توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل علوم انسانی و جهانی شدن / سخنرانی دکتر رضا منصوری؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل علوم انسانی و جهانی شدن / سخنرانی دکتر رضا منصوری انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 54 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل علوم انسانی و جهانی شدن / سخنرانی دکتر رضا منصوری:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل علوم انسانی و جهانی شدن / سخنرانی دکتر رضا منصوری آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل علوم انسانی و جهانی شدن / سخنرانی دکتر رضا منصوری با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل علوم انسانی و جهانی شدن / سخنرانی دکتر رضا منصوری از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل علوم انسانی و جهانی شدن / سخنرانی دکتر رضا منصوری، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علوم انسانی و جهانی شدن / سخنرانی دکتر رضا منصوری :
چکیده:
در این مقاله که برگرفته از سخنرانی دکتر منصوری است به مسأله علوم انسانی و مشکلات آن در ارتباط با جهانی شدن در حوزه کشور ایران پرداخته می شود. در ابتدا به قدمت دانشگاه ها در ایران پرداخته می شود و علل شکل گیری آنها مورد بررسی قرار می گیرد. سپس به میزان رشد مسایل علمی پس از انقلاب پرداخته می شود و آن را با دیگر کشورها و استاندارهای بین المللی مقایسه می کنند. ایشان تأکید می کنند که ما باید با زبان ادیان و علوم مختلف آشنا باشیم تا بتوانیم با آنها ارتباط برقرار نماییم. در نهایت استاد، دانشگاه امام صادق علیه السلام را با توجه به وحدت حوزه و دانشگاه مستعد مرجع شدن برای کل دنیا می دانند و تعدادی راهکار برای آن ارائه می دهند.
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از مشکلاتی که من بارها در نوشته های خود طرح کرده ام مساله علوم انسانی، پیچیدگیها و مشکلات آن در ارتباط با جهانی شدن و در ارتباط با خروج از انزوای کشور ماست. اجازه دهید تعبیری به کار ببریم: ما چند نهاد سنتی و غیرسنتی در کشورمان داریم. ما حوزه را داریم با سابقهای بسیار طولانی که به قبل از اسلام بر می گردد. تجارت سنتی را هم داریم که سابقهای بسیار طولانی دارد و به کل دوران چند هزار ساله کشور ما برمیگردد. این دو نهاد، دو درخت تنومند هستند که ریشه در عمق فرهنگ کشور ایرانی و اسلامی ما دارند؛ یعنی هر کدام دست کم هزار سال و یا چند هزار سال قدمت دارد.
ما دانشگاه و صنعت را هم داریم که عمرشان کمتر از صدو پنجاه سال است؛ اگر از زمان مشروطه و دارالفنون حساب کنیم، هنوز عمرشان صدو پنجاه سال نشده است.
تجارت سنتی و حوزه، یک امتزاج قوی و طولانی دارند و همدیگر را درک می کنند. اتفاقهای دوران مشروطه و انقلاب اسلامی و بعد از آن این را به وضوح نشان می دهد. ولی دو نهاد دیگر، نه با خود ممزوج هستند نه با دو نهاد دیگر. دانشگاه با صنعت ارتباط محدودی دارد. هر دو نهاد از واردات غرب هستند و هنوز ریشه در کشور ندوانده اند. بنابراین با دو نهاد دیگر (تجارت سنتی و حوزه) ارتباط بسیار ضعیفی دارند.
شعار وحدت حوزه و دانشگاه بعد از انقلاب واقعا مساله است. این وحدت اصلا امکان دارد؟ ما چقدر در دوران انقلاب و بعد از آن که این شعار را به کار برده ایم موفق بوده ایم؟ اگر به اتفاقاتی که در این ۱۵۰ سال در دانشگاههای ما افتاده نگاه کنیم (البته با تسامح گفتیم؛ چون بیش از ۷۰ سال نیست.) میبینیم که این دانشگاه وارداتی ما، نهادی نبوده است که خود را تعریف کند ما فقط به دلیل اینکه در غرب پیشرفته نهادی به اسم دانشگاه وجود دارد و ما هم خواستیم پیشرفته باشیم، نهاد دانشگاه را کپی کردیم و موسساتی ساختیم به نام دانشگاه، که قرابت آنها با آنچه در کشورهای صنعتی است بسیار اندک است.
همین اتفاق در مورد صنعت هم رخ داده است. صنایع ما در واقع کپی سازی از روی چیزی بود که در غرب وجود داشته است. اگر در زمان امیرکبیر به قند احتیاج بود، کارخانه قندسازی وارد کردند. ولی متوجه نبودند یعنی چه. و حتی متوجه نبودند که در قرون اول هجری تولید قند در کشورهای اسلامی از جمله ایران یا مصر چگونه بوده است و چه قدمتی داشته است. مستقل از این قدمت، نهال کارخانه را در ایران کاشتند. بدون اینکه توجه کنند که چگونه باید آبیاری بشود و به چه نوع آبی احتیاج دارد. به هر حال کارخانه ها نهادهای مدنی هستند که رشد می کنند، اما به هیچ وجه به رشد اینها توجه نشده است و هنوز هم آن طور که شاید و باید توجه نمی شود. این دو مشکل را هم با صنعت داریم و هم با دانشگاه.
داستان اسلامی شدن دانشگاهها خیلی ها شعار تلقی بکنند. ولی یک ریشه و جوهره بسیار قوی در این مفهوم استقلال دانشگاهها هست و اسلامی شدن آنها هست و آن اینکه به هر حال دانشگاه در کشور ما باید تعریف بشود. اگر ما این مساله کپی از غرب را کنار بگذاریم، برای چه نیاز به دانشگاه داریم؟ اسناد ما از زمان مشروطه نشان می دهد که ایجاد دانشگاه دارالفنون، دانشگاه تهران و حتی دانشگاه شیراز و صنعتی شریف، که آخرین دانشگاههای خوب قبل از انقلاب بودند و دانشگاه تربیت مدرس که بعد از انقلاب تاسیس شد بیشتر بر این مبنا بوده است که چون ما پول کافی نداریم که معلم و مهندس از خارج بیاوریم، پس بیاییم دانشگاه احداث کنیم تا معلم و مهندس را در داخل کشور تربیت کنیم. اسنادی از زمان پهلوی اول هست که تیمور تاش تلگرافی برای مرحوم عیسی صدیق در دانشگاه امریکا فرستاد. دقیقا در آن گفته شده است که چون ما پول و دلار نداریم، از شما می خواهیم که طرح دانشگاه بدهید. این طرح بعداً تبدیل به دانشگاه تهران شد. در زمان امیرکبیر هم همین طور است، از طرف ناصرالدین شاه تلگرافی به مخبرالسلطنه در برلن می رسد که ما مشکل داریم؛ مهندس نیاز داریم و معلم نداریم. این تلگراف منجر به اتفاقاتی می شود که به شروع دارالفنون ختم می شود.
دانشگاه تربیت مدرس هم همینطوراست. من از ابتدا در جریان طرحش بودم. همانطور که از نامش بر می آید، تلقی شده است که، دانشگاههای ما اسلامی نیست و ما می خواهیم مدرسانی را در ایران تربیت کنیم که در چارچوب تفکر اسلامی رشد کنند. پس همین جا مبنای مفهوم غلطی گذاشته شد، الان دانشگاه تربیت مدرس نه آن تربیت مدرسی است که براساس آن انگیزه تاسیس شد و نه کاری را که باید انجام بدهد می دهد. در عین اینکه یکی از بهترین دانشگاههای به لحاظ تحقیقاتی است. ما هیچگاه فکر نکردیم که برای چه به دانشگاه نیاز داریم و دانشگاه یعنی چه. شما هیچ تعریف مکتوبی نمی بینید که دانشگاه را در کشور تعریف کرده باشد.
بحث هایی هم که در شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده، به شدت نازل بوده است و به عمق قضیه نرفتهاند. وحدت حوزه و دانشگاه در واقع بیانگر یک معضل است، ولی فلسفه ای پشتش نیست که ما برای چه باید را بکنیم. اصلا وحدت حوزه و دانشگاه لزومی دارد ؟ آیا بهتر نیست دانشگاه را تعطیل کنیم؟ آیا بهتر نیست که ما دانشگاه را تعریف کنیم؟ وقتی که برکنه قضیه برگردیم، می فهمیم که یک اشکال اساسی در کار است و آن اینکه ما نتوانستیم برای فکر و تفکر جایگاهی تعیین کنیم و به همین دلیل علوم انسانی ما این قدر عقب افتاده است.
من فکر می کنم که اگر واقعیات کشور را صریح بیان کنیم، بسیار به رشد کشور کمک کرده ایم؛ تا اینکه در لفافه صحبت کنیم و واقعیات را به دلیل اینکه ممکن است مزاحمت هایی ایجاد کند کتمان کنیم. آمار بین المللی ما نشان می دهد که در دوران (انقلاب از ابتدا تا سال ۶۸ ) ما در مسایل علمی به شدت نزول کردیم. بعد از اتمام جنگ، رشد ما شروع شد و تقریبا ۲۰% در سال رشد علمی کردیم. این نشان می دهد که ما در زمینه علوم پایه رشد خیلی خوبی داشتیم و این میانگین، ده ساله در واقع بالای میانگین بین المللی است. ما در پزشکی عقب تر هستیم ولی در مهندسی رشد نسبتا خوبی داشتیم. در کشاورزی هم نسبتا برابر میانگین بین المللی رشد کردیم. به لحاظ درصد، در علوم انسانی عقب هستیم. خیلی جاها استدلال می شود که علوم انسانی در کشور ما به زبان فارسی است و زبان فارسی انعکاس بین المللی ندارد. این استدلال درست نیست، به این دلیل که این مشکل در همه رشته های دیگر هم هست. البته شاید بشود گفت کسانی که در علوم مهندسی هستند با زبان انگلیسی آشناترند و آثارشان را به زبان انگلیسی منتشر می کنند ولی خیلی هم اینطور نیست. وقتی وارد مسایل آنها می شویم می بینیم همین مشکل است. بخشی به خاطر زبان است و بخشی به علت اینکه دانشگاهیان ما اصلا به این سمت نمی روند که خود را در سطح بین المللی نشان بدهند.
ما در علوم دینی، از علوم بین المللی عقب هستیم و آثار ما تا سال ۲۰۰۱ میلادی، واقعا از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کند. برای یک انقلاب و در کشوری که ادعای انقلاب فرهنگی می کند خیلی وحشتناک است. من خاطرم هست که پنج سال پیش در دانشگاه گرگوری رم، در خدمت دکتر معین بودیم و از کتابخانه بازدید می کردیم. دانشگاهی که در واقع مسیونر تربیت می کند. طلبه تربیت می کند و به کشورهای آسیایی یا آفریقایی اعزام می کند. در کتابخانه این دانشگاه ۱۸۰۰ عنوان مجله بین المللی وجود داشت. عناوینی که اگر بگویم ممکن است تعجب کنید. مجله نورولوژی مغز و اعصاب- هم بود. من از همراهم پرسیدم در اینجا در رشته الهیات محض ای
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.