است. هرچند حدیث مکارم در آثار متعدد مسلمانان مورد استفاده قرارگرفته و هرازچندگاهی در خصوص سند این حدیث و جایگاه آن در دیدگاه شیعه و عدم اعتبار آن بحث هایی مطرح شده است، ولی در تبیین دقیق مفهوم حدیث و لازمه پایبندی به حصر آن و اثبات صحت انحصار هدف بعثت در اتمام مکارم اخلاقی و پاسخ به شبهات مطرح شده، آثار و پژوهش مستقلی از دیدگاه شیعه پیدا نشد، لذا در نوشته حاضر به تبیین این مباحث و اثبات آن به روش پژوهش از نوع اسنادی تاریخی و به شیوه کتابخانه ای پرداخته شده است.

در این نوشته با اشاره به دیدگاه های مطرح شده در خصوص اهداف قرآنی بعثت، نقل های متفاوت از حدیث مکارم و انحصار هدف بعثت در اتمام مکارم اخلاقی؛ تلاش شده است با ارائه شش دلیل به تبیین صحت انحصار هدف بعثت در مکارم اخلاقی پرداخته شده و در ادامه وابستگی تحقق مکارم اخلاقی به بعثت، با سه دلیل به اثبات رسیده و در انتها به نتایج تحقیق اشاره گردیده است.

الف) هدف از بعثت

قرآن کریم در تبیین انگیزه بعثت به اهداف متعددی اشاره دارد ازجمله؛ تلاوت آیات الهی (جمعه / ۲) تزکیه نفوس بشری (آل عمران / ۱۶۴؛ بقره / ۱۲۹) آموختن کتاب و حکمت (جمعه / ۲) برپا کردن عدالت (حدید / ۲۵) اتمام حجت بر بندگان (نساء / ۱۶۵) خارج کردن مردم از تاریکی ها به سوی نور (ابراهیم / ۱) آموختن آنچه انسان محروم از آن است (بقره / ۱۵۱) برداشتن بارهای سنگین و زنجیرهای اسارت انسانی (اعراف / ۱۵۷) بشارت و بیم دادن (سبا / ۲۸؛ فتح / ۸) رحمت برای انسان ها (انبیا / ۱۰۷) و…. اهدافی که در قرآن به آنها اشاره شده مباحث متعدد فرهنگی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی را شامل می شود.

علی رغم اشاره قرآن به اهداف متعدد بعثت؛ رسول اکرم(ص) این هدف را در اخلاق متجلی دانسته که در آثار و منابع اسلامی این مطلب با الفاظ و شیوه های مختلفی به ثبت رسیده است.[۱] یکی از نقل قول هایی که اندیشمندان مسلمان مکرراً بدان استناد جسته اند حدیث صحیح[۲] و معروفه[۳] مکارم یا تتمیم است که پیامبراکرم(ص) انگیزه بعثت خود را در اتمام مکارم اخلاقی خلاصه کرده و بیان فرموده: «انما بُعِثْتُ لِأتَمّمَ مکارِمَ الْاَخلاقِ؛ برای اِتمام مکارم اخلاقی برانگیخته شدم.[۴] هرچند هر پیامبری به عنوان مظهری از یک اخلاق پسندیده بوده، ولی رسول اکرم(ص) مظهر جامع تمامی اخلاق پسندیده، اتمام تمامی فضایل و اخلاق پسندیده را به عنوان هدف بعثتش معرفی فرموده است.

حدیث مذکور در کتب اهل تسنن[۵] با سلسله مستندات[۶] و در آثار متعدد شیعیان[۷] نیز بدون اشاره به مستندات، ذکرشده و موردپذیرش راویان و محدثان اهل سنت قرارگرفته و محدثان و دیگر علمای خاصه (شیعه) ازجمله علامه مجلسی و محدث نوری آن را تلقی به قبول کرده اند (هادی، ۱۳۸۵: ۵ / ۴۵)، دلیل اصلی قبول حدیث توسط فریقین را در تأیید محتوای آن به واسطه آیات[۸] و روایات[۹] متعدد می توان دانست.

ب) حدیث مکارم در منابع اسلامی

در آثار متعدد اسلامی حدیث مکارم به شیوه های متفاوتی به ثبت رسیده است به نحوی که در بسیاری از آثار اهل تسنن[۱۰] و در برخی از آثار شیعه[۱۱] این حدیث به همراه کلمه «إِنَّما» بیان شده؛ ولی در برخی دیگر از آثار شیعی[۱۲] این حدیث بدون کلمه حصر[۱۳] و یا بدون کلمه حصر و اتمام[۱۴] نقل شده است. این اختلاف نقل ها موجب شده است که فریقین در عین قبول اصل و محتوای حدیث مکارم، در خصوص قبول و یا رد حدیث متفاوت با بیان مورد نظر خود دچار اختلاف نظرهایی شوند که مهم ترین اختلاف به کلمه حصر در اول حدیث بازمی گردد. هر دو فرقه با اتفاق نظر با قبول اتمام مکارم اخلاقی به عنوان هدف بعثت در خصوص حصر این هدف دچار اختلاف نظر شدند. برخی وجود کلمه حصر «انّما» در اول حدیث را صحیح و بدون اشکال دانسته و از آن دفاع کرده اند، برخی دیگر وجود این کلمه را غیرصحیح و بی اعتبار دانسته و به رد آن پرداخته اند؛ چون معتقدند لازمه این امر، منحصر نمودن هدف بعثت در مکارم اخلاقی است[۱۵] که با اهداف متعدد بیان شده در تعارض است. به همین جهت برخی از شیعیان با تشکیک در اعتبار حدیث مذکور بر این باورند: با توجه به عدم پیشینه معتبر حدیث در منابع شیعی، این احتمال قوت بیشتری می یابد که روایت تتمیم در شیعه اصل معتبری ندارد و آن را ابتدا مرحوم طبرسی در مجمع البیان مرسلاً نقل کرده است. (طبرسی، ۱۳۷۴: ۹ / ۵۰۰ و ۱۰ / ۸۶) و دیگر علمای شیعه از وی اخذ کرده اند. (هادی، ۱۳۸۵: ۵ / ۴۶) نقل مرحوم طبرسی نیز مأخوذ از اهل سنت بوده است. (هدایتی، ۱۳۹۵: ۲۵۱)

اعتقاد به وجود کلمه حصر در اول حدیث، چالش بزرگ اعتراف و اذعان به حصر غایت بعثت در مکارم اخلاقی را در پی دارد و لازمه آن اثبات این امر است که مهم ترین و تنها هدف بعثت پیامبر تمام نمودن مکارم اخلاقی بوده و سایر اهداف در جهت همین هدف ارزیابی می شوند. معتقدین به این دیدگاه ضمن آگاهی از لازمه باورشان به دفاع از آن پرداخته و با اطمینان خاطر بیان داشته اند که تمام نمودن و به پایان رساندن و کامل کردن مکارم اخلاقی، مهم ترین و بلکه تنها هدف اصلی و اساسی بعثت پیامبر اسلام(ص) است به گونه ای که می توان گفت آیات الهی و تعلیم کتاب و حکمت موجود در قرآن. مقدمه ای است برای مسئله تزکیه نفوس و تربیت انسان ها؛ همان چیزی که هدف اصلی علم اخلاق را تشکیل می دهد. (مکارم شیرازی، ۱۳۸۴: ۱ / ۱۹) بنابراین می توان گفت بیان حدیث مکارم با ادات حصر، ضمن معرفی اخلاق به عنوان تنها هدف اصلی بعثت، همه تلاش های نبی اکرم را در جهت تحقق این هدف متمرکز می کند. لذا کلمه حصر نه تنها اعتبار حدیث مکارم را زیر سؤال نمی برد، بلکه پیام و هدف مهم گوشزد نمودن جایگاه بی بدیل اخلاق و مکارم اخلاقی در امر بعثت را عهده دار است.

ج) دلایل صحت انحصار هدف بعثت در مکارم اخلاقی

اندیشمندانی که وجود کلمه حصر در اول حدیث مکارم را بی اشکال دانسته و انحصار هدف بعثت در تکمیل مکارم اخلاقی را صحیح می شمارند، در اثبات دیدگاه خود دلایل متعددی اقامه کرده اند که به برخی از آنها اشاره می گردد:

یک. معلم بشریت موظف به تعلیم تنها علم حقیقی

پیامبر اکرم(ص) به عنوان معلم بشر فرستاده شده است (آل عمران / ۱۶۴؛ جمعه / ۲) که آن حضرت این مأموریت را هدف بعثتش معرفی می کند.[۱۶] اساسی ترین وظیفه معلم تعلیم علم است؛ و تنها علم حقیقی علم اخلاق است، لذا مأموریت پیامبر و هدف بعثت او به واسطه تنها علم حقیقی یعنی علم اخلاق محقق می گردد.

از روزگاران گذشته برتری یک علم بر علوم دیگر را یا به دلیل شرافت موضوع آن دانسته اند یا جلالت غایت و منفعت آن و یا وثاقت و استحکام برهان؛ علم اخلاق بهره مند از هر سه وجه است. (کاوندی، ۱۳۸۹: ۲/ ۶۰) موضوع علم اخلاق، شریف ترین موضوعات است چون «موضوع این علم، نفس ناطقه انسانیه است که اشرف انواع کائنات و افضل طوایف ممکنات است.» (نراقی، ۱۳۷۱: ۴۹) و علمی که موضوع آن نفس و دل و جان انسان است، برتر و شریف تر از سایر علوم ازجمله پزشکی و دامپزشکی است که موضوع اولی، جسم انسان و موضوع دومی، جسم حیوان است.

از سوی دیگر غایت علم اخلاق نیز از جلالت تام برخوردار بوده و اشرف غایات است، چرا که اکمال وجود انسانی و رساندن آن از مرتبه بهیمی و سبعی به مرتبه برتر از ملک، هدف این علم بوده لذا برترین غایت خواهد بود. بنابراین علمی که بتوان به وسیله آن پست ترین موجودات را تبدیل به اشرف کائنات نمود، بسیار شریف است. ثمره این علم بسیار باعظمت تر از سایر علوم است چون رسیدن به سعادت ابدی موقوف است به دفع اخلاق ذمیمه و کسب ملکات ملکیه و صفات قدسیه که به واسطه اخلاق میسر می گردد، لذا شرف این علم از سایر علوم برتر و ثمر و فایده اش بیشتر است (نراقی، ۱۳۷۱: ۴۵)، همچنین این علم افضل صناعات به حساب می آید، چون منجر به زیبایی افعال انسان بما هو انسان می شود. (ابن مسکویه، بی تا: ۱۲۱) به همین جهت نراقی، ضمن معرفی این علم به عنوان علم حقیقی و اکسیر اعظم بیان می دارد: این علم باعث رسیدن انسان به برترین مراتب بوده و به واسطه آن انسانیت کامل شده و انسان از حضیض حیوانیت به اوج مراتب ملکیت می رسد و چه صنعتی اشرف است از آنچه اخص موجودات را به اشرف موجودات می رساند. لذا حکما نام علم حقیقی را جز بر اخلاق اطلاق نمی کردند و آن را اکسیر اعظم می نامیدند و اولین تعالیمشان اخلاق بود. (همان، ۵۰)

دو. بنای دین و تأثیر علوم در گرو اخلاق

علم و دانش بشری در صورت گذر از وادی تهذیب معنی دار شده و مثمر ثمر می گردد و گرنه عامل ضلالت و خسران است. اخلاق عامل تهذیب و بستر شکل گیری بنای دین و سایر معارف و قوانین اسلامی است. لذا اخلاق هدف بعثت بوده و ثمر بخشی سایر علوم منوط به آن است.

علمای اخلاق، نه تنها علم اخلاق را علم حقیقی می دانند بلکه معتقدند سایر علوم نیز به واسطه این علم به ثمر نشسته و سودبخش می شوند، چون علم بدون اخلاق حتی علم توحید هم باشد تبدیل به حجاب اکبر گشته (خمینی، ۱۳۷۹: ۱۳ / ۴۲۰) و انسان را از رسیدن به کمالات بازمی دارد. همانند بدنی که مواد فاسده و «اخلاط ردیه» در آن مجتمع اند، از کثرت غذا به جز فساد اخلاط و زیادتی مرض حاصل نبیند، همچنین نفسی که مجتمع اخلاق ذمیمه و صفات رذیله باشد، از تحصیل علوم به جز شر و فساد ثمری نبیند. از این رو بیشتر کسانی که ملبس به لباس علما گشته اند و خود را از زمره اهل علم می شمارند، به مراتب حالشان از عوام بدتر و دل ایشان سیاه تر است…. ندانسته اند که علم بدون عمل، گمراهی و ضلال؛ و تعلم بدون طاعت، خسران و وبال است. (نراقی، ۱۳۷۱: ۵۰)

به همین دلیل علمای اخلاق، اول تعالیمشان را به اخلاق اختصاص داده و پرداختن به این علم و تهذیب نفس را مقدم بر فراگیری سایر علوم، حتی علم الهی دانسته اند؛ چون راه تأثیر سایر علوم و نافع بودن آن را گذر از وادی مقدس نفوس مطهره دانسته و معتقدند کسب علوم دیگر بدون آنکه نفس انسانی مبرای از اخلاق ناپسند باشد، بهره ای جز افزایش فساد در پی نخواهد داشت و عدم این علوم به ضرر وجودشان خواهد بود. لذا پیامبر اکرم(ص) ابلهی و نادانی را به نجات نزدیک تر دانسته از زیرکی ناقص و ناتمام. (الحوفی، ۱۹۷۹: ۲۷) و کوری و نابینایی به سلامتی نزدیک تر دانسته شده است از بینایی کج بین. (غزالی، ۱۳۸۳: ۳۰)

بنابراین مسائل اخلاقی و تهذیب نفوس نه تنها امر روبنایی نبوده بلکه به عنوان امر زیربنایی درنظر گرفته می شود که بستر شکل گیری بنای دین و سایر معارف دینی است و برنامه های دیگر از آن نشأت می گیرد؛ و به تعبیر دیگر بر تمام احکام و قوانین اسلامی سایه افکنده است. (مکارم شیرازی، ۱۳۸۴: ۱ / ۲۲) چراکه هدف از تکلیف به عبادات و احکام، اصلاح اخلاق انسان است[۱۷] که این اصلاح و تهذیب، سلامتی سایر معارف از فساد را تضمین کرده و زمینه تأثیر و سودبخشی آنها را فراهم می کند. هرچند به تعبیر دوانی، اغلب دانش پژوهان به مقتضای «و اتوا البیوت من أبوابها» (بقره/ ۱۸۹) عمل نکرده و ابتدا جهت تهذیب اخلاق خود گامی برنداشته و کوششی نمی کنند. (کاوندی، ۱۳۸۹: ۶۰)

سه. اصلاح تمامی حوزه های حیات انسان منوط به اخلاق

اخلاق مورد نظر پیامبر(ص) اخلاق به معنای عام است. اخلاق به معنای عام سعادت و تعالی تمامی جوانب وجودی انسان را عهده دار است. پرداختن به اخلاق و معرفی به عنوان تنها هدف بعثت، درحقیقت پرداختن به تعالی تمامی جوانب وجودی انسان است.

اخلاق مدنظر علوم و عرف، اخلاق به معنای خاص است که دایره شمول اش بسیار محدود بوده و شاخه ای از حکمت عملی به حساب می آید. اخلاق به این معنا امری فردی بوده و محدود در بعد تهذیبی و برخی مراسم عبادی و ارزشی است؛ درحالی که اخلاق مورد نظر اسلام معنای عامی داشته و دایره شمول آن بسیار وسیع است به نحوی که همه حوزه های وجود انسانی اعم از فردی و اجتماعی را شامل شده و ارتباط انسان با خدا، با خود و خانواده و سایر ملل را دربرمی گیرد. لذا اخلاق به معنای عام تمامی مسائل زندگی انسان و همه عرصه های حیاتی او را تحت پوشش قرار داده و هیچ مسئله ای از مسائل زندگی انسان نیست که تحت پوشش ارزش های اخلاقی اسلام قرار نگیرد. (مصباح یزدی، ۱۳۸۴: ۳۵۶) بر همین اساس اندیشمندان مسلمان با قبول نظر حکمای یونان در تقسیم حکمت عملی به علم تهذیب اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مُدُن (ابن سینا، ۱۸۸۰: ۱۶) پایبندی خود به اخلاق به معنای عام را نشان داده و خواجه نصیر نیز با تعریف حکمت به «قیام نمودن به کارها چنان که باید.» (طوسی، ۱۳۶۹: ۳۷) بر این عمومیت و شمول اخلاق تأکید داشته است.

بنابراین اخلاق به معنای عام، سعادت دنیا و آخرت را مدنظر داشته و به یک معنا حکومت، سیاست، اقتصاد و سایر امور همگی ابزاری هستند برای تحقق مکارم اخلاقی و رساندن انسان به سعادت واقعی. لذا با اندک کنکاش در منابع اولیه اسلام، معنویت سالاری و اخلاق محوری در تاروپود تعالیم آن آشکارا شده و کمتر گزاره دینی را می توان یافت که ذاتاً صبغه اخلاقی نداشته باشد (موسوی، ۱۳۷۶: ۱۳ / ۲۵۳)؛ بنابراین اخلاق در معنای عام خود یک امر زیربنایی و اساسی است که بازسازی و تعالی تمامی جوانب زندگی انسان را مدنظر قرار داده و تمامی حوزه های وجودی وی را دربرمی گیرد، لذا حاکمیت فضایل و اخلاق موجب اصلاح تمامی جوانب وجودی انسان و تمامی مسائل زندگی انسان خواهد شد.

چهار. جوهره اصلی و انسانیت انسان در گرو اخلاق

کسب هویت واقعی انسانی و احتراز از مسخ شدن جوهر او منوط است به پرورش شخصیت انسانی. این پرورش و نمایش چهره واقعی انسانی در گرو تربیت و اخلاق است. لذا انسانیت و هویت واقعی انسان در گرو اخلاق است.

لغت دانان کلمه اخلاق را جمع کلمه خُلق دانسته اند که با کلمه خلق از یک ماده بوده ولی معانی متفاوت دارند؛ کلمه خَلق به شکل ظاهری و صوری اشیا و انسان ها و کلمه خلق به شکل درونی و نهاد و باطن و سیرت و صفات روحی انسان اشاره دارد. بنابراین اخلاق عنصر اساسی و جوهره اصلی وجود انسان را متکفل است که شخصیت وی بدان وابسته بوده و موجب بروز و ظهور آن می شود. برهمین اساس علمای اخلاق معتقدند بنای انسانیت و هویت واقعی انسان منوط به اخلاق است و در صورت عدم حاکمیت اخلاق در وجود انسان، شخصیت او مسخ شده و به جایگاه حیوان و یا پست تر از آن سقوط می کند. امام علی(ع) می فرمایند: «کسی که خود را به اخلاق بیاراید و شخصیت خویش را بپرورد انسان است و گرنه حیوان خواهد بود.»[۱۸] (نمازی شاهرودی، ۱۴۰۹: ۸ / ۳۱۱)؛ بنابراین اگر فرد دارای اخلاق انسانی باشد، شایسته نام انسانی است والا به حیوان خطرناک و پستی تبدیل می شود که همواره خطرآفرین و زیانبار است.

به سبب تأثیر عظیم اخلاق در تکامل جوهر و شخصیت انسان، علمای اخلاق این علم را علمی شریف دانسته و معتقدند ثمره متخلق شدن به اخلاق رسیدن انسان به برترین مراتب انسانی بوده و به سبب آن انسانیت انسان کامل شده و از حضیض حیوانیت به مراتب بالای ملکی می رسد و چه صنعتی اشرف از این است که پست ترین موجودات را به شریف ترین موجودات تبدیل می کند. (نراقی، ۱۳۸۷: ۱ / ۵۰) لذا ادیان آسمانی و شرایع دینی به واسطه تعالیم اخلاقی خود، تکامل این بعد وجودی انسان را مأموریت اصلی خود معرفی کرده و تمامی انبیاء و کتب آسمانی، خصوصاً قرآن کریم، هدف اصلی شان را انسان سازی دانسته اند. (خمینی، ۱۳۶۴: ۷ / ۱۶)

پنج. سعادت حقیقی و تمام سعادت در گرو اخلاق

هدف از خلقت رسیدن به سعادت است، سعادت واقعی در کمالات نفسانی و تشبه به مبدأ از راه متخلق شدن به اخلاق است. لذا رسیدن به سعادت واقعی در گرو اخلاق و مکارم اخلاقی است.در خصوص هدف و غایت خلقت انسان نظرات متفاوتی ارائه شده است که فارابی با تقسیم اهداف به خیالی و حقیقی، هدف های حقیقی را موجب سعادت حقیقی می داند. (فارابی، ۱۹۹۱: ۶۹) از دیدگاه وی هدف حقیقی از آفرینش انسان رسیدن به سعادت نهایی است (فارابی، ۱۳۷۹: ۲۴۴) و مقصود از سعادت واقعی عبارت است از کمالات نفسانی (ارسطو، ۱۳۷۹: ۱۷) و تشبه انسان به مبدأ در صفات خود. چراکه خداوند همه خُلق و صفات خود را به صورت قوه در انسان به ودیعت نهاده و انسان را به عنوان خلیفه خود قرار داده[۱۹] و این خلافت متوقف است به متأله شدن و تشبه به خدا و راه وصول به این سعادت حقیقی، مکارم اخلاقی است. (ابن میثم، ۱۹۹۹: ۴ / ۳۵۷) چون مکارم اخلاقی انسان را به تمامیت به کمالات اخلاقی و سعادت نفسانی می رساند و به همین جهت موضوع و هدف حقیقی علم اخلاق سعادت نفس است.

تعالیم دینی برای رسیدن انسان به هدف آفرینش یعنی سعادت نفس، با پرداختن به مکارم اخلاقی، در پی به فعلیت رساندن صفات الهی او و متخلق کردن انسان به اخلاق الهی هستند تا با پذیرفتن صبغه الهی[۲۰] و تقرب به خدا، شایستگی خلافت حاصل گردد. بر این اساس در تعالیم قران کریم[۲۱] مهم ترین و برترین عامل رسیدن به سعادت حقیقی و تقرب الهی عبارت است از رعایت تقوا و پرهیز از خبائث و متخلق شدن به اخلاق الهی، چرا که سعادت واقعی حاصل نمی شود جز در سایه تزکیه نفس و «معرّا» ساختن آن در جمیع اوقات از همه اخلاق ذمیمه و «محلّی» کردن آن به تمام اوصاف حسنه. (نراقی، ۱۳۸۷: ۱ / ۶۰) لذا سعادت حقیقی و ابدی، ثمره اخلاق است و آموزه های دینی اسلام برای وصول به این ثمره، همواره در پی مکارم اخلاقی بوده و تمامی همت انبیا صرف ساختن انسان اخلاقی از طریق رنگ خدایی بخشیدن به وی شده است. از این رو تعالیم نبوی درعین حالی که شامل عقاید، اخلاق و احکام است، ولی پیامبر اسلام فقط در خصوص اخلاق از کلمه حصر استفاده کرده و هدف بعثت خود را در مکارم اخلاقی منحصر کرده است.

شش. حیات ابدی مرهون مکارم اخلاقی

مکارم اخلاقی موجب وصول انسان به حیات جامع است. باطن و ثمره حیات جامع، رسیدن به حیات ابدی است. لذا رسیدن به حیات ابدی منوط به مکارم اخلاقی است.از دیدگاه ادیان آسمانی انسان ها در ادامه حیات دنیوی زودگذر به حیات اخروی ابدی وارد می شوند که باطن و ادامه حیات دنیوی بوده[۲۲] و این دو حیات مرتبط با یکدیگر[۲۳] و متصل به هم هستند به نحوی که سرنوشت انسان در حیات اخروی به چگونگی حیات دنیوی وی بستگی دارد.[۲۴] ارتباط وثیق حیات دنیوی و حیات اخروی موجب می شود هریک از عقاید، افکار، اعمال و اخلاق ما در دنیا نوع حیات ابدی ما را رقم زند، انسانی که در حیات دنیوی، در پی کمالات و ترقی و تعالی خود باشد، حاصل این تلاش ها و ثمرات آنها را در عالمی برتر و ابدی به صورت کامل تر دریافت خواهد کرد.

لذا حیات دنیوی به عنوان بستر و مقدمه و مزرعه برای حیات اخروی است. محل زراعت و مزرعه حقیقی که در آن باید کشت انجام پذیرد، قلب و دل انسانی است که باید به نحوی تهذیب و تطهیر شود تا بتواند محل تجلی صفات و اسمای الهی شده و با ظهور این اسماء و صفات، انسان به درجه ربانی رسیده و شایستگی خلافت الهی را پیدا کند. تنها امری که نفس انسان را به این درجه متعالی رسانده و ره توشه آخرت را فراهم کرده و انسان را به حیات ابدی می رساند، اخلاق است؛ به سبب دفع اخلاق ذمیمه و اوصاف رذیله و کسب ملکات ملکیه و صفات قدسیه است که حیات ابد و سعادت سرمد، از برای انسان به دست می آید و این میسر نمی شود مگر به شناختن رذایل صفات و فضائل ملکات و تمیز نیک و بد آنها از یکدیگر و دانستن معالجاتی که در علم اخلاق از برای تهذیب نفس مقرر است. (نراقی، ۱۳۷۱: ۴۹)

برهمین اساس قرآن و تعالیم دینی به حیات مادی و حیوانی انسان در این عالم خاکی بسنده نکرده و در پی رساندن وی به حیات انسانی و حیات جامع در تمام زمینه ها (مکارم شیرازی، ۱۳۸۰: ۷ / ۱۲۷) ازجمله حیات عقلی، معنوی، اخلاقی و اجتماعی است. (قرائتی، ۱۳۸۵: ۳ / ۲۹۴) باطن و ثمره این حیات جامع، رسیدن به حیات ابدی است که سعادت واقعی و حقیقی در گرو آن بوده (مصباح یزدی، ۱۳۷۷: ۱ / ۲۴۰) و به واسطه استجابت دعوت رسول(ص) به دست می آید؛[۲۵] این حیات برتر از حیات حیوانی است که همه انسان ها بدون استجابت دعوت رسول از آن بهره مندند. لذا «سرمایه حیات ابدی آخرت و رأس الآمال تعیش آن نشئه حصول اخلاق کریمه است و اتصاف به مکارم اخ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *