تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سنت گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سنت گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی با 39 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل سنت گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل سنت گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل سنت گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سنت گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل سنت گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سنت گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی :

چکیده:

نویسنده وجه تمایز سه جریان فایل پاورپوینت کامل سنت گرایی، تجددگرایی و پساتجددگرایی را در موضع آنها نسبت به عقل و میزان توانایی آن بر کسب معرفت و میزان واقع نمایی عقل انسان می داند. از نظر ایشان سنت گرایی موضعی مشروط نسبت به عقل دارد، تجددگرایی موضع پذیرش مطلق و مبتنی بر خود بسنده دانستن عقل و پساتجددگرایی موضعی منفی نگرانه نسبت به عقل دارد.

شاید بتوان گفت که تفاوت عمده این سه جریان، تفاوتی است نسبت به موضعی که هرکدام از اینها نسبت به عقل دارند، باید گفت، عقل است که این سه جریان را از یکدیگر جدا می کند. در واقع به تعبیر بهتر به جای اینکه بگویم که عقل است که این سه جریان را از هم جدا می کند، باید بگویم که موضع انسان نسبت به عقل است که باعث پدید آوردن این سه جریان شده است.

من مواد خامی را که از جهان هستی دریافت می کنم از راه مشاهده، آزمایش و تجربه دریافت می کنم، نه از هیچ راه دیگری. بعد قواعد منطقی روی آنها اعمال می کنم. به تعبیر دیگر ماده خام را از راه مشاهده، آزمایش و تجربه می گیرم و وقتی می خواهم این مواد خام را نظام بدهم و مدون بکنم، برای این تدوین و برای این نظام دهی از منطق استفاده می کنم، از قواعد منطق صورت استفاده می کنم.

منطق در واقع کارش این است که می گوید با چه ضوابطی می شود از دل دو گزاره به گزاره سومی دست پیدا کرد و کدام یک از ضوابط هستند که اگر زیرپا گذاشته شوند، دیگر نمی شود از تلفیق دو گزاره به گزاره سومی دست پیدا بکنیم.

عقل یک مسیر استدلالی است. اگر شما نسبت به این نوع سیر استدلالی موضع مشروطی داشته باشید، سنت گرا هستید، اگر موضع موافقت مطلق داشته باشید، تجددگرا هستید و اگر موضع مخالفت مطلق داشته باشید، در آن صورت پساتجددگرا هستید.

در عین اینکه در بین خود سنت گرایان اختلافات کمابیش فراوانی وجود دارد، ولی در عین حال سنت گرایی به معنای این است که ،نه (intelect فقط و فقط از بخش کوچکی از جهان هستی خبر می گیرد. ولی بخش بزرگتر جهان هستی، یعنی بخش مهمتر جهان هستی را نمی توان با این شیوه شناخت. جهان هستی در واقع با تعقل، به این معنا که گفتم، در نظر سنت گرایان فقط یک اپسیلونش قابل شناخت است، ولی بخش اعظم این جهان (اعظم نه به معنای بزرگتر کمی بلکه بخش مهمتر کیفی جهان هستی) را اصلا با این شیوه نمی شود شناخت. پس آن بخش اعظم را باید از طریق رجوع به سنت شناخت. و به این معنا مطلقا به خودبسندگی عقل قائل نیست. بلکه معتقد است به عقل در کنار سنت. در کنار هم بودن نه مانند در کنار هم بودن دو موجود هم تراز و هم ترازو، دو موجود عدل هم و دو موجود هم سنگ، بلکه دو موجودی که یک موجود تفوق فراوان دارد نسبت به موجود دیگر.

این عالم را که عقل می تواند به این صورت بشناسد گاهی از آن تعبیر می کنند به عالم طبیعت، گاهی از آن تعبیر می کنند به عالم ماده و مادیات، گاهی از آن تعبیر می کنند به عالم جسم یا جسمانیات، تعابیر دیگری هم به کار می برند. اما جهان هستی مساوی با جهان طبیعت نیست. جهان هستی جهانی است بسیار وسیعتر، عمیقتر و بسیار توبرتوتر. آن بخش عظیمتر را باید از طریق رجوع به Traddition ،از طریق رجوع به سنت بشناسیم; بنابراین برای شناخت کل جهان هستی باید عقل و سنت در کنار هم باشند. از وقتی که خط در تاریخ بشر به وجود آمده است، سنت یعنی کتاب مقدس. یک سنت گرای مسیحی می گوید به مسیحی ها بها بدهیم. باید به عهد جدید بها بدهیم. همه کتابهای مقدس ادیان و مذاهب، تجسم سنت اند. ما با رجوع به اینهاست که می توانیم کل جهان هستی را بشناسیم.

اما اگر شما معتقد شدید که تنها راه خبر گرفتن از جهان هستی عقل به آن معناست و مطلقا ما نیازمند رجوع به سنت نیستیم در این صورت شما تجددگرایید، مدرنیست هستید. مدرنیسم نکته مهم و لب سخنش این است که عقل تنها راه خبر گرفتن از جهان هستی است. عقل به آن معنایی که عرض کردم. ماییم و علوم تجربی و منطق صورت. منطق صوری و علوم تجربی که یکی ماده را به ما می دهد و دیگری صورت را به ما می دهد، این دو تا راه خبر گرفتن ما هستند از جهان هستی. راه دیگری هم وجود ندارد.

تجددگرایی در واقع یعنی کفایت عقل. یعنی خودبسندگی عقل. اگر ما در واقع به خودبسندگی عقل معتقد باشیم، به معنای دقیق کلمه تجددگراییم.

موضع دوم با موضع اول خیلی فرق می کند. موضع اول در واقع عقل را مکمل چیز دیگری به نام سنت و مکمل سنت تلقی می کرد، آن هم نه دو برادر همزاد و دوقلو و توام. این موضع دوم اصلا به سنت توجهی ندارد. در واقع فقط و فقط به عقل متوجه است.

اما اگر شما موضع سومی داشتید و آن موضع این بود که به عقل به این معنا، حتی برای واقع نمایی هم اعتمادی نیست، نه به این معنا که با وجود سنت، به عقل اعتمادی نیست، بلکه اصولا وسیله دیگری هم برای شناخت واقع نما در اختیار نیست. دست ما از جهان به لحاظ معرفتی صرف کوتاه است. ما یک اشباحی را از جهان هستی دریافت می کنیم، یک تصورات و تصاویر از جهان هستی داریم، اما اینکه این تصورات و تصویرها، دقیقا تصورات و تصویرهایی باشند مطابق با واقع، سخن غیرقابل اعتمادی است.

اگر به این اعتقاد داشته باشیم، یعنی بگوییم reason هم تصویری از جهان هستی چونان که جهان هستی فی الواقع هست در اختیار ما نمی گذارد، بلکه تصویری مات، مبهم و احیانا کج و معوج، ولی منبع دیگری هم سراغ نداریم، ماییم و همین و بیشتر از این هم در اختیار ما نیست، این دیدگاه، دیدگاه پست مدرنیستی است. دیدگاه پساتجددگرایانه است. این دیدگاه سریعا حاصل نمی آید. چند متفکر عظیم الشان در فرهنگ غرب ظهور کردند. هر کدامشان یک رخنه ای در عقل انداختند و آهسته آهسته مقدمات پیدایش مسلکی را که از آن به پساتجددگرایی تعبیر می کنیم فراهم آوردند.

دیوید هیوم فیلسوف معروف انگلیسی، یکی از نکاتی که خیلی به آن توجه پیدا کرد و مدت مدیدی از عمر فکری خود را معطوف به آن کرد، این گفته قدما بود که می گفتند که بر انسان غرایز و احساساتی حکومت می کند، ولی فرق انسان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *