تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ضرورت تاریخ نگاری مستند مشروطه (واکاوی مشروطیت در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت تاریخ نگاری مستند مشروطه (واکاوی مشروطیت در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی) شامل 57 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت تاریخ نگاری مستند مشروطه (واکاوی مشروطیت در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت تاریخ نگاری مستند مشروطه (واکاوی مشروطیت در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ضرورت تاریخ نگاری مستند مشروطه (واکاوی مشروطیت در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ضرورت تاریخ نگاری مستند مشروطه (واکاوی مشروطیت در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ضرورت تاریخ نگاری مستند مشروطه (واکاوی مشروطیت در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی) :

بسم الله الرحمن الرحیم

اولا از آقایان خیلی متشکریم. هر دو مقوله، حقا و انصافا درخور توجه فکرهای نقاد محققان و صاحب نظران هست.

من در مقوله خود مسئله مشروطیت چند نکته در ذهنم هست که آنها را عرض می کنم. آقای نجفی درست گفتند که اگر ما چشم انداز گذشته را درست تشخیص بدهیم، برای ترسیم چشم انداز آینده، خیلی مؤثر خواهد بود؛ و اصلا معرفت و شناخت جریانها جز با این کار ممکن نیست. بنابراین، نگاهی بکنیم و ببینیم چه اتفاقی در مشروطیت افتاد. البته با دوستان در دو سال قبل هم که جلسه داشتیم، صحبتهایی در این زمینه ها شد و من، فی الجمله، در جریان تفکرات و اقدامات آقایان هستم که جهت گیری هایشان کاملادرست است، و منتها حالا آنچه که به ذهنم می رسد، عرض کنم:

انجمنهای پنهان

در مشروطیت، نقش علما نقشی نیست که قابل مقایسه با نقش دیگران باشد. درسالهای پیش از مشروطیت یعنی سالهای سلطنت مظفر الدین شاه، انجمنهای پنهانی تشکیل می شد و نشستهای گوناگونی بود که هم علما، هم غیر علما در آن بودند و آثار آنها در مشروطیت منعکس است؛ منتها آن چیزی که مشروطیت را به ثمر رساند، این انجمنها نبود؛ آن حضور مردمی ای بود که جز با فعالیت و تأثیر علما امکان پذیر نبود؛ یعنی اگر فتوای آخوند نبود، فتوای آشیخ عبد الله مازندرانی و امثال اینها نبود، اصلا امکان نداشت این حرکت در خارج تحقق پیدا کند. علاوه بر اینکه در همان کارهای دسته جمعی خواصی نه عوامی هم باز علما نقش غالب را داشته اند. شما نگاه کنید ببینید در همان وقتی که انجمنهای مشروطیت، یعنی انجمنهای بعد از فرمان، تشکیل شد، مؤثرترین آدمها در مهم ترین مراکز کشور، علمایند. انجمن تبریز را ببینید، انجمن مشهد را ببینید، انجمن رشت را ببینید، اینها جاهای حساسند که عناصر اصلی و مؤثرشان، علما هستند. بنابراین، نقش روحانیت در مشروطیت، اولا نقشی نیست که قابل انکار باشد، ثانیا قابل مقایسه باشد با نقش دیگرانی که بودند، روشنفکرها و در مرحله بعد بعضی از صاحبان قدرت و متنفذان دولتی.

وجه ضد سلطه

وقتی به علما نگاه می کنیم، می بینیم سابقه فعالیت علما خیلی بیش از دوره مشروطیت است. شاخصه آن فعالیتهای قبلی، «ضد بیگانه بودن» بود. اصلا وجه ضد استبدادی در فعالیتهای علما، یک وجه منطوی در جنبه ضد بیگانه بود. مثلا فتوای مرحوم میرزای شیرازی، اقدام مرحوم ملا علی کنی در قضیه رویتر و از این قبیل، قبل از آنها، در قضایای مبارزه با روسها، اصل حرکت مرحوم آخوند در جهت تهدید روسها برای اشغال ایران، و بقیه این کارهایی که شما می بینید، وجه غالب و اصلی بوده است و البته در مسئله مشروطیت، وجه ضد استبدادی هم در حرکت علما واضح و روشن شد که حال عرض می کنم که چگونه این شکل گرفت.

مبدأ استبداد

ما از این مقدمه چه نتیجه ای می گیریم؟ نتیجه این است که اگر کسی وجه ضد سلطه بیگانه را در حرکت مشروطه ندیده بگیرد، مثل این است که ماهیت و هویت این حرکت را ندیده گرفته خود این، می تواند برای ما تفسیر و تحلیل کند. دعواهایی را که علمای داخل در مشروطه با غیر خودشان داشته اند؛ در درجه اول، مرحوم شیخ فضل الله و کسانی از قبیل ایشان، در درجه بعد، مرحوم سید عبد الله بهبهانی و مرحوم سید محمدطباطبایی و بقیه کسانی که باز از علما بودند و بعد، از مشروطه برگشتند. در نتیجه، مسئله ضد سلطه بیگانه را باید حتما در نظر گرفت.

من حالا یک نگاهی می کنم به حرکت مشروطیت، یعنی از سال ۱۲۸۵ شمسی تا ۱۲۹۹، ۱۴ سال است. آقای حداد فرمودند: ۱۹ سال؛ به لحاظ سلطنت رضاشاه. درحالی که آن را اصلا به حساب نیاورید. حکومت رضاشاه از سلطنتش که شروع نشد، از کودتای ۱۲۹۹ شروع شد؛ اصلا استبداد از آن وقت شروع شد و آن استبداد قاهر رضاخانی سردار سپه بود که توانست سلطنت را مثل یک میوه رسیده ای بگذارد دردامن او، و الاّ امکان نداشت. پس مبدأ استبداد دوم را، سال ۱۲۹۹ بگذارید.

نقطه شرو تهاجم انگلیس

حرکت انگلیسها که فعال ما یشاء در قضیه مشروطیت و مابعد مشروطیت بودند، درچه دوره ای از تاریخ غرب و تاریخ انگلیس واقع می شود؟ شروعش از وقتی است که غربیها و اروپاییها در اوج نشاط تمدن و پیشرفت علمی و سیاسی اند؛ یعنی یک حرکت پرنشاط امیدوار مهاجمی به همه دنیا دارند، که شما ببینید دوران استعمار در اینجا به اوجرسیده؛ یعنی همه جا، در واقع همه جای مناطق زرخیز عالم، تحت استعمار است و یکی از جاهایی که باید تحت استعمار قرار بگیرد این منطقه نفت خیز است، که نقش نفت تازه و به مرور برای غربیها واضح می شود و شاید در آن روز مهم تر از نفت برای آنها مسئله ایجاد یک حائلی برای هندوستان بود، چون هندوستان برای انگلیسها خیلی مهم بود و مناطق ایران وعراق حائلی بودند که نگذارند روس تزاری به هندوستان دست پیدا کد. بنابراین، ایران یکی از آماجها و اهداف حتمی انگلیسهاست.

توطئه حذف ارکان

در آن ۱۴ سال اینها چه کار کردند؟ اول، فرصت طلبی کردند و تا این حرکت و درواقع مطالبه عدالتخواهان مشروطیت را در ایران حس کردند. عوامل شان اینجا بودند و ازنزدیک می دیدند. خیلی ماهرانه روی این حرکت دست گذاشتند و آن را در اختیار گرفتند. جزو اولین کارهایی هم که کردند، این بود که ارکان اصلی جنبه دیگر این حرکت را که جنبه دینی و ملی باشد، از صحنه حذف کردند، بعد هم با استفاده از هرج و مرجیکه در ایران به وجود آمد. می توان احتمال دارد که خیلی از این موارد هرج و مرج(حوادث آذربایجان، حوادث شمال غربی کشور و مسئله ارومیه) با تحریک خود اینها بوده، که قرائنی هم دارد. اتفاقا «کسروی» حوادث شمال غربی کشور و مناطق آذربایجان غربی فعلی را خیلی خوب تشریح می کند و انسان می بیند چه اتفاقی آنجا افتاده. زمینه را برای یک حکومت استبدادی مطلق، یعنی همان چیزی که مشروطه ضد او آمده بود، فراهم کردند و بعد هم در ۱۲۹۹ این مستبد را آوردند سرکار؛ یعنی ۱۴ سال طول می کشد تا جامعه استبدادی ای را که به وسیله نهضت ملی و اسلامی مردم داشت مضمحل می شد، با مقدماتی که خودشان انجام دادند، به یک جامعه استبدادی غیر قابل اضمحلال تبدیل کنند.

قدرت جدید

در این اثنا، جنگ جهانی اول هم اتفاق می افتد که با پیروزی جبهه ای که انگلیسها در آن هستند، به انگلیسها یک قدرت جدیدی می دهد و اینها می توانند آزادانه هر کاری بکنند. می دانید که اینها در همین سالها عراق را هم فتح کردند؛ یعنی مابین سالهای ۱۹۱۴ و ۱۹۲۰؛ در واقع ۱۳۳۳ قمری تا ۱۳۳۸ قمری، اینها درباره عراق یک سلسله اقداماتی را شروع کردند که انسان می فهمد که این اقدامات، اولا با پشتگرمی اینها به پیروزی در جنگ بوده، ثانیا به دلیل تسلط بر ایران بوده است. اینها در ۱۹۲۰ توانستند عراق را قبضه کنند که «ثوره العشرین» انقلاب ۱۹۲۰ عراقیها کاملا سرکوب شد و اینها حکومت را به وجود آوردند. در همان سال ۱۲۹۹ یعنی تقریبا در یک سال؛ حالا شاید ازلحاظ ماههای میلادی یک سال این ور و آن ور باشد. رضاخان سرکار آمده؛ و در ۱۹۲۰ یا ۲۱ هم ملک فیصل اول در عراق سرکار آمده و پادشاهی کاملا در مشت انگلیسها بوده و به وسیله خود آنها در آنجا به وجود آمده؛ یعنی یک حرکت کاملا حساب شده دقیق خوبی را انگلیسیها انجام دادند.

حقیقت صحنه

من البته نمی خواهم از اهمیت مشروطه که آقایان فرمودند در تاریخ کشورمان، که درست است، صرف نظر کنم، این چیز خیلی مهمی است و قابل انکار نیست؛ مثل خیلی از کارهایی که دشمنان یک ملتی کرده اند، اما آن کار به مرور تبدیل شده به چیزی که به نفع آن ملت است. حالا مشروطه را که خود ملت ما شروع کرد، او استفاده کرد! اما مثلافرض کنید که حزب کنگره هند را انگلیسها به وجود آوردند، ولی استقلال هند به وسیله حزب کنگره انجام گرفت! یعنی خود این به مرور زمان تبدیل شد به پایگاهی علیه انگلیسها. این ممکن است و ایرادی ندارد. بنابراین، شما به مشروطه افتخار بکنید و مشروطه را جزو نقاط عطف تاریخ ایران بدانید؛ اما حقیقت صحنه، آنچه در خارج واقع شد این است.

حالا ما ببینیم نهضت علما چه بود. به نظر من روی آن خیلی کار نشده و یکی از نقاطی که حتما باید رویش تکیه بشود، این است که نهضت علما چه بود؟

فراتر از درخواست اخلاقی

نکته اول این است که شعار علما، «عدالتخواهی» بود. به طور مشخص آنچه که می خواستند «عدالتخانه» بود. این، یک توقع اخلاقی نبود؛ چون خواست عدالت چیزی نبود که این هم سروصدا بخواهد. اگر یک درخواست و توصیه اخلاقی بود، این چیزی است که همیشه بوده و همیشه علما و بزرگان، مردم را به عدلت یا حکام را به عدالت تشویق می کردند؛ اما این جنجالی که به وجود آمد و آن تحصنها، آن ایستادگیها و بعد مقابله هایی که با دستگاه استبداد شد و فداکاریهایی که انجام گرفت، فقط یک درخواست اخلاقی محض نبود، بلکه آنها چیز دیگری را که فراتر از یک درخواست اخلاقی بود، می خواستند.

انفجار غده

نکته دوم اینکه آن عدال

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *