توضیحات
فایل پاورپوینت کامل رابطه ی خمس و زکات با مالیات های حکومتی؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رابطه ی خمس و زکات با مالیات های حکومتی، محتوای خود را در قالب 64 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل رابطه ی خمس و زکات با مالیات های حکومتی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رابطه ی خمس و زکات با مالیات های حکومتی آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل رابطه ی خمس و زکات با مالیات های حکومتی بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل رابطه ی خمس و زکات با مالیات های حکومتی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رابطه ی خمس و زکات با مالیات های حکومتی، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رابطه ی خمس و زکات با مالیات های حکومتی :
مباحث این نوشتار پیرامون مالیات های حکومتی و ارتباط آن با خمس و زکات است . در آغاز مطالبی درباره ی اصل مشروعیت این مالیات ها و فلسفه ی تشریع آن ها بیان می کنیم . در این قسمت بر خلاف کسانی که خواسته اند از طریق دلیل های خاص پیرامون موضوع و یا عمومیت بخشیدن ادله ی زکات، مشروعیت مالیات های حکومتی را استفاده کنند، معتقدیم فقط از راه اختیارات ولایت فقیه برای اداره ی حکومت اسلامی می توان مشروعیت این مالیات ها را اثبات نمود، چرا که دلیل خاصی پیرامون آن وجود ندارد و از دلیل های زکات نیز نمی توان به چنین برداشتی دست یافت .
مشروعیت مالیات های حکومتی
بر اساس دلیل های فراوانی که از آیات و روایات استفاده می شود، زیربنای مشروعیت حکومت در اسلام، برای حاکم، ولایت است . اعمال این ولایت در زمان معصومان، با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و پس از ایشان با ائمه اطهار علیهم السلام و در زمان غیبت، با فقیه جامع الشرایط است .
معنای ولایت در حکومت اسلامی
اداره ی جامعه و حاکمیت دولت ها بر امور، اقسام گوناگونی دارد و شاید قابل قبول ترین آن ها حکومتی است که از آن «حکومت مردم بر مردم » تعبیر می شود . این حکومت در معنای صحیح خود به این بر می گردد که گروه بسیاری از مردم گرد آمده و اشخاصی را – با واسطه یا بی واسطه – تعیین می کنند و تشریع قوانین را – که در سایه ی آن مردم و دولت امور خود را سامان دهند – تفویض و تنفیذ کرده و اجرای این قوانین را هم به مسؤولان تنفیذ آن واگذار می کنند و آن ها را متعهد می سازند که از این قوانین تجاوز و تعدی نکنند . بنابراین، در چنین حکومت هایی میزان و ملاک و حدود قوانین، در اختیار نمایندگان و برگزیدگان مردم است .
اما در حکومت اسلامی ملاک قوانین و مراعات آن چیزی است که خداوند قرار داده است . وقتی پذیرفتیم ادیان الهی و اسلامی دارای نظام و حکومت هستند، ناگزیر ملاک و چارچوب قوانین در آن، آن چیزهایی است که خداوند قرار داده است .
تفاوت دیگر حکومت های مردم بر مردم و حکومت اسلامی آن است که در آن حکومت ها حاکمیت بر عهده ی یک نفر نیست، بلکه قدرت تابع قوانینی است که از سوی وکلا و نمایندگان مردم قرار داده می شود، اما در حکومت اسلامی، قوام حکومت به فردی است که صلاحیت لازم را دارا بوده و اداره ی امور مردم به طور کامل به او واگذار شده و از اختیارات وسیعی نیز برخوردار است . در این صورت، تشکیلات حکومتی از خواست و صلاح دید و اختیارات حاکم اسلامی نشات می گیرد، نه این که حدود اختیارات حاکم از تشکیلات حکومتی ناشی شده و او بخشی از نظام حکومتی باشد .
نکته مهم آن است که ولایت بنابر ادله ی بسیاری که وجود دارد، به معنای رهبری و زعامت جامعه است . از جمله می توان به آیه اشاره نمود:
انما ولیکم الله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوه ویؤتون الزکوه وهم راکعون (۱)
سرپرست و ولی شما فقط خدا و رسول او و آنان که ایمان آورده اند می باشند . همان کسانی که نماز را برپای می دارند و در حال رکوع زکات می دهند .
در این آیه، خداوند متعال رهبری مسلمانان را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام قرار داده است . ولایت اگر چه دارای معنی های متعددی چون: محبت و نصرت است، اما معنای حقیقی و آنچه به طور شایع از آن اراده می شود، سرپرستی امور و قیام به آن است . (۲) گذشته از معنای لغوی ولایت، اخبار بسیاری، در حد تواتر – از شیعه و سنی – ، شان نزول این آیه را امیر مؤمنان علیه السلام دانسته و مراد از الذین امنوا را ایشان می داند . بعضی از این اخبار صراحت دارد که مراد از ولایت در این آیه، رهبری و زعامت است . برای مثال: در روایت صحیح فضیل، در کافی (۳) از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است که:
خداوند عزوجل به ولایت علی علیه السلام امر کرد و در مورد ایشان این آیه را نازل فرمود:
انما ولیکم الله و رسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوه ویؤتون الزکوه
و ولایت اولی الامر را واجب گردانید، که مردم ندانستند ولایت اولی الامر چیست؟ آنگاه خداوند متعال به محمد صلی الله علیه و آله امر فرمود آن را برای مردم تفسیر و بیان فرماید همان گونه که نماز و زکات و روزه و حج را تفسیر نموده است . هنگامی که این امر از سوی خداوند فرود آمد سینه ی ایشان تنگ شد و این که مردم از ایشان برگردند و او را تکذیب کنند او را نگران ساخت، سینه ی ایشان تنگ شد و به خداوند رجوع کرد، آنگاه خداوند عزوجل وحی فرمود:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالتک و الله یعصمک من الناس . (۴)
هان ای رسول! آنچه را از جانب پرودگارت نازل گشت ابلاغ کن که اگر چنین نکنی رسالت خود را به سرانجام نرسانده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می کند . در پی این فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله امر خداوند متعال را آشکار ساخت و در روز غدیر خم ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را اعلام فرمود، و به حاضران امر کرد که – مشاهدات خود را – به آنان که حضور ندارند، برسانند .
این روایت صحیح به صراحت می گوید که: همان ولایتی که برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ثابت است برای امیرالمؤمنین علیه السلام – و سایر اولی الامر هم ثابت است – و واضح است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز غدیر، تنها رهبری و زعامت امیرالمؤمنین علیه السلام را ابلاغ فرمودند . دلیل این امر نیز عبارتی است که با مضمون واحد از رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام ابلاغ مساله ی ولایت، روایت شده است . چنان که در معتبره ی حذیفه بن اسید غفاری آمده است:
الا و انی اشهدکم انی اشهد ان الله مولای وانا مولی کل مسلم وانا اولی بالمؤمنین من انفسهم، فهل تقرون لی بذلک؟ وتشهدون لی به؟ فقالوا: نعم نشهد لک بذلک، فقال: الا من کنت مولاه فان علیا مولاه وهو هذا; (۵)
بدانید من شما را شاهد می گیرم که گواهی می دهم بر این که خداوند مولای من است و من مولای مسلمانان و من بر مؤمنان از خودشان سزاوارترم . آیا شما بر این مطلب اقرار دارید؟ و به آن شهادت می دهید؟ مسلمانان گفتند: آری! ما به آن شهادت می دهیم، آن گاه فرمود: بدانید که هر کس من مولای اویم بیقین علی مولای اوست و آن علی این است .
این روایت صراحت دارد ولایتی که به ابلاغ آن امر شده بود، ولایتی است که با تعبیر «انا اولی بالمؤمنین من انفسهم » حکایت شده و چنین ولایتی جز رهبری و زعامت مردم نیست . به گونه ای که همه ی امور در اختیار ولی است .
در نتیجه این آیه شریفه هنگامی که در کنار روایت صحیح فضیل و روایت معتبر حذیفه قرار گیرد، ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را بر مردم ثابت می کند و از این جا می توان نتیجه گرفت کسی که خداوند سبحان او را ولی امر قرار داده ولی مسلمانان است، آن هم به معنای اولویت داشتن او بر مردم حتی بیش از خود آنان .
البته دلایل دیگری نیز بر این مطلب دلالت می کنند که از حوصله ی بحث خارج است و ما از آوردن آن ها خودداری می کنیم . (۶)
به هر روی به تصریح قرآن کریم و به حسب روایت ها و به حکم عقل، «ولایت » در حقیقت از آن خداوندی است که همه ی موجودات و از جمله انسان را آفریده و کمالات وجودی همه ی آفریدگان وابسته به اوست . از این نظر خداوند بر همه ی موجودات و از جمله انسان ها ولایت دارد . خداوند این ولایت را برای کسی که خلیفه ی خود نامیده – پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام – اعطا کرده است . در زمان غیبت آن بزرگواران نیز چنین ولایتی، نسبت به مؤمنان و کشور اسلامی، برای ولی فقیه قرار داده شده است، البته با شرایطی که در بحث ولایت فقیه و هم چنین در قانون اساسی آمده است .
بنابراین حق ولایت از جانب خداوند، توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام معصوم علیه السلام، در زمان غیبت، برای ولی فقیه، به عنوان مسؤول حکومت قرار داده شده است .
حوزه ی اختیارات ولی فقیه
چنان که گذشت ولایت بدین معناست که ولی و سرپرست به جای مولی علیه و کسی که سرپرستی او را بر عهده دارد تصمیم می گیرد . حال اگر ولایت بر شخص باشد تدبیر امور شخص به دست ولی است و اگر ولایت بر جامعه و امت باشد تدبیر امور آن جامعه و امت به دست ولی است . ذکر این نکته نیز لازم است که تدبیر و اداره امور امت از این دیدگاه که امری همگانی و مرتبط با مصالح عمومی است – امه بما انها امه – بر عهده ولی امر است . اما تدبیر امور شخصی افراد که با مصالح جامعه ارتباطی ندارد از حوزه ی ولایت ولی امر بیرون است .
خوب است بدانیم که تشکیل حکومت از مسایلی است که از روزگاران گذشته در میان جوامع انسانی متداول و متعارف بوده است، به همین جهت حکومت از مسایلی نیست که تنها اسلام آن را آورده باشد . اگر چه شکل و نوع حکومت متفاوت بوده اما در همه ی آن ها مسؤولان حکومت، اداره ی امور جامعه را تا آن جا که به مسایل همگانی و جمعی جامعه ارتباط می یابد عهده دار هستند .
اسلام عزیز هم اصل تشکیل حکومت را پذیرفته و در آن تغییری نداده است، اما در چگونگی تشکیل و تاسیس آن اعمال نظر نموده و نکات مورد نظر خود را دخالت داده است . بدین ترتیب که اداره ی امور امت و جامعه اسلامی را به یک شخص به نام «ولی امر» تفویض نموده است . بر این اساس آنچه به ولی امر صالح تفویض شده، اداره ی امور امت از حیث امت بودنشان است . بنابراین، هر چه که به مصالح امت اسلامی ارتباط داشته باشد، در حوزه ی اختیارات ولی امر و تحت ولایت اوست و رضایت و نارضایتی آحاد مردم در تصمیم های وی راه ندارد . اما اموری که به مصالح افراد برمی گردد و ربطی به مصالح عمومی ندارد، داخل در حوزه ولایت ولی امر نبوده و به اختیار و تصمیم افراد بستگی دارد تا آن ها خود بر طبق حدود و ضوابط شرعی و مصالح شخصی خویش عمل کنند . (۷)
در نتیجه سرپرستی جامعه از یک سوی امری متعارف و متداول در میان جوامع انسانی است و از سوی دیگر شارع مقدس، در مورد ولایت، «اعتبار» خود را دخالت داده است . بنابراین، ولایت در جامعه ی اسلامی امری متعارف و اعتباری است . (۸)
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.