تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف :

نویسنده: مصطفی کریمی(۱)

چکیده

در پاسخ به این پرسش که «متن، معنای خود را از کجا می گیرد؟» سه نظر مطرح است: استقلال معنا از نیّت مؤلّف و تعلق آن به ساختار متن یا ذهن مخاطب؛ وابستگی تمام عیار معنای متن به نیّت مؤلّف و بالاخره، وابستگی معنای متن به نیت مؤلّف در عین استقلال آن. در این مقاله صحت دیدگاه سوم به اثبات رسیده است و معنای متن، متعیّن و همان نیت مؤلّف است که مفسّر باید برای رسیدن به آن، از طریق متن، با ضابطه مشخص تلاش کند. با عنایت به اینکه شواهد و دلایل متعدد بر الهی بودن ساختار و محتوای قرآن کریم دلالت دارند، معنای قرآن، متعیّن و همان مراد خداوند است که مفسّر باید در پی کشف آن باشد؛ بنابراین، فهم قرآن کریم باید با ضابطه و منطق صحیح و لحاظ اوصاف الهی و بر اساس واژگان و ساختار موجود قرآن انجام بگیرد.

واژه های کلیدی: معنا، متن، مؤلّف، تفسیر، فهم، مفسّر، قرآن، ساختار و محتوا.

۱. مقدمه

متن معنای خود را از کجا می گیرد؟ آیا معنای متن علقه ای به نیت و مراد مؤلّف دارد؟ اگر متن همواره در پی بیان مراد مؤلّف است، رابطه این دو چگونه است؟ اگر معنای متن هیچ گونه وابستگی به مؤلّف ندارد، پس به چه اموری وابسته است؟ یافتن پاسخ صحیح برای این پرسش ها پژوهشی مفید و شایان توجه است. پاسخ هر چه به دست آید، آثار مبارک و فراوانی در عمل فهم و تفسیر متن، از جمله قرآن کریم، خواهد داشت. آنچه تقدیم می شود تلاش مختصری است برای یافتن پاسخ مناسب به این پرسش ها.

۲. رابطه متن و مؤلّف

درباره رابطه بین معنای متن و مؤلّف و نحوه این رابطه دیدگاه های مختلفی مطرح است:

۱.۲. استقلال متن از نیّت مؤلّف

کسانی معتقدند که مؤلّف تنها در آفرینش متن نقش دارد و هر گزاره یا هر بیانِ زبانی، در معنادهی از نیت و قصد مؤلّف رهاست؛ بنابراین، عنایت به مؤلّف و نیت او در تفسیر متن هیچ ضرورتی ندارد. این گروه در پاسخ به سؤال «معنای متن از کجاست؟» دو دسته اند:

۱.۱.۲. متن محور

گروهی از ساختارگرایان، مانند فردینان دی سوسور،(۲) با نگاه استقلالی به متن، بر این باورند که زبان و متن خودکفاست و بعد از شکل گیری، همواره خود سخن می گوید، نه مؤلّف؛ زیرا وی تمام غرض خود را به وسیله الفاظی که در متن به خدمت گرفته است به خواننده انتقال می دهد. پس در تفسیر متن، به امری خارج از متن، از جمله نیت مؤلّف، هیچ نیازی نیست و رسیدن به معنای متن، تنها در گرو آگاهی از عناصر درونی آن، یعنی معانی واژگان و دستور زبان است (کالر، ۱۹۹۸، ج۹، ص۱۷۴۱۷۷).

کسانی نیز به رغم اعتقاد به ضرورت توجه به مراد مؤلّف، نقش اصلی در تفسیر را به علم لغت می دهند و تفسیر را یک تلاش لغوی می دانند؛ زیرا لغت و زبان واسطه بین ذهن خواننده متن و مؤلّف است (پالمر، ۱۹۶۹، ص۳۶).

ارزیابی: بسنده کردن به عناصر درونی متن و حذف مؤلّف از فرآیند فهم و نفی ضرورت شناخت نیت او، به بهانه خودکفا بودن ساختار متن، درست نیست؛ زیرا ساختار زبان از خارج حکایت می کند و نمی توان ثابت کرد که در معنادهی متن و مؤلّف یا گوینده هیچ تأثیری ندارد. در عمل نیز می بینیم یک جمله با ساختار معین، حتی از یک نفر، در حالات گوناگون، معانی متفاوتی را می رساند.(۳) آنچه سبب این تفاوت می شود، فعل گفتاری گوینده است.

البته ممکن است پاره ای از متون را مستقل از مؤلّف بتوان لحاظ کرد؛ مانند برخی اشعار، ضرب المثل ها و آثار هنری که گویندگان و نویسندگان در بیان مراد خود، بدون توجه به نیت و قصد مؤلّف از آنها بهره می گیرند و مخاطبان نیز بدون هیچ مشکلی آن را می فهمند؛ لکن در فهم پاره ای دیگر از متون، شناخت ویژگی های مؤلّف اهمیت بسزایی دارد و عدم لحاظ آن، فهم را دچار مشکل می کند؛ مثلاً در مورد یک «دوبیتی» که ممکن است سراینده آن یکی از دو شاعری باشد که از نظر افکار و عقاید با هم متفاوت اند، شناخت سراینده آن بسیار اهمیت دارد و فهم ما را متفاوت خواهد کرد. چنانکه در مورد دوبیتی های منسوب به خیّام چنین چیزی مطرح است و معلوم نیست که آیا این اشعار متعلق به خیّامِ ریاضی دان است و یا خیّام دیگری. الفاظی چون «جام» و «شراب» در اشعار عارفی چون لسان الغیب، معنایی دارد و در اشعار فرد بی خبر از وادی عرفان معنایی دیگر. شناخت ما از حافظ به عنوان شخصیتی اهل سلوک و عرفان، زمینه تفسیر عرفانی از جام و شراب در اشعار وی را فراهم می آورد که در اشعار فردی با شخصیت دیگر، این گونه نخواهد بود. حتی نسبت به شاعری که دو دوره متفاوت فکری داشته است، دانستن اینکه شعر مورد نظر مربوط به کدام دوره فکری او است، تفسیر خاص آن دوره را در پی دارد.

۲.۱.۲. مخاطب محور

عده ای معنای متن را نه تنها از مراد مؤلّف، بلکه از عناصر درونی متن، مانند معانی واژگان نیز رها می دانند؛ مثلاً ژاک دریدا معتقد است که متن بی نهایت معنای ممکن دارد که هیچ کدام بر دیگری ترجیح ندارد (اکو، ۱۹۹۴، ص۳۲) و در نظر گادامر معنای متن همان فهم مخاطب و مفسّر و ظهوری است که برای خوانندگان و مخاطبان دست می دهد و همیشه وابسته به آنهاست. مخاطبان بر اساس دارایی های متفاوتِ علمی و اعتقادی، فهم متفاوتی از یک متن خواهند داشت (ریخته گران، ۱۳۷۸، ص۲۲۸). تفسیر، امتزاج افق معنایی مفسّر و متن است. رسیدن به قصد و نیت مؤلّف، بر فرض صحت، سندیت ندارد؛ زیرا مؤلّف نیز همانند سایر خوانندگان است و فهم او هیچ ترجیحی بر فهم دیگران ندارد. در کلام برخی از محققان وطنی ردّ پای این نظریه دیده می شود؛ مثلاً گفته شده است: «متن حقیقتا امر مبهمی است و چندین معنا برمی دارد»، «معنای واقعی وجود ندارد»، «متن، مستقل از نیت مؤلّف معنا می دهد… خداوند می دانسته است که از چه ابزاری استفاده می کند و می دانسته است که بندگان او بهره های متفاوتی از آن خواهند برد؛ لذا باید گفت: همه آنها مراد باری است» (سروش، ۱۳۷۶، ص۱۷) و یا «عبارات نه آبستن، که گرسنه معانی اند» (سروش، ۱۳۷۳، ص۳۹۴).(۴)

بعضی نیز یک گام فراتر رفته و توجه به مؤلّف را مشکل آفرین، و مؤلّف محور پنداشتن فهم را ظالمانه می دانند و معتقدند که اگر تبیین یک اثر همواره در مؤلّف آن جست وجو شود، گویی اثر به پایان رسیده است. اصلاً در نظر گرفتن نیت مؤلّف هنگام تفسیر متن تحمیل محدودیت به متن خواهد بود؛ باید به خواننده متن نیز توجه کرد و او را زنده نمود که این کار به مرگ مؤلّف می انجامد (ر.ک: واعظی، ۱۳۷۹، ص۳۹).

نقد و ارزیابی: اندیشمندان بر این نظر اشکالات و انتقادات شدیدی وارد کرده اند (رک: احمدی، ۱۳۷۲، ج۲، ص۵۸۶۵۸۹ و ص ۶۰۴۶۰۵). روشن ترین اشکال این است که لازمه اش اعتقاد به نسبیت در فهم است و اینکه نمی توان فهم عینی از متن داشت؛ زیرا طبق آن، فهم هر کس از متن، با توجه به مجموعه تشکیل دهنده آن، درست خواهد بود؛ هر چند در شرایط و موقعیت دیگر، همین فهم نادرست جلوه کند. در فضای اسلامی و فهم قرآن کریم، اشکالات دیگری نیز بر این دیدگاه وارد است؛ از جمله:

الف) تمام الفاظ قرآن کریم، چنانکه به تفصیل خواهد آمد، وحی الهی است و با توجه به عمل وضع و وجود علقه بین الفاظ و معانی، واژگان و عبارات قرآن در ورای خود معنایی دارند که باید در پی درک آن بود. صاحب سخنِ فوق خود در جای دیگر اعتراف دارد که «در مورد باری تعالی مراد و معنا عین یکدیگرند و به هم منطبق» (سروش، ۱۳۷۳، ص۳۹۴)؛ بنابراین، نمی توان مراد الهی را در فهم قرآن در نظر نگرفت و یا معتقد شد که تمام فهم ها از قرآن، مراد الهی است.

ب) روایات متعددی که ضمن نهی از تفسیر به رأی، عواقب ناگواری برای آن بیان می کنند، دلالت دارند که برخی از فهم ها مراد الهی و مورد رضای خداوند نیست (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۹۲، ص۱۱۰ و ۱۱۱).

۲.۲. وابستگی متن به مؤلّف (مؤلّف محور)

برخی معتقدند که معنای متن، علقه تامّ و تمام به نیت مؤلّف دارد و واژگان و سلسله آنها، به طور خاص، هیچ معنایی را تداعی نمی کنند، مگر اینکه کسی آنها را در مقصود خود استعمال کند.

دیلتای معتقد است که متن تنها یک معنای خاص دارد و آن هم مراد مؤلّف است و فهم آن بدون شناخت جهان بینی مؤلّف غیرممکن خواهد بود؛ زیرا معنا وضعیتی مربوط به آگاهی است (احمدی، ۱۳۷۲، ج۲، ص۵۳۶ و ۵۳۷). هرش نیز می گوید: «معنای لفظ، هر چیزی است که شخص قصد دارد آن را توسط دنباله ای از نشانه های زبان شناختی انتقال دهد… مفسّران در درک خود از متن باید کاملاً مطیع خواست مؤلّف باشند؛ زیرا معنای کلام او چیزی است که مؤلّف خواهان انتقال آن است» (پالمر، ۱۹۶۹، ص۶۰۶۵).

طبق این نظریه، فهم، نوعی فرایند بازسازی روان شناختی است؛ زیرا فهم، کشف معنای اولیه متن است که از گذشته به ارث برده ایم؛ گذشته ای که نیل به آن بدون واسطه ممکن نیست. تنها می توان آن را بازسازی کرد و این بازسازی فقط در سایه وجود پل میان گذشته و آینده و میان مفسّر و متن تحقق می یابد و چون این رابطه میان دو شخص تشکیل می شود، یک فرایند روان شناختی است. متن جز بیان اندیشه و نیات مؤلّف نیست. مفسّر باید خود را در افق دید مؤلّف قرار دهد تا بتواند فعل آفرینش و بازسازی را دوباره تجربه کند. حلقه رابط میان مؤلّف و مفسّر، صرف نظر از میزان تفاوت، زبان مشترک است (کورنزهوی، ۱۳۷۱ش، ص۷۳). هرش نیز به مسئله بازتولید جهان مؤلّف تأکید دارد و می گوید: «وظیفه اصلی مفسّر آن است که منطق، نگرشها، داده های فرهنگی و در یک کلام، جهان مؤلّف را در خود بازتولید کند. اگرچه فرایند بازشناسی و بازسازی بسیار پیچیده و دشوار است، لکن اصل غایی آن کاملاً ساده است. بازسازی تخیّلی آنکه سخن می گوید» (کورنزهوی، ۱۳۷۱، ص۷۳۷۴).

به ابن سینا و خواجه نصیرالدین نیز نسبت داده شده که آن دو معنای الفاظ را همان معانی مورد قصد مؤلّف می دانستند (حائری، ۱۳۷۹ش، ص۴۹) ولی این نسبت صحیح نیست و آخوند خراسانی در این باره می گوید: «آنچه از شیخ الرییس (ابن سینا، ۱۴۰۵ق، المقاله الاوالی، الفن الاول، الفصل الثانی) و خواجه نصیر (الطوسی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۲) نقل شده است که دلالت از اراده گوینده پیروی می کند، منظور این نیست که الفاظ بر معانی مورد اراده متکلم وضع شده است، چنانکه یکی از افاضل (صاحب فصول، ص۱۷) گمان کرده است؛ بلکه منظور این است که الفاظ با دلالت تصدیقی بر مراد متکلم دلالت دارند؛ یعنی باید احراز شود که متکلم در مقام انتقال معنای ظاهری کلام است و کلام نیز به مراد متکلم دلالت دارد و الاّ کلامش چنین دلالتی نخواهد داشت؛ گرچه دارای دلالت تصوری باشد» (خراسانی، ۱۴۱۰ق، ۳۱).

نقد و ارزیابی: اگر مراد این است که متن غیر از معنای مورد اراده مؤلّف هیچ معنای دیگری ندارد که از کلام هرش چنین برمی آید سخن درستی نیست؛ زیرا اولاً، لازم می آید یک عبارت در چند متن به تعداد افراد مؤلفان، معانی متفاوتی داشته باشد.(۵) ولی توضیح داده نشده که چگونه یک لفظ می تواند، در وهله نخست، حاوی این همه معنای متفاوت باشد. ثانیا، رسیدن به نیت مؤلّف معیار فهم و تفسیر صحیح معرفی شده است؛ حال آنکه این کافی نیست و رسیدن به نیت مؤلّف نیز معیار می خواهد، تا فهم خود را با آن بسنجیم و توجه به معانی اولیه واژگان و قواعد صحیح عربی، یکی از معیارهاست (بابایی و همکاران، ۱۳۷۹، ص۶۱۲۶۲). ثالثا، کلام، خود مستقل از اراده مؤلّف دارای معانی است و به همین دلیل، مؤلّف برای بیان مراد خویش نمی تواند از هر کلامی استفاده کند؛ زیرا زبان یک امر اجتماعی و عمومی است و الفاظ نیز در جامعه معنا پیدا می کنند و مبنای معناداری واژگان، همان معیار اجتماعیِ وضع(۶) و استعمال است؛ به همین دلیل معنای سخن صرفا وابسته به ذهن مؤلّف و بی ارتباط با خارج از آن نیست. بدین روی اگر گوینده بخواهد معنایی غیر از موضوع له لفظ را انتقال دهد، باید در کلام خود قرینه بیاورد. اگر بنا باشد هر کسی بدون قرینه لازم، معنایی غیر از معنای وضع شده را از متن اراده کند، تفهیم و تفهّم میسر نخواهد شد؛ بنابراین باید مراد صاحب سخن را با توجه به معنای الفاظ و عبارات فهمید.

توضیح مطلب اینکه، لازمه انتقال معنای مورد نظر به دیگری این است که «مدلول تصوری»(۷) الفاظ تعیّن داشته باشد؛ زیرا مخاطب یک سخن، از ابتدا معنایی را که کلمات در آن استعمال شده اند در ذهن ندارد، بلکه ذهن او با شنیدن و یا خواندن کلمات به معنای استعمالی آنها منتقل می شود و در صورتی این انتقال انجام می گیرد که لفظ معنای متعینی داشته باشد و لازمه آن، وجود رابطه بین لفظ و معناست و هر واژه باید معنایی خاص را حکایت کند. این علقه حاصل نمی شود، مگر اینکه عامل غیرشخصی، مانند وضع، در میان باشد که مورد قبول همگان است.

در اینکه الفاظ، به ویژه اسامی خاص، بر چه چیزی وضع می شوند، چند نظر مطرح است؛ از جمله: وضع الفاظ بر مفاهیم ذهنی (پالمر، ۱۳۷۷، ص۵۳۵۵)، وضع الفاظ برای واقع خارجی (خراسانی، ص۲۶)، وضع الفاظ بر حقایق و تمام اوصاف اشیا(۸) و وضع الفاظ بر ماهیات اشیا به لحاظ اوصاف و عوارض ظاهری (لاریجانی، ۱۳۷۰، ص۱۲۴۱۲۶ و ۱۳۷۵، ص۱۱۸۱۲۴). دیدگاه مؤلّف محور تنها در صورتی درست است که موضوع له الفاظ، مفاهیم ذهنی صاحب سخن باشد؛ حال آنکه الفاظ بر ماهیات اشیا به لحاظ اوصاف و عوارض ظاهری آن وضع می شود، نه مفاهیم ذهنی.

۳.۲. وابستگی در عین استقلال

چنانکه ملاحظه شد، هیچ کدام از دو نظر پیشین نمی تواند صحیح باشد. به نظر می رسد، به رغم اعتقاد به فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف آن، نمی توان تمام معنای متن را وابسته به مؤلّف دانست؛ زیرا چنانکه گذشت، الفاظ پیش از استعمال در اثر عمل وضع به معانی خاص خود آبستن می شوند که آن معانی، هنگام استعمال باید مورد توجه قرار گیرند؛ از سوی دیگر، نمی توان افکار و نگرش مؤلّف را نادیده گرفت؛ بلکه برای فهم معنای متن، علاوه بر توجه به جانب لغوی آن، نزدیک شدن به ذهنیت مؤلّف آن ضروری است؛ زیرا هرچند واژگان یک امر عینی و همگانی اند و همین امر عمل فهم را ممکن می سازد، مؤلّف در پاره ای موارد غیر از واژگان «مختص»(۹) بدون ایجاد تغییر در معنا، با عدول از معانی اولیه واژگان، آنها را در معانی جدید استعمال می کند.

بنابراین، فهم معنای متن (معنای مورد نظر مؤلّف) در گرو شناخت و توجه به دو امر است: یکی لغت و جنبه های ادبی متن و دیگری اندیشه و فکر مؤلّف. بر این اساس، درست نیست به رغم اعتقاد به فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف، وی را هم تراز دیگر خوانندگان متن دانست (کورنزهوی، همان، ص۳۲۸).

۳. آثار وابستگی معنای متن به نیت مؤلّف

وابستگی معنای متن به نیت مؤلّف و توجه به این رابطه صحیح، علاوه بر نظر، در عمل فهم متن نیز تأثیر شایان توجه دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

۱.۳. تعین معنای متن: وابستگی معنای متن به نیت مؤلّف توجیه گر تعین معنای متن است؛ زیرا با وجود چنین رابطه ای، متن چنان مبهم و رها نخواهد بود که بتواند هر معنایی را برتابد و یقینا مؤلّف از الفاظ و جملات آن متن معنای خاصّی را اراده کرده است.

۲.۳. ضابطه مندی فهم: معیار سنجش فهم صحیح از ناصحیح یکی از مسائل مهم در تفسیر است و فقط در سایه اثبات وجود علقه متن با صاحب آن میسر خواهد بود. با پذیرش رابطه وثیق متن با مؤلّف، نمی توان در عمل فهم نسبت به نیت و مراد صاحب آن بی تفاوت بود؛ چرا که هر صاحب اندیشه ای سخنی را که به زبان می راند و جمله ای را که به قلم می آورد، درصدد انتقال پیام مورد نظر خود به دیگران است؛ بنابراین، آن معنایی که صاحب سخن از الفاظ و جملات اراده می کند، معنای نهایی آن سخن است و باید در پی فهم آن بود. درنتیجه، تفسیری صحیح است که مطابق با نیت صاحب سخن باشد.

۳.۳. نفی نسبی گرایی در فهم: بنابر آنچه گذشت مسئله رابطه معنای متن با مؤلّف، با موضوع نفی نسبی گرایی در فهم ارتباط تنگاتنگی دارد؛ زیرا با پذیرش وابستگی معنای متن به نیت مؤلّف و ضرورت کشف مراد او و تعیّن آن، نمی توان صحت و مشروعیت تمام فهم ها (به خصوص در عرض هم) را پذیرفت. تنها با طرد مؤلّف از صحنه متن و اعتقاد به استقلال معنایی متن و عدم تعین آن، راه برای تفسیرهای متعدد و متقابل از متن فراهم خواهد شد (کریمی، ۱۳۸۱، ص۶۴۷۴)؛ به همین دلیل هرش برای غلبه بر نظریه «فهم تاریخی گری ریشه ای» گادامری که نتیجه اش نسبی گرایی در فهم است، با تأکید بر رابطه متن با مؤلّف و متعین و قابل دسترس بودن معنای متن، معتقد است که فقط بر این مبنا می توان از اعتبار فهم سخن گفت (کورنزهوی، همان، ص۷۶ ۷۷). با قطع علقه معنای متن به نیت مؤلّف، حتی بر فرض تعین معنای متن، معنا دست نایافتنی شده، در نتیجه هر کسی معنای خاص خود را از متن خواهد فهمید.

۴.۳. ضرورت توجه به برخی ویژگی های مؤلّف: با وجود علقه بین معنای متن و مؤلّف، توجه به برخی اوصاف فردی و اجتماعیِ مؤلّف در فهم صحیح متن ضرورت پیدا می کند که در صورت نبود این وابستگی ضرورت نداشت؛ زیرا سخن هر متکلمی بازنمودِ ویژگی های وجود و دانش اوست. به همین دلیل ویژگی های صاحب سخن در محاورات عرفی قرینه پیوسته فهم سخن به شمار می رود. گوینده حکیم با توجه به آگاهیِ شنوندگان از ویژگی های وی، واژگان و عبارات خاص را به کار می گیرد و شنونده نیز با عنایت به ویژگی های وی سخنش را می فهمد. البته آن بخش از اوصاف صاحب سخن قرینه فهم است که برای مخاطبانْ آشکار و یا به آسانی قابل شناخت باشد. این نکته نیز شایان توجه است که شناخت اوصاف صاحب سخن در فهم آن قسمت از سخن اثرگذار است که در بیان افراد دیگر با اوصاف متفاوت، معنای متفاوتی داشته باشد (بابایی و همکاران، همان، ص۱۶۵۱۷۱).

۴. معانی آیات قرآن و مراد الهی

تلاش برای کشف مراد و مقصود صاحب سخن در مورد قرآن کریم که یک متن(۱۰) دینی و الهی است، نسبت به متون دیگر، اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا روح دین داری و التزام علمی و عملی انسانِ دین باور در گرو آن است که اعتقاد و رفتارش مورد پسند الهی باشد. فقط از طریق متن وحیانی می توان رفتار و کردار مورد پسند خدا را شناخت. بنابراین، رویکرد عالمانه و مؤمنانه به متون دینی این است که تمام سعی و تلاش در مسیر کشف و فهم مراد الهی صرف شود؛ بدین دلیل، بررسی فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف، به عنوان یکی از مبانی فهم، و نقش آن در فهم قرآن کریم، از مسائل اصلی عمل تفسیر به حساب می آید.

در صورتی فهم دقیق معانی و کشف رازهای قرآن کریم میسور است که بدانیم چه مقدار از آن الهی است. آیا علاوه بر محتوا، ساختار آن در نظام واژگان، و چینش جمله ها، آیه ها و سوره ها نیز وحیانی است؟ هر چه قلمرو الهی بودن ساختار قرآن وسیع تر باشد، گستره نکته سنجی و تیزبینی در آن بیشتر خواهد بود؛ زیرا متنی که از خدای آگاه به تمامی ظرافت ها و اسرار سخن است، با سخن انسانِ محدود، بسیار متفاوت است.

رابطه معنای متن و نیت صاحب آن در مورد قرآن کریم در دو محورِ کلی محتوا و قالب و سه محور جزیی: انتخاب واژگان و ترکیب آنها در آیه، تنظیم آیات در ضمن سوره ها و نظام بخشی به سوره ها در قالب مصحف، قابل پی گیری است.

اما اینکه محتوا و قالب قرآن کریم از آن کیست، پنج نظر مطرح است:(۱۱)

الف) قالب و محتوا هر دو از خداوند است. دو دیدگاه در این مورد وجود دارد: یا قالب یکی بیش نیست و یا قالب متعدد بوده، چندین قرائت از قرآن جایز است.

ب) محتوا از خداوند و قالب از حضرت محمد صلی الله علیه و آله است. بدین صورت که رسول اللّه صلی الله علیه و آله محتوای آیات را دریافت کرده و در قالب الفاظ به مردم ابلاغ فرموده اند (ابوزید، ۱۳۸۰، ص۵۱۷).

ج) محتوا از خداوند و قالب از جبرییل است. جبرییل از طریق ارتباط با لوح محفوظ و یا از راه دیگر به محتوای قرآن آگاهی پیدا کرده و آن را در قالب الفاظ به حضرت محمد صلی الله علیه و آله رسانده است.

د) قالب و محتوا از حضرت محمد صلی الله علیه و آله است. در این مورد سه دیدگاه وجود دارد:

اول، کلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عین کلام خداوند است؛ زیرا آن حضرت به مقامی رسیده که هر چه بگوید حق و مورد تأیید الهی است. در این باره گفته شده است: «وحی تابعِ او (پیامبر) بود، نه او تابع وحی. هر چه آن خسرو کرد شیرین بود… کلام پیامبر را عین کلام باری دانستن بهترین راه حل مشکلات کلامی تکلم باری است. چون شخصیت پیامبر مؤید است، عین وحی است هر چه می کند و می گوید (سروش، ۱۳۷۸، ص ۱۳ ۱۹).

دوم، حضرت محمد صلی الله علیه و آله به ناهنجاری های مردم عصر خود و نجات آنان بسیار می اندیشید و در اثر این تأملات، مطالبی بر دلش خطور می کرد که گمان داشت از طرف خداوند به او وحی می شود و آن بافته های خود را به عنوان وحی الهی به مردم ابلاغ کرد (فرید وجدی، ۱۳۴۳ق، ج۱۰، ص۷۱۹ – ۷۲۰).

سوم، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به عنوان سیاستمداری که می خواست بر مردم حکومت کند، برای اینکه مردم سخنش را بپذیرند، با توجه به نبوغی که داشت، مطالبی را از خود در قالب الفاظ می ریخت وبه عنوان وحی الهی به مردم ابلاغ می کرد (فرات، ۱۹۷۷، ص۱۷).

ر) محتوا و لفظ قرآن از آنِ افراد دیگری است که حضرت محمد صلی الله علیه و آله از آنان اقتباس کرده است. در اینکه آن حضرت قرآن را از چه کسی می آموخت، چند نظر مطرح است:

اول، از جنیان اقتباس کرده است. طبق بیان قرآن کریم اقوام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ایشان می گفتند: «وَ قَالُواْ یَآأَیُّهَا الَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ»(۱۲) (سوره حجر، آیه ۶) و بعد از قرن ها، برخی از مستشرقان به آن حضرت نسبت صرع می دهند (وات، ۱۳۴۴، ص۲۲).

دوم، از اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) اقتباس کرده است (رشید رضا، ۱۳۵۲ق، ص۶۵ و ۶۶).

سوم، از سلمان فارسی یا آهنگر رومی گرفته است (طوسی، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۴۲۷). احتمالاً برخی آیات به این مسئله اشاره دارد: «وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِیٌّ مُّبِینٌ»(۱۳) (سوره نحل، آیه ۱۰۳).

۵. الهی بودن محتوا و الفاظ قرآن

شواهد و دلایل بیرون دینی و درون دینی دلالت دارند که محتوا و الفاظ قرآن کریم وحیانی است و قرآن کریم سالم از هرگونه تغییر و تحریف، از راهی یقین آور در اختیار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرار گرفته است؛ آن حضرت نیز بدون هیچ تغییر، کاستی و یا افزایشی آن را به مردم ابلاغ فرموده اند و آنچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای مردم بیان فرموده بدون تحریف باقی مانده است؛ بنابراین، قرآن موجود در دست مسلمانان، همان قرآن فرود آمده از سوی خداست و هیچ عنصر غیرخدایی، عمدی یا غیرعمدی، در آن راه نیافته است. در نتیجه، قرآنِ موجود حجیت ظهوری دارد و راه دست یابی به مراد خداوند، همین قالبهای موجود آن است و باید الفاظ آن را جدی گرفت و به سیاق آیات توجه داشت.

۱. ۵. الهی بودن محتوای قرآن

تمام محتوای قرآن الهی است و هیچ یک از اقوالی که قرآن را از خود حضرت محمد صلی الله علیه و آله و یا انسان دیگری می داند، درست نیست؛ زیرا:

الف) اعجاز قرآن کریم دلیل روشنی بر الهی بودن این کتاب است. معجزه بودن قرآن از تحدی آن به هماوردی و عدم توانایی مخالفان بر این کار، علی رغم تلاش فراوانشان، استفاده می شود؛ چون این تحدی شامل تمام انسانها از جمله خود حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز می شود. بنابراین، دو تحلیل اخیر نیز درست نیست (سبحانی، ۱۴۱۲ق، ص۱۴۰۱۳۱؛ رشید رضا، همان، ص۱۱۶۱۲۱). مسأله تحدی در آیات متعددی مطرح شده است؛ از جمله: «وَ إِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَی عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَهٍ مِّن مِّثْلِهِ ی وَ ادْعُواْ شُهَدَآءَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ صَدِقِینَ * فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَ لَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکَفِرِینَ»(۱۴) (سوره بقره، آیه ۲۳ و ۲۴).

ب) هیچ شاهدی بر ابتلای حضرت محمد صلی الله علیه و آله به صرع وجود ندارد. حتی برخی از دانشمندان مسیحی بر صاحبان آن سخن خرده گرفته و اعلام کرده اند که هیچ نشانه ای از جنون و صرع در حضرت محمد صلی الله علیه و آله نبوده است (وات، ۱۳۴۴، ص۲۲)(۱۵).

ج) قرآن کریم هیچ گونه شباهتی با سخنان نوابغ و سیاستمداران ندارد؛ زیرا:

اولاً، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خلاف سیاستمداران و نوابغ به صراحت می فرمود: «قُل لاَّآ أَقُولُ لَکُمْ عِندِی خَزَآئنُ اللَّهِ وَلاَآ أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَلاَآ أَقُولُ لَکُمْ إِنِّی مَلَکٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحَیآ إِلَیَّ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الاْءَعْمَی وَالْبَصِیرُ أَفَلاَ تَتَفَکَّرُونَ»(۱۶) (سوره انعام، آیه ۵۰).

ثانیا، اندیشه و آرای سیاستمداران و نوابغ همواره در حال تغییر و تحول است، ولی در پیام هیچ تغییر و تحول و تضادی یافت نمی شود. قرآن در مورد خود می فرماید: «أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلَفًا کَثِیرًا»(۱۷) (سوره نساء، آیه ۸۲).

ثالثا، طبق سوابق زندگی پیامبر اسلام، وی بر خلاف نوابغ، بدون سابقه دانش آموزی و دانش اندوزی، معارف متعالی و یقینیِ مربوط به مبدأ و معاد و سرنوشت انسان را مطرح می کنند.

د) قرآن کریم اولاً، در باب جهان هستی و تمام ابعاد مختلف انسان سخن دارد که از توان یک نابغه خارج است و ثانیا، مطالب آن به هیچ وجه در جامعه سابقه نداشته است.

ر) قرآن از حوادث آینده خبر می دهد؛ مثلاً در مورد شکست رومیان از فارس و سپس پیروزی آنان می فرماید: «الآمآ * غُلِبَتِ الرُّومُ * فِیآ أَدْنَی الاْءَرْضِ وَ هُم مِّن م بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ * فِی بِضْعِ سِنِینَ لِلَّهِ الاْءَمْرُ مِن قَبْلُ وَ مِن م بَعْدُ وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ»(۱۸) (روم / ۱ ۴).

۱. ۱. ۵. آثار الهی بودن محتوای قرآن در فهم آن

اعتقاد و توجه به الهی بودن محتوای قرآن کریم آثار فراوانی در فهم آن دارد که به برخی از این آثار اشاره می کنیم:

الف) تعین معانی آیات: وجود علقه بین معنای متن و مؤلّف از یک سو و الهی بودن قرآن از سوی دیگر، دلالت دارد که معنای آیات این کتاب الهی، نه مبهم و رها، بلکه محدود و معین است. در روایتی آمده است که قرآن هیچ ابهامی ندارد: «فمن زعم ان کتاب اللّه مبهم فقد هلک و اهلک» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۹۲، ص۹۰ روایت ۳۴، باب ۸)؛ بنابراین، هر معنایی را برنمی تابد و هر جامه ای بر قامت واژگان و جملات آن مناسب نمی آید.

ب) ضابطه مندی فهم قرآن: کشف و ارائه معیار سنجش فهم درست از نادرست همواره دغدغه خاطر اندیشه وران قرآنی بوده است. الهی بودن قرآن و تعیّن معنای آن، ضرورت توجه به نیّت الهی و فهم و تفسیر را می رساند. بر این اساس، باید به دنبال کشف مراد الهی از آیات قرآن بود و تفسیرِ صحیح آن است که به مراد الهی از آیات دست یابد.

ج) نفی نظریه تکثر قرائت از دین: وقتی پذیرفتیم که خداوند از آیات قرآن معانی معینی را اراده کرده است که باید آن را کشف کنیم، هر فهمی از قرآن کریم صحیح نخواهد بود؛ بنابراین، نمی توان صحت و مشروعیت فهم های متکثر (به خصوص در عرض هم) از قرآن را پذیرفت (کریمی، همان). بر این اساس، کسانی که به رغم قبول فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف، برای صحیح جلوه دادن فهم های متعدد از متن، می خواهند اثبات کنند که تمام فهم های مفسّران مراد الهی است، تلاشی نافرجام دارند. وقتی به ایشان گفته می شود، فهم های مختلف از متن ناشی از تأثیر ذهنیات و پیش داوری برخی مفسّران است، می گویند: تنوع اذهان در نهایت به تنوع معنای متن برمی گردد و متن نسبت به بسیاری از معانی لااقتضا است (سروش، ۱۳۷۶ش، ص۱۷)؛ حال آنکه با قبول فایل پاورپوینت کامل علقه معنای متن به مؤلّف، معنا تعین خواهد داشت.

د) سلامت قرآن از سخن باطل: با اعتقاد به تعلق معنای متن به صاحب آن و الهی بودن محتوای قرآن کریم، توجه به برخی اوصاف خداوند در تفسیر ضرورت پیدا می کند؛ زیرا، چنانکه گفتیم، سخن بازنمودِ ویژگی های وجود و دانش صاحبش است. قرآن کریم وحی خدای آگاه به همه امور و منزّه از هر گونه خلاف گویی و دروغ است و هیچ مطلب خلاف واقع در آن راه نیافته است. اثر این اعتقاد در فهم برخی از آیات قرآن کریم بسیار روشن است؛ مثلاً قرآن کریم در وصف مسجدالحرام می فرماید: «وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنا» (آل عمران، ۹۷). مدلول ظاهر آیه این است که هر کس وارد مسجدالحرام شود از هر شری در امان خواهد بود؛ ولی چنانکه امام صادق علیه السلام در توبیخ ابوحنیفه فرمودند (مجلسی، همان، ج۲، ص۲۸۷)، چنین نبوده و عبداللّه بن زبیر و سعید بن جبیر در آنجا کشته شدند. چون آیه شریفه سخن خداست، از این ظهور انصراف دارد و مراد، امن تشریعی است؛ یعنی بر حرمت تعرض به پناه برنده به کعبه دلالت دارد و یا مراد این است که اگر کسی با تمام شرایط وارد کعبه شود و اعمال آن را کامل انجام دهد، در آخرت از عذاب الهی در امان خواهد بود (طبرسی، ۱۴۰۸ق، ج۱۲، ص۷۹۷ و ۷۹۸).

۱. ۱. ۶. تأثیرناپذیری قرآن از اوضاع و احوال بیرونی

با عنایت به اینکه قرآن کریم سخن خداوندِ آگاه به تمام امور و توانا بر هر کاری است، فرض اثرپذیری آن از اوضاع و احوال خارجی منتفی است؛ بنابراین، درست نیست گفته شود که مسائلی مانند جن، چشم زخم و سحر که قرآن به آنها اشاره دارد، واقعیت ندارند و از افکار و عقاید نادرست دوران جاهلی اند و علوم نیز آنها را تأیید نمی کنند. علت یا علل ورود این عقاید ناصواب، به ساحت قرآن کریم، به دو روش تبیین شده است: یکی «تاریخمندی قرآن کریم» و دیگری «بازتاب فرهنگ زمانه در قرآن کریم» که این دو را به اختصار بررسی می کنیم:

الف) تاریخمندی: قرآن کریم به زبان بشری است و زبان، نه بازتاب مستقیم جهان خارج و عین، بلکه نشانه های معطوف به «تصورات» و مفاهیمی است که در ذهنِ خودآگاه یا ناخودآگاه جمعی افراد جای دارند؛ بنابراین، قرآن بدین دلیل از جن، چشم زخم و سحر سخن می گوید که مردم صدر اسلام، وجود آن ها را قبول داشتند. پس این الفاظ به کار رفته در قرآن، بر مفاهیم ذهنی آنها دلالت دارد و برای اثبات وجود سحر، نمی توان به روایتی استناد کرد که در آن از مسحور شدن پیامبر صلی الله علیه و آله به دست یهودیان یاد می شود؛ زیرا، واقعیت فرهنگی آن زمان پدیده سحر را باور می کرد و در آن شک و تردیدی روا نمی داشت (ابوزید، ۱۳۷۶ش، ص۳۳۴، ۳۵۷ و ۳۶۰).

نقد و ارزیابی: این سخن با الهی بودن قرآن کریم منافات دارد؛ زیرا قرآن از طرف خداوندِ عالم به تمام اشیای آشکار و پنهان آمده است: «قُلْ أَنز

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *