تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل شیخ عباس قمی رحمه الله؛ مبلغ و محدثی خستگی ناپذیر؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل شیخ عباس قمی رحمه الله؛ مبلغ و محدثی خستگی ناپذیر شامل 90 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل شیخ عباس قمی رحمه الله؛ مبلغ و محدثی خستگی ناپذیر را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل شیخ عباس قمی رحمه الله؛ مبلغ و محدثی خستگی ناپذیر با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل شیخ عباس قمی رحمه الله؛ مبلغ و محدثی خستگی ناپذیر با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل شیخ عباس قمی رحمه الله؛ مبلغ و محدثی خستگی ناپذیر تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل شیخ عباس قمی رحمه الله؛ مبلغ و محدثی خستگی ناپذیر را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شیخ عباس قمی رحمه الله؛ مبلغ و محدثی خستگی ناپذیر :

مقدمه

بی شک یکی از زبده ترین چهره های درخشان روحانیت معاصر، به خصوص در رشته های حدیث، تاریخ و تبلیغ، مرحوم حاج شیخ عباس قمی است. مسلمانان، به ویژه شیعیان، در بیشتر بلاد با نام خوش، آثار جاویدان و مواعظ جذاب و تأثیرگذار این مورخ شهیر، محدث امین و مبلّغ و واعظ پارسا آشنایی دارند. وی صاحب کتاب های ارزشمند و متعددی از جمله کتاب ماندگار «مفاتیح الجنان» می باشد که کمتر خانه ای را می توان یافت که این کتاب در آن وجود نداشته باشد و یا آن را ندیده باشند.

در این مقاله به بررسی اجمالی ابعاد شخصیتی و زندگی ایشان می پردازیم و زوایای مختلف حیات طیب وی را مورد بررسی قرار می دهیم.[۱]

نسب شیخ

حاج شیخ عباس قمی، فرزند کربلایی محمدرضا، در سال ۱۲۹۴ق در خانواده ای مذهبی و با فضیلت در شهر مقدس قم پا به عرص گیتی نهاد و دوران کودکی را در همین شهر پشت سر نهاد. پدر بزرگوارش از مردان صالح و پرهیزگار قم و از علاقمندان و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت(ع) به شمار می رفت. مادر پارسا و ارجمند وی نیز از زنان پاکدامن و آشنای به مسائل اسلامی و متخلّق به اخلاق الهی بود و امتیازات معنوی فراوانی داشت، از جمله تقید به خواندن نماز اوّل وقت؛ به طوری که حتی اگر میهمان داشت، در اول وقت نماز را می خواند و سپس از آنان پذیرایی می کرد.

این بانوی پارسا و نمونه دربار فرزندش گفته است: «در این مدت دو سالی که عباس را شیر می دادم، حتی یک دفعه هم بی طهارت به او شیر ندادم.» و شاید به همین دلیل خود حاج شیخ عباس قمی فرموده است: «من هر موفقیتی که دارم، از برکت مادرم است؛ زیرا ایشان سعی داشت همیشه مرا با طهارت کامل شیر بدهد. او واقعاً از زنان متدینه بود.»[۲]

تحصیلات شیخ عباس (ره)

شیخ عباس(ره) در قم از دانش بیکران بزرگان و اساتید بزرگوار و آیات عظام ذیل بهره برده است:

۱- میرزا محمد ارباب قمی (م۱۳۴۱ق)؛

۲- حاج شیخ ابوالقاسم قمی (م۱۳۵۳ق)؛

۳- حاج سید احمد طباطبایی قمی (ابوزوج معظم له، م۱۳۳۴ق)؛

۴- شیخ محمدحسین قمی، استاد خط نستعلیق.

هجرت به نجف

شیخ عباس سال ورود خود را به نجف اشرف ۱۳۱۶ق ذکر کرده است، در حالی که ۲۲ بهار از عمر شریفش می گذشته. اساتید وی در نجف اشرف عبارتند از آیات عظام:

۱- سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (صاحب عروه، م ۱۳۳۷ق)؛

۲- علامه حاج میرزا حسین نوری مازندرانی (م ۱۳۲۰ ق)؛

۳- میرزا محمّدتقی شیرازی (مشهور به میرزای کوچک یا میرزای دوم، م ۱۳۳۸ق)؛

۴- سید حسن صدر کاظمی (م۱۳۵۴ق)؛

۵- سید ابوالحسن نقوی لکنهویی (مقیم هندوستان، م ۱۳۵۵ق).[۳]

مراجعت به قم

حاج شیخ در سال ۱۳۲۲ق در راه بازگشت به وطن، موفق به اتمام کتاب ارزشمند و گرانقدر «هدیه الزائرین» می شود و از راه مرز خسروی وارد کرمانشاه می گردد. ظاهراً علت هجرت وی در آن موقع، ابتلا به بیماری وبا و شیوع آن در عراق بوده است که تا بهبودی کامل از بیماری وبا در کرمانشاه می ماند و پس از بهبودی کامل، به شهر محبوب خود (قم) می آید و به کار تألیف و تصنیف و احتمالاً درس و بحث اشتغال می ورزد و از محضر اساتید سابق خود در قم بهره مند می شود.

در همین مدت اقامت در قم، ازدواج می کند. همسر او، دختر مرحوم آیت اللّه سید زکریا قزوینی، از علمای اعلام قم بود. این وصلت بعد از چندی به جدایی می کشد و حاج شیخ از این نظر سخت افسرده و اندوهگین می شود؛ به گونه ای که برای رفع آن همّ و غمّ در صدد بر می آید که به زیارت حضرت رضا(ع) برود.

اقامت در مشهد مقدس

شیخ عباس در روز جمعه، اول ربیع الثانی ۱۳۳۲ق به قصد اقامت، وارد مشهد مقدس می گردد. علت اقامت وی در مشهد مقدس، تقاضای مرحوم آیت اللّه حاج حسین قمی (م ۱۳۶۵ق) بوده است که قبلاً باجناق حاج شیخ عباس به شمار می رفت.

حاج شیخ در منزل آیت الله قمی، اتاقی در بالاخانه داشته که در آنجا می نشسته و مشغول کار بوده و از آنجا قبه و بارگاه حضرت رضا(ع) را می دیده است و هر لحظه در موقع مطالعه و نوشتن سر بر می داشته، آن بارگاه ملکوتی پر نور در مقابل دیدگانش قرار داشته و برایش بسیار لذت بخش بوده است. در آن اتاق و با آن وضع و حال، به کار تألیف اثر نفیس و ارزشمند «فوائد الرضویه» اشتغال می یابد.

پس از قصد اقامت در مشهد، مرحوم آیت اللّه قمی به وی می گوید: «می نویسم به قم و دختر اخوی (آیت اللّه حاج سید احمد طباطبایی) را برای شما خواستگاری می کنم.» همین طور هم می شود و همسر دومش را از قم به مشهد می آورند و بعد از آن، مراسم عقد صورت می گیرد و حاج شیخ در خانه محقّری در جوار منزل آیت اللّه سید صدر الدین صدر، داماد بزرگ آیت الله حاج آقا حسین قمی که در همان سال از عتبات به مشهد مقدس آمده بود، ساکن می شود.

مرحوم میرزا علی محدث زاده (فرزند حاج شیخ) می گوید: «خان ما در مشهد با خان آیت اللّه صدر به هم راه داشت؛ چون پدر ما، مرحوم حاج شیخ عباس، دور سال، تقریباً شش ماه در مسافرت بود. در واقع، مرحوم آیت اللّه صدر ما را بزرگ کرد. آن مرحوم ما را مثل فرزندان خود می دانست.»[۴]

حاج شیخ عباس قمی، علت اقامت خود در مشهد مقدس را اینگونه بیان می کند:

«به جهت شدت ابتلا و گرفتاری و کثرت هموم و غموم که بر این داعی روی داد و شرح آن طولانی است، به خاطرم رسید که پناه برم به امام اتقیا و پناه غربا، حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع)،… پس اسباب سفر مهیا کردم و از دار الایمان قم به صوب ارض اقدس توجه نمودم…. چندان مراحم الطاف و نعمت از آن رحمت الهی و نعمت نامتناهی در خود مشاهده کردم که هوس مجاورت آن آستان مقدسه را نمودم….

با آنکه در این قطعه از زمان که فتنه های بی پایان، چون پاره های شب مظلم متراکم، و بر تمام بلاد و عباد متهاجم گشته و به حکم «إِذَا عَمَّتِ الْبُلْدَانَ الْفِتَنُ وَ الْبَلَایا فَعَلَیکمْ بِقُمْ وَ حوَالیهَا وَ نوَاحِیهَا فَإِنَّ الْبَلَایا مَدْفُوعٌ عَنْهَا»[۵] شایسته است که هر کس بتواند مهاجرت به بلد طیب قم نماید، تا چه رسد به کسی که قم وطن او باشد؛ لکن این شکست مهجور، چندان مغمور در نعمت بی پایان حضرت سلطان خراسان گشتم که مرارت غربت را در این آستان ملائک پاسبان بر کام خود شیرین دیدم و رغبت مراجعت به وطن را به خود ندیدم؛ بلکه سختیهای کشیده و تلخیهای چشیده را شکر گفتم و منتها پذیرفتم.

از جمله نعمت هایی که خداوند متعال به برکت این امام به من روزی کرد، این است که مرا وارد ساخت به خان سید بزرگوار، عالم محقق و فاضل مدقق پرهیزگار، سیدنا حاج آقا حسین قمی که در خوبی و شایستگی عدیل و نظیر ندارد….»[۶]

تحقیق و تألیف

آیت الله سید عباس کاشانی (ره) می فرمود: «روزی در محضر استادمان، حضرت آیت الله میلانی(ره) نشسته بودیم که ایشان فرمود: روزی که حاج شیخ عباس به نجف تشریف آوردند، من ایشان را به خان خودمان بردم تا در منزل ما زندگی کند؛ زیرا منزل ما از دو قسمت بیرونی و اندرونی تشکیل شده بود، و لذا خودمان در قسمت اندرونی بوده و ایشان در قسمت بیرونی سکنی گزید.

زمانی که می خواستم ایشان را به منزل ببرم، فرمود: به یک شرط می پذیرم در خان شما زندگی کنم و آن شرط هم این است که اصلاً غذایی برای من نیاورید و من فقط در خان شما زندگی کنم. من هم قبول کرده و با این شرط ایشان به منزل من آمدند.

روز اول برای ایشان غذا بردیم و ایشان میل کرده و فرمود: جناب آقای میلانی! این دفعه را به خاطر شما خوردم؛ ولی دفعه های بعد اگر برایم غذا بیاورید، علاوه بر اینکه نمی خورم، از منزل شما هم می روم. من هم قبول کردم که دیگر برای ایشان غذا نبرم.

ایشان دائماً مشغول مطالعه و تحقیق بود؛ یعنی تمام همّ و غمّ او مطالعه بود و در گوشه ای از اتاق می نشست و تمام کتاب هایش را اطراف خود می گذاشت و یکی یکی بررسی می کرد. حتی خواب ایشان نیز همانجا بین کتابها صورت می گرفت، آن هم نه اینکه بین کتابها دراز بکشد؛ بلکه با همان حالت نشسته چند دقیقه ای می خوابید و بعد بیدار شده، دوباره به مطالعه و تحقیق و تألیف مشغول می شد.

در مدتی که منزل ما بود، کتاب های: الکنی و الألقاب، منازل الاخره، تحفه الاحباب و منتهی الآمال را نگاشت و به زیور چاپ آراسته کرد.»[۷]

مرحوم حاج شیخ عباس قمی(ره) دائماً مشغول نوشتن بود و از جمله بهترین کتابها را نوشت و به جامعه عرضه کرد که مشهورترین آنها را می توان «مفاتیح الجنان» نام برد که امروزه میلیونها زن و مرد با ایمان آن را می شناسند. این اثر جاویدان، زینت بخش هر محفل و مجلس مذهبی و روحانی است. در هر فرصتی، انسانهای خداجو مفاتیح به دست، دست تضرّع به درگاه حضرت حق بر می دارند و با دعاها، مناجاتها، تعقیبات و زیارتهای مفاتیح با معبود خویش به راز و نیاز می پردازند. راستی این چه عزّت و عظمتی است که مفاتیح در کنار قرآن و صحیفه قرار می گیرد؟ و این چه سری است که معمار بزرگ انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) از تبعیدگاه ترکیه به فرزندش می نویسد:… کتاب مفاتیح، صحیفه سجادیه و… هم بفرستید؟ و در جواب کسانی که می گفتند: «اسلام فردا، دیگر اسلام مفاتیح نیست؛ اسلام قرآن است و ما نیاز به دعا و مفاتیح نداریم.» می فرمود:

«همین مفاتیح الجنان، همین کتاب های ادعیه هستند که کمک انسان است، در اینکه انسان را آدم کند.» و در جای دیگر فرمود: «آنهایی که ادعیه را می خواهند کنار بگذارند و به اسم اینکه ما قرآن می خوانیم، نه دعا، آنها قرآن را هم نمی توانند به صحنه بیاورند.»[۸]

هیچ کتابی بعد از قرآن کریم به انداز «مفاتیح الجنان» چاپ نشده است و حتی در زمان رضاخان، با آن وضع عجیبی که حکم فرما بود؛ از کشف حجاب، تعطیلی روض سید الشهدا (ع) و… در چنان اوضاعی نیز مفاتیح مرتب چاپ می شد و مورد استقبال قرار می گرفت و این نیست، مگر عنایت خداوند متعال که شامل حال حاج شیخ عباس قمی (ره) شده بود.

صفات و کمالات

مرحوم شیخ عباس یکی از برجسته ترین و موفق ترین چهره های درخشان روحانیت شیعه به شمار می رود که تمام عمر شریف و گرانقدرش را در سنگر دفاع از حریم پاک خاندان عصمت و طهارت(ع) و ترویج و تبلیغ این مذهب حقه سپری ساخت.

تقوا و پرهیزگاری، زهد و پارسایی، تهجد و شب زنده داری، عشق زائد الوصف به ارائ علوم اسلامی به جامعه و تبلیغ آن، احاطه بر علوم مختلف اسلامی، خصوصاً حدیث و تاریخ، عشق فوق العاده به خاندان عصمت و طهارت(ع) و روحیات و صفات عرفانی و اسلامی، نام و آثار او را برای همیشه در تاریخ ماندگار کرده است.

در اینجا به برخی از ویژگیهای اخلاقی و رفتاری این محدث شهیر اشاره می کنیم:

۱- ساده زیستی

آیت الله محمدتقی فلسفی(ره) می گوید: «روزی در محضر حضرت آیت الله کوهستانی(ره) بودم که ایشان فرمود: هر کسی نمی تواند روی حصیر بنشیند. این مقام زهد است که باعث می شود انسان از دنیا و متعلقات آن دست بردارد و روی حصیر بنشیند. این یک حقیقتی غیر قابل انکار است که واقعاً کسانی که دل از این دنیا جدا کرده و به زرق و برق آن وابسته نشده اند، بیش تر در مسیر کمال قدم نهاده و موفق بوده اند.

از جمل همین سالکان و زاهدان را می توان مرحوم حاج شیخ عباس قمی نام برد، ایشان با وجود شهرت علمی که در آن زمان پیدا کرده بود؛ اگر کسی هرگز ایشان را ندیده بود، با نگاه اول او را یک طلب عادی قلمداد می کرد، نه یک علام بزرگ؛ زیرا از نظر پوشش ظاهری آنقدر ساده پوش بود که شاید در جامع آن روز اصلاً مورد اعتنا نبود و کسی او را تحویل نمی گرفت.»[۹]

۲- اخلاص

در آیات و روایات به طور فراوان اخلاص در عمل به عنوان شرط اصلی قبولی اعمال شمرده شده است و ارزش کار را چند برابر می کند. اخلاص آن است که انسان تمام کارها را فقط برای رضایت خدا و خشنودی او انجام دهد و هیچ گونه انتظاری از غیر خدا نداشته باشد.

در زندگی مرحوم شیخ عباس قمی این مسئله را به فراوانی در می یابیم که وی اهل ریا و سُمعه نبود و جز رضای حق چیز دیگری نمی خواست و به دنبال کسب شهرت یا تعریف دیگران نبود. در این زمینه حکایاتی از حاج شیخ نقل شده است که شنیدنی است:

الف) اخلاص در نوشتن «مفاتیح الجنان»

مرحوم سید عباس حسینی کاشانی می گوید: «آن روزی که ایشان را در کتابفروشی دیدیم، همه از روی تعجب به ایشان نگاه می کردیم؛ که صاحب «مفاتیح الجنان» که آن روز معتبرترین و پر فروش ترین کتاب بود، آنقدر ساده و بی ریا و ناشناخته است!

وقتی صاحب مغازه فهمید ایشان صاحب مفاتیح است، با عجله آمد و دست ایشان را بوسید و گفت: حاج آقا! کتاب شما از جمله کتاب هایی است که مشتری زیاد دارد و هر روز بیش ترین کتابی که می فروشم، مفاتیح است و مردم بعد از نماز، شما را به خاطر نوشتن این کتاب دعا می کنند.

مرحوم حاج شیخ عباس قمی تا این حرف را شنید، اشک از دیدگانش جاری شد و با همان حالت تنگی نفسی که داشت، دستهایش را به طرف آسمان بلند کرد و فرمود: انشاءالله خدا قبول کند این اثر ناقابل را؛ وگرنه اگر خدا قبول نکند، هیچ ارزشی ندارد.

ب) کتاب منازل الاخره

فرزند بزرگ ایشان، مرحوم علی محدث زاده می گوید: «پدرم برایم تعریف کرد که روزی، بعد از اینکه کتاب منازل الاخره را نوشتم و در بازار قرار گرفت، برای دیدار والدینم به قم آمدم و یک نسخه از کتاب را به مرحوم شیخ عبدالرزاق دادم که هر روز قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه(ع) برای مردم سخنرانی می کرد. مرحوم پدرم (کربلایی محمدرضا) علاق زیادی به شیخ عبدالرزاق و صحبتهای او داشت و هر جا که او صحبت می کرد، پدرم نیز شرکت می کرد.

روزی پدرم وارد خانه شد و گفت: چه می شد اگر تو هم مثل این شیخ عبدالرزاق منبر می رفتی و مانند او از روی کتابی که امروز برای ما خواند، می خواندی؟ چندین نوبت نفسم مرا وادار کرد که به او بگویم: این کتاب را من نوشته ام؛ ولی سکوت اختیار کردم و به ایشان گفتم: دعا کنید تا من هم توفیق پیدا کنم که چنین کنم.[۱۰]

اینها نهایت اخلاص حاج شیخ را می رساند که نمی خوا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *