تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل راه کار های مقابله با اشرافی گری بر مبنای تحلیل محتوای نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل راه کار های مقابله با اشرافی گری بر مبنای تحلیل محتوای نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل راه کار های مقابله با اشرافی گری بر مبنای تحلیل محتوای نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل راه کار های مقابله با اشرافی گری بر مبنای تحلیل محتوای نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل راه کار های مقابله با اشرافی گری بر مبنای تحلیل محتوای نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل راه کار های مقابله با اشرافی گری بر مبنای تحلیل محتوای نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل راه کار های مقابله با اشرافی گری بر مبنای تحلیل محتوای نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل راه کار های مقابله با اشرافی گری بر مبنای تحلیل محتوای نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل راه کار های مقابله با اشرافی گری بر مبنای تحلیل محتوای نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف :

مقدمه

از جمله وظایف مهم حاکمان اسلامی، مبارزه با اشرافیت است. اشرافی گری، آثار منفی فراوانی بر سبک زندگی دینی در ابعاد فردی و اجتماعی گذاشته و مانعی برای پذیرش تعالیم الهی و تحقق عدالت اجتماعی است. اشرافی گری، حکایت از روحی برتری جویی فرد نسبت به دیگران دارد. در این حالت، فرد از امکان پیش آمده به نفع خود بهره برداری می کند و چه بسا حقوق دیگران را نادیده می گیرد. بر این اساس، ضرورت الگو پذیری از سیر امام علی علیه السلام در مقابله با اشرافی گری وآفت های آن و نیز توصیه های آن حضرت برای ترسیم جامعه مطلوب اسلامی، بهتر شناخته می شود. با توجه به اهمیت این بحث در حکومت اسلامی و مشکلات ناشی از آن در جوامع بشری، شناخت دقیق این مسأله می تواند از جهات مختلفی حائز اهمیت باشد؛ چراکه نداشتن روحیه اشرافی گری یکی از زمینه های عدالت خواهی است. بر این اساس، به نظر می رسد کلام نورانی حضرت علیه السلام در نامه ای که به عثمان بن حنیف انصاری نگاشته اند و در نهج البلاغه شریف رضی به عنوان نامه شماره ۴۵ منتشر شده است، الگوی اخلاقی- اجتماعی مناسبی در مواجهه با اشرافی گری باشد.

به همین منظور، در این مقاله تلاش شده با استفاده از روش تحلیل محتوا به مثابه یک روش تحقیق میان رشته ای و متن محور، این نام تاریخی مورد بررسی دقیق و تحلیل قرار گرفته و مهم ترین مقوله های مطرح شده در آن، کشف و تبیین شود تا بدین ترتیب، امکان ارائه الگوی مناسب و نظام مند از کلام حضرت علی علیه السلام برای ترسیم جامعه مطلوب فراهم آید.

۱. جایگاه و اهمیت نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف

نام امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف انصاری از نامه های مهم و برجست امام علی علیه السلام به کارگزارانش است که درس های فراوانی به همه جویندگان راه حق و به ویژه به مسئولان جامع اسلامی می دهد. این نامه که در اوایل حکومت امام علیه السلام از مدینه به کارگزارانش در بصره نوشته شده از چند وجه حائز اهمیت است:

۱. این نامه بیانگر نوع حکمرانی امیر مؤمنان علی علیه السلام است. در حکومت علوی، مردمان در نظارت بر حکومت و نقد آن و اعتراض بدان آزاد بودند و امام علیه السلام مکرّر آنان را بدین حق شان آگاه می کرد و از ایشان می خواست که چنین کنند.

۲. در همه تاریخ بشر و عمر حکومت هایی که سر برآورده و از میان رفته اند، دشوار ترین پدیده، جمع شدن اخلاق و سیاست و زمامداری بوده است. امیر مؤمنان علی علیه السلام چونان پیامبر اکرم| اخلاق را مقدّم بر همه چیز و حاکم بر همه امور می دانست و در مقام عمل، در جایگاه سیاست و حکومت، اخلاق را بر آن حاکم ساخته و این دو امر سخت جمع شدنی را، جمع کرده و در عمل به تمام معنا نشان داده است.

۳. حکومت داری امام علی علیه السلام مبتنی بر مبانی، اصول، روش ها و سیاست ها و اخلاقی است که آن را می توان در مجموعه آموزه ها و رفتار شناسی حکومتی آن حضرت یافت (دلشاد تهرانی، ۱۳۹۶، صص ۱۱-۱۲).

این نامه، به طور کامل در منبعی پیش از تألیف نهج البلاغه یافت نشده است، ولی قسمت هایی از آن در چند منبع پیش و پس از تألیف نهج البلاغه وجود دارد که با توجه به برخی اختلاف ها در متن و نیز آوردن آن، خطاب به سهل بن حنیف انصاری، برادر عثمان بن حنیف؛ آن را از نهج البلاغه نگرفته اند. کسانی که قسمتی از این نامه را نقل کرده اند عبارت اند از: ابن بابویه در کتاب الامالی (ابن بابویه، ۱۴۰۰ق، ص ۴۱۵، مجلس۷۷)، شعرانی در کتاب عیون المعجزات (شعرانی، بی تا، ص ۱۳)، ابن فتّال نیشابوری در کتاب روضه الواعظین (نیشابوری، ۱۴۰۶ق، ص ۱۴۲)، طبری آملی در کتاب بشاره المصطفی لشیعه المرتضی (طبری آملی، ۱۳۸۳، ص ۲۹۴)، ابن شهر آشوب در کتاب مناقب آل أبی طالب (ابن شهر آشوب، ۱۴۰۵ ق، ج۲، ص ۱۰۱)، ابن ابی الحدید معتزلی در کتاب شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید، ۱۳۷۸ق، ج۱۶، صص ۲۰۴-۲۹۵)، انصاری تلمسانی (معروف به برّی) در الجوهره فی نسب الامام علی و آله علیه السلام، (انصاری تلمسانی، ۱۴۰۲ق، ص ۸۱-۸۳)، باعونی دمشقی در جواهر المطالب فی مناقب الامام علی بن أبی طالب علیه السلام (باعونی دمشقی، ۱۴۱۶ق، ج۱، صص ۳۱۲-۳۱۴)، راوندی در الخرائج و الجرائح (راوندی، ۱۳۸۲، ج۲، ص ۵۴۲)، زمخشری در ربیع الأبرار و نصوص الأخیار (زمخشری، ۱۴۱۲ق، ج۳، صص ۲۴۱-۲۴۲)، عاصمی در العسل المصفی من تهذیب زین الفتی فی شرح سوره هل أتی (عاصمی، ۱۴۱۸ق، ج۱، صص ۲۰۵-۲۱۰)، دیلمی در ارشاد القلوب (دیلمی، ۱۳۹۲، ج۲، صص ۱۷-۱۸) و در نهایت، مجلسی در بحار الأنوار الجامعه لدرر الاخبار الائمه الاطهار علیه السلام (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۴۰، ص ۳۱۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۴۱، ص ۶۸).

۲. تحلیل محتوای نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف

تکنیک استفاده شده در این مقاله برای تحلیل محتوای نام ۴۵ نهج البلاغه، تکنیک تحلیل محتوای مقوله ای و بر اساس واحد جملات و به صورت کمّی و کیفی بوده و مضامین، مفاهیم و جهت گیری عبارات بر این اساس استخراج و در جدول تحلیل محتوا تنظیم گردیده است. به عبارت دیگر، ابتدا با نگاه به عبارات تقطیع شده متن، مفاهیم تشکیل دهند مضامین و و نقاط تمرکز آن استخراج شده که بیانگر فضای حاکم برآن جمله است. در مرحل دوم، با درج عبارت های نامه در جداول تحلیل محتوا، به استخراج جهت گیری ها و نقاط تمرکز هر کدام از جملات تقطیع شده پرداخته شده است. گفتنی است محور تحلیل در این پژوهش، متن نامه ۴۵ است که بر اساس نسخ تصحیح شد صبحی صالح توسط مصطفی دلشاد تهرانی استخراج شده است. ایشان با توجه به این که نسخ مذکور و دیگر نسخه های چاپی دارای اغلاط و تصحیفاتی است، نسخه های خطی از قبیل: (نسخه ای به خط حسین بن حسن مؤدّب، موجود در کتابخان آیه الله مرعشی نجفی؛ نسخ کتابخانه شخصی سیدعلی آتشی که فقیه سهل بن امیر رقاقی با خط حسن بن یعقوب بن احمد مقابله کرده است؛ نسخ کتابخانه آیه‍الله گلپایگانی که به صورت حروف چینی چاپ شده است) مبنای تصحیح این نسخه قرار داده است و در مواردی، متن چاپی صبحی صالح را اصلاح کرده است. همچنین به منظور ترجمه ی نامه، ترجمه سیدجعفر شهیدی و سیدمحمدمهدی جعفری به کار برده شده است.

این جدول، شامل ردیف، متن، مضمون اصلی، مضامین فرعی، جهت گیری و کُد گذاری است. شمار ردیف، که نشانگر شمار تقطیع جملات و همچنین مضمون اصلی است و در بخش کُدگذاری از حرف «A» به عنوان نماد سخنان امام علی علیه السلام استفاده شده است. به دلیل حجم زیاد جدول، فقط بخشی از آن در ذیل آورده شده است.

نمونه جدول تحلیل محتوای نامه ۴۵ نهج البلاغه

تحلیل محتوای نام ۴۵ نهج البلاغه نشان می دهد که این متن تاریخی به موضوعات متعددی اشاره دارد، ولیکن تحلیل مقوله ای این موضوعات نشان می دهد که مجموعه این مضامین را می توان در دو مقوله کلی: «آسیب شناسی» و «ارائه راه کار» جهت مقابله با اشرافی گری و نیل به عدالت خواهی دسته بندی نمود. از آنجا که همیشه در پژوهش های مختلف به آسیب شناسی توجه شده ولیکن بخش بیان راه کارها کمتر مورد توجه واقع شده است، لذا در این مقاله صرفاً به بخش بیان راه کار ها توجه شده و تلاش می شود تا مجموعه راه کارهای تبیین شده در این نامه ارزشمند، به دقت تبیین و الگوسازی شود. تحلیل مقوله راه کار نشان می دهد که امام علی علیه السلام جهت مقابله با اشرافی گری و نیل به عدالت خواهی، چهار راه کار اساسی معرفی کرده اند:

۳. راه کارهای مقابله با اشرافی گری در نامه امام علی علیه السلام

۳-۱. راه کار اول: پارسایی و تقوا

اولین و مهم ترین راه کار ارائه شده توسط حضرت علی علیه السلام در نامه خود به عثمان بن حنیف، توصیه به پارسایی و تقوا است؛ به گونه ای که این مضمون از بیشترین فراوانی در کل نامه برخوردار است. این مضمون در سه گام ذیل تبیین شده است:

۳-۱-۱. گام اول: دعوت به ساده زیستی

اولین گام برای نیل به پارسایی و تقوا، رعایت ساده زیستی است. بی شک یکی از مهم ترین مصادیق اخلاق اسلامی در رهبران و مسئولان جامعه، ساده زیستی است؛ چرا که داشتن مسئولیت در جامع اسلامی با داشتن زندگی مجلّل و اشراف گونه سازگاری ندارد. از این رو لازم است مسئولان محدودیت هایی را در زندگی قائل شوند. به همین دلیل وجود تقوا، روحی ساده زیستی را در انسان تقویت می کند. در واقع، تقوا و ساده زیستی لازم و ملزوم یکدیگر هستند، از همین رو است که ساده زیستی از نشانه های تقوا محسوب می شود. پروا داری و تقوا، فرد را از ارتکاب به کار های حرام باز می دارد. از این رو حضرت تأکید ویژه ای بر موضوع تقوا دارد.

در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام تقوا از شروط الزامی در زمام داری است؛ چرا که مدیر بی تقوا جامعه را به فساد می کشاند. تقوا سبب دوری از انحرافات وی از ارزش های اسلامی شده و در نتیجه، موجب برپایی عدالت ودر نتیجه سعادت مردم خواهد شد (احسانی، ۱۳۷۹، ص ۴). امام ابتدا، عثمان بن حنیف را به دقت در رفتار خود توجه داده است. در ادامه به وی هشدار می دهد که دقت کافی در خورد و خوراکش، به خصوص در چنین مجالس اشرافی داشته باشد: «فَانْظُرْ إِلَی مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ…». واژه «تَقْضَمُهُ»، به معنای خوردن با اطراف دندان است و «مَقْضَم»، به خوراکی گویند که با اطراف دهان خورده شود (ابن فارس، ۱۳۸۹ق، ج۵، ص ۹۹) و حضرت به کنایه تعبیر به مقضم کرده است، تا آن غذا را ناچیز و اندک جلوه دهد و از این عبارت، فهمیده می شود که خودداری از این غذای مباح برای او بهتر از تناول آن است (بحرانی، ۱۳۶۲، ج۵، ص ۱۰۳). و «فَالْفِظْهُ»، به معنای بیرون انداختن چیزی است. به نظر می رسد مقصود امام علیه السلام ، بیان فلسفه منع از حضور در مجالس اشرافی است؛ چرا که نوعاً در زندگی های اشرافی، آمیختگی اموال حلال و حرام وجود دارد که ضروری است از آن اجتناب شود.

حضرت، علاوه بر دعوت به ساده زیست بودن و عدم شرکت در مهمانی شبهه ناک، به نوعی دعوت به تدبیر و کاردانی مسئولان کرده است؛ چرا که توجه آنان به پاک و حلال بودن خوراک، موضوع کم اهمیتی نیست. لذا امام علیه السلام در ادامه می فرمایند: «أَلَا وَ إِنَّکمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَی ذَلِک، وَ لَکنْ أَعِینُونِی بوَرَعٍ وَ اجتِهَادٍ [وَ عِفَّهٍ وَ سَدَادٍ]» و در کنار دعوت به ساده زیستی، به این امر مهم اشاره فرموده است که، کسی توانایی پارسایی و ساده زیستی در حدّ و اندازه ی ایشان را ندارد. در این میان از مسئولان در خواست دارد که در این زمینه کوشا باشند و در راه خدا، بر پایی عدالت و به طور کلی ارزش های دینی تلاش کنند و همراه و یاری دهنده ی رهبر خویش باشند؛ البته این سفارش امام در تمام نسخه های خطی موجود نهج البلاغه به صورت: «وَ لَکنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ» آمده است، ولی در برخی شرح های نهج البلاغه، از جمله: شرح قطب الدین کیذری بیهقی، و شرح ابن ابی الحدید معتزلی «وَ عِفَّهٍ وَ سَدَادٍ» نیز اضافه شده است (دلشاد تهرانی، ۱۳۹۶، صص ۴۲-۴۳).

حضرت علیه السلام در قسمت بعدی نامه با عبارت: «وَ إِنَّمَا هی نفْسِی أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَی…»، پارسایی و تقوا را عامل رسیدن به رستگاری و بهره مندی از سعادت دنیوی و اخروی معرفی می کند؛ چرا که ایشان با پروا داری و ریاضت نفس، تن به وسوسه های دنیوی نداده و خود را در بند قدرت طلبی نکشیده است. در نتیجه، علاوه بر داشتن زندگی بدون تنش و نجات از آن، روسفیدی و سعادت اخروی را برای خویش به ارمغان آورده است. «أرُوضهَا»، از ریش «رَوْض» است که اصل آن به معنای رام کردن حیوان است. همچنین به معنای به کاربردن و واداشتن نفس در زحمت، برای اینکه رام و آرام شود (راغب اصفهانی، بی تا، ص ۳۷۲).

«مزلق»، به معنای لغزشگاه است (راغب اصفهانی، بی تا، ص ۳۸۲). می توان گفت، زندگی که بر مبنای پارسایی باشد، همانند سوار شدن بر مرکب رام و آرام و زیستن بر مدار نادرستی، سوار شدن بر مرکب چموشی است که سوارش را هرگز به مقصد نخواهد رساند. مقصدی که همان سرای آخرت است و هر کس در این دنیا بلغزد، سقوطش در وادی آخرت، حتمی است. هدف نهایی امام علیه السلام از ریاضت نفس به وسیله ی تقوا، امنیت در روز قیامت و نلغزیدن بر پرتگاه های دوزخ است. اشاره به این که این امنیت جز در سای ریاضتِ نفس حاصل نخواهد شد و در روایات اسلامی آمده است که جهاد اکبر همین است؛ جهادی که از پیکار با دشمنان سر سخت و خطرناک نیز مشکل تر است (مکارم شیرازی، ۱۳۷۵-۱۳۹۰، ج۱۰، ص ۱۹۶؛ بحرانی، ۱۳۶۲، ج۵، ص ۱۰۹).

در جایی دیگر از نامه، حضرت به وظیفه سنگین ساده زیستی مسئولان و حاکمان و قناعت پیشگی آن ها اشاره می کند: «وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَیتُ. ..»؛ حضرت علاوه بر شرح ساده زیستی خود، به نوعی در مقام پاسخ به یک شبهه بر می آید و در ادامه می فرماید: «وَلَکن هَیهَاتَ أَنْ یغْلِبَنِی…».

۳-۱-۲. گام دوم: دعوت به خودسازی

گام دومی که حضرت علی علیه السلام برای نیل به پارسایی و تقوا تبیین می کنند، دعوت به خودسازی است. البته موضوع خودسازی از مباحث مهم و پر تکرار در سراسر نهج البلاغه است؛ چراکه آن حضرت تاکید ویژه ای بر تهذیب نفس و خودسازی به وسیله تقوا پیشگی دارند. در این نامه نیز سخن از ورزیده ساختن خود به وسیل پرواداری است تا انسان بتواند در برابر وسوسه های دنیوی در امان باشد. به دیگر سخن، می توان اظهار داشت؛ خودسازی، کلید موفقیت و سعادت مندی در زندگی شخصی و اجتماعی است. ساده زیستن و قناعت پیشگی در این دنیا همه در گرو تربیت نفس به کمک تقوا است. در ادامه تمثیل گذشته، برداشتی که می توان در زمینه خودسازی از سخن حضرت داشت این است که، سختی ها می تواند بستر توان مندی انسان شود و استقامت در برابر آنها موجب فزونی قدرت و بروز کمال می شود. به طور کلی، خاصیت شرایط سخت و پُرچالش رهبران و مسئولان کشور را مقاوم بار می آورد.

حضرت در ابتدای سخن با رعایت ادب در پیشگاه خداوند متعال همه چیز را تابع اراد خداوند می داند: «وَ ایمُ اللَّهِ یمِیناً أَسْتَثْنِی. ..» وسپس با به کارگیری فعلی مؤکّد «لَأَرُوضَنَّ»، بر خودسازی خود در قناعت پیشگی تاکید می نماید. سپس امام بیان می کند که به حدّی خود را تربیت نمودم و قناعت را پیش خود ساختم که اگر گرده نانی بیابم به آن خشنود شوم و از نان خورش به نمک خرسند گردم. «تَهِشُّ مَعَهَا إِلَی الْقُرْصِ…». «تَهِشُّ» از ریش «هَشَاشَه» و ماده «هشّ» به معنی خوشحالی (ابن منظور، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص ۳۶۳). «مَأْدُوماً»، نان خورش (ابن منظور، ۱۴۰۸ق، ج۱۲، ص ۹). «مقْلَ» سیاهی و سفیدی چشم (ابن منظور، ۱۴۰۸ق، ج۱۱، ص ۶۲۷). «نَضَبَ» فرورفتن آب در زمین (ابن منظور، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص ۷۶۲). و در این جا استعاره از خشک شدن اشک چشم است. «مَاءٍ مَعِینُ»، جاری شدن آب (ابن منظور، ۱۴۰۸ق، ج۱۳، ص ۴۱۱)، استعاره از جاری شدن اشک چشم است.

حاصل کلام اینکه، قناعت پیشگی از مهم ترین بستر های تربیت نفس است؛ چراکه این نفس است که بین قناعت پیشگی و اشرافیت طلبی دست به انتخاب می زند. خصلتِ قناعت پیشگی در امام علیه السلام موجب شده است که به ساده ترین و کم ترین خوراکی ها و… بسنده کند و مواهب دنیا در نظرش هیچ آید. از همین جهت است که حضرت قناعت را بهترین کمک برای خودسازی بیان کرده است: «أعون شی ء علی صلاح النّفس القناعه» (تمیمی آمدی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص ۲۰۴).

در ادامه حضرت از ریختن اشک خویش حکایت می کند: «وَ لَأَدَعَنَّ مُقْلَتِی کعَینِ مَاءٍ…»؛ ابن میثم در شرح خود آورده است: «امام علیه السلام کاسه چشم خویش را به چشمه آبی تشبیه می کند که آبش خشکیده است. وجه شبه آن است که اشک های چشم تمام شده و در اشتیاق به ملأ و همچنین از ترس محروم ماندن از اولیای خدا، می گرید و آن کس که در جایی غریب مانده و در موضع ترس و وحشت است، چگونه شوق دیدار وطن اصلی و نخستین جایی نباشد که با آنجا اُنس داشته است» (بحرانی، ۱۳۶۲، ج۵، ص ۱۱۶؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۵-۱۳۹۰، ج۱۰، ص ۲۳۱).

۳-۱-۳. گام سوم: غلبه بر خواهش های نفسانی

سومین گامی که در بخش پارسایی و تقوا توسط حضرت علی علیه السلام بیان شده است، غلبه بر تمایلات و خواهش های نفسانی است که به تنهایی انسان را در معرض انواع وسوسه ها، آفت ها قرار می دهد. از این رو در آموزه های حضرت علی علیه السلام بسیار به این موضوع اشاره شده است. قدرت طلبی یکی از مصادیق تمایلات نفسانی است؛ مسئله ای است که در بین بسیاری از مسئولان حکومتی دیده می شود و نشان می دهد که قدرت زدگی تا چه حدّ می تواند مسیر زمامداران را تغییر دهد و این مسئله از پیروی انسان از وسوسه های دنیوی نشأت می گیرد. لذا ضرورت دارد که رهبران و مسئولان جامع اسلامی- به عنوان رأس جوامع اسلامی که نگاه توده مردم به سوی آن ها است- در غلبه بر شهوت و هوای نفس خود پیشگام باشند. این که مسئولین یک جامعه، زیست اشرافی داشته باشند و در ناز و نعمت غوطه ور باشند، برای آن ها مشکل نیست و دسترسی آن ها به امکانات نسبت به عوام بیشتر است؛ ولیکن رهبری چون حضرت علی علیه السلام چنین اموری را حتی در مراتب پایین هم برای خویش نخواسته؛ چرا که تعهدی که رهبران و مسئولان یک امت به مردم دارند با زندگی تجملاتی و پیروی آن ها از هوای نفس شان سازگاری ندارد.

۳-۲. راه کار دوم: اقتداء به الگوهای صالح

دومین راه کار بیان شده برای مبارزه با اشرافی گری و نیل به عدالت خواهی در نامه امام علی علیه السلام به عثمان بن حنیف ذکر شده، مسئله اقتداء به الگوهای صالح است. آن حضرت علیه السلام این راهکار را در دو گام اساسی تبیین کرده اند:

۳-۲-۱. گام اول: شناسایی الگو های صالح

گام اولی که حضرت علی علیه السلام برای راهکار دوم انتخاب کرده اند، تلاش برای معرفی و شناسایی الگوهای صالح است که می توان این اقدام امام را، روش «الگودهی» نیز تعبیر کرد؛ چراکه در آموزه ها و سیر امام علی علیه السلام، روش های اعمال قدرت نرم، در دوگروه؛ روش های بیانی و رفتاری دیده می شود. روش الگودهی در ذیل روش های رفتاری است. لذا حضرت در نام خود به آگاهی بخشی و راهنمایی عثمان بن حنیف به روش الگو دهی پرداخته است: «أَلَا وَ إِنَّ لِکلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً…». روش الگودهی، از روش های مفید تربیتی است. از آن جایی که انسان به طور فطری عاشق کمال است، لذا این امر؛ انسان را به الگوطلبی می کشاند. در این روش، آدمی به شبیه سازی می زند. هرچه نمونه ارائه شده از کمال بیش تر و جاذبه فراگیرتری بهره مند باشد، روش الگویی، روشی مطلوب تر و از کارایی بیش تر برخوردار خواهد بود (دلشاد تهرانی، ۱۳۹۴، ص ۴۱۹).

همچنین روش حضرت علی علیه السلام در بر خورد با کارگزارانش به روش تذکر و توصیه است. ایشان از ابن حنیف می خواهد که از پیشوای خود الگوپذیری کند. به نظر می رسد امام به گونه ای این امر را به شکل یک زنجیره بیان می کنند، ایشان پیامبر اسلام| را الگوی خود ساخته بودند و سپس خود را الگوی کارگزاران معرفی می کند و در نهایت، از مسئولان حکومتی می خواهد که از آن جایی که توجه و نظر مردم به مسئولین است. لذا آن ها باید به گونه ای زندگی کنند که اسوه ای نیک برای مردم جامع خویش باشند. امام علیه السلام در این قسمت از سخنان خود به توصیف سلوک بی همتای خویش به منظور الگو پذیری کارگزارانش پرداخته است: «أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَکمْ قَدِ اکتَفَی…».

زیستی که حضرت علی علیه السلام از زندگی خود ارائه می دهد، نمود تربیت نبوی است. امام علی علیه السلام در سراسر نهج البلاغه بار ها به بیان اتّحاد خودش و پیوند تنگاتنگش با رسول خدا| اشاره فرموده است: «وَ أَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ کالصِّنْوِ مِنَ الصِّنْوِ…». امام علی علیه السلام نسبت خود با پیامبر| را با تعبیر دوشاخه از یک درخت بیان می کند. «صنْو» را عرب برای دو نهال که از یک تنه ی درخت نخل برویند، به کار می برد (فراهیدی، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص ۱۰۱۵)؛ همان گونه که در قرآن هم به همین معنی آمده است: «وَفِی الْأَرْضِ قِطَعٌ متَجَاوِرَاتٌ وَجنَّاتٌ مِنْ أَعنَابٍ وَزَرْع وَنخِیلٌ صِنْوَانٌ وَغَیرُ صِنْوَانٍ یسقَی بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَی بَعْضٍ فِی الْأُکلِ إِنَّ فِی ذَلِک لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ» (الرعد، ۴). هم چنین با تعبیر نسبت آرنج به بازو بیان کرده است. بنا براین از آن جایی که حضرت علی علیه السلام از کودکی در دامان رسول خدا| و تحت پشتیبانی و تربیت ایشان بوده است، زیست غیر اشرافی و به طور کلی راه و رسم زاهدان امام علیه السلام مرهون الگوپذیری از شیوه ی پیامبر بوده است.

حضرت علی علیه السلام پس از بیان پیوند خویش با رسول اکرم|، بیان می کند که مشی ایشان در ایستادگی در برابر ظلم، عدالت پیشگی و شجاعت همان راه و رسم پیامبر| است. بدون شک از وظایف و اوصاف مهم مسئولان، شجاعت آن ها در رابطه با عمل به وظایف دینی است: «وَ اللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَی قِتَالِی…»، به دنبال مطالب گذشته حضرت علی علیه السلام بیان می کند که برخلاف تصور نادرست مردم (عدم توانایی ایشان به دلیل ساده زیستی)، الگوی ایشان پیامبر اکرم| بوده و حضرت علی علیه السلام همچون ایشان برای یاری مظلومان و مقابله با دشمنان توانایی خارق العاده ای دارند. حضرت علی علیه السلام به نوعی از کارگزاران می خواهد که همانند ایشان در برابر دشمنان و مبارزه با فساد هرگز احساس ترس و ضعف نکنند.

در ادامه ی از بیانات حضرت: «وَ سَأَجْهَدُ فِی أَنْ أُطَهِّرَ…» این گونه برداشت می شود که امام علیه السلام در پایان عبارت از معاویه سخن به میان می آورد و لذا دلیل پیکار و ایستادگی ایشان، مبارزه با افراد ستم کار و باطلی همچون معاویه بوده است.

۳-۲-۲. گام دوم: ضرورت پیروی از رهبران دینی

در گام دوم برای تبیین مسئله اقتداء به رهبران و الگوهای صالح، مسئله ضرورت پیروی از رهبران دینی است. مسئله ی امامت و رهبری و همچنین لزوم پیروی از آن ها از جمله مباحثی است که حضرت در ابعاد گوناگون بر آن تأکید نموده است: «وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ…»؛ مردم را امیر و فرمانروایی باید؛، خواه نیکوکار و خواه بدکار، که مؤمن در سایه حکومت او به کار خود پردازد و کافر از زندگی خود تمتّع گیرد تا زمان هر یک به سرآید و حق بیت المال مسلمانان گِرد آورده شود و با دشمن پیکار کنند و راه ها امن گردد و حق ضعیف را از قوی بستانند و نیکوکار بیاساید و از شر بدکار آسوده ماند (نهج البلاغه، خطبه۴۰، ص ۱۴۸).

با نگاه اجمالی به این خطبه می توان گفت، حضرت نیاز مردم را به یک رهبر و حاکم انسانی و به طور کلی ضرورت وجود حکومت روشن می سازد و در جای دیگر به لزوم اطاعت از رهبر اشاره کرده است: «وَ الْأَمَانَهَ [الْإِمَامَهِ] نِظَاماً لِلْأُمَّهِ، وَ الطَّاعَهَ تَعْظِیماً لِلْإِمَامَهِ»؛ و امامت را برای نظام امت و اطاعت را برای بزرگداشت امام واجب کرده است (نهج البلاغه، کلمات قصار ۲۵۲).

امام علیه السلام در بخشی از نامه ۴۵ به لزوم وجود رهبر و ضرورت پیروی از وی اشاره کرده است.«أَلَا وَ إِنَّ لِکلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً یقْتَدِی بِهِ وَ یسْتَضِی ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ»؛ حضرت در شروع سخن به منظور تنبه و آگاه سازی از حرف استفتاح استفاده کرده است. امام علیه السلام در این سخن رابطه ی امام و پیرو را بیان می کند؛ به گونه ای که هر مأمومی باید امامی داشته باشد که بتواند به او اقتدا کند و از وجود او در امور مختلف بهره مند گردد. به راستی که شیعه ی راستین کسی است که از امام زمان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *