توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ضرورت آشنایی مادران و پدران با اصول فرزند پروری؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت آشنایی مادران و پدران با اصول فرزند پروری انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت آشنایی مادران و پدران با اصول فرزند پروری:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت آشنایی مادران و پدران با اصول فرزند پروری آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل ضرورت آشنایی مادران و پدران با اصول فرزند پروری با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت آشنایی مادران و پدران با اصول فرزند پروری از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت آشنایی مادران و پدران با اصول فرزند پروری، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ضرورت آشنایی مادران و پدران با اصول فرزند پروری :
چند سؤال:
– من چگونه پدری هستم؟
– من چگونه مادری هستم؟
– آیا من خود، به عنوان پدر یا مادر، الگویی شایسته هستم؟
– آیا من به عنوان پدر یا مادر، به فراهم کردن امکانات رشد و شکوفایی همه جانب توان های بالقو فرزندم توجه دارم؟
– آیا من به عنوان پدر یا مادر، توانسته ام به نیازهای همه جانب فرزندم پاسخ مناسب دهم؟
– آیا من به عنوان پدر یا مادر، می دانم فرزندم از من چه انتظارهایی دارد؟
– آیا من به عنوان پدر یا مادر، به قدر کافی با روان شناسی رشد و اصول فرزندپروری آشنایی دارم؟
– آیا من به عنوان پدر یا مادر، فرزندم را برای ورود به مدرسه و جامعه آماده و آگاه کرده ام؟
– آیا من به عنوان پدر یا مادر، با نقش ها و مسئولیت های خود آشنایی دارم؟
– آیا من به عنوان پدر یا مادر، هیچ گاه به ارزیابی رفتار خود پرداخته ام؟
– آیا من به عنوان پدر یا مادر، سعی می کنم در تربیت فرزند یا فرزندانم کورکورانه و تنها به روش گذشتگان توجه کنم؟ آیا همواره می گویم که پدر من این طور می گفت و این کار را می کرد یا مادر من این کار را می کرد و این گونه می گفت؟
– آیا من به عنوان پدر یا مادر، می دانم چرا آموزش خانواده، به عنوان یک راهبرد پیشگیرانه، ضرورت دارد؟
از کجا باید آغاز کرد؟
بی شک خانواده، نخستین، مهم ترین و اصلی ترین پرورشگاه و آموزشگاه فرد محسوب می شود و یکی از نهادهای آموزشی و پرورشی عمد جامعه است. بنابراین داشتن هرگونه انتظاری از کودکان و نوجوانان، بدون توجه به مسئولیت ها و نقش های خانواده، انتظاری عبث و بیهوده است. در تعلیم و تربیت فرزندان سؤال های مهم مطرح اند (مانند سؤال های مطرح شده) که هم ما پدران و مادران، معلمان و مربیان باید صمیمانه و صادقانه به آنها بیندیشیم و پاسخ مناسب بدهیم.
اساس یک جامع سالم را خانواده های سالم می سازند. هر فرد در خانواده ای به دنیا می آید، بزرگ می شود و تکامل می یابد. این خانواد سالم است که انسان سالم پرورش می دهد. خانواد سالم، خانواده ای است که به نیازهای همه جانب اعضای خود در گستر حیات توجه دارد و سعی می کند به انتظارها و نیازهای آنان به شیوه های درست پاسخ دهد. خانواد سالم، خانواده ای است که در اندیش پرورش انسان های رشید است و انسان های رشید، کسانی اند که به رشد همه جانبه نایل شده اند. بدیهی است برای نایل شدن به رشد همه جانبه به آموزش همه جانبه نیاز است.
بی دلیل نیست که اکثر روان شناسان، مشاوران و متخصصان تعلیم و تربیت در فرایند مطالع نابهنجاری های رفتاری و عاطفی کودکان، ریش رفتارهای نابهنجار را در گذشت فرد، یعنی در دوران کودکی و در بستر خانواده جست وجو می کنند. زمانی که با نابهنجاری های رفتاری و عاطفی، مانند لجبازی، شب ادراری، ناخن جویدن، پرخاشگری، دزدی و دروغ گویی کودکان روبه رو می شویم و قدم به قدم به عقب باز می گردیم و شرایط رشد کودک را، از بدو انعقاد نطفه ، دوران بارداری مادر و دوران شیرخوارگی تا زمان حاضر، مورد مطالعه قرار می دهیم، ملاحظه می کنیم این گونه رفتارها در اکثر موارد معلول اند، نه علت. بی شک علت ها را باید در درج نخست در خانواده و در ارتباط با مثلث مقدس پدر و مادر و فرزند و در قدم بعدی در مدرسه و در ارتباط با معلمان و مربیان و سپس در عرص جامعه مورد مطالعه و بررسی قرار داد.
کودکان پیش از ورود به دبستان، بر اثر آموزش و پرورش غیررسمی و با استفاده از قدرت یادگیری، تقلید و الگوبرداری، رفتارها و مهارت های گوناگون را در خانواده یاد می گیرند و به کار می بندند. از این رو، شایسته است پیش از ورود آنان به مدرسه ، رفتارها و مهارت های مورد نظر را با برنامه ریزی و از طریق آموزش و پرورش مناسب و سازمان یافته، به تدریج، آگاهانه و با شکیبایی به آنها آموخت . زیرا از نظر متخصصان آموزش و پرورش ، آموزش مادران و پدران در دور پیش از دبستان و ارتقای سطح آگاهی آنان، به عنوان یک راهبرد پیشگیرانه، همواره از اهمیتی خاص برخوردار است. آموزش خانواده ها از این فکر نشأت می گیرد که توانایی مادران و پدران در امر تعلیم و تربیت فرزندانشان در گرو دانایی آنان در زمین دانش روان شناسی و دانش های وابسته است. بخشی از دانش هایی که ضرورت دارد هر مادر یا پدری هر چه زودتر با آن آشنا شود، دانش مربوط به تعریف تعلیم و تربیت، هدف های تعلیم و تربیت، روان شناسی رشد و دانش مربوط به اصول فرزندپروری و شیو برقراری رابطه با فرزند در فرایند رشد است (به پژوه، ۱۳۹۱؛ ۱۳۹۲).
در مکتب مقدس اسلام، انتظارها، تکالیف، حقوق و وظایف انسان ها دو جانبه و به طور متقابل اند. اگر شوهر نسبت به زن حقوقی دارد، زن هم نسبت به شوهر حقوقی دارد. به همین ترتیب اگر والدین نسبت به فرزندان وظایفی دارند، فرزندان هم نسبت به والدین وظایفی دارند. بدین منوال معلم نسبت به شاگرد و شاگرد نسبت به معلم ، رهبری کنندگان نسبت به رهبری شوندگان و رهبری شوندگان نسبت به رهبری کنندگان دارای حقوق و انتظارهای متقابل اند که هر دو جانب باید آن ها را رعایت کنند.
مشکل یا مشکلات هنگامی آغاز می شود که انسان ها به این رابط دو جانبه یا متقابل توجه نمی کنند و فقط یک جانب به وظایف خود عمل می کند، انتظارهای خود را مطرح می نماید و اصرار می ورزد. برای مثال، در اکثر مواقع پدران و مادران به طور یک جانبه از فرزند یا فرزندان خود، انتظارهایی دارند و چنین اظهار می کنند: «ما از شما انتظار داریم این گونه رفتار کنید، ما از شما انتظار داریم این گونه باشید و مانند آن “. امّا کمتر می اندیشند که فرزند یا فرزندان آنان نیز از والدین انتظارهایی دارند که والدین باید مسئولانه، صمیمانه و صادقانه و به موقع به آنها پاسخ دهند. در غیراین صورت، یعنی عدم توجه و پاسخگویی به انتظارهای فرزندان، مسایل و مشکلات گوناگون، ناامنی ها و آشفتگی های روانی و عاطفی به وجود می آید.
بنابراین ضرورت آموزش خانواده ها، به خصوص در دور پیش از دبستان، به طور مضاعف احساس می شود. در برنام آموزش خانواده، توجه به نیازها و انتظارها و تأکید بر آموزش مهارت های اساسی به کودکان، توسط مادران و پدران و مربیان، جایگاه ویژه را به خود اختصاص داده است. از این رو، با قاطعیت باید گفت که نظام آموزش و پرورش هیچ گاه بدون آموزش خانواده ها و مشارکت خانواده ها موفق نخواهد شد. به بیان دیگر، آموزش خانواده، امری واجب است؛ زیرا خانواده هایی که فرزندی در دور پیش دبستانی دارند، بیشتر به حمایت های آموزشی ، اجتماعی و اقتصادی نیازمندند و باید بیشتر در برنامه ها و فعالیت های آموزشی، پرورشی و توان بخشی فرزندانشان مشارکت داده شوند.
در این بخش شایسته است اشاره شود که آموزش خانواده، مانند هر امر دیگر، نیاز به برنامه ریزی دارد و آموزش خانواده بدون برنامه ریزی و مشخص کردن هدف ها، روش ها و محتوا، تلاشی ناموفق و ناکامل خواهد بود. از این رو به مدرسان و برنامه ریزان آموزش خانواده توصیه می شود در وهل نخست به برنامه ریزی مبتنی بر نیازهای شرکت کنندگان یا نیازسنجی بپردازند (به پژوه، ۱۳۹۲؛ ۱۳۹۱).
باور ما این است که چنانچه پدران، مادران، معلمان و مربیان در گستر حیات و در چرخ رشد با وادی های شناخت آشنا شوند، به طور قطع در ایفای نقش ها و مسئولیت های خود بیش از پیش موفق و توانمند خواهند بود. به دیگر سخن: « توانا بود، هر که دانا بود.» البته باید مشخص شود کدام دانایی هاست که به انسان توانایی می بخشد. به نظر من، پنج وادی یا مجموع دانش است که ضرورت دارد هر پدر یا مادری آنها را کسب کند (رجوع کنید به به پژوه، ۱۳۹۱).
توجه به اصل علت و معلول
هم دانشمندان و متخصصان عالم بر این باورند که در جهان هستی، هیچ پدیده و رفتاری به طور تصادفی به وقوع نمی پیوندد و خود به خود رخ نمی دهد، بلکه مجموع عوامل است که دست به دست هم می دهند و پدیده یا رفتاری خاص را به وجود می آورند. نکت دیگر این است که آیا من در برخورد با پدید خاص، به آن به عنوان یک معلول نگاه می کنم یا به عنوان یک علت؟ این سؤالِ بسیار مهم است. در برخورد با نابهنجاری های گوناگون ملاحظه می شود که در اغلب موارد آن نابهنجاری ها، معلول اند، مانند نابهنجاری های عاطفی، رفتاری ، اخلاقی و اجتماعی . بنابراین علت ها کجاست؟ و در کجا باید این علت ها را جست وجو کرد؟! در مجموع عواملی که به عنوان علت ها دخالت دارند، جایگاه خانواده کجاست؟ آغازِ شدن انسان از کجاست؟ جز خانواده؟ نخستین و مهم ترین الگوها چه کسانی اند؟ همچنین در حدیثی به نقل از حضرت رسول (ص) سه بار تأکید شده است که به مادر احترام بگذارید، آیا بیانگر اهمیت نقش مادر و نیز اهمیت مسئولیت مادر، به لحاظ وجود روابط نزدیک و عاطفی میان مادر و فرزند نیست؟
از این رو، این گونه سؤال ها و سؤال های مشابه دیگر که در آغاز مقاله مطرح شد، به ما کمک می کند تا درست بیندیشیم و درست فکر کنیم و فرزندانمان را درست تربیت کنیم و تعلیم دهیم. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، فرزندان ما، در درج نخست، محصول خانواده اند. این خانواده است که ما را تربیت می کند؛ این خانواده است که کانون رشد و تعالی ماست؛ این خانواده است که شخصیت ما را شکل می دهد؛ این خانواده است که نیازهای ما را پاسخ می دهد؛ این خانواده است که ریشه ها را محکم و مصونیت ایجاد می کند. تحقیقات نشان می دهد که اکثر افراد معتاد از خانواده های بحرانی می آیند. به بیان دیگر اعتیاد، معلول است و علت های آن در درج اول در خانواده وجود دارد.
برای توضیح بیشتر اجازه فرمایید مثالی بزنم: فرض کنید در فضا و محیطی که شما قرار دارید، میکرب یا ویروس سرماخوردگی یا آنفلوآنزا وجود دارد، کدام بدن است که سرما می خورد؟ آن بدنی که آسیب پذیر است. تغذی نامناسب، خواب کم، خستگی بدنی، استرس، اضطراب یا ضعف های بدنی، عوامل روانی و جسمانی گوناگون بدن شما را آسیب پذیر می کند.
مثال دیگر: فرض کنید در مسیر دختری کسی پیدا شود که به او بگوید «عجب قد و بالایی! عجب مویی! » کدام دختر است که پایش می لغزد و فوری جذب این گونه محبت های کاذب می شود؟ آن دختری که از خانواد ناامن می آید و آن دختری که از خانواده ای می آید که به نیازهای روانی او توجه نشده است. شاید شما ماجرای جنایت سمیه و شاهرخ را، که چند سال پیش در تهران رخ داده بود، شنیده باشید (روزنام خبر، ۱۳۷۵). پدر در گفت و گویی پس از حادثه، اظهار کرده بود: « هر کاری از دستم برمی آمد برای او (سمیه) کردم. و از این بابت خیالم راحت است که سمیه در زندگی کاستی نداشته است! » منظور پدر احتمالاً امور مادی و نیازهای جسمانی سمیه بوده است، اما آیا پدر به نیازهای عاطفی دخترش هم توجه داشته است؟ به نیازهای روانی او چطور؟ آیا حضور فعال در خانه داشته است؟ احترام و محبت چطور؟ باهم صحبت کردن و باهم بودن و با هم به گردش رفتن چه؟ آیا فضای نیایش و معنویت در خانه و خانواده حکمفرما بوده است؟
مثالی دیگر: فرض کنید شما کنار جویباری ایستاده اید و می بینید که رگ قرمز رنگی در آب ایجاد شده است، اگر مدام آن رگ آلوده را پاک کنید، می بینید باز هم ادامه دارد. آدم عاقل قدم به قدم به عقب می رود و سعی می کند علت آلودگی را کشف و شناسایی کند. فرض کنید می بیند پارچ آلوده ای آنجا قرار دارد، آن پارچه را برمی دارد و می بیند که آب صاف شد. بنابراین، نابهنجاری های در برخورد با مسایل رفتاری و ناهنجاری های فردی و اجتماعی، باید سراغ ریشه ها و علت ها برویم و در اغلب موارد ریشه ها در خانواده است. فرایند علت شناسی از همسرگزینی، بدو انعقاد نطفه، دوران بارداری، شرایط وضع حمل و دوران کودکی شروع می شود و به زمان کنونی ختم می گردد . جای تعجب نیست که وقتی از سرگذشت بزرگان دین و دانش را مطالعه می کنیم، می بینیم مادران آنان خاطراتی از دوران بارداری و شیرخوارگی نقل می کنند که قابل تأمل است. برای مثال، مادر در دوران بارداری شرایط خاص داشته و به گونه ای خاص رفتار کرده است؛ مادر بدون وضو پستان به دهان بچه نگذاشته و در دوران شیرخوارگی او از آرامش و امنیت روانی برخوردار بوده است . گفتنی است که خانواد سالم، در مقایسه با خانواد ناسالم، آثار و پیامدهای متفاوت دارد که در مبحث بعدی مورد مطالعه قرار می گیرد.
مطالع خانواد سالم در مقایسه با خانواد ناسالم
انسان، موجودی تک بعدی نیست و در حالی که از یکپارچگی، وحدت و کلیت برخوردار است، ابعاد گوناگون دارد و هر بعد بر بعد دیگر اثر می گذارد. بنابراین ما به دنبال تعلیم و تربیت هم ابعاد وجودی انسانیم؛ انسانی که رشید باشد و به رشد همه جانبه برسد و هم ابعاد او رشد کند. در این ارتباط، داستان هایی از قبیل فیل مولوی یا تمثیل های دیگر، به ما کمک می کند که انسان را به صورت یک کلیت یکپارچه در نظر بگیریم و آثار خانواده بر فرایند رشد انسان را در هم ابعاد مورد بررسی قرار دهیم. برای مطالع آثار خانواده بر فرایند رشد، دو رهیافت عمده وجود دارد:
الف – مطالع خانواده های سالم که فرزندان سالم و صالح تربیت کرده اند یا می کنند.
ب – مطالع خانواده های ناسالم که فرزندان ناصالح تربیت کرده اند یا می کنند.
بدیهی است که ما از هر دو رهیافت درس می گیریم؛ هم از خانواده هایی که فرزند صالح تربیت کرده اند، مانند خاندان اهل بیت عصمت (صلوات الله علیهم اجمعین) و هم از خانواده هایی که فرزند ناصالح دارند. از خانواد سالم می توانیم درس بگیریم و الگو بر داری کنیم. از این رو، تصادفی نیست که فرزندی صالح و اهل می شود. گاهی مادر یا پدری به پدر یا مادری دیگر رو می کند و می گوید: “خانم یا آقا، خوش به حال شما که فرزندتان اهل است ” و بعد به شوخی می پرسد: “شما چه کار کرده اید؟ آیا از قرص یا آمپول خاص استفاده کرده اید، تا ما هم بدهیم فرزندمان اهل شود؟!” به طور قطع مجموع عوامل و مجموع مراقبت ها و آگاهی ها و شناخت هاست که موجب شده این فرزند صالح، سالم و اهل بشود.
در مقابل، فرزندی که نااهل و ناصالح شده و دچار نابهنجاری های عاطفی و رفتاری است (مانند: پرخاشگری ، لجبازی، شب ادراری، ناخن جویدن، بزهکاری، اعتیاد، خودکشی و میل های جنسی زودرس)، بر اثر وجود خانواد ناسالم و عوامل دیگر این گونه شده است. آیا می توان این قبیل نابهنجاری ها را به تصادف نسبت داد؟ آیا این گونه نابهنجاری ها یک شبه پدیده آمده است؟ در این موقعیت، زمانی که مشکل مورد نظر را قدم به قدم بررسی می کنیم، ملاحظه می شود که مشکل از یک خانواد ناسالم و بحرانی آغاز می شود. ما منکر تأثیر عوامل مدرسه و معلم و دبیر و کوچه و خیابان و محله و رسانه ها نیستیم، ولی می گوییم هم امور و رفتارها ریشه در خانواده دارد و از خانواده آغاز می شود؛ گرچه هم امور و رفتارها به خانواده ختم نمی شود. یک خانواد سالم و یک خان امن، موجب می شود یک انسان رشید و سالم تربیت شود. ما باید به سیر ائم معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) و روش پدران و مادرانی که موفق شده اند فرزندانی صالح تربیت کنند، توجه کنیم و رفتار آنان را الگو قرار دهیم. ما از یکدیگر یاد می گیریم و به یکدیگر یاد می دهیم. بررسی کنید یک مادر موفق یا یک پدر موفق چکار کرده است یا چگونه رفتار می کند؟ آیا با فرزندش رابط صمیمی داشته است یا دارد؟ آیا خود الگویی شایسته بوده است؟
از سوی دیگر، وقتی به اطراف خود نگاه می کنیم و می بینیم که دختر یا پسری نااهل شده و دچار نابهنجاری های رفتاری و عاطفی شده است، از خود سؤال می کنیم که چه عواملی دست به دست هم داده اند تا این وضعیت به وجود آید؟ البته توجه دارید که در مسایل انسانی یک عامل یا دو عامل موجب نمی شود پدیده ای رخ دهد، بلکه مجموعه ای از عوامل دخالت دارند و تأثیرگذارند. نظری سیستمی حاکم بر تفکر علوم انسانی، این حقیقت را به ما یادآور می شود که به پدیده های انسانی باید از تمام ابعاد بنگریم و به قول سعدی: ابر و باد و مه و خورشید و فلک و ده ها عامل دیگر دست به دست هم می دهند تا انسانی ساخته شود و این طور نیست که به سهولت بتوان فقط روی یک عامل خاص انگشت گذاشت. در این مسیر، صالح شدنِ انسان مرهون تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش اوست و هر پدر یا مادری، پس از شناخت چیستی و کیستی انسان، باید به تعلیم و تربیت فرزند یا فرزندان خود بیندیشد و اقدام کند.
تعلیم و تربیت چیست؟
یکی از وادی های شناخت، که ضرورت دارد هر پدر یا مادری وارد آن شود و به طور نسبی از آن بهر لازم را به دست آورد، توجه به جایگاه تعلیم و تربیت و کسب دانش لازم دربار تعریف تعلیم و تربیت است. به نظر نگارنده تعلیم و تربیت عبارت است از مجموع تلاش ها، فرصت ها، امکانات، اقدامات و برنامه ها، از بدو انعقاد نطفه تا واپسین دم حیات به طور رسمی و غیررسمی، به منظور رشد و شکوفاسازی توان های بالقو فرد به طور همه جانبه تا رسیدن به حداکثر ظرفیت ( کمال) (به پژوه، ۱۳۹۱). این تعریف، تعریف های ضمنی دیگری نیز به دنبال دارد: تعلیم و تربیت، یک تلاش و یک اقدام واحد نیست، مجموعه ای است از تلاش ها و فرصت ها. مجموع تلاش هایی است با برنامه، آگاهانه و عالمانه. تعلیم و تربیت، تلاشی کورکورانه و تصادفی نیست. تعلیم و تربیت، تلاشی از نوع آزمون و خطا نیست، یعنی این طور نیست که ما بتوانیم با آزمون و خطا به جایی برسیم . تعلیم و تربیت، مجموعه ای از اقدامات و تلاش های حساب شده و سنجیده است. تعلیم و تربیت، مستلزم نقشه و برنامه است. تعلیم و تربیت، علم است و فن است و هنر، که باید آن را کسب کرد؛ باید مطالعه کرد و با مطالعه بر دانایی های خود افزود. باید باور کرد «توانایی، در دانایی است ». در این ارتباط حکیم ابوالقاسم فردوسی به زیبایی فرموده است :
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
شایان ذکر است که حکیم ابوالقاسم فردوسی این سخنان ارزشمند و مهم را از قرآن مجید الهام گرفته است؛ آن جایی که خداوند می فرماید: بگو آیا کسانی که می دانند (اهل علم) و کسانی که نمی دانند (نادانان) یکسان اند؟ تنها خردمندان متذکر این موضوع اند (قل هَل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون، انّما یتذکر اولوا الالباب، سور الزمر، آی ۹). همچنین حکیم ناصر خسرو به بیان دیگری این موضوع را در شعر زیر مطرح کرده است:
درخت تو گر بار دانش بگیرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را
هدف های تعلیم و تربیت
هدف غایی تعلیم و تربیت، رشد و شکوفایی توان های بالقو فرد به طور همه جانبه است.
همان طور که در تعریف تعلیم و تربیت ذکر شد، ما به دنبال رشد و شکوفایی توان های بالقو فرد به طور همه جانبه هستیم؛ یعنی انسانی می خواهیم داشته باشیم که از تمام جهات جسمش، ذهنش، عقلش و عواطفش رشد یافته باشد. در آموزه های دینی، انسان رشید، کسی است که در تمام ابعاد رشد یافته باشد. برخی از پدران و مادران به نیازهای جسمانی به خوبی توجه می
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.