تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل راه کارهای محبّت به فرزند!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل راه کارهای محبّت به فرزند بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل راه کارهای محبّت به فرزند از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل راه کارهای محبّت به فرزند شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل راه کارهای محبّت به فرزند استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل راه کارهای محبّت به فرزند با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل راه کارهای محبّت به فرزند قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل راه کارهای محبّت به فرزند حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل راه کارهای محبّت به فرزند به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل راه کارهای محبّت به فرزند :

فایل پاورپوینت کامل راه کارهای محبّت به فرزند

شکی نیست که همانسان ها به فرزندان خود عشق می ورزند و آن ها را مثل پارتن خود دوست می دارند، امیرمؤمنان علی علیه السّلام در وصیت نامخود خطاب به فرزندش امام مجتبی علیه السّلام می نویسد: «وَجَدْتُکَ بَعْضِی بَلْ وَجَدْتُکَ کُلِّی حَتّی کَأَنَّ شَیْئاً لَوْ أَصابَکَ أَصابَنِی وَ کَأَنَّ الْمَوْتَ لَوْ أَتاکَ أَتانِی فَعَنانِی مِنْ أَمْرِکَ ما یَعْنِینِی مِنْ أَمْرِ نَفْسِی. » [۱] تو را جزیی از خود، بلکه هموجود خود دیدم تا به آن جایی که اگر چیزی به تو ضرر برساند، مثل آن است که به من زیان رسانده و گویی اگر مرگ به سراغ تو بیاید، به سراغ من آمده بنابراین همان اهتمامی را که در اصلاح امور خود می نمایم دربارتو دارم.

بنابراین، سخن در اثبات و چند و چون محبّت به فرزند نیست و حتی سخن در حدّ و اندازه آن نیز نیست، زیرا چیزی که ریشه در فطرت انسانی دارد نه نیاز به دلیلی برای اثبات آن است و نه تعیین حدّ و اندازآن، که فطریات انسانی به گسترظرفیت هر کس قبض و بسط می یابد، بلکه سخن در نحوابراز محبّت است که اگر به صورت افراطی و ناصحیح عمل شود، موجب ضعف در اعتماد به نفس کودک می شود و آثار عمیق و ریشه دار آن تا پایان عمر باقی می ماند و اگر به صورت صحیح و اصولی اعمال شود، موجب رشد و بالندگی کرامت انسانی کودک و تعامل روحی او می شود. حبّ به فرزند مانند دیگر امور فطری، دلیلی جز انسانیت انسان ندارد و تا انسان و انسانیّت او باقی است، امور فطری و ذاتی او نیز باقی می باشد؛ بنابراین احکام سایر امور فطری نیز بر این مسأله هم جاری است.

۱- اظهار محبّت و دوستی در رفتار و گفتار

اظهار محبّت در رفتار، بازی، تفریح و شوخی در حدّ شأن کودک، به شرطی که حریم ها شکسته نشود، یکی از ابزار محبّت است، پیامبر رحمت می فرماید: «مَنْ فَرَّحَ ابْنَتَهُ فَکَأَنَّما أَعْتَقَ رَقَبَهً مِنْ وُلْدِ إِسْماعِیلَ وَ مَنْ أَقَرَّ بِعَیْنِ ابْن فَکَأَنَّما بَکی مِنْ خَشْیَهِ الله. » [۲]کسی که دخترش را خوشحال کند، مثل آن است که بنده ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده باشد و کسی که پسری را خوشحال کند، مثل آن است که از ترس خدا گریسته باشد.

همچنین یعلی عامری می گوید: «همراه رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم برای شرکت در یک مهمانی که دعوت شده بودیم، راه می رفتم، در مسیر حرکت، ناگهان حضرت با حسین علیه السّلام که با کودکان بازی می کرد، برخورد نمود. پیامبر در برابر دیدگان دیگران، به استقبال حسین علیه السّلام رفت، سپس دست هایش را گشود تا او را بگیرد، امّا حسین علیه السّلام به این جا و آن جا می گریخت! حضرت هم او را می خنداند تا این که پس از مدتی او را گرفت. سپس یک دست را زیر چانه اش و دست دیگرش را پشت گردن او قرار داد و دهانش را بر دهان او گذاشت و او را بوسید. [۳]

۲- بوسیدن فرزند

کودک به ویژه در سنین خردسالی، اظهار محبّت دیگران را از طریق بوسیدن درک می کند. این گونه اظهار محبّت طبیعی و فطری است، علاوه بر آن که برای والدین لذت بخش می باشد که در روایات هم به آن سفارش شده است. البته باید در این امر مسایل بهداشتی به ویژه در ارتباط با نوزادان مورد توجه قرار گیرد. پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم دربارفضیلت بوسیدن فرزند می فرماید: «مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ کَتَبَ اللهُ عزّوجلّ لَهُ حَسَنَهً وَ مَنْ فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیامَه. » [۴]کسی که فرزندش را ببوسد، خداوند حسنه ای برای او می نویسد و کسی که او را خوشحال کند، خداوند او را در روز قیامت خوشحال می کند.

هم چنین امام صادق علیه السّلام در این باره می فرماید: «أَکْثِرُوا مِنْ قُبْلَهِ أَوْلادِکُمْ، فَإِنَّ لَکُمْ بِکُلِّ قُبْلَه دَرَجَهً فِی الْجَنَّهِ مَسِیرَهَ خَمْسِمِائَهِ عَام. » [۵] فرزندان خود را زیاد ببوسید، به درستی که برای هر بوسه ای، درجه ای برای شما در بهشت، به اندازمسیر پانصد سال خواهد بود. روزی رسول اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم حسن و حسین علیهماالسّلام را می بوسید. اقرع بن حابس که این صحنه را می دید به حضرت عرض کرد: من ده فرزند دارم ولی هرگز حتی یکی از آن ها را نبوسیده ام. حضرت صلّی الله علیه وآله وسلّم به او فرمود: «ما عَلَی إِنْ نَزَعَ اللهُ الرَّحْمَهَ مِنْکَ. » [۶]من چه کنم که خداوند رحمت را از قلب تو برداشته است. همچنین امیر مؤمنان علیه السّلام درباربوسیدن فرزندان می فرماید: «قُبْلَهُ الْوَلَدِ رَحْمَه. »[۷] بوسه بر فرزندان رحمت است.

۳- در آغوش گرفتن فرزند

در آغوش گرفتن و احساس گرمی بدن والدین برای فرزند آرامش بخش است، به ویژه هنگامی که با نوازش و لبخند همراه باشد. پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم در مجلسی نشسته بود. امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام به سوی حضرت آمدند. پیامبر به خاطر آنان برخاست، ولی چون آنان کوچک بودند، رسیدنشان به حضرت طول کشید، پس حضرت به استقبال آنان رفت و آن ها را بر دوش خود سوار کرد و فرمود: «نِعْمَ الْمَطِی مَطِیُّکُما وَ نِعْمَ الرَّاکِبانِ أَنْتُما. » [۸]چه خوب مرکبی است مرکب شما و چه خوب سوارانی هستید شما دو نفر.

حضرت امیر مؤمنان علی علیه السّلام بهترین خاطرات دوران کودکی را هنگامی می داند که در آغوش پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلّم قرار گرفته و یا در بستر ایشان آرمیده است و این گونه می فرماید: «شما خوب منزلت، قرابت، نزدیکی و مقام خاص من را نزد رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم می دانید تا به آن جا که من را در دامن خود می نهاد، در حالی که کودک بودم، من را به سینه اش می چسباند و من را در رختخواب خود قرار می داد، من را با بدن خود تماس می داد، بوی خوش بدنش را به من می فهماند و غذا را می جوید و در دهانم قرار می داد. »[۹]در آغوش گرفتن کودک هنگام شیر دادن و یا غذا خوردن، تأثیر بسزایی در رشد جسمی و روحی کودک دارد.

۴- داستان سرایی برای کودک

والدین می توانند در هنگام استراحت داستان مناسبی را با شرایط سنی کودک برای او تعریف کنند و یا از کتاب داستان های کودکان بخوانند و در این خواندن ها با حاشیه های شیرینی که می روند می توانند داستان را جذاب تر و در جهت اهدافی که دارند سوق دهند، هر چند مقولداستان سرایی کودکانه مهارت و تخصص خاص خود را می طلبد ولی آن چه مهم است آن که کودک در فراز و نشیب داستان، خود را به جای قهرمان قرار می دهد و همگام با او در تعامل با دیگران قرار می گیرد و درباره دیگران قضاوت می کند و معمولا حق را با قهرمان داستان که همگام با او است می دهد. بنابراین نباید کار خوب قهرمان، نتیجه عکس را بدهد و یا داستان به گونه ای ختم شود که ظالم و خطاکار پیروز نهایی ماجرا باشد و در نظر داشته باشیم که ذهن کودک توان تجزیه و تحلیل و سعصدر بزرگ ترها را ندارد تا بتواند موفقیت های حقیقی را از کاذب و یا چرخه های نفاق و دسیسه ها را از دوستان صمیمی تفکیک کند.

۵- بازی و شوخی

بازی و شوخی با کودک به ویژه بازی و شوخی کودکانه، موجب نزدیکی والدین به فرزند می شود. پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: «مَنْ کانَ عِنْدَهُ صَبِی فَلْیَتَصابَ لَهُ. » [۱۰]هنگام بازی و شوخی با کودکان به این نکته باید توجه نمود که بازی از حدّ کودکانه تجاوز ننماید، به ویژه حریم و احترام پدر و مادر از بین نرود. امام حسن عسکری علیه السّلام در این باره می فرماید«جُرْأَهُ الْوَلَدِ عَلی والِدِهِ فِی صِغَرِهِ تَدْعُو إِلَی الْعُقُوقِ فِی کِبَرِه. » [۱۱]جرأت فرزند بر والدینش در کوچکی، او را به عاق شدن در بزرگی دعوت می کند. جزییات این مسأله در مباحث قبل گذشت.

۶- تحسین و جایزه

دربارتحسین فرزند و جایزه دادن به او باید مسایلی مورد توجه قرار گیرد:

۱- بلافاصله بعد از عمل انجام گیرد و ناگهانی و بدون پیش بینی قبلی باشد تا اثر عمل در ذهن کودک باقی بماند.

۲- جایزه دادن همراه با تفهیم دلیل آن باشد.

۳- جایزه دادن به کودک گاه گاهی باشد تا در کودک توقّع ایجاد نکند.

۴- تحسین و جایزه در حد عمل کودک باشد؛ زیرا زیاده از حدّ اثر معکوس دارد.«أَلثَّناءُ بِأَکْثَرَ مِنَ الاْسْتِحْقاقِ مَلَق. » [۱۲] ستایش بیش از استحقاق، چاپلوسی است.

۵- ارزش مادی و قیمت ریالی جایزه هرگز نباید برای کودک مطرح شود و آن چه به جایزه ارزش می دهد انتساب آن به عزیزی است که از دست او جایزه می گیرد و در نظر داشته باشیم خرید جایزه های لوکس و گران قیمت علاوه بر آن که بدآموزی دارد و به کودک روح تفاخر و تکاثر و تجمل پرستی را القا می کند مشکلات جدّی برای والدین در سال های بعد و جایزه های بزرگ تر ایجاد می کند و از سوی دیگر ارزش و زیبایی جایزه های مدرسه را که به مراتب ارزش ریالی کمتری دارد در دوران هفت سال میانی از بین می برد، پدری که در دوردبستان از معدل ۲۰ فرزندش ذوق زده شده و دائماً با خرید عروسک های گران قیمت و دوچرخه، به استقبال کارنامه درخشان فرزندانش رفته است، در دوره راهنمایی و دبیرستان با مشکلات جدّی در تشویق فرزندش روبرو خواهد شد.

اثر سوء محبت افراطی

تردیدی نیست که همه کس فرزند خود را چون پارتن خود دوست می دارد و اگر سخن از ابراز محبّت غیر متعادل است نه به معنای محبّت زیادی است، زیرا دوستی یا دشمنی فعل قلب است و در اختیار کسی نیست. بنابراین علاقه به فرزند علاوه بر آن که فطری و کاملا طبیعی است امر اختیاری نیست تا نوبت به سخن از افراط یا تفریط در آن برسد، بلکه محور بحث در این مرحله نحوابراز محبّت افراطی است. به این ترتیب که اگر والدین به دلیل علاقوافری که به فرزند خود دارند، همامکانات رفاهی را در اختیار او بگذارند و هر آن چه که احساس کردند کودک نیاز دارد قبل از درخواست و به مقدار بیش از نیاز در اختیار او بگذارند و دائماً با کلمات محبّت آمیز و عاشقانه از حرکات و گفتار او تعریف کنند و اجازکوچک ترین زحمت و تلاشی را به او ندهند و از همه خطرناک تر کارهای خطای او را توجیه کنند و به جای او عذرتراشی نمایند، بدانند ناخودآگاه کودک خود را در مسیری قرار داده اند که آثار آن نه تنها دنیا، بلکه آخرت او را تباه خواهد کرد.

زیاده روی در محبت در دوران کودکی به صورت خودخواهی، کم طاقتی اتکای به غیر، بی ادبی و جسارت به دیگران و از همه مهم تر ضعف نفس و شکوفا نشدن استعدادهای پنهان کودک نمایان می گردد.

و چنان که بارها در سیر مباحث کتاب اشاره شد، کرامت نفس یعنی توجه به سجایا و ارزش ها و توانمندی های انسانی و متقابلا مهانت نفس یعنی غفلت از ارزش های نفس انسانی و معطل گذاردن آن ها. بنابراین ضعیف النفس در این فرهنگ نه آن است که ذاتاً توانمندی ندارد، بلکه از آن ها غافل است و به کار نمی بندد و ریشاین نقص از زمان کودکی شکل می گیرد، به این ترتیب که اگر کودک در فضای تربیتی رشد کند که به دلیل ابراز محبّت های افراطی هر آن چه بخواهد بلافاصله فراهم شود و کودک در ناز و نعمتی بیش از حدّ نیاز خود رشد کند طبعاً زمینه ای برای به کار افتادن استعدادهای او به وجود نمی آید و دائماً در زیر چتر حمایتی والدین و یا بزرگ ترها (خاله و عمه، مادربزرگ و پدربزرگ) قبل از واقع شدن در سختی ها و احساس نیاز به برطرف کردن آن، سختی از او برداشته می شود، استمرار چنین روندی در زندگی کودک نتیجه ای جز دفن استعدادها و خلاقیت ها و قوابتکاری است که می توانست هنگام برخورد با مشکلات و دست و پنجه نرم کردن با آن ها در او شکوفا شود.(قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّلهَا * وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّلهَا) [۱۳]هر کس که نفس خود را پاک گردانید، قطعاً رستگار شد، و هر که آلوده اش ساخت، قطعاً درباخت.

زندگی سراسر مسائلی است که هر یک راه حل خاص خود را می طلبد و اگر بنا باشد کودک از همان آغاز یاد نگیرد چگونه با مسائل روبرو شود و راه حل آن ها چیست، چگونه می تواند با مسائل بزرگ تر زندگی خود با جرأت و قدرت برخورد کند و از میدان بیرون نرود و یکایک آن ها را با موفقیت حل کند محبت ها و دل سوزی های نابجای والدین ناخودآگاه شخصیت کودک را زبون و محتاج و متّکی به غیر بار می آورد و از سوی دیگر چون احساس غرور کاذب دارد حاضر نیست ضعف خود را بپذیرد تا زمیناصلاح آن را فراهم آورد و لذا شروع به فرافکنی می کند و دیگران را مسؤول شکست ها و عقب افتادگی های خود در زندگی می داند، نتیجه این تفکر در سال های بعد به بدبینی و تنگ نظری نسبت به والدین و خانواده و بستگان و حتّی زندگی آینده ای که تشکیل

می دهد می شود و بدون آن که هزاران هزار نعمت های گوناگون پروردگار را در اطراف خود ببیند از همه کس و همه چیز دائماً گله دارد و منفی نگری او تا کجا پیش رود خدا می داند.در فرهنگ دینی، قرار گرفتن در سختی ها برای مؤمن ارزش شناخته شده است و اصولا شریعت الهی مجموعه دستورات و تمرین ها برای کنترل و دریافت نفس است. پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم در این باره فرمود: «الشریعه ریاضه النفس. »[۱۴]دین سراسر تمرین سختی برای نفس است. و کرامت انسانی و استعدادهای بی نهایت گوهر انسانی در بوتسختی ها شکوفا می شود. امیرمؤمنان علی علیه السّلام فرمود:«فِی تَقَلُّبِ الاْحْوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ وَ الاْیّامُ تُوضِحُ لَکَ السَّرائِرَ الْکامِنَه. » [۱۵]در فراز و نشیب زمانه گوهر باطنی افراد شناخته می شود و گذشت ایام پنهانی های پوشیده را برای تو آشکار می کند.

امیرمؤمنان علی علیه السّلام نفوس انسان ها را به اسبانی تشبیه می کند که برخی مرفهانه دنیا را با عینک خور و خواب و شهوت می بینند و اینان همان اسبان سرطویله ای هستند که هنری در زیستن جز چریدن و گردیدن ندارند و نهایت کمال چنین اسبانی همان گاری کشی و باربری است. اما این اسبان میدان های سخت مسابقه هستند که باید تیزتک از موانع کوچک و بزرگ عبور کنند و با سرعتی هر چه بیشتر به خط پایان مسابقه برسند و یا در میدان های سخت نبرد با حرکاتی هنرمندانه صاحب خود را از تیغ شمشیرها نجات دهند، کرّ و فرّی مناسب داشته باشند. و البته چنین اسبان باارزشی باید اندامی ورزیده و کشیده و لاغر داشته باشند و ریاضت داده شوند و آب و علف به اندازه بخورند و گرسنگی و تشنگی را تحمل کنند.

امیر مؤمنان علی علیه السّلام می فرماید: «إِنَّما هِی نَفْسِی أَرُوضُها بِالتَّقْوی لِتَأْتِی آمِنَهً یَوْمَ الْخَوْفِ الاْکْبَرِ. »[۱۶]و این نفس من است که او را باتقوا ریاضت می دهم تا در روز خوف اکبر و قیامت کبری آسوده از خطرات حاضر شود.امام سجاد علیه السّلام می فرماید: «إِنَّ الْعاقِلَ عَنِ اللهِ الْخائِفَ مِنْهُ الْعامِلَ لَهُ لَیُمَرِّنُ نَفْسَهُ وَ یُعَوِّدُهَا الْجُوعَ حَتّی ما تَشْتاقُ إِلَی الشِّبَعِ وَ کَذَلِکَ تُضَمَّرُ الْخَیْلُ لِسَبْقِ الرِّهان. »[۱۷]عاقل دربارحق و عامل به دستورات الهی نفس خود را تمرین می دهد و با گرسنگی عادت می دهد تا آرزوی سیری و شکم بارگی را نکند و این چنین اسبان مسابقه را برای مسابقه تمرین می دهند.

ناز پرورده تنعّم، نَبَردَ راه به دوست *** عاشقی، شیورندانِ بلا کش باشد[۱۸]بنابراین هر مقدار نفس پرخور و خواب تر و مرفه تر در میدان مسابقزندگی تنبل تر و بی عرضه تر است. خواب و خورت، ز مرتبعشق دور کرد *** آن دم رسی به دوست، که بی خواب و خور شوی[۱۹] پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله وسلّم فرمود: «إِذا أَرادَ اللهُ بِقَوْم خَیْراً ابتلاهُم. » [۲۰]هنگامی که خداوند خیر امتی را بخواهد آنان را گرفتار می کند.

نیز امام عسکری علیه السّلام فرمود: «ما مِنْ بَلِیَّه إِلاّ وَ لِلَّهِ فِیها نِعْمَهٌ تُحِیطُ بِها. » [۲۱]گرفتاری نیست مگر آن که در آن نعمتی است که آن را احاطه کرده است. در تاریخ یونان باستان و در علت اقتدار علمی و جنگی یونانیان می نویسند که مادران برای آن که قدرت خلاقیت و ابتکار عمل فرزندان خود را بالا ببرند، به آنان گرسنگی می دادند و هنگامی که فرزند با بی تابی غذا می خواست غذای او را در محل بلندی دورتر از دسترس کودک قرار می دادند تا با تحمل سختی ها نهایت سعی و قوه ابتکار خود را به کار بندند و غذای خود را به دست آورند.

بنابراین محبّت وافر به فرزند به معنای همه چیز و همه کس در خدمت او بودن نیست، و ابراز محبّت والدین به معنای تلاش در جهت هر چه رفاه بیشتر فرزند نیست، چنان که در نظام آفرینش محبوب ترین بندگان پروردگار یعنی پیامبران الهی بلاکش ترین انسان ها بودند. «إِنَّ أَشَدَّ النّاسِ بَلاءً الاْنْبِیاءُ ثُمَّ الَّذِینَ یَلونَهُمْ ثُمَّ الاْمْثَلُ فَالاْمْثَلُ. » [۲۲]بلاکش ترین مردم انبیا بودند و سپس آنان که به پیامبران نزدیک تر و شبیه تر بودند. چون در کورسختی ها است که جوهرکرامت انسانی شکوفا می شود، و سره از ناسره و مؤمن از منافق جدا می شود. (أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّهَ وَلَمَّا یَأْتِکُم. . . . وَزُلْزِلُوا) [۲۳]آیا پنداشتید که داخل بهشت می شوید و حال آن که هنوز مانند آن چه بر ]سرِ [پیشینیان شما آمد، بر ]سرِ [شما نیامده است؟ به آنان سختی ها و گرفتاری های بزرگی رسید. . .

اثر دوم رفاه بیش از حدِّ فرزند در محیط خانواده، از دست رفتن ذائقادراک لذت از نعمت های الهی است، در حکمت عملی هنگامی که از لذت و الم بحث می شود، آن را کیف نفسانی می دانند که قائم به نفس است. بنابراین احساس لذت بردن از یک چیز فقط متوقف بر مبدأ فاعلی لذت نیست، بلکه نفس انسانی یعنی علت قابلی نیز می باید پذیرای لذت و مُدرِک این کیف نفسانی باشد، اگر قوه ادراک لذت توان احساس شیرینی لذت را نداشته باشد، لذت بیرونی هر مقدار هم لذیذ باشد، برای شخص قابل ادراک نیست، چنان که عسل با همه شیرینی و صفایی که دارد بر زبان شخص با مزاج صفرایی تلخ می آید. بنابراین برای بالا بردن احساس لذت در زندگی، لازم نیست مبدأ فاعلی لذت را بالا ببریم، کافی است قدرت ادراک لذت درونی را قوی کنیم تا از لذت های کوچک زندگی هم به مقدار زیاد احساس نشاط و لذّت کنیم. چنان که برای انسانی که در اوج گرسنگی است نان خالی به اندازه غذای چرب و شیرین لذت بخش است.

معروف است لقمان حکیم به پسرش گفت فرزندم آن چنان زندگی کن که همیشه لذیذترین غذاها را بخوری و در بهترین بسترها بخوابی، فرزند با تعجب پرسید، این کلام با زهد شما سازگار نیست، پس چگونه؟ و پدر پاسخ داد، آن قدر شکم خود را گرسنه نگه دار که نان خشکیده برایت لذت بخش ترین غذا باشد و آن قدر کم بخواب که هنگامی که سر بر بالش سنگی هم گذاشتی مثل بستر نرم به خواب عمیق فرو روی.

وقتی ما کودکان مان را از سر محبت عادت به رفاه فراوان دادیم و هر آن چه خواست بلافاصله و به هر قیمت در اختیار او قرار دادیم، عملا ذائقه احساس لذت را به واسطانبوه لذت هایی که دائماً درک می کند از بین برده ایم، کودکی که تا اراده کرد و پشت ویترین هر مغازه هر اسباب بازی و خوراکی و پوشاکی را دید در اختیارش گذاشته شد، و هر روز با رنگی جدید و اسباب بازی جدیدتر در میان کودکان ظاهر شد، دیگر احساس کمبودی نمی کند تا با داشتن آن لذت ببرد و لذا رو به بهانه جویی می برد و از داشته های خود شکایت می کند و ناشکرانه انبوه نعمت های اطراف خود را نمی بیند تا نوبت به تشکر از والدین و لذت بردن از زندگی برسد.

خوی کم احساسی و بی تفاوتی نسبت به زندگی از آثار رفاه زیادی است و متأسفانه در روزگار ما به دلیل رفاه نسبی که در جامعه وجود دارد و کم شدن تعداد فرزندان در خانواده معمولا والدین همهمّ و غمّ خود را در فراهم آوردن رفاه فرزندان خود به کار می برند، غافل از آن که این گونه ابراز محبت آنان را به سوی ناشکری و بی احساسی از لذت می برد و با تحلیل عمیق تر این مسأله در فرهنگ دینی می بینیم که ریشبسیاری از کفرها و عصیان ها از ناشکری نعمت های الهی بر می خیزد و معمولا انسان های مُتْرَف و نعمت زده در اثر غوطهوری در انواع نعمت ها سر به طغیان بر می دارند و فساد جوامع از فساد مُتْرَفین آغاز می شود. (وَ إِذَآ أَرَدْنَآ أَن نُّهْلِکَ قَرْیَهً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُواْ فِیهَا) [۲۴]و چون بخواهیم شهری را هلاک کنیم، خ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *