توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل رویکردی تطبیقی به خاستگاههای فلسفی فمینیسم ؛ نگاه فمینیسم به آموزش و تحصیل زنان (بخش سوم) یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل رویکردی تطبیقی به خاستگاههای فلسفی فمینیسم ؛ نگاه فمینیسم به آموزش و تحصیل زنان (بخش سوم) شامل 73 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل رویکردی تطبیقی به خاستگاههای فلسفی فمینیسم ؛ نگاه فمینیسم به آموزش و تحصیل زنان (بخش سوم) را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل رویکردی تطبیقی به خاستگاههای فلسفی فمینیسم ؛ نگاه فمینیسم به آموزش و تحصیل زنان (بخش سوم) با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل رویکردی تطبیقی به خاستگاههای فلسفی فمینیسم ؛ نگاه فمینیسم به آموزش و تحصیل زنان (بخش سوم) بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل رویکردی تطبیقی به خاستگاههای فلسفی فمینیسم ؛ نگاه فمینیسم به آموزش و تحصیل زنان (بخش سوم) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رویکردی تطبیقی به خاستگاههای فلسفی فمینیسم ؛ نگاه فمینیسم به آموزش و تحصیل زنان (بخش سوم) وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل رویکردی تطبیقی به خاستگاههای فلسفی فمینیسم ؛ نگاه فمینیسم به آموزش و تحصیل زنان (بخش سوم) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل رویکردی تطبیقی به خاستگاههای فلسفی فمینیسم ؛ نگاه فمینیسم به آموزش و تحصیل زنان (بخش سوم) مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رویکردی تطبیقی به خاستگاههای فلسفی فمینیسم ؛ نگاه فمینیسم به آموزش و تحصیل زنان (بخش سوم) :
در مقاله پیشین به امر آموزش و تحصیلات به عنوان یکی از مسائل اجتماعی زنان پرداخته و تبیین شد که اهمیت و جایگاه رفیع دانش اندوزی در اسلام و عدم تفاوت زن و مرد در درک معارف منجر به تعلیم اسماء «الله» در نشئه برزخی و خطاب تکلیفیه واحد در نشئه دنیا شد. حضرت زهرا(س) نمونه کامل کسب مقامات علمی است که از نظر فلسفی بیانگر برابری ظرفیت انوثیت به لحاظ «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی» با ظرفیت ذکوریت است. در این نوشتار آموزش و تحصیل زنان از منظر فمینیسم مورد بررسی قرار می گیرد.
آنچه مسلم است، همه جریانهای فمینیستی از آموزش و تحصیل زنان دفاع می کنند. ولی نوع برخورد جریان ها با این مسئله و نوع برنامه ها، دفاعیات و راهکارهای پیشنهادی ایشان در این رابطه متفاوت است. ولی هنگامی که نهضت زنان از قرن ۱۹ جدی تر شد و بالاخره توانست تحت لوای فمینیست، منشور دفاع از حقوق زن را در آمریکا تدوین نماید ، به حقوق زنان در رابطه با آموزش نیز توجه بیشتری مبذول گردید. اما بیشترین موفقیت این نهضت در قرن بیستم حاصل گشت و شاید بطور دقیق تر بتوان گفت: اوج دفاع فمینیست از آموزش و تحصیل زنان «در کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان در سال ۱۹۷۹ میلادی به ثمر نشست».[۱]
تاریخ فمینیست شاهد بروز نوسانات خاصی در جریانات دفاع از زن، در رابطه با آموزش و تحصیل زنان است که مانند موج در سالهای خاصی برخاسته و دوباره فروکش کرده و چندین سال بعد با سرعت دیگر و در جهت دیگری به حرکت درآمده است . «کتاب حقانیت حقوق زن که در سال (۱۷۹۲) انتشار یافت و طبق شهادت بعضی از منابع در موج اول فمینیسم مؤثر بوده، اصلی ترین علت فروتری زنان، محرومیت زنان از آموزش و تحصیل معرفی شده است. این کتاب نابرابری های میان مردان و زنان را نتیجه تفاوت طبیعی نمی داند، بلکه نتیجه محرومیت زنان از آموزش و تحصیل قلمداد می کند. ولی موج فمینیسم، که از اوایل و نیمه دهه ۱۹۶۰ مطرح شد، برای دفاع از تحصیل و آموزش زنان، نظریه هایی در رابطه با بازسازی مفاهیم ارائه می دهد و علت محرومیت زنان از آموزش و تحصیل را این می داند که دانش موجود ، از دید مردان به جهان نگریسته است.»[۲]
مسلماً نوع جبهه گیری هر یک از گرایش های پنجگانه (فمینیست های لیبرال مارکسیسم رادیکال سوسیال و فمینیست های جدید) در برابر امر آموزش و تحصیل زنان از آبشخور نظرات و آراء کلیّ و جهان بینی فلسفی این گرایش ها، تغذیه می شود. (البته جدیدترین نوع فمینیست ها در کشور ما ، فمینیست های اسلامی هستند که ایشان نیز اگرچه به جهان بینی دینی معتقدند، ولی به صورت بی قاعده ای مباحث دینی را بر نوع نسبیّت فرهنگی و نسبیت معرفتی استوار می کنند.)
فمینیستهای لیبرال
یکی از آرمان های فمینیست های لیبرال معاصر، تحقّق نوعی جامعه دو جنسی است که ویژگی های مردانه و زنان را با اختلافات اغراق آمیز روان شناختی نشان نمی دهند. قهراً اگر این گروه از فمینیست ها بخواهند با این آرمان، به دفاع از آموزش و تحصیل زنان بپردازند ، اهداف آموزشی یکسانی را برای دختران و پسران طرّاحی خواهند نمود و برای دفاع از آموزش زنان، از طرح مسئله امکانات آموزشی برابر، جانبداری خواهند کرد زیرا ایشان معتقدند: «نقش های جنسیتی، محصول روابط اجتماعی در طول تاریخ است، نه ودیعه های طبیعی».[۳]بنابراین با طرح رشته ها و برنامه های واحد درسی و طرح الگوی تربیتی واحد برای دختران و پسران و حذف مطالبی که در کتب درسی، معنای نقش های جنسیتی را القاء می کند، سعی می کنند زنان و مردان را در آموزش به یک الگو نزدیک نموده و جایگاه آموزش زنان را با مردان برابر نمایند. البته برخی از فمینیست ها نقدهایی بر بعضی از نظریه های دموکراسی لیبرال دارند و معتقدند که تعدادی از نظریات لیبرالی به گونه ای است که برخی از انسان ها به طور نظام مندی از فرایند های سیاسی حذف می شوند . به عنوان مثال؛ یکی از متفکرین معاصر به نام «پیتمن» که شهرت خود را از افکار فمینیستی خویش دارد، معتقد است که بعضی از نظریات اجتماعی لیبرالی، حوزه سیاسی را با حوزه عمومی یا جامعه مدنی تعریف می کنند. بدین جهت این نوع تفکر، برخی پیامدهای منفی آشکار برا ی حقوق زنان را بدنبال می آورد.[۴]
فمینیست های مارکسیسم
این دسته از فمینیست ها به نظریات اقتصادی خود بهای زیادی داده و همه چیز را از منظر فلسفه مارکسیستی می بینند، قهراً وقتی به مسئله آموزش و تحصیل زنان می رسند ، این مسئله را نیز در آن جریان کلّی تفسیر می کنند، یعنی اصول مبارزه برای دفاع از حقوق زنان و مبارزه برای دفاع از آموزش و تحصیل زنان را، تابعی از مبارزه طبقاتی می پندارند . بنابراین گوشخراش ترین فریاد مارکسیستهای فمینیسم، برای دفاع از حقوق زن، این است که آنها را از محیط خانه به کار عمومی جامعه منتقل کنند تا با سرمایه داری و نظام بورژوایی بجنگند و برای آموزش زنان نیز برنامه هایی در این راستا ارائه می دهند. مسلّماً لازمه کار عمومی برای تولیدات کلان، این است که آموزش عمومی یکسان برای زن و مرد با هدف تولید بیشتر و بهتر طراحی شود. در برنامه مارکسیستی برای هدف تولید و اقتصاد بهتر، از همه مسائل جزئی، از جمله ویژگی های زنان ، صرف نظر می کند.
فمینیست های رادیکال
«فمینیست های افراطی رادیکال، که در اواخر دهه شصت بوجود آمدند بیش از هر چیز در این پدیده بر احساسات و روابط شخصی تکیه دارند.»[۵] فمینیست های رادیکال که نگرشی بسیار افراطی درباره فرهنگ مردسالاری دارند ، موتور حرکت تاریخ را در «دیالکتیک جنسیت» می بینند. (یعنی در تلاش مردان برای تسلّط بر زنان).
از دیدگاه افراطی این فمینیست هاو چنین سطح تقابلی بین دو جنس مرد و زن می توان نتیجه گرفت که ریشه فرودستی زنان از نگاه آنها، نه تنها در مرحله وضع قوانین، بلکه در همه جوانب، ناشی از خوی سلطه جویی مردان می باشد. پس این گروه باید برای برنامه آموزش و تحصیل زنان ، اهدافی خاص قائل شوند. اهدافی که بیش از هر چیز مبارزه جنس زن با جنس مرد را تقویت نموده و برای زنان در دانش و آموزش و حتی استفاده از واژه های مؤنث در کتب درسی، برنامه ای طراحی نمایند که آموزش زنان را در تقابل با آموزش مردان قرار داده و قدرت مبارزه با مردان را در زنان زیاد کنند.
«سیمون دوبوار که بر اساس دیدگاه اگزیستانسیالیستی، به تفسیر فمینیست می پردازد؛ از صاحب نظران این گروه است … به عقیده وی آن چه که زن را در قید بندگی نگاه می دارد ، دو نهاد عمده «ازدواج» و «مادری» است».[۶]
پس از نظر فمینیست های رادیکال باید در محتوای درسی آموزشی زنان، دروسی طراحی شود که فرودستی زنان را در رابطه با این دو نهاد به ایشان تفهیم نماید و نوع اهداف آموزش زنان باید به گونه ای باشد که در دراز مدت بتواند جنس زن را در مقابل جنس مرد به پیروزی و موفقیّتی نسبی برساند. علت معتبر شمردن جایگاه آموزش مردان نسبت به زنان، از نظر لیبرال ها، تعصّب غیر منطقی جنس مذکر است، که معتقدند این معضل با گفت و گوی منطقی حل می شود.
«ایریگای معتقد است، حتی جنسیّت زنان نیز همیشه بر اساس شاخصه های مردانه مفهوم پردازی شده و سهم زن «فقدان» یا «نقصان» و رشک به اندام جنسی مردان است به طوری که فقط آن به رسمیّت شناخته می شود».[۷]
«لاکان» معتقد است وقتی در جوامع، ارزش ها بر اساس مفاهیم مردانه استوار می باشد، بنابراین تنها راه سخن گفتن یا ارتباط برقرار کردن زنان با جامعه این است که از ابزارهای مردانه کمک بگیرند، و وقتی می خواهند سخن بگویند و رابطه برقرار کنند همانند مردان عمل نمایند.[۸]
بعضی از فمینیست ها وقتی تا این حد محرومیت زنان را از ناحیه به رسمیت شناخته شدن جنس مخالف در جامعه می بینند؛ مسلماً الگوهایی را که برای این محرومیت زدایی در آموزش و تحصیل زنان ارائه می دهند این است که الگوهای جدیدی برای ارزش ها و شاخصه ها طراحی نمایند تا از این مردسالاری مذموم، فاصله داشته باشد و نظریات برتری جنس مرد را درهم بکوبد.
اما «جریان سوسیالی فمینیست هم که پس از دهه هفتادم شکل گرفت، متأثر از فمینیست، رادیکال است»[۹] و این جریان همان قدر که نظام سرمایه داری را در تبعیض جایگاه آموزشی زن و مرد مؤثر می داند، به همان اندازه معتقد است نظام جنسیتی و خود طبیعت مردسالاری مردان نیز در این امر مقصّرند. اما بر خلاف این چهار گروه از فمینیست های فرامدرن که دارای دیدگاههای پست مدرنیزم می باشند و معتقدند که زنان برای رهایی و برای بدست آوردن حق مساوی با مردان از جمله تساوی حقوق در جایگاه و شؤون آموزشی باید بر ویژگیهای زنانه خود تأکید نمایند. فمینیست های فرامدرن بدین اعتقاد هستند که، باید تعریفی جدید از «مردان» و «زنان» در همه کتب آموزشی ارائه کرد. البته این گروه بر خلاف فمینیست های رادیکال، معتقدند، که زن به همسر، فرزند و خانواده نیازمند است. بنابراین از نظر ایشان در اهداف و جایگاه آموزشی زنان باید نهاد خانواده را در نظر داشت. «حذف نمادهای جنسی از کتب درسی از جمله مواردی است که فمینیست های جدید و گروههای دیگر بر آن اصرار می ورزند و در سالهای اخیر بعضی از نشریات داخلی، بلندگوی نظریات فمینیست های جدید بودند.»[۱۰]
فمینیست های اسلامی
عمر فمینیست های اسلامی در ایران شاید به کمتر از دو دهه برسد. در خور توجه است که دستاوردهای فکری بعضی از روشنفکران دینی که بی حد و مرز و بدون اذن شریعت، مرزهای نسبیّت و تغییر در احکام را گسترده اند، دست آویز فمینیست های اسلامی شده است.
هر چند که فقهاء و مجتهدین تحت ضوابطی که شریعت ارائه می دهد، می توانند بعضی از قوانین در باب مسائل زنان و از جمله امر تحصیل و آموزش زنان را بنا بر عناوین ثانویه، مصالح عامه و حکومتی تغییر داده و طبق مقتضیات زمان و مکان تفسیر کنند. ولی طرح نسبی گرایی فرهنگی بدون ضوابط شرع و اذن شارع به اشکال دیگری اسارت زن ، منجر خواهد شد.
البته باید توجه داشت، هر کس که با دید اسلامی، از حقّ مسلّم آموزش زن و مطالبات شرعی وی در زمینه تحصیل دفاع می کند، به عنوان فمینیست اسلامی متهم نشود.
نمونه هایی از دفاع نادرست و ضعیف فمینیست ها از آموزش و تحصیل زنان
دفاعیات فمینیست ها از آموزش وتحصیل زنان، متعالی و مستحکم نیست، چرا که اصل جهان بینی و فلسفه ایشان ضعیف است. وقتی دفاعیات فمینیسم ها از آموزش و تحصیل زنان را با دفاعیات اسلام از این ارزش مقایسه کنیم، بلندی نگاه اسلام و کوتاهی منظر فمینیست ها در این باره مشخص می شود.
به عنوان مثال؛ فمینیستی مثل «لوس ایریگارای» با سوء ظن به زبان فلسفه بسیار می نگرد و معتقد است اگر زنان در عرصه دانش فلسفه، نبوغ و درخشندگی خاصی از خود بجای نگذاشتند، فقط به این جهت بوده که فیلسوفان، زبان فلسفه را مردانه کرده اند . این فمینیست برای دفاع از زنان در داشتن فلسفه، مبارزه با زبان فلسفه را پیشنهاد می کند.[۱۱] فمینیست دیگری به نام «لودوف» هرچند که معتقد است زبان فلسفه در محروم کردن زنان از ورود به دانش فلسفه بی تقصیر است ولی عملکرد تاریخی فلسفه را در این زمینه مقصر می داند و راهکار احیاء حقّ زنان در دانش فلسفه را مبارزه با این نوع عملکرد تاریخی فلسفه می داند.[۱۲]بعضی از فمینیست ها عدم درخشش زنان، درصحنه علوم الهیات را در ریشه هایی واهی جست و جو می کنند و برای پیشرفت زنان در این دانش، حرف های بسیار سستی، به عنوان نظریه و راهکار عنوان می نمایند.
در همین راستا و برای رسیدن به هدف فوق الذکر، «ایریگارای» که یکی از فمینیست هاست پیشنهاد می دهد که باید با تأمل دوباره ای به سنّت الهیّات پرداخت. وی معتقد است: «باید برداشت مثبتی از مفهوم الاهی (نامتناهی) بیابد تا مناسب زنان باشد، چون خدای مسیحیت به عنوان نمونه، امر تخیّلی مردانه، تجربه زنان را به عنوان منبع استناد حذف می کند. وی لازم می بیند که چهره ای بیابد که نمونه امر تخیّلی زنانه باشد، خدای زن، خدایی است که بتواند به چند گانگی، تفاوت، سیالیّت، موزونی و «شکوه بدن» به عبارت دیگر، به آن چیزهایی که در محدوده تجربه دینی مردسالارانه ن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.