تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل زن در کشاکش سنت و مدرنیته / گفتگوبا: حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل زن در کشاکش سنت و مدرنیته / گفتگوبا: حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان شامل 77 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل زن در کشاکش سنت و مدرنیته / گفتگوبا: حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زن در کشاکش سنت و مدرنیته / گفتگوبا: حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زن در کشاکش سنت و مدرنیته / گفتگوبا: حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زن در کشاکش سنت و مدرنیته / گفتگوبا: حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل زن در کشاکش سنت و مدرنیته / گفتگوبا: حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زن در کشاکش سنت و مدرنیته / گفتگوبا: حجت الاسلام والمسلمین محسن غرویان :

حجت الاسلام والمسلمین غرویان، متولد سال ۱۳۳۸، دارای درجه اجتهاد از حوزه علمیه قم می باشند؛ تلاش های علمی ایشان، شامل تدریس و تألیف بیش از بیست و پنج جلد کتاب در رشته های مختلف، از جمله «تحقیق و نگارش برهان شفا»، «درآمدی بر آموزش فلسفه»، «پلورالیزم دینی»، «زمزم شفا»، «نقدی بر دیدگاه اخلاقی مارکسیسم» وآثاری از این دست می باشد.

در جهانی کنونی، بحث های روشنفکری از جایگاه ویژه ای برخوردارند. همانطور که در یکی دو قرن گذشته، تاکنون مکاتب جدیدی که پایه های آن را تجربه، حس و گاهاً عقل تشکیل می دهند، ظهور نموده اند تا جایی که با ابعاد گوناگون در نظریات پلورالیسم و هرمنوتیک بیشتر رخ می نماید. در این میان، یکی از مباحثی که مدرنیته، مکرر و با بیاناتی متفاوت در گوشه و کنار مطرح می کند، مسائل زنان می باشد که از تغییرات جدید، نسبی گرایی و شک و تردید مصون نمانده است و این در حالی است که هیچ یک از مکاتب جدید، نتوانسته اند مشکلی از مشکلات زنان را حل نمایند.

از این رو به نظر می رسد بهترین راه مقابله با شک و نسبیت، همان اجتهاد پویایی است که حضرت امام(ره)، مؤسس آن بودند. بنابراین وجود مجتهدانی آشنا به قرآن و سنت و مسلح به سلاح شناخت زمان و مکان لازم می باشد تا با فقه روزآمد، مشکلات زنان را از سر راه بردارند. بدین جهت، برای دستیابی به مسیر و چگونگی این راه پر فراز و نشیب، به خدمت حجت الاسلام والمسلمین، غرویان رسیده، تا با طرح سؤالاتی چند، این ابهامات را مرتفع سازیم. از همکاری و مساعدت ایشان کمال تشکر و قدردانی را می نمائیم.

جناب آقای دکتر! از منظر روشنفکر دینی، پروژه اصلی «مدرن کردن سنت» است که بازسازی دین در ذیل آن محقق می شود. با این وصف، چه تضمینی می توان یافت که با گذر زمان، این محصول انتقال و نتیجه گذرا، خودبه سنتی جدید تبدیل نشود و دین عصری نیازمند آرایش و یا جراحی مدرنیته نگردد و نقطه اشتراک این امر با به روز بودن ادیان الهی، نهایی بودن و جهانی بودن آخرین دین کدام است؟

البته تجربه تاریخی نشان داده که تحولات و تغییرات عصری، تمام موارد را عوض نکرده است. مدرنیته از نظر شرایط زمانی، مکانی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، تحولات زیادی را در تاریخ بشر پشت سر گذاشته، اما بین سنت و مدرنیته مشترکاتی وجود دارد. چرا که عناصر اصلی هیچ گاه در فطرت انسان، تغییر نمی کنند. اگر واقعاً همه ابعاد انسانی تغییر می کرد، بین ما و گذشتگان مشترکاتی وجود نداشت، حتی قادر به حدس مسائل آینده نبودیم. پس در ثبات فطرت، همین بس، که با گذشتگان وجوه مشابهی داشته و نسبت به آینده هم حدسیاتی داریم. یعنی یک سری اصول فطری هستند که زمان بر آنها نمی گذرد و فرازمانی و فرامکانی هستند، حتی پست مدرن و مدرنیسم نیز توانایی و قدرت عوض کردن تمام مسائل را ندارد، بلکه تنها می تواند برخی مسائل را تغییر دهد.

تغییر، یک عنصر محسوس و ملموس است، مثلاً اصل نیاز انسانها به پوشاک، تغذیه …، امری ثابت است، اما تحولاتی که در پوشاک و غذای مادی انسان صورت می گیرد، به مرور زمان اتفاق می افتد. شما به تغییر و تحولات دستگاههایی که در زمان گذشته، گندم را آرد می کردند نگاه کنید و آن را با زمان حال مقایسه کنید که چطور اینکار انجام می گیرد؛ در این حال، متوجه تغییرات زیادی که در این دستگاهها رخ داده، می شوید. اما در این زمینه، آنچه که ثابت است همان آرد کردن است، فقط وسایل آن تغییر کرده است. مدرنیته نتوانسته نیاز انسان به غذا را تغییر دهد؛ زیرا این نیاز یک نیاز ثابت است، همینطور است نیاز انسان به دین، که یک فرایند ثابت و غیر قابل تغییر است. انسانها از ابتدای تاریخ نیازمند دین بوده و هنوز هم هستند و تاکنون هیچ یک از تحولات در زندگی بشر، او را از دین بی نیاز نکرده است.

روشن است که اصل دین، نیاز فطری انسان است که شاید بتوان از آن، به دین حداقلی تعبیر کرد. ولی هیچ دینی بدون دستورات، بایدها و نبایدها نیست و با عمل به اوامر و نواهی است که به دین حداکثری خواهیم رسید. باید و نباید هایی که انسان را در معرض تکلیف قرار می دهد، مجموعه ای هستند که یا بطور صریح در قرآن آمده است و یا ائمه (علیهم السلام) در روایات موثق و صحیح، به آنها اشاره کرده اند. فقه شیعه، نیز بر این مطلب تأکید دارد که تکلیف باید از یکی از این دو منبع، اخذ شود تا اعتبار داشته باشد. البته جایگاه عقل برای استنباط احکام، از طریق اصول و روایات محفوظ است. پس اگر منظور از دین حداقلی، همان دین احساسی و فردی باشد، غلط است. اما اگر منظور، اثبات اصل دین به واسطه فطرت باشد، مورد قبول همگان است. زیرا دین، خارج از محدوده فطرت و عقل، امر و نهی ندارد.

بدین سان انسان بطور مستقیم یا غیر مستقیم متوجه این مطلب می شود که، تا زمانی که یک دلیل متقن و قانع کننده عقلی پیدا نکرده ایم، عقل اجازه عمل نکردن به آیات و روایات را به ما نمی دهد. به عبارت دیگر، می بایست به آنچه کتاب وسنت می گوید ملتزم باشیم؛ یعنی حتی اگر ریشه وحیانی هم نداشته باشد و فرض را بر این بگذاریم که نظر پیامبر (صلوات الله علیه) و یا امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) بوده است، هنوز هم عقل به ما اجازه مخالفت با آن اقوال را نمی دهد. زیرا عقل به عنوان حجت درونی به ما می گوید: تا زمانی که برای رد این اقوال، دلیل عقلی پیدا نکرده ای، حق کنار زدن این قول را نداری. این کلام را در کنار اقوال سایر علماء و دانشمندان قرار بدهید و هر کدام که قوی تر و محکم تر بود، آن را انتخاب کنید.

در این زمینه، خوب است به کلام پیامبر (صلوات الله علیه) و امام صادق و امام باقر(علیهما السلام)که مستند فقه شیعه است، حداقل به اندازه کلام و نظر افلاطون، ارسطو و سقراط توجه داشته باشیم. اعتقاد ما این است که دین حداکثری را از این راه قبول داریم، به این معنا که وقتی اقوال و نظریاتی که از معصومین به ما رسیده است را، در کنار کلام افلاطون، ارسطو و هگل می گذاریم، متوجه می شویم که سخنان معصومین منطقی تر، قابل دفاع تر و از انعطاف بیشتری برخوردار است.

از این رو، کار ضروری و مهمی که فقهاء و علماء در حال حاضر باید انجام دهند این است که سعی کنند تعبدیات را تعقلی کنند، زیرا تمام تعبدیات از تعقلیات سرچشمه گرفته اند، فقط باید آن را کشف و ظاهر کرد. پروژه مهم روشنفکران در حال حاضر، این است که زیر بار تعبدیات نروند. سستی و بی بنیانی این پروژه، زمانی آشکار می شود که تلاش علماء بر منطقی کردن و عقلانی نشان دادن تعبدیات باشد.

به نظر بنده این قضیه با کمی تفکر و زحمت بدست می آید. به عنوان مثال، اگر ما از ولایت فقیه دفاع معقول و منطقی داشته باشیم، اشکالاتی که بعضاً مطرح کرده و می گویند ولایت فقیه استبداد را به همراه خود دارد، دیگر جایگاهی ندارد. زیرا نظر فرد، ذاتاً استبداد را به همراه ندارد.

فردی از افلاطون یا ارسطو سؤال می کند: اگر یک پادشاه، عادل باشد بهتر است یا اینکه ده نفر حاکم فاسق با هم حکومت مشورتی داشته باشند؟ جواب می دهد: یک نفر عادل بهتر است از ده نفر فاسق که با هم مشورت کنند و مدیریت حکومت را داشته باشند. پس معلوم می شود که فردیت، ملازم با استبداد و دیکتاتوری و جمع گرایی ملازم با عدالت نیست.

طبق سخنان شما، پروژه روشنفکری به دین حداقلی، لطمه ای وارد نمی کند، بلکه به دین حداکثری که مجموعه ای از اوامر و نواهی است، یعنی همان دین حاضر در صحنه زندگی اجتماعی و فردی، ضرر می زند، آیا دین در تعریف آنها، دینی پاسخگو و اداره کننده بشر خواهد بود یا خیر؟

کاملاً درست است، محل اصطکاک روشنفکری با دین حداقلی نیست بلکه درگیری او با دین حداکثری است یعنی همان مجموعه اوامر و نواهی، برنامه زندگی، سیاست، حکومت، اخلاقیات و …

بدین سان روشنفکر دینی به صورت های متفاوت می تواند حرکت کند: اول اینکه؛ با دین حداکثری، اصطکاک پیدا کند که بیشتر جریان روشنفکری دینی موجود، همین مورد است و دوم اینکه؛ به اسم روشنفکری دینی، اصل دین را مورد هدف قرار دهد. یعنی با این اسم، نیت براندازی محتوا و مسمّای دین را داشته باشند و اگر این هدف، مورد نظر آنها باشد، می بایست فطرت خداجو را نادیده گرفت. زیرا، اگر روشنفکر دینی بخواهد با اصل دین مبارزه کند، کماکان ناکام خواهد ماند.

در طول تاریخ شاهد هستیم که، حرکت های زیادی علیه کیان دین شده است، اما همچنان شاهد حیات و بقای دین هستیم و می بینیم که هر روزه تعداد دینداران، بیش از بی دینان می گردد. اگر با نگاه کلان به تاریخ بشریت نگاه کنیم، اعتراف خواهیم کرد که دین، دارای پایه های محکم و استواری است. زیرا اگر پایه های عمیقی نداشت، با مبارزاتی که علیه اصل دین شده، دیگر از آن خبری نبود. پس روشنفکری دینی، توانایی لطمه زدن به اصل دین و فطریات آن را ندارد. اگر این مطلب برای ما محرز شود، به راحتی می توان از دین حداکثری که همان اوامر و نواهی است، دفاع معقول کرد. زیرا مادامی که یک نظام و ایدئولوژی، پاسخگوی نیازهای انسان در حیات فردی و اجتماعی است، دلیلی بر نادیده گرفتن آن، که هماهنگ با فطرت است، نداریم؛ مگر در مواقعی که با عقل، اصطکاک صریح پیدا کند. یعنی اگر تعارض صریح و شفافی بین حکم دینی و حکم علمی بوجود آید، نمی توانیم حکم دینی را بپذیریم. البته قاطعانه می گویم که ما حتی یک مورد هم در اسلام نداریم که با علم و عقل در تخالف باشد و مواردی را که به عنوان تعارض بین علم، دین و عقل نام می برند، تنها در حد ظنیات مطرح است.

آیا منطبق نمودن حکم دینی با عقل، به اصول و قواعد خاصی نیاز دارد، یا اینکه هر عقلی توان شناخت تعارضات حکم با عقل را دارد؟ یا به تعبیری، حد دخالت فقیه و روشنفکر دینی در اصل دین، کجاست؟

سؤال خوبی مطرح نمودید، حکم عقلی به مطلبی گفته می شود که انسان را قانع و سبب آرامش وی شود، که البته این مسئله، در افراد مختلف و به حسب درجاتشان متفاوت است. همانطور که هر چه انسان درس بیشتری بخواند، به همان نسبت، معرفتش بیشتر می شود؛ هر چه آدمی در مسائل تعقلی غور بیشتری کند، قوه درک و تشخیص او هم برای درک مسائل عقلی و هماهنگی بین عقل و حکم دینی بیشتر می گردد.

گاهی اوقات در نگاه اولیه، بین حکم دینی و عقل تعارضاتی به نظر می رسد، اما با تعقل و اندیشه معلوم می شود که نه تنها تعارضی وجود ندارد، بلکه بین این موارد، هماهنگی کامل وجود دارد. مثلاً شاید راجع به احکامی که مخصوص بانوان است، تعارضاتی به ذهن خطور کند، اما همه این مسائل، قابل دفاع عقلانی هستند. زیرا اگر صد در صد باطل بود، در جوامع دینی اینگونه باقی نمی ماند، به این معنا که در این صورت، امکان ادامه حیات پیدا نمی کرد.

در مورد دیه زن، که نصف دیه مرد است، دفاع عقلانی ما به این صورت است که: دیه، قیمت انسان نیست. اگر کسی ادعا کند که دیه زن نصف مرد است، پس قیمت زن نسبت به مرد نصف است؛ مرتکب اشتباه واضح و آشکاری شده است. دیه، قیمت مقتول نیست. بلکه مطلبی که در مورد دیه قابل توجه است، این است که آیا فرد مقتول، نقشی از جهت اقتصادی در خانواده و جامعه داشته یا نه؟ به معنای دیگر می توان گفت: دیه، به واقعیات اجتماعی توجه دارد و جریمه در نظام هستی، بر حسب اختلاف در واقعیتهای اجتماعی است. قوانین بر اساس کلیات طبیعی وضع می شوند و ممکن است زن نیز این نقش را از نظر اقتصادی در جامعه ایفا کند.

آری، البته در حکومت اسلامی، حاکم وظیفه دارد زندگی تمام افراد جامعه را تأمین کند و زیّ مناسب برای خانواده مقتول فراهم نماید. یعنی کمبود اقتصادی آن خانواده را از راه بیت المال جبران کند. از این رو، ضرورت حضور فقیه در هر زمان، معلوم می شود. بنابراین، فقیه در اینکه دیه زن، نصف دیه مرد است، متعبد است و حق عوض کردن حکم را ندارد، فقط اگر در زمان اجرای حکم، مشکلی بوجود آمد، این قدرت را دارد که از طریق دیگری، آن را جبران کند. در این میان که مرز نو اندیشی و اجتهاد م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *