تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل رویکرد جامعه شناختی به اقتصاد در چارچوب «نظریه عمومی کنش» «نظریه عمومی کنش»؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد جامعه شناختی به اقتصاد در چارچوب «نظریه عمومی کنش» «نظریه عمومی کنش» شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد جامعه شناختی به اقتصاد در چارچوب «نظریه عمومی کنش» «نظریه عمومی کنش» را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل رویکرد جامعه شناختی به اقتصاد در چارچوب «نظریه عمومی کنش» «نظریه عمومی کنش» با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد جامعه شناختی به اقتصاد در چارچوب «نظریه عمومی کنش» «نظریه عمومی کنش» با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد جامعه شناختی به اقتصاد در چارچوب «نظریه عمومی کنش» «نظریه عمومی کنش» تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل رویکرد جامعه شناختی به اقتصاد در چارچوب «نظریه عمومی کنش» «نظریه عمومی کنش» را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رویکرد جامعه شناختی به اقتصاد در چارچوب «نظریه عمومی کنش» «نظریه عمومی کنش» :

مقدمه:

می دانیم که علم اقتصاد به مطالعه روابط میان متغیرهای اقتصادی و فعالیت انسانی در عرصه تولید کالاها و خدمات می پردازد و سعی می کند قانونمندی نحوه معیشت مردمان و افت و خیزهای آن را بررسی کند و جامعه شناسی اقتصادی نیز دیگر جنبه هایی را که بر اقتصاد تأثیر گذارده و از آن تأثیر می پذیرند مورد بررسی قرار می دهد. «علم اقتصاد، یعنی علم اجتماعی خاص، از کل اجتماعی یک برش سطحی یا تکیه گاهی در عمق جدا می کند، در صورتی که جامعه شناسی کلیه سطوح و کلیه مبانی واقعیت اجتماعی را در نظر می گیرد… . جامعه شناسی اقتصادی اطلاعات لازم را درباره محیط فعالیت اقتصادی به دست می دهد و می کوشد تا روشن کند قوانین مختلف اقتصادی در چه شرایط تاریخی و ساختاری به مرحله اجرا درمی آید و در نتیجه، در عین حال، به علم اقتصاد قدرت انتخاب و کارایی می بخشد.[۱] تحلیل اقتصادی موافق قاعده شومپینز «می خواهد بداند که مردم در هر زمان چگونه رفتار می کنند و از رفتار انها چه آثاری به بار می آید ولی جامعه شناسی اقتصادی به این پرسش پاسخ می گوید که این افراد چگونه موفق شده اند موافق کردار و رویه خود رفتار کنند». [۲]

بنا بر نظر برخی عالمان جامعه شناسی اقتصادی مانند «آلن کیه، ریچارد سوئد برگ، تالکوت»، پارسونز، اسملسر و جین بنکل جامعه شناسی اقتصادی برای حیران ضعفهای علم اقتصاد به میان آمده و تبدیل به یک علم برای رجوع اقتصاد در این زمینه شده است. با این اوصاف جامعه شناسی اقتصادی می تواند یکی از گامهای بنیادی در جهت تبیین و تشریح اقتصاد اسلامی به کار گرفته شود. اما از آنجا که این علم آنچنان که باید و شاید در ایران شناسانده نشده این تحقیق بر آن است تا گامی در این راه بردارد و رسیدن به این هدف به یکی از مهمترین تلاشهای صورت گرفته در این علم، یعنی نظریه عمومی کنش پارسونز جامعه شناس آمریکایی می پردازد. نظریه عمومی کنش نه تنها کلید فهم نظریه های جامعه شناسی، اقتصادی، سیاسی و روانشناختی پارسونز است، بلکه بزرگ ترین و بدیع ترین دستاورد نظری اوست و آن را چونان چارچوب نظری برای همه علوم انسانی مطرح می کند. پارادایمی که وحدت و یگانگی علوم انسانی و زمینه همکاری را میام آنها فراهم می کند، بدون آنکه یکی را بر بقیه مسلط کند. از این رو که ارتباط ارگانیک مسائل اقتصادی و اجتماعی در تحقیقات نظری پارسونز که از محورهای اصلی تفکر و از عناصر یگانگی آثار وی به شمار می آید با کمک این نظریه بیان می گردد.

۱ – نظریه عمومی کنش

۱-۱ مفهوم کنش اجتماعی

سرآغاز تمامی نظریه پارسونز که آن را در چارچوبی بسیار وسیع مطرح می کند، مفهوم کنش اجتماعی است. از نظر او کنش اجتماعی، همه رفتار انسانی است که انگیزه و راهنمای آن معانی است که توجه کنشگر را جلب می کند و او آنها را در دنیای خارج کشف و به آنها پاسخ می دهد. این کنش با ذهنیت کنشگر تفسیر می شود، یعنی بر مبنای ادراکی که از محیطش دارد، احساساتی که او را بر می انگیزد، افکاری که در سر دارد، انگیزه هایی که او را به عمل وا می دارد و واکنشهایی که در برابر کنشهای خودش دارد. کنشگری که در اینجا صحبت از اوست، می تواند یک فرد باشد یا یک گروه، یک سازمان، یک منطقه، یک جامعه کلی یا یک تمدن. کنشگر پارسونز «موجدی در وضعیت» است، زیرا کنشش پیوسته درک معانی مجموعه نشانه هایی است که او در محیط می یابد و به آنها پاسخ می دهد!

محیط کنشگر، تحت محیط فیزیکی است که در آنجا کنش از قوه به فعل در می آید. این محیط شامل اشیاء مادی، شرایط اقلیمی، جغرافیایی و زمین شناختی مکانها و ارگانیسم زیستی است. کنشگر اجتماعی، سنگینی یا فشار این اشیاء را حس می کند، آنها را تبیین می کند، در قبالشان احساسات به خرج می دهد، آنها را در راستای هدفهایی که دارد به کار می گیرد. همه این مناسبات با محیط فیزیکی بر مجموعه ای از تأویل و تغییر استوار است که کنشگر از گذر آنها واقعیت را ادراک می کند و به آن معنایی می دهد و به تبع آن عمل می کند. اما در محیطی که کنشگر را احاطه کرده است، شیء ممتاز همانا شیء اجتماعی است، یعنی کنشگران دیگر. با اینها، کنش اجتماعی، کنش متقابل (تعامل) می گردد.[۳] تحلیل ذهنیت کنشگر اکنون دو یا چند بعدی می شود، به ذهنیت خود (Ego) و ذهنیت دیگری (Alter) پاسخ می دهد که ممکن است مفرد یا جمع باشد.

پارسونز در تمامی آثارش بر پیچیدگی روابط اجتماعی افراد انسانی تأکید می کند. این کنش متقابل میان دو یا چند کنشگر و ذهنیتی که در آن درگیر است یکی از محورهای اصلی نظریه پارسونز را تشکیل می دهد. از دیگر اشیاء اجتماعی، اشیاء فرهنگی یا نمادی (Symbolic) است.[۴] کنش اجتماعی چون پرمعناست لاجرم در پوشش نماد پردازی (Symbolic) است. از گذر نشانه ها و نمادهاست که کنشگر محیطش را می شناسد، حس می کند آن را ارزیابی و در آن دخل و تصرف می کند و با دیگر کنشگران ارتباط برقرار می کند. کارکرد دیگر نمادپردازی در کنش اجتماعی میانجیگری قواعد رفتار، هنجارها و ارزشهای فرهنگی است که کنشگر را در جهت یابی کنشش راهنمایی می کند. هنجارها و ارزشها از چند لحاظ ماهیتی نمادی دارند. نخست از لحاظ اینکه نمادها هستند که رفتار کنشگران را انتقال پذیر می کنند به برکت هنجارها و ارزشهای مرجع است که کنش انسانی در نگاه کنشگران دیگر و نیز خود کنشگر در عمل، شفاف می شود، زیرا همه می توانند در آن پهنا جهت وتداوم بیابند به علاوه از گذر هنجارها و ارزشهاست که کنشگر می تواند وضعیتی را تعبیر و تفسیر کرده و در آن نشانه های عطف، حد و مرز و عناصر قدرت را تشخیص داده و آنها را در فتارش منظور کند و بالاخره، هنجارها و ارزشها هستند که برای کنشگر، هدفها و وسایلی را عرضه می کنند که کنشگر از آنها به عنوان راهنما استفاده می کند و در عین حال به کنشش هم در نگاه خودش و هم در نگاه کنشگران دیگر، معنای خاصی می دهد.[۵]

همان طور که پارسونز خاطر نان می کند، کنش انسانی میان دو جهان «غیر کنش» (No-Action) واقع شده است که در همان حال تنگناهای دوگانه ای تشکیل می دهند. نخستین جهان غیر کنشی همان محیط فیزیکی است که شامل واقعیتهایی چون آب و هوا، وضع منابع، ابزارها و فنون در دسترس، سازواره زیستی افراد، خصوصیات موروثی و ژنتیکی است. این نخستین جهان تنگناها برای همه موجودات زنده مشترک است و شامل مجموعه شرایطی است که هر کنشی باید آنها را به حساب بیاورد.دومین جهان غیر کنشی، محیط نمادی یا فرهنگی است که هدفهای نایل شدنی را تعیین می کند، وسایل رسیدن به هدفها را نشان می دهد، حدود کنشهای مجاز را مشخص می کند، اولویتها را تعیین و انتخابها را توصیه می کند. جهان فرهنگی به کنش انسانی در میان همه صورتهای ممکن کنش، هویتی یگانه می بخشد. در واقع، به سبب داشتن خصلت نمادی و هنجاری است که کنش انسانی از هر نوع کنش دیگر متمایز می شود. از آنچه گفتیم، نتیجه می شود که کنش اجتماعی که تمامی نظریه پارسونز در محور آن تدوین شده از چهار عنصر زیر تشکیل می شود:

۱-کنشگر: که می تواند یک فرد، یک گروه یا یک جامعه باشد.

۲-وضعیت: که شامل اشیاء فیزیکی و اجتماعی است که کنشگر با آنها ارتباط برقرار می کند.

۳- نمادها: که با واسطه آنها کنشگر با عناصر متفاوت ارتباط پیدا می کند و برای هر یک معنایی قایل می شود.

۴-قواعد، هنجارها و ارزشها: که جهت یابی کنش را هدایت می کنند، یعنی روابط را کنش گر با اشیاء اجتماعی و غیر اجتماعی محیطش دارد.

۲-۱- نظام کنش اجتماعی:

کنش اجتماعی به نظر پارسونز موضوع مطالعه همه علوم انسانی است واز آنجا که در نگاه پارسونز مفهوم نظام برای شناخت علمی بسیار مهم است،او قایل به قابلیت تحلیل سیستمی برای کنش انسانی است. هر کنشی در هیأت مجموعه ای از واحدهای کنشی یک یا چند کنشگر ظاهر می شود، یعنی که می توان آن را به واحدهای ژستها، گفتار، میمیک تجزیه کرد که مجموع باز سازی شده اش یک نقش اجتماعی (مثل نقش پدر خانواده یا رییس اداره) را می سازد یا برهه ای کم و بیش طولانی از کنش متقابل میان دو یا چند کنشگر را. در عین حال، هر کنشی را می توان چون کلی از واحدهای کنشی و جزئی از یک کل وسیع تر در نظر گرفت، پس کنش نه ساده است نه مفصل. گرچه این وابستگی متقابل اجزای کنشی خود دلیلی در تأیید مفهوم نظام کنش است ولی مفهوم نظامی که پارسونز مدّنظر دارد بسیار پیچیده تر است. در تعریف او نظام سه شرط دارد:

۱- ساخت: اجزای یک نظام و خود نظام باید آرایش سازمانی داشته باشند، بدین ترتیب که از اجزاء باید از مؤلفه های پایدار تشکیل شده باشد تا بتوان از آنها به عنوان نشانه های عطف در تحلیل سیستمی استفاده کرد. در نظام کنش به نظر پارسونز، الگوهای هنجاری و در سطحی انتزاعی تر، متغیرهای ساختی (Pattern Variables) این نقش را ایفا می کنند.

۲- کارکرد(Function): برای آنکه در یک نظام کنش وجود داشته باشد و دوام بیاورد. برخی از نیازهای اولیه نظام، باید برآورده شود. این بعد، بعد کارکردی نظام کنش است.

۳- فرایند(Process) خود سیستم و درون سیستم: یک نظام کنش متضمن فعالیتها، تغییرات و تطوّر است که نمی تواند تصادفی باشد بلکه باید طبق قواعدی صورت گیرد. [۶]

تحلیل این ابعاد سه گانه نظریه عمومی کنش را تشکیل می دهد. اکنون با جزئیات بیشتر افکار پارسونز را درباره هر یک از آنها دنبال خواهیم کرد.

۱-۲-۱- عناصر ساختاری نظام کنش:

در ساده ترین تعریف، نظام کنش عبارت است از سازمان روابط کنش متقابل میان کنشگر و وضعیتش که از اشیای فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی ساخته شده است. اما چه چیزی موجب آن می شود که میان کنشگر و اشیای محیطش روابط کنش متقابل به وجود آید، ثبات پیدا کند و دوام بیاورد؟ به عبارتی دیگر، کدام عوامل به روابط کنش متقابل و به کنش ساخت می دهد و از این رهگذر دوام و پایداری نسبی آنها را تأمین می کند؟ به نظر پارسونز، کنش انسانی از قواعد، هنجارها و الگوهایی تبعیت می کند که از عناصر ساختی کنش و مایه انسجام آن هستند. در نگاه او بنیاد نظم، در ساخت نظام کنش است، یعنی در الگوها، هنجارها و ارزشهایی که برای کنشگر، فردی یا جمعی معنایی دارد، چون که در شخصیت فرد دورنی شده اند و در عین حال در جامعه و در فرهنگ نهادی شده اند. کنشی که راهنمایش ارزشها هستند، ناگزیر در آن واحد یک قبول و یک رد است، یک بله است و یک نه. خلاصه کلام، دوگانگی و تناقض جزئی از ماهیت ارزشهاست و این دوگانگیها، یک سری پرسشهای دو گزینه ای و دو وجهی (Dilemma) را به وجود می آورند که هر کنشگر در رابطه با دیگری با آنها روبرو می شود و با جهت یابی کنشش به آنها پاسخ می دهد. پارسونز چهار پرسش مطرح کرد و آنها را متغیرهای ساختی کنش نامید.[۷]

الف: کنشگر اجتماعی می تواند درباره شیء فیزیکی یا اجتماعی بر مبنای معیارهای عام که قابلیت تعمیم به مجموعه ای از اشیاء را داشته باشد، داوری کند و حکم صادر کند. در این حالت کنشگر گزینه «عام گرایی» (Universalism) را انتخاب کرده است، مانند داوری استاد در حق دانشجویان غیر فرزندش. در مقابل، کنشگر می تواند شیء را از لحاظ آنچه که آن را خاص می کند و بر مبنای معیارهایی که فقط درباره آن شیء خاص و شرایط ویژه ای که دارد، صدق می کند، داوری کند. در این حالت کنشگر گزینه »خاص گرایی« (Particularism) را برگزیده است، مانند قضاوت استاد در حق دانشجویی که فرزندش باشد.

ب: کنشگر می تواند درباره یک شیء فیزیکی یا اجتماعی بر حسب آنچه که آن شیء تولید می کند، انجام می دهد و یا به آن دست می یابد داوری کند. در این حالت، قضاوتش بر »دستاورد« (Accomplishmen) شیء مبتنی است. در مقابل، کنشگر می تواند به جای توجه به دستاورد شیء به خود شیء و آنچه که هست، مستقل از آنچه که عاید کنشگر می کند، اهمیت قایل شود. در این حالت، کنشگر »ماهیت« (Quality) شیء را به عنوان معیار داوری درباره اش برمی گزیند.

ج: کنشگر در روابطش با اشیای وضعیتش باید میان دو گزینه »واکنش عاطفی« (Affectivity) و »بی طرفی عاطفی« (Neutrality) یکی را انتخاب کند. او بی طرفی را با کنار گذاشتن عواطف و احساساتش انتخاب می کند و کنشهای متقابلش را بیشتر به تبع کارآیی یا نتیجه نهایی شیء جهت می دهد. به طور کلی، روابط در دنیای کسب و کار بیشتر بر مدار بی طرفی عاطفی می چرخند و تنها در محافل خانوادگی یا دوستانه است که روابط کم و بیش رنگ و بوی عاطفی دارند.

د: کنشگر می تواند انتخاب کند که با کنشگران دیگر فقط از برخی جنبه های ویژه رابطه داشته و یا روابطی همه جانبه و گسترده داشته باشد. در حالت اول مانند رابطه استاد با دانشجویانش یا پزشک با بیمار او »ویژگی« (Specificity) را بر می گزیند اما در حالت دوم مانند رابطه پدر با فرزندانش او »پخش« (Diffusion) را انتخاب می کند.

۲-۲-۱ ابعاد کارکردی نظام کنش

عوامل و متغیرهای ساختی به ایستایی نظام کمک می کنند و ابعاد کارکردی، پویایی نظام کنش را در بر دارند. در نظر پارسونز، کارکرد یک نظام زنده با مجموعه فعالیتهایی متناظر است که نیاز یا نیازهای نظام را به عنوان نظام برآورده می کنند. از یک جنبه، در نظام کنش کارکردها یا مجموعه فعالیتهایی خواهیم یافت که با روابط نظام با محیطش پیوسته است و کارکردهای دیگری مشاهده خواهیم کرد که با نیازهای سازمان درونی نظام ارتباط دارد و از دیگر جنبه، کارکردهایی مصرفی (Consumatory) را شاهدیم که برای نیل به هدفهای نظام (خواه تحصیل مال و ثروت، خواه تحصیل رضایت خاطر و خواه تحقق افکار و عقاید) لازمند و در مقابل آن، کارکردهای ابزاری (Instrumental) وجود دارند که برای جستجو و استفاده از وسایل برای رسیدن به هدفهای نظام ضروری اند.[۸] متناظر با کارکردهای بالا، چهار کارکرد برای نظام کنش تعریف می شود:

الف:سازگاری (Adoptation): شامل کارکردهایی است که نظام را با محیطش، با مقتضایاتش، با تنگناهایش و با محدودیتهایش سازگار می کند و نیز کارکردهایی که نظام کنش از گذر آنها محیط را با نیازهایش سازگار کرده و آن را تغییر می دهد، بر آن نظارت می کند و از آن بهره برداری می کند.

ب: دستیابی به هدفها (Goal – Attainment): مجموعه کارکردهایی که هدفهای نظام را تعیین می کنند و برای رسیدن به این هدفها و گرفتن پاداش مطلوب، منابع و انرژیهایی را بسیج و اداره می کنند. همین کارکرد اسن که نظام کنش را از نظام غیر کنشی (فیزیکی و زیستی) متمایز می کند.

ج: یگانگی (Integration): بعد ثبات بخش (Stabilizer) است، بعدی که کنشهای حمایت گر نظام در برابر تغییرات ناگهانی و اختلالهای بزرگ و کنشهایی که باید، یکپارچگی و هبستگی لازم برای ماندگاری نظام را تأمین کند، در آن جا دارد.

د: حفظ الگوهای فرهنگی (Latancy): این کارکرد، ایجاد انگیزش لازم در کنشگران و گسترش و پخش آن به صورت اطلاعات د رنظام کنش را به عهده دارد. این کارکرد، نقطه تماس میان نظام کنش و دنیای نمادی و فرهنگی است.مدلواره زیر کارکردهای چهارگانه را از دو جنبه بیرونی و درونی و هدف / وسیله نشان داده است.

مدل رسم مدلواره کارکردی نظام کنش

تقسیم نظام کنش به چهار کارکرد متمایز به پارسونز امکان داد که مدل نظری روابط موجود میان ارگانیسم زیستی، شخصیت، نظام اجتماعی و نظام فرهنگی را تهیه کند.[۹] در نظر او:

الف: ارگانیسم زیستی با کارکرد سازگاری متناظر است، زیرا از راه حواس است که تماس با جهان فیزیکی برقرار می شود، خواه برای سازگار شدن با آن، خواه برای دستکاری آن، خواه برای تغییر آن.

ب: شخصیت روانی با کارکرد دستیابی به هدفها متناظر است؛ زیرا با سیستم روانی است که هدفها تعیین و منابع و انرژیها برای رسیدن به هدفهای مورد نظر بسیج می شود.

ج: نظام اجتماعی با کارکرد یگانگی متناظر است؛ این نظام اجتماعی است که همبستگی ایجادمی کند، وفاداری به اصول و پیمانها را به وجود می آورد و حدود و فرجه آزادی عمل را تعیین می کند.

د: نظام فرهنگی با کارکرد حفظ الگوهای فرهنگی متناظر است؛ این نظام فرهنگی است که از گذر هنجارها، ارزشها، آرمانها و ایدئولوژیهایی که به کنشگران اجتماعی پیشنهاد یا تحمیل می کند برایشان انگیزه و آمادگی ذهنی برای کنش را فراهم می کند.

۳-۲-۱ فرایندهای نظام کنش

پارسونز برای تبیین فرایندهای نظام کنش، از مفهوم تعادل استفاده می کند. چنانچه در یک نظام کنش هیچ تغییری صورت نگیرد، این نظام به طور نامحدود در حالت پایدار و متعادل باقی می ماند ولی از آنجا که وضعیت خارجی پیوسته تغییر می کند وجود یک تعادل بعید به نظر می رسد. به نظر پارسونز دو فرایند عمده وجود دارد که مناسبات کنشگر-وضعیت را تغییر می دهد:[۱۰]

الف: فعالیت: شامل همه رفتارهایی است که کنشگر با آنها در وضعیت اثر می گذارد، چیزی تولید می کند و پیامی می فرستد و در همان حال، تحت تأثیر تغییراتی قرار می گیرد که از فعالیت کنشگران دیگر یا از فعالیت اشیاء غیر اجتماعی محیطش (مثلا تغییر درجه دما) منتج می شود.

ب: یادگیری: آنچه که آموخته و درونی می شود کنشگر را تغییر می دهد و در پی آن شرایط و خود کنش را تغییر می دهد. کنشگر انسانی پیوسته در حال یادگرفتن و پیوسته در حال دورن سازی شناختهای جدید است.

آنچه درباره فعالیت و یادگیری گفته شد، به طور کلی در مورد هر کنشگری صدق می کند، یعنی نه فقط کنشگر فردی، بلکه همچنین درباره کنشگران جمعی چون گروه ها، انجمنها و جوامع بزرگ.

۲ – جامعه شناسی و علوم انسانی

پارسونز موضوع مطالعه جامعه شناسی را کنش اجتماعی می داند به همان صورت و با همان ویژگیهایی که کنش اجتماعی در نظام اجتماعی دارد. به عبارت دیگر در چارچوب نظام کنش، کارکرد یگانگی که با نظام اجتماعی متناظر است، میدان مطالعه جامعه شناسی را تشکیل می دهد. نظریه عمومی کنش در همان حال که به جامعه شناسی هویتی یگانه می بخشد، مناسباتش را با سایر علوم انسانی نیز مشخص می کند.

کنش انسانی غنی تر از آن است که تنها در چارچوب نظام (فرعی) اجتماعی تبیین شود. کنش انسانی متضمن مشارکت ارگانیسم زیستی و عصبی است، مستلزم مداخله شخصیت روانی فرد با افراد است. مفروض به وجود جهان نمادها، هنجارها و ارزشهایی است که کنشگران اجتماعی معانی آنها را می فهمند، مراعات می کنند و پاس می دارند. به گفته پارسونز، تنها یک دانش »دایره المعارفی« می تواند همه وجوه کنش انسانی را بشناسد. او، از همان نخستین آثارش، هم جامعه شناسی و هم سایر علوم اجتماعی را از ادعای نوعی ملکه بودن در علوم انسانی، یعنی از ادعای برخوردار بودن از منزلتی برتر که به آن قدرت تبیینی فراگیرتر از سایر علوم می دهد، برحذر داشته است.پارسونز پیوسته از برابری علوم اجتماعی دفاع کرده است. هر یک از آنها، روانشاسی، جامعه شناسی، اقتصاد، علم سیاست، انسان شناسی یک وجه از کنش انسانی را مطالعه می کنند. هر یک از این شاخه های علوم انسانی، یک علم جزئی است و مجموع آنها علم کنش انسانی را تشکیل می دهند. اگر بخواهیم از آشفتگی ابعاد مختلف کنش اجتماعی، که علوم اجتماعی در بیشتر اوقات قربانی آن، شده اند بپرهیزیم، یک مرزبندی تحلیلی میان این علوم ضروری است، اما در عین حال باید با همان صراحت بپذیریم که کنش اجتماعی واحدی یکپارچه است و تنها از لحاظ تحلیلی افتراق پذیر بوده و از لحاظ عینی واقعیتی یگانه است. در نتیجه همه علوم انسانی موضوع واحدی را مطالعه می کنند که از لحاظ عینی، یکپارچه است و این امر آنها را مجبور می کند که مرزهایشان را پیوسته به روی یکدیگر باز نگهدارند. هیچ یک از علوم انسانی نه می تواند خودکفا شود و نه می تواند به علوم دیگر مسلط شود. قائل شدن پایگاهی برتر برای یکی از علوم اجتماعی، هرکدام که باشد فرق نمی کند، در نظر پارسونز، هم یک خطای تئوریک است و هم یک خطای روش شناختی. این موضع گیری پارسونز، از همان ابتدای زندگی علمی اش، نه تنها در برابر جامعه شناسی، بلکه در برابر علوم اقتصادی نیز اتخاذ شده است.[۱۱]

پارسونز در نخستین مقاله هایی که از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۵ منتشر کرد و در تز دکترایش در دانشگاه »هایدلبرگ« از جمله مسائل مهمی که توجه وی را جلب کرد، جنبه های غیر اقتصادی فرایندهای اقتصادی بود که اقتصاد دانان به آنها اعتنا نمی کنند. در قرنهای ۱۸ و ۱۹، اقتصاد می توانست علم اجتماعی دایره المعارفی شود، با این وصف زیر بار آن نرفت، زیرا که در شکل کلاسیکی اش، علم اقتصاد، موضوعش را به مطالعه نوع ویژه ای از کنش انسان، یعنی به رفتار اقتصادی عقلایی، محدود کرد. هر رفتاری که با معیارهای عقلانیت سازگار نبود، با روشهای علم اقتصاد نیز قابل بررسی نبود. نظریه اقتصادی کلاسیکی، به کمک چند اصل موضوع یا چند اصل بدیهی که »ثابت« می انگاشت، رفتار غیر عقلایی را از قلمرو بررسی خود خارج می دانست. پارسونز متقاعد شده بود که همان استدلال را باید به سایر علوم انسانی نیز تعمیم داد. هر یک از آنها باید مثل علم اقتصاد از وسوسه دانش دایره المعارفی شدن بپرهیزند و تنها یک بعد خاص از ابعاد کنش انسانی را موضوع مطالعه قرار دهند. از این دیدگاه، علم اقتصاد باید برای سایر علوم انسانی سرمشق باشد.

با وجود همه این مباحث، علم اقتصاد کلاسیکی با نادیده گرفتن هر آنچه که در بیرون از موضوع تحلیلش قرار می گیرد، به راه خطا رفته است. این نگرش، اگر در زمانی که علم اقتصاد کم و بیش تنها علم انسانی بود، موجّه می نمود، امروز دیگر موجّه نیست. با دفاع از استقلال هر یک از علوم انسانس باید به شیوه ای منظم رشته هایی که آنها را با یکدیگر متحد می کند، کشف کرد.[۱۲] این امر تحقق نمی یابد مگرآنکه برای همه علوم انسانی مخرج مشترکی بپذیریم، این مخرج مشترک، همان نظریه عمومی کنش است که پارسونز پیشنهاد می کند.

به نظر پارسونز، در خانواده علوم اجتماعی، علم اقتصاد از لحاظ نظری از همه جلوتر است، زیرا این علم توانسته است با تمرکز کردن موضوعش بر رفتارهای عقلایی درون چارچوب معیّنی از فعالیت انسانی، مرزهایی نامطمئن در کردار انسانی را کاهش دهد. علم اقتصاد توانسته است از راه قیاس، استقراء و مشاهده وقایع و هم از راه تحلیل منطقی داده ها، مدلهای منطقی بسازد. به نظر او، علم اقتصاد می تواند برای جامعه شناسی، عناصر نمونه تحلیل فراهم کند. پارسونز که زندگی علمی اش را با تدریس اقتصاد آغاز کرده بود، بیست و پنج سال بعد به سوی آن بازگشت تا منبع الهام تازه ای در آن بیابد.

۳- کنش متقابل اجتماعی:

۵- صفت ویژه نظام اجتماعی این است که میان تعداد زیادی کنشگر رابطه ایجاد می کند. نظام اجتماعی قبل از هر چیز شبکه ای از روابطمتقابل میان افراد و گروههاست. به عبارت دیگر. در نظام اجتماعی، کنش کنشگران از زاویه خاص روابطی که با «اشیای اجتماعی» محیطشان دارند نگریسته می شود، یعنی از زاویه کنش متقابلشان با کنشگران دیگر.

برای تحقق کنش متقابل اجتماعی وجود سه عنصر لازم است:[۱۳]

۲و۱- باید میان کنشگران انتظارات متقابل وجود داشته باشد، به عنوان مثال، اگر کنشگر مرجع را «خود»(Ego)و کنشگر(ان) مقابلش را «دیگری»(Alter) بنامیم،«خود» انتظار دارد، در وضعیتی که در آن هست، کنشگر (ان) دیگر فلان رفتار را در پیش نگیرند و بالعکس. این انتظارات متقابل به علت ارزشها و هنجارها- دومین عنصر کنش متقابل- که رفتار کنشگران را اداره می کند وجوددارند.مهم نیست که هنجارهای مرجع «خود» و «دیگری» یکی باشند یا متفاوت، بلکه مهم آن است که «خود» بداند«دیگری» از کدام هنجارها پیروی می کند و «دیگری» هم هنجارهای هدایت گر «خود» را بشناسد. بدین ترتیب «خود» می تواند فلان رفتار را از «دیگری» انتظار داشته باشد، چون که در پرتو قواعد رفتاری که می شناسد می تواند پیش بینی کند که «دیگری» در فلان وضعیت معین چگونه واکنش نشان خواهد داد.

۳- ضمانت اجراها(Sanctions): هم «خود» و هم «دیگری» می تواند طرف مقابلش را بر حسب آنکه مطابق با انتظاراتش رفتار کرده باشد یا نه، پاداش یا کیفر دهد. بنابراین در مفهوم پارسونزی،«نقش اجتماعی شامل انتظارات، هنجارها و ضمانت اجرای نهادی شده آشکار یا پنانی است که رفتار یک کنشگر را به تبع موقعیتی که در ساختار اجتماعی دارد. تعیین می کند». برای کنش متقابل به وجود کنشگران ایفا گر نقش زیاد است، زیرا با نقش و از گذر نقشها است که ارتباط کنشگران میسر می گردد.

در معنای درست و دقیق کلمه، نهاد چیزی نیست جز مجموعه ای از نقشهای متکامل و همساز مثل خانواده، مدرسه و کارخانه.

این وابستگی متقابل «خود»و «دیگری»ر را پارسونز «وابستگی دو سویه»( Double Contingency) می نامند. رفتار «خود» از یک سو وابسته به آن چیزی است که گمان می کنند «دیگری» از او انتظار دارد و وابسته به مصوّبات یا کیفر و پاداشهایی است که می تواند در حق او اعمال کند و بالعکس. باری، وابستگی دو سویه که از لحاظ نظری می تواند «خود» و «دیگری» را به بی کنشی سوق دهد با مداخله نقش که انتظارات را تعیین و آشکار می کند، کنش متقابل به یک اصل کنش مبدل می گردد. جا دارد خاطر نشان کنیم که کنش متقابلی که پارسونز از آن سخن می گوید اساساً یک مبادله است. کنش متقابل، مبادله اطلاعات درباره انتظارات متقابل است.همچنین مبادله ضمانت اجراهای اجتماعی است یعنی پاداشها یا کیفرهای محتمل. پارسونز پس از تعریف نظام اجتماعی توسط کنش متقابل، نظام اجنماعی را مرجع تحلیل خود قرار می دهد به این معنا که او از درون نظام کنش روابط اجزای نظام را مدّ نظر دارد و به سه نظام فرعی دیگر(فرهنگی، شخصیتی،ارگانیکی) را چونان محیط نظام اجتماعی می نگرد. وقتی نظام اجتماعی مرجع تحلیل باشد، نظام ارگانیکی، نقطه اتصال میان منابع مادی و زیستی- که کنش نیاز به آنها دارد- و خود نظام کنش است. نظام کنش در روابطش با دنیای مادی(فیزیکی) که آن را در برگرفته از حواس کمک می گیرد و از راه حواس است که دنیای فیزیکی را واسطه قرار می دهدو برایش معنا یا فایده ای در رابطه با نظام کنش در نظر می گیرد. به عبارت دقیق تر، نظام ارگانیکی در تولید و مصرف کالاها یا اشیاء و تبدیلشان به انرژی مفید برای نظام کنش شرکت دارد. از این رو در نظام کنش کار و تکنولوژی بسیار مهّم است زیرا توانمندی تکنولوژی بازده کار انسانی و حیوانی را افزایش می دهد. بنابراین نظام ارگانیکی راه را برای ارتباط نظام اجتماعی با محیط مادی، فیزیکی، جغرافیایی، زیستی و فنّی باز می کند. کار نظام شخصیت، فراهم کردن انگیزه های لازم برای کنش اجتماعی است. در واقع، آنچه نظام اجتماعی از نظام شخصیت می ستاند مجموعه آمادگیها برای عمل و گرایشهایی است که باعث م شود کنشگران عامل در جهت موافق با کارکردهای نظام اجتماعی رفتار کنند یعنی در جهت جامعه پذیری، ایجاد همبستگی ها و درونی کردن هنجارها، ارزشها و ایدئولوژیها.

نظام اجتماعی آنطور که پارسونز تعرف می کند به تنهایی این انگیزه را بسیج می کند،این انگیزه باید در بافت نظام شخصیت کنشگرانی که با نظام اجتماعی مشارکت دارند تنیده شده باشد. بالاخره، نظام فرهنگی برای نظام اجتماعی، مشروعیت فراهم می کند. و ثباتی نسبی تأمین می کند و به برکت نظام فرهنگی،نظام اجتماعی در جهان ارزشه هنجارها آنهایی را برمی گزیند که به تقویت بنیانهای همبستگی و صمیمیّت کمک می کنند. [۱۴]

۱-۳- نظام اجتماعی به عنوان یک نظام کنش:

پارسونز در ادامه، نظام اجتماعی را نه به عنوان یک نظام فرعی، بلکه به عنوان یک نظام کنش در نظر می گیرد که از چهار نظام فرعی تشکیل شده است که عبارتند از «سازگاری»، «دستیابی به هدفها»،«حفظ الگوهای فرهنگی»، منتها به جای نظام اجتماعی از جامعه سخن می گوید. در تعبیر پارسونزی، مفهوم «نظام اجتماعی» معنای ضمنی خاص و محدودی دارد.« نظام اجتماعی» شامل مجموع شبکه کنشهای متقابلی است که در آن دو یا چند

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *