تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شهید مطهّری و اهتمام به مسائل اجتماعی در احیای تفکر دینی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل شهید مطهّری و اهتمام به مسائل اجتماعی در احیای تفکر دینی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل شهید مطهّری و اهتمام به مسائل اجتماعی در احیای تفکر دینی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل شهید مطهّری و اهتمام به مسائل اجتماعی در احیای تفکر دینی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل شهید مطهّری و اهتمام به مسائل اجتماعی در احیای تفکر دینی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل شهید مطهّری و اهتمام به مسائل اجتماعی در احیای تفکر دینی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل شهید مطهّری و اهتمام به مسائل اجتماعی در احیای تفکر دینی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهید مطهّری و اهتمام به مسائل اجتماعی در احیای تفکر دینی :

مقدّمه

آیا شهید مطهّری در احیای تفکر دینی دارای دغدغه‌های اجتماعی هم بوده است؟ چه نشانه‌هایی در آثار ایشان مبنی بر اهتمام به مسائل اجتماعی دیده می‌شود؟ ایشان در خصوص نیاز جامعه به دین، به چه مطالبی بذل توجه نموده است؟ ایشان به مسئله التقاط و تحجّر نظری و عملی که در اجتماع دارای آثار سوء بوده چگونه پرداخته است؟ ایشان جایگاه اجتهاد را در حلّ مشکلات اجتماعی و نسبت این دو را چگونه ارزیابی نموده است؟ در خصوص وحدت جوامع اسلامی، چه مؤلّفه‌هایی را حایز اهمیت می‌داند؟ استاد مطهّری در خصوص آسیب‌شناسی جامعه دینی دارای چه آرائی است؟ هدف مقاله حاضر بیان دیدگاه‌های شهید مطهّری در خصوص مسائل اجتماعی با عنایت به بحث احیای فکر دینی است.

دین و دین‌داری موجب حیات انسان و جامعه می‌شود. اما همین دین حیات‌آفرین ممکن است بر اثر تحریف و سوء تعبیر آدمیان، محتوا و مفهوم اصیل خود را از دست بدهد. این وظیفه احیاگران دینی است که به مبارزه با آن تحریف‌ها بپردازند تا یک جامعه دینی و مردمی که در آن زندگی می‌کنند، هر چه بیشتر و بهتر بتوانند از این سرچشمه حیات‌بخش بهره‌مند شوند. جریان‌های احیاگرانه همیشه مسیر واحدی را طی نکرده‌اند، بلکه جلوه‌های متنّوعی همچون احیاگری سیاسی، اجتماعی و مانند آن داشته‌اند. در همین زمینه، موفق‌ترین احیاگران کسانی بوده‌اند که نگاهی جامع به دین داشته‌اند و در عین برخورداری از چنین نگاهی، بر آن بوده‌اند تا چهره‌ای مطلوب و جذّاب و قابل قبول از دین ارائه و سازگاری آن را با مسائل و پدیده‌های نوظهور نشان دهند. شهید مطهّری از جمله احیاگرانی بود که چنین نگاهی به دین داشت. با عقلانیتی ژرف، وارد عرصه احیاگری شد و به مبارزه با آفت‌های تفکر دینی پرداخت. ایشان نه تنها از احساسی دینی برخوردار بود و به پیرایش عقاید مذهبی مسلمانان می‌اندیشید، بلکه درصدد احیا و اصلاح جهان‌بینی آنان و بازسازی تفکر دینی در ابعاد گوناگون بود تا بدین وسیله، اثبات کند اسلام در پاسخ‌گویی به معضلات بشریت و اداره امور جامعه و هدایت انسان‌ها و جوامع تواناست. مبارزه با التقاط و تحجّر و جمود و جهالت از شاخصه‌های بارز استاد مطهّری در این حیطه است.

با توجه به اینکه به نظر می‌رسد اهتمام به طرح مسائل اجنماعی و آسیب‌شناسی جامعه دینی در اندیشه شهید مطهری نسبت اساسی با مباحث ایشان در حوزه تفکر دینی دارد، پیش از هر سخن، مفهوم احیا و اصلاح اندیشه دینی مطرح می‌شود تا پس از تبیین نظریه موضوع، بتوان به طرح مسائل راجع به حیات اجتماعی در اندیشه شهید مطهری پرداخت.

مفهوم «احیای تفکر دینی»

«اصلاح دینی» به مفهومی که روشن‌فکران اروپای مسیحی در قرون اخیر آن را دنبال می‌کردند، چیزی جز کنارگذاردن دین از صحنه اجتماع و سیاست نبود. آنان حضور جدّی دین را در فکر و فرهنگ و وجدان عمومی دریافته بودند و آن را به عنوان مهم‌ترین نیاز روحی و روانی انسان بررسی می‌کردند، اما نظر به تجربه ناخوشایند دوران حاکمیت کلیسا از دخالت دین در امور اجتماعی و سیاسی، سخت بیمناک بودند. گذشته از واقعیات تلخ تاریخی، مسیحیت موجود هم فاقد عناصر سازنده اجتماعی و سیاسی بود. بنابراین، مصلحت دین و جامعه نیز اقتضای جدایی دین از دنیا و امور مربوط به آن را می‌نمود.

در شرق،[۱] نه تنها آن ذهنیت تاریخی وجود نداشت، بلکه «دین» مفهوم دیگری داشت؛ زیرا اسلام با مجموعه‌ای از معارف و آموزه‌های اصلاح‌گرانه، آمیزه‌ای از عبادت و سیاست بود که بالقوّه توان سامان‌دهی و اصلاح جامعه انسانی را در درون خویش دارا بود. (صاحبی،۱۳۸۰، ص۱۱-۱۲)

با اینکه اندیشمندان در این اصل توافق داشتند که دین همواره به خودی خود زنده است و نیازی به احیا ندارد، بلکه دین در اندیشه و تفکر ما می‌میرد یا آسیب می‌بیند، عده‌ای احیای دین را به معنای «حضور و تجلّی آن در عینیت جامعه» می‌دانستند؛ چنان که گروهی حیات آن را در تجلّی باطن، و مرگ آن را در ظاهرگرایی و بی‌توجهی به جوهره و حقیقت آن جست‌وجو می‌کردند. عده‌ای دیگر هم، بر اصل «عقلانیت و علمی بودن دین» تأکید داشتند و انطباق نداشتن آن با عقل و علم عادی را به مفهوم مرگ و نابودی آن می‌شناختند. اندیشمندان دیگری هم بر این باور بودند که «احیای دین» به معنای توانایی دین بر پاسخ‌گویی به پرسش‌های متعدد در بستر قرون و اعصار است. بنابراین، «احیای فکر دینی در شرق» عبارت بود از: تحریف‌زدایی از ساحت دین، کشف و تبیین ابعاد ناشناخته آن و آشکار کردن توانمندی‌های آن در پاسخ‌گویی به نیازمندی‌ها و پرسش‌ها در طی قرون و اعصار.

پیشینه احیای فکر دینی در ایران

از مهم‌ترین نمایندگان ایرانی احیاگری دینی، می‌توان از سید جمال‌الدین اسدآبادی، محمّدتقی شریعتی، مهدی بازرگان، آیت‌الله طالقانی و علی شریعتی یاد کرد. سید جمال‌الدین اسدآبادی، مصلح پیشتاز حرکت احیای فکر دینی، به این نتیجه رسیده بود که دین در زندگی و اخلاق و جامعه مردم شرق، نقش ریشه‌ای دارد. بنابراین، باید آن را احیا و اصلاح کرد. اما برای این کار، لازم است نخست بر ضرورت و فایده دین تأکید شود. وقتی دین از یک سو، به صورت یک رشته اعتقادات، انگیزه‌ها، احساسات، گرایش‌ها و به عنوان یک واقعیت فرهنگی، اجتماعی، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی در تاریخ انسان، به ویژه جوامع شرقی ریشه دارد، و از سوی دیگر، می‌تواند در یاری رساندن به اخلاق، جامعه، تمدن و سعادت مادی و معنوی آدمی نقشی مؤثر داشته باشد، چرا باید از آن غافل ماند و یا به پیرایش و آراستگی آن برنخاست؟ به ویژه آنکه اینک جوامع مسلمان برای مقابله متحد با تعرّض غرب و برای مبارزه صمیمانه و از جان و دل با استعمار نیز نیازمند ایمان و اعتقادات دینی هستند. وانگهی، اگر به دین توجه نشود و تلقّی‌های مذهبی مردم اصلاح نگردد، درست بعکس، از عوامل بدبختی، انحطاط، اختلاف و پریشانی خواهد بود. (فراستخواه، ۱۳۷۴، ص۱۶۳-۱۶۴)

به طور کلی، خردگرایی، نفی تقلید، خرافه‌زدایی، غبارروبی، پیرایش‌گری و تصفیه، پرهیز از تک‌نگری در دین (بهره بردن از حکمت‌ها و علوم دیگر) و اجتهاد مستمر، مبانی اصولی سید جمال‌الدین در اصلاح و احیای اندیشه دینی بود. (نک: فراستخواه، ۱۳۷۴، ص۱۶۸-۱۷۲)استاد محمّدتقی شریعتی مزینانی یکی از چهره‌های بیدارگر بود. سنگر او از سال ۱۳۲۲ کانون نشر حقایق اسلامی در مشهد بود که با تأسیس آن، توانست یکی از مدرسه‌های اندیشه اسلامی را پی ریزد و بگستراند. اهداف عمده تأسیس این کانون عبارت بود از:

فراهم نمودن زمینه‌های بازگشت به قرآن و احیای سنّت؛ تکیه بر عترت؛ مبارزه با خرافه‌های عوام و مبالغه‌های غلات و بدعت‌ها و مراسم مغایر با روح اسلام؛ طرح اسلام به عنوان یک مکتب اجتماعی و واقع‌بین و مترقّی؛ اعتقاد به اصل «وحدت مسلمانان در برابر دشمنان خارجی»؛ تجدید نظر در آنچه به نام مذهب رایج است؛ و ایجاد خط مشی نوینی در راه و رسم و زبان و شکل تبلیغات اسلامی متناسب با زمان. (شریعتی، ۱۳۵۱، ص۴-۵)ایشان اهتمام ویژه‌ای به تفسیر قرآن داشت و تفسیر نوین ایشان نشانه‌ای از این اهتمام است. شریعتی، که جزو سلسله احیاگران فکر دینی در ایران است، برخلاف سنّت متداول حوزه‌ها، که به علوم رسمی نظیر فقه، اصول فقه و علوم حدیث می‌پردازند، در مقدمه تفسیر خود، بر شناخت قرآن و مبانی عمل قرار دادن آن تأکید می‌ورزد و این پدیده جزو شاخصه‌های حرکت فکر دینی در ایران معاصر است که در پی آن بوده که با طرح قرآن، جاودانگی پیام اکرم را معرفی کند و برای بشر معاصر و انسان جدید از دین و توانایی‌های آن سخن بگوید و به پرسش‌های جدید پاسخ دهد. (جوانی، ۱۳۸۴، ص۲۳۰)

یکی دیگر از احیاگران برجسته آیت‌الله طالقانی است. ایشان را باید حلقه‌ای از زنجیره مصلحان و احیاگران پس از سید جمال‌الدین به شمار آورد. وی مقدّمه‌ای بر کتاب تنبیه الامّه و تنزیه المله آیت‌الله نائینی دارد؛ کتابی در حمایت از دولت مشروطه و علیه پیروان نظام سلطنتی و همچنین روحانیت صرف نگاشت. این امر نمونه‌ای گویا از دغدغه‌های اصلاحی اوست. (chehabi, 2009, vol. 5, p. 316)

آیت‌الله طالقانی جنبش احیاگرانه خویش را با قرآن آغاز کرد. او قرآن را از سر طاقچه به میان صحنه آورد و آن را به عنوان درسنامه زندگی فردی و اجتماعی معرفی کرد. از همین رو، تفسیر پرتویی از قرآن ایشان، از بهترین نمونه‌های تفسیر اجتماعی است. به درستی، به این نکته اشاره شده است که توجه ایشان به مسائل اجتماعی در تفسیر، جبران کم‌توجهی به اجتماعیات اسلام بود. (اسفندیاری، ۱۳۸۴، ص۳۴۲) از ویژگی‌های نوگرایانه این تفسیر، می‌توان به علمی بودن و برداشت‌های جدید آن اشاره کرد.بازرگان یکی دیگر از رهبران جنبش‌های اسلامی معاصر است که جایگاه بلندی در تحوّلات فکری و فرهنگی و سیاسی ایران دارد. افکار و نظریات او سهم بزرگی در تربیت دینی و سیاسی نسل دوم روشن‌فکر اسلامی در ایران دارد. از این‌رو، او را «پدر روشنفکری دینی» نامیده‌اند. (یوسفی اشکوری، ۱۳۷۷، مقدّمه مؤلّف) بازرگان نخستین متفکر ایرانی – اسلامی است که اسلام را مغایر با تفکر مرسوم سنّتی، از دیدگاهی کاملاً نو و منطبق با علوم روز مطرح کرده است. بازرگان انسان را ذرّه بی‌انتهایی می‌داند که کمال او در پیمودن راه طی شده انبیاست که هماهنگ با جهان هستی، باید با عشق و پرستش صورت پذیرد. وی با همراهی آیت‌الله طالقانی، از سال‌های دهه بیست، اسلام را با برداشت و نگرشی کاملاً نو، متعهّدانه و علمی، وارد محیط دانشگاه و محافل روشن‌فکری کرد و آن‌گاه دکتر علی شریعتی در دهه‌های چهل و پنجاه، این حرکت را هرچه بیشتر گسترش داد و سرانجام، این گستردگی را سایر متفکران و اندیشمندان اسلامی معاصر- همچون شهید مطهری- عمقی بسزا بخشیدند. (نجاتی، ۱۳۷۵، ص۱۱-۱۲)

یکی دیگر از احیاگران و بیدارسازان برجسته جهان اسلام علی شریعتی است که تأثیر احیای او در ایران شیعه و دیگر کشورهای اسلامی بر حقیقت‌خواهان پوشیده نیست. شریعتی تلاش وافری داشت در فهم دین و در نتیجه، عمل به دین، نوآوری و نواندیشی داشته باشد تا از یک‌سو، دین را از خرافه بپیراید، و از سوی دیگر، آن را از نو تعریف و بازخوانی و بازسازی کند و در نهایت، دیانت اسلام را در عصر حاضر کارآمد سازد و حرکت‌آفرین و قابل رقابت با مکتب‌ها و ایدئولوژی‌های قرن بیستم سازد؛ چنان که در آغاز بود. (یوسفی اشکوری، ۱۳۷۸، ص۲۱)وی مفاهیم رایج سنّتی دین را زیر سؤال برد و در بسیاری از آموزه‌های دینی تجدید نظر کرد. به طور خاص، می‌توان به جدولی که شریعتی در کتاب تشیّع علوی و تشیّع صفوی تنظیم کرده است، اشاره کرد. عناوینی که در این جدول باز تعریف شده عبارت است از: وصایت، امامت، عصمت، ولایت، شفاعت، اجتهاد، تقلید، عدل، انتظار و غیبت. (نک شریعتی، ۱۳۷۷، ص۲۵۸-۲۶۱) همچنین وی معتقد بود: باید تفسیر جدیدی از دین عرضه داشت و یکی از وظایف روشن‌فکر را ایجاد یک «پروتستانتیسم» اسلامی می‌دانست.

ضرورت احیای تفکر دینی از دیدگاه شهید مطهّری

آنچه موجب شد متفکران و اندیشمندانی همچون شهید مطهّری به احیاگری بپردازند و بر ضرورت توجه به آن تأکید بورزند و سنگینی مسئولیت آن را بر دوش متفکران و عالمان دینی گوشزد کنند، وضعیت اسف‌بار و نیمه‌جان و زنگار گرفته چهره دین در میان دین‌داران و عقب‌ماندگی و انحطاط مسلمانان در دنیای پیشرفته و فناوری محور کنونی بود. احیای دین در نگاه استاد مطهری از ایجاد دین در جوامع لائیک و غیر دینی ضروری‌تر می‌نمود. ایشان معتقد بود: آنجا که احتیاج به احیای فکر دینی هست، کشورهای اسلامی است، که فکر دینی در آنجا به صورت نیمه زنده و نیمه مرده درآمده است. و تا هنگامی که دین‌داران از یک تفکر زنده دینی برخوردار نباشند، نمی‌توانند الگوی آن‌هایی باشند که رو به سوی دین دارند و می‌خواهند دین اسلام را انتخاب کنند. (مطهّری، ۱۳۶۶، ص۱۴۵و۱۵۳)وی یکی از عوامل عمده انحطاط و عقب‌ماندگی مسلمانان را در دنیای جدید، انحطاط فکری آنان می‌دانست و بر این باور بود که اسلام در میان مسلمانان، مسخ شده است. از این‌رو، باید به احیای تفکر دینی پرداخت. ایشان در امر احیاگری به طور عملی، مراحل آسیب‌شناسی و آسیب‌درمانی را طی کرد و آسیب‌شناسی را مقدّمه آسیب‌درمانی، و انجام چنین رسالتی را منوط به یافتن زواید، تفاسیر ناصحیح و عناصر مغفول و متروک دین می‌دانست.

مؤلّفه‌های اجتماعی شهید مطهّری در مقوله احیاگری دینی

۱. نیازمندی فرد و جامعه به دین

یکی از پایدارترین و قدیمی‌ترین تجلّیات روح آدمی و یکی از اصیل‌ترین ابعاد وجود او، حس نیایش و پرستش است. مطالعه آثار زندگی بشر نشان می‌دهد هر زمان و هر جا بشر وجود داشته، نیایش و پرستش هم وجود داشته است. منتها شکل کار و نوع معبود متفاوت شده است. در واقع، پیامبران پرستش را نیاوردند و آن را ابداع نکردند، بلکه نوع پرستش را به بشر آموختند، و دیگر اینکه از پرستش غیر ذات (شرک) یگانه جلوگیری کردند. (مطهّری، ۱۳۸۶، ص۲۱)شهید مطهّری در بحث جاودانگی و نیاز بشر به دین، ابتدا به سخنی از ویل دورانت استناد می‌کند که می‌گوید: «دین صد جان دارد. هر چیزی اگر یک بارمیرانده شود برای همیشه می‌میرد، مگر دین که اگر صد نوبت می‌رانده شود باز زنده می‌شود.» در ادامه، وی دو ویژگی برای پدیده‌های اجتماعی برمی‌شمرد و می‌گوید: پدیده‌های اجتماعی در مدتی که باقی هستند حتماً باید با خواسته‌های بشر تطبیق کنند، و یا باید از اموری باشند که هر چند انسان از عمق غریزه آن‌ها را نمی‌خواهد، اما وسیله تأمین خواسته‌های اولیه بشر به شمار می‌روند. دین از اموری است که علاوه بر آنکه دارای این دو ویژگی است، چنان است که چیز دیگری هم نمی‌تواند جای آن را بگیرد. ایشان معتقد است: دین امری فطری است و در این‌باره، از آیات قرآن و کلام حضرت علی در نهج‌البلاغه نمونه می‌آورند. )فَاقِم وَجهَکَ لِلدّینِ حَنیفاً فِطرَه اللهِ الّتی فَطَرَ النّاسِ عَلَیها[۲] ایشان دین را سرمایه زندگی و پشتوانه اخلاق و قانون می‌دانند. (مطهّری، ۱۳۷۵، ج۳، ص۳۸۴-۳۸۸)وی اعتقاد دارد: بشریت امروز نسبت به گذشته، نیاز بیشتری به دین دارد؛ زیرا برخلاف تصور بعضی‌ها که می‌گویند: هر قدر تمدن پیش برود نیاز به دین کمتر می‌شود، بعکس، هر قدر تمدن جلوتر می‌رود – به سبب آنکه بشر به سوی فردیت پیش می‌رود و پیوندها و عصبیت‌های قومی و قبیله‌ای کمتر می‌شود – نیازمندی او به دین بیشتر می‌گردد. از سوی دیگر، بشر نیازمند داشتن روابط اجتماعی است و امروز به این نقطه رسیده که باید چیزی جانشین عصبیت‌های قبیله‌ای شود. باید عاملی که افراد را آگاهانه به یکدیگر پیوند می‌دهد، وجود داشته باشد. باید فلسفه‌ای برای زندگی حاکم باشد که افراد به آن ایمان داشته باشند. در اینجا از علم هم کار زیادی ساخته نیست. به همین سبب، می‌گویند: بشر به یک ایمان و به یک آرمان و به یک فلسفه آرمان‌ساز نیازمند است و از همین جاست که – به اصطلاح امروز – نقش عظیم دین روشن می‌شود و نیاز امروز افراد بشر به چیزی که حکم یک روح را داشته باشد تا افراد را به یکدیگر پیوند دهد و دوستی و علاقه به سرنوشت یکدیگر و وحدت در بین آن‌ها ایجاد کند، معلوم می‌گردد. آن پیوندی که مربوط به دوران قبیله‌ای بود گسسته شده، بشر امروز پیوند جدیدی می‌طلبد. به همین سبب، نیازی که در گذشته، افراد به دین داشتند، امروز همان نیاز را به مرتبه اشد و اعلا دارند. (مطهّری، ۱۳۸۵، ج۵، ص۱۶)

۲. مبارزه با التقاط و تحجّر

«التقاط» و «تحجّر» دو اندیشه انحرافی بودند که استاد مطهّری با آن دو مبارزه فکری و علمی وسیع و گسترده‌ای داشت. التقاط بیشتر از مجامع روشن‌فکری و متجدّد، که ملاحظه دقیق دینی نداشته‌اند برخاسته، و تحجّر از جوامع دینی، فقهی و عوام مردم که نوعاً نسبت به دین و آداب و واجبات پایبند هستند. (آژینی، ۱۳۶۹، ص ۱۰۷)اصطلاح «التقاط» به مفهوم «گرفتن بخشی از یک تفکر یا مکتب و ضمیمه کردن آن به مکتب دیگر» است و «تحجّر» در اصطلاح، به مفهوم «جمود و انعطاف ناپذیری» است. از ویژگی‌های التقاط، می‌توان عقل‌گرایی افراطی، علم‌زدگی، اجتهاد آزاد در مقابل اجتهاد فقاهتی، بینش‌های مادی نسبت به جامعه، تاریخ و معارف قرآن را نام برد. از ویژگی‌های تحجّر نیز می‌توان به رکود فکری و تعطیل عقل، ضعف مبانی عقیدتی، سطحی‌نگری(قشری‌گری)، مقدّس مآبی، تنگ نظری، کج‌فهمی و جهالت، ارتجاع و کهنه‌پرستی، و عوام‌فریبی و ریا اشاره کرد. تحجّر می‌تواند خود را در فهم اعتقادات و اصول نظری، در انجام عبادات و فرایض مذهبی، در مسائل اخلاقی و تاریخ و در فقاهت و اجتهاد نمودار سازد. (آژینی، ۱۳۶۹، ص۲۹-۱۵۱)

۳. اجتهاد و توجه به مسائل روز جامعه

شهید مطهّری معتقد است: مهم‌ترین وظیفه مسئولیت علمای امّت، «اجتهاد» است. «اجتهاد» یعنی: کوشش عالمانه با روش صحیح برای درک مقررات اسلام با استفاده از منابع کتاب، سنّت، اجماع و عقل. این کلمه در قرآن نیامده است. کلمه‌ای که از لحاظ روح معنا، مرادف آن است و در قرآن آمده، «تفقّه» به معنای فهم عمیق دین است. اجتهاد از شروط جاوید ماندن اسلام است. ایشان بر این باور است که منابع اسلامی قادر است با یک اجتماع متحوّل و متکامل پیش برود و آن را راهنمایی کند و قابلیت آن را دارد که با مقتضیات زمان هماهنگی کند و به احتیاجات هر عصری پاسخ گوید. وی سدّ باب اجتهاد در قرن هفتم را فاجعه‌ای بزرگ می‌داند. ابتدا این سدّ باب در جهان تسنّن صورت گرفت. اما خواه ناخواه بر جهان شیعه نیز اثر نامطلوب گذاشت. (مطهّری،۱۳۷۵، ج۳، ص۱۹۸)به نظر ایشان، اجتهاد جزو مسائلی است که روح خود را از دست داده است، در صورتی که از جمله ویژگی‌های اسلام این است که اموری را که به حسب احتیاج زمان تغییر می‌کند؛ یعنی حاجت‌های متغیّر را به حاجت‌های ثابت متصل کند. به عبارت دیگر، هر حاجت متغیّری را به یک حاجت ثابت بسته است. فقط مجتهد و متفقّهی می‌خواهد که این ارتباط را کشف کند و دستور اسلام را بیان نماید. این همان قوّه محرّکه اسلام است. یکی از معجزات اسلام خاصیت اجتهاد است. بزرگ‌ترین نعمت‌ها تفقّه در دین است که انسان در آن بصیرت پیدا کند. (مطهری، ۱۳۶۸، ج۱، ص۲۳۹ -۲۴۰)در قرون اخیر، در میان جوانان و طبقه روشن‌فکر مسلمان، گرایش‌هایی به جهت غرب‌گرایی و نفی اصالت‌های شرقی و اسلامی و تسلیم و تقلید دربست از “ایسم”های غربی پدید آمده است. ریشه این گم‌راهی خواب‌آلود، تصور غلطی است که این گروه از جنبه جزم‌اندیشانه (دگماتیک) مقررات اسلامی در اذهان خویش دارند. عدم تحرّک اجتهاد در طی قرون، به این تصورات کمک کرده است. وظیفه مسئولان و هادیان قوم این است که هر چه زودتر به شکل منطقی در برابر این گرایش‌های ناصواب بایستند. (مطهری، ۱۳۷۵، ج۳، ص۱۹۹)به طور کلی، استاد مطهّری معتقد است: اجتهاد یک مفهوم نسبی و متطوّر و متکامل است و هر عصر و زمانی بینش و درک مخصوصی ایجاب می‌کند، که این نسبیت ریشه در دو چیز دارد: استعداد پایان‌ناپذیر منابع اسلامی برای کشف و تحقیق، و تکامل طبیعی علوم و افکار بشری. (مطهّری، ۱۳۷۵، ج۳، ص۲۰۲)شهید مطهّری در مقابل عقیده «اجتهاد آزاد» قایل به «اجتهاد پویا» است؛ زیرا اجتهاد آزاد حربه‌ای علیه روحانیت شد. وقتی اجتهاد از تخصصی بودن افتاد و آزاد شد و افراد با هر سطحی از درک و فهم، توانستند خود رأساً آنچه از دین می‌فهمند ملاک و مبنای عمل قرار دهند، طبعأ دیگر نیازی به کارشناسان دین و خبرگان مکتب نیست. روشن است که در این آشفته بازار، از دین خبری نیست. این در حالی است که اجتهاد پویا حل معضلات از راهی است که شرع و دین به ما ارائه می‌دهد. البته نفی اجتهاد آزاد از نظر ایشان، به معنای غفلت از مقتضیات زمان و عدم لزوم پاسخ‌گویی فقه به مسائل نو نیست. (آژینی، ۱۳۶۹، ص۹۴) ایشان به صراحت بر این بحث تأکید کرده، می‌نویسد: روشن است که مشکلات جامعه بشری نو می‌شود و مشکلات نو راه حل نو می‌خواهد. «الحوادث الواقعه» چیزی جز پدیده‌های نوظهور نیست که حل آن‌ها بر عهده حاملان معارف اسلامی است. سر ضرورت وجود مجتهد در هر دوره و ضرورت تقلید و رجوع به مجتهد زنده همین است، وگرنه در یک سلسله مسائل استاندارد شده میان تقلید از زنده و مرده فرقی نیست. اگر مجتهدی به مسائل و مشکلات روز توجه نکند، او را باید در صف مردگان به شمار آورد. (مطهّری، ۱۳۶۸، ص۸۷)

۴. دعوت به اتحاد جوامع مسلمان

در این عصر، مسلمانان بیش از هر عصر دیگری به اتحاد و رفع اختلاف احتیاج دارند. مسئله وحدت ملل اسلامی بر اساس ایدئولوژی و اینکه قومیت‌ها و نژادها مرزهایی مصنوعی برای شناسایی است، یکی از مظاهر وسعت نظر تفکر اسلامی است و بعکس، رجوع به تعصّبات ملّی و نژادی و ناسیونالیستی گرایش به محدودیت و در پوست خود فرورفتن است. (جاوید موسوی، ۱۳۸۶، ص۱۳۸)استاد مطهّری در آثار خود، مکرّر به این امر مهم اشاره کرده و در این‌باره، به سخنان و سیره بزرگان دین اشاره و استناد کرده است. وی می‌نویسد: مفهوم «اتحاد اسلامی»، که در میان علما و فضلای مؤمن و روشن‌فکر اسلامی مطرح است، این نیست که فرقه‌های اسلامی به خاطر اتحاد اسلامی از اصول اعتقادی و یا غیر اعتقادی خود صرف‌نظر کنند و ـ به اصطلاح ـ مشترکات همه فرق را بگیرند و مختصات همه را کنار بگذارند؛ چه این کار نه منطقی است و نه عملی. ما که خود شیعه هستیم و افتخار پیروی اهل‌البیت را داریم، کوچک‌ترین چیزی ـ حتی یک مستحب یا مکروه کوچک ـ را قابل مصالحه نمی‌دانیم. نه توقّع کسی را در این زمینه می‌پذیریم و نه از دیگران انتظار داریم که به نام «مصلحت» و به خاطر اتحاد اسلامی، از یک اصل از اصول خود دست بردارند. آنچه ما انتظار و آرزو داریم این است که محیط حسن تفاهم به وجود آید تا ما که از خود اصول و فروعی داریم، فقه و حدیث و کلام و فلسفه و تفسیر و ادبیات داریم، بتوانیم کالای خود را به عنوان بهتری

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *