تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل روش حل اختلاف – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل روش حل اختلاف شامل 73 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل روش حل اختلاف:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل روش حل اختلاف به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش حل اختلاف به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش حل اختلاف با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل روش حل اختلاف با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روش حل اختلاف با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل روش حل اختلاف را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش حل اختلاف :

گفت وگو با محمود سریع القلم

انتخاب، ۱۰ – ۱۲/۱۰/۸۱

چکیده: در این گفت وگو آقای سریع القلم از منظر توسعه، روند تعمیم سازی و تصمیم گیری در جمهوری اسلامی را بررسی می کند .

در مقالات و کتاب های شما مجموعه ای از اصول، به منزله اصول ثابت توسعه طرح شده است . لطفا برای ورود به بحث در مورد منطق و متدولوژی دست یابی به این اصول و میزان تحقق آنها در جامعه را توضیح دهید .

من این بحث را اول بار در سال ۱۳۶۸ در کنفرانس دانشگاه تربیت مدرس درباره توسعه ایران مطرح ساختم، و پیشرفت و توسعه را به دو بخش تقسیم کردم: یکی اصول توسعه و دیگری عاملان توسعه، که ماهیتا با هم متفاوت اند . برای نمونه می گوییم در جامعه ای که می خواهد پیشرفت کند باید نظم و آرامش وجود داشته باشد . اینها اصول هستند و شاید بتوانیم این اصول را در پنجاه مورد احصا کنیم . اما این کار مسئله ای را حل نمی کند . آنچه مهم تر است عاملان توسعه هستند . به طور نظری، انرژی هر کشور، نخبگان آن کشورند . البته بسیار منطقی تر و عقلایی تر است که جهت گیری و مدیریت در یک کشور تحت تاثیر جریان های اجتماعی، احزاب و جامعه مدنی باشد . اما در کشورهای جهان سوم، جامعه ضعیف است . وقتی در جامعه شناسی از جامعه سخن می گوییم، منظورمان تشکل است . هر قدر در جامعه ای تشکل قوی تر باشد، آن جامعه قوی تر است . در کشورهای در حال توسعه، چون تشکل ها ضعیف اند، نمی توانند مسئولیت پیشرفت را به عهده بگیرند . کشوری مانند آلمان چندین حزب قوی دارد، و مردم به یکی از این احزاب تعلق دارند . انتخابات صورت می گیرد و مردم رای می دهند و اکثریتی آرا را به دست می آورند و انتخاب می شوند و مدیریت کشور را به عهده می گیرند . در آلمان، مردم بعد از اینکه رای دادند نیز قدرت دارند; چون در قالب احزاب رای داده اند . در کشورهای در حال توسعه، مردم رای می دهند و بعد به خانه هایشان می روند; چون کار دیگری نمی توانند انجام دهند; یعنی هیچ مکانیسم اجتماعی و سیاسی ای وجود ندارد که بتواند نتیجه این آرا را تحقق بخشد . در چنین شرایطی که خلا تشکل وجود دارد، مسئولیت پیشرفت به عهده کسانی است که در راس یک سیستم قرار می گیرند; «آن دویست نفر کلیدی » که مدیریت کشور را بر عهده دارند .

به همین دلیل است که بنده در فهم مسائل ایران وارد موضوع شخصیت شده ام، و به این نتیجه رسیده ام که مشکل کشور ما رقابت گفتمان ها نیست; یعنی این طور نیست که ما باید گفتمان دیگری را جای گزین گفتمان فعلی کنیم . مشکل اصلی ما مشکل فکری نیست; کما اینکه در کشور ما، متون ترجمه شده عقلانیت و مدرنیته بیش از متون ترجمه شده در شرق اروپاست . ببینید شرق اروپا هم اکنون چه وضعیتی دارد و ما در چه وضعیتی هستیم . مشکل ما این است که روش معاشرت با یکدیگر را نمی دانیم . ما فایل پاورپوینت کامل روش حل اختلاف را بلد نیستیم; برای اینکه همه ما حداکثرگرا هستیم . یکی از معانی لغت سیاست یعنی «کنار آمدن » ; درحالی که ما کنار آمدن را به لحاظ فرهنگی یک نوع ضعف می دانیم; گمان می کنیم اگر چنین کنیم در واقع هویتمان زیر سؤال رفته است . در فرهنگ ما مثل ها و اصطلاحات فراوانی وجود دارد که تاکید می کنند انسان باید همیشه یک حرف بزند و بر آن پای بفشارد . به همین دلیل من گمان می کنم مشکلات ما خلقی است نه فکری .

تغییر این ویژگی ها در شخصیت شهروندان و نخبگان ایرانی چگونه و در قالب چه فرآیندی امکان پذیر می شود؟

این به یک استراتژی ملی نیاز دارد . حل و فصل این خلقیات دست کم یک کار میان مدت است . ممکن است فیلم و تئاتر و برنامه های گفت وگو در رادیو و تلویزیون بسیار مؤثر باشد، ولی دو نهاد تعیین کننده تر از اینها هستند: نهاد مدرسه و نهاد خانواده . نهاد مدرسه از این جهت می تواند تعیین کننده باشد که ما باید از دوره راهنمایی و دبیرستان بچه های کوچک را به اصل تحمل در زندگی و کنار آمدن با یکدیگر آموزش دهیم . مقیاس وسیع اینکه دو نفر در زندگی خانوادگی، با یکدیگر اختلاف دارند و با هم کنار نمی آیند، میدان سیاست است .

همچنین جامعه به آرامش و ثبات اقتصادی نیاز دارد . اینکه گفتم ما به یک استراتژی ملی نیاز داریم از آن روست که تربیت فرهنگی، آرامش اقتصادی نیز می طلبد، و پذیرش فرهنگ مستعد نیازمند آرامش اقتصادی است و در حقیقت نیاز به امید به زندگی بهتر دارد; ولی ما به دلیل همان «خلقیاتمان » نمی توانیم به این مسائل توجه کنیم . ملت هایی که توسعه پیدا می کنند وجه مشترک جالبی دارند، و عموما ملت های آرامی هستند . ما هیجان را بسیار دوست داریم و هیجان جزء فرهنگ ماست . ما کار سیاسی را دوست داریم . اگر تمام بحران هایی را که از اول انقلاب تا به حال رخ داده است فهرست کنیم، روشن می شود که ما چقدر عشق به بحران داریم و از آن لذت می بریم . ملت های شلوغ نمی توانند سیستم درست کنند . آنها از یک بحران به بحران دیگر می روند . ساختن سیستم، نیازمند ثبات فکری و رفتاری است و نقد دائمی می طلبد .

مشکل ما این است که در دو قرن گذشته نتوانسته ایم سیستم درست کنیم، درحالی که مالزی توانست چنین کند و ترکیه نیز به نظر می رسد در حال سیستم سازی است . سیستم یک پدیده آهنین نیست . می تواند با گذشت زمان تعدیل شود و تکامل یابد .

به رغم مشکلات امروز، از منظر تاریخی در کشور ما اتفاقات مهمی در حال شکل گیری است . یکی از این اتفاقات مهم، آن است که ما مردم ایران در حال رسیدن به اجماع مهمی هستیم که «مسائل ما در داخل ماست » . این نکته مهمی برای کشوری کهن مانند ایران است . مسئولان کشور می باید افقی را که می خواهیم به سوی آن برویم با توجه به واقعیات جامعه ترسیم کنند . شاید این بزرگ ترین خدمتی باشد که آنان می توانند در حق مردم انجام دهند .

ما در پی آن نیستیم که واقعیت ها را بفهمیم . به نظر می رسد که ذهن ما واقعیت گریز است و این امر دلایل تاریخی و فرهنگی دارد . در مدیریت کشور نیز همین مشکل به چشم می خورد .

آیا در مدیریت ها نیز همین طور است؟

مدیریت کشور نیز همین طور است . محض نمونه، ما برای سال ۱۴۲۰ شمسی چه افقی را ترسیم کرده ایم؟ تعیین افق حرکت به ما اطمینان می دهد که چه می کنیم و به کجا می رویم . البته مشکلی که در ترسیم این افق وجود دارد، آن است که هر طرح و دورنمایی نیازمند یک پایگاه فلسفی است . این پایگاه فلسفی و تعریف از زندگی بسیار مهم است . شما باید بدانید که بر کدام تپه ایستاده اید و افق را می نگرید .

جامعه، مهم ترین محک در سیاست گذاری یک کشور است . در موفقیت، یا موفقیت نسبی یا عدم موفقیت یک سیاست، باید بستر جامعه محک بخورد . مشکل ما در صدو پنجاه سال گذشته و پس از امیرکبیر این بوده که ذات مردم ایران را به خوبی کشف نکرده ایم، و به درستی در نیافته ایم که این ذات، با چه نوع سیاست گذاری هایی متناسب است . ایرانیان، مردمان بسیار پیچیده ای هستند و هم از این روست که سیاست گذاری در ایران بسیار پیچیده است . مردم ایران ده ها لایه دارند و مدیریت این لایه ها، کار آسانی نیست . ما در مدیریت کشور و تعیین چارچوب فلسفی و روش ساختن جهت گیری کشور و حل و فصل تضادهای شخصیتی، به مدیرانی نیاز داریم که ایران شناسانی قوی باشند، یا دست کم یک تیم ایران شناس قوی در اختیار داشته باشند، تا نوعی سازگاری میان سیاست گذاری و واقعیت های جامعه به وجود آید .

شما معتقدید که بیشترینه مشکل توسعه نایافتگی ایران در افکار ما نیست بلکه در شخصیت پرورش نایافته ماست، و شخصیت مقدم بر افکار است . حال آنکه شاخص های شخصیت و نوع عقلانیت سیستمی مبتنی بر مفاهیمی هستند همچون نفع جمعی، قانون پذیری، حاکمیت ملی، مشارکت قاعده مند مردم در تعیین سرنوشت کشور و … . همه این مفاهیم در زمینه مدرنیته تعریف پذیر و قابل فهم و درک اند، و در خارج از آن و در جامعه ما یا جهان عرب که از زمینه های متفاوتی برخوردار است، نمی تواند قابل درک و فهم باشد . بنابراین در قدم اول به فهم و درک این شاخص ها و مفاهیم عقلانی در محیط فرهنگی بومی جامعه خود نیازمندیم و باید راهکاری معطوف به همان اصل مورد توجه در سخنان شما تحت عنوان ضرورت وجود یک تیم ایران شناسی قوی برای کاهش تضاد میان لایه های فکری و پایگاه های فلسفی در پیش گرفته شود . بر این اساس اگر مسائل پیش گفته را بپذیریم، این سؤال به نحو جدی مطرح می شود که آیا در این صورت تغییر افکار، مقدم بر تغییر شخصیت نیست؟

مقام تعریف مشکل با مقام یافتن راه حل آن متفاوت است . بنده تعریف مشکل را در شخصیت می دانم و حل و فصل آن را در تربیت فکری، یعنی در ایجاد ساختارهای جدید تربیتی، و این دو ساحت را بدین گونه تفکیک می کنم که ما برای آنکه افراد فکری شویم باید شخصیت مان را تغییر دهیم; یعنی برای اینکه من به صحبت ها و سؤالات شما گوش دهم و به نکاتی که مطرح می سازید فکر کنم و بعد آنها را پردازش کرده، پس از عبورشان سیستم ذهنی ام به آن عکس العمل منطقی نشان دهم باید طبعا آدم ملایمی باشم; یعنی باید بپذیرم که من می توانم از دیگران مطلب بیاموزم . اگر گرفتار مدرک و موقعیت و سمت و … باشم موجب آن است که به استدلال شما توجهی نداشته باشم . یک معنای جامعه مدنی هم این است که انسان ها با استدلال با یکدیگر معاشرت کنند، نه با سمت و موقعیت و … . معنای شهروندی نیز همین است که آدم ها با استدلال با یکدیگر رفتار کنند .

بسیاری از رجال سیاسی کشور ما اکنون ۶۵ تا ۷۵ ساله اند . به این ترتیب، نسل اول انقلاب و مدیران اصلی کشور در این سنین هستند . این چارچوب های ذهنی در دوره هایی شکل گرفته که مبارزه با حکومت شاه و شکل گیری جنبش های اسلامی در کشورهای خاورمیانه هم زمان با شکل گیری جنبش آزادی بخش مردم فلسطین بوده است . اینها با گذشت زمان و در طول انقلاب تقویت شده است و به یک جهان بینی تبدیل گشته است . تغییر و تعدیل در این جهان بینی به معنای زیر سؤال بردن حیات سیاسی افراد است . اینکه امروزه یک جوان بیست ساله در جامعه ما به گونه ای دیگر می اندیشد از آن روست که تابع زمان خود می باشد . دستور کار یک جوان بیست ساله در جامعه ما با یک دولتمرد هفتاد ساله بسیار متفاوت است و به تبع آن انگیزه ها و چارچوب های ذهنی آنان نیز با هم متفاوت است . به نظر من مهم ترین منبع انرژی در تحولات ایران، تغییر نسل خواهد بود که این امر بسیار ناگهانی صورت خواهد گرفت چون شکاف نسلی بزرگی در ایران وجود دارد . به همین دلیل است که من معتقدم به اندازه ای که تغییر نسل می تواند تعیین کننده باشد، بحث و گفت وگو تعیین کننده نخواهد بود . نسل اول انقلاب کارهای مهم خود را – که استقلال و حفظ تمامیت ارضی کشور است – انجام داده، و همچنین به یک نیاز تاریخی یعنی هویت دینی در ایران پاسخ داده است . نسل بعد ضمن اینکه باید از کارهای انجام شده قدردانی کنند می باید به فکر ایجاد یک سیستم باثبات در ایران باشد .

در یک سیستم لذات فردی کم می شود و اهداف جمعی جای گزین آن می گردد . من فکر می کنم به علت فشارهای تمدنی بین المللی و مقتضیات جامعه ما و اضطراری که از نظر جمعیت و فشارهای اجتماعی اقتصادی وجود دارد، ما هیچ آلترناتیو دیگری جز حرکت در مسیر یک سیستم نداریم .

کشورهای غربی و تازه صنعتی شده دنیا به این دلیل می توانند کارهای مثبت انجام دهند که قاعده من

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *