تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل روش های حل تعارض علم و دین – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل روش های حل تعارض علم و دین شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل روش های حل تعارض علم و دین گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش های حل تعارض علم و دین با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش های حل تعارض علم و دین از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روش های حل تعارض علم و دین با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل روش های حل تعارض علم و دین را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش های حل تعارض علم و دین :

مقدمه

از جمله موضوعات اساسی در بحث از رابطه علم و دین، بیان نحوه حل تعارض در مواردی است که تعالیم دینی با داده های علوم اصطکاک پیدا می کند . دین شناسی در این زمینه چه اقتضایی دارد؟ دانشمندان و متکلمان غربی چه پیشنهاداتی دارند؟ اسلام چه شیوه ای ارائه می کند؟ در این زمینه، ابتدا به بیان نظریات مختلف مکاتب غربی در حل تعارض علم و دین اشاره می شود، سپس به این سؤال پاسخ داده می شود که راه حل های طرح شده تا چه حد می تواند در اسلام برای رفع موارد تعارض علم و دین کارساز باشد . در این باره، به ذکر مشکلاتی اشاره خواهد شد که گویای عدم کارسازی و کارگشایی این روش ها برای حل تعارض علم و دین در اسلام است . در نهایت، راه حل پیشنهادی اسلام در این زمینه مطرح خواهد شد . اما پیش از هر چیز به دسته بندی نظریات مختلفی که در زمینه حل تعارض علم و دین در غرب، به ویژه در مسیحیت ارائه شده است، می پردازیم:

شیوه های حل تعارض علم و دین از منظر غرب

۱ . حاکمیت مطلق دین بر علم

یک راه حل برای رفع موارد تعارض علم و دین حاکمیت مطلق بخشیدن به دین در برابر علم است . در میان مسیحیان، کسانی به این دیدگاه پای بند بودند . همچنین گروهی از مسیحیان که به «اصول گرایان » (۱) معروف بودند نیز از این موضوع طرف داری می کردند . آنان در سال ۱۹۰۹ فعالیتی را آغاز نمودند و مطالبی را با عنوان بنیادها منتشر می کردند . این گروه نهضتی را برای دفاع در برابر نهضت «نوخواهی » (۲) ، که در جهت پذیرش نظریه تکاملی داروینی حرکت می کرد، آغاز نمودند . اصول گرایان به لزوم حمل عبارات کتاب مقدس بر معانی ظاهری آن تاکید داشتند و این مطلب را در همه موارد، از جمله موارد تعارض آن ها با نظریات علمی، لازم الاجرا می دانستند . پیروان تندروتر این نظریه نه تنها موضوع تکامل داروینیسم، بلکه به طور کلی علوم گوناگون و آموزش های جدید علمی را نیز مورد حمله قرار می دادند; زیرا آن ها را دارای فحوای مادی و الحادی تلقی می کردند . (۳)

روش دیگری که به حاکمیت مطلق دین در موارد تعارض منجر می شود، بی ارزش نمودن علم و یا کاهش ارزش واقع نمایی آن است . تعارض در صورتی حاصل می شود که آموزه های دین و علم، هر دو ناظر به واقع باشند و قضایای واقع نمایی را، که قابل صدق و کذب است، بیان نمایند . در این صورت، اگر هر دو در یک مورد مخالف هم سخنی داشته باشند، نمی توانند هر دو صادق تلقی شوند و قابل پذیرش باشند، بلکه یکی از آن دو باید کنار زده شود . اما اگر کسی معتقد باشد که قضایای علمی ارزش واقع نمایی ندارند، در نتیجه، قابلیت صدق و کذب از آن ها سلب شده و امکان تعارض با جملات دیگری را نخواهند داشت . از جمله اندیشمندانی که این راه را برگزیدند، کسانی هستند که در مصاف علم و دین از نظریه «ابزارانگاری در علم و واقع نمایی در دین » دفاع کرده اند . در فیزیک جدید، بسیاری از دانشمندان این دیدگاه ابزارانگاری را برگزیده اند . این مشرب یک مشرب مطرود و غیرقابل توجهی نیست، بلکه فیزیک دانان و ریاضی دانان بسیاری در میان طرف داران آن دیده می شوند . از آن جمله، می توان از فیزیکدان، ریاضیدان و مورخ علم فرانسوی و اروین شرودینگر (۱۸۸۷- ۱۹۶۱، Erwin Schrodinger) ، عالم اتریشی فیزیک نظری، نام برد . این دانشمندان معتقدند که نظریه های علمی بیانگر واقعیت نیستند و تصورات حاصل از آن ها عینا منطبق بر مابه ازایی در عالم خارج نمی باشند; نظریه ها صرفا ابزارهایی ریاضی هستند که دانشمندان را برای پیش بینی و محاسبه حوادث کمک می کنند .

دوئم مسیحی کاتولیک بود که موضعی ابزارانگارانه در باب علم، به ویژه فیزیک و ترمودینامیک، اتخاذ کرد . او معتقد بود اصطلاحات نظری مانند اتم، ملکول، انرژی، آنتروپی و امثال آن را ما ساخته ایم و به عالم خارج نسبت داده ایم; خود این ها به طور مستقیم مشاهده نمی شوند، بلکه ابزاری برای تفسیر مشهودات ما هستند; مثلا، آنچه محسوس است حرکت شی ء و شتابی است که آن می گیرد، اما این که چیزی به نام «نیرو» مبادله شود، بیانی نظری است، نه ضرورتا مطابق با واقع . علم در مقام کشف واقع نیست تا گفته شود که یک نظریه علمی به طور صحیح و یا باطل از واقع سخن گفته است، علم هدف دیگری دارد . دوئم محتوای کتاب مقدس را صددرصد مطابق واقع می دانست . به اعتقاد وی، این که منابع دینی می گویند زمین ثابت است و خورشید به دور آن می چرخد، مطلبی درست است; چون دین واقع نماست، اما آنچه علم در این باب می گوید صرفا بیان مصلحت عملی و ابزاری کارساز است که حظی از واقعیت ندارد . (۴)

۲ . بی معنا تلقی نمودن قضایای دینی

در صورتی میان دو قضیه تعارض به وقوع می پیوندد که هر دو معنادار بوده و اشاره حقیقی و خارجی از خود داشته باشند و در عین حال، مضمون یکی با دیگری سازگار نباشد . اما اگر هر یک از دو طرف بی معنا تلقی شوند، امکان تعارض مرتفع خواهد شد . اثبات گرایی (پوزیتیویسم) منطقی به این دیدگاه معتقد است . اثبات گرایان منطقی معیار معناداری در جملات علمی را قابلیت ارزیابی تجربی آن می دانستند و این میزان را برای معناداری هر قضیه ای می پذیرفتند و چون قضایای دینی قابل اثبات تجربی نبودند، آن ها را بی معنا تلقی می کردند . آلفرد آیر (۱۹۱۰- ۱۹۸۹ Alfred, Ayer) سه دسته قضایا را معنادار می داند: قضایای شخصی حاکی از وقایع مشخص خارجی، قضایای کلی علمی که در خارج قابل اثبات یا ابطال اند، و قضایای توتولوژیک که در ریاضیات و هندسه و امثال آن هستند . جملاتی که خارج از این سه قسم باشند، از حوزه سخنان معنادار خارج اند; یعنی یاوه اند و معنای محصلی افاده نمی کنند و فاقد محتوای ادراکی هستند .

۳ . تابعیت دین از علم

بنابر این که قضایای دینی و علمی هر دو معنادار باشند، امکان تعارض وجود دارد، اما اگر همیشه فهم معنای صحیح دینی تابع نتایج علمی تلقی شود، تعارض مفروض حل می شود . برخی از دیدگاه ها حل تعارض را با تابع قراردادن دین نسبت به علم حل می نمایند که از جمله، می توان کسانی را نام برد که معتقد به دست کشیدن بی رویه و افراطگونه از معانی حقیقی الفاظ در کتب دینی هستند . ارنان مک مولین، (Ernan Mc Mullin) از قول اگوستین نقل می کند که وی می گوید: هرگاه تعارضی میان یک نظریه ثابت شده علمی و معنای ظاهری عبارتی از انجیل به وجود بیاید، عبارت کتاب مقدس باید به صورت مجازی تفسیر گردد; همان گونه که در مورد فصل اول سفر پیدایش باید چنین کرد . به نظر وی، کتاب مقدس درصدد بیان شکل آسمان ها نیست; روح القدس نخواسته است اموری را به انسان ها بیاموزد که ارتباطی با رستگاری آن ها ندارد . (۵)

نویسندگان مسیحی دوران قرون میانه اشکال و صور گوناگون معنای حقیقی و سطوح و مراتب متفاوت حقیقت را در کتاب مقدس پذیرفتند و بسیاری از عبارات مساله ساز کتاب مقدس را به گونه ای مجازی و استعاری تفسیر نمودند . لوتر و اعضای کلیسای انگلیسی (۶) این روش را ادامه دادند، گرچه برخی لوتری ها و کالوینی های متاخر بیش تر بر لزوم حمل به معنای حقیقی اصرار داشتند . (۷)

در قرن بیستم، کلیسای رم و بسیاری از گروه های اصلی پروتستان ها گفتند که متون مقدس مدرک، شاهد و یا گواهی انسانی نسبت به وحی اولیه است که در زندگی پیامبران علیهم السلام و شخص مسیح علیه السلام اتفاق افتاده است . بسیاری از سنت گرایان بر مرکزیت مسیح اصرار دارند، بدون این که بر خطاناپذیری تفسیر انجیل و لوازم حمل عبارات آن بر معانی حقیقی آن ها پافشاری داشته باشند . (۸)

برخی از متکلمان برجسته مسیحی مانند بریث ویت، (Braithwaite) در یک سخنرانی مشهور تحت عنوان «دیدگاه یک تجربه گرانسبت به ماهیت اعتقاد دینی » تلاش کردند تا نشان دهند که سخن دینی عمدتا حاکی از تعهد اخلاقی و در عین حال، موجد آن است . اما این اعتقادات را نمی توان صادق تلقی کرد . (۹)

۴ . جدایی کامل حوزه علم از دین

برخی از نظریات حل تعارض علم و دین را در جدا نمودن قلمرو آن ها می دانند . از این جمله، می توان کلام لیبرال، نئوارتدوکس، اگزیستانسیالیسم و تحلیل زبانی را نام برد .

الف . کلام لیبرال (الهیات اعتدالی) : جدال های اولیه بر مساله تکامل به تدریج، متکلمان را به دو قطب سنت گرا و نوخواه تقسیم نمود . هر گروه درصدد دفاع و تقویت موضع خود برآمد . در اواخر قرن نوزدهم، یک لیبرالیسم کلامی، که حد واسط این دو دیدگاه تلقی می شد، در میان متکلمان پروتستان حاکم گشت . آنان از یک سو، هم صدا با نوخواهان، نظریه تکامل را بدون هیچ گونه قید و شرطی پذیرفتند و از سوی دیگر، این پذیرش را مستلزم ایجاد جرح و تعدیلی در عقاید دینی نمی دیدند; زیرا آنان مبنای الهیات را در احوال قلبی، دینی و اخلاقی، نه در الهیات عقلی و نقلی جست وجو می کردند . به اعتقاد آنان، منشا معرفت به خداوند بیش و پیش از آن که ناشی از کتاب مقدس و یا جریان تکاملی باشد، ریشه در آگاهی دینی و اخلاقی انسان دارد . (۱۰)

متکلمان لیبرال تحلیل تاریخی متون مقدس را پذیرفتند و تفسیرهای مخالف نظریه تکامل را ناشی از فرضیات علمی و وضعیت فرهنگی حاکم بر زمان نگارش این تفاسیر دانستند . لازمه این دیدگاه پذیرش نظریه داروین در زمینه رشد تاریخی تفاسیر متون مقدس بود . (۱۱)

برجسته ترین ویژگی این نوع نگرش عبارت است از: اعتنا به تجربه انسانی به جای الهیات طبیعی (عقلی) یا وحیانی (نقلی .) آنان مسلم می گیرند که کتاب مقدس مستقیما وحی منزل نیست و به دست انسان نوشته شده است . بعضی از آنان به جای انکار مفهوم وحی، تعبیر تازه ای ارائه می نمایند; چنانچه می گویند: وحی از سوی خدا فرستاده شده است، اما نه با املای یک کتاب مصون از تحریف و خطا، بلکه با حضور خویش در حیات مسیح و سایر پیامبران علیهم السلام . در نتیجه، کتاب مقدس وحی مستقیم الهی نیست، بلکه گواهی انسانی بر بازتاب وحی در آیینه احوال و تجارب بشری است . (۱۲)

ب . نئوارتدکس: در قرن بیستم، نئوارتدکس (۱۳) (الهیات رسمی – سنتی جدید) پروتستان از سویی، بر مرکزیت مسیح و تقدم وحی تاکید داشت و از سوی دیگر، درصدد پذیرش کامل نتایج پژوهش های نوین بر کتب مقدس و نتایج علوم جدید برآمد . (۱۴)

راه حلی که این ها برای موارد تعارض ارائه می دهند، جدایی کامل حوزه علم از دین است . از جمله رهبران این نوع تفکر کارل بارث، متکلم پروتستان سوئیسی (۱۸۸۶- ۱۹۸۶) است . وی بزرگ ترین متکلمی است که در قرن بیستم تاثیری شگرف بر تفکر پروتستان بر جای گذاشت . وی به شدت با لیبرالیسم یا الهیات اعتدالی قرن ۱۹ مخالفت نمود . (۱۵)

طبق نظر بارث و پیروان او، خداوند را می توان تنها از طریق مسیح علیه السلام شناخت . خداوند امری متعالی و «بکلی دیگر» (۱۶) می باشد و صرفا تا حدی می توان او را شناخت که خود را بر ما آشکار کرده باشد . کلام طبیعی (۱۷) مردود است; چون بر عقل انسانی تکیه می کند . ایمان مذهبی کلا مبتنی بر این است که از طرف خداوند بر ما ارزانی شود، نه این که مبتنی بر نوع فهمی باشد که ما در مورد علم به دست می آوریم . حوزه عمل خداوند تاریخ است، نه طبیعت . دانشمندان در تحقیقات و نتیجه گیری های خود آزادند و کارشان هیچ ارتباطی به دین ندارد . دین نیز در این زمینه، همین گونه می تواند آزادانه عمل کند و هیچ تعارضی میان علم و دین به وقوع نمی پیوند; زیرا روش و موضوع کار آن ها کاملا از هم جدا و بدون ارتباط با یکدیگر است . علم مبتنی بر مشاهده و عقل انسان می باشد، در حالی که کلام مبتنی بر وحی الهی است .

بر اساس این نظریه، کتاب مقدس باید جدی گرفته شود، اما این به معنای پذیرش و جدی گرفتن معانی حقیقی عبارات آن نیست . کتاب مقدس، به خودی خود، وحی الهی نیست، بلکه یک مکتوب خطاپذیر انسانی است که شهادت بر وقایع وحیانی می دهد . رسالت الهی القای یک متن نبوده، بلکه توجه به زندگی برخی اشخاص و اقوام بوده است; مانند قوم اسرائیل، پیامبران علیهم السلام، شخص مسیح علیه السلام و کسانی که در کلیسای اولیه پاسخ مسیح را دادند . نوشته های کتاب مقدس منعکس کننده تفاسیر مختلفی از این حوادث است . علاوه بر این، ما باید به محدودیت های انسانی نویسندگان کتاب مقدس و تاثیرات فرهنگی که دوران حیات این نویسندگان بر تفکرات آنان بر جای نهاده است، اعتراف کنیم . دیدگاه های آنان در ارتباط با قضایای مربوط به علوم تجربی منعکس کننده تفکرات ماقبل علمی دوران باستان است . باید فصول کتاب آفرینش از انجیل را به عنوان تصویری نمادین از رابطه اساسی انسانیت و جهان نسبت به خدا تلقی نمود . این معانی می تواند از جهان باستانی، که در آن معانی اظهار شده اند، جدا شود . (۱۸)

توماس تورانس، (Thomas Torrance) برخی از دیدگاه های نئو – ارتدوکسی را بسط و پرورش داده است . او می گوید: الهیات یک علم مستقل با مشخصات ویژه خویش است; زیرا موضوعش خداوند است . این علم قوانین داخلی و شیوه پژوهش خاصی دارد . خداوند امری متعالی است که تنها از طریق خود و به گونه ای که او خودش را به ما نشان داده است، می تواند شناخته شود . (۱۹)

ج . اگزیستانسیالیسم: جریان دیگری که حل تعارض علم و دین را در تفکیک میان حوزه علم و دین جست و جو می کند، اگزیستانسیالیسم است . بنیانگذار این گرایش فکری کی یرکگور (۱۸۱۳- ۱۸۵۵، Kierkegoard) متکلم پرشور دانمارکی، است . گرچه اندیشه های وی در قرن ۱۹ چندان مورد توجه واقع نشد، اما اروپای پس از جنگ در قرن بیستم، شاهد قدرت و نفوذ تفکرات وی گردید . ژان پل سارتر (۱۹۰۵- ۱۹۸۰، Jean Paul Sarter) آلبر کامو (۱۹۱۳- ۱۹۶۰، Albert Camus) در نمایش نامه ها و داستان های خود، مارتین هایدگر (۱۸۸۹- ۱۹۷۶; Martin Heidegger) ، کارل یاسپرس (۱۸۸۳- ۱۹۶۵; و رودولف بولتمان (۱۸۸۴; Rudolf Bultmann) در مباحث کلامی خویش مضامین اگزیستانسیالیستی را به کار گرفته و پرورش داده اند . (۲۰)

اگزیستانسیالیسم معتقد به تقابل میان حوزه خودآگاهی انسان و حوزه اعیان و امور فاقد آگاهی است . روش شناخت خود شخصی متفاوت از روش شناخت سایر امور است . همه اگزیستانسیالیست ها، اعم از خداگرا و غیرخداگرا، در این اعتقاد مشترکند که ما تنها زمانی می توانیم وجود انسانی اصیل (۲۱) خود را درک کنیم که به طور شخصی در مساله ای درگیر شویم و به عنوان افراد جدا و مستقل از یکدیگر به طور آزادانه تصمیم بگیریم . معنای زندگی نه در تفکر منطقی و کاوشی علمی برای کسب مفاهیم کلی مجرد و قواعد کلی، بلکه تنها در تسلیم و عمل یافت می شود . (۲۲)

به اعتقاد اگزیستانسیالیست های مذهبی، رابطه ما با خداوند از نوع رابطه شخصی «من – تو» است، نه از نوع رابطه «من – آن » که در علم مطرح می شود و به معنای تحلیل برکنارانه و تصرف در اشیای بی جان و ناآگاه می باشد . (۲۳)

بولتمن اعتراف می کند که کتاب مقدس مسامحتا از فعل خداوند سخن می گوید; چنانچه گویی می توان فعل او را به زبان زمان و مکان توصیف نمود . بولتمن اصطلاحات گوناگون به کار برده شده در کتاب مقدس را، که در مورد اعیان و اشیا خارجی است و برای توصیف صفات الهی فراتر از زمان و مکان به کار می رود، «اساطیری » می نامد . (۲۴)

به اعتقاد بولتمن، گرچه انجیل غالبا زبان عینی را در مورد اعمال خداوند به کار می برد، ولی ما باید آن را به زبانی قابل فهم برای انسان به زبان امیدها و ترس ها و انتخاب ها ترجمه کنیم . قضایای دینی هیچ ارتباطی با نظریه های علمی در مورد جهان خارجی ندارند، بلکه آن ها ناظر به شناخت جدیدی از خود ما هستند که خداوند در طی اضطراب ها و امیدهایی که در زندگی ما رخ می نمایند به ما ارزانی می دارد . (۲۵)

لنگدن گیلکی، (Langdon Gilkey) در نوشته اولیه خود و در شهادتش در دادگاه آرکانساس، بسیاری از این مطالب را اظهار می دارد . وی تفکیک علم و دین را چنین مطرح می کند: علم اطلاعات قابل تکرار عمومی علمی را می کاود، اما دین در مورد وجود نظم و زیبایی در جهان و تجارب زندگی درونی ما – مانند گناه، اضطراب و بی معنایی و یا بخشش و اعتماد – می پرسد . همچنین علم سؤالات چگونگی را در مورد اشیا می پرسد، در حالی که دین سؤالات چرایی را از اشخاص درباره معنا و هدف و درباره ریشه نهایی و سرنوشت نهایی انسان می پرسد . علاوه بر این، قضایا و اخباری را که علم مطرح می کند، به طور تجربی، قابل آزمون هستند، در حالی که زبان قضایای دینی زبانی نمادین است . (۲۶)

به اعتقاد گیلکی، این اختلاف کامل روش شناسانه علم و دین و سؤالاتی که هر کدام در پی پاسخ آن هستند، به این نتیجه منتهی می شود که زمینه ای برای ایجاد ارتباط میان نتایج تحقیقات علمی و مطالب متون مقدس باقی نمی ماند . در این صورت – مثلا – کلام انجیل در مورد نظریه خلقت را نباید بر معنای حقیقی آن حمل نمود; زیرا این مطلب یک اظهار مذهبی نمادین است که بیانگر نیکویی جهان و وابستگی آن به خدا در تمام لحظات است . این یک اظهار مذهبی است که اساسا مستقل از جهان شناسی ماقبل علم و جهان شناسی نوین است . (۲۷)

د: زبان های مختلف علم و دین: یکی از راه های مؤثر، که به واسطه برخی از فلاسفه و دین شناسان غربی برای حل موارد تعارض علم و دین مطرح شده، جداانگاری علم و دین به دلیل داشتن زبان های گوناگون است . در نظریه تحلیل زبانی، زبان علم و دین به گونه ای متفاوت تفسیر می شوند که با هم بی ارتباط هستند و عملکرد آن ها کاملا مختلف و غیرقابل تبدیل به یکدیگر است . در این باره، ویتگنشتاین کلمه «بازی زبانی » (۲۸) را به کار می برد . او و پیروانش علم و دین را دارای بازی های زبانی متفاوتی می دانند . طبق نظر این مسلک، علم و دین کارهای کاملا متفاوت دارند و هیچ یک نباید به وسیله استانداردهای دیگری مورد قضاوت قرار بگیرند . زبان علمی اساسا برای پیش بینی و کاربری به کار می رود . یک نظریه علمی یک ابزار مفید برای خلاصه کردن اطلاعات، مرتبط کردن قواعد در پدیده های قابل مشاهده و فراهم نمودن زمینه برای کاربرد در فن آوری می باشد . علم سؤالات مشخصی را درباره پدیده های طبیعی می پرسد . ما نباید از علم چیزهایی انتظار داشته باشیم که انجام آن ها خارج از عهده علم می باشد; همان گونه که فراهم آوردن جهان بینی کلی، یک فلسفه زندگی و یا یک مجموعه ای از معیارهای اخلاقی از این قبیل امور است . (۲۹)

بریث ویت می گوید: گزاره های دینی نه صادق اند و نه کاذب، بلکه توصیه هایی برای یک شیوه زندگی اند . داستان های مذهبی صرف نظر از این که واقعیت داشته و یا نداشته باشند، در روحیات انسان ها مؤثرند . بنابراین، داستان های مجعول و غیرواقعی، اما مفیدی برای بشر هستند . لازم نیست که کسی این قضایای دینی را باور داشته باشد; چنانچه ایان باربور اظهار داشته است: نظریه بریث ویت مشابه دیدگاه بسیاری از جامعه شناسان است که مفاهیم دینی را مجعولات و مطالب ساختگی می دانند که نقش های مهم اجتماعی ایفا می نمایند . (۳۰)

اشکالات بر طرح های ارائه شده و ناکاربری آن ها در اسلام

هر یک از نظریات ذکر شده بر اساس مبانی خاصی، راه حل خود را برای موارد تعارض علم و دین ارائه داده اند . در بررسی نظریات ذکر شده، صرفا به نقد راه حل ارائه شده و لوازم آن بسنده می شود و از بیان سایر اشکالات وارد بر جزئیات اصول تفکر هر یک از آن ها صرف نظر می شود; بررسی جداگانه هر کدام مجالی دیگر و بیانی مفصل تر می طلبد که از حوصله این بحث خارج است . هدف اصلی این مقال پاسخ به این سؤال است که راه حل های طرح شده که تماما از آبشخور مکاتب غربی مایه می گیرد تا چه حد می تواند در اسلام برای حل موارد تعارض علم و دین کارساز باشد .

نظریه حاکمیت مطلق دین بر علم یک شیوه افراطگرایانه ای در باب دفاع از دین است که امروزه طرف داران چندانی در مغرب زمین ندارد . در این نظریه، تفکیکی میان انواع متون دینی نشده و گویی هر نوع برداشت از کتب مقدس را غیر قابل اصطکاک با نتایج علمی قلمداد نموده است . این نظریه بیش از آن که درصدد یافتن راهی برای رفع تعارض باشد، به نادیده گرفتن ارزش علم منجر می شود . راه های صحیح ارتباط و تعامل میان علم و دین را نیز مسدود می نماید . این مسلک فکری در اسلام نیز نمی تواند پذیرفته شود; زیرا اسلام بر نقش علم و خرد تاکیدی ویژه دارد که مانع از نادیده گرفتن ارزش واقع نمایی آن برای رشد بشریت می گردد .

بی معنا تلقی کردن قضایای دینی، که اثبات گرایی منطقی بر آن اصرار دارد، دارای مشکلات زیادی است . مهم ترین اشکال آن در مبانی فلسفی اثبات گرایی است که البته این مقاله درصدد بیان تفصیلی آن نیست . اثبات گرایی منطقی دیدگاهی است که در نیمه اول قرن بیستم مطرح شد و به زودی مورد انتقاد سایر متفکران و اندیشمندان این قرن قرار گرفت . حتی برخی از نظریه پردازان اولیه نیز تا حدی به ابهامات و مشکلات آن پی بردند . آیر، که بنیانگذار اصلی این نظریه است و دقیق ترین و مهم ترین کتاب در زمینه اثبات گرایی منطقی (۳۱) را نوشته، نیز به ضعف این دیدگاه اعتراف نموده است . خود آیر بعدها در این کتاب، تجدیدنظر کرد و مؤخره ای بر آن افزود و در مورد ملاک معناداری و علمی بودن، تغییراتی را در آرای خود به وجود آورد . به تدریج، این نظریه رو به افول نهاد، به گونه ای که آیر پیش از مرگ خود نیز به ضعف اساسی آن و عدم موفقیت خود پی برد . نکته ای که آیر در آخر عمر خود گفته است این مطلب را نشان می دهد; او در مصاحبه ای در اواخر عمر گفته است که تقریبا همه امیدهایش بر باد رفته و همه آنچه در اثبات گرایی به دنبال آن بوده و از آن دفاع و تبلیغ می کرده ویران شده است .

گرچه رسوبات اثبات گرایی به صور دیگری – کماکان – باقی است و در نوشتارهای گوناگون دینی، فلسفی و غیر آن مشاهده می شود، اما امروزه دوران حاکمیت اصل این طرز فکر به سر آمده و کم تر اندیشمندی را می توان یافت که از آن دفاع نماید; چنانچه پترسون می گوید: امروزه اصول اساسی دیدگاه اثبات گرایی نه تنها در مورد دین، بلکه در مورد علم نیز مردود شناخته شده است و هیچ فیلسوف قابل توجهی (۳۲) خود را «پوزیتیویست » نمی نامد . (۳۳)

دیدگاه اثبات گرایی منطقی حل تعارض علم و دین را در حذف کامل دین از صحنه معناداری جست وجو می کند . بر اساس این نظریه، جملات اخلاقی و دینی همچون یاوه گویی های کسی که در خواب سخنی به زبان می راند، مطالبی بی معنا هستند و هیچ حکایتی از جهان خارج ندارند . چنین راه حلی به روشنی، منجر به تضعیف و بلکه بی محتوا نمودن معارف دینی می گردد . این روش نه تنها در موارد تعارض میان علم و دین، دین را از صحنه تعارض خارج می سازد، بلکه سایر تعالیم دینی را که اصطکاکی با علم ندارند نیز بی محتوا و بی معنا می سازد; نه تنها دین بلکه اخلاق و فلسفه را نیز بی ارزش می نماید .

سایر راه حل های ارائه شده برای حل تعارض علم و دین

آیا لازم و بجاست که روش دین شناسان جدید مسیحی برای رفع تعارض علم و دین در مسیحیت را در مورد اسلام بپذیریم و به کار بندیم؟ به نظر می رسد که استقلال فکری و فرهنگی اقتضا می کند که ما دین خود را به خوبی بشناسیم و تفاوت های آن را از سایر ادیان الهی درک کنیم و سپس بیندیشیم که تا چه حد رهاوردهای دین شناسی مغرب زمین می تواند کارگشای معضلات فکری در اسلام و از جمله حل تعارض علم و دین گردد . در این زمینه به سادگی ممکن است که انسان به ورطه افراط یا تفریط درغلتد . علی رغم این که آشنایی با تفکرات کلامی، تفسیری و فلسفی سایر ادیان الهی می تواند ما را در شناختی عمیق از اسلام یاری رساند، اما عدم دقت در سرایت و تعمیم دیدگاه های آنان بر اسلام ممکن است ما را ناخواسته به مغالطاتی نیز سوق دهد .

همیشه توجه به بستر تاریخی رشد هر نظریه می تواند ما را در فهم و تفسیر بهتر آن دیدگاه یاری رساند . از این رو، باید به تحلیل نظریاتی بپردازیم که در مورد راه های رفع تعارض میان علم و دین در مغرب زمین برداشته شده است . توجه به این نکته روشن می سازد که تا چه حد می توانیم و باید درصدد انطباق این دیدگاه ها با اسلام برآییم .

توجه به بستر تاریخی رشد تفکرات کلامی در مسیحیت نشان می دهد که آنچه فلاسفه دین و متکلمان مسیحی را بر آن داشته است تا چنین مواضعی اتخاذ نمایند و بدین راه ها توسل جویند تعارضات جدی تعالیم انجیل و تورات با علوم تجربی و عقل بشری است . آنان برای حل این تعارض ها راه دیگری نداشته اند . دین تحریف شده مسیحیت همراه با عقایدی همچون وجود سه خدا (اب، ابن، روح القدس)، پسر داشتن خداوند، تجسم یا حلول خداوند در حضرت عیسی علیه السلام، گناه کار و پست بودن ذاتی سرشت انسان ها از ابتدای خلقت، فروش گناه، فرود خداوند از آسمان و کشتی گرفتن با حضرت یعقوب علیه السلام و مغلوب شدن او، ابت بودن زمین و چرخش خورشید به دور زمین و امثال آن چگونه می تواند مقبول انسان خردمند و برخوردار از نتایج علوم تجربی واقع شود؟ اما این امر در مورد اسلام جاری نیست . کتاب آسمانی اسلام از تحریف مصون مانده و همراه با خرافات و عقاید خردستیز و علم گریز نیست و اگر احیانا برخی از تعالیم آن متعارض با علم به نظر می رسد، تعارض بدوی و ابتدایی است و راه های خردپسندی برای رفع آن ها وجود دارد . از این رو، در اسلام لزومی بر به کارگیری روش های حل تعارض مسیحیت با علم وجود ندارد .

اگر مسیحیت دینی کامل و خالی از نقص می بود و کتاب آسمانی آن دست خوش تحریف نبود، خداوند پس از آن دین جدید و پیامبر تازه ای برای بشر نمی فرستاد . دین تحریف شده و دارای عقاید غیرمنطقی نمی تواند به سادگی قابل توجیه باشد . توجیه این عقاید باطل است که به رشد بحث های عمیق و دامنه دار و موشکافانه در باب زبان دین، تحلیل های فلسفی از عقاید دینی و مانند آن منجر شده است . بررسی تاریخی این دیدگاه ها نشان می دهد که ریشه این مباحث در غرب، در گرو وجود تعارض جدی میان عقاید دینی و نتایج علمی و فلسفی و از سوی دیگر، تمایل جدی به حفظ دین داری – تا حد ممکن – بوده است . هدف اصلی بسیاری از آغازکنندگان و یا رشددهندگان این مباحث حل تعارض علم و دین و حفظ دغدغه دین داری بوده است . آنان درصدد برآمده اند که با ارائه این راحل ها مردم را تا حد ممکن از پشت کردن کامل به مسیحیت در زمان خود باز دارند .

روش های مزبور مستلزم وجود برخی ویژگی های مشکل زاست و در نتیجه، نمی تواند برای حل تعارض در اسلام کارگشا باشد . کاربرد این روش ها در اسلام، نه برای رفع مشکل تعارض مورد نیاز است و نه با قواعد و اصول اسلام تناسبی دارد . از آن جا که برخی از این ویژگی ها به صورت مشترک در روش های گوناگون حل تعارض وجود دارد، به جای بحث جداگانه از هر یک از مکاتب یاد شده، ویژگی های مشکل زا ذکر می گردد:

۱ . تهی سازی متون دینی از معانی حقیقی

لازمه بیش تر دیدگاه های یادشده دست کشیدن از معانی ظاهری و حقیقی تمام یا مقدار کثیری از عبارات کتاب مقدس است . اگوستین همه مطالب مربوط به حوزه علوم را که در انجیل آمده است قابل تاویل می داند . کلیسای کاتولیک رم و بسیاری از گروه های اصلی پروتستان در قرن بیستم نیز ضرورتی بر حمل عبارات انجیل بر معانی حقیقی آن نمی دیدند . نئوارتدوکس و کلام لیبرال یا الهیات اعتدالی نیز معتقدند ضرورتی ندارد که معانی حقیقی عبارات کتب مقدس جدی گرفته شود . آنان قایل به پذیرش بدون قید و شرط نتایج علوم هستند و هیچ تناقضی میان نظریات علمی و دینی نمی بینند .

گره گشایی تعارض در الهیات وجودی بولتمن نیز به واسطه نادیده گرفتن معانی حقیقی عبارات کتاب مقدس حاصل می شود . بولتمن بسیاری از عبارات انجیل را اساطیری می داند و آن ها را به زبان امیدها و ترس ها و اعمال ترجمه می کند، مثلا، بولتمن می گوید: موضوع «زنده شدن عیسی علیه السلام پس از مرگ » (۳۴) یک رویداد واقعی نبوده، بلکه به معنای تجدید عهد ایمان به مسیح علیه السلام است . این حادثه برای یاران و رسولان اولیه حضرت عیسی علیه السلام اتفاق افتاده است و امروز نیز می تواند در زندگی یک مؤمن، هنگامی که او احساس می کند به وسیله عیسی علیه السلام آمرزیده شده است، حادثه تکرار شود . (۳۵)

همچنین کلام انجیل در مورد آفرینش عالم و مبدا و منشا جهان را نباید بر معنای حقیقی آن حمل نمود، بلکه یک بیان نمادین است که بیانگر خوبی جهان و وابستگی آن به خدا در تمام لحظات است . اگزیستانسیالیسم مسیحی بولتمن تنها از ما نمی خواهد که معانی حقیقی عباراتی از انجیل را که معارض با علم است نادیده و غیرجدی بگیریم، بلکه ما را به تصرف گوهری در معانی موارد بسیار دیگری از کتاب مقدس نیز دعوت می نماید .

دست کشیدن از معانی ظاهری و حقیقی عبارات کتاب مقدس، که لازمه بیش تر دیدگاه های یادشده می باشد، در اسلام غیرکاربردی است . ممکن است کسانی گمان کنند که چنین راه حلی به هر یک از علم و دین خدمت می کند و دین را از تعارض با علم مصون می دارد . ولی به نظر می رسد این موضوع در واقع، ارائه راه حل برای موارد تعارض نیست، بلکه حاکم و مقدم داشتن دایمی علوم انسانی و تجربی بر دین در موارد تعارض و ایجاد محدودیتی افراطگونه در دایره دین و بی ارزش نمودن آن است . چنین راه حلی برای رفع تعارض، در واقع، به تهی و بی ارزش سازی تعالیم موجود در قرآن و روایات منجر می شود و هرگونه نقش عملی دین در جامعه را به نهایت، کم رنگ می سازد . این طرز تفکر در نهایت، متکلم مشهور مسیحی، بریث ویت، را به این موضع رساند که نمی توان اعتقادات دینی را صادق و صحیح تلقی نمود .

۲ . تعمیم به همه موارد متون مقدس

نظریه های مذکور درصدد رفع تعارض برآمده اند، اما راه حل ارائه شده از سوی آن ها اختصاص به موارد تعا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *