تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل روش تفسیری عارف نامدار، سید علی قاضی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل روش تفسیری عارف نامدار، سید علی قاضی شامل 112 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل روش تفسیری عارف نامدار، سید علی قاضی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش تفسیری عارف نامدار، سید علی قاضی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش تفسیری عارف نامدار، سید علی قاضی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روش تفسیری عارف نامدار، سید علی قاضی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل روش تفسیری عارف نامدار، سید علی قاضی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش تفسیری عارف نامدار، سید علی قاضی :

مقدّمه

آیهالله سیّدعلی قاضی (ره) در ۱۳ ذی الحجّه سال ۱۲۸۵هجری قمری پا به عرصه گیتی نهاد و در سال ۱۳۶۶هجری قمری در روز دوشنبه، چهارم ماه ربیع الأوّل وفات یافت و در وادی السّلام نزد پدرش مدفون گردید. ایشان از ابتدای جوانی تحصیلات خود را نزد پدرش سیّد حسین قاضی، میرزا موسی تبریزی صاحب حاشیه بر رسائل شیخ انصاری و میرزا محمّدعلی قراچه داغی آغاز کرد. پدر علاّمه قاضی به علم تفسیر علاقه و رغبت خاصّی داشت، چنان که تفسیر کشّاف را به پسرش تعلیم داد. وی ادبیّات عربی و فارسی را نیز از شاعر نامی و دانشمند معروف، میرزا محمّدتقی تبریزی متخلّص به نیّر آموخت و بعدها اشعار بسیاری از ایشان به عربی و فارسی نقل می کرد (قاضی، ۱۳۸۶، الف: ۱۵۱).

علاّمه سیّدعلی قاضی در سال ۱۳۰۸ هجری قمری، در حالی که ۲۶ سال داشت با آتشی از شوق و عشق زیارت امام العارفین امیرالمؤمنین علی(ع) به شهر نجف وارد شد و تا آخر عمر آنجا را وطن اصلی خویش قرار داد. وی در مدّت کوتاهی با تحصیل علوم مختلف به درجه اجتهاد رسید. اساتید ایشان در علوم گوناگون عبارت هستند از: فاضل شربیانی، شیخ محمّد ممقانی، شیخ محمّدکاظم خراسانی، صاحب کفایه، میرزا حسین خلیلی، شیخ فتح الله شیخ الشّریعه و سیّد مرتضی علم الهدی. یادآوری می شود که دو نفر اخیر، حدیث شناس معروف حوز نجف بودند که علاّمه قاضی ده سال از آنان فیض برد و ملازم همیشگی سیّد مرتضی بوده است.

ایشان از نوجوانی نزد اساتید عرفان تحت تعلیم و تربیت بوده اند، جوهر حرکت و سلوک ایشان از پدر بزرگوارشان می باشد و پس از آنکه به نجف اشرف مشرّف شدند، نزد آیت الله شیخ محمّد بهاری و آیهالله سیّد احمد کربلایی به کسب مکارم اخلاقی و عرفانی پرداختند (ر.ک؛ همان: ۱۵۳). با توجّه به اساتید عالی و تلاش مستمر آیهالله سیّد علی قاضی (ره) در کسب علوم مختلف، سطح علمی ایشان روشن می گردد و بر همین اساس است که هم شاگردان آیهالله سیّد علی قاضی (ره) از برجستگان عالم اسلام می باشند و مانند چراغ فروزان در جمع علما می درخشند. علاّمه طباطبائی (ره) از جمله همین شاگردان است که روش تفسیر و حدیث شناسی خود را مدیون شاگردی آیهالله سیّد علی قاضی (ره) می داند و می فرماید: «روش تفسیر قرآن به قرآن و حدیث شناسی را از آیهالله سیّد علی قاضی (ره) یاد گرفتیم و تفسیر المیزان به روش ایشان نوشته شده است» (حسینی تهرانی، بی تا: ۱۷). امّا قبل از پرداختن به بحث اصلی، بیان امور زیر ضروری است: ۱- تفسیر از دیدگاه لغوی و اصطلاحی. ۲- اقسام قرآن شناسی.

۱) تفسیر از جهت لغوی و اصطلاحی

۱-۱) «تفسیر» در لغت

«تفسیر» از ریشه «فسر» به معنای بیان و ایضاح است. این کلمه در ثلاثی مجرّد و هم در ثلاثی مزید (باب تفعیل)، متعدّدی است: «فسَرْتُ الشَّیءَ» و «فَسَّرْتُ الشَّیءَ» هر دو به یک معناست. تنها فرق آنها در این است که در دومی، تأکید و مبالغه است (فیّومی، ۱۹۲۸م.: ۴۷۲). برخی نیز گفته اند: «تفسیر از «سفر» مشتق شده است. سفر در لغت به معنای انکشاف و روشنی است «سَفَرَ الصُّبْحُ» و «أَسْفَرَ الصُّبْحُ» یعنی صبح روشن شد» (ابن فارس، بی تا، ج ۳: ۸۲). واژه «تفسیر» در قرآن یک بار آمده است که می فرماید: «وَلاَ یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاکَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِیرًا» (الفرقان/۳۳). تفسیر در آیه به معنی بیان و تفصیل است.

۲-۱) تفسیر در اصطلاح

در میان مفسّرین تعاریف گوناگونی برای تفسیر بیان شده است که به مواردی اشاره می شود. راغب اصفهانی گفته است: «تفسیر در عرف علماء، کشف معانی قرآن و مقاصد آن می باشد، اعمّ از اینکه الفاظ مشکل یا غیر مشکل قرآن یا به حسب ظاهر معنا یا غیر ظاهر معنا باشد» (سیوطی، ۱۳۸۲، ج۲: نوع ۷۷).

علاّمه طباطبائی در این رابطه می فرماید: «التفْسِیرُ وَ هوَ بَیَانُ مَعَانِی الْآیَاتِ الْقُرْآنِیَّهِ وَ الْکَشْفُ عَنْ مَقَاصِدِهَا وَ مَدَالِیلِهَا: تفسیر، بیان معانی آیات قرآنی و پرده برداری از اهداف و دلالت های قرآنی است» ( طباطبائی، بی تا، ج۱: ۲).

از تعاریف مذکور به دست می آید که هدف اصلی علم تفسیر، دستیابی به مدلول آیات قرآن و مراد خداوند است. بدیهی است که برای رسیدن به این هدف از دانش هایی چون صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، لغت، قرائات، اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، محکمات و متشابهات و اصول فقه، منطق، حدیث شناسی و تاریخ قرآن و سایر علوم استفاده می شود.

۲) اقسام قرآن شناسی

تفسیر قرآن کریم در گرو معرفت آن است و چون شناخت آن، درجات گوناگونی دارد، بنابراین، تفسیر آن نیز مراتب مختلف زیر را خواهد داشت:

الف) بعضی قرآن را در اثر اتّحاد با حقیقت آن می شناسند؛ مانند پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت عصمت، علیهم السّلام، که به منزله جان رسول خدایند[۱]: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلَی قَلْبِکَ» (الشّعراء/ ۱۹۳). وقتی حقیقت کلام خدا بر روح رسول اکرم (ص) تنزّل یافت و یا آن حضرت در قوس صعود به ملاقات حقیقت وحی نائل آمد: «وَ إِنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ» (النّمل/ ۶) برای آن حضرت جای هیچ گونه ابهام نخواهد بود و با دریافت آن حقیقت که خود عین معرفت می باشد، کلام الهی به طور کامل شناخته خواهد شد.

ب) بعضی دیگر قرآن را در اثر مشاهده جمال و جلال آن در خود، شناخته و می شناسند که تبیین آن کشش خاص، برای کسی که از آن بارقه سهمی و از آن نفحه نصیبی ندارد، میسور نیست.

ج) گروه سوم، قرآن را با بررسی ابعاد گوناگون اعجاز وی شناخته و می شناسند که اکثریّت قرآن شناسان از این دسته اند.

شناخت دسته اوّل همانند برهان صدّیقین در معرفت خداوند سبحان است که از ذات خداوند پی به او می برند و معرفت دسته دوم همانند برهان معرفت نَفْس است: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» که با استمداد از آیات اَنْفُسی، پروردگار خویش را می شناسند و آگاهی دسته سوم همانند برهان حدوث یا حرکت یا امکان و مانند آن است که با استدلال از نشانه های بیرونی و آیات آفاقی، خداوند خود را می شناسند.

کامل ترین شناخت قرآن، همانا معرفت عمیق طبقه اوّل است که نه تنها به تمام معارف آن آشنایی کامل دارند، چنان که حضرت امام صادق (ع) فرمود: «قَدْ وَلَدَنِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَنَا أَعْلَمُ کِتَابَ اللَّهِ وَ فِیهِ بدءُ الْخَلْقِ وَ مَا هُوَ کَائِنٌ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ فِیهِ خَبَرُ السَّمَاءِ وَ خَبَرُ الْأَرْضِ وَ خَبَرُ الْجنَّهِ وَ خبَرُ النَّارُ وَ خَبَرُ مَا کَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ کَائِنٌ، أَعْلَمُ ذَلِکَ کَأَنَّمَا أَنْظُرُ إِلَی کَفَّی إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ ء» (مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج۸۹: ۹۸و۱۰۱). بلکه در مرحله عقل، قرآن معقول، در مرتبه مثال، قرآن متمثّل و در مرتبه طبیعت، قرآن ناطق می باشند (موسوی همدانی، ۱۳۷۴، ج۱: ۹).

۳) روش تفسیری سیّدعلی قاضی(ره)

مقصود از روش تفسیری، مستند و یا مستنداتی است که مفسّران در فهم و تفسیر آیات قرآن از آنها بهره گرفته اند که از آن می توان به «منهج تفسیری» نیز تعبیر کرد. آن مستند، یا نقل است یا عقل. تفسیرهایی که با استناد نقل به فهم و درک معانی آیات پرداخته می شود، «تفسیر به مأثور» گویند و روش تفسیر آنها را «تفسیر اثری» نامند که آن نیز تفسیر قرآن به قرآن یا تفسیر قرآن به روایات می باشد. امّا تفسیرهایی که با استناد عقل و مدرکات حوزه اندیشه و تدبّر فراهم آمده اند، «تفسیرهایی اجتهادی» گویند و روش تفسیر آنها را «تفسیر عقلی» نامند (مؤدّب، ۱۳۸۰: ۱۶۵). تفسیری نیز که از هر دو روش برخوردار باشد، «تفسیر جامع» گفته می شود. قدرت و توان مفسّر در بکارگیری این دو روش با توجّه به قواعد تفسیر که از علوم مورد نیاز و منابع تفسیر برداشت می کند، روشن می گردد. علاّمه سیّد علی قاضی (ره) به خاطر توانمندی در علوم مختلف و ممارست مستمر در تفسیر قرآن، روش «تفسیر جامع» را در تفسیر آیات به کار می گرفتند که شرح دعای سمات و شهادت علاّمه طباطبائی، بهترین دلیل این ادّعا است.

علاّمه حسینی تهرانی(ره) از قول علاّمه طباطبائی (ره) نقل می کند: «این سبک تفسیر آیه به آیه را مرحوم قاضی به ما تعلیم دادند و ما در تفسیر المیزان از مسیر و روش ایشان پیروی می کنیم. ایشان در فهم معانی روایات وارده از ائمّه معصومین، علیهم السّلام، ذهن بسیار روشن داشتند و طریقه فهم احادیث را که «فقه الحدیث» گویند، از ایشان آموخته ایم» (حسینی تهرانی، بی تا: ۱۷).

آقابزرگ تهرانی در طبقات اعلام الشّیعه، جلد نقباء البشر، می گوید: «آشنایی من با مرحوم قاضی قدیمی است. او دارای رفتار و مَنِشی متین و استوار و اخلاقی نیکو بود. او را تفسیری است از قرآن، از آغاز تا آنجا که می فرماید: قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ» (الأنعام/۹۱)» (قاضی، ۱۳۸۶، الف، ج۱: ۱۶۲).

لازم به یادآوری است که تفسیر علاّمه سیّد علی قاضی چاپ نشده است و روش تفسیری ایشان را با توجّه به اشعار و شرح دعای «سمات» که از تألیفات ایشان می باشد، دنبال می کنیم.

۴) تفسیر قرآن به قرآن

تفسیر قرآن به قرآن، یعنی فهم جمعی آیات قرآن و تبیین برخی از آیات فرعی با آیات اصلی و محوریلإ و این همان روشی است که رسول اکرم ( ص) و ائمّه، علیهم السّلام به عنوان مبیّن قرآن، اِعمال کردند و در تبیین برخی از آیات به آیات قوی تر قرآن استدلال و استناد می فرمودند. تفسیر ارزشمند و قیّم استاد علاّمه طباطبائی و شرح دعای سمات سیّد علی قاضی، رضوان الله تعالی علیهما، نیز با همین روش ولایی تنظیم شده است.

سیره فقها و اصولییون نیز در استفاده از آیات الأحکام همین بوده و هست که با دیدن آیه ای عام یا مطلق، به آن تمسّک نمی کنند، بلکه به دنبال آیات مخصّص و مقیّد یا آیات ناسخ و مانند آن می روند تا در مجموع به فهمی کامل و جامع برسند. سیره عقلا نیز آن است که در مطالعه کتاب یا اثری، همه آن را می خوانند و پس از احاطه به مجموع آن درباره مفهوم آن نظر می دهند و در مواردی برای تأیید کتاب، از برخی فصول آن برای برخی دیگر شاهد می آورند و گاهی برای اشکال بر کتاب، موارد متّضاد را به عنوان نقضی بر کتاب شاهد می گیرند.

«تفسیر قرآن به قرآن» غیر از «ضرب قرآن به قرآن» است که در روایات مذمّت شده است؛ چنان که حضرت صادق (ع) فرمود: «مَا ضَرَبَ رَجُلٌ الْقُرْآنَ بَعْضَهُ ببَعْضٍ إِلاَّ کفْرٌ: هیچ کس بعض قرآن را به بعض دیگر آن نزده، جز آنکه کافر شده است» (مجلسی، ۱۴۰۳ ق.، ج۸۹: ۳۹). «ضرب قرآن به قرآن، معنای مقابل تفسیر قرآن به قرآن را دارد و معنای آن اینکه هماهنگی آیات را بر هم زنند و ارتباط میان ناسخ و منسوخ و پیوند تخصیصی عامّ و خاصّ و رابطه تقییدی مطلق و مقیّد و پیوستگی صدر و ذیل آیات را نادیده بگیرند و هر آیه ای را بدون مناسبت با آیات دیگری مرتبط سازند که به این طریق، معنای آیات از مسیر اصلی خود خارج می شود و با پذیرش این منهاج ضلالت و غیّ هر کس به رأی و نظر خود، آیات را معنا می کند و این درست بر خلاف تفسیر قرآن به قرآن است که قائل به پیوند ذاتی آیات با یکدیگر می باشد و معتقد است که آیات کریمه قرآن را با پیوند منطقی و اصولی آن باید فهمید. بی شک تفکیک و تشتیت مؤتلفات مناسب و جمع و تألیف مختلفاتِ مباین هرگز تفسیر کتابی علمی نخواهد بود، چه رسد به قرآن حکیم که از حقّ و با حقّ و بر قلب حق یا لُبِّ رسول اکرم (ص) نازل شده است»)جوادی آملی، ۱۳۸۷، ج۱: ۳۹۶).

۵) اموری که درتفسیر قرآن به قرآن باید رعایت کرد، به ترتیب زیر است:

۱- بررسی شأن و سبب نزول.

۲- بررسی لغات و نکات ادبی.

۳- استفاده از سیاق برای فهم معنای مفردات، جملات و ارتباط آیات.

۴- رجوع به براهین عقلی.

۵- رجوع به احادیث.

۶- توجّه به نظریّات علمی.

۷- توجّه به نظریّات سایر مفسّرین.

۸- توجّه به مباحث علوم قرآنی.

با توجّه به تألیفات علاّمه سیّد قاضی (ره) مطالب مذکور رعایت شده است که به صورت اجمالی اشاره می شود. آنچه از آثار ایشان در اختیار جامعه علمی است، شرح بخشی از دعای سمات که در آخر عمر خویش نوشته است و اشعاری که سروده است و برخی مطالب که از شاگردان ایشان نقل شده است. با توجّه به آن مطالب، نظریّات قرآنی ایشان بررسی می شود.

۱- ایشان در ضمن اشعار غدیریّه، به سبب نزول آیه تبلیغ اشاره کرده است:

«فَأَنْزَلَ اللهُ یَوْمَ الدُّوحَ آیتَهُ

منْجَاهَ خَلْقِ مِنَ الْأَوْصَابِ وَ النَّصَبِ»

پس خداوند روز درخت تنومند (یعنی روزی که زیر درخت تنومند و درکنارآب غدیر مستتر شد،) آیه خود را نازل فرمود، آیه ای که نجات خلْق از سستی و رنج در آن بود (منظور، نزول آیه تبلیغ است. سنّی و شعیه پذیرفته اند که این آیه درحجّهالوداع نازل شده است).

«أَظْهِرْ مِنَ الْبَا لِهذَاالْخَلْقِ نقْطَتُهَا

لِیَعْرِفُوهَا کَمَا هُمْ یَعْرِفُونَکَ بِی»

آشکار کن برای خلایق رمز نقطه با(ی بسم الله الرّحمن الرّحیم) را تا آنها هم آن را بشناسند؛ همچنان که تو را به وسیله من شناختند (در حدیث معروف آمده است که: اَللَّهمَّ عَرِّفْنِی نَبِیِّکَ).

«بَلِّغْ وَ إِلاَّ فَلَمْ تَبْلِغْ رِسالَتَهُ

وَ الله عاصِمُهُ منْ شرِّ ذِی النَّصَبِ»

ابلاغ کن که در غیر این صورت، رسالت را ابلاغ نکرده ای، و خداوند تو را از شرِّ بدخواهان حفظ می کند.

در این اشعار سبب و مکان نزول آیه تبلیغ بیان شده است.

۲- ایشان ادیب و لغت شناسی عالی رتبه بودند. در شرح دعای سمات، نظریّه لغویّین را در مورد لغات دعا بیان می کند. سپس، نظر آنان را با توجّه به آیات و سخنان فصحای معاصر معصومین، علیهم السّلام، مردود اعلام می کند؛ مثلاً در مورد لغتِ «المغالق» که در جمله «اَلَّذِی إِذَا دُعِیتَ بِهِ عَلَی مَغَالِقِ أَبْوَابِ السَّمَاءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَهِ إِنْفَتَحَتْ» می فرماید: «المغالق» جمع «مغلّقه»، با تشدید لام، است که برای مبالغه، مشدّد آمده است و جمعِ «مغلقه» نیست که لغویین گفته اند و آن، اضافه صفتی به موصوف خود است و اگر بگویی که چرا آن را جمع «مغلوق» نگرفته ای، می گوییم «الغلق» لغتِ پَستی است. ابوالأسود دُئلی گوید:

«لاَ أَقُولُ لِقَدْرِ الْقَوْمِ قَدْ غَلِیَتْ

وَ لاَأَقُولُ لِبَابِ الدَّارِ مَغْلُوقِ»

در ادامه می گوید: «ما از «الغلق» و «الاغلاق» تنها به جهت تبعیّت از آنچه در کتاب عظیم آمده است، اعراض نمودیم؛ زیرا خداوند سبحان در سوره یوسف می فرماید: «وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ» و شایسته است متأدّبان به آداب شرعیّه، در تمام کارها و گفتارشان چنین باشند و شواهدی نیز از عمل پیامبر (ص) نقل می کند. هنگامی که رسول خدا (ص) برای سعی بین صفا و مروه، از صفا شروع کردند، فرمودند چون خداوند در بیان حُکْم سعی از صفا آغاز فرموده است: «إِن الصفَا وَ الْمَرْوَهَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ» (البقره/۱۵۸)» (قاضی، ۱۳۸۶، ب: ۳۱).

۳- استفاده از قاعده سیاق برای تفهیم مفردات و جملات آیات، روش همیشگی علاّمه طباطبائی است و سیاق در صورت تعارض با خبر واحد، مقدّم است و علاّمه شاگرد تفسیری مرحوم قاضی است و این روش را از ایشان یاد گرفته است، چون علاّمه قاضی ادیب و شاعر متبحّر بوده اند.

۴- یکی از قواعد قرآن شناسی، شناخت آیات کلیدی است که در پرتو آن، سایر آیات قرآن روشن می شوند و به فهم غرض و مقصد سوره کمک شایانی می کنند. معنای «بسم الله الرّحمن الرّحیم» در هر سوره با توجّه به غرض سوره روشن می گردد. علاّمه طباطبائی در این رابطه می فرماید: «بسم الله در سوره حمد راجع به غرضی است که در خصوص این سوره است و آن معنایی که از خصوص این سوره به دست می آید و از ریخت این سوره برمی آید، حمد خدا است، اما نه تنها به زبان، بلکه به اظهار عبودیّت و نشان دادن عبادت و کمک خواهی و درخواست هدایت. پس، کلامی است که خدا به نیابت از طرف بندگان خود گفته، تا ادب در مقام اظهار عبودیّت را به بندگان خود بیاموزد و اظهار عبودیّت از بنده خدا همان عملی است که می کند و قبل از انجامش، «بسم اللّه» می گوید و امر ذی بال و مهم همین کاری است که اقدام بر آن کرده است. پس، ابتدا به نام خدای سبحان هم راجع به او است و معنایش این است: خدایا من به نام تو عبودیّت را برای تو آغاز می کنم. پس، باید گفت: متعلّق باء در بسم اللَّه سوره حمد، «ابتدا» است. در حقیقت، می خواهیم اخلاص در مقام عبودیّت و گفتگوی با خدا را به حدِّ کمال برسانیم و بگوییم: پروردگارا! حمد تو را با نام تو آغاز می کنم تا این عمل من نشانه و مارک تو را داشته باشد و خالص برای تو باشد» (طباطبائی، بی تا، ج۱: ۱۴).

علاّمه در هر سوره و در آغاز بحث، غرض آن را بیان می کند. سوره حمد را به عنوان مثال بیان کردیم. این روشی است که از علاّمه قاضی آموخته اند. در این رابطه آیهالله جوادی میگوید: از علاّمه طباطبائی سؤال کردم که چرا سوره یس را قلب قرآن می نامند؟ در جواب فرمود: همین سؤال را از استادم سیّدعلی قاضی (ره) پرسیدم. ایشان فرمود: به خاطر آیه «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (یس/۸۲)» (موسوی همدانی، ۱۳۷۴: ۱۹). با شناخت آیات برجسته، وجه تسمیه سوره و غرض آن روشن می شود.

۵- قرآن جامع علوم گذشتگان و آیندگان می باشد، بلکه مهیمن بر کتُب انبیاء است. علاّمه قاضی(ره) در اشعار غدیریه تذکّر داده است:

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *