توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روش الگویی در تربیت اسلامی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل روش الگویی در تربیت اسلامی با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل روش الگویی در تربیت اسلامی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل روش الگویی در تربیت اسلامی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل روش الگویی در تربیت اسلامی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل روش الگویی در تربیت اسلامی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش الگویی در تربیت اسلامی :
چکیده
مهم ترین نوع یادگیری انسان، یادگیری مشاهده ای است. بر همین اساس، یکی از روش های تربیت، تربیت به وسیله الگو است، که می توان آن را «روش الگویی» نامید. این روش در سرتاسر زندگی و ابعاد مختلف آن کاربرد دارد و از آن جا که محتوای تربیت را به صورت عینی و عملی ارائه می دهد، در انتقال مفاهیم و آموزش برنامه های تربیتی، بسیار مؤثر است. شاید به همین دلیل است که در منابع اسلامی، بر بهره گیری از الگو و پی روی از اسوه های حسنه تأکید شده است. تأثیرپذیری انسان از محیط و گرایش او به تقلید را می توان از مبانی اثرگذاری این روش نام برد.
از شیوه های اجرایی این روش، می توان به الگودهی، الگوپردازی و الگوزدایی اشاره کرد که هر کدام شیوه های جزئی تری را شامل می شود. قلمرو کاربرد این روش بسیار گسترده است و حُسن اجرای آن در گرو رعایت اصول و قواعد خاصی است که در متن مقاله بیان شده است. علاوه بر آن، آسیب هایی بر سر راه این روش وجود دارد که مربّی نباید از بروز آن ها غافل باشد.
مقدمه
به نظر واضعان نظریه یادگیری اجتماعی،(۱) مهم ترین نوع یادگیری انسان، یادگیری مشاهده ای(۲) است. به اعتقاد این روان شناسان اگر ما قادر نبودیم که در محیط اجتماعی از طریق مشاهده رفتار و اعمال دیگران به یادگیری بپردازیم، زندگی ما مختل می شد. در چنین حالتی، باید وقت و نیروی زیادی را صرف کسب دانش، مهارت ها، و نگرش های مختلف می کردیم، و چه بسا در این کار با اشتباهات بسیاری رو به رو می شدیم. اما خوشبختانه ما مقدار زیادی از دانش ها، مهارت ها و سایر یادگیری هایمان را از راه مشاهده رفتار والدین، دوستان، معلمان، و نیز از طریق مشاهده پیامدهای رفتار آنان کسب می کنیم. یادگیری مشاهده ای، در واقع همان سرمشق گیری(۳) است که در آن فرد با انتخاب یک الگو یا سرمشق به تقلید از
رفتار آن می پردازد. بر همین اساس، یکی از روش های تربیت، تربیت به وسیله الگو است، که می توان آن را روش الگویی(۴) نامید.
روش تربیت الگویی، یکی از روش های فراگیر و بسیار مؤثر در تربیت است. فراگیر بودن آن بدان جهت است که در کلیه امور و مراحل زندگی کاربرد دارد. و از آن جا که محتوای تربیت را به صورت عینی و عملی ارائه می دهد، در انتقال مفاهیم و آموزش برنامه های تربیتی بسیار مؤثر است. در منابع اسلامی، بر بهره گیری از الگو و پی روی از اسوه های حسنه تأکید شده است. در این نوشتار، با نگاهی گذرا به متون دینی، به بررسی ابعاد گوناگون این روش می پردازیم.
الف. مفهوم شناسی
الگو در لغت به معنای طرح، سرمشق، نمونه، مثال، مدل و غیره آمده است، اما در اصطلاح و در علوم گوناگون به معانی متفاوت و البته نزدیک به هم آمده است. در حوزه تعلیم و تربیت، معنای اصطلاحی الگو کاملا با معنای لغوی آن تطابق دارد و به طرح و نمونه یا مدلی از شکل یا اشیا یا موردی از رفتار اطلاق می شود.(۵) در مورد انسان نیز، الگو به شخصیتی گفته می شود که به دلیل دارا بودن برخی خصوصیات، شایسته تقلید و پی روی است. در روان شناسی اجتماعی، مدل به کسی گفته می شود که کودکان رفتارش را تقلید کنند.(۶) در علوم اجتماعی نیز، الگوها آن شیوه هایی از زندگی هستند که از فرهنگ نشأت می گیرند و افراد به هنگام عمل به طور طبیعی با این الگوها سروکار دارند و اعمال آن ها با این الگوها تطابق می یابد.(۷) همان گونه که مشاهده می شود، معنای اصطلاحی الگو در این سه علم بسیار به هم نزدیک است.
از الگو در عربی به «اُسوه» و «قدوه» تعبیر می شود، از این رو، برای بررسی مفهوم الگو در متون دینی، باید از این دو واژه بهره بگیریم. اُسوه و اِسوه از ریشه اَسا (أ س و) است که در حالت اسمی به معنی قدوه و الگو و در حالت مصدری، به معنی حالت پیروی کردن آمده است.(۸) مفردات راغب أسوه را حالتی می داند که انسان به هنگام پی روی از غیر پیدا می کند.(۹)
در قرآن کریم، در سه مورد این واژه به کار رفته است(۱۰) که به همان معنای مصدری است. مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر آیه «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه …» می فرماید: «اسوه یعنی قدوه که عبارت است از اقتدا و پی روی کردن و اسوه در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله ، یعنی پی روی و تبعیت کردن از او، و از این که با “لقد کان لکم” که ماضی استمراری است تعبیر کرده است، اشاره به آن است که این پی روی تکلیفی ثابت و همیشگی است و معنای آیه این است که یکی از احکام رسالت رسول خدا صلی الله علیه و آله و ایمان آوردن شما به او، این است که هم در گفتار و هم در رفتارش به او تأسی کنید.»(۱۱)
زمخشری در کشاف نیز، در معنای اسوه دو احتمال ذکر کرده است: یکی این که خود رسول خدا صلی الله علیه و آله فی نفسه اسوه حسنه و مقتدی به است، و دیگری این که در وجود رسول خدا صلی الله علیه و آله خصلتی هست که جا دارد مردم به آن حضرت، در آن صفت اقتدا کنند.(۱۲)
اما در روایات، واژه «اسوه» دست کم به سه معنا به کار رفته است:
به معنای مصدری یعنی اقتدا و پی روی که عمده روایات به همین معنا آمده است؛ مانند: «فلک بابی عبدالله الحسین صلوات الله علیه اسوه ای اقتداء ای شابهته فی الغربه.»(۱۳) که در این روایت بر معنای مصدری (اقتدا) تصریح شده است.
– به معنای الگو و مقتدی؛ مانند: «و انصح لمن استشارک و اجعل نفسک اسوه لقریب المسلمین و بعیدهم»؛(۱۴) خیرخواهی کن برای کسی که از تو مشورت می خواهد، و خود را الگویی برای مسلمانان دور و نزدیک قرار بده.
به معنای سنّت و روش؛ مانند: «کان فی الزمن الاول ملک له اسوه حسنه فی اهل مملکته»؛(۱۵) در گذشته پادشاهی بود که در مملکت داری و برخورد با رعیت، روش و سنّت حسنه ای داشت. مؤید این معنا، روایت دیگری است که در آن اسوه و سنّت در کنار هم آمده است: «… فصارت اسوه و سنه.»(۱۶)
واژه «قدوه» و مشتقات آن، که بیش از دویست مورد در روایات آمده است، همه به معنی تبعیت و پی روی از یک رهبر و امام یا سنت حسنه به کار رفته است؛ مانند: «وَ اقتَدوا بِهُدی نبیّکم فانه افضل الهدی»؛(۱۷) به هدایت پیامبرتان اقتدا کنید؛ چرا که آن بهترین هدایت است. و نیز: «بِسُنَّتِهِ فَاقتَدوا و الی ربکم به فتوسلوا»؛(۱۸) به سنّت او (پیامبر) اقتدا کنید و به وسیله او به سوی پروردگارتان توسل بجویید.
و در قرآن، در دو مورد از این واژه استفاده شده است: یکی در مورد تبعیت از هدایت های انبیا علیهم السلام ؛ مانند: «اولئک الذین هدی الله فبهدیهم اقتده» (انعام: ۹۰)؛ آن ها کسانی بودند که خدا آن ها را هدایت نمود، تو نیز از هدایت (راه) آن ها پیروی نما.
و دیگری در مورد تبعیت گمراهان از سنّت آبا و اجداد خود؛ مانند: «انا وجدنا آبائنا علی امه و انا علی آثارهم مقتدون» (زخرف: ۲۳)؛ ما پدران خود را بر آیینی یافتیم و از آثار آن ها پی روی می کنیم.
به هر حال، اسوه در منابع اسلامی دست کم به سه معنای مقتدا، پی روی کردن و اقتدا نمودن، و سنّت و روش آمده است. معادل فارسی آن، الگو و سرمشق است که البته از وسعت معنایی بیش تری برخوردار است؛ زیرا «اسوه» و «قدوه» عمدتا ناظر به الگوهای انسانی است و بیش تر در مورد تربیت و تقویت ابعاد اخلاقی، رفتاری و شناختی انسان به کار می رود. در حالی که واژه «الگو»، علاوه بر این ها، به معنی طرح، مدل، نمونه و غیره نیز آمده است که عمدتا در مسائل آموزشی و یادگیری کاربرد دارد.
و اما روش الگویی، روشی است که اساس آن بر محور الگودهی و ارائه نمونه های عینی و عملی بنا شده است. در این روش مربّی تلاش می کند نمونه رفتار و کردار مطلوب را عملاً در معرض دید متربی قرار دهد تا شرایط لازم برای الگوبرداری و تقلید برای وی فراهم آید.
ب. مبانی روش الگویی
در این جا این سؤال مطرح می شود که اصولاً چرا انسان ها به دنبال الگو هستند و چگونه از الگو تأثیر می پذیرند؟ برای پاسخ به این سؤال بیان دو نکته لازم است:
نکته اول: آدمی از محیط اجتماعی و انسان های دیگر تأثیرپذیر است. این مبنا به قدری روشن است که اثبات آن از هرگونه استدلالی بی نیاز است.(۱۹)
نکته دوم: تقلید یکی از فرایندهای روانی است که پایه و اساس بسیاری از یادگیری های انسان به شمار می رود. گرایش به تقلید به قدری در انسان رایج است که برخی از روان شناسان آن را غریزه دانسته اند.(۲۰) در مقابل، برخی از روان شناسان اجتماعی مانند مک دوگال و اُتو کلاین برگ با غریزه بودن آن مخالفند؛ زیرا به گفته آنان، هیچ گونه رفتاری که جز از طریق تقلید تبیین پذیر نباشد، وجود ندارد.(۲۱) از سویی، پاره ای از روان شناسان مانند فروید، تقلید را نوعی همانندسازی و انطباق با محیط دانسته اند؛ آن ها معتقدند که کودکان با تقلید از نگرش ها و ویژگی های رفتاری والدین، احساس می کنند که قدری از قدرت و کفایت آن ها را به دست آورده اند و از این رو، خود را با آنان منطبق می سازند. البته این نظر هم به طور مطلق نمی تواند قابل قبول باشد؛ زیرا همه کودکان با تمام ویژگی های والدین خود همانندسازی نمی کنند، بلکه به نظر برخی از روان شناسان، همانندسازی نوعی یادگیری است و کودکان تنها آن دسته از رفتارهای والدین را مورد تقلید قرار می دهند که به خاطر انجام آن پاداش دریافت کنند.(۲۲)
آنچه مسلم است این که در انسان حالتی روانی وجود دارد که بر اساس آن، فرد، بسیاری از ویژگی های شخصیتی و آداب و رسوم را در ابعاد مختلف از دیگران الگو می گیرد. این حالت همان تقلید است که در روان شناسی اجتماعی آن را چنین تعریف می کنند: «تقلید به وضعیتی گفته می شود که موقعیتی تحریک کننده موجب فعالیتی حرکتی شود که به نوعی، به موقعیت محرک شبیه باشد.»(۲۳) بر اساس این تعریف، وقتی موقعیتی تحریک کننده که با اهداف، نیازها، نگرش ها، و آرزوهای انسان سازگار باشد، برای انسان پدید آید، انسان سعی می کند رفتاری را از خود بروز دهد تا خود را بیش تر به آن موقعیت نزدیک کند. از این رو، این رفتار که در قالب تقلید است، آگاهانه و هدفدار است.
البته به این نکته باید توجه داشت که تقلید به معنای اعم، سه مرحله دارد: اول این که شخص، عمل یکی از اشخاص پیرامون خود را عینا و بی درنگ انجام دهد، مثل کودک چند ماهه ای که با خنده اطرافیان خود، بی درنگ می خندد، بدون این که تعبیر و تفسیری برای خنده آن ها داشته باشد. این حالت، خالی از هرگونه فهم و تمیز است و «محاکات» نام دارد. دوم این که شخص، رفتار دیگری را آگاهانه ولی با آگاهی اندک تقلید نماید؛ مثل بچه چند ساله ای که کارهای بزرگ ترها را به منظور تَشبُّه به آنان انجام می دهد، هرچند که از هدف و قصد آنان در این کار اطلاعی ندارد. سوم این که فرد با آگاهی کافی و با اختیار کامل رفتار دیگران را نیکو می یابد و آن را تقلید می کند، این مرحله «اقتباس» نام دارد.(۲۴) در روش الگویی بیش تر با مرحله دوم و سوم سر و کار داریم، هرچند مرحله اول نیز می تواند زمینه ساز تحقق مراحل بعدی باشد.
با توجه به آنچه گذشت، در تحلیل تأثیرپذیری انسان از الگو، می توان گفت که انسان به دلیل کمال خواهی، اهداف و آرزوهایی را در سر می پروراند. زمانی که با الگویی روبرو می شود و کمال مطلوب خویش را در او می یابد، از نظر عاطفی نوعی قرابت و هماهنگی بین خود و الگو می بیند. از سوی دیگر، احساس نیاز به آن کمال که در الگو هست سراسر وجود الگوپذیر را می گیرد. این دو عامل، یعنی هماهنگی عاطفی با الگو و احساس نیاز به او، باعث می شود که الگوپذیر به دنبال الگو برود. در چنین موقعیتی، به دلیل تأثیرپذیری انسان از محیط بیرونی، با بهره گیری از میل به تقلید، تحت تأثیر الگو قرار می گیرد و سعی می کند رفتار خود را با الگو همانند سازد. به بیان دیگر، الگوپذیر، الگو را مصداقی خارجی و عینی برای اهداف و آرزوهای خویش می بیند و آرزوهای خویش را امری امکان پذیر و قابل تحقق و نه خیالی و افسانه ای می یابد. از این رو، به دنبال الگو می رود تا با بهره گیری از او بتواند به کمال مطلوب خویش دست یابد.
نکته قابل توجه این که، در روند این تأثیرگذاری، دست کم دو امر ضروری به نظر می رسد: یکی این که الگو واجد نقطه مثبتی از نظر متربّی باشد و دیگر این که وضعیت نفسانی متربّی آمادگی روحی و روانی برای پذیرش داشته باشد. در این موقعیت، هر الگویی، هرچند الگوهای نامناسب، به او ارائه شود، پی روی می کند. به همین سبب، لازم است الگوهای صادق و برخوردار از کمال مطلوب به او ارائه شود. به بیان دیگر، باید الگوهای ارائه شده حرفی برای گفتن داشته باشند تا بتوانند لباس الگو را بر تن کنند و منشأ اثر باشند. در غیر این صورت:
ذات نایافته از هستی بخشکی تواند که شود هستی بخش؟
خشک ابری که بود زآب تهی ناید از وی صفت آب دهی
و به فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام : «کَیفَ یُصلِح غَیرَه مَن لَم یُصلِح نَفسَه ؟»؛(۲۵) کسی که خود را اصلاح نکرده است چگونه می تواند دیگران را اصلاح کند؟
هرقدر الگوها از کمال بیش تری برخوردار باشند، دایره تأثیر آن ها در الگوپذیر بیش تر است. علاوه بر کمال، جامعیت الگوها نیز سهم وافری در این تأثیرگذاری دارد. یعنی اگر الگوها هم در ابعاد مختلف صلاحیت داشته باشند و هم در هر جهت از ویژگی های لازم برخوردار باشند، از جاذبیت و تأثیر بیش تری در متربّیان برخوردار خواهند بود. اگر چنین الگوهایی یافت شود، جا دارد که متربّی و الگوپذیر، بدون چون و چرا به تبعیت و پی روی از آن ها همت گمارد. امیرالمؤمنین علیه السلام مؤمنان را به همین گونه پی روی از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله سفارش می نمایند: «اُنظروا اَهلَ بَیتِ نَبیِّکم فَاَلزَموا سَمتَهم، وَ اتَّبِعوا أثَرَهم، فلَن یُخرِجوکم من هُدیً ولن یُعیدوکم فی ردیً فَاِن لَبَدوا، فَالبِدوا، و اِن نَهَضوا، فَانهَضُوا و لاتَسبِقُوهم فَتَضِلّوا، و لاَتَأخّروُا عَنهُم فَتُهلِکوا»؛(۲۶) به خاندان پیامبرتان بنگرید و بدان سو که می روند بروید و پی آنان را بگیرید که هرگز شما را از راه رستگاری بیرون نخواهند کرد و به هلاکتتان باز نخواهند آورد. اگر ایستادند بایستید و اگر برخاستند، برخیزید. بر آن ها پیشی مگیرید که گمراه می شوید و از آنان پس نمانید که تباه می گردید.
ج. کارکرد و فواید روش الگویی
آثار و فوایدی که این روش به دنبال دارد عبارتند از:
۱. از آن جا که در این روش، یادگیری عمدتا از طریق مشاهده مستقیم صورت می گیرد، می تواند از مؤثرترین و پایدارترین نوع یادگیری باشد.
۲. روند یادگیری، تفهیم و انتقال پیام به متربّی سریع تر و با سهولت انجام می پذیرد.
۳. اشتباه و خطا در یادگیری کم تر خواهد بود.
۴. زمانی که متربّی الگوهای انسانی را مشاهده می کند، به قابلیت ها و توانایی های انسانی خود پی می برد و در جهت شکوفایی آن ها تلاش می نماید. به بیانی دیگر، مشاهده الگوها، اعتماد به نفس را در الگوپذیر تقویت کرده، او را در رسیدن به کمالات مطمئن تر می سازد و انگیزه وی را برای رسیدن به کمالات مورد مشاهده بیش تر می کند.
۵. چه بسا ممکن است در مقام نظر، متربّی بسیاری از مسائل را بداند ولی در مقام عمل مشکل داشته باشد؛ مثلاً کودک، توصیفی از نماز را شنیده و حمد و سوره و دیگر اذکار و ارکان نماز را یاد گرفته است، اما در عمل نمی تواند نماز بخواند. مشاهده این الگو می تواند راهکارهای عملی را به متربّی نشان دهد.
د. شیوه های مختلف تربیت الگویی
تربیت الگویی می تواند به صورت های گوناگونی مانند: الگودهی، الگوپردازی و الگوزدایی صورت پذیرد که در ذیل به تبیین آن ها می پردازیم:
۱. الگودهی
مقصود از الگودهی ارائه الگوهای مثبت و حقیقی است؛ یعنی الگوهایی که در خارج تحقق یافته و قابل مشاهده است که این، خود می تواند به دو صورت ارائه شود:
الف. ارائه الگو از خویشتن: در این شیوه، مربّی رفتار و صفات مطلوب را عملاً در رفتار خود منعکس می کند. شاید بهترین مصداق برای تربیت الگویی همین باشد که مربّی در مقام عمل یک الگوی تمام عیار برای متربّیان خود باشد؛ چرا که متربّی قول و فعل مربّی را هماهنگ می بیند و نظریه و عمل را با هم تجربه می کند. امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: «کونوا دعاه للناس بغیر السنتکم، لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاه و الخیر فان ذلک داعیه.»(۲۷)
امام علیه السلام در این جمله، عمل انسان، یعنی تقوای عملی، تلاش و کوشش، نماز و کارهای خیر را هدایت گر می دانند و می فرمایند: با غیر زبان، مردم را [به سوی حق [دعوت نمایید. بهترین مربّی و الگو کسی است که رفتارش، گفتار وی را تأیید نماید. با این عمل، صداقت مربّی برای متربّی ثابت می شود و شک و تردید متربّی را برای الگوبرداری از بین می برد.
ب. ارائه الگو از دیگران: در این شیوه مربّی سعی می کند افرادی را که جنبه الگویی دارند به متربّیان معرفی نماید. در این مرحله مربّی می تواند به دو گونه عمل نماید: در شیوه اول، مربّی برنامه را به گونه ای تنظیم می نماید تا متربّی بتواند الگو را به طور زنده و در حال انجام اعمال و رفتار مطلوب ببیند و یا نتیجه یک صفت و خصلت نیکویی را مشاهده کند.
شیوه دوم این است که مربّی اسوه ها و الگوهای مطلوب را، که در ظاهر از دید مربّی پنهان هستند ولی در گذشته تحقق خارجی داشته و سنّت و روش زندگی آن ها در جامعه از رونق و درخشش خاصی برخوردار بوده است، به متربّی معرفی نماید و خصوصیات شخصیتی و سیره فردی و اجتماعی آن ها را برای وی تبیین نماید. نمونه این نوع از روش الگویی، در قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام ، فراوان دیده می شود.
قرآن کریم در موارد متعددی به معرفی الگوهای الهی می پردازد. صریح ترین کلام الهی در این باره، آیه بیست و یکم سوره «احزاب» است که پیامبر گرامی اسلام را به عنوان اسوه حسنه معرفی می نماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوالله و الیوم الآخر …»
در سوره «ممتحنه» (آیات چهار و شش) نیز، حضرت ابراهیم علیه السلام و پیروانش را الگو و سرمشقی نیکو برای مؤمنان و طالبان لقای پروردگار معرفی می نماید. در آیات بسیاری زندگانی پیامبران و بندگان صالح خدا را در قالب داستان های جذاب و شنیدنی به تصویر می کشد که حاکی از اهتمام قرآن کریم به پی روی و الگوبرداری از اسوه های الهی و ربّانی است.(۲۸)
در روایات و سیره اهل بیت علیهم السلام هم به وفور، به این نوع الگودهی اشاره شده است. مثلاً، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله اهل بیتِ خود را به مردم معرفی کرده، آن ها را به تبعیت از ایشان فرا خوانده اند تا جایی که آنان را به سفینه نجات و کشتی نوح تشبیه کرده اند.(۲۹)
امیرالمؤمنین علیه السلام نیز، پس از رحلت پیامبراکرم به همین نوع تربیت الگویی اشاره دارند و با معرفی پیامبر صلی الله علیه و آله و خصوصیات ممتاز آن حضرت، بیان می کنند که: «و اقتدوا بهدی نبیکم فانه افضل الهدی و استنوا بسنته فانها اهدی السنن»؛(۳۰) به هدایت پیامبرتان اقتدا کنید؛ چرا که آن بهترین هدایت است و از سنّت (و روش) او پی روی کنید که آن، هدایت کننده ترین سنّت است.
۲. الگوپردازی
مقصود از این شیوه ارائه الگوهای تخیّلی و فرضی است. در این شیوه مربّی الگوهای مطلوبی را در نظر گرفته، به بیان و توصیف ویژگی های آن می پردازد و زمینه را طوری فراهم می کند که مربّی را به تخیّل و تجسّم یک الگو، یا صحنه و واقعه ای بکشاند. مربّی گاهی با بیان داستان ها و افسانه های خیالی بر این امر فایق می آید و زمانی با بیان خصوصیات، علامات و نشانه ها به این مهم دست می یابد. در هر دو شیوه، مربّی هرقدر از هنرمندی و مهارت بیش تری برخوردار باشد، در پردازش الگوهای مطلوب، موفق تر خواهد بود. شیرینی و جذّابیت داستان و پیامدهای مطلوبی که بر افعال و صفات قهرمان داستان مترتب است، موجب می شود تا متربّی حرکات خود را مطابق با قهرمان داستان، هماهنگ و تنظیم نماید و از همان الگو، پی روی کند. توصیف «اولو الالباب»، «مفلحون»، «عباد الرحمن»، «مؤمنون»، «متّقون»، «مهتدون» و غیره در قرآن کریم، از این نوع است؛ چرا که قرآن کریم با بیان خصوصیات هر یک از این اقشار، درصدد الگو دهی به مخاطبان خود می باشد. در این جا تنها به ذکر یک نمونه بسنده می شود. قرآن کریم در آیات یک تا یازده سوره «مؤمنون» چنین می فرماید: مؤمنان رستگار شدند؛ آن ها که در نمازشان خشوع دارند و آن ها که از لغو و بیهودگی رویگردانند و آن ها که زکات را انجام می دهند و آن ها که دامان خود را (از آلوده شدن به بی عفتی) حفظ می کنند، مگر بر همسران و کنیزانشان، که در بهره گیری از آنان ملامت نمی شوند؛ و کسانی که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند؛ و آن ها که امانت ها و پیمان خود را رعایت می کنند و آن ها که بر نمازهایشان مواظبت می نمایند؛ (آری،) آن ها وارثانند؛ وارثانی که بهشت برین را ارث می برند و جاودانه در آن خواهند ماند.
در این آیات، پس از ذکر هفت صفت نیکو در مورد مؤمنان، به جایگاه رفیع آنان در قیامت اشاره شده است تا آنان که طالب چنان مقامی هستند، با تبعیت از آنان و متصف شدن به صفات آنان، به این فلاح و رستگاری نایل شوند.
نمونه دیگر، داستان دو برادری است که یکی کافر بود و دیگری مؤمن. از ارث پدر دو باغ نصیب اولی شد که حاصل خوبی داشت و برادر مؤمن سهم خود را در راه خدا صدقه داد. برادر کافر به خاطر باغ و مِکنتش، بر برادر مؤمن تفاخر می کرد و کفر می ورزید. در حالی که برادر مؤمن، سعی در ارشاد و هدایت او داشت. سرانجام باغ و ملکش دستخوش خرابی و نابودی گشت. ذکر این داستان، نمونه ای از تمثیلات و داستان های تخیّلی قرآن کریم، برای معرفی الگوهاست.(۳۱)
در روایات نیز نمونه های فراوانی برای این نوع از روش الگویی مشاهده می شود؛ برای مثال، رسول خدا صلی الله علیه و آله در توصیف مؤمن می فرماید: «ألا أنبئکم بالمؤمن؟ من ائتمنه المؤمنون علی أنفسهم و أموالهم و ألا أنبئکم بالمسلم؟ من سلم المسلون من لسانه و یده…»؛(۳۲) آیا مؤمن را به شما معرفی کنم؟ کسی که مردم او را بر جان و مال خود امین قرار دهند. و آیا مسلمان را به شما معرفی کنم؟ کسی که مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند.
حضرت علی علیه السلام نیز در حکمت ۱۸۹ نهج البلاغه، به توصیف برادر دینی و الهی خویش، در گذشته، می پردازد و با بیان اخلاق و ویژگی های الهی او، پیروان خود را به تحصیل و سبقت گرفتن در کسب آن خصوصیات، فرا می خواند: «در گذشته، مرا برادری بود که در راه خدا برادری ام می نمود. خُردی دنیا در دیده اش، وی را در چشم من بزرگ می داشت، و شکم بر او سلطه نداشت. پس آنچه نمی یافت، آرزو نمی کرد و آنچه را می یافت، فراوان به کار نمی برد. بیش تر روزهایش را خاموش می ماند، و اگر سخن می گفت، گویندگان را از سخن می ماند و تشنگی پرسندگان را فرو می نشاند. افتاده بود و در دیده ها ناتوان. و به هنگام کار، چون شیر بیشه و مار بیابان. تا نزد قاضی نمی رفت، حجت نمی آورد. و کسی را که عذری داشت، سرزنش نمی نمود تا عذرش را می شنود. از درد شکوه نمی کرد، مگر آن گاه که بهبود یافته بود. آنچه را می کرد، می گفت و بدانچه نمی کرد دهان نمی گشود. اگر با او جدال می کردند، خاموشی می گزید و اگر در گفتار بر او پیروز می شدند، در خاموشی مغلوب نمی گردید. برآنچه می شنود، حریص تر بود تا آنچه گوید. و گاهی که او را دو کار پیش می آمد، می نگریست که کدام به خواهش نفس نزدیک تر است، تا راه مخالفت آن پوید. بر شما باد چنین خصلت ها را یافتن و در به دست آوردنش بر یکدیگر پیشی گرفتن. و اگر نتوانستید، بدانید که اندک را به دست آوردن، بهتر تا همه را واگذاردن.»(۳۳)
همچنین حضرت در خطبه همّام، خطابه بلندی در وصف متقین بیان می کند.(۳۴) امام صادق علیه السلام نیز در روایتی، علامات هشتگانه مؤمن را توصیف می نماید.(۳۵)
همه این ها در جهت ارائه الگوهای مطلوب و متعالی به متربّیان مکتب تربیتی اسلام است. طی این بیان ها، امام به پردازش و توصیف الگو می پردازد تا متربی، با ترسیم و تخیّل آن در ذهن خود، از آن ویژگی ها پی روی کند.
۳. الگوزدایی
شیوه دیگر استفاده از الگو در تربیت، الگوزدایی است؛ به این معنا که الگوها و شخصیت های منفی چنان ترسیم می شوند که نوعی دلزدگی و نگرشی منفی در متربّی، نسبت به آن الگوها پدید می آید. در چنین مواردی، طبیعتا پدیدآیی نگرش مثبت نسبت به الگوهای متقابل امری عادی است. به عبارتی دیگر، در چنین مواردی، مربّی می تواند از باب «ادب از که آموختی از بی ادبان»، با ارائه الگوهای منفی و توصیف عواقب سوء آن ها، نوعی نگرش مثبت در جهت عکس آن ها در متربّی ایجاد کند.از کلام امام علی علیه السلام استفاده می شود که شناخت هدایت ها در گرو شناخت ضلالت ها و گمراهی هاست: «و اعلموا انکم لن تعرفوا الرشد حتی تعرفوا الذی ترکه، و لن تأخذوا بمیثاق الکتاب حتی تعرفوا الذی نقضه…و لن تعرفوا الضلاله حتی تعرفوا الهدی و لن تعرفوا التقوی حتی تعرفوا الذی تعدی…»؛(۳۶) و بدانید که هیچ گاه رستگاری را نخواهید شناخت مگر آن که واگذارنده آن را بشناسید؛ و هرگز به پیمان قرآن وفادار نخواهید بود مگر این که پیمان شکنان آن را بشناسید؛… و هیچ گاه گمراهی را نخواهید شناخت مگر آن که هدایت را بشناسید؛ و هرگز پرهیزگاری را نشناسید مگر آن که متجاوز (از مرز تقوا) را بشناسید… .
در این جملات، امام علیه السلام یکی از راه های شناخت را به طور کلی، شناخت اضداد می دانند و شناخت الگوی مطلوب هم از این قاعده مستثنی نیست. یعنی با وقوف بر الگوهای بد و ویژگی های نامطلوب آنان، می توان به حقانیت و درستی الگوهای مثبت پی برد، که همین آگاهی، زمینه را برای تبعیت و پی روی از الگوهای مطلوب فراهم می سازد. این شیوه از تربیت الگویی، به دو صورت قابل اجراست که در روایات مصادیق فراوانی برای آن یافت می شود. صورت اول این که مربّی در قالب بی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.