تعداد بازدید
6 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شهید و شهادت در رستاخیز ذهن و زبان شاعران روزگار انقلاب اسلامی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شهید و شهادت در رستاخیز ذهن و زبان شاعران روزگار انقلاب اسلامی شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل شهید و شهادت در رستاخیز ذهن و زبان شاعران روزگار انقلاب اسلامی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل شهید و شهادت در رستاخیز ذهن و زبان شاعران روزگار انقلاب اسلامی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شهید و شهادت در رستاخیز ذهن و زبان شاعران روزگار انقلاب اسلامی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شهید و شهادت در رستاخیز ذهن و زبان شاعران روزگار انقلاب اسلامی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شهید و شهادت در رستاخیز ذهن و زبان شاعران روزگار انقلاب اسلامی :

مقدمه

میدانیم مدت زمانی اندک از پیروزی انقلاب اسلامی و شادی و سرور مردم از این رستاخیز عظیم علیه ظلم و بیعدالتی نگذشته بود که این نهال نوپا درگیر جنگی متجاوزانه و ناعادلانه گشت. آسیب های ناشی از دیکتاتوری حکومت مستبد پهلوی التیام نیافته بود که این جنگ شرایط ناخوشایند دیگری را بر ایران و ایرانیان تحمیل نمود. وضعیت نابسامان سپاه و ارتش کشور و نبود تجهیزات مناسب دفاعی بزرگترین معضل رزمندگان بود، با اینهمه چاره ای جز مقاومت و ایستادگی و تن ندادن به خواسته های منفعت طلبانه بیگانگان مهاجم و متجاوز پیش روی رزمندگان و مردم بیدفاع نبود. تکیه بر قدرت ایمان و عزم راسخ مردم و بهره مندی از آموزه های دینی و اعتقادی آفرینش گر حماسه ای سترگ و وصف ناشدنی گشت و این جنگ تحمیلی و غاصب گرانه را به ضرر دولت بعثی خاصه حامیان آن یعنی استکبار جهانی پایان بخشید و معادله از پیش تعیین شده دشمن را در همان نطفه با جاری شدن خون پاک غیورمردان این خاک مقدس خفه نمود. در کنار چنین رویدادهایی نمی توان از این مهم غفلت نمود که اساسی ترین پیامد هر انقلاب و تحولی، در ادبیات و شعر و هنر راستین قابل تأمل و مطالعه است.

دفاع مقدس:

کشور اسلامی ایران در تاریخ چند هزار ساله خود، حادثه ها و فراز و نشیب های فراوانی را به خود دیده است، اما در هیچ دوره ای، مقاومت و ایستادگی و دفاع آن با درونمایه عمیق اعتقادی برخاسته از فرهنگ اسلامی نبوده است. علت نامگذاری جنگ عراق علیه ایران به دفاع مقدس، مبتنی بودن این جنگ بر مبانی اسلام و تشیع و رهبری شخصیتی روحانی و بزرگ منش – امام خمینی(ره) – بوده است. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با تمام جنگ های پیشین یک تفاوت عمده و اساسی داشت، این جنگ در ایران با تکیه بر اعتقادات و باورهای دینی شکل گرفت و از معنویت و رنگ عرفانی ویژه ای برخوردار بود؛ معنویتی که موجب صیقل یافتن روح و جان آدمی و انگیزه اصلی رزمندگان برای مقاومت و دفاع از آب و خاک کشورشان بود.

شهید چمران درباره وجه تسمیه دفاع مقدس چنین گفته اند: «هر چیزی که ابدی و جاودان باشد، مقدس است. حرکتی را که رزمندگان در طول هشت سال جنگ تحمیلی از خود نشان دادند، ریشه در ابدیت و جاودانگی حرکت آنها و تاریخ کشور اسلامی داشت و برای همیشه در کارنامه درخشان مبارزات این کشور ثبت شد.»(سایت جامع: جنگ تحمیلی و دفاع مقدس در ایران: http://www.sajed.com)

جنگ تحمیلی، حماسه ای سترگ:

در طول هشت سال دفاع مقدس، عالی ترین نوع حماسه در جبهه های نبرد حق علیه باطل تحقق یافت. حماسه در این دوره از اهمیت و جایگاهی ویژه برخوردار است. در این دوره بر خلاف گذشته، کوهی از کاه ساخته نمی شود و شاعر تجسم گر واقعیتی است که زبان و قلم از بیان و وصف آن عاجزند و این حقیقت تاریخی نه سینه به سینه به او رسیده و نه ساخته و پرداخته خیال اوست ؛ بلکه از واقعیتی سخن میگوید که در زمان خود او اتفاق افتاده و احیانا به چشم خویش شاهد آن بوده است؛ بنابراین آنچه که به عنوان حماسه در این دوره ثبت میشود از ژرفای درون شاعر یا راوی برمی خیزد.

آنچه که در حماسه دفاع مقدس بازتاب ویژه ای مییابد، سربلند زیستن در سرای سپنج و مردانه مردن در صلای بیداری است. دفاع مقدس صحنه آمیزش و تجلی عرفان و حماسه است. رزمندگان، قهرمانان حماسه، با ترک تعلقات دنیوی و گذشتن از جان گرانبهای خود، حماسه عرفانی نابی آفریدند. حماسه آنان نیز همچون دیگر حماسه های تاریخی و اساطیری عرصه ستیز ناسازها و دشمنی خیر و شر بود.

شعر مقاومت:

غرض از نامیدن شعر به این عنوان چه بوده است؟ آیا شعر مقاومت در همه دوره ها جایی برای بروز داشته است؟ شعر مقاومت چه اهدافی را دنبال میکند؟

«عنوان ادب مقاومت یا پایداری به آثاری اطلاق میشود که تحت تأثیر شرایطی چون اختناق و استبداد داخلی، نبود آزادیهای فردی و اجتماعی، قانون گریزی و قانون ستیزی، غصب قدرت و سرزمین و سرمایه های ملی و فردی و… شکل می گیرند.» (سنگری، محمدرضا؛ «ادبیات مقاومت»، مقاله ارائه شده در نخستین گردهمایی استادان زبان وادب فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، اسفند ۱۳۸۰، ص ۷۰)

«شعر مقاومت شاخه ای از شعر و ادبیات تمام ملت ها است و ویژگی های سبکی و زبانی خاصی دارد. شعر مقاومت نوعی شعر متعهد و منتظم است که محتوای آن در جهت منافع و خواسته های یک نظام حاکم مستبد نباشد و با زبانی صریح، بدون تکیه بر نوآوری در زمینه تخیل بیان شود.» (بصیری، محمدصادق؛ «سیر تحلیلی شعر مقاومت در ادبیات فارسی (از مشروطه تا شهریور ۱۳۲۰)»، پایان نامه دکتری، ص۲۰)

«شعر پایداری، جدا از دلالت های موضوعی از منظر فلسفه و علوم نظری، به شعری اطلاق میشود که محصول همدلی میهنی یا قومی در برابر گونه ای تجاوز طبیعت بشری است. ادب پایداری در معنای جنگ با بیگانه بازتاب روحی روانی نسلی است ایستاده در مقابل یک رویداد تاریخی و مشارکت آن نسل در همدلی و همراهی یکدیگر.» (کاکایی، عبدالجبار؛ موضوعات پایداری در شعر ایران و جهان، ص۹)

«شاعر مقاومت پیش از هر اقدامی در مقام نفی است و به چیزی «نه» می گوید. این «نفی»، «نه» و «اعتراض» میتواند متعلق های گوناگونی بپذیرد و براساس این متعلق ها می – توان برای مفهوم ادب و هنر پایداری، سطوح مختلفی را ترسیم کرد.» (چهرقانی، رضا؛ «درنگی بر نظریه ادبیات متعهد و پایداری»، سفر در آینه، نقد و بررسی ادبیات معاصر؛ به کوشش دکتر عباسعلی وفایی: ۳۴)

دکتر صادق آیینه وند با تأکید بر جنبه سیاسی ادب پایداری مینویسد: «در باب توسعه و شمول ادب مقاومت باید گفت، ادب مقاومت از نوع ادب متعهد و سیاسی است.» (آیینه – وند، صادق؛ «ادبیات مقاومت»، کیهان فرهنگی، ش ۷، س ۱۳۷۰: ۵۰) ادب مقاومت، مشتمل بر آن گونه از آثار ادبی هنری است که در متن جاری زندگی تودهها، در عرصه مقابله و ستیزه های اجتماعی ظهور مییابد. زادگاه این نوع از شعر، در بستر حوادث است و در گستردهترین شکل آن در بین پیروان یک مکتب و مذهب و یا ملت به وجود می آید.

زیربنای وجودی شعر مقاومت را، مفهوم تعهد و مسئولیت و عقیده تشکیل می دهد.

(کمری، علیرضا؛ «خاطره نویسی در ادب مقاومت و فرهنگ جبهه»، مجموعه مقاله های سمینار ادبیات انقلاب اسلامی ۳ تا ۵ دی ماه ۱۳۷۰، ص۴۵۴)شعر مقاومت در دوران انقلاب اسلامی با شعار و سرود وارد میدان شد و خیلی سریع در میان گروه های مختلف مردم رواج یافت.

با شروع جنگ تحمیلی نیز، فصلی جدید از شعر مقاومت در گستره ادبیات معاصر گشوده شد و ادبیات فارسی را غنی و پر بار کرد. شعر مقاومت در دوران دفاع مقدس، به بیان مسائل مذهبی و تلمیحات عاشورایی پرداخت و از این طریق، در تهییج و تحریک مردم برای حضور در جبهه های نبرد و تشجیع رزمندگان برای پایداری در مقابل دشمن و ترویج فرهنگ شهادتطلبی و ایثار و جانفشانی تأثیر عمده ای داشت.

با توجه به مسائل ذکر شده، چون این نوع از شعر با عواطف و احساسات و اعتقادات عمیق درونی مردم سروکار داشت، التزام و تعهد خاصی را می طلبید. این نوع از اشعار، مسئولیت یادآوری و در مواردی آموزش اهداف دینی و عقیدتی را بر عهده داشتند که در نهاد مخاطبانشان به صورت کم رنگ یا پررنگ وجود داشت و فقط نیاز به بیدار کردن بود تا روح با ایمان آنها را آماده حرکتی بزرگ و نهضتی معنوی گرداند. این مسئولیت بسی سنگین است؛ از این رو، شاعر با وجدان، تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا اشعاری ناب و مقدس را به رشته نظم درآورد. شاعر شعر مقاومت، در عین اینکه وظیفه بیداری و آگاهی مردم را به عهده دارد، موظف است که قدرت ایمان مردم را در طول مبارزات نابرابر دفاع مقدس، شجاعت ها و دلاوری ها، جانفشانی ها و از خود گذشتگیها و حماسه آفرینیهای آنان را با زبان شعری روان و شیوای خود ثبت کرده و به نسل های آینده بنمایاند تا بدانند که اگر اینک کشوری امن و آرام و مستقل دارند، در پی چه مبارزات سنگین و نابرابری به دست آمده است.

در مجموع میتوان گفت که این نوع از شعر مردمی، از دلها و اذهان آگاه و با ایمان تراوش میکند، از اندیشه هایی بیدار که احساس خطر می کنند و سرزمین و مردم و یا عقیده اش را در معرض اشغال و تاراج و نابودی مییابد و نمی تواند در برابر این تحکم ساکت بنشیند. در واقع، نطفه ادب مقاومت در بستری از حوادث و رویدادهای اجتماعی و سیاسی، دینی و مذهبی بسته میشود و به وسیله انسان هایی بیدار و رنج کشیده، رشد یافته و نضج میگیرد. این نوع از شعر بسته به روحیه شاعر و نیز با توجه به وسعت شمول و فراگیری آن در قالب های مختلف و متنوعی سروده می شود و به جهت آنکه در دروه جنگ تحمیلی با ایثار و پایمردی مجاهدان و جانفشانی آنان مواجه میشود با خون و پیام خونین توأم میگردد و به دلیل عوامل مهمی چون ایمان و اعتقادات مردمی همراه با تعهد و مسئولیت خاصی گشته و از تنوع مضامین برخوردار میشود. این نوع از شعر را، می توان شعر درد و دلاوری خواند. شعر دفاع مقدس به دلیل آنکه با مسائل دینی و اعتقادی توأم میشود، همواره در اذهان مردم زنده و جاری خواهد بود و در طول تاریخ شعر فارسی از آغاز تا امروز بر پیشانی ادبیات مردم ایران خواهد درخشید.

با مطالعه تاریخ هر کشوری متوجه میشویم که آن دسته از حوادث و رویدادهایی که تأثیر عمیقی در زندگی و تاریخ یک ملت داشته باشند، همگام با خود، فرهنگ، ادبیات و هنر و… را نیز تحت الشعاع قرار میدهند. هشت سال جنگ تحمیلی تمام عیار و سهمگین، منجر به پدید آمدن ادبیاتی ناب و مقدس در ایران شد. تاریخ دقیق شعر جنگ – شعری خودجوش و برآمده از سینه هایی زخم خورده- حد فاصل زمانی میان شروع تجاوز دشمن به خاک این کشور تا پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را دربرمی گیرد. (همان)این نوع از شعر معاصر چنان تأثیر شگرفی در عالم ادبیات پدید آورد که رهبر انقلاب در آغاز جنگ و دفاع مقدس فرمودند: «جنگ با همه مصائبش برکاتی به همراه دارد؛ یکی از آن برکات، تألیف قلوبی بود که ذهن و زبان مردم ایران را در اقصی نقاط این کشور پهناور به هم نزدیک و متحد ساخت.» (اوستا، مهرداد؛ «ادبیات انقلاب اسلامی»، مجموعه مقاله های سمینار ادبیات انقلاب اسلامی ۳ تا ۵ دی ماه ۱۳۷۰، ص۶۴) ادبیات هر عصر و زمانی بازتاب تاریخ آن دوره است و برای شناخت فرهنگ غالب یک دوره بهترین وسیله ادبیات، به خصوص شعر میباشد. ادبیات ما در انقلاب شکوفا شد و در جنگ هشت ساله به بار نشست. می توان گفت که شعر جنگ، شعری است توانا و وسعتی دارد به پهنای ابدیت، اما اینکه گفته شد شعر جنگ بستری مناسب برای بیان باورهای دینی و به خصوص مسائل عاشورایی شد، به این معنا نیست که در دوره های دیگر و پیشین، شعر خالی از مفاهیم و مضامین اسلامی و عاشورایی بوده، بلکه توجه به این موضوعات عمومی بوده و شاعران معدودی آن هم جسته گریخته به این مسائل میپرداختند؛ ولی در دفاع مقدس موضوع عمده ای که در شعر مطرح شد مسائل دینی و در کنار آن مسائل ملی و میهنی بود. در مجموع ادبیات و شعر جنگ، سرشار از حکمت، حق گویی و اخلاق و ازرش های دینی بود و در یک کلام در مسیر تعالی انسان قرارداشت و با دگرگونی ارزش ها و تحریک عواطف میهنی و دینی طیف وسیعی از مردم ایران، قلمرو تازه ای در تاریخ کشور گشود.

از جمله برکات دوران جنگ، ظهور شاعران بی شمار از گوشه گوشه این کشور اسلامی و پدید آمدن آثاری ارزشمند با درونمایه های دینی و مذهبی و ملی و میهنی می – باشد. از دیگر دستاوردهای دفاع مقدس در زمینه شعر و شاعری، ایجاد اتحاد و انسجام فکری و ذهنی در میان شاعران مختلف است. شاعران در این دوره با وجود تنوع رویدادها، درباره یک چیز سرودند و فقط نحوه نگاه آنان به موضوع و تبدیل آن به مضمون و ارائه آن تا حدی متفاوت بود.

شاعر دفاع مقدس در آن برهه حساس بسان یک بسیجی واقعی در سنگر سخن با سلاح قلم به دفاع از ارزش های اسلامی و اعتقادی پرداخت؛ حتی گروهی از شاعران، افتخار حضور در جبهه های جنگ و نبرد را نیز پیدا کردند و شعرشان نمایشگر تصاویر عینی جنگ گشت.

مضامین عمده شعر دفاع مقدس:

وجود مضامین و تصاویر مشترک و گاه تکراری به جهت فضاها و رویدادهای واحد که نشانگر اتحاد ذهنی و احساسات واحد شاعرانه و عمق تأثیرمسائل پیرامون جنگ است؛ مضامینی چون: بیداری، ایستادگی، پرواز مرغ جان، خفاش شوم ظلم، لاله داغدار، رستم های زمانه، مرگ شیرین و سرخ، شهید و شهادت، گرایش به مفاهیم دینی و عاشورایی، ایثار و جانفشانی، دعوت به مبارزه و تشجیع و تهییج رزمندگان، تحقیر و تذلیل دشمن، قهرمانان خستگی ناپذیر، توصیف میادین جنگ و جبهه های نبرد، آرمان اصیل و مقدس شهیدان و دفاع از آن، آمیزش شخصیت ها و عناصر اسطوره ای و حماسی با شخصیت های دینی و مذهبی و تشبیه رزمندگان به آنان، ستایش امامان به ویژه امام حسین (ع) – سالار شهیدان – به عنوان قهرمان واقعی حماسه عاشورا (شاعر با یادآوری حماسه عاشورا، خون شهیدان را در عروقشان به جوش می آورد و ورحیه شهادتطلبی را در آنان تقویت میکند.)، رجزگونگی اشعار، توجه به موضوع در ساختار شعر تا حدی اختلال پدید می آورد؛ چرا که شاعر دغدغه اصلی خود را طرح مسائل جنگ قرار می دهد و چندان عنایتی به تکنیک های شعری ندارد و همین دلیل فقر خیال و ظاهر آراسته در شعر این دوره را می نمایاند.

بن مایه شهید و شهادت در ذهن و زبان شاعران

الف) شهادت / آزادی / ترک تعلقات:

حکایت کنیم از تباری شگفت

که کوبید درهم، حصاری شگفت

از آنها که پیمانه «لا» زدند

دل عاشقی را به دریا زدند

(همصدا با حلق اسماعیل: ۴۰)

نماندند در بند تقویم و گاه

بریدند از گردش سال و ماه

نکردند پروا ز فریاد خود

گذشتند از روی اجساد خود

(خوابنامه و باغ تناسخ: ۱۱۱)

یاران عاشق از خود چون سالکان گذشتند

ما کشتگان دلبر، ماندیم در میانه

(قوس غزل: ۲۵۴)

لاله های سرخ خودسوزیم ما

زخم های تیغ آموزیم ما

(شرجی آواز: ۸۵)

هرچه مرگ سبز چون گلدوزی است

رسم ایل لاله ها خودسوزی است

(خواب میخک: ۴۳)

سمندر عاشق نشسته بر آتش

قلندر فارغ ز بود و نبود است

(خطی ز سرعت و از آتش: ۱۳۸)

من کشته عشقی که گناهش این بود

کز در بندگی غیر تو آزاد آمد

(دردهای مذاب: ۸۸)

زمین و تن دو زندانی است تنگ

هرچه میبینی فقط سنگ است، سنگ

عاشقان را تاب ماندن نیست، نیست

چاره جز تا عرش راندن نیست، نیست

(نماز باران: ۵۲)

تا به پیکار ستم پرداختی

تن رها کردی و سر انداختی

زین رهایی، پای تا سر جان شده

وصل را هم صحبت جانان شده

(سرود سرخ بهار: ۱۱)

با سینه بگشاده به پهنای سپهر

از این قفس تنگ به تنگ آمد و رفت

(همان: ۵۸)

چون برق و چو باد، یکه تازان رفتند

از خانه خاک پاکبازان رفتند

(همان: ۶۹)

خوش آن پرنده که پرواز کرد تا ملکوت

به شهربند تن از پا گسست سلسله را

(همان : ۸۶)

چون غباری تهی از خویش، به صحرای وجود

باد در دست سبکبار گذشتیم و گذشت

(آینیه خیال: ۸۲)

بیخود از خود، با خدا بودن خوش است

از تعلق ها رها بودن خوش است

(آذرخش : ۸۸)

دریغ و درد که یاران از این جهان رفتند

به سوی عرش از این تیره خاکدان رفتند

از تنگنای جهان، همچو آفتاب بلند

به روشنایی تا اوج کهکشان رفتند

ز تندباد شررزای اهرمن صفتان

رها ز ملک بدن، تا حریم جان رفتند

(همان: ۹۹)

میان آتش و خون، سرخ رو چو ابراهیم

ز جان گذشته به دیدار گلستان رفتند

(کهکشان آبی: ۱۳۱)

سفر چگونه؟ که جستند راه قله نور

سفر چگونه ؟ که در او نهفته راز مفر

(همان: ۳۳۷)

با دست تهی، پای بر افلاک نهادند

دیوار قفس در طلب دوست شکستند

تا عرش تمنای وصال تو پریدند

چون مرغ سبکبال، ز هر سلسله رستند

(پنجره ای رو به آفتاب: ۱۵)

آزادگان که سلسه از پای واکنند

دست طلب بلند به سوی خدا کنند

(سیرنگ: ۱۵۵)

تا جان زلال گردد، از مرز تن گذشتند

دل را به دوست دادند، با این بهانه رفتند

(همان: ۱۶۲)

در زمین ما به غیر دام و دانه نیست

در هوا ترانه رهایتان کجاست؟

(سال های تاکنون: ۱۳۹)

به شوق وصل، آنچنان ز بند رستی

که بندبند پیکرت ز هم گسسته ست

(از نخلستان تا خیابان: ۱۸)

از این میدان، خدایا، تک سواران رها رفتند

چه خواهدکرد طفل همتم با نی سواری ها

(همان: ۳۲)

میان ماندن و رفتن، اسیر مانده منم، من

«تو میروی به سلامت، سلام ما برسانی»

(شبلی و آتش: ۱۶)

آنان که در کوی طلب با سر دویدند

رسم شرف، راه شهادت را گزیدند

پیکان دشمن را به جان و دل خریدند

با شوق آزادی به خاک و خون تپیدند

(سرود سپیده : ۸۱)

پیشگامان کفن پوش رهایی

پرکشیدند به آغوش رهایی

(غریبانه: ۸۰)

هان، ارتقاعشان را! رفتند تا رهایی!

یعنی ز حصر«بودن» رستند جاودانه

آه ای حصاری «من» درمانده بندی تن

بنگر به اوج رستن از بند دام و دانه

(سفر سوختن، ص۱۵)

کسی کوچ کرد از چراگاه بودن

به آن سوتر از سمت و سو، تا فراسو

گذرکرد رندانه از مرز عادت

و شد راهی جادههای تکاپو

و در جایی از دوردست رهایی!

(آواز گلسنگ: ۶۰و ۶۱)

اسیرخاکم و پرواز سرنوشتم بود

فروپریدن و در خاک بودنم ننگ است

(دری به خانه خورشید: ۸۶)

برو که رخت سعادت به آسمان بردی

هم از مضیق زمین زیرکانه جان بردی

(رجعت سرخ ستاره: ۵۴۹)

سال گذشته

سال رهایان بود

حضور دست های پرثمر نامرئی

مدام بذر رشادت را

در سینه های مردم میپاشید

و خیل «عارفان میان میدان»

از چارسوی ملک هویدا می شد.

(دیدار صبح: ۵۱۵)

از حق به جز رهایی دلها نخواستند

گاهی اگر لبی به نیایش گشادهاند

(اشک فانوس: ۳۷)

سینه سرخان مهاجر را هزاران داستان

لحظه پرواز از زندان تن آوردهایم

(سخن آشنا: ۱۰)

یا رب این لاله نگه دار ز نیرنگ حسودش

که به راه تو گذشته است ز هر بود و نبودش

(یک آسمان شقایق: ۳۱)

سحر آنگه که مردان خدایی

دل از قید تعلق میرهانند

(حس میکنم زندگی را: ۱۲۱)

ب) شهادت / اکسیر زندگانی / جاودانگی:

تو در عشق شکفته ای

شکوفا و نامیرا

آنکه میافتد

نمیمیرد

چراکه تو

هر بار افتادنت را هزاربار برخاسته ای.

(رد پای روشن باران: ۲۴ و ۲۵)

یک سال است که بر خون برادرانم ایستاده ام

استوار

چون شهیدان زنده.

(ریشه در ابر: ۵۲)

نمرد و نمیرد شهید سعیدی

که نام و دوامش به شعر و سرود است

(خطی ز سرعت و از آتش: ۱۳۸)

آری، رسوای این زمانه منم

عاشقم، سر به دار جاویدم

(دردهای مذاب: ۳۹)

در آنجایی که خورشید آفرین خواند

به مردان شعر مردن را نخواندن

(ماه و کتان: ۱۲۳)

شهید زنده تاریخ عشق میگوید

به دار سرخ انا الحق دوباره باید رفت

(خون نامه خاک: ۵)

امروز تا همیشه بودن، شنیدنی ست

در گوش روزگار صدای رسای خون

(قیام نور: ۸۶)

نسیم، مویه کنان آمد از حماسه طوفان

پر از شمیم تو، کان جام جاودانه گرفتی

به بال همت و آزادگی به اوج رسیدی

تمام او شدی و فر جاودانه گرفتی

(هزاردامن گل سرخ: ۱۵)

این شهیدان زنده اند و چشمه سار جانشان

غیرت دریایی از خون شهیدان دیده ام

(سرود سرخ بهار: ۹۱)

حیات جاودان کس را ندادند

ولی دست تو او را جاودان ساخت

(آذرخش: ۵۶)

به جاودانگی نامشان قسم «مشفق»

که جاودانه به سرمنزل جنان رفتند

(کهکشان آبی: ۱۳۲)

او زنده است، زنده جاوید روزگار

هرکس که گفت مرد، ندارند باورش

(قرآن کریم: آل عمران / آیه ۱۵۸)(سیرنگ : ۷۴)

نمیری که مرگ تو آن زندگی است

که سرچشمه مهر و تابندگی است

(آیینه خیال: ۱۳۲)

ای زنده جاوید، همان روز سرت را

از نیزه ربودند و سپردند به آنها

(فرصت نایاب: ۱۲۴) بار چندم است

دانه ها، جوانه میشوند

بار چندم است

واژه ها، ترانه می شوند

بار چندم است

موج ها به بیکرانه میرسند

جاودانه میشوند.

(همان: ۲۳۴ و ۲۳۵)

راز بلند عمر تو بی تردید

پیوند لحظه های سپیداری ست

دل مینهم به معنی ایثارت

وقتی که زخم حادثه ها کاری ست.

(آوازهای واپسین: ۱۶)

گفتم ای باران که میکوبی به طبل بارها

هان ! بکوب اما به آن عاشق ترین عاشق بگو:

زنده ای، ای زنده تر از زندگی ! دریادها.

(قطار اندیمشک و ترانه های جنگ: ۱۸)

آن جاودانان در غبار کوچ تاریخ اند

توشان در کالبد جانی که ستواری و بر جایی

(هزاره دوم آهوی کوهی: ۱۵)

در سکر سحرگاهت، اشراق ازل پیداست

زان جلوه جاویدان، در هر نظری داری

(همان: ۴۶۸)

کجا دیده ام، پیش از این ها شما را؟

در آفاق افسانه یا خوابی از کوچه کودکیها

چنین چهره های غریب آشنا را؟

… به سوی شمایان نظر کرده بودم

که در عمق خود این چنین زندگانید

و تنهایی روح را در سلوک شمایان رهی نیست

که تعلیم تان داده این کیمیا را؟

(همان: ۴۷۸ و ۴۷۹)

نام تو لبخند

لبخند

در تلفظ نامت

ضرورتی است!

نامی برای من

نامی برای تا ابد زیستن

نامی برای بی که بدانی چرا

گاهی گریستن

تاریخ عاشقان

فهرست کوچکی از بی شمار نام شهیدان توست.

(آینه های ناگهان: ۴۴ و ۴۵)

جنگ است بیا که جانفشانی بکنیم

کاری چو حماسه جاودانی بکنیم

(در کوچه آفتاب: ۶۳)

تو همچون غنچه های چیده بودی

که در پرپر شدن خندیده بودی

مگر راز حیات جاودان را

تو از «فهمیده»ها فهمیده بودی؟

(همان: ۹۳)

کو عمر خضر، رو طلب مرگ سرخ کن

کاین شیوه، جاودانه ترین طرز بودن است

خاموش میشویم و فراموش میشویم

ما را اگر وسوسه در سر ز بودن است

(تنفس صبح: ۳۲)

جادوی نامت

جاودانه است

و سحر حلال حنجره ات

ابدی !

سال،

با گلوی تو

نو می – شود

و باغ

با تکیه بر لب های تو

مثل فریادی سبز

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *