تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیمای انسان کامل در زندگی حضرت امام علی النقی(ع)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای انسان کامل در زندگی حضرت امام علی النقی(ع) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 87 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای انسان کامل در زندگی حضرت امام علی النقی(ع):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای انسان کامل در زندگی حضرت امام علی النقی(ع) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل سیمای انسان کامل در زندگی حضرت امام علی النقی(ع) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای انسان کامل در زندگی حضرت امام علی النقی(ع) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای انسان کامل در زندگی حضرت امام علی النقی(ع)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیمای انسان کامل در زندگی حضرت امام علی النقی(ع) :

مقدمه

در بیان توصیف انسان کامل ذکر شده که فرد کامل بیشترین شباهت به پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) دارد و کامل ترین انسان حضرت ختمی مرتبت بوده که در شریعت، طریقت و حقیقت به کمال رسیده اند. امامان دین شریعت محمدی و چهارده معصوم (ع) که از تربیت الهی و نظر لطف حضرت حق برخوردارند، از کامل ترین انسان ها محسوب شده و الگویی نیک برای بشریت و رفتار انسانی هستند. خداوند در صحف مبارک می فرمایند: یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ یعنی ای اهل ایمان! از خدا اطاعت کنید و [نیز] از پیامبر و صاحبان امر خودتان [که امامان از اهل بیت هستند و چون پیامبر دارای مقام عصمت می باشند] اطاعت کنید. پاکی اهل بیت و به نوعی کامل بودن آنان برای الگوی انسانیت در این آیات به تصویر کشیده شده و در سوره ی احزاب ذکر شده: إنما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهیراً یعنی خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.

غزالی کرامات اولیاء را همان بدایات انبیاء دانسته است. گرچه در زندگی پیامبر اسلام(ص) قبل از بعثت تفکرات آفاق و انفسی عارفانه وجود داشته اما در تعالیم پیامبر(ص) پس از بعثت، گوشه نشینی و عزلت نکوهش شده است و انسان کامل در دین و آیین خاص نمی گنجد و در همه ی اعصار حضور دارد. یثربی می نویسد: «انسان کامل عالم اصغر، و روح عالم اکبر و اکمل موجودات و خلیفهالله است. صورت کامل حضرت حق و آیینهء جامع صفات الهی است.

در این نوشتار به زندگی و معرفی امام دهم شیعیان حضرت علی نقی (ع) بر اساس منابع موجود پرداخته شده و سیره ی ایشان با توجه به نظریات عرفانی تبیین گشته است. شاید برخی القاء مضامین عرفانی را برای اهل بیت(ع) دور از تصور تلقی کنند که در جواب باید متذکر شد که همانگونه که انبیاء در تکامل یکدیگر برای ارائه ی افکار الهی بر کره ی خاکی قدم برداشتند، امامان و معصومان نیز نمونه ی والا و حدّ اعلای افکار الهی و الگویی مناسب برای بشریت و خواهندگان راه طریقت به سوی حقیقت اند.

زندگی نامه ی امام هادی(ع)

ایشان در دوم رجب سال ۲۱۴ هجری متولد شد. «اسم شریف آن جناب علی بود و کنیت ابوالحسن و چون امام موسی و امام رضا علیهم السلام را نیز ابوالحسن می گفتند از جهت تعیین آن جناب را ابوالحسن الثالث می گویند… مشهورترین القاب آن حضرت نقی و هادی است». نام مادر ایشان سمانه و در زهد تقوی سرآمد روزگار خود بودند. چون ایشان و فرزندش در محله ای به نام عسکر زندگی می کردند، هر دوی ایشان را عسکری می نامیدند و امام هادی (ع) «پس از پدر، دومین امامی است که در خردسالی و در سن ۸ سالگی به امامت رسید.» درباره ی شمایل آن حضرت گفته شده که دارای قامتی نه بلند و نه کوتاه بود. گونه هایش اندکی برآمده و سرخ و سفید بود. چشمانش فراخ و ابروانش گشاده بود. امام هادی(ع) بذل و بخشش بسیار می کرد. امام آن چنان شکوه و هیبتی داشت که وقتی بر متوکل خلیفه جبار عباسی وارد می شد او و درباریانش بی درنگ به پاس خاطر وی و احترامش برمی خاستند. خلفایی که در زمان امام (ع) بودند: معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین، معتز، همه به جهت شیفتگی نسبت به قدرت ظاهری و دنیای فریبنده با خاندان علوی و امام همام حضرت هادی (ع) دشمنی دیرینه داشتند و کم و بیش دشمنی خود را ظاهر می کردند ولی همه، به خصال پسندیده و مراتب زهد و دانش امام اقرار داشتند، و این فضیلت ها و قدرت های علمی و تسلط وی را بر مسائل فقهی و اسلامی به تجربه، آزموده و مانند نیاکان بزرگوارش (ع) در مجالس مناظره و احتجاج، وسعت دانش وی را دیده بودند. عمر ایشان ۳۳ سال بیش نبود و در سوم رجب سال ۲۵۴ هجری به دست معتزّ عباسی مسموم و به شهادت رسیدند.

اصحاب امام هادی (ع)

در میان اصحاب امام دهم(ع)، به چهره هایی چون «علی بن جعفر همیناوی» که متوکل او را به زندان انداخت و می خواست بکشد برمی خوریم. دیگر ادیب معروف، «ابن سکیت» بود که متوکل او را شهید کرد و علت آن را چنین نوشته اند که دو فرزند متوکل خلیفه ی عباسی در نزد ابن سکیت درس می خواندند. متوکل از طریق فرزندان خود کم کم، متوجه شد که ابن سکیت از هواخواهان علی (ع) و آل علی(ع) است.

«حضرت عبدالعظیم حسنی» از دیگر اصحاب امام هادی(ع) است: «او از اعاظم راویان است و حضرت هادی(ع) به او خیلی احترام می گذاردند».

اوضاع اجتماعی و سیاسی دوران امام هادی(ع)

ایشان بیشتر در زمان متوکل عباسی زندگی می کردند اما با حکومت شش نفر از خلفای عباسی به نام های: معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتزّ مواجه بود. درباره ی شرایط اجتماعی و سیاسی دوران آن حضرت ویژگی هایی زیر ذکر شده است:

الف) رو به ضعف نهادن دستگاه خلافت؛

ب) گسترش فساد و عیاشی در دستگاه خلافت؛

ج) قهر طبیعت و بروز رخدادهای غیر منتظره؛

د) بروز آشوب ها و فتنه ها در قلمرو اسلامی؛

ه) گسترش نهضت های علویان.

«متوکل نسبت به امیر مؤمنان علی(ع) و خاندانش کینه و عداوت عجیبی داشت و اگر آگاه می شد که کسی به آن حضرت علاقمند است بلافاصله اموال او را مصادره می کرد و او را به طرز فجیعی به قتل می رساند. او در سال ۲۳۶ ق دستور داد تا آرامگاه سالار شهیدان حضرت حسین(ع) را با خاک یکسان کرده و به آب بست و دستور داد در آن محل کشت و کار شود تا قبر آن حضرت کاملاً محو شود، چرا که می ترسید قبر امام حسین(ع) پایگاهی بر ضدّ او گردد».

از مجموع ۳۳ سال از دوران امامت امام هادی (ع) حدود سیزده سال در مدینه سپری شد و امام با توجه به ضعف دستگاه خلافت به هدایت مردم همت گمارد. وکلا و نمایندگان امام(ع) در میان مردم پراکنده بودند و به مشکلات رسیدگی می کردند و امام در مدینه از موقعیت خوبی برخوردار بود به نحوی که فرماندار شهر در برابر امام موضع گیری نمی کرد، متوکل بر آن شد که امام را از مدینه به سامرا که مرکز خلافت بود بیاورد.

از امام هادی(ع) این پنج ادعیه و نماز به یادگار مانده است: زیارت جامعه ی کبیره، زیارت غدیریه، دعای کوتاه در کنار قبر مبارک آن حضرت، نماز بالای سر در حرم حضرت رضا علیه السلام، تعقیب نماز.

از علی بن مهزیار روایت شده که محمد بن ابراهیم به حضرت امام علی النقی علیه السلام نامه ای نوشت که اگر مصلحت می دانید به من دعایی تعلیم دهید که بعد از هر نماز بخوانم تا خداوند به سبب آن خیر دنیا و آخرت به من عنایت فرماید. امام هادی علیه السلام این دعا را آموزش دادند: «اَعُوذُ بِوَجْهِک الْکریمِ وَ عِزَّتِک الَّتی لا ترامُ وَ قدْرَتِک الَّتی لا یَمْتَنِعُ مِنْها شَیءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ وَ مِنْ شَرِّ الاْوْجاعِ کلِّها وَلا حوْلَ وَلا قوَّهَ اِلاّ باللَّهِ الْعَلِی الْعَظیمِ؛ پناه برم به ذات بزرگوارت و به عزتت که مورد دستبرد نیست و قدرتت که چیزی از آن خودداری نتواند، از شرّ دنیا و آخرت و از شر تمامی دردها و جنبش و نیروئی نیست جز به خدای والای بزرگ».

استجابت دعای امام

امام دهم(ع) که از ظلم متوکل به ستوه آمده در دعایی نابودی متوکل را از خداوند خواهان است: «پروردگارا من و او متوکل دو بنده از بندگان تو هستیم و زمام کارمان در دست تو می باشد… این بنده ات، پیش از آنکه شکایت آغاز کند، رنج و درد او را می دانی و درمان آن را قبل از آنکه بگوید، می شناسی و در اختیارش می گذاری؛ پس حمد و سپاس بیکران، تو را سزاست که دانا، شنوا، بینا، توانا و مهربان هستی…» و « پروردگارا!… در اراده ی تو چنین مقدر و تعیین شده بود که او متوکل را بر من قدرت دهی؛ پس او از این قدرت علیه من سود جست و بر من ستم روا داشت و با قدرتی که به او داده بودی، بر من بزرگی فروخت و تکبر ورزید. فرصت دادنت، او را فریفت. بردباریت، او را به طغیان کشانید و مرا رنج و اندوهی رساند که نتوانستم بر آن صبر کنم…».

متوکل در روز چهاردهم شوال سال ۲۴۷ ق، توسط افسران ترک با هماهنگی منتصر کشته می شود. امامان معصوم نیز در تنگناها و گرفتاری ها، مسائل و مشکلات را با پروردگار در میان گذاشته و از او یاری می جویند و خداوند دعوت انسان های پاک که در جهت کمال حرکت می کنند را اجابت می کند، چنانچه نسفی می گوید: « اگر آدمی در رنج، و راحت و سعادت و شقاوت و طاعت و معصیت و توانگری و درویشی مجبور است، سعی و کوشش آدمی و پرهیز و احتیاط آدمی از برای چیست، و دعوت انبیا و تربیت اولیا چراست، و تدبیر عقلا و معالجت حکما را فایده چیست. جواب. بدان که… هر چیزی که در عالم علوی، که لوح محفوظ سفلی است، نوشته است به طریق کلی نوشته است، نه به طریق جزوی. به این سبب ما را به این چیزها اختیار است، یعنی حاصل کردن آن چیزها خود را، و دفع کردن آن چیزها از خود به سعی و کوشش ما بازبسته است… یعنی هر چیزی که در نطفه ی آدمی به طریق کلی نوشته است، ما در آن چیزها مختاریم. هر چیزی که در نطفه ی آدمی به طریق جزوی نوشته است، ما در آن چیزها مجبوریم».

تجربیات فراعینی

داستانی درباره ی امام دهم(ع) ذکر شده که کاتب متوکل می گوید: در حضور متوکل سخن چینان بسیاری افترا به امام (ع) بستند و متوکل خشمناک شده و برای کشتن امام (ع) سوگند یاد می کند و غلامانی به دنبال امام(ع) می فرستد، لحظاتی بعد امام (ع) وارد شده اما متوکل او را می بوسد و با احترام با ایشان برخورد می کند، متوکل بعد از رفتن امام (ع) به مأمورین می گوید چرا دستورش را اجرا نکرده و او را به قتل نرساندند! و مامورین می گویند با رفتار شما دچار تردید شدیم… متوکل متذکر می شود که هیبت امام (ع)، او را درگرفته و اطراف ایشان صد شمشیرزن دیده است!

تجربه ی مشاهده ای که متوکل از صد شمشیرزن داشته از برکت وجود امام هادی(ع) است که بواسطه ی کمال آن حضرت بر متوکل مشاهده ای صورت گرفته و در آغاز خود امام(ع) ازین مشاهده آگاه بوده اند. فولادی درباره ی این تجربیات فراعینی می گوید:«اگر دیدنی را متصور شویم که به وسیله ی چشم نباشد و در عین حال باز، دیدن باشد، عینیت از نوع دیگر را هم تصور کرده ایم. پس در تجربه ی عرفانی، صورت عینیت که کاربرد چشم باشد، محقق نیست، اما معنای عینیت که دیدن باشد، محقق است».

واحد و وحدانیت

فتح بن یزید جرجانی در مسیر بازگشت از مکه به خراسان به محضر امام هادی(ع) رسیده و درباره ی برخی موضوعات دینی و فلسفی با ایشان به گفتگو می پردازند، «فتح می گوید: عرض کردم: خدا یکی است. انسان هم یکی است. آیا این یکی بودن ها مثل هم نیست؟! حضرت فرمودند: خوب گفتی! خداوند تو را بر مسیر حق ثابت بدارد. اما در اسم وحدانیت به این معناست که بتواند بر یک مسمی دلالت کند. مثلا وقتی در مورد انسان می گوئیم، یکی است، یعنی اینکه انسان یک جسم دارد و دو تا نیست با اینکه وقتی وجود انسان را تجزیه و تحلیل می کنیم یکی نیست. چون دارای عضوهای مختلف و رنگ های گوناگون و قسمتهای جداگانه ای است که مثل هم نیستند. خونش جدای از گوشت و گوشتش جدای از خون است. عصبش جدای از رگ هایش و موهایش جدای از پوستش و سیاهش مغایر با سفیدی اش است. و همین حرف در مورد بقیه مخلوقات هم صدق می کند. پس انسان در اسم یکی است؛ نه در معنی. اما خداوند متعال یکی است به طوریکه در غیر او، چنین یکتایی را نمی توان پیدا کرد. او یکی است بدون اینکه اختلاف و گوناگونی و کمی و زیادی در وجودش باشد».

با توجه به اینکه امام(ع) از علم خدایی بهره مند بوده اند، اولین مباحث کلامی نظیر واجب الوجود و مباحث وحدت وجود را باید در سیره ی ایشان جست، ایشان با زبانی ساده به شرح مطلب وجود برای جرجانی پرداخته اند.

کمال انسان کامل

معصومین (ع) از تربیت الهی برخوردارند و به نظر شریعتمداری این تربیت از کمال برخوردار بوده و تمام جنبه های شخصیت انسان را تحث تأثیر قرار می دهد. حضرت امام علی النقی(ع) نیز از صبغه ی کمال برخوردار بوده و از لحاظ علمی، فلسفی و نیز از لحاظ کرامات در صدر قرار داشتند.

واسطه ناپذیری

عارف در تجربه ی عرفانی می تواند از درون موضوع بدان بپردازد و گونه ای وحدت نفسانی با موضوع تجربه شکل می گیرد: «تجربه ی عرفانی حاصل پشت سر نهادن مراحلی است که آنها را تخلی، تحلّی و تجلی خوانده اند و از این رهگذر، تا جایی پیش می رود که میان عارف و معروف، جز یک نفس آیینه گون، فاصله ای نمی ماند و گاه حتّی این نَفس نیز چندان تلطیف می پذیرد که گویی وجود ندارد. این امر به معنای حلول با اتحاد نیست». عارف با مجاهده و تلاش به مقامی دست می یابد اما امام (ع) با نظر لطف الهی، استعداد و مجاهده به صفات و خصایصی دست می یابد، شاید بتوان کرامات و معجزات را با واسطه ناپذیری تجربیات عرفانی هماهنگ دانست. از کرامات امام دهم(ع) پی بردن به افکار دیگران است: «عبدالله بن هلَیل قائل به امامت «عبدالله افطح» بود؛ ولی پس از سفر به سامرا از اعتقادش بازگشت. وقتی از علت آن پرسیدم گفت: تصمیم گرفتم از امام هادی(ع) در این زمینه بپرسم، تا آنکه روزی در یک مسیر باریکی به هم برخوردیم. امام(ع) خود را به من نزدیک کرد و چون در برابر من قرار گرفت چیزی به طرف من انداخت که بر سینه ام نشست؛ در آن نوشته شده بود: «عبدالله» در آن مقام نبود و شایستگی آن را نیز نداشت». در کتاب منتهی الآمال از موارد دیگر آگاهی امام دهم (ع) به اذهان ماجرای پرسش درباره ی روزه ی مستحبی توسط جمعی ذکر شده که امام (ع) سریعاً جواب را یعنی روزهای هفدهم ربیع الاول، بیست و هفتم رجب، بیست و پنجم ذیقعده و هجدهم ذی حجه به آن شخص می گویند.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *