تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رسائل / مِفتاح النَّعیم فی آداب التّعلیم تألیف محمّدبن احمد الصّوفی السمرقندی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل رسائل / مِفتاح النَّعیم فی آداب التّعلیم تألیف محمّدبن احمد الصّوفی السمرقندی با 84 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل رسائل / مِفتاح النَّعیم فی آداب التّعلیم تألیف محمّدبن احمد الصّوفی السمرقندی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل رسائل / مِفتاح النَّعیم فی آداب التّعلیم تألیف محمّدبن احمد الصّوفی السمرقندی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل رسائل / مِفتاح النَّعیم فی آداب التّعلیم تألیف محمّدبن احمد الصّوفی السمرقندی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل رسائل / مِفتاح النَّعیم فی آداب التّعلیم تألیف محمّدبن احمد الصّوفی السمرقندی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل رسائل / مِفتاح النَّعیم فی آداب التّعلیم تألیف محمّدبن احمد الصّوفی السمرقندی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رسائل / مِفتاح النَّعیم فی آداب التّعلیم تألیف محمّدبن احمد الصّوفی السمرقندی :

چکیده

مفتاح النّعیم فی آداب التّعلیم رساله ای است از محمّد بن احمد صوفی سمرقندی ظاهرا از علمای سده نهم هجری، در فضیلت علم، و ادب معلّم و متعلّم، نویسنده رساله در هر یک از ابواب، به احادیث نبوی استناد جسته و نیز چند حکایت متناسب با موضوع مورد بحث، نقل کرده است. تصحیح این رساله بر اساس دستنویس شماره ۳/۱۲۵۹۳ کتابخانه آیت الله مرعشی(قم) صورت گرفته است.

کلید واژه: علم، معلّم، متعلّم، تعلیم خط، قلم.

آشنایی با این رساله به دیدن و تورّق جلد سی و یکم فهرست کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی حاصل شد و به لطف آقای دکتر محمود مرعشی که شوق وافر در کمک رساندن به پرسش کنندگان دارند، عکس آن به دستم رسید و مناسب دیدم برای معرفی این تألیف که در قرن نهم تألیف شده است (چون در آن فهرست سال وفات مؤلف پس از ۷۸۶ ق دانسته شده است) متنش را با سپاسگزاری از جناب مرعشی و اجازه ایشان در آینه میراث به چاپ برساند.

اطلاع مفیدی که از آن فهرست به دست می آید این است که در مخطوطات الأدب فی المتحف العراقی (بغداد) ص ۵۶۶ ذکر آن آمده است.

کتابت نسخه از قرن دهم هجری و سومین رساله است از مجموعه شماره ۳/۱۲۵۹۳ گنجینه فایده بخش کتابخانه مرعشی قم. بعضی از اجزاء این مجموعه مصرحا کتابت سال ۸۸۸ دارد و بقیه را از قرن دهم یاد کرده اند.

بسم اللّه الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی علم بالقلم علم الانسان ما لا یعلم، و الصلوه والسلام علی محمّد سیّد العرب و العجم و علی آله و أصحابه خیر الأمم.

و بعد بدان که شریف تر چیزی که رغبت راغبان و طلب طالبان از بهر آن باشد، و نفیس تر متاعی که سود دنیا و آخرت در آن است علم است. قال الله تعالی: هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون.

و عالم و جاهل در کلام مجید نسبت به بینا و نابینا و مرده و زنده می کند، و قیل: الرّایُ بغیر العلم ضلال و العلم بغیر العمل وبال.

بنابرین مقدمه در خاطر آمد چند کلمه ای در فضیلت علم و ادب معلم و متعلّم که ضروری باشد بنویسد تا خواننده را از آن فایده ای باشد، و جامع این کلمات خویدم خدّام الأحادیث محمد بن احمد الصّوفی السّمرقندی غفرالله له [را] به دعای خیر یاد دارد و آن را مفتاح النّعیم فی آداب التّعلیم نام نهاد و مبوَّب ساخت بر سه باب والله عنده حسن المآب :

باب ۱ : در فضیلت علم و طلب آن،

باب ۲: در آداب معلم،

باب ۳: در آداب متعلم.

باب ۱

در فضیلت علم و طلب آن

قال رسول الله صلّی اللّه علیه و سلم : إنّ مَثَل ما بعثنی اللّه من الهدی و العلم کمثَل الغیث الکثیر أصاب أرضا فکانت طائفه منها طیّبه [۲۳ ب] قبلت الماء و أنبتت الکلاء و العشب الکثیر، فکانت طائفه منها اجادب أمسکت [الماء] فنفع الله بها الناس فشربوا و سقوا و زرعوا و أصاب منها طائفه أخری هی قیعان لاتمسک ماءً ولا تنبت کلاءً، فذلک مثل مَن فقه فی دین الله و نفعه ما بعثنی الله به فعلم و علم و مثل من لم یرفع بذلک رأسا و لم یقبل هدی الله الذی أرسلت به. وحی آمد به ابراهیم که من داناام و دانایان را دوست می دارم.(۲)

و شیخ محقق قدوه المحدثین صفی المله و الدین در «کنز خفی» آورده است که علم دو نوع است(۳) قدیم و محدث. قدیم قایم است به ذات خدای تعالی، و محدث سه قسم است: بدیهی و ضروری و استدلالی.

بدیهی آن است که محتاج به تعلیم نباشد و به اوّل وهله معلوم کند بی شک مثل آنکه همه کس بدیهه معلوم کرده اند که] ] موجود است و کل بیش از جزو است.

ضروری محتاج به تعلیم بود، اما نفس او را در آن معلوم به شک نتواند انداخت مثل علم به محسوسات.

استدلالی محتاج باشد به تعلیم و از تشکیک نفس به شکّ افتد تا به دلایل واضحه آن شکّ از خاطر او برخیزد چون علم ثبوت صانع و قدم او همه جلّ جلاله .

پس اگر همه علم بدیهی بودی محتاج به تعلیم نبودی.

در فضیلت طلب علم

کثیر بن قیس روایت کند که مردی از راه دور به دمشق آمد به پیش ابوالدّردا رضی الله عنه . [۲۴ اف] ابوالدّردا گفت به چه حاجت آمده ای. گفت آمده ام که تا حدیث رسول خدای صلعم بیاموزم. گفت نه به حاجتی دیگر آمده ای. گفت نه. ابوالدّردا گفت بدان که رسول خدای صلعم فرموده که هر کس که در طلب علم راهی بسپارد خدای تعالی راه بهشت بر وی آسان گرداند و فریشتگان از برای رضای او پرها بگسترانند و هر که در زمین و آسمان است تا ماهی دریا از برای طلب علم آمرزش می خواهند.

و فضل عالم بر عابد چون فضل ماه است بر ستارگان، یا چون فضل من بر کمترین یکی از شما. و عالمان میراث گیران پیغمبرانند، و از ایشان دینار و درهم نمی ماند، بلکه علم می ماند. هر کس که فراگرفت حظّی تمام از میراث فراگرفت.

و دیگر می فرماید مردمان بر سه قسم اند: عالم و متعلم و باقی هَمَج، و مراد به هَمَج آن است که در او خیری نباشد.

و ابوموسی اشعری روایت کند که رسول خدای صلعم فرمود: مثل مؤمن که قرآن خواند مثل اترج است که بوی و طعم او هر دو خوش است، و مثل مؤمن که قرآن نخواند مثل ثمره ای است طعم او خوش اما بوی ندارد. و مثل منافق که قرآن خواند مثل ریحان است. بوی او خوش و طعم او تلخ است. و مثل منافق که قرآن نخواند مثل حنظل است، نه بویش خوش است و نه طعم.

و دیگر می فرماید: هر کس که حرفی از کلام الله بخواند حسنه ای کرده باشد و حسنه را یکی ده نویسند.

و نمی گویم «الم» حرفی است. الف حرفی ولام حرفی و میم حرفی.

دیگر می فرماید [۲۴ ب] که فضل سخن خدای با سخن بنده همان نسبت است که فضل خدای بر بنده.

دیگر می فرماید هر کس که فرزند به مکتب دهد تا قرآن بیاموزد در قیامت پدر و مادر او را تاجی از نور کرامت کنند که روشنی آن زیادت باشد از روشنی آفتاب در دنیا.

و در خبرست که چون طفل بگوید بسم الله الرحمن الرحیم چند تن از طرف مادر و پدر که مستحق دوزخ باشند از آتش خلاص یابند.

دیگر فرموده که اندرونی که خالی باشد از قرآن مانند خانه خراب باشد.

و بوزرجمهر را پرسیدند که مال فاضلتر است یا علم. گفت علم. گفتندپس چرا عالم گرد مالدار می گردد و مالدار گرد علم نمی گردد. گفت از برای آنکه عالم منفعت مال می شناسد و مالدار فضیلت علم نمی داند،

و از حکیمی پرسیدند که علم فاضل تر است یا مال. گفت اگر مال نگاه داری پاسبان آن باشی و اگر علم بخوانی او پاسبان تو شود و فرق میان پاسبان و سلطان ظاهر است.

و در منثور حکم آورده اند که ای بسا عزیز که به سبب نادانی خوار گشته و ای بسا خوار که به سبب علم عزیز شده. شاعر گوید:

وقتی افتاد فتنه ای در شام هر کس از گوشه ای فرا رفتند
پسران وزیر ناقص عقل به گدایی به روستا رفتند
روستا زادگان دانشمند به وزیریّ پادشا رفتند

و تعلیم کردن سیرت پیغمبران است، چنانچه در حدیث معراج آمده است که [۲۵ الف [رسول خدای صلعم ابراهیم پیغمبر علیه السلام را در آسمان هفتم دید که اطفال مسلمان را تعلیم می کرد و ازین جا معلوم می گردد که درجه معلمی درجه بزرگ است. اگر چه اهل زمان از حسیّت(۴) شرکاء و کثرت ایشان قدر و وقع آن نازل کرده اند اما «سخن را روی در صاحبدلان است.»

باب ۲

در آداب معلم

روی عن ابوسعید الخُدری، قال رسول الله صلعم : إنَّ الناس لکم اَتْبَعَ وان رجالکم یأتون من أقطار الأرض یتفقّهون، فی الدّین فاذا أتوکم فاستوصوا خیرا.

دیگر می فرماید که هر کس که علم از برای آن آموزد که تا مقاومت کند با علما یا مجادلت کند با سفها یا از برای آنکه تا خلق روی به او آورند، باری تعالی او را در دوزخ اندازد.

بنابرین مقدمه باید که نیّت او در تعلیم خدای را باشد، اگر چه تعلیم قرآن به اجرت مشروع است، و قرآن آموختن مَهر زنان را شاید. اما چون نظر معلم به ثواب آخرت باشد حطام دنیا به تبعیت آن حاصل شود.

بدان که تعلیم کردن فرض کفایت است، اگر چه خلق از تعلیم اجتناب نمایند عاصی شوند. و اگر بعضی مباشر شوند از دیگران ساقط شود.

ادب معلم آن است که متخلّق باشد به اخلاق حمیده و متّصف باشد به صفات مرضیّه.

نقل است از مأمون خلیفه که گفت چون عالم را اخلاق حمیده نباشد علم در کتابْ بْه که در سینه او، و باید که از [۲۵ ب[ برای عزّت علم خود را به صورت معزز دارد و در مواضع شنیعه قدم ننهد و از کارهای خسیس احتراز کند و به معنی متواضع باشد که علم مثال باران است. در موضعی که منخفض باشد بیش قرار گیرد که در مکانی مرتفع، و در حالات خیر الأمور رعایت کند. در حال بسط تجاوز از حدّ نکند تا هیبت نبرد و در حال قبض اعتدال نگه دارد تا طبع ازو متنفر نشود. و هر ادبی که تعلیم تلمیذ خواهد کرد اول خود را بدان متحلی کند تا به اجابت اقرب باشد.

نقل است که مردی پسر را پیش طبیب آورد و گفت این طفل محروری مزاج است و خرما بسیار می خورد. او را تربیتی فرمای تا خرما نخورد. طبیب گفت من امروز خرما خورده ام منع او نتوانم کرد و اگر بکنم فایده نکند. فردا او را بیاور تا اول نیت کنم که خرما نخورم بعد از آن او را فرمایم تا مفید [افتد].

و باید که بکلی خود را از مناهی و منکرات شرعی محترز دارد، چشم از خطا دیدن و گوش از خطا شنفتن و زبان از خطا گفتن و دست از خطا گرفتن و پای از خطا رفتن و شکم از حرام خوردن و خرج از حرام کردن. و از لباسی که در شرع مذموم باشد اجتناب نماید مثل جامه دراز و زرد و سرخ، و ظاهر خود را به سنت آراسته دارد. از قطع شارب و تسریح لحیه و قلم اظفار و ازالت رایحه کریهه و استعمال [۲۶ الف] مطیبات تا تلمیذ اقتدا به او کند.

ادب دیگر آنکه به رفق تعلیم کند و چون محتاج به عنف گردد از حدّ تجاوز نکند، و تا به زبان تخویف توان کرد به دست ادب نکند، و تا به دست گوشمال توان دارد به چوب ادب نکند، و چون به چوب احتیاج افتد به موضعی نزند که بشکند یا مجروح شود، و به همه حال بر روی نزند که باری تعالی به ید قدرت خود آفریده.

و چون تلمیذ به سنّ تمیز رسد چنانچه فهم سخن کند به همه روز حکایات ارباب دین و دولت از بهر او می گوید و صلاحیت در چشم او می آراید و فسق در چشم او خوار می گرداند، و در بقیه یک روز یا دو روز او را مطلق العنان به حال خود رها کند تا ملالت تعلیم و مشقّت درس به ایام تعطیل زایل شود و فهمش باطل نگردد، و در شب تلمیذ را به آن دارد تا سبق چند نوبت بخواند که در حفظ عظیم مؤثر است، و در وقت خواب قوت مخیّله و حافظه ممدّ یکدیگر می شوند و هر چه در آن حال در خیال آورد در خاطرش کالنّقش فی الحَجَر منقَّش گردد.

و از ادب معلم آن است که به هر چه مناسب حال و سن و فهم تلمیذ باشد تعلیم او کند، و در سبق دادن از اندکِ مخلّ و بسیارِ مُمِلّ احتراز کند، و تلمیذ کوچک را فرزند خود داند و بزرگ را برادر، و به هر چه بر فرزند و برادر خود نپسندد بر او نپسندد. از هفت سالگی او را ادب طهارت بیاموزد [۲۶ ب] و او را به نماز دارد و گوید که قرآن را به طهارت برگیر اگر چه تا حدّ بلوغ بر او واجب نیست، اما تا تعظیم قرآن را در دل او بنشیند.

فصل

فی تعلیم الخطّ

بدان که هر علمی که اثر آن بر صحیفه روزگار باقی است به سبب خط است و آن این است که گفته اند: «الخط نصف العلم». همچنان که علم از آسمان فرود آمده خط نیز از آسمان فرود آمده، و باری تعالی خط را در قرآن به حکمت یاد می فرماید. چنانچه مجاهد در تفسیر «و من یؤتی الحکمه فقد أوتی خیرا کثیرا»، و امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه می فرماید: «علیکم بحسن الخط فانّه من مفاتیح الرزق»، و چنانچه او خط نوشت مقدور هیچ آفریده نیست و آن نتیجه کرامت و ولایت بوده.

و حکما گفته اند که خط رشته ای در حکمت است، چنانچه گوهر به نظم قیمت و شکوه می یابد حکمت به کتابت قیمت و شکوه و ثبات می یابد.

دیگری گوید قلم زبان…(۵) و حروف سخن او چنانچه دهان به مدد زبان بر حروف گفتن قادر است، و هر چند که خوبتر می گوید فصاحت او زیادت است، دست نیز به مدد قلم بر حروف نوشتن قادرست. به هر چند که بهتر نویسد فصاحت قلم او زیادت است، و اگر هم نیکو گوید و نیکو نویسد او را دو فصاحت باشد.

ادب دیگر آن است که معلم باید که از علم خط با خبر باشد بنابر چند فایده:

اول آنکه تا تلمیذ محتاج دو معلم نگردد و به یک خوی پرورده [۲۷ الف] شود و روزگار او پراکنده نگردد.

فایده دوم آنکه چون تلمیذ بیند که استاد به چند علم موصوف است شعف او در اکتساب فضایل زیاده گردد.

اختلاف کرده اند که بنیاد خط کجا بوده و اول که خط نوشته. بعضی از محققان گفته اند که باری تعالی چون قلم را بیافرید خطاب کرد که «اکتب». قلم از هیبت آن خطاب سالها به سر گردید تا عاقبت نقطه ای از دیده او فرو چکید. عظمت خدای را در سجود افتاد شکلِ همزه ای ازو پیدا شد. باری تعالی [که] آن تواضع از [او] بپسندید به ید قدرت سرمسکنت او از زمین برداشت و راست گشت الف شد. پس او را تشریف با، تا، ثا، تا آخر ببخشید.

پس کلمات از حروف پیدا شده و حروف از الف و الف از همزه و همزه از نقطه. چنانچه آدمی زاده آدم است حروف زاده الف است.

و بعضی گویند اول حروف نام محمد رسول الله صلعم آفرید و آدم را علیه السلام بر صورت نام او آفرید…(۶)

پس اصل حروف نام محمد رسول الله باشد، چنانچه اصل وجود وجود او، الحدیث: «کنت نَبیّا و آدم بین الروح و الجسد».

و اول

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *