تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شخصیت شناسیِ مخاطب در فرایند ارتباطی رسول اکرم(ص)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شخصیت شناسیِ مخاطب در فرایند ارتباطی رسول اکرم(ص) شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل شخصیت شناسیِ مخاطب در فرایند ارتباطی رسول اکرم(ص):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل شخصیت شناسیِ مخاطب در فرایند ارتباطی رسول اکرم(ص) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شخصیت شناسیِ مخاطب در فرایند ارتباطی رسول اکرم(ص) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شخصیت شناسیِ مخاطب در فرایند ارتباطی رسول اکرم(ص) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شخصیت شناسیِ مخاطب در فرایند ارتباطی رسول اکرم(ص) :

۱. طرح مسئله

مخاطب و گیرنده پیام یکی از عناصر اصلی در هر فرایند ارتباطی است. برقراری یک ارتباط مؤثر، به عوامل متعددی بستگی دارد که آگاهی از مؤلفه ها و ویژگی های شخصیتی مخاطب از مهم ترین آنها است (محسنیان راد، ۱۳۹۰، ص ۳۹۳). به عبارتی مخاطبان پیام ویژگی ها و شاخصه هایی دارند که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم می تواند دریافت موفق پیام و تأثیرپذیری از آن را تحت تأثیر قرار دهد. برخی از این ویژگی های شخصیتی می تواند میان عموم مخاطبان مشترک باشد، برخی نیز در طیف خاصی از مخاطبان (در شرایط زمانی و مکانی خاص) جریان داشته باشد.

این امر، یعنی تأثیر ویژگی های شخصیتی مخاطب در ایجاد ارتباط و انتقال پیام، در فرایند ارتباطی پیامبر اکرم (ص) و گیرندگان پیام آن حضرت نیز جریان دارد. ازاین رو نوشتار حاضر در صدد پاسخ به این مسئله است که ارتباط و انتقال پیام به مخاطب در فرایند ارتباطی رسول اکرم (ص) تحت تأثیر چه متغیرها، شاخصه ها و مؤلفه های شخصیتی بوده است. بنابراین سعی شده تا در پژوهش حاضر، شخصیت مخاطبان آن حضرت و تأثیرپذیری آنان از عوامل مختلف در فرایند ارتباطی رسول اکرم (ص) مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.

شخصیت مخاطبان پیام نبوی از زوایای مختلفی قابل بررسی است؛ همچون تأثیرپذیری از ساختار و قوای درونی، عوامل محیطی، اجتماعی، نیازهای زیستی، و روانی. شناخت شخصیت مخاطب در هر یک از این ابعاد و مؤلفه ها به تناسب، درصد موفقیت در ارائه پیام را بالا می برد. در یک تقسیم بندی کلی ابعاد و مؤلفه های مذکور را می توان تحت دو عنوان ذیل پی گیری نمود:

– شخصیت شناسی عام (شناخت ویژگی های عام مخاطب)

– شخصیت شناسی خاص (شناخت ویژگی های خاص مخاطب؛ مختص یک طیف، زمان و موقعیت).

هر دو طیف از ویژگی های شخصیتی در سیره پیامبرص مورد اهتمام بوده و در این پژوهش بررسی می گردد. لزوم بررسی هر دو طیف در سیره ارتباطی نبوی بدان جهت است که اولا پیامبرص خود در مقام رسالت و ارائه پیام، با طیفی از مخاطبان روبرو بود که تحت تأثیر شرائط عصری و نسلی خاص بودند، لذا شخصیت شناسی از مخاطب عصر نبوی ضرورت می یابد، ثانیا رسول اکرم (ص) برای کل بشریت (سبا، ۲۸) و برای همه اعصار (احزاب، ۴۰) برانگیخته شده و مخاطب اصلی آن حضرت «انسان» است، فارغ از زمان و مکان. از این حیث شخصیت شناسی از مخاطب عام نبوی و آگاهی از ویژگی های مشترک انسان ها ضرورت می یابد؛ به خصوص زمانی که بدانیم بخش غالبی از رسالت آن حضرت ناظر به اصول مشترک انسانی بوده است.

۲. پیشینه

اگرچه برخی، آثار سیره ارتباطی رسول اکرم (ص) را بررسی کرده اند، لکن به صورت مستقل به شخصیت شناسی مخاطبان آن حضرت نپرداخته اند. از أهم آثار مرتبط می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

مقاله «تحلیلی بر سیره ارتباطات میان فردی پیامبر اکرم ص» نوشته کریم خان محمدی، «شیوه های فرهنگی – ارتباطی پیامبرص در عهد مکی» نوشته محسن الویری، «ابزارها و شیوه های فرهنگی، ارتباطی پیامبر اعظم ص» نوشته بهرام جبارلوی شبستری، و پایان نامه «شیوه های ارتباطی پیامبر اعظم (ص) در دوران مکی» نگارش شکوفه شیربندی، و «مهارت های ارتباطی در سیره پیامبر اکرم ص» نگارش محمد نادریان.

مهم ترین وجه اشتراک آثار فوق با پژوهش حاضر در اصل کاربست رویکرد ارتباطی است، لکن از وجوه متعددی با هم تمایز دارند؛ از جمله اینکه بررسی مؤلفه ها و ویژگی های شخصیتی مخاطب و تأثیر آن در فرایند ارتباط، یا اصلا مدنظر آنها نبوده یا در حد اجمال فقط به عنوان گیرنده پیام موردتوجه قرار گرفته است.

بنابراین جنبه نو و ایده اصلی این پژوهش نسبت به آثار پیشین، علاوه بر شخصیت شناسی مخاطب و مؤلفه ها و متغیرهای مؤثر بر آن در سیره پژوهی ارتباطی، اهتمام به «ساختار و فرایند شاخت» در مخاطب، و نقش و جایگاه آن در فرایند ارتباطی است. به بیان دیگر، اگرچه رویکرد ارتباطی در سیره پژوهی به کار گرفته شده، اما توجه به شخصیت شناسی مخاطب به ویژه کاربست «رویکرد شناختی»[۱] در شخصیت شناسی، از سوی دیگران و پژوهش های پیشین مورد توجه و اهتمام نبوده است. لذا پژوهش حاضر ضمن شناسایی ویژگی های شخصیتی و زمینه ها و متغیرهای مؤثر بر آن، عنایت و تمرکز ویژه ای بر «ساختار و فرایند شناخت» در مخاطب خواهد داشت و نیز بر عواملی که ذهنیت، نگرش و نوع تصمیم گیری آنان را جهت می دهد.

۳. مفهوم شناسی

۳-۱. فرایند ارتباط

ارتباط عبارت است از انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام مشابهت معنی با معنی موردنظر فرستنده پیام ایجاد شود (محسنیان راد، ۱۳۹۰، ص ۵۷).

ارتباط، برخی از مفاهیم، تفکرات و معانی و یا به عبارتی پیام ها را به دیگران و یا میان عموم گسترش می دهد (فرهنگی، ۱۳۸۲، ص ۶).

۳-۲. مخاطب شناسی

ارتباط به هر شکلی که برقرار شود، حداقل سه عنصر را در بر می گیرد: فرستنده، پیام، گیرنده (مخاطب). هر سه عنصر ویژگی هایی دارد که اگر موردتوجه نباشد، به عنوان موانع ارتباط، از تأثیرگذاری آن می کاهد. شناخت ویژگی های مخاطب، در ابعاد گوناگونی انجام می پذیرد (محسنیان راد، ۱۳۹۶، صص ۳۲۷-۳۶۹)، لذا باید از جنبه های مختلف به شناسایی مخاطب همت گماشت و بر اساس نتایج شناخت و متناسب با آن جهت برقراری ارتباط مؤثر اقدام نمود. بنابراین منظور از شخصیت شناسی مخاطب در نوشتار حاضر بررسی عوامل و ویژگی هایی است که در ساخت شخصیت وی مؤثر بوده و نوع مواجهه آن را در فرایند ارتباطی تحت تأثیر قرار می دهد.

۳-۳. ساختار شناختی

منظور از ساختار شناختی، مجموعه ای از عناصر و قوا در وجود انسان است که به عنوان ابزار و منابع شناخت مطرح هستند، و ساحتی برای بروز کارکردهایی مانند ادراک، معناسازی، ارزیابی و تصمیم گیری در مورد یک عمل، انتخاب، داوری و اموری از این قبیل است (محمدی نجم، ۱۳۸۷، ص ۱۴۲). بنابراین عرصه ای است که افکار آدمی در آن شکل گرفته، تثبیت و تعمیق می یابد. لذا ساختار و حوزه شناخت هدف اصلی جهت تأثیرگذاری بوده و پرداختن به آن حائز اهمیت است.

۴. شخصیت شناسی عام مخاطبان

در شخصیت شناسی عام، ویژگی ها و مؤلفه های متعددی از وجوه مشترک مخاطبان می تواند ارزیابی گردد. انسان بما هو انسان در فرایند دریافت پیام تحت تأثیر عوامل و ویژگی های متعددی است که اهتمام به شناخت و رعایت آنها در برقراری ارتباط موفق بسیار حائز اهمیت است. رویکردهای مختلفی نیز برای دسته بندی عوامل و ویژگی های مذکور می توان به کار گرفت. به طور کلی این ویژگی ها ناظر به دو ساحت مادی و معنوی انسان است. به نظر می رسد فرمایش امام صادق (ع) در این زمینه معیار مناسبی برای دسته بندی عوامل مذکور باشد که به نحو اختصار و کاربردی، ضمن عناوین پنج گانه ای بیان شده است. طبق فرمایش آن حضرت انسان همواره تحت تأثیر پنج عامل است که اگر هر کدام از آنها تامین نگردد، گرفتار بوده و فکر و روح متعادلی نخواهد داشت:

سلامتی، امنیت، درآمد مناسب، ارتباطات با محبت و هماهنگ (همچون ارتباط با همسر، فرزند، دوست و همکاری که اهل خیر و درستی باشد)، و آرامش روحی که اگر این پنجمی حاصل گردد بقیه عوامل نیز فراهم می شوند (شیخ حر عاملی، ۱۴۰۹ق، صص ۵۱-۵۲).

برخی از عناوین پنج گانه، ناظر به ساحت مادی و برخی دیگر ناظر به ساحت معنوی انسان است. باید توجه داشت که هر یک از عوامل مذکور، مقوله های متعددی[۲] را در بر می گیرد که تفصیل آنها هدف این نوشتار نیست و در آثاری که سیره ارتباطی معصومان (ع) را بررسی کرده اند مورد توجه بوده است. ازاین رو در نوشتار حاضر بر ویژگی و عاملی از ابعاد معنوی انسان تمرکز می شود که در بررسی سیره ارتباطی معصومان (ع) اهتمام شایسته ای بدان نشده است؛ یعنی تمرکز بر «ابعاد و ساختار شناختی»

مخاطب که ناظر بر ساحت معنوی انسان است. شاید مهم ترین ملاحظه در این زمینه، تأمل در فلسفه بعثت انبیا و توجه به هدف آنان از برقراری ارتباط باشد. البته دقت در ماهیت پیام نبوی نیز مؤید همین مطلب است.

امیرالمؤمنین امام علی (ع) درباره فلسفه بعثت انبیا می فرمایند: «… واصطفی سبحانه من ولده أنبیاء أخذ علی الوحی میثاقهم وعلی تبلیغ الرساله أمانتهم لما بدل أکثر خلقه عهد الله إلیهم فجهلوا حقه و اتخذوا الأنداد معه واجتالتهم الشیاطین عن معرفته واقتطعتهم عن عبادته فبعث فیهم رسله وواتر إلیهم أنبیاءه لیستأدوهم میثاق فطرته ویذکروهم منسی نعمته ویحتجوا علیهم بالتبلیغ ویثیروا لهم دفائن العقول ویروهم آیات المقدره…» (نهج البلاغه، خ۱).

چند فراز از فرمایش امام علی (ع) در بحث حاضر محوریت دارد؛ اولا آن حضرت چالش اصلی جامعه را در انحراف از مسیر، جهل و شرک به خدا معرفی می کنند، یعنی بروز مشکل شناختی و اعتقادی. ثانیا راه حل آن را نیز سرمایه گذاری و فعالیت در حوزه شناخت و ادراک جامعه بیان می کنند. استخدام تعابیری چون استیدای میثاق فطرت، تذکر نعمت منسی، احتجاج به تبلیغ و برانگیختن دفائن عقول که از مسائل اساسی حوزه شناخت هستند، بر این امر تصریح دارد. طبق این تعابیر، مخاطب اصیل، فرازمانی و فرامکانی انبیا، فطرت، عقل و بعد شناختی انسان است. بنابراین کارویژه آنان نیز از برقراری ارتباط، معرفت بخشی و دست یابی به مخاطب متعقل و خردورز بوده است.

توجه به ماهیت پیام انبیاع نیز اولویت «ساختار شناختی» مخاطب را تأیید می کند؛ چرا که پیامبران برای هدایت و سامان دهی شناخت و دست یابی به مخاطب متعقل، تلاش های خود را از اصلاح در حوزه عقیده و باور شروع کرده اند که خود از مقوله های محوری در «ساختار و حوزه شناخت» است. همه منابعی که تاریخ و سیره پیامبرص را در دو دوره مکه و مدینه ثبت کرده اند اتفاق نظر دارند که نخستین ایجاد ارتباط و اقدامات پیامبرانه حضرت (بعد از بعثت) ناظر به حوزه اندیشه و باور جامعه بوده است.

یعقوبی می آورد: «رسول خدا سه سال در مکه امر رسالت خود را پوشیده می داشت و به یگانگی و پرستش خدای عز و جل و اقرار به پیامبری خویش دعوت می نمود….

سپس… دعوت خود را علنی ساخت و گفت: “انی رسول الله أدعوکم الی عباده الله وحده وترک عباده الاصنام…”» (یعقوبی، ۱۳۷۱، ج۱، ص ۳۷۹).

طبق این گزارش، نخستین مسئله ای که رسول اکرم (ص) مخاطبان را بدان فرا خوانده اند، مسئله توحید بوده که از سنخ باور و از مقولات عقل نظری است و در حوزه شناخت و اندیشه قرار می گیرد (شرف الدین، ۱۳۹۷، ص ۵۵). از دیگر سو در صورت توجه به این نکته که هر رفتاری از سوی فرد و جامعه برآیند و ثمره دو بعد وجودی انسان است، یکی بعد شناختی مانند حوزه اندیشه و تعقل، و دیگری بعد عاطفی مثل میل، رغبت و هیجان (بستانی، ۱۳۷۲، صص ۱۹-۲۰)، بیشتر به اهمیت آن واقف خواهیم شد. از این دو بعد نیز بعد شناختی مقدم بر بعد دیگر بوده و در اولویت قرار می گیرد.

توجه به بعد شناختی انسان و ورود به عرصه عملیات شناختی در فرایند ارتباط، مقوله ای است که بشر امروزی (به ویژه قدرت های جهانی) در چند دهه اخیر به اهمیت آن پی برده و با تمام توان سعی می کنند آمال خود را با استفاده از این راهکار محقق سازند. این در حالی است که طبق گزارش های تاریخی و متون دینی، پیامبران به خصوص نبی اعظم (ص) در طی قرون گذشته پایه و اساس اقدامات خود را توجه به بعد شناختی انسان قرار داده اند.

بنابر آنچه بیان شد و طبق آیه شریفه «وما أرسلناک إلا کافه للناس…» (سبا، ۲۸)، رسول خداص برای توجیه دعوت خود، انسان طبیعی را مخاطب پیام قرار داده است؛ زیرا چنین فردی با نهاد خدادادی خود صلاحیت دریافت و فهم پیام ایشان را دارد، اما تأثیر مطلوب پیام در وجود مخاطب و رساندن آن به مقام انسانیت و تعقل، در صورتی تحقق می یابد که ضمن آگاهی از مراتب وجودی انسان، موانعی از درون و بیرون وی ایجاد اختلال ننماید. حال سؤال اساسی این است که چه ساحتی در وجود انسان مسئول دریافت و فهم صحیح پیام است و چه موانعی در این بین، ایجاد اختلال می نماید؟

هر پیامی که از سوی فرستنده ارسال و مخاطب آن را دریافت می نماید در حوزه شناخت انسان قرار می گیرد. مسئول اصلی در حوزه شناخت انسان نیز «نفس» است. نفس انسان بسته به اینکه در چه شأنی ظهور نماید، گاهی عقل است، گاهی قلب و گاهی حسی از حواس (جوادی آملی، ۱۳۹۰، ص ۳۰۳). فرمایش امام علی (ع) در فلسفه بعثت انبیا مبنی بر برانگیختن عقول انسان ها، دقیقا ناظر بر همین مطلب است. یعنی پیامبرص بنا دارد تا انسان را از پایین ترین شئون نفس به عالی ترین شئون نفس، یعنی رتبه تعقل برساند.

این «نفس» در آیات و روایات متعددی مورد خطاب خدا و توصیف پیغمبرش قرار گرفته است؛ گاهی ترغیب و تشویق شده: «یا أیتها النفس المطمئنه ارجعی إلی ربک راضیه مرضیه…» (فجر، ۲۷-۲۸)، «و أما من خاف مقام ربه ونهی النفس عن الهوی» (نازعات، ۴۰) و گاهی توصیف شده: «اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه» (شیخ حر عاملی، بی تا، ص ۹۵) و «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک» (محمدی ری شهری و دیگران، ۱۳۸۷، ج۷، ص ۴۱۸). این تعابیر هر یک ناظر به شئون مختلفی از نفس است که در آن ظهور می کند.

«نفس» یا همان مسئول حوزه شناخت، از چند نوع ابزار و قوه ادراکی برخوردار است که در یک تقسیم بندی کلی عبارت اند از: حس، خیال، وهم، عقل و قلب. از نظرگاه قرآنی، شناخت نیز از سه طریق حس، عقل و شهود (قلب) انجام می گیرد (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج۵، ص ۵۰۹). در این میان شناخت قلبی در توان خواص بوده و فقط در مورد معصومان (ع) احتمال خطا ندارد. راه حس نیز مستقل نبوده و بدون استعانت از قانون عقلی افاده تصدیق نمی کند (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج۵، صص ۳۱۳-۳۱۵). بنابراین معتبرترین شناختی که انسان غیرمعصوم (غیرخواص) توان دستیابی بدان را دارد، شناخت عقلی است. با دقت در این مطلب، ابعاد دیگری از حکمت بیان امام (ع) در معرفی «برانگیختن عقول» به عنوان کارویژه انبیا روشن می گردد.

راه های شناخت انسان در واقع به لحاظ عوالم سه گانه وجودی انسان، یعنی عالم طبیعت (محسوسات)، عالم مثال (متخیلات)، و عالم معقولات است (صدرالدین شیرازی، ۱۳۸۳، ص ۴۴۷). به عبارتی انسان حقیقتی است که این عوالم بالقوه در او جمع هستند (واسعی، ۱۳۹۰، صص ۹-۴۵) و همچنان که در هر یک از مراتب وجودی دارای قوای شناختی است، نیز دارای یک سری قوای غیرشناختی است. به عنوان مثال، چنان که «قوه عاقله» در رأس قوای ادراکی قراردارد، در برابر آن قوه ای به نام «هوی» می تواند سایر قوای حیوانی را رهبری نماید؛ چنان که امام علی (ع) عقل را فرمانده لشکر رحمان، و هوای نفس را فرمانده لشکر شیطان معرفی می کند که هر یک نفس را به سوی خود می کشاند (آمدی، بی تا، ص ۱۱۹). همچنین علم را تأییدکننده عقل، و هوای نفس را تزیین کننده شهوت معرفی می کند که نفس میان این دو، مورد تنازع قرار می گیرد (آمدی، بی تا، صص ۱۱۹، ۴۳۴).

نکته حائز اهمیت در این زمینه، ارتباط دوسویه قوای شناختی با هم و نیز تأثیر و تأثر از قوای غیرشناختی است (فرامرز قراملکی و ناسخیان، ۱۳۹۵، صص ۱۹-۴۱؛ علیزاده، ۱۳۹۶، صص ۶۷-۹۲). ازاین رو در فرایند ارائه پیام و معرفت بخشی، علاوه بر رعایت ارتباط و هماهنگی میان قوای شناختی، باید به تأثیرات دیگر قوای موجود در وجود انسان بر فرایند شناخت عنایت داشت. از سوی دیگر وجود انسان وجودی جدای از عالم هستی نیست و همواره در تأثیر و تاثر از عالم بیرون است. لذا ضروری است تا عوامل و موانع خارج از وجود انسان نیز در این فرایند مدنظر قرار گیرد. یکی از بارزترین موانع بیرونی، شیطان است که در آیه «ولقد أضل منکم جبلا کثیرا أفلم تکونوا تعقلون؛ و [او] گروهی انبوه از میان شما را سخت گمراه کرد آیا تعقل نمی کردید» به عنوان عامل اصلی در گمراهی مردم معرفی شده است (یس، ۶۲).

در تبیین فلسفه بعثت گذشت که شیطان نیرویی در مقابل انبیاع معرفی شد؛ یعنی حوزه شناخت انسان همچون میدان جنگ است که همواره دو نیروی معارض در آن وجود دارد؛ یکی پیامبرص و دیگری شیطان و جنود وی. رسول اکرم (ص) در میان اصحاب بر حضور مستمر شیطان در این میدان تأکید کرده و می فرماید: «ما منکم أحد الا وله شیطان» (ابن أبی جمهور، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص ۹۷؛ ابن حنبل، ۱۴۲۱ق، ج۴۱، ص ۳۴۲). تعبیر قرآن از زبان شیطان با وضوح بیشتری صحنه این نبرد را ترسیم می کند: «قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین» (ص، ۸۳) و «قال فبما أغویتنی لأقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لآتینهم من بین أیدیهم ومن خلفهم وعن أیمانهم وعن شمائلهم ولا تجد أکثرهم شاکرین» (اعراف، ۱۶-۱۷).

پیامبر اکرم (ص) کارکرد ضدمعرفتی شیاطین را تبیین کرده و می فرماید: «لولا أن الشیاطین یحومون علی قلوب بنی آدم لنظروا الی الملکوت» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۶۰، ص ۳۳۲).

طبق این گزارش پیامبرص گردش شیطان بر گرد قلوب مؤمنان را مانع از شناخت حقیقت معرفی می کند. آن حضرت در روایتی دیگر به ویژگی تصرف شیطان بر فرایند کسب شناخت انسان نیز اشاره می کنند: «إن الشیطان یجری من ابن آدم مجری الدم فضیقوا مجاریه بالجوع!» (قضاعی، ۱۴۳۱ق، ج۲، ص ۱۱۳؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۶۰، ص ۳۳۲). این تعبیر حکایت از شدت و گستره نفوذ مهاجم در این نبرد شناختی دارد. عملیات وی در گمراه سازی انسان نیز با اختلال در حوزه شناخت انسان صورت می پذیرد و به نظر می رسد ماهیت وجودی و مراتب سنخیتی که شیطان با انسان دارد مهم ترین عامل در موفقیت وی باشد. بیشترین سنخیت شیطان با انسان در رتبه مثال است که دربردارنده قوای واهمه و خیال است. این قوا نیز سرمنشأ دخالت شیطان در وجود انسان است.

نمودار: مراتب وجودی و سنخیت انسان با شیطان (ر.ک: صدرالمتألهین، ۱۳۶۳، صص ۲۱۷-۲۱۸)

از آنجا که فرایند شناخت در عموم انسان ها از مجاری حس، خیال و وهم گذر کرده و در نهایت با نیروی عقل، معلوم آنها تحصیل می گردد، شیطان در این مسیر و از طریق قوای وهم و خیال در فرایند شناخت اختلال ایجاد می کند. همچنین شیطان با وساطت عوامل غیرمعرفتی نیز این فرایند را مختل می کند (اسراء، ۶۴؛ مائده، ۹۰). با این توضیح، ابعاد فلسفه بعثت انبیا در برانگیختن عقول بشری و نیز نقش و کارکرد شیطان در مقهورساختن نیروی عقل نمایان می گردد. بنابر آنچه بیان گشت، اهتمام به بعد شناختی مخاطب در فرایند ارتباطی در آموزه های اسلامی و سیره نبوی روشن می گردد.

پس از شخصیت شناسی عام مخاطب، در ادامه به شخصیت شناسی خاص مخاطبان نبوی در عصر بعثت می پردازیم.

۵. شخصیت شناسی خاص مخاطبان (مخاطب مقارن بعثت)

با عنایت به اینکه بخش اعظم اقدامات رسول اکرم (ص) در موقعیت زمانی و مکانی معین و با مخاطبان مشخصی صورت گرفته و هر مخاطبی با توجه به شرایط زمانی، مکانی، محیطی، فرهنگی و اجتماعی می تواند تحت تأثیر عوامل خاصی قرار گیرد، بعد از تأملی که در ویژگی پایه و مشترک (عام) مخاطبان داشتیم، در ادامه ویژگی های مخاطبان مقارن بعثت را بررسی می کنیم. با شناخت شخصیت و خصوصیات آنان در بستر زمانی و مکانی مذکور است که تحلیل اقدامات نبوی در فرایند ارائه پیام و مواجهه با مخاطبان مقدور می گردد. طبیعی است که شخصیت مخاطبان عصر نبوی تحت تأثیر مولفه های متعدد فکری، فرهنگی، قبیله ای، محیطی و… شکل گرفته باشد و در نتیجه تحت تأثیر عوامل متعدد و گوناگونی نیز در فرایند ارتباطی رسول خداص قرار گیرد. ازاین رو سعی می شود اهم عوامل مؤثر در این میان استخراج گردد؛ عواملی که در فرایند جذب و تأثیرگذاری، مورد عنایت و توجه رسول اکرم (ص) نیز قرار گرفته اند.

منابع قرآنی، روایی و تاریخی، اطلاعاتی از ویژگی های شناختی، اخلاقی، رفتاری و… مخاطبان پیامبرص در اختیار گذاشته اند. البته پرداختن به همه آنها نه ضرورت دارد و نه هدف این بحث است، بلکه از چند آیه کوتاه اما غنی می توان بر ابعاد موضوع واقف شد. قرآن در توصیف مهم ترین حوزه های عقیدتی، فکری و تصمیم گیری دوران مذکور، از اصطلاح «جاهلیت» استفاده می کند (آل عمران، ۱۵۴؛ مائده، ۵۰؛ فتح، ۲۶؛ احزاب، ۳۳).

پاره ای از مظاهر شاخص جاهلیت که در قرآن به آنها تصریح یا اشاره شده، عبارت اند از: شرک، نیکی نکردن به والدین، کشتن فرزندان از بیم فقر (انعام، ۱۵۱)، زنا (اسراء، ۳۲)، زنده به گورکردن دختران (تکویر، ۸)، می گساری (بقره، ۲۱۹؛ مائده، ۹۰-۹۱)، رباخواری (بقره، ۲۷۵-۲۷۶)، تحقیر زن (نحل، ۵۸-۵۹)، قمار (میسر) و ازلام. این افکار و اعمال همگی از موارد مورد توصیه شیطان معرفی شده است که به عنوان مهم ترین مانع بیرونی شناخت از وی یاد کردیم (مائده، ۹۰).

امام علی (ع) نیز در توصیف وضعیت مذکور می فرمایند: «از یک سو، فتنه های شیاطین و وسوسه های هواپرستان، رشته های ایمان و اعتقاد و معارف دینی را پاره کرده بود و از سوی دیگر، نابسامانی سراسر جامعه را فرا گرفته و آتش اختلافات از هر سو زبانه می کشید…» (نهج البلاغه، خ۲).

توصیف مذکور از حوزه های فکری، اخلاقی، و هنجاری مخاطبان در دوره مقارن بعثت، حکایت از این دارد که فرایند شناخت آنها از اساس دچار اختلال گشته و قوه عاقله آنها مغلوب قوه هوی شده بود؛ به گونه ای که شخصیت آنها به طور کلی مخالف شخصیت مورد نظر اسلام شکل گرفته و در حوزه های مذکور بر خلاف اسلام عمل می کردند. یعنی نه تنها از ویژگی مثبتی در تسهیل پذیرش پیام برخوردار نبودند، بلکه بر عکس با موانع متعددی روبرو بودند؛ موانعی که یا از درون ساختار شناختی ایجاد اختلال می کرد و یا از بیرون و با وسائط متعدد.

رسول خداص در ارائه و تثبیت پیام خود، این موارد را با عنایت به نقش، درصد تأثیر و تناسب آن با پیام و هدف خویش، سنجیده و اقدام مناسب را در زدودن آن انجام داده اند. مثلا اگر مانع زدایی دفعی، پذیرش پیام را مختل می نمود، آن حضرت با روش تدریج عمل می کردند. جریان منع تدریجی شرب خمر – که مردم بدان تعلق خاطر داشتند – از این قبیل است (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج۲، صص ۲۹۰-۲۹۱)، در حالی که شرب خمر یکی از تعطیل کننده های قوای ادراکی است. البته راهکار تدریج در سیره نبوی بسته به ماهیت اعتقادی، ارزشی، هنجاری (فقهی)، اخلاقی و… دنبال و عملیاتی می شد. مثلا عملکرد ایشان در حوزه عقاید (توحید و شرک) با حوزه هنجارهای فقهی متفاوت بود.

آن حضرت تدریج را در پذیرش اصل توحید به کار نبسته و درخواست نمایندگان قبیله ثقیف مبنی بر بقای بت بزرگ آنان برای یک سال دیگر را رد کردند (ابن هشام، بی تا، ج۲، صص ۵۳۹-۵۴۰).

در شخصیت شناسی خاص مخاطبان – فارغ از آنچه بیان شد – به نظر می رسد برخی از عوامل زمینه ای همچون ساختار سیاسی و اجتماعی حاکم بر آن دوره، نقش و اهمیت بسزایی در ساخت شخصیت آنان داشته و نحوه تعاملات آنان را جهت می داد. یعنی بافت قبیله ای و فقدان وحدت اجتماعی و نبود قانونی واحد در میان اعراب، پیامدهای متعددی را برای جامعه مذکور ایجاد کرده بود. در این میان، تأثیرپذیری از شش مؤلفه ناظر به بحث حاضر، یعنی شخصیت شناسی خاص مخاطبان ارزیابی شد که قابل تأمل و مهم به نظر می آیند. مؤلفه های مذکور عبارت اند از: ۱. تأثیرپذیری از ساختار قومی – قبیله ای، ۲. تأثیرپذیری از بت ذهنی قبیله، ۳. تأثیرپذیری از فقر اقتصادی، ۴. تأثیرپذیری از اقتدار و غلبه، ۵. تأثیرپذیری از شیوخ و رؤسای قبایل، و ۶. تأثیرپذیری از پیمان ها و پیوندهای قبیله ای. در ادامه به تشریح مؤلفه های شش گانه مذکور خواهیم پرداخت که از أهم عوامل و مؤلفه هایی هستند که به نوعی در شکل گیری شخصیت مخاطبان نبوی مؤثر بوده اند.

-۱. تأثیرپذیری از ساختار قومی – قبیله ای

ساختار قومی و قبیله ای، با محوریت ارکانی همچون «نسب»، «عصب» و «حسب» شکل گرفته است (علی، ۱۳۹۱، ج۴، ص ۳۱۳). در نتیجه ساحت های گوناگون جامعه با محوریت خون و همبستگی درون قبیله ای سامان می یابد و به تبع آن برقراری هر نوع تعامل و ارتباط در چنین جامعه ای بدون شناخت، اهتمام و عنایت به ارکان و عناصر مذکور مقدور نبوده و به نتیجه مطلوب نمی رسد.

در نظام

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *