توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلمات امام جواد و امام هادی علیه السلام؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلمات امام جواد و امام هادی علیه السلام با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلمات امام جواد و امام هادی علیه السلام:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلمات امام جواد و امام هادی علیه السلام به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلمات امام جواد و امام هادی علیه السلام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلمات امام جواد و امام هادی علیه السلام تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طرح اندیشه مهدویت در کلمات امام جواد و امام هادی علیه السلام :
محورهای بحث مهدویت در سخنان امام جواد (ع)
در روایات بجای مانده از حضرت جواد (ع) بحثی پیرامون برخی محورها در اندیشه مهدویت نمی توان یافت که مهم ترین آن ها عبارت است از جنگ های آن حضرت تا شکل گیری حکومت جهانی، حکومت حجت خدا پس از ظهور و همچنین وقایع پس از رحلت امام عصر (ع).
۱- تولد، نام و نسب، خصوصیات
در برخی سخنان امام جواد همانند ائمه پیشین تصریح به نام تمامی ائمه اطهار به جز حضرت حجت دیده می شود. [۱] در یکی از این روایات اخیر به نام امام هادی (ع) _ علی _ تصریح شده و از امام عسکری (ع) و حضرت حجت (ع) با تعبیر دو فرزند علی _ حضرت هادی (ع) _ یاد گردیده است. از اشاره ای که به دور حیرت پس از دو امام شده می توان دریافت که منظور همان حیرتی است که پس از امام عسکری (ع) حضرت حجت (ع) شکل گرفت. در روایتی مشابه، اسم حضرت عسکری ذکر شده و از فرزندش نیز با عنوان الْقَائِمَ بِالْحَقِّ الْمُنْتَظَرَ یاد گردیده است. [۲] در روایت سوم، پس از نام بردن از امام هادی (ع) از ظهور چراغی پس از او و سپس پنهان شدن آن، خبر داده شده است. [۳]
دو روایت نخست در زمره روایاتی قرار می گیرد که با وجود معرفی امامان شیعه از تصریح به نام حضرت حجت خودداری کرده اند و از شناسایی و اشتهار آن حضرت کاسته اند. البته تعبیر «دو فرزند علی» با تقی بیشتری همراه است؛ زیرا در آن از فرزند و نو امام هادی (ع) به عنوان دو فرزند او یاد شده است. البته این تعبیر در زبان عربی برای اشاره به فرزند و نوه متعارف بوده و منافاتی با روایات دیگر ندارد.
روایت سوم نیز از مضمونی ظریف و پیچیده برخوردار است؛ زیرا پس از نام بردن از حضرت هادی ( از آشکار شدن چراغی و سپس مخفی شدن آن سخن گفته است. در این بیان، از فاصله میان دوره امامت حضرت هادی (ع) تا پنهان شدن چراغ هدایت _ غیبت _ با تعبیر «ظهور چراغی و پنهان شدن آن» یاد شده است که حکایت از دوره کوتاهی دارد که امامت ادامه یافته و پس از آن غیبت آغاز می شود. امام جواد (ع) در این بیان نیز اگرچه جایگاه امام و معنای غیبت را روشن کرده است، ولی به نظر می رسد تلاش دارد از هر گونه تصریحی به نام حضرت عسکری (ع) و فرزندش خودداری کند.
شکل دیگر معرفی حضرت حجت از سوی امام جواد (ع) اشاره به فاصل است که میان این دو امام از جهت نسل و طبقه وجود دارد. در مقالات پیشین به این نکته اشاره شد که تعابیری مانند «الثالث من ولدی» راه را بر هرگونه ادعا مهدویت حتی از سوی بستگان امام می بست و بطلان ادعای کسانی چون جعفر کذاب را روشن می کرد. همچنین دلیلی بود محکم، بر وجود فرزندی برای امام عسکری (ع)؛ همان فرزندی که وعده به قیامش داده و غلب حق را بر ظهورش منوط کرده بودند؛ همان که در زمان غیبتش باید به انتظار ظهورش بود و به هنگام ظهور به اطاعتش کمر بست. [۴]
معضل دیگری که از سوی ائمه مورد توجه قرار گرفت، سن کم امام زمان(ع) به هنگام تصدی منصب امامت بود. اشاره به این نکته در کلمات به جای مانده از امام جواد (ع) بیشتر دیده می شود. در برخی روایات حضرت جواد تصدی منصب امامت در کمتر از هفت سالگی ممکن است[۵] و در روایتی دیگر تصدی این منصب را در سن پنج سالگی نیز ممکن شمرده است. [۶]
تناسبی که ناخودآگاه در ذهن ما میان سن و سال فرد و جایگاه علمی و اجتماعی او برقرار می شود، پذیرش امامت یک کودک را دشوار می کند. این پدیده در میان اولیای پیشین پروردگار کم سابقه نبوده که به نمونه های مشهوری مانند عیسی بن مریم و یحیی بن زکریا(ع) در قرآن اشاره شده است. [۷] اما چنین سابقه ای در میان امامان شیعه وجود نداشت و پذیرش آن در میان خواص و عوام شیعه به سادگی انجام نشد. مهم ترین گام در حل این معضل با امامت حضرت جواد (ع) در سن نه سالگی برداشته شد. مروری بر روایات وارده نشان می دهد که پذیرش امامت آن حضرت با وجود نداشتن برادر با دشواری زیادی همراه بود. حتی در برخی روایات از برخوردهای تند میان علمای مشهور شیعه در این خصوص خبر داده شده است. [۸]
تصور شیعیان از امام معصوم برگرفته از ویژگی های مشهود ائمه پیشین بود که وقاری بزرگسالانه را در خود نهفته داشت. پاسخ های عمیق امام جواد به پرسش های علمای شیعه، برخوردهای حکیمانه آن حضرت، وصیت آشکار امام رضا به ایشان و نبودن فرزندی دیگر برای امام، هم تردیدها را در خصوص امامت حضرت جواد از میان برد و نگاه شیعه به امام را نیز دچار تحولی جدی کرد. شیعه امامت کسی را پذیرفته بود که ظاهر و اندامی کودکانه داشت؛ کسی که گاه به هنگام شلوغی مطاف بر دوش خادم پدر طواف می کرد (اربلی، ۱۳۸۱: ج۲، ۳۶۲). همین ذهنیت بود که باعث می شد که برخی شیعیان به عنوان تحفه برایش اسباب بازی های کودکانه بیاورند (طبری، ۱۴۱۳: ۴۰۲). امامت امام جواد (ع) ذهنیت شیعیان را در خصوص امامت دچار تغییری جدی کرد و تصور شیعه از امامان را از «علمای ابرار» فراتر برد و به جایگاه «برگزیدگان پروردگار» ارتقا داد؛ برگزیدگانی که توانمندی هایشان ریشه در اصطفاء و برگزیدگی از سوی خدا داشت و از جنسی دیگر بود.
این تغییر ذهنیت موجب شد تا امامت حضرت هادی (ع) نیز در هفت سالگی پذیرفته شود و وسوسه ها و ادعاها اثرگذار نشود. ولی با این همه، در برخی روایات از حضرت جواد (ع) این پرسش شده که آیا ممکن است در سن طفولیت نیز کسی به مقام امامت برسد؛ سنی که حتی برای تعلیم و تعلّم مناسب نیست؛ دوران کودکی و بازی یعنی پیش از هفت سالگی. پاسخ امام نه تنها به پرسش راوی است، بلکه به امکان امامت در سنی اشاره می شود که مصداق آن را شیعیان بعدها در امامت حضرت حجت (ع) شاهد خواهند بود. این بیانات جایی برای تردید در امامت حضرت هادی (ع) در هفت سالگی و حضرت حجت در پنج سالگی باقی نمی گذاشت.
۲- غیبت
طولانی شدن غیبت مسئله ای بود که باید شیعیان برای تحمّل آن آمادگی لازم را می یافتند تا تردیدها و وسوسه ها بر آنان کارگر نشود. امام جواد (ع) از برخی القاب حضرت حجت تفسیری به دست داد که با توجه به نزدیک شدن عصر غیبت، ذهنیت شیعیان را برای روبه رو شدن عصر طولانی غیبت آماده می کرد. این تفسیر در خصوص دو لقب از مشهورترین القاب حضرت حجت یعنی قائم و منتظر بود.
حَدَّثَنَا الصَّقْرُ بْنُ أَبِی دُلَفَ قَالَ سَمِعْتُ أَبا جعْفَرٍ محَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ الرِّضَا( یَقُولُ إِنَّ الْإِمَامَ بعْدِی ابنِی علِیٌ أَمرُهُ أَمرِی وَ قوْلُهُ قَوْلِی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی وَ الْإِمَامُ بَعْدَهُ ابْنُهُ الْحَسَنُ أَمْرُهُ أَمْرُ أَبِیهِ وَ قَوْلُهُ قَوْلُ أَبِیهِ وَ طَاعَتُهُ طَاعَهُ أَبِیهِ ثُمَّ سَکَتَ فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْإِمَامُ بَعْدَ الْحسَنِ فَبَکَی( بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ قَالَ إِنَّ مِنْ بَعْدِ الْحَسَنِ ابْنَهُ الْقَائِمَ بِالْحَقِّ الْمُنْتَظَرَ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّیَ الْقَائِمَ قَالَ لِأَنَّهُ یَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِکْرِهِ وَ ارْتِدَادِ أَکثَرِ الْقائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ فَقُلْتُ لَهُ وَ لِمَ سُمِّیَ الْمُنْتَظَرَ قَالَ لِأَنَّ لَهُ غَیْبَهً یَکْثُرُ أَیَّامُهَا وَ یَطُولُ أَمَدُهَا فَیَنْتَظِرُ خُرُوجَهُ الْمُخْلِصُونَ وَ یُنْکِرُهُ الْمُرْتَابُونَ وَ یَسْتَهْزِئُ بِذِکْرِهِ الْجَاحِدُونَ وَ یَکْذِبُ فِیهَا الْوَقَّاتُونَ وَ یَهْلِکُ فِیهَا الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ ینْجُو فیهَا الْمُسْلِمُونَ؛ (صدوق، ۱۳۹۵: ج۲، ۳۷۸)
صقر بن ابی دلف پس از آن که از حضرت جواد (ع) می شنود که دو امام پس او کیست. از نام امام بعد یعنی امام دوازدهم سؤال می کند و امام پس ازآن که سخت می گرید، از فرزند حسن با القاب قائم بالحق و المنتظر یاد می کند. صقر می پرسد که چرا او را قائم نامیده اند و حضرت پاسخ می دهد که چون او پس ازآن به پا می خیزد که یادش ازمیان رفته و بیشتر معتقدان به امامتش دچار تردید شده اند. صقر باز می پرسد که چرا او را منتظَر نامیده اند و امام از غیبت او می گوید که روزهایش بسیار و زمانش طولانی خواهد بود و همین است که مخلصان در انتظار خروجش می نشینند و اهل تردید به انکارش می پردازند و منکران یاد او را به سخره می گیرند و وقت گذاران در غیبت دروغ می گویند و شتاب زدگان در آن به هلاک می افتند و تسلیم شدگان در آن نجات می یابند.
امام جواد (ع) آیند پیشاروی شیعه را به تصویر کشیده و گروه های گرفتار را نشان می دهد و تنها راه را پاک شدن از آلودگی های درون _ اخلاص _ می داند تا تردید، انکار، تکیه بر اوهام و اغراض و شتاب زدگی زمین لغزش را فراهم نکند. آن چه در این معرکه نجات بخش است تسلیم در برابر حق و امر حق است.
در روایتی دیگر، امام از روزهایی خبر می دهد که شیعیان دچار تحیّر شده و از شناخت امام خویش محروم می مانند؛ روزهایی پس از رحلت امام عسکری (ع) که شیعیان امام خود را نشناخته و تکلیف خود را نمی دانند. روزهایی که برای آن ها که نزدیک تر و آگاه ترند، کوتاه خواهد بود _ شش روز _ و برای دیگران به اندازه سهمشان از نزدیکی و آگاهی بیشتر طول خواهد کشید _ شش ماه، شش سال یا شصت سال. اما این ناآگاهی دائمی نیست _ به هفت و هفتاد که علامت دوام است نمی رسد _ و پایانی خواهد داشت.
«عن محمّد بن الفضیل عن أبی جعفر علیه السّلام قال ستبقون سته من دهرکم لا تعرفون إمامکم، قلت: و کم السته جعلت فداک؟ قال: سته أیام أو سته أشهر، أو ست سنین أو ستون سنه؛ (حر عاملی، ۱۴۲۵: ج۵، ۲۰۴)
از محمد بن فضیل از امام جواد (ع) نقل شده است که فرمود: بزودی شش از روزگارتان در حالی باقی می مانید که امامتان را نمی شناسید. پرسیدم فدایت شوم، شش چه اندازه است؟ فرمود شش روز، یا شش ماه، یا شش سال یا شصت سال».
در توصیف عصر غیبت از امام جواد (ع) سخنان دیگری نیز نقل شده که ممکن است به غیبت صغرای امام زمان( ناظر باشد: عَنْ أُمَیَّهَ بْنِ عَلِیٍّ الْقَیْسِیِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بنِ علِیٍّ الرِّضَا( مَنِ الْخَلَفُ بَعْدَکَ فَقَالَ ابْنِی عَلِیٌ وَ ابنا علی ثُمَّ أَطْرَقَ مَلِیّاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّهَا سَتَکُونُ حَیْرَهٌ قُلْتُ فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ فَإِلَی أَیْنَ فَسَکَتَ ثُمَّ قالَ لَا أَینَ حَتَّی قَالَهَا ثَلَاثاً فَأَعَدْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ إِلَی الْمَدِینَهِ فَقُلْتُ أَیُّ الْمُدُنِ فَقَالَ مَدِینَتُنَا هَذِهِ وَ هَلْ مَدِینَهٌ غَیْرُهَا. (نعمانی، ۱۳۹۷: ۱۸۵؛ خزاز رازی، ۱۴۰۱: ۲۸۴ و با سندی دیگر: مسعودی۱۴۲۶: ۲۲۹) امام جواد (ع) پس از معرفی سه امام بعد از خود، از حیرتی خبر می دهد که به زودی رخ خواهد داد. تحیر جامعه شیعی پس از رحلت امام عسکری (ع) آغاز شد که ریشه در پنهان بودن حضرت حجت (ع) از آغاز امامت داشت. امام در پاسخ به راوی که از محل رجوع برای رفع حیرت می پرسد، ابتدا سؤال او را اصلاح کرده و از نبودن جایی برای رجوع _ غیبت _ خبر می دهد و با اصرار راوی بر پرسش خویش، او را به مدینه ارجاع می دهد.
برخی از این سخن نتیجه گرفته اند که محل زندگی حضرت حجت (ع) در زمان غیبت در شهر مدینه است (مجلسی، ۱۴۰۳: ج۵۱، ۱۵۷ )، ولی سؤال راوی از محل زندگی امام زمان نیست، بلکه از جایی می پرسد که با رجوع به آن حیرت خویش را مداوا کند _ فَإِذَا کَانَ ذَلِک فإِلَی أَینَ. روشن است که به طور طبیعی، راوی پس از حدوث غیبت به امام عصر (ع) دسترسی نخواهد داشت و دانستن محل زندگی او در عصر غیبت پاسخی به پرسش او نیست. شاید این توضیح مناسب تر باشد که شهر مدینه محل زندگی خاندان امامان شیعه است و دانشمندان و شیعیان این خاندان در آن حضور دارند و با رجوع به آن شهر در عصر غیبت صغرا می توان راه نجات و وظیفه خویش را یافت و از حیرت ها به درآمد. هر چند جای این پرسش باقی است که آیا شهرهایی مانند قم یا کوفه که محل تجمع شیعیان و عالمان ایشان بوده برای رفع حیرت مناسب تر نبوده اند.
مشابه این تصویر از جامعه شیعه در اوائل عصر غیبت را از روایت دیگر حضرت جواد (ع) نیز می توان دریافت. امام در این نقل، پس از معرفی امام هادی (ع)، از آینده خبر می دهد: إِذَا مَاتَ ابْنِی عَلِیٌّ بَدَا سِرَاجٌ بَعْدَهُ ثُمَّ خَفِیَ فَوَیْلٌ لِلْمُرْتَابِ وَ طوبَی لِلْغرِیبِ الْفارِّ بِدِینِهِ ثُمَّ یَکُونُ بَعْدَ ذَلِکَ أَحْدَاثٌ تَشِیبُ فِیهَا النَّوَاصِی وَ یَسِیرُ الصُّمُّ الصِّلَابُ. (نعمانی، ۱۳۹۷: ۱۸۶)امام پس از خبر دادن از مرگ فرزندش علی، از آشکار شدن چراغی و پس از آن از پنهان شدن آن چراغ خبر می دهد و می فرماید: «پس وای بر آن که گرفتار تردید است و خوشا به حال آن که غریب می ماند با دین خویش می گریزد. پس از آن رخدادهایی خواهد بود که در آن گرد پیری بر پیشانی ها نشسته و کوه های سخت از جای کنده می شود». به بیان دیگر، آن هنگام که شیعیان از نور حضور امام محروم شده، گرفتار تاریکی شوند، یا تردیدها گرفتارشان می کند و در تاریکی ها می مانند و یا با درک غربت خویش با دینشان همراه شده و با تکیه بر آموزه های آن، از این تاریکی و تردیدها می گریزند. با محرومیت از حضور امام باید منتظر آسیب حادثه ها بود؛ حادثه هایی که نشاط و حرکت را از چهره جامعه می زداید و کوه های سخت را نیز به حرکت درمی آورد.
۳- دوران نزدیک به ظهور
یکی از مفصل ترین روایات نقل شده از حضرت جواد (ع) از طریق عبدالعظیم حسنی است. بیشتر این روایت درباره عصر غیبت و دوران نزدیک به ظهور است، گرچه در مورد سایر آموزه های مهدوی نیز نکات و اشاراتی می توان یافت: فَقَالَ لِی یَا أَبا الْقاسِمِ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِیُّ الَّذِی یجِبُ أَنْ یُنْتَظَرَ فِی غیْبَتِهِ وَ یطَاعَ فِی ظُهُورِهِ وَ هُوَ الثَّالِثُ منْ وُلْدِی وَ الَّذِی بعَثَ مُحَمَّداً( بِالنُّبُوَّهِ وَ خَصَّنَا بِالْإِمَامَهِ إِنَّهُ لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّه ذَلِک الْیَوْمَ حَتَّی یَخْرُجَ فِیهِ فیَمْلَأَ الْأَرْض قسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا ملِئَتْ جوْراً وَ ظُلْماً وَ إِنَّ اللَّهَ تبَارَکَ وَ تعَالَی لَیُصْلِحُ لَهُ أَمْرَهُ فِی لَیْلَهٍ کَمَا أَصْلَحَ أَمْرَ کَلِیمِهِ مُوسَی( إِذْ ذَهَبَ لِیَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ ناراً فرَجَعَ وَ هُوَ رَسُولٌ نَبِیٌّ ثُمَّ قَالَ( أَفضَلُ أَعمَالِ شِیعَتِنَا انتِظَارُ الْفرَجِ؛ (صدوق، ۱۳۹۵: ج۲، ۳۷۷)
فرمود: ای ابوالقاسم! قائم ما همان مهدی است کسی که باید در غیبتش او را انتظار کشند و در ظهورش او را فرمان برند و او سومین از فرزندان من است و سوگند به کسی که محمد (ع) را به نبوّت مبعوث کرد و ما را به امامت مخصوص گردانید اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند آن روز را طولانی گرداند تا [مهدی] در آن قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید همچنان که آکنده از ظلم و جور شده بود و خدای تعالی امر او را در یک شب اصلاح فرماید چنان که امر موسی کلیم اللَّه( را اصلاح فرمود؛ هنگامی که رفت تا برای خانواده اش شعله ای آتش بیاورد و برگشت درحالی که رسول و پیامبر بود. سپس فرمود: برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.
در نقلی دیگر عبدالعظیم حسنی نکات بیشتری را از امام جواد (ع) در این زمینه نقل کرده است: عنه أیضا قال: قلت لمحمد بن علیّ (ع): إنّی لأرجو أن تکون القائم من أهل بیت محمد الذی یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما. فقال: یا أبا القاسم، ما منّا إلّا قائم بأمر اللّه و هاد إلی دین اللّه، و لکنّ القائم منّا هو الذی یطهّر اللّه عزّ و جل الأرض به من أهل الکفر و الجحود، و یملأها عدلا و قسطا، هو الذی تخفی علی الناس ولادته، و یغیب عنهم شخصه، و یحرم علیهم تسمیته. و هو سمیّ رسول اللّه( و کنیّه، و هو الذی تطوی له الأرض، و یذلّ له کلّ صعب. یجتمع إلیه من أصحابه عدد أهل بدر ثلاثمائه و ثلاثه عشر رجلا من أقاصی الأرض، و هو قول اللّه عزّ و جل: أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ فإذا اجتمعت له هذه العدّه من أهل الإخلاص أظهر أمره، و إذا کمل له العقد و هو عشره آلاف رجل خرج بإذن اللّه عزّ و جل، فلا یزال یقتل أعداء اللّه حتّی یرضی اللّه تبارک و تعالی. قال عبد العظیم: فقلت له: یا سیّدی، و کیف یعلم أنّ اللّه قد رضی؟ قال: یلقی فی قلبه الرحمه، فإذا دخل المدینه أخرج اللات و العزّی فأحرقهما؛ (طبرسی، ۱۴۱۷: ج۲، ۲۴۳؛ طبرسی، ۱۴۰۳: ج۲، ۴۴۹)؛ [۹]
عبدالعظیم حسنی گوید: به امام جواد (ع) گفتم: امیدوارم شما قائم اهل بیت محمّد (ع) باشید کسی که زمین را پر از عدل و داد نماید همچنان که آکنده از ظلم و جور شده است. فرمود: ای أبو القاسم! هیچ یک از ما نیست جز آن که قائم به امر خدای تعالی و هادی به دین الهی است، امّا قائم از میان ما کسی است که خدای تعالی به توسّط او زمین را از اهل کفر و انکار پاک سازد و آن را پر از عدل و داد نماید؛ کسی که ولادتش بر مردم پوشیده و شخصش از ایشان نهان و بردن نامش حرام است، و او همنام و هم کنیه رسول خدا(ص) است و او کسی است که زمین برایش در پیچیده شود و هر دشواری برایش هموار گردد و از اصحابش سیصد و سیزده تن به تعداد اصحاب بدر از دورترین نقاط زمین به گرد او فراهم آیند و این همان قول خدای تعالی است که فرمود: (أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ) و چون این تعداد از اهل اخلاص به گرد او فراهم آیند خدای تعالی امرش را ظاهر سازد و چون عقد، که عبارت از ده هزار مرد باشد، کامل شد به اذن خدای تعالی قیام کند و دشمنان خدا را بی انقطاع بکشد تا زمانی که خدای تعالی خشنود گردد. عبد العظیم گفت: ای سرورم چگونه در می یابد که خدای تعالی خشنود گردیده است؟ فرمود: در قلبش رحمت می افکند و چون به مدینه درآید، لات و عزّی را بیرون کشیده و آن دو را بسوزاند.
این کلام حضرت جواد (ع) دربرگیرنده مهم ترین آموزه های مهدوی است؛ ویژگی های حضرت مهدی( و چگونگی قیام و پیروزی او. به نظر می رسد بیشتر به نکاتی اشاره شده است که عبدالعظیم حسنی، با توجه به سخنانش در آغاز نقل دوم، چندان از آن مطلع نبوده است. در سخنان امام جواد (ع) نیز همانند سخنان پدرانش، ادعیه خاصی دیده می شود که به بحث مهدویت ارتباط دارد. این روایات دربر گیرنده درخواست های زیر هستند (ابن طاوس، ۱۴۱۱: ۵۹؛ کلینی، ۱۴۰۷: ج ۲، ۵۴۸؛ صدوق، ۱۴۱۳: ج ۱، ۳۲۷):
۱- حفاظت پروردگار از حضرت حجت و خاندانش؛
۲- تسهیل امور و پیشرفت کارهای ایشان؛
۳- دعا برای اهل حق؛
۴- دعا برای شخص امام؛
۵- تعجیل در فرج آن حضرت؛
۶- نفرین تند بر دشمنان و غاصبان حق اولیای خدا؛
۷- دعا برای یاری مؤمنان بر دشمنان خدا و دشمنان اولیای حق.
۴- ظهور و وقایع هم زمان با آن
در کلمات امام جواد (ع) برخی آموزه های ائمه پیشین در خصوص ظهور تکرار شده است؛ نکاتی از قبیل:
۱- فاصله بسیار میان عصر ظهور و زمان صدور روایات یا طولانی بودن دوره غیبت؛
۲- قطعی بودن خروج او؛
۳- اصلاح امر ایشان در یک شب؛
۴- لزوم اطاعت از حضرت حجت (ع) در هنگام ظهور (صدوق، ۱۳۹۵: ج ۲، ۳۷۷).
البته در این بخش، برخی مطالب با تعابیر متفاوتی وارد شده است؛ مثلاً در خصوص قطعیت ظهور فرموده اند که اگرچه ممکن است برخی امور حتمی دچار تغییر شوند[۱۰] و اوضاع به شکلی متفاوت پیش برود، اما اصل ظهور قائم وعده پروردگار است و پروردگار در وعده خویش تخلف نمی کند. همچنین در بیان طولانی بودن دوره غیبت، امام جواد (ع) از قیام حضرت حجت ( پس از رفتن او از یادها خبر می دهد و از این که به ایشان منتظَر گفته اند؛ زیرا غیبت او مدت ها به طول خواهد انجامید و مردمان با اخلاص، مدت ها در انتظار ظهورش خواهند ماند (صدوق، ۱۳۹۵: ج ۲، ۳۷۸).
بحث مهدویت در سخنان امام هادی (ع)
پس از مأمون به تدریج قدرت از دست اشراف عرب و ایرانی خارج شد و به سرداران و سیاست مداران ترک منتقل گردید. انتقال قدرت به انتقال پایتخت نیز انجامید و خلیفه همراه با سرداران ترک خویش به «سامرا» هجرت کرد؛ شهری که سرداران و سربازان ترک در آن اکثریت داشته و به دوراز درگیری و تشنج با عرب ها می توانستند راحت تر زندگی کنند. حضرت هادی (ع) برخلاف پدر در عصر اختناق و زمان تقیه زندگی می کرد. حکومت در ابتدا چندان به امام هادی (ع) که در هفت سالگی به امامت رسیده بود حساسیت نشان نمی داد و حتی تلاش می کرد تا تعیین معلمی مناسب، حضرت هادی (ع) را به گونه ای متفاوت آموزش دهد (مسعودی، ۱۴۲۶: ۲۲۲ ). امام هادی (ع) تا بیست سالگی در مدینه ماند و در این سنّ از سوی متوکل خلیفه عباسی به سامرا احضار شد. امام تا پایان عمر در این شهر باقی ماند؛ شهری که بیشتر به پادگان سربازان شبیه بود و برای امام هادی ( نقش زندانی بزرگ را داشت. [۱۱]
با وجود طولانی بودن مدت امامت حضرت هادی (ع)، شدت تقیه و دشواری ارتباط با ایشان سبب شد تا روایات زیادی از ایشان بر جای نماند. در میان روایات ایشان آموزه های مهدوی کم شمارند که شاید شدت تقیه و کفایت آموزش های پیشین دلیل این مسئله بوده است. آن چه در همین روایات محدود به چشم می خورد توجه خاص به شرایط دشواری است که شیعه در پیش رو خواهد داشت. امام به شیوه های مختلفی تلاش کرده است تا از مشکلات بعدی خبر داده و راه را برای پذیرش وجود فرزندی برای امام حسن عسکری (ع) و امامت او و همچنین پذیرش او به عنوان قائم موعود فراهم کند. مفصل ترین نقل در خصوص مادر امام عصر (ع) از محمد بن بحر شیبانی صحابی امام هادی (ع) نقل شده است که دربرگیرند برخی احوالات و کلمات امام هادی نیز هست (صدوق، ۱۳۹۵: ج ۲، ۴۱۷). در این نقل از مادر امام عصر (ع) با نام نرجس یاد شده که از شاهزادگان رومی بوده که به خواست خویش با سپاه روم همراه شده و در نبرد با مسلمانان به اسارت و بردگی در می آید و سپس توسط فرستاده امام هادی (ع) خریداری شده و در ادامه با حضرت عسکری (ع) ازدواج می کند. [۱۲]
در روایات حضرت هادی (ع) از میان علائم حضرت حجت (ع)، به این علامت اشاره شده که مردم تولد او را انکار خواهند کرد. [۱۳] امام هادی (ع) از انکار عموم، دلیلی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.