تعداد بازدید
6 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل ستون دین اسلامی و نظام اسلامی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل ستون دین اسلامی و نظام اسلامی شامل 75 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل ستون دین اسلامی و نظام اسلامی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ستون دین اسلامی و نظام اسلامی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ستون دین اسلامی و نظام اسلامی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ستون دین اسلامی و نظام اسلامی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ستون دین اسلامی و نظام اسلامی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ستون دین اسلامی و نظام اسلامی :

آنچه در نهادِ خارجِ بدن تنظیم می شود، مسئول نظم علمی در درون خود انسان است. آنها که این خلیفه الهی را به خوبی شناختند سعی کردند، هم امین باشند و هم علیم؛ خدا این گوهر ذات را پاک و کریمانه آفرید و تحویل ما داد، ما هم باید هنگام مرگ این جان را پاک و کریمانه تحویل الهی بدهیم، هیچ آلودگی جهل و جهالت در آن نبود، فرمود: وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها و هیچ تیرگی و تاریکی های عصیان و تبهکاری در آن نبود، فرمود: لَقَدْ کرَّمْنا بَنی آدَمَ،[۲] ما هم هنگام مرگ باید این جانِ طیب و طاهرِ کریم را به ذات اقدس الهی تحویل بدهیم، او هم فرمود: أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِکمْ. از آن جهت که فرمود، انسان با فطرت توحیدی خلق شد، ما نه باید خود را شریک خدا بدانیم، نه برای دیگران شرکت بورزیم؛ موحّدانه زندگی کردن، روح را طیب و طاهر نگه می دارد. فرمود من شما را بزرگوار خلق کردم، شما کاری نکنید که از عظمت شما بکاهد. این بیان نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) است که فرمود: «مَن هانت علیه نفسه أمّر علیه لسانه»،ناظر به همین است. فرمود: اگر کسی کریم نبود، انسانی بود که کرامت خود را از دست داد، تحت امارت زبان خود قرار می گیرد، هر چه زبان او خواست می گوید، هر چه قلم او خواست می نویسد، هر جایی که پای او خواست می رود. مبادا کسی زبان او، قلم او، قدم او بر او امارت کند. شما کریم هستید همه اعضا و جوارح را در اختیار خود داشته باشید. پس ما موظّفیم روح طیب و طاهر و موحّدی که از خدا تحویل گرفتیم، یک؛ کریم و بزرگواری که از خدا تحویل گرفتیم، دو؛ تحویل هم بدهیم. خدای سبحان، نه تنها ما را در آفرینش، کریم و بزرگوار قرار داد، ما را در مدرسه کرامت هم تربیت کرد.

اوّلین بخش از آیات قرآن کریم، همان شش آیهِ اولِ سوره «علق» است که در این بخش های اوّلی به ما فرمود، بیایید در مدرسه کرامت ثبت نام کنید، این جا یک معلّم کریم درس می دهد. اگر گفتند در فلان کلاس، مهندس تدریس می کند؛ یعنی درس هندسه می دهد، اگر گفتند فقیه تدریس می کند؛ یعنی درس فقه می دهد، اگر گفتند کریم تدریس می کند؛ یعنی درس کرامت می دهد و اگر فرمودند «اکرم» تدریس می کند؛ یعنی کسی تدریس می کند که بالاترین مرحله کرامت را یاد می دهد: اقْرَأْ وَ رَبُّک الْأَکرَمُ الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ،این گواه آن است که ما را به کلاس کرامت دعوت کردند، اگر گفتند خدای اکرم تدریس می کند؛ یعنی درس کرامت می دهد. بنابراین گذشته از اینکه خلقت ما کریمانه است، خیلی بزرگوارانه ما را آفریدند، در مدرسه کرامت هم ما را تربیت کردند. این قرآن درس کرامت می دهد و اگر کسی کریم بود، همه اعضا و جوارح او تحت امر او هستند، هرگز تحت امر هیچ عضوی قرار نمی گیرند؛ قهراً در درون او، نه آمر به منکر و ناهی از معروف وجود دارد و نه دلاّل بازی در درون او هست. این معنا را هم بارها عنایت فرمودید، اگر در کشوری می گویند ما سه قوّه داریم، این قوا از هم جدا هستند، وظیفه هر قوّه مشخص است، این را از جای دیگر نگرفتند، این را از درون فطرت انسان گرفتند. خدای سبحان در درون ما سه نیروی جدا آفرید، یک واحد هماهنگ کننده گذاشت؛ یک بخش مربوط به اندیشه و تقنین و قانون شناسی و قانون گذاری است، بخشی مربوط به اجرا و عملیات است، بخشی هم مربوط به داوری است که از این سه نیرو به عنوان قوّه تَقنین، قوّه اجرا، قوّه قضا یاد می شود؛ یعنی ما یک قوه مقنّنه داریم، یک قوه مجریه داریم و یک قوّه قضائیه داریم و یک واحد هماهنگ کننده داریم که آن جان آدمی است، ما را با این ساختار آفریدند. اگر در طی این چهار هزار سال یا بیشتر، مسئله تفکیک قوا مطرح است، تثلیث قوا مطرح است، آن را از همین دستگاه درون ما گرفتند. خدای سبحان به ما عقل نظر داد که با آن، اندیشه ها را سامان ببخشیم؛ خواه متعلَّق اندیشه، حکمت نظری باشد، خواه حکمت عملی، خواه مسائل «بود و نبود» باشد، خواه مسائل «باید و نباید»، همه را عقل نظر درک می کند، اندیشه را عقل نظر دارد؛ این چنین نیست که حکمت عملی را عقل نظر درک می کند و حکمت عملی را عقل عملی، عقل عملی، نیروی اجرایی است نه نیروی درک؛ گرچه شعب عالیه نفس از آن جهت که مجرّدند با ادراک همراه هستند؛ ولی اندیشه ها به عقل نظر برمی گردد، همه آنچه به علم و دانش است، مربوط به قوّه نظری است، چون درک می کند، پس قانون گذاری برای اوست. متولّی ادراک که مشخص شد، متولّی اجرا هم مشخص است که فرمود، عقل عملی عهده دار اجراست که «عُبد به الرحمن و اکتسب به الجنان». آن نیروی اجرایی باید کاری کند که خدا را عبادت کند و با این بهشت را کسب کند، هر کاری که می کند، مطابق با دستور خدا و رضای الهی باشد، این بخش اجرا. یک نیروی سومی هم در دستگاه درون ماست که این نیروی قضایی آنچه را عقل نظر تصویب کرده است به عنوان قانون و آنچه را عقل عمل اجرا کرده است به عنوان قوّه مجریه، این بین تصویب شده و اجرا شده، داوری می کند، تصدیق می کند؛ اگر مصوّبات خوب اجرا شد، انسان می شود مطمئن، خوشحال و راضی و اگر مصوّبات خوب اجرا نشده، نفس لوّامه انسان را سرزنش می کند، یک خودخوری در درون شروع می شود، افسردگی پیدا می شود که چرا من بد کردم؛ این کار به عنوان دستگاه قضا در درون ما هست، تثلیث قوا، یک؛ تفکیک قوا، دو؛ آنها را که معرفت نفسی داشتند، همین را از درون به بیرون آوردند، سه.

گاهی در درون انسان دلاّل بازی پیش می آید و این قوا مشکلات فراوانی برای یکدیگر ایجاد می کنند. یک نیروی دلاّلی به نام نفس مسوّله است، این نفس مسوّله که خطر آن در چند بخش قرآن کریم روشن شد، کار آن دلاّل بازی است، این یک روانکاو خوبی است، چون این نفس در درون ما از ما باخبر است که ما به چه چیزی علاقه مندیم، به چه چیزی علاقه نداریم. هر چیزی مورد علاقه ماست را لیست می کند، یک؛ اینها را به عنوان زَر ورق در جلوی چشم ما نگه می دارد، دو؛ همه آن زباله ها را پشت این زَر ورق پنهان می کند، سه؛ این را به صورت یک تابلوی زرّین به ما نشان می دهد، چهار؛ ما مبتلا به کار او می شویم، پنج؛ نتیجه آن، یا برادر را به چاه انداختن است، یا گوساله پرستی را راه اندازی کردن. هم یعقوب(سلام الله علیه) به فرزندانش فرمود: این کاری که شما کردید این دلاّل بازی نفس مسوّله بود: سَوَّلَتْ لَکمْ أَنْفُسُکمْ اَمراً؛ هم سامری در آن گوساله پرستی گفت: سَوَّلَتْ لی نَفْسی. تسویل غیر از امر به سوء است؛ وقتی این دلاّل، دلاّلی کرد، انسان را فریب داد و انسان در جبهه جنگ درون شکست خورد، آن دشمن نمی خواهد انسان را از پا در بیاورد، آن دشمن بیرونی است که ممکن است به این فکر باشد کسی را بکشد، ولی دشمن درونی و همچنین ابلیس، کارِ او این نیست که کسی را بکشد، بلکه کار او اسیرگیری است نه قتل. شیطان قاتل نیست اسیرگیر است؛ چون گفت: لَأَحْتَنِکنَّ ذُرِّیتَهُ؛ من، حَنک و تحت حنک همه را طلب می کنم. این اسب سوارها که سوارکار مسلّطی هستند، آنها احتناک می کنند که در سوره «اسراء» فرمود: لَأَحْتَنِکنَّ ذُرِّیتَهُ؛ یعنی حنک، تحت حنک، دهنه، افسار اسب را می گیرم و بر آنها مسلّط می شوم، سواری می خواهم، این کار شیطان است، تهدید به قتل نکرد و همین شیطان از بیرون و نفس امّاره از درون، اگر پیروز شدند، هرگز به این فکر نیستند که ما را از پا در بیاورند، تمام تلاش و کوشش آنها غارتگری است و آنها از ما دو چیز می خواهند: یکی شرع، یکی شرف؛ اول شرع را از آدم می گیرند، انسان را بی دین می کنند. خیلی ها هستند که دین ندارند، ولی با آبرو زندگی می کنند، شیطان و نفس به این مرحله بسنده نمی کند، شرف و آبرو را از آدم می گیرد، آن وقت انسان فقط به درد سطل زباله می خورد. کسی که این دو اصل را از دست داد؛ یعنی شرع و شرف را از دست داد، به درد چه چیزی می خورد؟! آن که گفت: لَأَحْتَنِکنَّ ذُرِّیتَهُ، لَأُزَینَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعینَ،لَأُمَنِّینَّهُمْ،همه همین است. بنابراین یک دلاّل به نام نفس مسوّله در درون ما هست که این خطرها را قرآن کریم گوشزد کرد، فرمود یک سَمت آن یوسف را به چاه انداختن است، یک سَمت آن هم گوساله پرستی را راه انداختن است: فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ؛وقتی موسای کلیم(سلام الله علیه) به سامری فرمود: چه کار کردی؟ گفت: سَوَّلَتْ لی نَفْسی.

همه ما با این خطرها روبه رو هستیم؛ اینکه به ما گفتند شبانه روز حتماً یک مقدار زمان را برای محاسبه بگذارید و هر کاری که می کنید، یک قرنطینه داشته باشید، اول بگویید «بسم الله الرحمن الرحیم»، بعد وارد کار بشوید، همین است. این «به نام خدا» قرنطینه است، چیزی انسان می خواهد بگوید، بخواهد بنویسد، بگوید خدایا! به نام تو. این قرنطینه باعث می شود که انسان کار حرام و مکروه نکند؛ چون کار حرام و مکروه را که نمی شود گفت خدایا! به نام تو؛ قهراً کارهای ما یا واجب است یا مستحب. درست است «بسم الله» گفتن، ثواب دارند؛ اما گفتند هر کاری که می کنید بگو «بسم الله»؛ یعنی باید کار طوری باشد که انسان بتواند بگوید خدایا! به نام تو، ما هستیم و این خطر، اگر توانستیم دلاّل را رام کنیم، دیگر کسی به امارت نمی رسد تا «امّار بالسوء» باشد. ما «امّار بالحُسن» تأمین می کنیم، چرا امّار بالسوء داشته باشیم. اگر دلاّل بازی را کنار بگذاریم، سَوَّلَتْ لی نَفْسی را کنار بگذاریم، دیگر إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِنخواهیم داشت. می گوییم «انّ العقل لامّار بالحسن».

اگر عقل حاکم شد، به جای «امّار بالسوء»، «امّار بالحسن» داشتیم؛ طبق بیان نورانی امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) به جایی می رسیم نماز که از بهترین عبادت های خداست از نماز بالاتر می شویم، روزه که از بهترین عبادت های پروردگار است از روزه بالاتر می شویم. این بیان نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) در نهج البلاغه که بیان برهانی است، بیان حضرت این است که «خیرٌ من الخیر فاعله شرٌّ من الشرّ جالبه» این دو اصل کلی است. نماز چیز خوبی است نماز بهتر است یا نمازگزار؟ یقیناً نمازگزار بهتر است؛ چون نماز، اثر اوست، هر مؤثّر از اثرش بهتر است. اگر توانستیم دلاّل بازی را کنار بگذاریم امّار بالسوء را معزول کنیم، امّاره بالحسن داشته باشیم آن گاه نمازی که می خوانیم که این نماز هم ستون دین است، دین را حفظ می کند، هم ما نگهبان این ستون هستیم این ستون را حفظ می کنیم از کلمات قصار حضرت است که فرمود: «خیرٌ من الخیر فاعله». چه بهتر از این که ما کاری کنیم از نماز بالاتر شویم، نه اینکه بالاتر شویم، فلان جا بنشینیم. اگر بازی نکردیم، اگر راه کسی را نبستیم و بیراهه نرفتیم با نماز و روزه عبادت می کنیم، نه با زید و عمرو. ما می توانیم آن چنان دقیق باشیم که از نماز بالاتر باشیم، از روزه بالاتر باشیم. درست است که نماز ستون دین است؛ ولی کسی باید این ستون را نگه بدارد یا نه؟ به ما هم گفتند: أَقیمُوا،نه «اقروأ»؛ پس می توانیم. اگر این برهان عقلی می گوید، هر فاعلی از فعل خود بالاتر است؛ برابر این برهان عقلی، سخن نورانی امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) سامان می پذیرد که فرمود: «خیرٌ من الخیر فاعله و شرٌّ من الشرّ جالبه»؛ بدتر از دروغ، دروغگوست، بدتر از غیبت، غیبت کننده است، بدتر از رشوه گیر و اختلاس، راشی و مختلس است که آ نها اثر این فرد است. اگر بدتر از کار شرّ، خود صاحب کار است؛ پس هر رذیلتی که برای این گناهان شمرده شده، مبتلایان به این گناه، در این رذیلت از آنها رذل ترن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *