توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل عقاید تفرقه انگیز وهابیت و رویکرد علمای اسلامی در مواجهه با این فرقه یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل عقاید تفرقه انگیز وهابیت و رویکرد علمای اسلامی در مواجهه با این فرقه شامل 107 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل عقاید تفرقه انگیز وهابیت و رویکرد علمای اسلامی در مواجهه با این فرقه را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل عقاید تفرقه انگیز وهابیت و رویکرد علمای اسلامی در مواجهه با این فرقه با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل عقاید تفرقه انگیز وهابیت و رویکرد علمای اسلامی در مواجهه با این فرقه بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل عقاید تفرقه انگیز وهابیت و رویکرد علمای اسلامی در مواجهه با این فرقه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عقاید تفرقه انگیز وهابیت و رویکرد علمای اسلامی در مواجهه با این فرقه وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل عقاید تفرقه انگیز وهابیت و رویکرد علمای اسلامی در مواجهه با این فرقه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل عقاید تفرقه انگیز وهابیت و رویکرد علمای اسلامی در مواجهه با این فرقه مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عقاید تفرقه انگیز وهابیت و رویکرد علمای اسلامی در مواجهه با این فرقه :
منشاء مسلک وهابیت
آیین وهابیت منسوب است به شیخ محمد فرزند «عبدالوهاب» نجدی که در سال ۱۱۱۵ ه. ق. در شهر «عُیینَه» از شهرهای «نجد» به دنیا آمد. شیخ از کودکی به مطالعه کتب تفسیر، حدیث و عقاید، سخت علاقه داشت و فقه حنبلی را نزد پدرش که از علمای حنبلی بود، آموخت. وی از آغاز جوانی بسیاری از اعمال مذهبی مردم «نجد» را زشت می شمرد. در سفری که به زیارت خانه خدا رفت بعد از انجام مناسک، به مدینه رهسپار شد، در آنجا توسل مردم به پیامبر را، در نزد قبر آن حضرت، ناپسند شمرد. سپس به نجد مراجعت نمود و از آنجا به بصره رفت به این قصد که از بصره به شام رود، مدتی در بصره ماند و با بسیاری از اعمال مردم به مخالفت پرداخت، لیکن مردم بصره وی را از شهر خود بیرون راندند.
در سال ۱۱۳۹ شیخ محمد، ملازم پدر شد و کتابهایی را نزد او فرا گرفت و به انکار عقاید مردم نجد پرداخت به این مناسبت میان او و پدرش نزاع و جدال درگرفت. همچنین بین او و مردم نجد منازعات سختی رخ داد و این امر چند سال دوام یافت تا این که در سال ۱۱۵۳ پدرش شیخ عبدالوهاب از دنیا رفت.
او پس از مرگ پدر به اظهار عقاید خود و انکار قسمتی از اعمال مذهبی مردم پرداخت وجمعی از او پیروی کردند و کارش شهرت یافت و در سال ۱۱۶۰ پس از آن که از عیینه بیرون رانده شد، رهسپار درعیه از شهرهای معروف نجد گردید. در آن دوران امیر درعیه محمد ابن مسعود (جد آل سعود) بود. وی به دیدن شیخ رفت و عزّت و نیکی را به او مژده داد. شیخ نیز قدرت و غلبه بر همه بلاد نجد را به وی بشارت داد و بدین ترتیب ارتباط میان شیخ محمد و آل سعود آغاز گردید.
وی با مسلمانانی که از عقاید انحرافی او پیروی نمی کردند، معامله «کافر حربی» تعبیر می کرد و برای جان و ناموس آنان ارزشی قائل نبود که این یکی از نقاط ضعف بزرگ او بشمار می آید.
کسانی که با عقاید او موافقت می کردند و دعوت او را می پذیرفتند، باید با او بیعت نمایند و اگر کسانی به مقابله برخیزند باید کشته شوند و اموالشان تقسیم گردد. طبق این رویه؛ مثلاً از اهالی یک قریه به نام «فصول» در شهر أحسا سیصد مرد را به قتل رسانیدند و اموالشان را به غارت بردند. (صلاح الدین المختار، ۱/۵۱)
او بالاخره در سال ۱۲۰۶ درگذشت اما پس از وی پیروانش نیز به روش او ادامه دادند؛ مثلاً در سال ۱۲۱۶ امیر سعود وهابی، سپاهی مرکب از بیست هزار مرد جنگی تجهیز کرد و به شهر کربلا حمله برد. کربلا در این ایام در نهایت شهرت و عظمت بود و زائران ایرانی و ترک و عرب بدان روی می آوردند. سعود پس از محاصره شهر، سرانجام وارد آن گردید و کشتار سختی از مدافعان و ساکنان آن نمود.
توحیدی که شیخ محمد و پیروانش مردم را به آن دعوت می کردند و هر کس نمی پذیرفت جان و مالش را مباح می شمردند، این بود که به پیروی از ظاهر پاره ای ازآیات و احادیث، برای ذات باری تعالی اثبات «جهت» می کردند و او را دارای اعضا و جوارح می دانستند!
آلوسی در این باره گفته است که وهابیان به پیروی از ابن تیمیه، به احادیثی که بر فرود آمدن خداوند به آسمان دنیا (آسمان اول) دلالت می کند، تصدیق دارند و می گویند: «خدا از عرش به آسمان دنیا فرود می آید!» و می گوید: «هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ»؛ «آیا استغفار کننده ای هست که از گناهانش طلب آمرزش کند؟» و همچنین اقرار دارند به این که در روز قیامت، خدا به صحرای محشر می آید؛ زیرا خود فرموده است: «وَجاءَ رَبُّکَ والْمَلَکَ صَفّاً صَفّاً»(فجر، ۲۳) و خداوند به هر یک از مخلوقاتش هرگونه که بخواهد نزدیک می شود، همچنان که خود گفته است «وَنَحْنُ أقْرَبُ اِلَیهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید» (آلوسی، ۹۰-۹۱)
ابن تیمیه، همانطور که از کتاب «الرد علی الاخنائی» او بر می آید، احادیث مربوط به زیارت پیامبر – €صلی الله علیه وآله – را مجعول دانسته و گفته است: اگر کسی معتقد باشد که وجود آن حضرت بعد از وفات مانند وجود او در زمان حیات است، غلط بزرگی مرتکب شده است! ونظیر این سخن را شیخ محمد و پیروان او شدیدتر، گفته اند.
عقاید و گفته های باطل وهابیان باعث شده است افرادی که اسلام را از دیدگاه آنان مطالعه کرده اند، بگویند اسلام دین خشک و جامدی است که به درد همه زمانها نمی خورد!
«لوتروپ ستودارد» گوید: وهابیان در تعصب، به راه افراط رفته اند و در اثر این امور، گروهی نکته گیر برخاسته، همان شعار وهابیان را ندا داده اند که: حقیقت و طبیعت اسلام با مقتضیات زمانها جور نیست و با احوال ترقی و تبدیل جامعه تطبیق نمی کند و با تغییر زمان نمی سازد. (لوتروب ستودارد،۱/۲۶۴)
از همان وقت که شیخ محمد بن عبدالوهاب عقاید خود را ابراز و مردم را به پذیرفتن آنها دعوت کرد، گروه زیادی از علمای بزرگ به مخالفت با عقاید او پرداختند. نخستین کسی که به شدت بااو به مخالفت برخاست پدرش عبدالوهاب و سپس برادرش، «شیخ سلیمان بن عبدالوهاب» بودند که هر دو از علمای حنبلی محسوب می شدند.
شیخ سلیمان کتابی تحت عنوان «الصواعق الإلهیه فی الرد علی الوهابیه» تألیف کرد و در آن عقاید برادرش را رد کرد.
زینی دحلان گوید: پدر شیخ محمد، مردی صالح از اهل علم بود. برادرش شیخ سلیمان نیز از اهل علم محسوب می شد. از زمانی که شیخ محمد در مدینه به تحصیل اشتغال داشت، شیخ عبدالوهاب و شیخ سلیمان از سخنان و کارهای او دریافته بودند که چنان داعیه ای دارد، از این رو او را سرزنش می کردند، و مردم را از وی بر حذر می داشتند. (الزینی دحلان،۲/۳۵۷)
عباس محمود عقاد می گوید: بزرگترین مخالف شیخ محمد، برادرش شیخ سلیمان صاحب کتاب الصواعق الالهیه است. عقّاد همچنین گفته است: شیخ سلیمان برادر شیخ محمد که از بزرگترین مخالفان او بود، ضمن این که سخنان برادرش را به شدّت رد می کند، می گوید: اموری که وهابیان آن را موجب شرک و کفر می دانند و آن را بهانه مباح شدن مال و جان مسلمانان می پندارند، در زمان ائمه اسلام به وجود آمده بود، ولی از هیچ یک از ائمه اسلام شنیده و روایت نشده است که مرتکبین این اعمال را کافر یا مرتد دانسته و دستور جهاد با آنان را داده باشند و یا این که بلاد مسلمانان را، آن گونه که شما می گویید، بلاد شرک و دارالکفر نامند. (العقاد،۱۲۶-۱۳۷)
شیخ محمد بن عبدالوهاب مبتکر و آورنده عقاید وهابیان نیست. بلکه قرنها قبل از او، این عقاید به صورتهای گوناگون، از افرادی مانند ابن تیمیه و شاگرد او ابن قیم اظهار شده، ولی به صورت مذهب تازه ای در نیامده بود و طرفداران زیادی نداشت.
ابوعباس احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه از علمای حنبلی است که در ۷۲۸ ه. ق. درگذشت. او چون عقاید و آرایی بر خلاف معتقدات عموم فرقه های اسلامی اظهار می داشت، پیوسته با مخالفت علمای دیگر مواجه بود. به عقیده محققین، همین عقاید ابن تیمیه است که بعداً اساس معتقدات وهابیان را تشکیل داد. وقتی ابن تیمیه عقاید خود را آشکار ساخت و در این زمینه کتابهایی را منتشر نمود، از طرف علمای اسلام و در رأس آنان علمای اهل سنت، برای جلوگیری از انتشار فساد، دو کار صورت گرفت:
الف – کتابهایی در نقد عقاید و آراء او نوشته شد که درادامه به آنها اشاره خواهد شد.
ب – مراجع فتوای اهل تسنن در عصر او، به تفسیق و گاهی به تکفیرش برخاسته و بدعت گذاری او را فاش ساختند.
وقتی عقاید او را، درباره زیارت پیامبر – ص -، به قاضی القضات مصر «بدر بن جماعه» نوشتند، وی در زیر ورقه نوشت:
«زیارت پیامبر – صلّی اللّه علیه [وآله] وسلّم – فضیلت و سنت است و همه علما بر آن اتفاق نظر دارند. آن کس که زیارت پیامبر – صلّی اللّه علیه [وآله] وسلّم – را حرام می داند، باید نزد علما توبیخ شود و از ابراز چنین گفتاری بازداشته شود و اگر مؤثر نیفتاد زندانی گردد و معرفی شود تا مردم از او پیروی نکنند.»
نه تنها قاضی القضات فرقه شافعی درباره او چنین نظر داد. که قاضی القضات سه مذهب دیگر در کشور مصر، هر کدام به گونه ای نظر او را تأیید کردند و مشروح این قسمت را می توانید در کتاب «دفع الشبهه» تقی الدین الحصنی ببینید.
«ذهبی»، که از نویسندگان بزرگ در قرن هشتم هجری است و آثار ارزنده ای در تاریخ و رجال دارد، در نامه دوستانه ای که به ابن تیمیه نوشته، او را در اشاعه فساد و ضلالت، همتای حَجّاج خوانده است! این نامه را مؤلف «تکمله السیف الصیقل» در کتاب خود، صفحه ۱۹۰ آورده است و مرحوم علاّمه امینی نیز متن آن را در جلد پنجم: «الغدیر» ص ۸۷ – ۸۹ نقل کرده است.
غائله ابن تیمیه با مرگ او در سال ۷۲۸ در زندان شام فروکش کرد و شاگرد معروفش ابن قیم هر چند به ترویج افکار استاد پرداخت، لیکن در زمانهای بعد، اثری از چنین افکار و آراء نبود، تا آنگاه که فرزند عبدالوهاب تحت تأثیر افکار ابن تیمیه قرار گرفته و آل سعود، برای تحکیم پایه های امارت خود در منطقه نجد، به حمایت از او برخاستند، در نتیجه، بار دیگر عقاید موروثی از ابن تیمیه در مغز برخی از مردم نجد جوانه زد و به دنبال تعصب های خشک و متأسفانه به نام «توحید!» سیل خون تحت عنوان «جهاد با کافران و مشرکان!» به راه افتاد و هزاران هزار از مرد و زن و کودک قربانی آن شدند و بار دیگر فرقه جدیدی در جامعه مسلمین پدید آمد و تأسف زمانی افزایش یافت که حرمین شریفین در قبضه این گروه درآمد و نجدیهای وهّابی بر اثر سازش با بریتانیا و دیگر ابرقدرتهای وقت، بر اساس متلاشی شدن امپراتوری عثمانی و تقسیم کشورهای عربی میان ابرقدرتها، بر مکه و مدینه و آثار اسلامی دست یافتند و در هدم آثار و اصالتها و ویرانگری قباب و قبور و بیوت الهی، بیش از حد کوشش کردند.
در این هنگام علمای شیعه در نقد آراء و نظرات عبدالوهاب، دوشادوش علمای اهل سنت، کوششهای فراوان انجام دادند و هر دو گروه به نحو پسندیده و نیکو، جهاد منطقی و علمی را آغاز کردند.
نخستین ردّی که از طرف علمای اهل سنت بر عقاید محمد بن عبدالوهاب نوشته شد، کتاب «الصواعق الالهیه فی الرّد علی الوهابیه» بود، به قلم سلیمان بن عبدالوهاب برادر محمد بن عبدالوهاب.
نخستین کتابی که از سوی علمای شیعه، بر ردّ عقاید محمد بن عبدالوهاب نوشته شد، «منهج الرشاد» است و مؤلف آن شیخ بزرگوار مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء است که در سال ۱۲۲۸ درگذشت. وی این کتاب را در پاسخ رساله ای که یکی از امرای آل سعود به نام «عبدالعزیز بن سعود» برای او فرستاده بود نوشت و در آن رساله مجموع عقاید محمد بن عبدالوهاب را جمع نمود و این کتاب در سال ۱۳۴۳ ه. ق. در نجف چاپ شده است. پس از این شخصیت، نقدهای علمی فراوانی به تناسب حرکتهای وهابیگری در منطقه نگارش یافته و قسمت مهم آنها چاپ شده است ولی اکنون حرکتهای وهابی، بر اثر ثروت هنگفتی که وهابیان از طریق فروش نفت به چنگ می آورند، افزایش یافته و سال و یا حتّی ماهی نیست که از طرف آنان، بگونه ای به مقدّسات اسلام حمله نشود و هر روز به نحوی آثار اسلامی از بین نرود.)سبحانی،۲۲-۳۳)
نظر تعدادی از علماء اهل سنت درباره وهابیت
۱.عزامی شافعی می گوید:این مرد – ابن تیمیه – حتی بر جناب پیامبر(ص) جسارت نموده و گفته است:
بار سفر بستن برای زیارت حضرت گناه است.(عزامی شافعی،ص)
۲.قسطلانی می گوید:گفتار ابن تیمیه در مورد منع زیارت نبی(ص) از زشت ترین مسائلی است که از وی نقل شده است. (قسطلانی، ج ص )
۳.نابلسی می گوید:این اولین گرفتاری و اشتباهی نیست که ابن تیمیه و پیروان او در آن افتاده اند چراکه وی سفر برای زیارت بیت المقدس را گناه شمرده است…و از این که آدمی به وسیله نبی یا غیر نبی از اولیاء به خدا توسل جوید نهی کرده است.این مسائل که نشانه سبک سری،شرم آور، وی است موجب شد که علما به طور قاطع در برابر او بایستند.چنان که حصنی در یک کتاب مستقل به رد ابن تیمیه و پیروانش پرداخته و در آن کتاب تصریح به کفر وی نموده است. (الحضره الانسیهفی الرحله القدسیه)
۴.هیثمی شافعی می گوید:مگر ابن تیمیه کیست که به او توجه شود یا این که در مسائل اسلامی و دینیبه عنوان مرجع شناخته شود تا نظرات او مخل به اجماع باشد؟بسیاری از دانشمندان به تعقیب سخنان فاسد و دلایل سست وی پرداخته و لغزش های ابلهانه و تخیلات ناموزون او را آشکار ساخته اند.(هیثمی شافعی، ص)
۵.ابن حجر هیثمی می گوید:او بنده ای است که خدایش او را مخذول – یعنی به به خودش واگذار کرده – و گمراه و کور و کر وذلیل است. (ابن حجر، ص ):
۶- ابن جهبل:
« ابن تیمیه ادعا کرده آنچه را خدا ورسولش و سابقون اولون از مهاجرین و انصار گفته می گوید؛ در حالیکه او مطالبی را می گوید که هرگز هیچ یک از آنها خدا و رسول و…نگفته اند». (ابن جهبل حلبی، ۳۱،۳۲)
۷- یافعی:
«ابن تیمیه گفت:خداوند بر روی عرش به طور حقیقی استوار است، و این که: او به حرف و صوت سخن می گوید. در دمشق و دیگر مناطق ندا داده شد که هر کس بر عقیده ابن تیمیه باشد مال و خونش حلال است. او مسائل عجیب وغریبی را ادعا کرد که بر او انکار شد و به سبب آن او را حبس نمودند؛ زیرا آنها مباین و مخالف با مذهب سنت به حساب می آمد». (الیافعی۴/۲۷۷)
۸- ابو بکر حصنی: « پس بدان، من نظر کردم در سخن این خبیث که در قلب او مرض گمراهی است، کسی که به دنبال مشتبهات قرآن و سنت به جهت ایجاد فتنه است. کسی که گروهی از عوام که خداوند اراده هلاکشان کرده او را متابعت کرده اند، در او اموری را دیدم که قدرت بر نطق آن ندارم… زیرا در آنها تکذیب پروردگار عالمیان است…» (الحصنی، ۲۱۶)
وهمچنین می گوید:او فردی زندیق است و کسی که عقاید او را بپذیرد مهدور الدم و المال است یعنی خون و اموال او هدر است. همان، ج ص )
۹- ابن حجر عسقلانی:
« او همین که فکر کرد مجتهد است بر کوچک و بزرگ علمای قدیم و جدید ایراد گرفت…». (ابن حجر ۱/۱۵۰)
۱۰- ابن عابدین الحنفی ضمن اینکه وهابیان راخوارج دانسته می گوید:
مطلب فی أتباع عبد الوهاب الخوارج فی زماننا:
قوله (ویکفرون أصحاب نبینا) علمت أن هذا غیر شرط فی مسمی الخوارج بل هو بیان لمن خرجوا علی سیدنا علی رضی الله تعالی عنه وإلا فیکفی فیهم اعتقادهم کفر من خرجوا علیه کما وقع فی زماننا فی اتباع عبد الوهاب الذین خرجوا من نجد وتغلبوا علی الحرمین وکانوا ینتحلون مذهب الحنابله لکنهم اعتقدوا أنهم هم المسلمون وأن من خالف اعتقادهم مشرکون واستباحوا بذلک قتل أهل السنه وقتل علمائهم حتی کسر الله تعالی شوکتهم وخرب بلادهم وظفر بهم عساکر المسلمین عام ثلاث وثلاثین ومائتین وألف.(ابن عابدین الحنفی، ۴/۲۶۲)
۱۱- امام صاوی المالکی در تفسیر آیه ذیل می نویسد:
الَّذِینَ کفَرُواْ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَ أَجْرٌ کبیر (فاطر، آیه ۷):
وقیل هذه الآیه نزلت فی الخوارج الذین یحرفون تأویل الکتاب والسنه ویستحلون بذلک دماء المسلمین وأموالهم کما هو مشاهد الآن فی نظائرهم وهم فرقه بأرض الحجاز یقال لهم الوهابیه یحسبون أنهم علی شیء ألا إنهم هم الکاذبون، استحوذ علیهم الشیطان فأنساهم ذکر الله أولئک حزب الشیطان ألا إن حزب الشیطان هم الخاسرون، نسأل الله أن یقطع دابرهم. (الامام الصاوی المصری المالکی، ۵/۷۸)
کتابهایی که در رد بر گروه وهابیت نوشته شده است
انحرافات فراوان وهابیت، علماء مسلمان را بر آن داشته درباره ی بدعتهای وهابیت ساکت ننشسته و در رد بر آنها و تکذیب حجتها و بطلان عقاید شان و مخالفت آن، با کتاب و سنت و نیز با عقیده ی مشهور گذشتگان و پیشوایان اجتهاد، به تالیف آثاری بپردازند.
نخستین کتاب در زمان خود محمد بن عبدالوهاب و از سوی برادرش شیخ سلیمان بن عبدالوهاب بود او کتابی بنام «الصواعق الالهیه» نوشته و عقاید برادرش را سخت مورد حمله قرار داد و چون از بی رحمی برادر و طرفدارانش آگاه بود سرانجام از ترس این که خونش وسیله آنها ریخته شود عیینه را ترک کرد.
البته پدر او عبدالوهاب نیز از مخالفین سرسخت فرزند خود محمد بود و او را بر انحرافش از آئین اسلام نکوهش می کرد ولی ظاهرا او کتابی در این زمینه ننوشت.
باز نکته جالب توجه این است که غالب کتابهائی که در این واخر در نقد این مذهب نوشته شد از سوی علمای اهل سنت و حنفیها بود و اصولا بسیاری از کتب مهم ردیه به قلم دانشمندان سنی و حتی بعضی از آنها مانند «الفتوحات الاسلامیه» نوشته زینی دحلان مفتی مکه از سوی کسانی است که در همان محیط و همان سرزمین زندگی داشته و اثرات این مذهب را با چشم خود دیده اند.
کتابها و رساله هایی که معاصران محمد بن عبد الوهاب و علمای متاخر از عامه در رد عقاید یا به عنوان نصیحت او نوشته اند، خیلی بیشتر از آن است که در اینجا ذکر شود از جمله در کتاب «التوسل بالنبی و بالصالحین» تالیف: ابی حامد بن مرزوق نام چهل و دو کتاب در این باره ذکر گردیده است که در اینجا فهرست وار نقل می کنیم:
۱- شیخ محمد بن سلیمان کردی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.