تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام رضا علیه السلام در برخورد با حکومت جور؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام رضا علیه السلام در برخورد با حکومت جور شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام رضا علیه السلام در برخورد با حکومت جور را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام رضا علیه السلام در برخورد با حکومت جور با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام رضا علیه السلام در برخورد با حکومت جور با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام رضا علیه السلام در برخورد با حکومت جور تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام رضا علیه السلام در برخورد با حکومت جور را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره سیاسی امام رضا علیه السلام در برخورد با حکومت جور :

مـقدمه

آشـنایی با زندگی ائمه اطهار نقش بسیار تعیـین کننـده ای در حیـات امـت اسـلامی دارد و آگاهی از زندگی و سیره ائمه می تواند منشأ تـحولاتی عـظیم در زنــدگی امـت اسـلامی شـود.

یکی از بارزترین ابعاد امامت، بحث رهبری سـیاسی ـ اجتماعی امامان اسـت. شـناخت رفتـار سیاسیـ اجتماعی و روش های گوناگونی که ائمه در شرایط مختلف زمانی و مکانی بـه کـار گـرفته انـد،(در تـاریخ پر فراز و نشیبی که ۲۵۰ سال به طول انجامیـده)، حـاوی نکـات بسـیار گـران بـها برای شیعیان است و تکلیف آنها را در شرایط گوناگون مشخص می کند.

هنگام بحث از رفتار سیاسی ـ اجتماعی ائمـه بـاید تـوجـه داشـت کـه زنـدگی معصـومان همواره با جهت گیری های سیاسی همراه بـوده و نـوع نـگاه آنها به سیاست، نگاهی الهی اسـت که با خدعه، فریب و تزویر (و هر آنچه امـروزه در هـنگام صـحبت از سیاست به ذهـن متبـادر می شود) پیوندی ندارد.[۱] درواقع سیاست و حکومت در دیدگاه اهل بـیت هـمان ادامـ جریـان هدایت بشریت به سوی خیر، فضیلت و سعادت محسوب می شود و بـدیهی اسـت پیـروی از طـریق اهل بیت که «ساسه العباد» (زیارت جامعـه کبیـره ) و «شـجره النبـوه و محـط الرسـاله و مختلف الملائکه ومعادن العـلم و ینـابیع الحکم» (نهج البلاغه/خطب ۱۰۹) خوانده شده، تنهـا راه نجات و رستگاری بشریت است.

پس از واقـع عـاشورا، یکـی از حساس ترین مقاطع تاریخ شیعه، زندگانی حضرت رضـا است. شرایط زمان حضرت با ائمه پیش از خـودشان در عـین اشتراک در بسیاری از زمینه هـا، تفاوت های اساسـی دارد. مـثلا رویـارویی دسـتگاه حـاکم (خلیفـه ) بــا امــام در زمــان پـدر بزرگوارشان آشکار است و طرف حق و باطل بر پیروان ایشان پوشیده نیسـت؛ امـا در زمـان امام رضا(ع) از حیث اوضاع کلی جهان اسـلام و وضـعیت شـیعیان، خلفای حاکم و روش هـای امام نوعی پیچیدگی هـای خـاص به چشم می خورد و حوادث این روزگار از برخی جهـت هـا با نرمش قـهرمانان امـام حسن (ع)، موقعیت امام سجاد(ع) و انـقلاب فـکـری، علمـی و فـرهنگـی امـام بـاقر(ع) و امام صادق (ع) مقایسه پذیر و نشان دهنده اهـمیت خـاص و چندبعـدی ایـن مقطـع است.

امام رضا(ع) با سه خلیف عباسی (هارون الرشید، امـین و مـأمون) هم عصر بوده اند و بـه طــور کلی اوضاع سیاسی و خـلافت عـباسی در دوران زندگانی امام رضـا (ع) ـ مـخصوصـا در زمــان مأمون ـ با آشفتگی های فراوانی همراه بوده است. از ویژگی های این مقطع، پیچیدگی شـرایط سـیاسی ـ اجتماعی و شخصیت خاص مـأمون اسـت[۲]کـه بـه گفت شهید مـطهری: «مـأمون، عالم ترین خلفا و بـلکـه شــاید یکـی از عـالم تـرین سلاطین جهان است» (۱۳۸۶: ۱۷۷). از طرف دیگر، قبول ولایتعهدی از طـرف امـام رضـا(ع) در شـرایطی کـه ائم پیش از ایشان همواره از حکومت هـای وقــت فـاصـله گرفتـه انــد، ســبب طـرح پرسش های اساسی در نـزد شیعیان شده و اهمیت واکاوی این مسـئله را بـیش از پـیش آشکار می کند.

پرسش و محور اصلی این نوشتار، تـوصـیف و اســتخراج نحـوه تعامـل امـام رضـا(ع) بـا حـکومت جـور اسـت و بـه طـور خاص بحث ولایتـعهدی تـحلیل می شود. چارچوب نظـری نیـز بر مبنای «پارادایم امامت» است. [۳] بر اساس این پـارادایم و توجـه بـه سـه اصــل اسـاسـی آن (نـص، نصب و عصمت) هر زعامت سیاسی ـ مذهبی غـیرمعصوم در زمــان مـعصـوم، غـصـب محسوب می شود. از طرف دیگر، بر اساس «اصـل عصـمت»، امـام از احتمـال هـر خطـا و لغزشی به دور است. با توجه بـه این اصــول ثابـت و آنچـه در سـیره امــام رضــا(ع) مشـاهده می شود، سیره [۴] امام به منظور الگوبرداری صحیح، واکاوی می شود.

امام رضا(ع ) درزمان مأمون

۱.پیش از ولایتعهدی

شایان ذکر است که حرکت فکری و هم فعالیـت هـای سیاسـی ـ فرهنگـی ائمـه اطـهـار حـرکتی مستمر و طولانی است که از سال یازدهم هجرت شروع می شود و به سال ۲۶۰ (کـه سال شروع غیبت صغری است) خاتمه پیـدا مـی کنـد. ایـن بزرگـواران یـک واحـد و یـک شخصیت اند و نمی توان شک کرد هـدف و جـهت آنها یکـی اسـت. در تحلیـل زنـدگی ائمـه نباید در این دام بیفتیم که تفاوت های ظاهری در سیره ائمه به معنی اختلاف یا تعارض مـیـان آنهاست، بلکه باید توجه کنیم ائمه معصـوم در حرکتـی بلندمـدت، تاکتیـک هــا و ابـزارهـای خـاصی را برگزیده اند. گاهی ممکن است حرکت را سریع تر دنبال کنند و گـاهی کنـد و گـاه دست به عقب نـشینی حـکیمانه بزنند؛ اما همان عقب نشینی ظاهری، از نظر کسانی که حرکـت را حکیمانه و هدفمند مـی دانـند، حـرکتی رو به جلو محسوب می شـود. از همـین رو، زنـدگی امیرالمؤمنین (ع) با زندگی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و ســایر ائمـه حرکتـی مسـتمر اسـت (خامنه ای، ۱۳۶۶، ج ۱: ۲۴). نکته ای که در سیره ائمه اطهار باید در نظر گـرفتـه شـود، تـداوم جهت گـیری سـیاسی این بزرگواران است؛ چه وقتی حکومت در دست ایشان بـوده و چـه در هنگامی که از قدرت سیاسی دور بوده اند.

در دوران امامت امام رضا(ع) به واسط تلاش و مجاهدت علمی، اخلاقی و فرهنگی ائمـه، تا حدودی از انحراف هـای فکری و اخلاقی بی شمار (که یکی از شاخص ترین عناصـر معـرف عصر امویان است)[۵] کاسته شده، اما مسائل دیگری پیش روی جهان اسلام قرار گرفته اســت.

درگـیری های امویان، عباسیان و علویان شرایطی را برای ائمـه فـراهم کـرد تـا در ایـن میـان ارزش ها نشر یابد، انحراف ها زدوده شود و به واسط سـازمان وکالـت[۶] و تربیـت شـاگردانی گران مایه، گستره شیعیان افزایش یابـد و نـیز شبک ارتباطی آنها با ائمه وضعیت بهتری پیدا کند.

البته پس از استقرار عباسیان شرایط تا حدی بر ائمه و شـیعیان سـخت شـد کـه برخـی، سختی های این دوران را از ظلم و جنایت های بنی امیه بـیشتر مـی دانـند؛ اما به هرحال گسـترش قـلمرو سـرزمین هـای اسلامی (خصوصا در زمان هـارون و مـأمون ) و آغـاز نهضـت ترجمـه، ورود افکار و عقاید انحرافی، التقاطی و شکل گیری فرقه های مذهبی ـ سیاسـی از ویژگـی هـای شـاخص این عـصر اسـت.

دوران امام رضا(ع ) از نظر علمی، اجتماعی و سیاسی بسیار حـساس بـود. در ایـن عصـر بیـان مسائل کلامی، عقلی و فلسفی رونق داشت و جریان هایی مانند معتزله و اشاعره بحـث هـای کلامی خود را داشتند و از سـوی دیگـر، بــا ورود آرای فلاسـف یونـانی و طـرح شـبهه هـای جدید، دفاع از اسلام اهمیت ویژه ای یافــت. در واقـع اگـر بخـواهیم مجاهـدت علمـی امـام رضا(ع ) را در نشر معارف و اصلاحات فکری و اعتقادی دسته بندی کنـیم، بـا انـدکی تـسـاهل مـی تـوانیم بگوییم مباحث علمی ـ عقیدتی امام پیش از دوران ولایتعهدی بر محور رد شـبهه هـا، رفـع اخـتلاف های درون دینی و اشاع معارف مکتب اهل بیت و تشیع سامان یافته بود.

در دوره ولایتعهدی نیز بنا بر مـقتضیات خـاص جـایگاه ولایتعهدی و شـرایط اجتمـاعی ـ سیاسی آن دوران، شاخص دفاع از اسلام در مقابل مکاتب و مذاهب انـحرافی و التـقاطی (کــه از سرزمین های غیراسلامی یا آثار فلاسفه و اندیشمندان غیرمسلمان نشئت گرفته بود) بسـیار پررنگ تر بـوده اسـت. گـسترش قلمرو سرزمین های اسلامی، ورود افکار بیگانگان، ترجم آثار و افکار فلاسفه و دانشمندان یونانی و نیز تقید نـداشتن خـلفای عباسی به شـریعت و احکـام، سبب شکل گیری انحراف های عقیدتی زیادی در جامع مـسلمانان شـده بـود.

در این شرایط امام رضا(ع) در دو بخش بـه اصـلاحات فکـری و دینـی پرداختنـد: ۱- رد عقاید باطل و منحرف؛ ۲-بیان افـکار و عـقاید صـحیح و اصولی.

امام رضا(ع) با رد عقایدی کـه خدا را جسم تصور می کرد (صـدوق، ۱۳۷۸، ج ۱: ۱۱۷) یا رد عـقاید جبریه و مفوضـه و بیـان صحیح مسئل جبر و اختیار (همان: ۱۲۴)، لعـن تحریـف کننـدگان کـلام پیـامبر(ص ) (همـان: ۱۲۶)، لعن غـلاه و کـافر دانستن آنها (همان: ۲۰۳) در مقابل انحراف هـای فکـری و عقیـدتی به وجود آمده ایسـتادند. در این مـیان مسئل ولایتعهدی امام در چارچوب بیان مواضع و عـقایـد اصـولی قـرار دارد و دربردارنده اصول سیاسی و کاربردی در برخورد با حـکومت جــور اسـت که در ادامه به آن پرداخته می شود.

۲.زمینه ای طرح ولایتعهدی امام رضـا

از آنـجا که نمی توان از ولایتعهدی امـام رضـا(ع) بدون در نـظـر گــرفتن زمـینـه هـا و شـرایط سیاسی ـ اجتماعی آن سخن بـه مـیان آورد، به اجمال زمینه های طرح ولایتعهدی امام بررسـی می شود. مأمون در آغـاز خـلافت خود در وضعیت بسیار دشواری قرار داشـت و به نظر مـی رســد صـعوبت چنین وضعیتی حتی از آغاز دعـوت عـباسیان علیه امویان سخت تر بوده، زیرا پـس از آن همه ظلم و جنایت (به طور خاص )[۷] علیه عـلویان و خـاندان پیامبر(ص)، دیگـر بـه کـارگیری شـعار «الرضـا مـن آل محمد (ص)»[۸] از سوی عـباسیان عـبث می نمود و ایرانیان هـم بــه دلیـل سـتم علیه خاندان پیامبر(ص) و نیز بدعهدی عباسیان در ارتباط با ایرانیانی نظیر ابومسـلم و خانـدان برمکیان، از عباسیان روی تـافته بـودند. بـرای نـمونه آمـده: «ایرانـیان پس از وقوع جنـگ خـانگی هولناک بین امین و مأمون، از پشتیبانی عباسیان دست کشیدند…» (مرتضی عاملی، ۱۳۶۵: ۱۷۳).

علاوه بر این، اختلاف های داخلی را هم باید اضافه کرد کـه بـا نبـرد امـین و مــأمون بـر همگان آشکار شد. اکنون مأمون باید برای استقرار و دوام خلافتش بر هم این مسـائل غلبـه می کرد. مأمون با وجود سه مشکل اساسی: ۱- حمایت نکـردن علویـان؛ [۹] ۲-حمایـت نکـردن ایرانیان؛ ۳- اختلاف هـای داخـلی عباسیان[۱۰] توانست از همان ابزارهایی اسـتفاده کنـد کـه رهبـر عباسیان در ابتدای کار برای رسیدن به قـدرت اسـتفاده کـرده بـود، یعنـی اسـتفاده از پایگـاه اجتماعی، سیاسی و مذهبی علویان و دیگری (که به تـبع آن اتـفاق افتـاد) اسـتفاده از خراسـان به عنوان پایگاه. با استفاده از این دو نیرو توانست اقتدار خـود را بـر عباسـیان بغـداد تحمیـل کند، اما دشواری های زیادی پیش روی او قرار داشت، زیـرا هـمـان طــور کـه گفتـیم، ظلـم و ستم هـای بـی شمار خلفای عباسی دست آنها را برای ایفای نقش های ظاهری رو کـرده بـود و باید تدابیر دیگری اندیشیده می شد. در نظر مأمون حضور امام در دستگاه حـکومت مـی توانسـت چاره ای برای حـل هـم این مسائل باشد.

مواضع سیاسی امام رضا علیه السلام

درباره برخورد امام رضا (ع) با حکومت و مسائل سیاسی (در زمـان مـأمون ) چنـد فـرض مطرح است:

۱-(با توجه به بی رحمی و ستمگری دستگاه حکومت) سکوت و مــدارا بــا خلافـت عباسی؛

۲-تلاش برای به دست گرفتن حکومت و قیام علیه دستگاه خلافت عباسی؛

۳-آنچه از دید برخی کـناره گـیری از سیاست تعبیر می شود.

۴-اتخاذ مواضع هوشمندان سیاسی و ادام مسیر راهبردی امامت بـا تـوجه بـه مقتضـیات خاص زمانی و مکانی. البته پیش از شروع بحث باید خاطرنشان کرد از آنجا که امام، حکومت تـشـکیل ندادنـد، نگاه به سیره سیاسی حضرت درباره امر حکومت [۱۱] با توجه احادیث، روایت هــا و نکتـه هـای تاریخی مـعتمد صـورت گرفته است.

۱.سکوت و مدارا با خلافت عباسی

با توجه به آنچه در سیره امام رضا(ع ) و سایر ائمه می بینـیم، هـیچ کـدام از ائمـه، حتـی در سخت ترین شرایط، حق امامت و ولایت خود را کتمان نکرده [۱۲] و در هر فـرصـت و شـرایطی آن را به حکام وقت یادآوری کرده اند و این حرف که ائمـه از سیاسـت و مسـائل حکومـت دوری می گزیده اند، عین بی اطلاعی از روش و راهبرد امامان است، زیرا ائمه هیچگاه از حـق خود چشم پوشی نکردند و همواره به مـسائل دینــی و سیاسـی اجتمـاع اهمیـت مـی دادنـد و نبودن حکومت به دست ایشان دلیلی بر بی توجهی به سیاست یا مدارا با خلفای وقت نبـوده، زیرا شیعه، امامت را بالفعل می داند نه بالاستحقاق، درحالی که بـه درسـتی معلوم اسـت پیشـوایان، امکان تأسیس حکومت نیافتند.

از سوی دیگر، گرچه هم شئون امامت ظاهری و باطنی از یکدیگر تفکیک ناپـذیر بـوده، تحقق و فعلیت ولایت ظاهری معصومان در گرو عواملی چون: خواست مـردم، مـهیـا بــودن شرایط اجتماعی و غیره است. امام بنیان حکومت خود را در جایی می نهد کـه مـردم مسـئولانه به وظیف خود در مهیا کردن شرایط حکمرانی او قیام کرده باشند. در غیر ایـن صـورت، هـیچ تکلیف فـعلی بـرای تـشکیل حکومت نمی یابد. به بـیان دیگـر، در اسـتقرای تـام راه هـای فعلیـت یافتن حکومت معصوم از چهار راه بیرون نیست:

۱-امام با تکیه بر روش های زورمدارانه و خشـونت آمـیـز بتواننـد بـر مجـاری حکـم مسلط شوند؛

۲-با توسل به روش های فریبکارانه و تردستانه با همدستی جمع محدودی از یـاوران خود بـر امـور غـلبه کنند؛

۳-به روش غیرعادی با تکیه بر معجزه و بهره گرفتن از سـلط تـکـوینی خــویش در امور تصرف و حکومت خود را برپا کنند؛

۴-در مجاهدتی مستمر، سطح شعور و آگاهی مردم را ارتقا دهند تا آنـهـا بــه دلخــواه خود به وظیف خویش قیام کنند و امکان حکومت وی را فراهم کنند.

به یقـین هـیچ کـدام از روش های اول تا سوم در سیره معصوم به چشم نمی خـورد، زیـرا بـا اصول اخلاق و تقوای الهـی مـغایر اسـت و در سنت و سیره هیچ پیشوای الهی معهـود نیسـت.

تفاوت اساسی رهبران الهی که مقتدای بـشریت در اخــلاق و فضـیلت بـوده انـد بـا دشـمنان لجوجشان که به هیچ مرز اخلاقی پایبند نـبوده انـد در هـمیـن جا عیان می گـردد. امـام علـی در گفتاری، فرق خود و معاویه را در مقام تدبیر امور اینـ گـونه بیان می کند: «واللـه مـا معاویـ بأدهی منی لکنه یغدر و یفجر و لولا کراهی الغـدر لکـنت مـن أدهی الناس» (نهـج البلاغـه / خطبـ ۲۰۰).

روش سوم هم بدان جهت پذیرفته نیست که ضرورت قائم شـده بـر اینکـه ائمـه هیچگـاه بـه روش های غیرمتعارف برای تحقق اهداف و مقاصـد خـود رو نـیـاورده و از ســلط تـکـوینی برای دگرگون نمودن احوال بهره نجسته اند. نتیجه آنکه تنهـا روش چهـارم معـین مـی شـود یعـنی اینـکه حـکومت حق امام در بستر رشد و آگاهی بـا انتخـاب آزادانـه و مسـئولان مـردم فعلیت مـی یابـد.

از آنجا که ولایت کلی معصومان در مبدأ تشریع تام و تمـام اسـت، در سـیره کریمـ آن بزرگواران مواردی دیده می شـود کـه حتی در زمان کف ید به اعمال برخـی از شـئون ولایـت ظاهری پرداخته اند؛ از قـبیل: اقـدام به داوری و رفع خصومت ها، نصب قضات، فـرض نـمـودن خـمس و تحلیل آن در مقاطع زمانی مخصوص، تحلیل انفال بــرای شــیعیان و ماننـد آن، کـه جملگی مظاهری از ولایت (سیاسی) الهی پیشوایان بوده اسـت و مـی تـوان از آنهـا بــه مـثابـه ابزارهایی در تثبیت هویت تشیع و حـمایت از شـیعیان در دوره های سـیاه اخـتناق آمـیز خلفا یـاد کرد که با توجه بـه مـسائل یاد شده به هیچ وجه نمی توان این قول را درباره امام معتبر دانـسـت کـه: «….پایبندی به رهبری روحانی و دوری گزیدن از ورود بـه عرصه هـای سیاسـی» (اللیثــی، ۴۲: ۱۳۸۷) زیرا شـأن و مقام امامت با سازش کـاری دربـاره اصول و سکوت و مـدارا در مقابـل حکـام وقت، سازگار نیست و آنچه در سیره ائمه دیده ایم به خـوبی شـاهدی بـر ایـن مدعاسـت و آن بزرگواران حتی در بـدترین شـرایط فـشار و اختناق، به مـدارا و کـناره گیـری از امـور سیاسـی ـ اجـتماعی امـر نکرده اند.

۲.تلاش برای بدست گرفتن حکومت وقیام علیه دستگاه خلافت عباسی

از جمله مـسائلی کـه بعد از نهضت امام حسین (ع) (با تــأثیر گــرفتن از واقعـ عـاشـورا) در جـریان هـای سیاسی شیعیان و علویان بـه چشم می خورد، قیام با شمشیر علیه حکومت ظالم و تلاش برای برپایی حکومت بوده اسـت. دربـاره جهت گیری ائمه (به خصـوص از زمــان امــام بـاقر(ع) بـه بـعد ) و درباره این قیام هـا اخـبار و اقوال متعددی وجود دارد که حتی گـاه میـان آنهـا تناقض وجود دارد و البته دلایل آن را می توان چنین برشمرد: ضـعف بـرخی از روایتـ ها به واسط سند ضعیف یا وجود راویانـ غـیرموثق، تـقی امـام، نـداشتن درک صـحیح از قول معصوم و مسائلی از این دست. حال در پی پاسخ به این پرسش هستیم که امام رضا (ع) چرا در برابـر حـاکم جـور قیام نکردند؟

نفی ظلم و ظالم از اصول مسلم و قطعی تعالیم اهل بیت اسـت و ایشان بـه دلیـل پیـروی از امر الهی به سبب«و لا ترکنوا إلی الذین ظلمو فتمسکم النار»[۱۳] (هود/ ۱۱۳) بر ظلـم نـه اعتمـاد کردند و نه آنان را یاری نمودند و از آنجایی که در ولایت ظالم احیای باطل و از میـان رفـتن حق به طور کلی وجود دارد، بنابراین شیعیان را نیز از همکاری برحذر مـی داشـتند و حتـی از کمک به ظالم در ساختن مسجد ممانعت می فرمودند (حیـدر، ۱۴۰۳: ۳۷۴) هـمـان طــور کـه پیش از این گفته شد، در تفکر سیاسی ائمه بر نفی ظالم و حکومت جور بسـیار تأکیـد شـده است. با هم احادیث و روایت هایی که در این زمینه وجــود دارد، در تــاریخ سیاسـی شـیعه شاهدیم که ائمـه پسـ از نهضت عاشورا در هیچ قیامی شرکت نداشته اند و گاه نه تنهـا دسـتور به جهاد نداده اند، بلکه به نوعی با جهاد (قیام مسلحانه و آشـکار) مـخالفـت کــرده انـد. بـرای یافتن چـرایی این مـوضوع باید به چند نکته توجه کرد:

ـ شرکت نکردن مستقیم ائمه در قیام های توابین، مختار، زید، زیدبن علی، نفس زکیـه، ابراهیم (برادر نفس زکیه)، حسین بن علی (شهید فخ) به معنی نـفی و مـخالفت (مطلـق) امام معصوم با این قیام ها علیه حاکم ظالم نبوده است. با جمع بندی کلـی احادیـث، حذف احادیث ضعیف و در نظر گـرفتن اصـل تقیـه در احادیـث صـادره از ائمـه می توان گفت کـه شـخصیت برخی از اینـ قیام کنندگان (به طور کلـی) از طـرف امـام تأیید شده بوده و این بزرگواران با نفس مقابله با حکومت جـائر و طاغوت مخـالف نبوده اند و احادیثی که در مدح برخی از قیام کنندگان آمــده، هــیچ تـناقضـی بـا ایـن مطلب ندارد، زیرا دلالت غالب احادیث بر مدح شخصیت فردی آنان و نفس عمل امر به معروف و نـهی از مـنکر است و از سوی دیگر، نمی توان آن را تأیید بر قیام هـا تفسیر کرد.

ـ امـام مـعصوم بـا درایت، بینش وسیع و نگاه عالمانـه بـه مسـائل سیاسـی ـ اجتمـاعی به خوبی از شرایط سیاسی ـ اجتماعی، زمینه هـا و امکانات مـورد نیـاز بـرای قیـام و حتی تشکیل حکومت آگاهی داشتند و با توجه بـه شرایط سیاسی ـ اجتماعی، شـکست قـیام ها را پیش بینی می کردند و از آنجا که در آن شرایط شکست قیام نمـی توانسـت به حرکت ائمه کمک درخور توجهی کند، ائمه ـ در آن مقطع ـ به پیروانشـان تقیـه و استفاده از ابزارهای دیگر (به جز جهاد مـسلحانه) را سفارش می کردند.

ـ ائمه از زمان امام سجاد (ع) به بعد، خط مشی سیاسی خود را تغییـر دادنـد، یعنـی بـه جای مبارزه و قیام مسلحانه، اقدام به کارهای فرهنگـی کردنـد و نهضـتی علمـی ـ فکری را در پیش گرفتند کـه بـه تعلیم و تربیت شـاگردان و نشـر احکـام و معـارف دینی می پرداختند. از این رو، در هیچ قیام و حرکت ضدحکومتی شرکت نکردنـد و حتی برخی یارانشان را نیز از شرکت در چنین حرکت هایی منـع مـی کردنـد، زیـرا این قیام های پراکـنده کـه از سوی شـیعیان صـورت مـی گرفـت، چنـدان سـنجیده و حساب شده نبود و اتفاقا به حرکت حساب شده ائمه که به شکل دیگـری (نهضـت علمی ـ فرهنگی ) نمود پیدا کرده بود، ضربه های سـختی مـی زد و گاه باعـث تفرقـ نیروها و از دست رفتن آنها می شد.[۱۴] احادیثی که درباره سفارش به قیـام نکـردن از[۱۵] ائمه روایت شده مؤید همین مسئله است.

سه قیام در زمان امامت امام رضا (ع) در تـاریخ روایت شـده [۱۶] کـه ایشان با دو قیـام مخالفـت صـریح مـی فـرمایند.[۱۷] تنها در قیام ابن طباطبا پس از اینکه از امام تقاضا کردند بـه آنهـا پیونـدد، امام به ایشان فرمود پس از ۲۰ روز به آنها خواهـد پیوسـت کـه ظــاهرا پـس از ۱۸ روز (از زمـانی کـه امام را دعوت کرده بودند) این حرکت شکست خورد و قـیام کـنندگان فراری شـدند (صدوق، ۱۳۷۸، ج ۲: ۲۰۸) و این مطلب به خوبی درایت سیاسی و آینده نگری امام را نشـان می دهد که ایشان به خوبی از شرایط مـوجود آگـاهی داشـته اند و با اصل قیام علیه حـاکم ظـالم مخالف نبودند، امـا مؤلفه های دیگری نیز مدنظر ایشان بوده است از جمله: مصلحت، به ثمـر نـشستن و تداوم حرکت بر ضدحکومت جور.

۳.اتخاذمواضع هوشمندان سیاسی و ادام مسیر راهبردی امامت با توجه به مقتضـیات خـاص زمـانی ومکانی

مواضع سیاسی ائمه همواره با ملاحظه هایی همراه بوده و در بررسی و واکاوی رفـتارهـای سـیاسی این بـزرگواران توجه به این ملاحظه ها می تواند به فهم مخاطب کمک کنـد. در سـیره سیاسی امام رضـا(ع) نـوع برخورد امام با مسئل ولایتعهدی اتخاذ همین رویکـرد اسـت کـه در ادامه بـه عـلت اهـمیت آن، تحت عنوانی مجزا پرداخته می شود.

مواضع سیاسی امام رضا(ع) دربرابرمأمون

۱.ولایتعهدی

امام رضا(ع) در مـقابله بـا اقـدام های مأمون از هر فرصت و مقطعـی اسـتفاده مـی کردنـد تـا ضمن آشکار کـردن نـیات سوء مأمون، وی را در رسیدن بـه اهـدافش ناکـام بگذارنـد. عمـده گزارش ها و برخورد امام با مأمون پس از پیشـنهاد ولایتـعهـدی صــورت گرفتـه کـه در ایـن قسمت تمرکز بحث ما نیز بر همین مقطع است. شـخصیت و نـیت مأمون و سابق عباسیان بر امام پوشیده نـبود و حـتی بـر فرض خیرخواهی و قصد مأمون در واگـذاری ولایتعهـدی، مـسـائل بـسیاری وجود داشت که بر بعید بودن این امر دلالت می کـرد؛ از جملـه: سـاختار حـکومـت عـباسیان بر دشمنی با علویان سـامان یافـته بـود، شــرایط سـیاسـی نـامسـاعد، در میـان علویـان اختلاف های عقیدتی – سـیاسی بـسیاری به وجود آمـده و انحـراف هـای اجتمـاعی، اخلاقـی و سیاسی (که همگی ریشه در رفـتار خـلفای عباسی داشـت) شـرایطی را پدیـد آورده بـود کـه مـردم از عدالت و مفاهیم اصولی اسـلام فـاصله گرفته بودند و شاید یارای تحمـل و هـمراهـی عـدالت امام معصوم را نداشتند.[۱۸]

بـر اسـاس شواهد تاریخی حدیثی، سیاست امام رضا(ع) به هیچ وجـه تشـکیل یـا در اختیـار گرفتن حکومت نـبود، زیرا نـوع برخورد و واکنش ایشان بـا قیـام هــای صــورت گرفتـه و نـیـز مـشارکت و مـداخله نکردن در این حرکت های اع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *